بین المللی, سرتیتر

دو دستگی در گردهمآئی بیلدربرگ ۲۰۱۷

capitalism_897

دو دستگی در گردهمآئی بیلدربرگ ۲۰۱۷

تی یری میسان

Affrontement au Bilderberg 2017

par Thierry Meyssan

چنانکه شواهد نشان می دهد، در حالی که رئیس جمهور ترامپ کمابیش مشکلات مربوط به اقتدار درونی خود را بر طرف کرده است، چالش به بطن ناتو منتقل شده : واشنگتن علیه سیاست تروریستی اقامۀ دعوا می کند، ولی از سوی دیگر لندن مایل نیست ابزاری به این کارائی را برای سلطه جوئی هایش رها کند. گروه بیلدربرگ که در آغاز به مثابه جعبۀ نمایش ارتعاشهای اتحادیۀ آتلانتیک شمالی سازماندهی شده، به صحنۀ نمایش بحث و جدل سختی بین طرفداران و مخالفان امپریالیسم در خاور میانه تبدیل شده است.

شبکۀ ولتر| دمشق (سوریه)

هیچ عکسی از گردهمآئی گروه بیلدربرگ وجود ندارد زیرا سازماندهی آن محرمانه است. امور امنیتی این گردهمآئی توسط اف بی آی و یا پلیس ویرجینیا صورت نمی گیرد بلکه از سوی شبه نظامی خصوصی و مستقیماٌ توسط ناتو تأمین می شود.

گروه بیلدربرگ در سال 1954 به ابتکار سازمان سیا و ام آی 6 برای پشتیبانی از اتحادیۀ آتلانتیک ایجاد شد. هدف آن گردهمآئی شخصیت های مشهور جهان اقتصاد و مقامات سیاسی و نظامی مسئول بود تا جامعۀ مدنی را متوجه «خطر سرخ» کنند. این گروه بی آن که مرجع تصمیم گیرنده باشد، باشگاهی ست که در وضعیت خیلی بسته به سر می برد، از دیدگاه تاریخی برای قدیمی ها مکانی بود که می توانستند برای ابراز  وفاداری  به لندن و واشنگتن با یکدیگر رقابت کنند و جوانترها نیز می توانستند نشان دهند که در رویاروئی علیه شورویها به خودشان اطمینان دارند (1).

طی گردهمآئی سالانۀ در سال 1979 بود که برنارد لویس Bernars Lewis برای حضار  از نقش اخوان المسلمین علیه دولت کمونیست افغانستان پرده برداشت. اسلامشناس بریتانیائیاسرائیلیآمریکائی در همین زمینه پیشنهاد کرده بود که «جنگ برای آزادی» را به همۀ آسیای مرکزی گسترش دهند.

در سال 2008 یعنی از دو سال و نیم پیش از نخستین فراخوان «انقلاب» در سوریه که در فوریۀ 2011 شروع شد ، بسما قضمانی Bessma Kodmani (سخنگوی آیندۀ مخالفان سوری) و والکر پارتس Volker Perthes (مشاور آیندۀ جفری فیلتمن برای تسلیم کامل و بی قید و شرط سوریه) (2) ضرورت پشتیبانی از اخوان المسلمین را برای تسلط بر خاورمیانه مطرح کردند. و روی «میانه روی» اخوان المسلمین در رابطه با غرب، در مقابل افراطگرائی ایران و سوریه در زمینه حاکمیت ملی تأکید داشتند  (3).

و در سال 2013 رهبر کارفرمایان آلمان اولریش گریلو Ulrich Grillo برای سازماندهی مهاجرت سوریها به حجم 800000 کارگر سوری به کارخانه های آلمان دست به اقداماتی زد (4)

بیلدربرگ 2017

گروه بیلدربرگ گردهمآئی سال 2017 خود را از اول تا 4 ژوئن در ایالات متحده برگزار کرد. خلاف عادت همیشگی، 130 شرکت کننده از طرح یگانه ای دفاع نکردند. بر عکس، پس از اقدامات و نظریات دونالد ترامپ در نشست عربواسلاموآمریکا و در ناتو (5)، سازمان سیا و ام آی 6 نخست روز را به سازماندهی بحث بین طرفداران مبارزه علیه اسلامگرائی و طرفداران آن اختصاص دادند. البته موضوع این بود که یا بین دوگروه به سازش برسند، یا اینکه با توجه به اختلاف نظر عمیق اجازه ندهند که هدف اولیۀ اتحادیۀ آتلانتیک از بین برود : یعنی مبارزه علیه روسیه (6).

