سرتیتر

خط مرزی عراق وسوریه، آمریکا را به محاصره درآورده است

war-venue-usa 

خط مرزی عراق وسوریه، آمریکا را به محاصره درآورده است

نوشته : دکتر وفیق ابراهیم، استاد دانشگاه لبنان

مترجم : احمد مزارعی، 23 خرداد 1396

ahmad_mazareieکافی بود تا امکانات فرهنگی وسیاسی رئیس جمهور آمریکا ، دونالد ترامپ ، ظاهر شود تا بر همگان آشکار گردد که تا چه حد مرجعیت بین المللی واشنگتن مضمحل شده است.

اما کشورهای بزرگ ودر پایان کار به موسسات خود وابسته هستند که عادتا بلند پروازیها ی بی حدومرزویا رسوائیهای روسای جمهور را «کنترل ویا ترمیم «میکنند….، هم اکنون در عرصه سیاست آمریکا چنین وضعیتی حاکم است.

لذا ضرورت دارد وواجب است که این عقب گرد آمریکا را به طریقه ای علمی مورد مطالعه قراردادتا تحلیل، بیانگر موقعیت فعلی آمریکا باشد.  هم اکنون برنامه های سیاسی ونظامی آمریکا در خاور میانه وجنوب شرق آسیا رو به کاهش وعقب نشینی میباشد واروپا نسبت به برنامه های ترامپ در مورد تسلط بر اقتصاد کشورهای نفتی تمرد واعتراض میکند ودر عین حال نباید از گسترش افقی چین وبازگشت روسیه به فضای سابق اتحاد شوروی سابق غافل ماند .

در قیاس وضعیت آمریکا در سالهای نود قرن گذشته واوضاع امروزی آن ، صاحبنظران بر این عقیده اند که آمریکا درتنگنای اقتصادی بزرگی قرار گرفته وبدهکاریهای آن از حد معمول خارج بطوریکه درحجم موقعیت طبقه متوسط آمریکا، یا در حجم استقرار سیاسی آنها خلل وارد کرده است. انعکاس این وضعیت را میتوان در تظاهر دشمنی فقرای آمریکا بر علیه خارجیها مشاهده نمود.در این زمینه صاحبنظران بر این باورند که آمریکا نیاز به بودجه کلانی در حد شش هزار ملیارد دلار دارد تا بتواند دوباره امنیت طبقاتی خودرا بر قرار سازدواین بودجه هنگفت تنها در کشورهای خلیج ، ژاپن ، آلمان ویا کشورها ئی میتوان یافت که در برنامه های اقتصادی خود موفق بوده وتوانسته اند از نفت ویا موارد دیگر اقتصاد قدرتمندی برای خود به وجود آورند.

پس از فروپاشی شوروی در سال 1989، آمریکا توانست با راه انداختن جنگی گسترده ،وتجاوزبه سر زمینهای دیگران وبا کمک انوا ع توطئه های گوناگون ، تسلط جهانی خودرا اعمال کند ، آمریکا در این مرحله موفق شد تسلط خودرا جایگزین شوروی سابق واروپا کرده وچین را هم یک جا وادار به سکوت کند ودر نتیجه بر تصمیم گیریهای سیاسی ،اقتصادی ومصرفی جهان حاکم شود.

واشنگتن ا کنون وپس از بیست وهفت سال خودرا در وضعیتی بحرانی میبیند که کمتر کسی میتواند آن را انکار کند : اوجگیری موشکی چین وژاپن وآلمان از نظر اقتصادی، بازگشت مجدد قدرتمند روسیه وایران از نظر ژئو پلتیک و نفوذش در کشورهای اسلامی وهمپیمانی وی با روسیه.

آیا این وضعیت شگفتی آور نیست ؟ واشنگتن اشغال میکند ودرمینوردد، در حالیکه اروپا وچین از نظر اقتصادی توسعه مییابند وروسیه وایران نفوذ بیشتری پیدا میکنند ؟! ، در حالیکه آمریکا که جهانی را در نوردید، جنگها وهرج ومرجهای عظیمی را بر علیه ملتها سازمان داد، از نظر اقتصادی دچار شکست شده است وهم اکنون از نظر یگانه بودن مرجعیت جهانی خود نیز در برابر قدرتهای دیگر در حال شکست است ودر جنگ جهانی سومی که بر علیه آن قد رتها به راه انداخت پیروز نشد، وحتی در سلسله جنگها ی منطقه ای که در افغانستان ، شبه قاره هند وکشورهای مشرق عربی نیز به راه انداخت موفقیتی بدست نیاورد.

