اخبار ایران و جهان

ادبیات فلسطین،ایدئولوژیک است؟

ادبیات زاری و مقاومت در فلسطین.

علیشاه سلطانی

ادبیات فلسطین،ایدئولوژیک است؟

اصطلاح «ادبیات مقاومت» در فرهنگ سیاسی ایران ریشه در ادبیات فلسطین ویادر ادبیات ضد فاشیستی اروپا دارد.زمان تولد ادبیات داستانی فلسطین را باید سال 1937 میلادی دانست؛ زمانی که کتاب داستان های کوتاه محمد سیف ایرانی منتشر شد،گرچه منتقدین ادبی آثار اورا بخشی از ادبیات زاری،گریه و ماتم میدانند.

محمد شاهین،نویسنده دیگر فلسطینی به دلیل توصیف آداب و رسوم و استفاده از زبان عامیانه کوچه و بازار ومعرفی زندگی روستایی، تصویری زنده از محیط اطراف خودنشان میدهد.اوبعدها ازنوشتن داستان کوتاه دست کشید و به خلق رمان پرداخت.

ادبیات فلسطینی را میتوان به سه بخش تقسیم نمودادبیات تبعید،یعنی ادبیاتی که در سایر کشورهای عربی از طریق فلسطینی ها نوشته شده. ادبیات افراد مقیم اروپا و امریکا را رسما جزو این بخش بشمارنمی آورند. دوم،ادبیات نواحی اشغالی مانند نوار غزه و غرب رود اردن. سوم،ادبیات فلسطینی های درون اسرائیل و مقیم آنجاست.

هرسه شاخه ادبیات فلسطینی یعنی ادبیات تبعید،ادبیات مناطق اشغالی، و ادبیات فلسطینی های درون اسرائیل،نشان دهنده یک حرکت تکاملی در زمینه ادبیات داستانی هست.

داستان کوتاه در ادبیات فلسطین سه مشخصه داردحرکت ازادبیات تسلیم و ناامیدی بسوی ادبیات معترض،وحرکت ازادبیات اعتراضی به ادبیات مبارزوانقلابی. اینگونه ادبیات سه خصوصیت داردادبیات بومی و ملی،ادبیات تقلیدی از نویسندگان مشهورجهانی،وادبیات ترجمه شده.

ادبیاتی که به دلیل اشغال سرزمین ها و رانده شدن مردم، توسط اسرائیل، بوجود آمد،حاوی احساسات افسرده و غمگینی است.ادبیات داستانی اوایل قرن بیست فلسطینی همچون سایر کشورهای خاورمیانه دهها سال نتوانست با ادبیات شعری و نظمی رقابت کند،تا اینکه به علت رواج رسانه ها مخصوصا مطبوعات،داستان کوتاه در میان علاقه مندان مسائل سیاسی و فرهنگی هم دوستداران خودرا پیدا نمود.

درتاریخ ادبیات اجتماعی وانتقادی،ادبیات مسئول و ملتزم همیشه اهمیت خاصی داشت.با نقد وبررسی ادبیات مدرن غرب مانند آثار جویس، کافکا،فاکنر،کامو،ویرجینیا ولف، زیبایی شناسی و استتیک ادبیات مسئول نیز اهمیت خود را به نمایش گذاشت.درنیمه اول قرن بیست ادبیات مسئول سارتر و کامو علاقمندان خودرا یافت.

ادبیات چپ، ادبیات اگزستنسیالیستی، وادبیات ایدئلوژیک که جنبه تبلیغاتی قوی و آشکار داشت،درمیان اهل کتاب با مشکل روبرو شد.تضاد بین مرگ و آوارگی هزاران قربانی جنگ زده فلسطینی و خوشبینی مکتب رئالیسم سوسیالیستی، کاملا آشکارشد.در میان قشر روشنفکرو تحصیل کرده مقیم خارج،معمولا ایدئولوژی مارکسیسم و ناسیونالیسم بدون برخورد انتقادی پذیرفته میشد.

داستان کوتاه نویسی همچون سایر جوامع، تجربه و آزمایشی بود برای کارهای گسترده تر از جمله رمان و نوول. بعضی کارشناسان، اشاعه رمان نویسی را بدلیل فعالیت ادبیات مقاومت میدانند.

در مورد فلسطینی های ساکن درون اسرائیل میتوان گفت که آنها همیشه خودرا در محاصره فرهنگی اسرائیل می بینند و چون سایرفلسطینی ها به دلیل سرخورده گی ناشی از شکست اعراب، به جانبداری ازمبارزات و مقاومت در ادبیات پرداختند.

آثاراهل قلم فلسطینی های ساکن اسرائیل فقط گاهی در نشریات مترقی و چپ اسرائیل از جمله در مجلات اتحاد،جدید، صبح، چاپ ومنتشر میشد. تا سال 1981 لیست سیاهی از پنجاه کتاب ممنوعه ادبی عرب دراسرائیل تهیه شد و ورود و فروش ادبیات عرب مخصوصا ادبیات اعتراضی و مقاومت در نواحی اشغالی در کتابخانه ها و کتاب فروشی ها زیرکنترل قوای اشغالی بود.

امیل حبیبی، نویسنده زن فلسطینی مقیم اسرائیل میگفت او در طنزاسلحه ای می بیند که ضعفهای شخصیت را می پوشاند،همانطورکه بیان تراژدیک اثر،این برجستگی را درخود دارد.

ازجمله دیگر نویسندگان فلسطینی که نه تنها در زمینه های داستان کوتاه بلکه در زمینه های شعر،نمایشنامه،رمان،نقد ادبی،ترجمه،و روزنامه نگاری فعال هستند، میتوان از راشد،ابوشوار،سمیره،اعظم،توفیق فیاض، محمود شکیر، و یحیا بهلوف، نام برد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: