سياسی, سرتیتر

تو مو می بینی و من پیچش مو

umwelt_9u8u_col

هر روز در منزل ظرف میشورم و وظیفه تمیز کردن خانه با جارو برقی را نیز داوطلبانه و انحصاری به عهده گرفته ام ، علت اصلی ، تقسیم عادلانه کارها با همسرم در منزل میباشد . اما دلایل دیگری هم دارد ، ظرف شستن من و نگاه من به طبیعت با نگاه همسرم متفاوت است ، من اگاهم که بشر چه صدمات سنگین و غیر قابل برگشتی در این چند صد سال اخیر به طبیعت و به منافع نسل های اینده زده است . اما همسرم نگاه متفاوتی به دنیا دارد او بیشتر مجذوب ظواهر مدرن ، جذاب و شکل زندگی است و من برعکس آرمانگرا و اینده نگر هستم و به نتایج روشهای زندگی امروزی و کوتاه اندیشی ها و تسلیم بی چون و چرا به وضع و عادات موجود فکر میکنم .

موقعی که ظرف میشورم به منابع محدود آب این سرزمین (که قرن ها طول کشیده تا سفره های اب زیر زمینی پر شوند) فکر میکنم ، به رشد افسار گسیخته جمعیت ، به رشد بیمارگونه اصراف و محدودیت منابع کره زمین می اندیشم و به سهم نسلهای آتی .

هنگام ظرف شستن مقدار ابی که مصرف میکنم کمتر از یک پنجم ابی است که همسرم مصرف میکند و مقدار مایع ظرفشوئی که مصرف میکنم حدود یک چهارم است . اکثر مردم از پروسه سخت و هزینه بر تهیه ، تصفیه ، توزیع و ضد عفونی آب مصرفی بی اطلاع اند ، از بحران کمبود آب که اکنون از خط قرمز هم عبور کرده است بی اطلاع اند . همسرم میگوید چرا شیر اب را خوب باز نمیکنی ؟ ما در یک مجتمع ده واحدی زندگی میکنیم و انشعاب آب ما مشترک است ، همسرم میگوید تو صرفه جوئی میکنی ولی بقیه صرفه جوئی نمیکنند ، پس …..

مسائل فرهنگی و زیست محیطی باید از کودکستان و تا دانشگاه به عنوان یک درس پایه تدریس و تفهیم شوند تا نهادینه شوند . این ابی که مصرف میکنیم کجا میرود ؟ میرود داخل شبکه فاضلاب و با هزاران ماده دیگر مثل فاضلاب توالت ، مواد غذائی ، شیمیائی ، داروئی و ….. مخلوط میشود و وارد تصفیه خانه میشود آن هم در حد صد ها هزار تُن در روز ، ظاهرا تصقیه میشود ، بیش از نود درصد ان اب است ، آب پس از «تصفیه» به مصرف کشاورزی میرسد ، محصولات این کشاورزی راهی بازار میشوند و من و شما با میل و اشتهای تمام آنها را مصرف میکنیم بدون انکه از مضرات و آسیب های آن مطلع باشیم ! موج سونامی سرطان و بعضی بیماری های دیگر در شهر ها از نتایج بی توجهی به محیط زیست است . توجه داشته باشید که اکثر الودگی ها ، محلول در آب اند و هیچ فیلتری نمیتواند انها را تصفیه کند .

کمتر از پنج در صد از حجم فاضلاب را ماده جامد تشکیل میدهد و دارای پروتئین بالا است و برای گیاهان مفید است اما در کنار آن هزارن ماده مضر و شناخته شده و نا شناخته وجود دارد که آنها نیز همراه کود جذب درختان و گیاهان میشوند و کنترلی بر مصرف آن ها نیست ، هر فردی میتواند آن کود ها را بخرد و مصرف کند . این کودها عملا به الودگی خاک نیز کمک میکنند و ممکن است در قرن های آتی مضرات آنها برملا شود .