در جبهۀ ضد اسلامگرا (یعنی مخالفان نه به مفهوم مخالفان دین اسلام، بلکه مخالفان اسلام سیاسی به تعریف سید قطب)، از حضور مک مستر H.R.McMaster (مشاور امنیت ملی در دولت ترامپ) و کارشناس او به نام نادیا شادلو Nadia Schadlow. مک مستر از جمله استراتژهائی ست که نظریاتش در صحنۀ نبرد شناخته شده است. شادلو به ویژه روی راهکارها و شیوۀ تغییر و تبدیل پیروزیهای نظامی به پیروزهای سیاسی کار کرده است. او خیلی به امر بازسازی جریانهای سیاسی در کشورهای شکست خورده توجه نشان داده است. شادلو به زودی باید کتاب جدیدی دربارۀ مبارزه علیه اسلامگرائی افراطی منتشر کند.

در جبهۀ طرفداران اسلامگرائی، برای ایالات متحده از حضور جان برنان John Brenan (رئیس سابق سازمان سیا) یاد کرده اند، و از کامندان سابق او آوریل هینس Avril Haines و دیوید کوهن David Cohen (امور مالی تروریسم). برای بریتانیا، سر جان ساورس Sir John Sawers (رئیس سابق ام ای 6 و از پشتیبانان قدیمی اخوان المسلمین) و ژنرال نیکلا هوگتون Nicholas Houghton (رئیس صندوق سرمایه گذاریهای کی کی آر کوهلبرگ کراویس رابرتسو داوطلب خزانه داری داعش) و ژنرال دیوید پترائوس (از بنیانگذاران داعش). و به این علت که گوئی نبود تعادل تا این اندازه کافی نبوده است، سازمان دهندگان پیشبینی کرده بودند که کارشناسی را دعوت کنند که بتواند توجیه ناپذیر را توجیه پذیر سازد، یعنی شخص شخیص پروفسور نیل فرگوسن Niell Fergusson (تاریخشناس در زمینۀ استعمار بریتانیائی).

احتمال واژگونی اتحادها

باید کمی منتظر بمانیم تا بدانیم که در این گردهمآئی چه چیزهائی گفته شده و ببینیم که هر یک از شرکت کنندگان از نظریات یکدیگر به چه نتایجی رسیده اند. با وجود این، از هم اکنون می توانیم ببینیم که چگونه لندن به سوی تغییر الگو در خاورمیانه نیل می کند. اگر الگوی «بهار عرب» (به مثابه بازتولید «شورش عرب در سال 1916» که بدست لورانس عرب برای جایگزین کردن امپراتوری بریتانیا بجای امپراتوری عثمانی سازماندهی شده بود) رها شده است، ام آی 6 امیدوار است توافقی بر اساس اسلام سیاسی به انجام رسد.

بر این اساس، در حالی که واشنگتن با تمدید اتحادش با عربستان سعودی، این کشور را متقاعد کرده که به ازای 110 میلیارد دلار اسلحه از اخوان المسلمین صرفنظر کند(7)، لندن بر آن است تا توافقی بین ایران، قطر، ترکیه و اخوان المسلمین به وجود آورد. اگر این طرح پی گیری شود، شاهد رها کردن طرح منازعات سنی و شیعه خواهیم بود، که متعاقباً باید از تهران، دوحه، آنکارا، ادلب، بیروت و غزه به ایجاد «هلال اسلام سیاسی» بیانجامد. این وضعیت جدید به بریتانیا اجازه خواهد داد تا نفوذش را در منطقه حفظ کند.

یگانه موضوعی که باید به سازش بین همپیمانان جامۀ عمل بپوشاند ضرورت ترک اصل دولت جهاد طلب است. همه می پذیرند که باید ابلیس را باید در جعبه بیاندازند. یعنی به کار داعش خاتمه دهند، حتا با پذیرش این خطر که برخی به القاعده بپیوندند. به همین علت، خلیفۀ خود برگزیده که برای ادامۀ حیاتش احساس خطر کرده مخفیانه به داونینگ استریت و الیزه اولتیماتوم داده است.

انتخاب جبهه

در ماه های آینده خواهیم دید که آیا تغییر جهت در عربستان سعودی واقعی ست یا نه. برای سوریه رویداد خوبی خواهد بود، بر عکس یمنی ها (که جهان غرب از آن بی اطلاع است). برای شاه سلمان فرصت مناسبی خواهد بود که وهابیت را از یک فرقۀ متعصب به مذهبی عادی تبدیل کند. از این پس برخورد ناگهانی که ریاض و دوحه را در رابطه با ایران در مقابل یکدیگر قرار داد، مشکل را به دو چندان رسانده زیرا خاندان قطری آل ثانی مدعی نسبت فامیلی با بنیانگذار فرقۀ محمد بن عبدالوهاب است، و این ادعا سعودیها را عصبانی کرده است.

طرح «اسلام سیاسی» عبارت است از متحد کردن اخوان المسلمین با طرفداران خمینی. چنین امری ایران و حتا حزب الله را ملزم می دارد که این مسئله را جایگزین مبارزۀ ضد امپریالیستی کنند. اگر این طرح به روز شود، مطمئناً موجب خواهد شد که ایران از سوریه بیرون بیاید. کاخ سفید این موضوع را خیلی جدی می گیرد و بیم زده خود را برای چنین وضعیتی آماده می کند. دونالد ترامپ در سخنرانی اش در ریاض از تهران به مثابه دشمن جدیدش یاد کرد و میکائیل دانرآ Michaël D’Andrea (که قتل عماد مغنیه از فرماندهان نظامی حزب الله لبنان را در دمشق به سال 2008 سازماندهی کرده بود) را در سازمان سیا به مقام مسئول بخش امور مربوط به ایران برگزید.(8)

روسیه خود را برای وضعیت جدید احتمالی در خاورمیانه آماده کرده بود، و به این ترتیب خواست خود را با پشتیبانی از سوریه و نزدیک شدن به دشمن دیرینه اش ترکیه مبنی بر دستیابی به «آبهای گرم» و عبور و مرور از راه تنگۀ داردانل و بوسفُر پی گیری می کند. با وجود این، در آینده، برای روسیه اسلام سیاسی در قفقاز مشکل ایجاد خواهد کرد.

مثل همیشه وقتی که بازیگران کارتهایش را بُر می زنند، هر یک باید وضعیت خودش را مشخص کند. بریتانیا از امپراتوری خود دفاع می کند، فرانسه از طبقۀ رهبران و ایالات متحده از ملت آمریکا. در خاورمیانه برخی برای قوم خود مبارزه می کنند، برخی دیگری برای نظریاتشان. ولی مسائل همیشه به این شکل ساده نیست. بر این اساس، ایران می تواند با مخلوط کردن هدف و وسیله، کمال مطلوب امام خمینی را پی گیری کند. رویدادی که در آغاز انقلاب ضد امپریالیستی بود و با نیروی اسلام هدایت می شد می تواند به داعیۀ سادۀ کاربست سیاسی این دین تحول یابد.

نتایج در بقیۀ جهان

در گردهمآئی بیلدربرگ 2017، ام آی 6 و سیا با دعوت فردی که به آتلانتیستها تعلق نداشت پذیرای خطر بزرگی شدند. سفیر چین، تسوی تیانکای که باید در چهارمین روز گردمآئی سخنرانی کند، توانست وضعیت هر یک از اعضای ناتو را تخمین بزند.

از یکسو پکن روی همکاری دونالد ترامپ حساب می کند، استقبال ایالات متحده از بانک آسیائی اش برای سرمایه گذاری در زیربناها، و گسترش همۀ راه های بازرگانی. از سوی دیگر، امیدوار است که بریکسیت به اتحاد اقتصادی و مالی با لندن بیانجامد (9).

در نتیجه، سفیر چین تسوی تیانکای که مدیر مرکز پژوهش سیاسی در وزارت امور خارجۀ چین بود تنها می تواند به تخریب داعش خشنود باشد. ولی ناآگاه نیست که آنانی که برای بستن «راه ابریشم» خلیفه را در عراق و سوریه سازماندهی کردند، به شکل پیشگیری کننده خود را برای سومین جبهه در فیلیپین و چهارمین جبهه در ونزوئلا آماده می کنند تا هر طرح ارتباطاتی دیگر را نیز ناکام بگذارند.

از این دیدگاه، چین که مثل روسیه منافع خود را در پشتیبانی از ترامپ می بیند، دست کم به این علت که از گسترش تروریسم در کشورشان جلوگیری کنند، از خودشان، دربارۀ احتمال نتایج دراز مدت فرادستی بریتانیا در «هلال اسلام سیاسی» خواهند پرسید.

 

 

[1] « Ce que vous ignorez sur le Groupe de Bilderberg », Thierry Meyssan, Komsomolskaïa Pravda/Réseau Voltaire, 9 avril 2011.

[2] « L’Allemagne et l’Onu contre la Syrie », par Thierry Meyssan, Al-Watan (Syrie) , Réseau Voltaire, 28 janvier 2016.

[3] Sous nos yeux. Du 11-Septembre à Donald Trump, Thierry Meyssan, Editions Demi-lune, 2017.

[4] « Comment l’Union européenne manipule les réfugiés syriens », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 2 mai 2016.

[5] « Trump avance ses pions », par Thierry Meyssan, Al-Watan (Syrie) , Réseau Voltaire, 30 mai 2017.

[6] « La réunion 2017 du Groupe de Bilderberg », Réseau Voltaire, 1er juin 2017.

[7] « Donald Trump contre le jihadisme », par Thierry Meyssan, Al-Watan (Syrie) , Réseau Voltaire, 23 mai 2017.

[8] « La CIA prépare des opérations secrètes dures contre l’Iran », Réseau Voltaire, 3 juin 2017.

[9] « Le Brexit redistribue la géopolitique mondiale », par Thierry Meyssan, Réseau Voltaire, 27 juin 2016.

 

ترجمۀ حمید محوی