دریافتی

ویار اتمی رئیس جمهور

ارسال توسط گاهنامۀ هنر و مبارزه

پیشگفتار :

مقالۀ حاضر به قلم رفیق ا.م.شیری زیر عنوان «ویار اتمی رئیس جمهور» در 25 آبان 1388، سال 2009 یعنی تقریباً 8 سال پیش از این نوشته شده و نشان می دهد که نظریات دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا دربارۀ استفاده از سلاح هسته ای در ادامۀ نظریات رئیس جمهور پیشین واقع شده است . او این مقاله را در پاسخ به مقالۀ «حملۀ اتمی ایالات متحده علیه ایران تا دو سال دیگر» (گاهنامۀ هنر و مبارزهحمید محوی 17 ژوئن 2017) فرستاده است.

ا.م. شیری در گفتگو دربارۀ احتمال حملۀ اتمی به ایران گفت : «من متعجب از آنم که واقعیتهائی را که برخی از ما تحلیلگران امروز می بینیم، دولتها و اپوزیسیون آنها ده سال بعد هم نمی بینند. راز این کور ذهنی آنها چیست، من نمی دانم، پرسش بسیار هوشمندانه ای که می تواند موضوع تأملات آیندۀ ما باشد.

در اینجا باید یادآور شوم که مقالۀ «به قراردادهای شرکتهای هواپیمائی ایران با بوئینگ و ارباس بگوئیم نه» که در مجلۀ هفته و سایت افغانستان آزاد، و سایت مشعل نیز منتشر شد(البته عنوان اصلی مقاله چنین است : «جمهوری اسلامی ایران تا بیش از 31 میلیارد دلار تروریستها را تأمین مالی کرده است. به قراردادهای شرکتهای هواپیمائی ایران با بو ئینگ و ارباس بگوئیم نه !») … این مقاله را در پیوست با یک پیغام الکترونیکی به شرکتهای هواپیمائی ایران برای درخواست باطل نمودن قراردادهای خرید هواپیماهای ارباس و بوئینگ ارسال کرده ام. حملۀ تروریستی و تداوم تهدیدات اتمی علیه ملت ایران، مدارک و دلایل قانونی برای توجیه نقض قرارداد و رفع مسئولیت از ایران در قبال خسارت ناشی از نقض قراردادها خواهد بود.

با آگاهی به این امر که تا روزی که نیروهای ناتو از خاورمیانه خارج نشده اند، تروریسم همواره ملت ایران و مردم این منطقه از جهان را هدف قرار خواهد داد، و علاوه بر داعش و طالبان و القاعده و اخوان المسلمین و خلاصه جهان اسلام متحد نظام سرمایه داری کدام تهدید تروریستی و تمدن ستیزی بالاتر از تهدید با سلاح هسته ای می تواند وجود داشته باشد ؟ که پیش از همه و پیش از نظامیانی که در سنگرهای زیر زمینی در عمق بیش از 500 متر پناه گرفته اند و کمترین خسارات را تحمل خواهند کرد، غیر نظامیان را هدف گرفته و تهدید می کند. جای بسی شگفتی ست که مدافعان حقوق بشر هیچ وقت احساس آرامش و امنیت مردم بی دفاع در مقابل تهدید اتمی کشورهای مسلح به سلاح اتمی را جزء حقوق بشر بحساب نیاورده اند. با این حساب که اخیراً عربستان سعودی در سال گذشته (اخیراً، از قید تاریخ دقیق وقوع آن در اینجا معذورم) بمب هسته ای تاکتیک علیه یمن به کار برد. تکبر کشورهای امپریالیستی و آنگلوساکسون قابل تحمل نیست، از یکسو سد ها میلیارد دلار به شترسواران خرماخور عربستان اسلحه در وضعیت وابسته به مستشاران کشورهای سازنده می فروشند در حالی که معلوم هم نیست با کی می خواهد بجنگد و علیه کدام تهدید خودش را تا این اندازه مسلح می کند ؟ به شترسواران سلاح اتمی می دهند، برای پیاده نظامشان از جمله «داعش» برای کارهای تروریستی اسلحه می فرستند، در حالی که مدعی مبارزه علیه تروریسم هستند. و از سوی دیگر بحرین را با کلاهبرداری و توافق رژیم پهلوی از ایران جدا می کنند تا تبدیل شود به پایگاه نظامی آمریکا، و بُرد موشکهای کوتاه بُرد (از دیدگاه من 2000 کیلومتر هنوز کوتاه بُرد است) که فاقد تکنولوژی برتر می باشد را پس از بهانۀ «بمب اتمی ایران» به مثابه بهانه جرم تلقی کرده و به تحریمهایشان ادامه می دهند، و دائماً مردم ایران را با بمب هسته ای تهدید می کنند.