بخاطر دارم روزی متوجه شدم که در فضای سبز از کود کمپوست استفاده شده است ، کود کمپوست شهرداری ، که توسط سازمان بازیافت شهرداری از تخمیر زباله هائی بدست میاید که هر روز بیرون میریزیم ، از دور ذراتی را مشاهده کردم که برق میزدند ، از نزدیک نگاه کردم ، کود مملو از ذرات شیشه ، پلاستیک ، ….. و آشغالهای دیگر بود ، به عبارت دیگر همان زباله های خارج شده از شهر دوباره با الودگیهای بیشترِ (صنعتی ، شیمیائی و احتمالا بیماری زا) دوباره بصورت «کود کمپوست» وارد شهر میشود و محیط و خاک را آلوه تر میکند و این دور تسلسل ادامه پیدامیکند . تاسف انجا است که بدانیم این الودگی ها غیر قابل برگشت ، پاک نشدنی و هدیه ما به آیندگان است . در بسیاری از شهرها فاضلاب بجای اتصال به شبکه وارد چاه میشود و آب و خاک را الوده میکند در کنار این چاه های فاضلاب چاه هائی برای تامین آب مصرفی شهر حفر شده و مستقیما به شبکه آب شهر وصل شده اند ، اسم این نوع کنشگری با طبیعت را نیز گذاشته اند «تمدن» !

یک خاطره ، حدود نیم قرن پیش در دوره نوجوانی فرصتی پیش آمد تا هنگام تعطیلات تابستان چند ماهی در یک روستای حومه شهر اقامت کنم و مشاهداتی داشته باشم ، زندگی اجتماعی و اقتصادی این روستا تفاوت زیادی با هزار سال یش از آن نداشت ، روستا از نظر اقتصادی تقریبا خود کفا بود ، چیزهائی که تولید میکردتد عمدتا توسط خودشان مصرف میشد ، تنها یک «مغازه» کوچک داشت که اقلامی مانند نفت ، شکر ، فانوس ، پارچه و …. را با گندم یا تخم مرغ مبادله میکرد ، پولی در کار نبود ، (بعدها در جریان اصلاحات ارضی روستا ها به بازار ملی و جهانی پیوند خوردند) . خانه ها گنبدی و گلی بود و فاقد هرگونه پنجره و یا شیشه بودند ، فقط در بالاترین نقطه از گنبد سقف یک سوراخ برای تهویه و تخلیه دود اجاق تعبیه شده بود ، در روستا فقط یک نفر سواد داشت آنهم برای نوحه خوانی ، زندگی به روال ثابت خود ادامه داشت و با طبیعت سازگار بود ، چیزی بنام زباله وجود نداشت ، زنان روستائی هنگام غروب و پس از بازگشت گاو ها از چراگاه وظیفه نگهداری و دوشیدن گاوها را به عهده داشتند ، یکی از وظایف آنها خشک کردن تپاله (مدفوع) گاو ها بود ، تپاله گاو را با دست به دیوار ها میچسباندند تا خشک شود ، از تپاله خشک شده در تمام طول سال به عنوان سوخت اجاق استفاده میکردند ، چون حرارت پایدار و یکنواختی دارد .

کسی که یگ الاغ داشت انگار یک وانت نیسان دارد ، اگر قاطر داشت معادل کامیون بود ، اگر گاو نر داشت یعنی تراکتور داشت و میتوانست زمین را شخم بزند و با ارباب شریک شده و سهم ببرد و اگر گاو شیری داشت ثروتمند به حساب میامد و وضع تغذیه اش مناسب بود

معمولا توالت ها را کمی بلند تر از سطح زمین میساختند و از چاه خبری نبود ، خروجی توالت روی زمین جاری میشد و تدریجا در خاک نفوذ کرده و تدریجا خشک شده و به کود با ارزشی تبدیل میشد ، این کود ها دارای مالک خصوصی بودند و در فصل کاشت توسط الاغ به مزرعه منتقل میشدند . چیزی به نام زباله به مفهوم امروزی وجود خارجی نداشت و چرخه بده بستان با طبیعت روالی سالم و پایدار داشت ، اکو سیستمی بود که طی قرن ها امتحان خود را پس داده بود .

اشاره کردم که خدمات نظافت و جاروی خانه را صرفا خودم  داوطلبانه به عهده گرفته ام ، چرا ؟ در این زمینه هم با همسرم تفاوت نظر دارم ، چرا ، زیرا :

آشغالهای درون آپارتمان دو دسته اند ، آشغالهای غیر قابل رویت و میکروسکپی و آشغالهای درشت و قابل رویت مانند پوست تخمه ، کاغذ شکلات ، دانه برنج ، نخ و ….. که بیش از نود و پنج در صد وزنی کل اشغالها را تشکیل میدهند اما اشغالهای غیر قابل رویت از نظر تعداد و کمیت کمتر از یک صد هزارم را تشکیل میدهند ، اشغالهای غیر قابل رویت آنقدر ریز و زیاد هستند که به ندرت وزن آنها به دو درصد وزن کل آشغالها میرسد ولی از نظر تعداد  حتما بیش از 999/99 % اشغالها را تشکیل میدهند .

