اخبار ایران و جهان

بادبانها را برافرازیم به جهتی برانیم که پیش از این کسی به آن سو نرانده

 holland_col_5_2017
گزارش تصویری تظاهرات هلند علیه کلیت نظام جمهوری و انتخاب بین بد و بدتر!
توهم آزادی از طریق «انتخاب» بین بد و بدتر، در چهل سال گذشته به کجا منتهی شده است؟ کسانیکه با شیطان به بستر میروند نباید از پیامدهایش حیرت کنید!
Ahmad_Pouri_K
پناه بردن به امامزاده های پوسیده و «انتخاب» بین کاندیداهای بد و بدتر، به معنی تهی کردن توده ها از اعتماد بخود و تبدیل آنها به سایه های آرزوها و آرمانهایشان است! برنده واقعی این دور باطل متولیان چاههای جمکران و امامزاده های پوسیده و خردستیز هستند که با انتشار توهم نجات، توده ها را به زنجیر می کشند. کاشتن تخم ترس به تحقیر و تنزل دادن انسان به سطح کالایی منتهی می شود. انسانی که از شدت ترس و استیصال به آغوش جلادانش پناه می برد و جسم و روح و آزادی و آرمانهایش را به معرض فروش می گذارد. برتولت برشت در مورد چنین انسانهایی می گوید: » من نمی دانم انسان چیست؟ فقط قیمتش را می دانم
فروشندگان ترس هستی را همچون احتضاری طولانی مدیریت می کنند. هم مثله می کنند و هم عصا می فروشند!
تسلیم شدن به منطق ترس، اضطراب و تن دادن به انتخاب از روی ترس از آینده ای مبهم، همان چیزی است که فرد و جامعه را مسموم و تباه کرده و سرانجام می کشد!
رائول ونه کم می گوید: ما هیچ گاه از سپردن سرنوست آزادی هایمان به فروشندگان توهم، دست برنداشته ایم. تنها هنر آنها این استکه به بهترین وجه ما را از آرمانهایمان تهی کرده و به واقعیت موجود تسلیم کنندتسلیم و تمکینی که خواست تاثیرگذاری انسان بر جریان جهان و سرنوشت خود، در آن پایمال و مسخره شده است.
حتی در سطح جهانی طبقه حاکم، بشریت را بطور دائم در دوراهی کاذب «حق انتخاب » بین بد و بدتر اسیر کرده است! در امریکا مردم می بایست بین خانم کلینتون و دونالد ترامپ انتخاب می کردند، در هلند بین مارک روته نئولیبرال و خیرت ویلدرس نئوفاشیست، در فرانسه بین ماکرون نئولیبرال و مارین لوپن نئوفاشیتدر ایران بین روحانی شیاد و رئیسی جنایتکاراین داستان در اغلب کشورهای جهان ادامه دارد. نظام سرمایه داری در بحران تاریخی خود گیر کرده، بی عدالتی ها و جنایات آشکار را دیگر نمی توان زیر گلیم پنهان کرد به همان دلیل فروشندگان توهم به میدان آمده اند تا به توده ها ثابت کنند که هیچ راهی خارج از نظام به آزادی منتهی نخواهد شد. تسلیم واقعیت موجود شدن بهترین انتخاب ممکن است. خطر خروج از نظام و داشتن رویای آزادی خطرناکترین رویاست!… نظام سرمایه داری دیگر رویای آمریکایی نمی فروشد، بلکه با هزاران تهدید مرئی و نامریئ از توده ها و قربانیان نظام می خواهد دست از رویا بردارند و تسلیم واقعیت موجود شوند! فعلا بهترین کاری که بشریت می تواند انجام دهد قورت دادن داروی تلخی است که آتش افروزان جهان به قربانیان تجویز می کنند! بی جهت نیست که شب و روز موعظه می کنند، سیاست هنر انتخاب بین ممکن هاست!…
با هوشترین مدافعان وضعیت ناعادلانه موجود می گویند: ما می دانیم که انتخاب بد موجب معجزه ای برای نجات و خوشبختی توده ها نخواهد شد ولی کورسوی امید را به روی قربانیان و محرومین می تاباند و امیدوار بودن بهتر از ناامید شدن و توسل به انقلاب و راه های ناشناخته و مبهم است!
تمام تاریخ علم و انقلابات مهم اجتماعی برخلاف توجیهات مذکور است. هر کسی که در علم تکامل بوجود آورده، تسلیم وضعیت موجود نشده و شهامت تنها رفتن و امتحان راه جدید را داشته است!
بی جهت نیست که حتی انیشتین می گوید: تخیل و رویا بالاتر از علم است!
دو راهی انتخاب بین بد و بدتر برای حبس کردن اندیشه و عمل توده ها در درون نظام است! پیام این استراتژی بینهایت روشن است هیچ راه حلی بیرون از نظام موجود نیست!
دریچه واقعی امید و آزادی نه از طریق تسلیم به وضعیت موجود، بکله از طریق شکستن دور باطل انتخاب بین بد و بدتر، گشوده خواهد شد!
«
همین که مصمم باشید که دیگر بندگی نکنید آزادیدله بوئسی، گفتارهایی دربار بندگی اختیاری »

رسالت دانشمندانی که مغز خود را به دیکتاتورها و غارتگران و جنگ افروزان جهانی کرایه داده اند چیست؟
مهمترین رسالت آنها این است که:
اولا راه هایی برای توجیه و تثبیت وضعیت جاری و تضمین بی عدالتی حاکم بر جهان و جاری شدن سرمایه های 99% مردم جهان به حسابهای بانکی 1% های حاکم برجهان پیدا کنند. پرواضح است که همه این دزدیها باید به شیوه ای » قانونی » انجام پذیرد!
ثانیا «واقع گرایی » و سرمایه گذاری روی یکی از «جناحهای معقول و اصلاح طلب نظام حاکم» بهترین گزینه است که شما را به بالاترین رضایت مندی ممکن در شرایط موجود می رساند!
تمامی کسانیکه علیه نظم موجود بپاخواسته اند باید قانع شوند که پرواز در دون قفس زیباترین و بالاترین اوج ممکنی است که در شرایط ناگوار موجود، می توانند کسب کنند و ایده آل آنستکه با رضایت درونی به واقعیت موجود و پرواز در درون قفس ادامه دهند!
خیل عظیم پرندگانی که از ترس مشکلات رهایی به پرواز در درون قفس عادت می کنند، قراموش می کنند که مهمترین غایب بزرگ این داستان موفقیت » واقع گرایانه«، آزادی است!
بی جهت نیست که در شرایط بحرانهای عظیم اقتصادی و سیاسی،خردستیزی و توسل به دعا و جادو جنبل و مذهب و «نیت خوب بخش سالم» طبقه حاکم به طرز باورنکردنی از طرف نخبه گان حاکم ترویج می شود!
یکی از بارزترین نمونه های این نوع اندیشمندان کارل پوپر است. بیش از 60 سال کتابها و تئوریهای ایشان در جهت نابودی مقاومت و تسلیم کردن قربانیان، به محبوب ترین کتابهای آموزشی نظام حاکم در جوامع کاپیتالیستی غرب تبدیل شده بود. پوپر به قربانیان نظام هشدار می دهد که جستن راه حل در درون قفس موجود است نه در بیرون آن! ایشان می فرمایند:
»
سعادت مردم را خواستن شاید ترسناکترین آرمانهای سیاسی باشد
در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران هم تمامی سعی و خلاقیت روشنفکرانی که در خدمت نظام هستند و مغزشان را به طبقه حاکم کرایه داده اند این استکه به قربانیان ثابت کنند به آغوش جلادانشان پناه برند! و درد و درمان را در درون نظام جستجو کنند، نه در بیرون از نظام!

به نظر متخصصین ریشه فساد گسترده و نهادینه شده بدلایل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، دینی، فقر گسترده،مربوط می شود. فساد قضایی بیشتر از انواع دیگر فساد از خوی تهاجمی برخوردار است و دیگر بخش های اجتماعی را به «دام فساد» گرفتار می کندفساد کلان بطور نهادینه در سراپای نظام جمهوری اسلامی موج می زند. شیوع فساد و توجیه آن بدلایل مصلحت گرایانه و باورهای دینی و ایدئولوژیک و فرهنگیتکرار جرم و دست یازیدن به اقدامات مجرمانه و مفسدانه را قابل قبولتر می کند. احترام به قانون و دمکراسی و مشارکت در امور اقتصادی و سیاسی را بشدت تضعیف می کند.
علیرغم تایید نظر دانشمندان در همه موارد فوق، یک رویداد بسیار عجیب در ایران تکرار می شود. در اوج حاکمیت فساد کلان در تمام سطوح سیاسی و اقتصادی وتوانایی رهبران نظام در برانگیختن شور و شوق و مشارکت مردم در «انتخابات» انتصابی بیشتر می شود!
این چه رازی است؟
کسانیکه از غربال ولی فقیه و نظام رد شده اند و بالاترین مقام و مسئولیتهای سیاسی را دارا هستند و برخی از آنها بطور مستقیم در قتل و جنایت دست داشتند، به صحنه رقابتهای «انتخاباتی» وارد شده اند! این افراد دشمنان نظام نیستند بلکه مهمترین رهبران و ستونهای استوار نظام جمهوری اسلامی هستند! در تلویزیون دولتی دزدی ها و فساد همدیگر را افشا می کنند، آنچه که قابل درک نیست حتی اعترافات علنی و داوطلبانه سران نظام به فساد بیکران در تمام سطوح نظام، موجب عدم مشارکت مردم در «انتخابات» انتصابی نمی شود!… بازهم به شور و شوق مردم می دمند تا در انتخاب یکی از دزدهای فاسد و جنایتکار فعالانه شرکت کنند و مشروعیت برباد رفته نظام را ترمیم کنند!… در هر جامعه ای زخمهایی هست که
رهبران نظام لیست ترس و مرگ را لیست امید می نامند!
مردم به ترس خود رای می دهند!…
به شهادت تاریخ، ترس همواره مشاور بدی است!…
درد از ماهیت و درون نظام فواره میزند، ولی درمان را باید بیرون از نظام جستجو کرد!

جامعه ای که تضمین امنیت خود را نه در گسترش دانشگاه ها و ازدیاد اندیشمندان بلکه در فراری دادن مغزها و گسترش چوبه های دار و ازدیاد جلادان جستجو می کند، جامعه سالمی نیست!
وقت سکوت و انفعال نیست!

در شرایط بحران، ناامیدی، ابهام و توهم گسترده چه می توان کرد؟
بادبانها را برافرازیم
لستر تارو یکی از بزرگترین اقتصاددانان آمریکا و استاد پرآوازه دانشگاه های ام آی تی و هاروارد و مشاور اقتصادی کلینتون بود. ارزش حرفهای لستر تارو زمانی بهتر نمایان می شود که بدانیم او نه انقلابی بوده و نه ضد کاپیتالیسم و در بالاترین سطح آکادمیک و سیاسی و اقتصادی در امریکا مشغول کار بوده. او کتاب » آینده سرمایه داری» را در سال 1995 علیه کاپیتالیسم ننوشته بلکه با این امید نوشته استکه رهبران حاکم کمی هم بفکر قربانیانشان باشند تا از انفجار تروریسم و جنبشهای اجتماعی و انقلاب و ازهم پاشیدگی کل نظام کاپیتالیستی بموقع جلوگیری شود! او فقط با دقت یک دانشمند و وجدان علمی مشکلات نظام را بررسی و فرموله کرده تا برایش چاره جویی کنند! لستر تارو می گوید:

» نابرابری تا کجا می تواند ادامه یابد پیش از آنکه نظام ترک بردارد یا از هم بپاشد؟ »
«
برآمدن بنیادگرایی مذهبی آتشفشانی در حال فوران است. ارتباط آن با اقتصاد ساده استبازندگان، کسانی که سرشان بی کلاه مانده است و نمی توانند نظام را بکار وادارند، به بنیادگرایی مذهبی پناه می برند یعنی به جاییکه یقین و اطمینان جایگزین شک و بی اطمینانی می گرددبازندگان اقتصادی در آتشفشانی اجتماعی به نام بنیادگرایی مذهبی فوران می کننددوره ای از توازن ناپایدار به وجود می آیددر نتیجه تروریسم بنیادگرای مذهبی پیش روی ماست نه پشت سر
کتاب آینده سرمایه داری اثر لستر تارو ترجمه عزیز کیاوند.
این حرفها را لستر تارو 22 سال پیش گفته است! توهم فروشان حاکم بر جهان با اعلام جنگ علیه تروریسم و ایجاد جهانی امن و عاری از تروریسم، امنیت جهان را نابود کرده و خاورمیانه را به بهشت واقعی تروریستها تبدیل کرده اند! …
»
مسائل ذاتی و درونی روز تولد نظام سرمایه داری ( بی ثباتی، نابرابری فزاینده، طبقه ای از کارگران بی نوا که دستش به جایی بند نیست ) هنوز سرجای خود هستند و به انتظار راه حلی نشسته انددانش فنی و جهان بینی پایه های سرمایه داری قرن بیست و یکم را می لرزانندهنگامی که راه تکنولوژی و ایدئولوژی از یکدیگر جدا شود، فقط یک سئوال باقی می ماند و آن این استکه زلزله «بزرگی» که سیستم را تکان خواهد داد کی وقوع می یابد؟ … »
» …
کریستف کلمب در تاریخ بزرگترین کاشف جهان، و شاید پرآوازه ترین مرد تاریخ به شمار آمده است، زیرا چیزی را یافت که به هیچ وجه انتظار آن نمی رفت، وی قاره امریکا را پیدا کرد که همه جای آن پر از طلا بود. یک درس آموزنده این داستان این است که توفیق کریستف کلمب از یاری بخت نبود. او به این سبب توفیق یافت که همت کرد و کوشید تا به رغم مقاومت زیاد اطرافیان خود، بادبانها را برافرازد و جهتی را در پیش بگیرد که پیش از آن کسی به آن سو نرانده بود. اگر به آن کوشش عظیم دست نمی زد، در موقعیتی قرار نمی گرفت که بخت بزرگ به یاری او بشتابد.
بادا که سفر ما به دیار ناشناخته با پشتکار و اشتیاقی مشابه آغاز گردد! »
کتاب آینده سرمایه داری اثر لستر تارو ترجمه عزیز کیاوند.

سقف آزادی
«
آزادی براى همه ملت ها، سقف دارد.
سقف آزادی رابطهى مستقیم با قامت فکری مردمان دارد.
با همت بلند مردمان، سقف بلند میشود.
در جامعهای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادى هم بهمان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا، آنقدر سرشان را خم ميکنند که کوتوله میشوند.
آن وقت سقفها هی پایین و پایینتر میآید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند،
تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
آزادىِ مردم، نيز میشود یواشکی و زندگىشان ميشود جهنم…»
تئودﻭﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﯾﻮﻓﺴﮑﯽ

توجیه شرکت در انتخابات و مشروعیت دادن به نظام، امکان تکرار آنرا تضمین می کند. شیوع چنین فرهنگی جامعه را به فساد آلوده می کند! جایی که بازار، پول، دین و ایدئولوژی مقدس می شود، انسان هیچ می شود! جائیکه رهبران مقدس می شوند توده ها هیچ می شوند! پیامدها و هزینه های برون رفت از این وضعیت غیرقابل تصور می شود!
کسانیکه با شیطان به بستر رفتند نمی توانند خود را از عواقب آن مبرا کنند!

زمانیکه راه حقیقت از راه گله جدا می شود، شهامت رفتن بدنبال حقیقت را داشته باشیم و از تنها ماندن نترسیم! روزگاری میلیاردها انسان به استناد کتب مقدس ادعا می کردند: خورشید دور زمین می چرخد. گالیله ای لازم بود که راه خود را از راه گله جدا کرده و به تنهایی قدم در راه حقیقت نهد، ثابت کند زمین دور خورشید می چرخد!…

بادا که قربانیان نظام، جهت خروج از دورباطل انتخاب بین بد و بدتر، سفر به دیار ناشناخته را با پشتکار و اشتیاق کریستف کلمب آغاز کنند!
بادبانها را برافرازیم، به جهتی برانیم که پیش از این کسی به آن سو نرانده

با احترام،

احمد پوری (هلند) 20 – 05 – 2017

*************************************

پیوند این یادداشت در صفحه فیس بوک:
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1698769600142268

تظاهرات در فضایی بسیار صمیمانه برگزار شد. برای اولین بار تعداد شرکت کنندگان تقریبا دوبرابر کسانی بود که قول داده بودند شرکت خواهند کرد! این امر مایه امیدواری استاصولا چندین برابر کمتر از آنجه وعده می دهند در تظاهراتها شرکت می کنند.
در مجموع 50 نفر در تظاهرات شرکت کردند.

یادداشتهای قبلی در مورد این تظاهرات را می توانید در پیوند های زیر ملاحظه بفرمائید.
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1696989180320310

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: