سرتیتر

جامعه بریتانیا تشنه سوسیالیسم است!

eeteraz_1

جامعه بریتانیا تشنه سوسیالیسم است!

در حاشیه شکست مفتضحانه راست افراطی و موفقیت جناح چپ در انتخابات

ترزا می نخست وزیر بریتاینا، انتخابات پارلمانی را سه سال زودتر از موعد برگزار کرد. دلیلش این بود که فکر میکرد با اکثریت قاطع پیروز میشود و کرسی های بیشتری کسب میکند و در نتیجه با قدرت بیشتری هم به مذاکره با اتحادیه اروپا میرود و خارج شدن از اتحادیه اروپا(برکزیت) را کامل و سریع به اجرا در می آورد. اما تمام معادلاتش بهم ریخت و غلط از آب درآمد. این نماینده راست افراطی بنا به ماهیت طبقاتی ش،  نسل جوان کارگر و بیکار و بی آینده و طبقه فرو دست و جنبش از پائین را نادیده گرفت و در نظر داشت همانند مارگارت تاچر لقب «بانوی آهنین» در زدن رفاهیات طبقه کارگر و بیکار جامعه را به خود اختصاص دهد و این مدال شرم و گستاخی را به گردنش آویزان کند.

نسل جوان عاصی و بیکار و بخش زیادی از طبقه کم درآمد جامعه که در انتخابات قبلی شرکت نمی کردند اینبار تصمیم گرفتند جلو گستاخی و سیاست های دست راستی و شبه نژادپرستانه ترزا می را در کشورشان بگیرند. در عدم حضور حزب کمونیستی رادیکال و قدرتمند تنها آلترناتیوشان  شرکت در انتخابات و حمایت از جرمی کوربین رهبر حزب کارگر بود . مقابله با ترزا می تنها یکی از دلایلی بود که هم درصد بیشتری از مردم در انتخابات شرکت کردند هم درصد آرای حزب کارگر نسبت به چند دوره گذشته بیش از ده درصد بالا رفت. دلیل مهمترش که بی ربط به مقابله با ترزا می نیست وجود خود جرمی کوربین بود که به عنوان نماد علیه احزاب دست راستی در پارلمان و کشور بریتانیا ازش نام میبرند و همچنین به دلیل شخصیت و کاریزمای خاصی که در پارلمان و جامعه  به عنوان مدافع کارگران، بیکاران، سالمندان، کودکان و پناهندگان دارد، است.

کوربین چند هفته پیش از انتخابات مانیفستی را که خلاصه اش دفاع و حمایت از طبقه کم درامد جامعه و به ضرر ثروتمند ان جامعه است را اعلام کرد و در سخنرانی هایش قاطعانه و بدون لرزش صدا از آن دفاع کرد. سخنرانی های کوربین و دفاع قاطعانه اش از مانیفست ش که بسیاری آن را مانیسفت سوسیالیست ها می دانند وی را به رهبری محبوب در بین جوانان و قشر کم درآمد جامعه تبدیل کرد. قبل از آن همین بخش جامعه وی را رهبری بی بنیه و ضعیف خطاب میکردند و میگفتند با وجود سابقه و کارنامه روشن ش اما مثل یک رهبر ظاهر نمی شود و با صراحت کامل از چیزی که بهش اعتقاد دارد یا دفاع نمیکند یا توان دفاع از آن را ندارد و همیشه در پشت همه ظاهر میشود . اما فشار از پایین و به چپ چرخیدن بیشتر جامعه بخصوص نسل جوان و هل دادنش از طرف همین نسل جوان وی را مجبور کرد در قامت یک رهبر اجتماعی ظاهر شود. کسی باورش نمیشد کوربین بی سرو صدا که با وجود اینکه در عرصه ضد سرمایه داری، ضد جنگ، ضد نژادپرستی ،ضد خارجی ستیزی و ….فعال بود و چندین در تظاهرات ها توسط پلیس دستگیر شده بود در این قامت ظاهر شود و به یک رهبر اجتماعی برای نسل جوان و قشر پائین جامعه تبدیل شود.

مستقل از اینها که بالاتر هم اشاره کردم، رای به جرمی کوربین نه بزرگی به قلدری ترزا می و سیاست های دست راستی و خارجی ستیزی ش بود. بخش متمدن مردم بریتانیا خواستند به مردم جهان نشان دهند که نمی خواهند مثل کشور امریکا، استرالیا، لهستان، فلیپین و ….یک شبه نژادپرست مثل دونالد ترامپ سکان مملکت شان را در دست بگیرد. قطعا اگر آلترناتیو بهتری از جرمی کوربین داشتند انتخاب دیگری میکردند اما در نبود الترناتیو انقلابی-کارگری این بهترین گزینه و انتخاب شان بود. این انتخابات ثابت کرد که هر چقدر کوربین سیاست های چپی را اتخاذ و از آن دفاع کند درصد بیشتری از قشر پائین جامعه به وی روی می آورند. این پیام واضح را باید کوربین دریافته باشد که ایده سوسیالیسم و برابری طلبی نه فقط کم رنگ نشده بلکه بیشتر از هر موقع و در باتلاقی که سرمایه در ان فرو رفته بیشتر ضرورت پیدا کرده است. اکثریت مردم بریتانیا جرمی کوربین را یک سوسیالیست و حتی کمونیست می دانند و اگر خود کوربین قبلا در این قضیه شک داشت الان باید شکش برطرف شده باشد.