چه عواملی باعث این وضعیت برای آمریکا شدند ؟

جنگی که آمریکابر علیه افغانستان براه انداخت به نتیجه نرسید،پس از شانزده سال از شروع جنگ ، تا هم اکنون طالبان وبقایای القاعده بر هفتاد درصد از اراضی افغانستان تسلط دارند.

پس از چهارده سال از تجاوز آمریکا به کشور عراق ، در سراسر کشور، سرباز آمریکائی نمیتواند حتی یکصد متر از پایگاه خود خارج شود ، نفوذ وتسلط اول بر سراسر خاک عراق ابتدا دولت این کشور وپس از آن بیشترین نفوذ را ایران داردوباید گفت که نفوذ آمریکا وترکیه در عراق هاشیه ای میباشد، همچنین ملت مصر برنامه اخوان المسلمین را در مصر که مورد تآیید آمریکا بود ، با شکست روبرو ساختند .

مشابه همین وضعیت را باید در لیبی وتونس مشاهده کرد ، در آنجا نیز دوستداران آمریکا با اخوان المسلمین درگیر شده واز حکومت اخراجشان کردند، در مورد یمن نیز باید گفت که آمریکا به همراهی با عربستان ، خود به جای اخوان المسلمین ، برنامه های جنگی آنها را پیش میبرد ، زیرا اخوان نتوانستند اعتماد مردم یمن را جلب کنند . در مورد صومالی باید گفت که در آنجا «سیرکی» خونین وباز، زیر نظارت آمریکا به راه افتاده وآمریکا تا کنون نتوانسته است موقعیت  را به نفع طرفدارانش تثبیت کند.

با این وجود آمریکا نتوانسته است مداخلات نظامی خودرا در کشورها ومناطق گوناگون، تبدیل به نفوذ سیاسی واقتصادی نماید، وباعث آن شده است که بودجه های عظیمی را در برنامه های نظامی به مصرف برساند، بدون اینکه هیچ بازده اقتصادی داشته باشد که بتواند در چرخه اقتصاد آمریکا بکار بیندازد.

اما دراماتیک ترین علتی که موقعیت ومرجعیت بین المللی آمریکا را تهدید میکند جنگ بر علیه دولت سوریه است که از یک برنامه  عربی – خلیجی  ، زیر نظر آمریکا برای تغییر دولت سوریه ، که قرار بود طی چند ماه بتوسط سازمانهای تروریستی وتکفیری به سر انجام برسد ، ودولت سوریه سقوط کند، اما به علت ضعف ماهیت این برنامه ومجریان آن ، تبدیل به برنامه ای برای تخریب وتجزیه سوریه به کانتونهائی متعدد گردید ، ضروری است در اینجا به این موضوع اشاره شود که میدان نبرد در سوریه به علت مقاومت سر سختانه محور مقاومت، تبدیل به صحنه جنگی جهانی گردید واداره آن به عهده مستقیم آمریکا ، قطر ، عربستان وترکیه سپرده شد که ملیاردها دلار برایش بودجه منظور گردید وصدها هزار نفر تکفیری نیز از سراسر جهان برای نابودی سوریه به خدمت گرفته شد .

اما چرا آمریکا در منهدم کردن سوریه اینهمه اصرارمیورزد ؟ اصرار آمریکا به این علت است که دولت سوریه از نظر تاریخی اولین دولت مرکزی در تاریخ امویها میباشد، وبنا به علل تاریخی واجتماعی تآثیر زیادی بر لبنان، اردن وعراق دارد، ونباید جانب اقتصادی سوریه را هم فراموش کرد، زیرا دمشق نقطه انتقال وگذر میان این کشورها وبر عکس است وترکیه نیز از طریق سوریه میتواند وارد کشورهای عربی گردد.

اما برای اهمیت سیاسی سوریه تفسیرات بسیار عمیقتری وجود دارد، سوریه تنها دولتی است که در صورت منهدم شدنش قضیه فلسطین نیز ملغی میگردد وپس از آن جبهه مقاومت منطقه از ایران گرفته تا لبنان نیز پایان مییابد، واردن دیگر وظیفه ای نخواهد داشت وعراق نیز یه سادگی تسلیم خواهد شد.

بنا به مجموعه عوامل بر شمرده شده ، سیاست آمریکا در درجه اول بر تغییر نظام سیاسی سوریه متمرکز شد که شکست خورد….وهم اکنون در آستانه شکست دیگری است که هدفش تجزیه کیان سیاسی دولت سوریه بود.

