سرتیتر

انتخابات نود و شش تحریم!

انتخابات نود و شش

تحریم!

جناب آقای م. م. پس از سلام و تشکر از شما ، به عرض میرسد که برنامه مورخ 16 اردیبهشت شما پیرامون انتخایات را دیدم ، این برنامه مجددا اختلاف نظر ها را عیان کرد ، در بیانات شما اشکالات بسیاری وجود داشت ، بعضی نکات را به عرض میرسانم : 1- نقطه آغاز و کلیدی بحث شما قضائی-حقوقی و نه سیاسی بود ، مگر آدم معصوم اساسا وجود دارد؟ 2- اگر فرد معصومی سراغ دارید معرفی کنید . 3- نقطه آغاز تحلیل شما نه شرایط خاص و آنچه در کف جامعه و ذهن و قلب مردم میگذرد ، بلکه پرونده خوانی این و آن و کمال گرائی است . 4- اتخاذ تاکتیک غلط میتواند استراتژی را زیر سئوال ببرد . 5- مهمترین گیر و گرفتاری ما ، امنیتی و بسته بودن جو سیاسی و اجتماعی است که جلوی ایجاد احزاب و آزادی را گرفته است ، باز شدن جو یا توسعه سیاسی کلیدی ترین معضل سیاسی جامعه ما است . 6- از نظر ما انقلاب اجتماعی و اقتصادی در دستور کار نیست . 7- ما دنبال یک الترناتیو از نوع سرمایه داری ملی و دمکراتیک هستیم ، مگر نه اینست که میگوئیم تا در غرب انقلاب نشود ، انقلاب در کشور ممکن نیست ؟ 8- انقلابی و رادیکال بودن به معنی نادیده گرفتن اولوسیون و تکامل تدریجی نیست ( نادیده گرفتن دستاوردهای تدریجی طی دهه های گذشته به برکت : الف- مبارزات و مقامت گسترده اقشار مردم ایران و منطقه ، ب- گسترش فضای مجازی و سیاسی ، ج- انشقاق و استیصال در طبقه حاکمه ، صورت گرفته و پس از احمدی نژاد تغییرات ، واقعی ، ملموس و در جهت مثیت بوده است . 9- در نظر گرفتن تناسب و تعادل موضوعات مهم است در غیر اینصورت تحلیل ها کاریکاتوری و بدون رعایت نسبت ها و غیر واقعی خواهد بود ، تغییرات را نه نسبت  به اهداف و آرزوهای حد اکثری خود ، بلکه نسبت به اهداف حداقلی خود (آزادی های سیاسی) مد نظر قرار دهیم. 10– شرکت در انتخابات را صرفا از زاویه ارائه برگه رای نگاه نکنیم بلکه یک کنش ، مشارکت و تقابل عظیم اجتماعی و سیاسی در نظر بگیریم . 11-  شرکت در انتخابات یک درصد از سیاست ورزی است ، پنج درصد از این یک درصد ، رای دادن است ، 99% اهمیت انتخابات مربوط میشود به آن چیزی که قبل و بعد ار انتخابات در اذهان مردم و کف جامعه میگذرد . ما باید در کنار و میان مردم باشیم ، قهر از انتخابات در شرایط فعلی اشتباه است . آنهم در شرایطی که بدبل مناسبی وجود ندارد . 12- تضاد اصلی جامعه ما اکنون نه تضاد کار و سرمایه ، بلکه بقول شما تضاد بین سلطه گران غربی و حق حاکمیت ملی و استقلال کشور است . باید حفظ و ارتقائ تدریجی وضع موجود را هدف کوتاه مدت خود قرار دهیم . 13- اگر پرونده خوانی و سابقه خوانی و انتقام جوئی معیار است ، کروبی و موسوی نیز پرونده های پاکی ندارند ، معیار ما بیشتر برنامه و عملکرد فعلی افراد است . 14- تحلبل های احساسی و تند و تیز دردی را درمان نمیکنند . 15- جالب است که در تحلیل شما نُک حمله متوجه روحانی است ! 16- شب انتخابات هنگامی که یک زلزله هفت ریشتری سیاسی در کف جامعه در جربان است ، پرداختن به مسائل تئوریک نظیر ارزش افزوده ، بجای پرداختن به مسائل مطرح در اذهان مردم و کف جامعه ، بجا نیست . 17- شما در انتخابات آمریکا خوش بینانه بطور احساسی خیلی به سناتور سندرز پرداختید و به او امید بستید ، در حالی که در آمریکا نامزد مستقل وجود داشت و به درستی توسط دختر هوشمندتان مورد نقد قرار گرفتید بدون آنکه به سوایق و پرونده های او بپردازید ، هم سندرز و هم روحانی کاندید طبقه حاکمه هستند ، با این تفاوت که در ایران ما کاندید مستقل و آزاد نداریم . در ایران ما توجبه بیشتری برای رای دادن به روحانی داریم چون کاندید مستقلی و جود ندارد . 18- معیار ما در انتخابات نه ایدئولوژیک و بیانات کاندیدا ها بلکه عملکرد آنها و ارزیابی ما از چشم انداز آینده است ، خصوصا ارزیابی ما از تناسب نیروها و آگاهی و عمل مردم است . 19- آیا بشار اسد عملکرد نامناسب نداشته است ؟ جزو طبقه حاکمه نبوده است ؟ چرا ما از دولت سوریه دفاع میکنیم ؟ دفاع ما از دولت سوریه نه بر مبنای پرونده خوانی و سابقه خوانی اسد ، بلکه بر اساس دفاع قاطع دولت سوریه از حق حاکمیت ملی خود و نیز مبارزه قاطع دولت سوریه علیه تروریسم و سلطه ارتجاع غربی است . از اسد باید دفاع شود چون او سمبل مبارزه و الگوئی در جهت حق حاکمیت تمام کشور ها است . 20- اشاره شما به مواضع گذشته روحانی پیرامون حجاب  ، بی اهمیت و مصداق «گر حکم شود که مست گیرند ….. » میباشد ، آیا اینست نمونه تشخیص تضاد عمده و غیر عمده ؟ 21- رویاهای حداکثری بجای خود ، از عمل حداقلی استقبال کنید . نه به کینه توزی نه به انتقامجوئی .

