اخبار ایران و جهان

ایرانِ فردایِ انتخابات چگونه است؟!

entekhabat_sw_2017

امیرحسین محمدی فرد

نمایش » انتخابات » تمام شد و روحانی توانست رقیب های دیگر اش را کنار زند و قدرت را دوباره دست بگیرد. حاکمیت سیاسی ایران تمام نیرو و امکانات اش را به کار گرفت تا تعدادی را پای صندوق های رای گیری بکشاند. بی بی سی و صدا وسیما ، اصلاح طلبان و اصول گرایان ، هم پالکی ها و جا ماندگان ، همگی عَرق ریختند و خون دل ها خوردند تا از میان چهار گزینه اصلی و از قبل تعیین شده ، یکی را بیرون بکشند.  اما این دوره از » انتخابات » ریاست جمهوری ، ویژگی های خودش را داشت. دو طیفِ مقابل یکدیگر را رسوا کردند و گوشه هایی از غارتِ ثروت جامعه ، جنایت ها و سرکوب ها را نشان دادند. از طرفی طیف روحانی ، شعارهای چهار سال قبل را کنار گذاشت. وعده های » بهبود » اوضاع و » گشایش » در اقتصاد فراموش شد و گویا دولت فعلی قرار نیست در آینده دیگر پای بندِ کاهش بیکاری ، افزایش دست مزد ها و جبران بی حقوقی باشد.  در این دوره مردم آزادی خواه ایران ، زنان بی حقوق ، جوانان ، طبقه کارگر و محرومان با دولتی که هیچ افقی برای افاقه اوضاع ندارد ، رو به رو هستند و مطالبات شان را از همین جایی که حاکمیت سیاسی عقب نشینی کرده ، پیگری خواهند کرد.

«انتخابات» و شکستی دیگر!

روحانی پیروز شد و حاکمیتِ سیاسیِ نظام سرمایه داری توانست با تبلیغات گسترده و مغز شویی هایِ رسانه ها ، ایجاد ترس و نگرانی در جامعه ، بار دیگر » انتخابات » را از سر بگذراند. اما در این بین ، در متن هیاهو ها و تنه زدن ها به یکدیگر برای کسب قدرت ، برای کسب مشروعیت ، دوباره ، حاکمیت سیاسی ، فرهنگ و ایدئولوژیِ «انقلابی» اش را زیر پا گذاشت. خط قرمز های خودساخته اش از سوی هر یک از شرکت کنندگانِ این نمایش رد شد. برای جلب توجه جامعه مجبور شدند ، به گوشه هایی از چپاول ثروتِ تولید شده توسط کارگران و کارکن های بی حقوق ، اعتراف کنند. برای فریب جامعه و به ویژه طبقه کارگر ، برای رسیدن به جایگاه قدرت ، به هم پشت پا زدند و در سبب ساز بودنِ مشکلات معیشتی ، موج فزاینده بیکاری و عدم خدمات عمومی و بهداشت رایگان ، دستِ یکدیگر را رو کردند.

اگر به کل این مراسم نگاه کنید ، هر دوره ، حاکمیت سیاسیِ بورژوازی ایران برای جلب توجه طبقه کارگر و فریب جامعه ، از شعار ها ، فرهنگ ها و ایدئولوژی های اولیه اش عقب نشینی کرده است. پس از نمایشِ » انتخابات » ، «جشن ملی» اعلام کردند و هلهله سر دادند. اما پیروزی از آنِ جوانان ، زنان ، طبقه کارگر و محرومان جامعه است ، که از امروز پی گیرِ نا برابری ها و بی حقوقی هایی خواهند بود که در متنِ این مراسم ، گوشه هایی از آن فاش شد. این نقطه آغازِ جدید است. دیگر نمی توان به عقب بازگشت. مطمئنا این شکست به دعوا های بالایی ها محدود نخواهد ماند و در عرصه های مختلفِ اجتماعی و سیاسی ، نقطه آغازِ پیشرَوی خواهد بود.

