گوناگون, سرتیتر

  پژواکها

weltanshaung 

هیچ صورتکی

تپش های دلم را

و سرخی رخسارم را

در حضورت

نمی تواند پنهان کند

و هیچ پرچمی

رنگ سرخ دلبستگی‌هایمان را.

آن گاه که خیابان

سراسر دعوتی است به گریختن

بگذار خانه من گوشه دنجی باشد

به وسعت گیتی

که گیسوی تو هاشورش می زند

و در گستره آن

هیچ قامتی در غم نان

خمیده نمی شود

پچپچه های نیمه شبمان

آفریننده جهانیست

که آفاقش را

آتشبازی جشنی بی پایان

روشن می کند

نه آتش توپها و موشکها

ما هر سپیده دم

با شبنمهای سحرگاهی

ازنو زاده می شویم

تا کهنگی را

از جهان بر اندازیم.

احمد خزاعی