جناب م. م. برنامه مورخ 23 اردیبهشت شما را نیز شنیدم ، آخرین برنامه شما قیل از انتخابات بود ، اذعان میکنم که این برنامه ، بدترین برنامه شما بود ، متاسفم و نکاتی را به عرض میرسانم : 1- در تحلیل شما عمدتا به سوابق سیاه کاندیدا ها و دولتمردان پرداختید ، درست ، اگر سوابق همه خراب است ، بیائیم از سوابق همه فاکتور بگیریم (نه ببخشید و نه فراموش کنید) ، ولی بیائیم با تحلیل مشخص از شرایط کنونی کشور ، منطقه و جهان در مورد شرکت در انتخابات تصمیم بگیریم . 3- در تحلیل شما حتی یکبار به دستاوردهای یرجام ، لغو تحریم ها ، جنگ و شرایط بحرانی منطقه اشاره نشد ! شما انتخابات را توطئه میبینید («مردم را پای صندوق های رای میکشند») ، آنها هم برخورد شما را توطئه گرانه میدانند ، پس بیائبم توطئه را از دو طرف معادله فاکتور بگیریم و به اصل مطلب بپردازیم . 4- وقتی شما به همه با الفاظ نا مناسب میپرید (نوکر ، طرفدار و سر سپرده ، نوکر اربابانشان ، نوچه ، به درک واصل شد ، شعور ندارند ، یریده و …. آنهم با خشم و عصبانیت) ، خوب ، طرف مقابل هم همین رفتار را با شما خواهد داشت (نوکر استالین ، نوکر اون و …..) پس بازهم بیائیم توهین نکنیم تا به ما توهین نکنند ، بیائیم توهین و تحقیر را از دو طرف معادله فاکتور بگیریم ، چیزی که باقی میماند ، دو ایدئولوژی است ، تا این دو ایدئولوژی در عین احترام به طرف مقابل به نقد اصولی و علمی بپردازند و اذهان مردم را به تفع خود فتح کنند . اصلا فرض کنیم یک نفر عقیده داشته باشد ایران باید زیر نظر آمریکا باشد ، فحش و تهدید به او دردی را دوا نمیکند ، اقدام درست اینست که با او بطور منطقی مبارزه شود و نشان داده شود که این راه سرابی بیش نیست و در نتیجه به جایگاه گرایش او در اذهان عمومی خدشه وارد خواهد شد و در تناسب نیروها جایگاه پائین تری کسب خواهد کرد . 5- فرمودید با بازی انتخابات میخواهند عمر نظام را دوام ببخشند . اولا مگر شما چیزی غیر از این از طبقه حاکمه یک کشور انتظار دارید ؟ ثانیا آیا نمیدانید تنها الترناتیو در مقابل حفظ وضع موجود ، فروپاشی کامل و داعشیزه شدن کشور و سلطه جهانخواران است ؟ دستاورد دولت روحانی جلوگیری از سقوط بیشتر دولت بوده است ، آری ما رشدی نداشته ایم ولی با توجه به اوضاع خرابی که احمدی نژاد بر کشور تحمیل کرد ، دولت روحانی قدمی به پیش است . 6- آیا یک دولت غیر سرمایه داری ، دولتی که خاک توی چشم مردم نپاشد ، دولتی که سیاستمدارانش همه شعور سیاسی داشته باشند ، دولتی که مشکل فساد ، بیکاری ، حقوق بشر و ….. نداشته باشد در جهان و منطقه سراغ دارید؟ 7- درست است که اطرافیان روحانی چشم به اقتصاد نئولیبرالی و غرب دارند و دنبال سرمایه خارجی اند که کاملا طبیعی است ، مگر به این سادگی است که بتوانند به جذب سرمایه بپردازند و مقاومتی هم در مقابل ان نباشد ! 8- جناب م. م. شما از کجا میدانید که همین انتخابات موجب تحولات مثبت و مهمی نخواهد شد ؟ ایا کادر و کادرسای نباید نتیجه خود را در تحلیل انتخابات به نمایش بگذارد ؟ شما متاسفانه دارید از ان طرف بام میافتید . انتخابات ، این رخداد هفت ریشتری را جنگ زرگری میپندارید ! در این انتخابات دو جنگ با هم آمیخته شده ، جنگ اول نبرد بین جناح های طبقه حاکمه و چنگ دیگر و مهمتر نبرد بین مردم و طبقه حاکمه است ، در این میان جناح مظلوم طبقه حاکمه نیز تقاضاهای مثبتی دارد که گوشه ای از ان با منافع مردم در تطابق است . در این انتخابات کنترل از دست طبقه حاکمه در رفت و افشاگری عظیمی صورت گرفت ، اگر من و شما افشاگری کنیم خوب است ، اما اگر اینها بجان هم بیافتند و تا مغز استخوان همدیگر را افشا کنند بد است (و بازی است) ؟ این انتخابات تا اینجای کار بسیار مثبت و آگاهی دهنده بوده است و پرده از روی بسیاری از رازهای مگو برداشته است . 9- شرکت در انتخابات را توهین به شعور انسان نامیدید ! به عبارت دیگر اگر مردم در انتخابات شرکت کردند و روحانی رای بالائی اورد ، انها بی شعور خواهند بود ؟ انتخابات 92 و 94 یک نه یزرگ و یک مُشت به حاکمیت بود ( و ترک ها در طبقه حاکمه بیشتر شد) ، در انتخابات 96 نه بزرگ تر دیگری در راه است . طرح تقاضای اخراج پور محمدی از کابینه برای توجیه رای ندادن ، یک طرح کودکانه است . نردبان استراتژی ما دارای پله های متعددی است ، آنها که میخواهند یک ضرب برای صعود به پله آخر خیز بردارند بی گمان موفق نخواهند شد .

جناب آقای م. م. ما رادیکالها در مورد یک درصد از سیاست ورزی خود که همین انتخابات باشد اختلاف داریم ، باید به یکدیگر احترام بگذاریم و این یک درصد نباید مانعی برای همکاری باشد ، سیاست ما باید جذب افراد باشد نه دفع ! نُک حمله نباید متوجه اپوزیسیون باشد ، راه طولانی است و ما عجول .

موضع گیری غلط در باره چگونگی شرکت در انتخابات  ، بی گمان به متلاشی شدن بسیاری از گروه های اپوزیسیون خواهد انجامید . ضربه ناشی از موضع گیری های غلط در شرایط حساس کنونی بسیار سنگین خواهد بود و کمیت و کیفیت گروه های اپوزیسیون را دستخوش تغییرات مهمی خواهد کرد .

جنبشهای اجتماعی مانند یگ سنگ 50 تُنی روی یک تپه است ، این سنگ دارای اینرسی (نیروی ماند) زیادی است (وقتی میخواهید آنرا به حرکت در اورید مقاومت میکند و وقتی به حرکت درآمد ، در مقابل توقف کردن مقاومت میکند) . چند نفر سعی میکنند با هزار زحمت آنرا به حرکت در آورند ، اما وقتی در سراشیبی به حرکت در آمد نه تنها دیگر در کنترل ان چند نفر نخواهد بود ، بلکه هیچ نیروئی جلودار آن نخواهد بود ، این همان منطق حرکت جنبش های اجتماعی است ما این پدیده را در انقلاب 57 تجربه کردیم ، انتخابات پیش رو در ایران چنین پدیده ای است و عواقبی خواهد داشت که از کنترل هُل دهندگان و برگزار کنندان آن خارج خواهد بود .

اگر قرار باشد یک عمر کار تئوریک انجام دهیم ولی سر بزنگاه (عمل اجتماعی) در گِل بمانیم نتیجه منفی و ویرانگر خواهد بود . تحریم در شرایط فعلی نوعی تقد اخلاقی و اعتقاد به محرمات ، نجاسات ، مکروهات و …. است ، با دیالکتیک میانه ای ندارد .

ما به تلاش ها و عقاید شما احترام میگذاریم و هنوز جای 99% همبستگی وجود دارد .

امیدوارم این نامه سرگشاده موجب رنجش شما نشود .

موفق باشید

صدیقه جوادی

27 اردیبهشت 96

۱ دیدگاه

  1. جواد says

    آن مردم عادی که رأی می دهند از روی ناآگاهی، اجبار یا ترس اینکار را می کنند. یکی به این دلیل رأی می دهند که لولو نیاید، دیگری که دستش به دهانش نمی رسد بخاطر پول اندک یارانه رأی می دهد و غیره. من آنها را مقصر نمی دانم و حساب آنها از سیاستمداران فرصت طلب جداست. اگر آنها اینقدر ناامید، نامتشکل و بی برنامه هستند که از بهبود وضع شان قطع امید کرده اند و به بد رأی می دهند تا بدتر نیاید، مقصر آن فرصت طلبان «چپ» و راستی هستند که پس از سالها نه تنها یک آلترناتیو جدی برای جذب و امیدوار کردن مردم نساخته اند بلکه در راه ایجاد آن اخلال کرده اند.
    همین مردمی که فرصت طلبان راست می خواهند از رأی دادن آنها برای توجیه کنار گذاشتن مبارزه برای دمکراسی و کنار آمدن با استبداد استفاده کنند و فرصت طلبان «چپ» تحقیرشان می کنند و به آنها ناسزا می گویند، در اولین فرصت تاریخی، رأی شان را از امثال روحانی و رئیسی پس می گیرند و به جمع شدن اساس حکومت مستبد جنایتکار غیرقابل اصلاح و ساختن جامعه ای دمکراتیک رأی می دهند. آنگاه هیچکس آنها را بخاطر اینکه زمانی از روی ناآگاهی، ناامیدی، اجبار یا ترس به این یا آن فرد فاسد و جنایتکار رأی داده بودند سرزنش نخواهد کرد اما تاریخ هیچ وقت آن فعالان سیاسی را که بجای تلاش برای درآوردن جامعه از این وضع رقت انگیز، مردم را آگاهانه از متشکل شدن و مبارزه کردن مستقلانه در راه دمکراسی و سوسیالیسم بازمی داشتند و آنها را تشویق به دل بستن به فلان سیاستمدار فاسد و جنایتکار رژیم می کردند نمی بخشد و فراموش نمی کند.

    دوست داشتن

  2. Armin says

    منظور شما از اپوزیسیون کیست ؟؟ حسن روحانی یا سید تدارکاتچی نظام . یک سوال اساسی مطرح می کنم ، چرا علی خامنه ای هم در انتخابات 92 و 94 هم در 96 تاکید می کند „که هرکس حتی کسانی که با نظام مخالف هستند در انتخابات شرکت کنند“ ؟ رای من و شمای مخالف نظام ،برای چه کسی است ؟ (جز روحانی؟)اگر تضاد و شکاف عمیق میان باند روحانی رفسنجانی از یک طرف و جناح سلفی وجود دارد چرا خامنه ای در تلاش است که حضور در انتخابات حداکثری باشد ؟ باید خدمت شما عرض کنم قطار این نظام به سمت نئولیبرالسیم در حرکت است ، اختلاف بنیادی در هدایت و بهره برداری از منافع اقتصادی آن می باشد برای درک این مسئله کافیست به گفته های ابراهیم رئیسی در خصوص حمایت همه جانبه از سرمایه گذاری های بین المللی توجه کنید. من به عنوان فردی که در ایران زندگی می کنم خدمت شما می گویم که رای دادن به معنی تایید نظارت استصوابی و عدم تقلب گسترده در انتخابات 88 می باشد.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.