نتیجه کارنوالِ انتخاب رییس جمهورِ این دوره ، از قبل قابل پیش بینی بود. بورژوازی ، دستگاه سیاسی و قدرت دولتی ش را یک بار دیگر به طبقه کارگر و کل جامعه تحمیل کرد. روحانی در راس قدرت باقی ماند. این پیروزی روی دیگرِ سکه شکستِ نظام سرمایه داری و مدافعان وضع موجود بود. جناح های مختلفِ حاکمیت سیاسی ایران در تبلیغات رسانه ها و هیاهو های انتخاباتی خود ، یکدیگر را متهم به فساد مالی ، زد وبند و دست اندازی به معیشتِ اقشار محروم کردند. پس آنچه واضح بیان شد ، فساد ، زد وبند  و هجوم به معیشت اکثریت کارکن و طبقه کارگر است. از زاویه خواست های طبقه کارگر ، زنان بی حقوق و مردم آزادی خواه ، جدال برای بهبودِ شرایط زیست، کاهش بیکاری، مبارزه بر سرِ رسیدن به آزادی های اجتماعی و سیاسی، امنیت و آسایش، تشدید خواهد شد.

جامعه رسوایی دولتِ فعلی و قبلی را در انفجارِ معدن آزاد شهر دید. کل طبقه کارگر و خانواده های شان در ایران ، صف بندی کارگران معترض را در برابر «رییس جمهور» دیدند. مردم از صدا و سیما شنیدند و نگاه کردند که کاندید های انتخابات چگونه خط قرمز ها را زیرِ پا گذاشتند و غارت های یکدیگر را آشکار و بیان کردند. طبقه کارگر و مردم آزادی خواه به امید دولتِ بی افق و رسوا نمی مانند و پیگیر تر از قبل خواست های شان را مطرح خواهند کرد. موج بازگشت اعتراض ها شدید تر خواهد بود.

دوقطبی سازی انتخابات ، ترفند ها یا «تَرک» ها

«انتخابات» در نظام سرمایه داری ایران ، در هیچ برهه ای از تاریخ ، روزنه ای برای دخالت جامعه و طبقه کارگر نبوده است. این خیمه شب بازی هایِ دوره ای ، که بر اساس ممنوعیتِ جریان های مترقی و احزابِ سوسیالیستی و کارگری  و حتی احزاب بورژاویی اجرا می شوند ، سناریویی برای جابجایی مهره ها و صف بندی مجدد نیرو های سیاسی ، در درون حاکمیت است. در دوره های اخیر ، طیف های مختلفِ حاکمیت سیاسیِ بورژوازیِ ایران ، با دو قطبی سازی و صف بندی علیه هم ، بساط شان را گرم کرده اند. دهه هفتاد به بهانه » اصلاحات » در مقابل » گروه های فشار» ، در دهه هشتاد با ایجاد توهم به طیف سبزِ حاکمیت و چهار سال قبل با شعار » اعتدال » ، سعی کردند فضای انتخابات را دو قطبی کنند.

هر چهار سال یک بار صندوق می گذارند و رای گیری می کنند ، تا از میان آلترناتیو های مجازِ خود ، یکی را انتخاب کنند. کمپین برگزار می کنند ، متشکل می شوند و برای جمع کردن مردم پای صندوق ، مجبور به ساختن دو قطبی می شوند. دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، علاوه بر توافق طیف های مختلفِ حاکمیت و جریان های پرو رژیمی برسر برجام ، عظمت طلبی ناسیونالیسم ایرانی ، » تعامل با غرب » و کاهش تشنج ها با آمریکا ، باز هم سعی کردند با دوقطبی سازی ، فضای سوت و کورِ قبل از انتخابات را بشکنند. این دوره ، » بد تر شدن » اوضاع ، ترس از تقابلِ جدی با آمریکا و خطر عراقیزه شدن ایران ، وجود آزادی های اجتماعی و سیاسی و خطر آمدنِ » تند رو ها » ، محور جدال روحانی و متحد هایش بود. در مقابل ، طیف رییسی – قالیباف ، دولت فعلی را متهم به عاملِ فقر و بیکاری کرد تا اقشار پایینِ جامعه را با خود همراه کند. این دوره نیز روحانی از دل دو قطبیِ ترس از » بد تر شدن » اوضاع و قدرت گیری » تند رو ها » ، پیروز میدان » انتخابات » شد. در هر دوره از انتخابِ ریاست جمهوری ، جنگ بیم ها و امید های حاکمیت سیاسی ایران شدیدتر می شود. این ویژگی انتخابات در ایران است.