در چنین چشم اندازی چگونه ممکن است که شرکتهای هواپیمائی ایران تا بیش از 31 میلیارد دلار با امپریالیستها که تروریستهای اصلی هستند معامله کند، و حمل و نقل مسافربری ایران را به داعشی ها وابسته کند؟ آیا باید باور کنیم که ارباس و بوئینگ بی تقصیرند و با تروریستهای داعش ارتباطی نداشته اند  و به آنها خدمتی نکرده اند؟ پس بچه شیر خوره های ایرانی تقصیر کار هستند که باید قربانی بمب اتمی باشند که می خواهند حتماً به وسیلۀ هواپیماهای ساخت بوئینگ روی سر ملت ایران فرو بریزند ؟ شرکتهای هواپیمائی ایران باید پاسخگوی این مسائل و مشکلات باشند و ما برای آگاهی عمومی مردم ایران یک لحظه بی کار نخواهیم نشست. این قراردادها خیانت به ایران و همکاری با تروریسم بین المللی ست و از دیدگاه ما نمی تواند معتبر باشد.

برای ایرانیان دست کم این امکان وجود دارد که علیه این قراردادهای ننگین ضد ایرانی و ضد بشری به شرکتهای هواپیمائی ایران هشدار بدهند که دچار چه اشتباه بزرگی شده اند، و در صورتی که دلیل و برهانهای ما را موجه می دانند، مخالفت خودشان را به هر طریقی به شکل فردی و گروهی به مقامات ایرانی اعلان کنند. من اعتراض خودم را به آدرسهای زیر فرستاده ام که آدرس سایتهای شرکتهای هواپیمائی ایران است.

info@respina24.com


Pr@iranair.com

,
Complains@iranair.com

,
Herasat@iaa.ir

حمید محوی/گاهنامۀ هنر و مبارزه/پاریس/19 ژوئن 2017

ویار اتمی رئیس جمهور

ا. م. شیری

بگزارش تلویزیون خبری بی. بی. سی. فارسی انگلیس، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در جریان سفر هشت روزه آسیائی خود، که برای شرکت در اجلاس سران ٢۱ کشور عضو «آپک» ــ سازمان همکاری اقتصادی کشورهای آسیا و حوزه اقیانوس آرام ــ به سنگاپور نیز سفر کرده است، در این کشور گفت: «آمریکا آماده است برای تأمین امنیت این منطقه آسیا، از قدرت بازدارندگی اتمی خود استفاده کند». وی، همچنین این موضوع را مورد تأکید قرار داد که، «آمریکا از تسلیحات اتمی ایران و کره شمالی نمی ترسد» (۱٤ نوامبر ٢۰۰٩).

این اظهارات بسیار خطرناک و خیره سرانه رئیس جمهور آمریکا، حاکی از وفاداری اوباما به این سنت دیرین کاخ سفید است که همه جنگهای استعماری ایالات متحده آمریکا را دموکراتها آغاز کرده اند، جمهوریخواهان ادامه داده اند و دوباره دموکراتها به پایان برده اند. کاخ سفید که متناوباً بین دموکراتها و جمهوریخواهان دست بدست می شود، از جنگهای شبه جزیره کره در سال ۱٩٤٨ گرفته تا جنگهای دو دهه اخیر که از حمله به یوگسلاوی و تکهپاره کردن این کشور آغاز کرد و امروز از افغانستان و عراق تا پاکستان، یمن و عربستان سعودی ادامه دارد، همیشه به این سنت تجاوزکارانه پایبند بوده است.

نا گفته نماند که احتمالا بخاطر همین بی مبالاتی خطرناک رئیس جمهور آمریکا بود که کانال تلویزیونی فوق الذکر و همچنین خبرگزاریهای معتبر جهانی اصلا روی این بخش از گفته های اوباما توقف نکردند و همین فرمایشات اوباما در سنگاپور، نه تنها از سوی تقریبا همه کارشناسان و تحلیلگران مسائل بین المللی، ناشنیده گرفته شد، حتی، از طرف همه آنهائی که، به بهانه مبارزه برای دموکراسی، کلمه امپریالیسم را از ادبیات سیاسی خارج کرده اند نیز، مورد توجه قرار نگرفت. این دسته توجه ندارند که، مبارزه برای دموکراسی، جدای از مبارزه با امپریالیسم، چیزی جز بازی با کلمات و عبارات نمی تواند باشد.

باراک اوباما که با شعار «تغییر» در پایانه هفته سوم ماه اول سال جاری بعنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد کرد و در کاخ سفید مستقر شد، طبیعی بود که توان انجام تغییرات مثبت، بویژه در سیاست خارجی آمریکا را ندارد. زیرا، هر گونه تغییر در سیاست آمریکا بمفهوم تغییر در ماهیت امپریالیستی این کشور است و چنین تغییری هم با تعویض ساکنان کاخ سفید و یا تغییر روش شخصیتها امکان پذیر نیست. فراموش کردن این موضوع که در شرایط سلطه امپریالیسم بر جهان، خطر گر گرفتن آتش جنگها هیچوقت منتـفی نیست، اشتباه بسیار بزرگ و خطرناک آن گروه از سیاستمداران و تحلیلگران مترقی بحساب می آید که به وعده ها و شعار «تغییر» اوباما دلخوش کرده و بدون توجه به سرشت طبقاتی امپریالیسم، ماهیت آن را با تغییر لحن درسخنان، رفتارها و روشهای شخصیتها، قابل تغییر می دانند. این دسته از سیاسیون، بدون اینکه ماهیت مطلقاً ارتجاعی امپریالیسم را مورد توجه قرار دهند، کارگزاران این نظام غیرانسانی را به نیک و بد، به مهربان و خشن تقسیم می کنند و بر اساس این دید غیرعلمی، به نتایج بغایت ارتجاعی، غیرعقلانی و غیرمنطقی می رسند. دیدگاه سیاسی این جماعت، با اصل نظام سرمایه داری، بویژه، با مرحله امپریالیستی آن مخالفتی ندارد. آنها با تقسیم سرمایه داران به خوب و بد، از خوبان پشتیبانی می کنند. این دوستان برای اینکه توهمات و ساخته های ذهنی شان فرو نریزد، چشمان خود را بر واقعیات می بندند و بر گوشهایشان پنبه می چپانند تا، زحمت بازنگری به مواضع و نظرات خود را به خود ندهند.   

دوره ده ماهه ریاست جمهوری باراک اوباما گواه آن است که، شعار «تغییر» وی چیزی نبود جز این که، میدان جنگ آمریکا با تروریسم، از افغانستان تا پاکستان گسترش یافت و موضوع جنگ، از بنیادگرائی اسلامی به جنگ بین شیعه و سنی در شبه جزیره عربستان و یمن تبدیل شد. غیر از این دو تغییر محسوس، فعلاً هیچگونه چشم انداز خلاصی از «چنگال کابوسهای وحشتناک» در سیاست آمریکا مشاهده نمی شود.