بحران سرمایه داری و طرح ریاضت اقتصادی و فشار بر طبقه کارگر و جوانان و مانیفست جدید کوربین در این انتخابات و نیاز و ضرورت سوسیالیسم موقعیتی را ایجاد کرد که برای اولین بار حزب محافظه کار و راست های بریتانیا همچین شکست مفضحانه ای را بخورند. چهار وزیر حزب محافظه کار رای کافی را برای ورود به پارلمان کسب نکردند، حزب استقلال بریتانیا تنها کرسی خود را از دست داد، حزب ملی گرا اسکاتلند رای کافی برای رفتن به پارلمان را نیاورد، نیک کلی رهبر پیشنین حزب لیبرال دمکرات هم رای کافی را کسب نکرد و چند مورد دیگر که نشان از به چپ چرخیدن جامعه و بحران سرمایه داری است و ضرورت سوسیالیسم در این جامعه است.

در این انتخابات تا الان برای اولین بار 30 درصد نمایندگان پارلمان به زنان اختصاص داده شد که در تاریخ انتخابات بریتانیا بی سابقه بوده است. حمایت بی سابقه زنان و اقلیت های جنسی  از کوربین هم خود نشان از پیشرفت روندی در زمینه حقوق زنان و اقلیت های جنسی می باشد.

جرمی کوربین هنوز نخست وزیر نشده است و معلوم هم نیست هیچوقت بشود. اما چیزی که معلوم است به دست آوردن کرسی های بیشتر و کسب بیش از ده درصد رای بیشتر حزب کارگر نسبت به گذشته  در این انتخابات است و این خود یک پیروزی بزرگ برای وی و جناح چپ حزب کارگر محسوب می شود.  فعلا هیچکدام از این دو حزب رای کافی کسب نکردند. یا ترزا می با یک حزب دیگر ائتلاف تشکیل میدهد که اگر این کار عملی نشود جرمی کوربین دولت اقلیت تشکیل میدهد و  یا انتخابات در ماه اکتبر دوباره برگزار میشود. امروز ترزا می بعد از مشورت با ملکه بریتانیا اعلام کرده که با حزب دی یو پی ایرلند شمالی که یک حزب مذهبی و به شدت عقب افتاده است برای تشکیل دولت ائتلاف میکند. اما اگر فرض بگیریم این دوره یا بعدا جرمی کوربین نخست وزیر بریتانیا شود و اگر حتی تمام مانیفستش را به اجرا درآورد هنوز با مانیفست کمونیستها و یک جامعه سوسیالیستی فاصله زیادی دارد. اما موضوعی که مطرح است به چپ چرخیدن جامعه و  نسل جوان و نیاز این جامعه به سوسیالیسم و البته فشار به وی برای رادیکال شدن و استفاده ش از این فرصت است. این وضعیت، فضا را به نفع چپ جامعه و طبقه کارگر تغییر میدهد و طبقه کارگر را در موقعیت بهتری نسبت به گذشته برای رفتن به سوی سوسیالیسم قرار میدهد.

جوانان بریتانیایی در این انتخابات ثابت کردند که تشنه سوسیالیسم هستند.

بختیار پیرخضری

نهم ژوئن 2017

   