به دنبالِ تکاپوی کل حاکمیت بورژوازی ایران و جدال جناح ها بر بستر دوقطبی ها در هر » انتخابات » ، کل نظام سیاسی سرمایه داری نیز به لرزه در می آید. ابقای رو حانی در دولت و برگزاریِ انتخابات در کل ، باعث خوشحالی اصلاح طلبان حکومتی ، توده ایست های » ضد امپریالیسم » و چپِ پرو حکومتی شد. این جریان ها و باندها و نیرو ها ، مردم را ترساندند که شاید جلوی تحرک ها و اعتراض های رادیکال گرفته شود. این ها از قدرت عروج طبقه کارگر و خطرِ سوسیالیسم برای بورژوازی آگاه هستند ، و خوب می دانند که جدال های انتخاباتیِ حاکمیت سیاسی ایران ، با خود تکان های شدید و » ترک » در بدنه ساختار قدرت سیاسیِ بورژوازی می آورد. رییس جمهور با رای اکتسابی خود بر مسند قدرت دولتی باقی ماند ، اما فردای این پیروزی ، برای کسب اعتماد از مردم باید گدایی کند. روحانی و رئیسی ، اصلاح طلبان و اصول گرایان و کل جبه متحدِ توده ایست ها و پادوهای پرو رژیمی ، همگی مدافعانِ وضع موجود هستند. این ها صفی در برابر توقعات انسانیِ جامعه و خواست های بر حقِ طبقه کارگر هستند.

هر دوره از انتخابات ، دهانه » ترکِ » بزرگی بر سطح روبنایِ بورژوازی باز تر می شود. از طرفی این » ترک » بزرگ در سطح ساختارِ روبنایی ، مبنای جدال های درون حکومتی و دوقطبی های انتخاباتیِ حاکمیت است. اقتصاد نظام سرمایه داری ایران در هر مقطع بحران هایی داشته و هم چنان با آنها رو به رو است. اما معضل اصلی ، ایدئولوژی ، فرهنگ و در کل روبنایِ حکومتِ سیاسی ایران است که موانع اساسی برای سودآوری و جلب سرمایه ، به دور از تنش هستند. بیش از سی و هشت سال است که ساختار سیاسی و حکومتی ایران ، ارزش ها ، آداب و رسومی را مقابل مردم و طبقه کارگر گرفته ، که با جامعه مدرن و سکولار ایران خوانایی ندارد. این » ترک » بزرگ در سطح روبنایِ بورژوازی ، در پیچ ها و بی ثباتی های سیاسی ، مثل » انتخابات » ، جامعه را دچار تلاطم می کند و به رادیکالیسم می کشاند. مضحکه انتخابات هر چهار سال یک بار تکرار می شود و این شکافِ روبنایی نیز بازتر می شود.

نمایندگانِ جناح های طبقه حاکم ، آلترناتیو های خودشان را ارایه دادند و «رای» مردم و طبقه کارگر را پشتوانه دعوا های درونی شان کردند. اما همچنان جدال میان طبقه کارگر و بورژوازی و دولت مدافع اش ادامه دارد. حاکمیت سیاسی در این دوره از » انتخابات » ، نارضایتی های عمومیِ جامعه و خواست های ریشه ایِ کارگران را دور زد. از زیرِ بار مسئولیتِ بیکاری ، افزایش دستمزد و حق برخور داری از زندگی انسانی ، آگاهانه شانه خالی کرد. از این پس آنچه برای روحانی و هیئت دولت اش می ماند ، بازگشتِ جدی تر و شدید ترِ مبارزاتِ طبقه کارگر و نارضایتی از طبقه حاکم و دولت اش است.