خانم هاب خانه دار معمولا نسبت به اشغالهای درشت و قابل رویت حساسیت نشان میدهند ، و انها را معیار تمیزی میدانند ، آشغالهای درشت معمولا مزاحمت بهداشتی نداشته و تداخلی با سلامت شما ندارند ، فقط مزاحمت بصری دارند ، چون به چشم میایند ، اما اشغالهای غیر قابل رویت انقدر ریز وزیاد هستند که در هر قدمی که در داخل اپارتمان بر میداریم میلیون ها ذره از زمین بلند و معلق میشوند و راهی ریه ما مبشوند ، چون قابل رویت نیستند احساس الودگی فوری نمیکنیم و از مضرات ان بی خبریم ، این ذرات انقدر ریز هستند که گاه روزها وهفته ها بصورت معلق در هوا میمانند و به اعماق ریه ما نفوذ میکنند . در گذشته ها غبارهای معلق در هوا از جنس خاک بودند و به علت همزیستی بشر با خاک این غبار ها مشکل چنداتی بوجود نمی اوردند ، اما حالا غبار ها ناشی از زندگی «مدرن» است و دارای انواع الودگیهای شیمیائی ، داروئی ، سموم ، کودهای شیمیائی ، ذرات کربن ، الیاف ، مواد پلاستیک ، پودر لاستیک اتومبیل ، پودر ناشی از سایش لنت ترمز که دارای ماده سرطان زای آزبست است و هر ماده دیگری که فکرش را بکنید در غبارهای شهری و درون اپارتمان ها پیدامیشود ، نتیجه آن گسترش شدید بیماریهای ریوی است .

هر موقع میخواهم از جارو برقی ستفاده کنم همسرم میگوید اجازه بده اول اشغالهای درشت را جاروکنم ، مخالفت میکنم چون جاروی سنتی موجب معلق شدن ذرات مضر و غیر قابل رویت میشود و کاری غیر بهداشتی است ، حال انکه جارو برقی با مکیدن هوا ذرات را به دام میاندازد . کیسه جاروبرقی ما پارچه ای است ، یکبار مصرف نیست و پس از چند بار مصرف باید تخلیه شود ، هنگام تخلیه برای جلوگیری از صعود درات غبار کیسه پر را زیر شبر آب میگذارم تا کاملا خیس شود  و سپس انرا تخلیه و میشورم ، خشک نموده . مجددا مورد اسغاده قرار میدهم . با این حساب من مطمئن هستم که هوای داخل منزل از هوای الوده بیرون تمیز تر است . این گزاره عامیانه «پنجره را باز کن تا کمی هوا بخوریم» را قبول ندارم ، به همین جهت اکثر مواقع حتی الامکان پنجره ها بسته هستند . اگر دقت ها و حساسیت های فوق را در نظر نگیرید ممکن است هوای داخل منزل شما بسیار الوده تر از هوای بیرون باشد . نکته مهم دیگر اینکه بسیاری از مردم مدرن ، شیک و زیبا بودن محیط را با تمیز و بهداشتی بودن  معادل میدانند ، زیبائی و تمیز بودن دو پدیده  جدا و متفاوت هستند و قضاوتی شکلی و ظاهری هستند .

اگر به سلامت خود علاقمند هستید حداقل هفته ای یکبار از جارو برقی استفده کنید و حواستان باشد که کیسه آن پر نشود . اگر از کولر ابی استفاده می کنید ، بداتید که مقدار زیادی غبار وارد منزل خود میکنید و امکان نصب فیلتر روی آن نیست و اگر از کولر اسپلیت استفاده میکنید حتما هر دوماه یکبار فیلتر انرا زیر دوش تمیز کنید . اینها اقداماتی فردی است، توجه به موارد متعددی از این ریزه کاری های زندگی کیفیت زندگی را ارتقا میدهد (دیالکتیک تبدیل کمیت به کیفیت) .

به امید روزی که مصرف گرائی ، بازار «آزاد» و رشد نامتعادل و افسار گسیخته مصرف مهار شود و عدالت اجتماعی بر قرار گردد .

حسین اربابی