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    آقای بختیار پیرخضری درود بر شما،
    در اینکه نتنها در انگلستان صغیر شده و ام.آمریکای افول کننده، چرخش بچپ شروع شده است ولی ما اجازه نداریم که روزنه هایی را باز بگذاریم که جانشین تونی بلر در همان حزب میتواند کوچکترین قدمی برای زحمتکشان بردارد، که منافع طبقه حاکمه را خدشه دار نماید(حتی برای خرده بورژوازی! کارگران طلبش). از مانور های لازم جهت تعادل که بدرستی اصلاحات و«رفرم» نامیده می‌شود که خاست عاجل طبقه حاکمه است میگذریم زیرا طبق دستور و خواست این طبقه صورت میپذیرد که با زور و قدرت مالی از متخصصین خود نتنها خواستار است بلکه در این مورد هر قصوری را بشدت جریمه مقامی- مالی و جانی مینماید(واترگیت ها و ایران گیت ها… همگی از این نوع اعمال جهت تصحیح هیئت حاکمه از طرف طبقه حاکمه میباشد)
    ۲- شرکت در تظاهرات و دستگیری حتی همراه با جراحت های وارده مانند یوشکا فیشر در آلمان و سیروس نهاوندی و تیرخوردن دست… دال بر خواستار بهبود وضع طبقه محکوم از طرف آن‌ها در جامعه نبوده و نمیتواند باشد؛
    بدترین و ارتجاعی ترین اقدام‌ها برضد طبقات محکوم آلمان توسط «یوشکا فیشر» وزیر و شریک «گرهارد شرودر» از حزب سبزها بود که تمام اعمال شنیع بر ضد طبقه کارگردر آلمان که از دست «هلموت کهل» حتی پس از بلعیدن آلمان شرق و شانزده سال حکومت و دزدی های میلیاردی و کشتار خیابانی در روز روشن و به آتش کشیدن خانه خارجی ها(مالکیت خصوصی) و سوزاندن ساکنان آن که دست کمی از مقاله‌ای که اکنون درباره دخترک بیپناه فلسطینی در اخبار آمده است «زجر بکش، بمیر قحبه» نداشت را بکمک سوسیال دمکرات ها بسرانجام رسانید!
    این است نفرت طبقاتی یک وزیر کفش کتونی که برای بسیاری از رویزیونیست ها و دیگر نمایندگان خرده بورژوازی بخصوص ترتسکیست ها که در ابتدا تا اواسط وزیر کفش کتونی بودنش سمبل مبارز بوده است.
    این وزیراز سبزها که خیلی «چپ تراز سوسیالدمکرات ها» بود، توانست رهبر کردها را قانع سازد تا با پای خود بدامی بیفتد که بیهوش به ساواک ترکیه «میت» تحویل داده شود(از اینکه کردها قادر بتشخیص دوست و دشمن خود نیستند و همیشه به قاتلان خود بیشتر اطمینان میکنند تا دوستان خود میگذریم. حتی محمد قاضی که برضا شاه اطمینان کرد و بقتل رسید و اکنون کردهای زیر پرچم آمریکا در شمال سوریه که بزودی غرب آن‌ها را فدای منافع خود و ترکیه خواهد کرد)
    ببینید که شعور طبقاتی طبقه حاکمه چگونه است:
    خامنه ای امروز در اخبار خیلی روشن‌تر و بدون تردید و اشتباه حزب «کارگری» انگلیسی گفت «آمریکا با ما مشکلی ندارد فقط مشکلش ایرانی است که مستعمره اش نباشد و تا زمانیکه امید به مستعمرگی ایران دارد به این تجاوزات تروریستی و تحریم اقتصادی و مبارزه مرگ وزندگی با ما ادامه خواهد داد»، با وجودیکه دولت اعتدال دایما با آمریکا لاس و طرح ریختن خانواده گرم و مهربانی را میریزد(آخر بانک های خصوصی ایران یعنی سرمایداران مالی خود داوطلبانه عضو سه ابراهرم بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی گردیده اند و چاره‌ای جز این کار ندارند)!
    ولی این سوسیال دمکرات آقای «چرمی کوربین» حتی قادر بفهم منافع اربابان خود نیست که بوی هستی داده‌اند و هر وقت اراده کنند از وی پس خواهند گرفت. انگلستان تشنه یک انقلاب کارگری میباشد و نه یک تونی بلر دیگر در قد و قامت کوربین. این درس تاریخ است. این درس بزرگ مبارزه طبقاتی است. حتی اگر مارکسیسم و از آن مهمتر مارکسیسم لنینیسم را هم کنار بگذاریم.
    ولی در یک مورد میتوان به آقای بختیار پیرخضری حق داد اگر کوربین انتخاب شود، بمدت کوتاهی استثمار بی حد وحصر و تازیانه طبقه حاکمه داوطلبانه چندی کم می‌شود ولی مانند دوران دوم تونی بلر دوباره شدتی بیشتر و انتقامی خشونت آور تر مانند زمان سچر انجام میپذیرد.
    به کورمی چرمین دل بستن همانند دل بستن به سوسیال دمکراتهای آلمان آنهم از زمان جلوس هیتلر بکمک آن‌ها و هارتس چهار و آگندای ۲۰۱۰ که زمان اتحاد با سبزها برای آلمانی ها بارمغان آورد … و سیپراس در یونان و بطور خلاصه در اروپا عواقبی غیر قابل جبرانتری خواهد داشت.
    ما در زمان انقلاب آرزوی آنرا داشتیم تا شاه دو ماه، آری فقط دوماه دیگر دوام بیاورد (برخلاف آنانیکه گفتند «چرا ما جمهوری اسلامی را انتخاب مینماییم») تا طبقه کارگر بتواند خود وی را بدیار عدم روانه سازد که غرب تردستی کرد و از ترس مرگ به تب تن در داد، تا با تعامل با سرمایداری ایران بدون مستعمره کردن آن چندی دندان روی جگر گذاشته و همانطور که سد علی خامنه ای، خواست آمریکایی ها را فاش ساخت:
    «ایران خوب، ایرانی مستعمره است»!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.