مظاهر شکست آمریکا گوناگون است ، اما همه در پیروزی پیمان روسیه ، ایران وسوریه متمرکز است  که درجهت تحقق دست آوردهای عظیمی حرکت کنند که بعضی از این دستاوردها برای مستحکم کردن قدرت دولت مرکزی سوریه ضروری است وبخش دیگری در وارد آوردن ضربات کوبنده تری در جهت به شکست کشاندن بر نامه آمریکا در «خاور میانه»

اگر پیشرویهای ارتش سوریه در شمال حلب ، شرق حمص ، شرق تدمر ودمشق درچهارچوب گسترش نفوذ دولت میگنجد ، با این حساب رسیدن پیشگامان اولیه ارتش سوریه ومحور مقاومت به منطقه شمالی گذرگاه «تنف» که در مرز عراق وجود دارد ، بمثابه اقدامی درجهت یک استراتژی میباشد که به کل خاور میانه ارتباط پیدا میکند……/ وادامه تمرکز ارتش عربی سوریه در طول کامل مرزها ومرتبط شدن آنها با منطقه تمرکز ارتش عراق وحشد الشعبی در جبهه مقابل ، به دو عنصر مهم دلالت دارد:

شکست تروریسم وقطع کامل خطوط ارتباطی آنها میان دوکشور  ودوم منهدم کردن پروژه آمریکا ئی در خاورمیانه مبنی بر بازگرداندن ایران به مرزهای خود وهمچنین منع روسیه در رسیدن به کشورهای مشرق عربی از طریق خط ارتباطی ایران ، عراق وسوریه. شکی نیست که خطوط ارتباطی روسیه از طریق ترکیه ، بر اساس قراردادی که بین روسیه قیصری ودولت عثمانی به امضا رسیده مضمون است وکشتیهای روسی میتوانند از طریق دریای سیاه  بسوی مرمره اژه ومدیترانه رفت وآمد کنند ، اما این خطوط وکشتیهای روسی از طرف ترکیه وپیمان ناتو با دقت مراقبت میشوند.

اما چنین بنظر میرسد که که خطوط تازه روسی ، ایرانی عراقی وسوری بسوی حزب الله در لبنان از نظر ژئو پلتیکی قوی تر است ومیتواند سیاست تک قطبی آمریکا را به چالش بگیرد واین خط میتواند جاذبه خوبی برای کشورهائی همچون چین باشد که در این مسیر قراردارند، به ویژه در مورد چین میتواند از موضع قدرتمند تری با آمریکا چالش کرده ومرجعیت جهانی ویرا تحت تآثیر قراردهد، چند قطبی شدن وتجزیه قدرت جهانی موجب خواهد شد که مرجعیت جهانی وقانون بین المللی مورد احترام قرار گیرد ودر نتیجه بتوان بر سرکشیهای کاوبوی آمریکائی که بر قطارهای اقتصادی جهان حمله کرده وبه سرقت آن میپردازد ، لگام زد.

جنگ مرزی عراق وسوریه هنوز پایان نیافته است، اما دلایل زیادی بر پیروزی قریب الوقوع هر دو ارتش با کمک محور مقاومت وجود دارد، ومیتوان این پیروزی را در خلال در گیریهای انفجاری در محور آمریکائی با ترکیه وقطر ومیان سازمانهای تروریستی وتکفیری در سوریه که در بیش از یک منطقه به کشتار وذبح یکدیگر مشغولند مشاهده نمود ، غیر ازهمه  اینها ، درگیری میان ترکیه وکردها است که به علت سیاستهای واشنگتن ادامه پیدا کرده وتشدید شده اشت.

توضیحات ودلایل فوق بسیار عمیق است ، اما ضروری است تا اینها را به وضعیت رو به رشد «سازمان شانگهای » ارتباط داد، این سازمان اکنون شامل کشورهای بزرگی به حجم روسیه ، چین ، هند و پاکستان و…/ است وقرار است ایران نیز به زودی عضو شود …/ که دلالت بر تشکل مرجعیتهای بین المللی تازه ای دارد وهمه در پرتو شکست آمریکا در خطوط مرزی عراق وسوریه حاصل شده است.

روزهای آینده وپیروزیهای بیشتر ی که دو ارتش سوریه وعراق بدست خواهند آورد بسیار مهم وحیاتی است ، بدون شک این این دوکشور خواهند توانست  پیروزیها خودرا تبدیل به اهرمی قدرتمند ویک استراتژی اساسی کنند که بتواند منطقه مشرق عربی (مشرق عربی شامل کشورهای سوریه، لبنان، اردن وعراق میباشد، مترجم)را از دخالتهای دو قطب مخرب نظامهای قرون وسطائی خلیج وهمچنین استعمار آمریکا که درشکل وقاحت ترامپ کاوبوی تجسم یافته ، رها سازند.پایان ترجمه.