کارگری, سرتیتر

تئوری برخورد فرهنگ ها رسید به تئوری ترور و کشتار

روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی

آینده ما

طراح استراتژیست امریکائی «ساموئیل هانتینگتن» که مقوله » برخورد فرهنگ ها» را ابداع کرد، قصدش سخن گفتن در باره علائق نبود بلکه می خواست در باره تفاوت های فرهنگی نظر داده باشد. اما با توجه به سفر کنونی رئیس جمهور امریکا به عربستان سعودی و بقتل رسیدن کسانی که در منچستر به تالار کنسرت رفته بودند باید بار دیگر در باره علائق سخن گفت.
در زمانی که رئیس جمهور امریکا به عربستان سعودی و اسرائیل سفر می کند در اروپا دوباره حمله انتحاری صورت می گیرد. این بار هم عامل یا عاملان این حمله انتحاری جوانان را هدف قرار دادند، جوانانی را که به کنسرت رفته بودند، شبیه همان شیوه ای که در پاریس بکار بستند. نتیجه آن با روشنی تمام قابل رؤیت است. باید به شیوه زندگی مردم، باید به ارزش های آنان حمله کرد. چه چیز بهتر از کشتار جمعی جوانان و کودکان نفرت تولید می کند؟
با توجه به حملات قبلی شگفت انگیز نخواهد بود اگر بازهم معلوم شود که حمله بدست افراط گرایان مشکوک صورت گرفته است که به جنایت خود رنگ مذهبی می زنند (سازمان تروریستی داعش مسئولیت کشتار را بعهده گرفته است.م) آنها که به این افراد پول و آموزش می دهند، آنها که از دهها سال پیش بر ترور سرپوش می گذارند، این بار نیز مانع از آن خواهند شد که این امرعلننا مورد بحث اجتماعی قرار گیرد. در حالی که رئیس جمهور امریکا در همین رو زهای گذشته درست همانجائی بود که آغاز گاه ترورهای جهادی بود.
از دهها سال پیش در بارسلطنتی عربستان سعودی هزینه پرداز نوعی از اسلام افراطی است. فارغ التحصیلان مدارس مذهبی عربستان سعودی در سراسر جهان به مبارزه با تنوع اعتقادات اسلامی مشغولند. هر جا که علائق ژئواستراتژیک مطرح باشد سر و کله مزدوران عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج(فارس) نیز در آنجا پیدا می شود. از افغانستان تا جمهوری های پیشین شوروی، از الجزایر تا لیبی،از عراق تا سوریه همه جا دست به ترور و ویرانی می زنند ، بویژه در جوامع عربی و اسلامی.
در همین روزها ترامپ با وضوح تمام نشان می دهد که این شیوه چگونه عمل می کند. امریکا روزی یک میلیون بشکه نفت خام از عربستان سعودی می خرد. در بار سلطنتی عربستان سود حاصله را به صنایع نظامی امریکا پس می فرستد. در مقابل امریکا باحمایت نظامی و جهانی و برای از میان برداشتن دشمنان مشترک در منطقه به آن دولت کمک می کند. پس از آن که عراق، لیبی و سوریه تقریبا بکلی و برای همیشه ویران شده اند اینک دونالد ترامپ، سلطان سلمان و بنیامین نتان یاهو با هم هدف مشترک بعدی را اعلام می کنند: ایران.
دلیلی که با وقاحتی بی حد ومرز برای این کار اعلام کرده اند این است که ایران از تروریسم حمایت می کند. اینک باید پرسید آیا آنها که در چند سال اخیر در اروپا دست به حملات انتحاری عدیده زدند کسانی بودند که ایران به آنها ماموریت داده بود؟ این ایران نیست که در سراسر جهان به باند های مزدور جهادی پول و آموزش می دهد. اما بنظر میرسد استراتژیست های قدرت های سیاه مطمئن هستند که بسیاری از مردم اروپا متوجه این تفاوت ظریف نیستند. آنها بنا را بر این می گذارند که مردم عادی اروپا » اسلام » را در کلیت آن مسئول این جنایات می دانند.
هانتیگتون مامور بود
امروز امریکا با یک صحنه سازی ماهرانه و مفصل گربه را مامور حفاظت از گوشت می کند. ترامپ در عربستان سعودی » اتحادیه ضد ترور» برپا می سازد. از این پس شعار این جهان » اورولزی» (اشاره نویسنده به رمان معروف جورج اورولز» سال 1984″ است : » جنگ صلح است» )این خواهد بود که عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج (فارس) با ترور مبارزه خواهند کرد. ما هنوز نمی دانیم عامل حمله انتحاری در منچستر کیست (داعش مسئولیت آن را پذیرفته است.م) اما می دانیم عاملان سوء قصد در پترزبورگ، پاریس و بروکسل و بسیاری از مناطق دیگر آموزش دیدگان کدام مکتب بودند. افراطگرایان وهابی و سَلفی، آموزش دیدگان انترناسیونال جهادگرایان سنی های افراطی هستند.
25 سال پیش پرفسور هانتینگتن ، که در آن زمان مشاور استراتژی امنیتی شورای امنیت ملی امریکا بود یک پیشنهاد رؤیائی مطرح ساخت که پس از فروپاشی شوروی غرب به دشمن تازه ای نیازمند است. هانتینگتن گفت ایده آل این است که غرب در آینده دیگر نباید در باره علائق متفاوت سخن گوید بلکه باید فقط به طرح تفاوت های فرهنگی به پردازد. حال که اروپا باردیگر از لحاظ ایدئولوژی متحد شده است، به ویژگی دیگری نیاز دارد که با کمک آن قاره اروپا دچار افتراق گردد: پس از ازمیان رفتن افتراق ایده ئولوژیک ، اینک افتراق اروپا باید دوباره برپایه فرهنگی میان اروپای مسیحی از یک سو ، اروپای ارتدکس و اسلام از سوی دیگر قرار گیرد.
امریکا در پس افراطگرائی اسلامی
انسان های با حسن نیت این برخورد فرهنگ ها را جدی نگرفتند. بنظر آنها هانتینگتن پرفسوری بود با نظریه ای مضحک. آنها فراموش کردند که او استراتژیستی بود که ماموریت داشت توجیهی برای امپراتوری امریکا و صنایع نظامی آن پیدا کند. از نظر آنها پنهان ماند که امریکا در همان زمان در افغانستان پیاده نظام جنگ فرهنگی آینده را در اختیارد داشت. اما از سپتامبر 2001 این اشتقاق خصلت جنگی دائمی یافته است.
با توجه به کودکان و جوانان بقتل رسیده منچستر که به کنسرت رفته بودند، باید همیشه بیاد داشت که نخست جوامع اسلامی هستند که باید هزینه این جنون را بپردازند. صدها هزار تلفات انسانی در افغانستان، پاکستان، عراق، لیبی، سوریه و یمن، میلیونها نفر پناهجو حاصل افراطگرائی سنی و مزدورپروی عربستان سعودی هستند. ولی انشقاق نیاز به دشمن فعال دارد: آنها مصیبت دیدگان اروپائی هستند که اجازه می دهند پای آنها را به یک جنگ فرهنگی بکشانند، کسانی که با نفرتی قابل فهم واکنش نشان می دهند ، آنها سخن از «اسلام» می گویند بدون آن که از علائق پس پرده عربستان و قدرت طلبی امریکا با خبر باشند و آن را برزبان آرند.

https://deutsch.rt.com/meinung/51065-anschlage-in-europa-saudisch-amerikanische/