خوابنما شدن، از هیچ و پوچ، دیو و هیولا ساختن و خود را به وحشتزدگی زدن، همیشه مهمترین شیوه و بهانه آمریکا برای لشکرکشی و مستعمره سازی کشورها بوده است. زیرا، تاراج ثروتهای مستعمرات، منبع اصلی تمام قدرت نظامی و اقتصادی آمریکاست و این کشور علی الظاهر بسیار قدرتمند، اولاًــ بدون مکیدن شیره جان مردم دیگر کشورها و ثانیاً ــ بدون چاپ و صدور اسکناس بی پشتوانه که تمام فجایع اقتصادی و گرسنگی مردم جهان از آن است، حتی یک سال، توان سرپا ایستادن را نخواهد داشت. سیاستگزاران امپریالیسم که تا ٢۰ سال پیش، مرتب از هراس شبح کمونیسم بخود می پیچیدند، بعد از یکسره کردن کار این «شبح»، بفکر تشکیل خاورمیانه بزرگ افتادند و برای رهائی از کابوس تروریسم اسلامی و بنیادگرائی اسلامی، خاورمیانه را بخون کشیدند و امروز هم خیال دارند امنیت آسیا را باتکاء توان بازدارندگی اتمی خود تأمین کنند. عجیب اینکه، تنظیم کنندکان چنین بیانات رئیس جمهور طرفدار تغییر، یا معنی امنیتی را که احتمالاً باید به نیروی تسلیحات اتمی امریکا تأمین شود، نمی فهمند و یا خود را به نفهمی می زنند! و از آن عجیب تر اینکه، این بار کابوس تسلیحات اتمی ایران، که هنوز هیچ نشانه ای از وجود آن در دست نیست و کره شمالی که بر کسی روشن نیست اصلاً کلاهک هسته ای دارد و یا صرفاً برای امتیازگیری از باج خواهان بین المللی، بلوف می زند، خواب بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی ــ اتمی جهان را بر آشفته است. نکته بسیار ظریف و شایسته توجه این است که، بزرگترین قدرت جهان، یک روز برای مقابله با تروریسم به افغانستان تاراج شده و گرسنه لشکر کشی می کند، روز دیگر برای نابود کردن تسلیحات کشتار جمعی موهوم، عراق را تحت اشغال خود در می آورد و بدیگر روز، روستائیان گرسنه پاکستان را هدف حملات هوائی قرار می دهد، در عربستان و یمن، جنگ شیعه و سنی براه می اندازد و امروز مثل اینکه، بار دیگر ویار اتمی دارد و باز هم به هوس استفاده از تسلیحات اتمی در آسیا افتاده است.

اظهارات رئیس جمهور آمریکا در مورد امکان استفاده از قدرت بازدارندگی تسلیحات اتمی این کشور برای تأمین امنیت منطقه آسیا، نشان می دهد: ایالات متحده آمریکا که بعنوان اولین کشور در تاریخ با بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن در ماه اوت سال ۱٩٤۵، سلاح اتمی را برعلیه بشر بکار برده است، نه درسی از «گذشت روزگار» آموخته است و نه از هیچ «استادی» خواهد آموخت. چرا که، تاراج ثروتهای مردم جهان به هر وسیله ای، تنها هدف مقدس صاحبان امروزی اتازونی، سرزمین سرخپوستان است. از نظر کارگزاران امپریالیسم آمریکا، مهمترین مسئله، رسیدن به همین هدف است، حتی اگر به قیمت جان صدها میلیون انسان، آلوده و خالی از سکنه ساختن بخش اعظم کره زمین هم تمام شود. تا اینجا، مسئله روشن است. اما، در میانه این میدان، وظیفه نیروهای انساندوست، صلح طلب و عدالتخواه چیست؟ بنظر می رسد که فقط با تکیه بر خرد جمعی، می توان پاسخ دقیق این سؤال را داد!

٢۵ آبان ۱٣٨٨