از زاویه سوسیالیست ها ، جنبش طبقه کارگر ، زنان و جوانان آزادی خواه ایران ، تا به حال هیچ انتخاباتی رفاه و امنیت نیاورده است. پایان جدال های انتخاباتی ، شروع پیش رَوی های دوباره جامعه و سر برآوردنِ رادیکالیسمِ طبقه کارگر است. پس از هر دوره از کشمکش های درون حکومتی و دو قطبی ها ، طبقه کارگر باید متحد تر از قبل باز گردد. طبقه کارگر قدرتِ تغییر اوضاع را دارد و می تواند از پسِ این » ترکِ » بزرگ ، مبارزه طبقاتی را منسجم تر پیش برد.

از میان چهره های مجاز و آلترناتیو های موجودِ حاکمیت سیاسی ، روحانی را برای بار دوم انتخاب کردند. جریان های سیاسیِ خودی و لگد خوردگان از حکومت ، به نام » اپوزیسیون » و چپ های » ضد امپریالیسم » ، چپ های پرو رژیمی ، صدا و سیما و مدیاهای وابسته ، دویدند تا مردم را به بهانه های مختلف پای صندوق ها بیاورند. برای دو قطبی سازی ، مجبور شدند از ایدئولوژی و شعار های شان عقب نشینی کنند و خطوط قرمز را رد کنند. فشارِ مردم آزادی خواه ، طبقه کارگر و خطرِ سوسیالیسم آن ، نامزدهای این دوره را وادار کرد تا یکدیگر را به کشتار ، جنایت و سرکوب متهم کنند ، و در فساد های مالی و چپاول حاصلِ کارِ کارگران و کارکن هایِ جامعه ، دست هم را رو کنند. پایان گرفتنِ این پروسه بی ثباتی ها و تلاطم ها ، با قدرتِ اتحادِ طبقه کارگر و سازمان یافته ممکن است. بورژوازیِ بحران زده ، ضعیف تر است ، و این فرصتی است که سوسیالیست ها و رهبرانِ عملی و اجتماعیِ طبقه کارگر ، در جهت تعجیل در اتحاد صفوفِ خود استفاده کنند.

1 Comment on ایرانِ فردایِ انتخابات چگونه است؟!

  1. اححد مجد // ژوئن 16, 2017 در 3:13 ق.ظ. //

    اين نوشته در مجموع واقعگرايانه يي است. اما بايد خاطرنشان كنم كه بخش يا پاراگراف پاياني نوشته در عين حال كه هم از نظر ساختار نوشته و هم از نظر منطقي و سياسي ضروري بوده، روي نياز و كمبود مشخصي كه همان اتحال نيروهاي انقلابي هوادار راه حل ضدبهره كشانه است انگشت مي گذارد، اما نمي تواند با كلي گويي همراه باشد. چنين آلترناتيوي بايد يك برنامه عمل سياسي مشخص حول شعارهاي مشخص داشته باشد كه نه تنها نيروهاي ضدبهره كشي بلكه حتي نيروهاي بينابيني خرده بورژوايي كه در زير اين حاكميت آسيب ديده اند و مانورهاي فريبكارانه اصلاح طلبان حكومتي را دريافته اند و از آن نوميد شده اند را در بربگيرد. اين پلاتفرم سياسي لاجرم حول آزاديهاي دموكراتيك ميتواند شكل بگيرد. گامي كه در ادامه آن گامهاي ديگر را مي توان ژرفا بخشيد و با شعارها و خواستهاي محتوايي و با سرشت سوسياليستي آميخت.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: