اخبار ایران و جهان

بهار عربی ، تقبیح یا تحسین

generation-facebook-ein

 © dpa

طیار یزدان پناه لموکی

باراک اوباما  را می توان آخرین رئیس جمهور1دور نخست اقتدار نئولیبرالی به حساب آورد که از زمان ریگان – تاچر آغاز شده بود ، و ترامپ را پایه گذار فصل تازه ی آن دانست که با گرایش به راست افراطی _ و با شعار » فصل جدید ی از عظمت امریکا » 2 یا » قرن امریکایی » _ آغاز به کار کرده است .

شایسته یاد آوری است ، تمدن نوین امریکا ، با ورود این کشور به جنگ جهانی دوم دانسته شد که در کسوت یک ابر قدرت ، در عرصه جهانی پیدایی یافت ، منتها نخستین دوره ی این اندیشه ( قرن امریکایی ) به سال 1630بر می گردد . تا جنگ جهانی دوم ، دوره هایی چون دکترین مونرو که سیاست آن ، بر پایه ی عدم دخالت امریکا  در مناقشات اروپا و آسیا پایه گذاری شده بود . سپس ، نظریه  ویلسون به میان آمد . بنا به این نگاه ، امریکا به مثابه یک قدرت جهانی در عرصه بین المللی  امکان حضور یافت . پس ازآن  ، تئوری سناتور هنری کابوت لاخ فراگیر شد  که  » آینده امریکا  در جهان نه در پیوند زدن سرنوشتش با سرنوشت ملل دیگر، بلکه آن را در گسترش جهانی تجارت امریکایی [ دیده اند  ]» 3 شایان ذکر است  ،  گفتارپیش رو، به عصر اقتدار گرایی امریکا یی ، پس از جنگ دوم جهانی یا قرن امریکایی ، که شکل نوینی از دخالت امپراتور در رویارویی با دیگر ابر قدرت ها و ملت ها ست ، تبیین شده ، هدف از پرداختن به این موضوع  ، جهت روشن تر شدن سیاست های کنونی امپراتوری در سطح کلان، و به طور عمده منطقه ، که در پیوند با بحث مورد نظراست

       پیش تر، لازم به یاد آوری است ،  دوران اوباما ، مقارن بود با بحران سیستما تیک اقتصاد سرمایه داری ( 2007- 2008)  و در پی آن جنبش اعتراضی گسترده مردمی در جهان .  پر آوازه ترین آ ن ، خیزش های اجتماعی نوین «خاورمیانه جدید » ، موسوم به بهار عربی ست که در رویارویی با لشکر کشی عظیم وکم نظیر قدرت های غربی در اتحاد با حکومت ها و نیرو های ارتجاعی منطقه  ، به بهانه مبارزه با تروریسم و حقوق بشری ، به شکست انجامید . پس از آن ، مدت شش سال است  ، مردم و فعالان مردمی منطقه ، به تقاص جنبش آگاهانه  و مسالمت آمیز  ، هم چنان به خاک و خون کشیده می شوند . در این باره کوشش شده است  به برخی از ارزیابی های صورت گرفته در باره خیزش بهار عربی توجه شود .

    بنا به پیوستگی حوادث  ، نخست  در باره ی مهندسی خارق العاده  گزینش ترامپ نسبت به کلینتون ، برای دستیابی به پست ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا ، که از سوی  » نیروی های اطلاعاتی ایالات متحده ، پنتاگون ، مجموعه نظامی  – صنعتی ، لابی نفت و دیگر غول های تجارت » ایالات متحده 4 به این مقام نشانده شده ، باید گفت ،بنا به ضرورت تاریخی ، حضور این جناح ،  با ارتقاء یافتن سرمایه داری مالی – نظامی  ، امری بدیهی  به نظر می رسد . از جانب دیگرنیز ، گزینش فرد مورد نظر  از میان دو شخصیت نامبرده ، با دارا بودن  مشترکات فراوان و حتی ، برتری خانم کلینتون بررقیب خود ، انتخاب ترامپ ، به نگاهی مهم تر می نماید ، چون  ترامپ با دارا بودن ویژگی های لازم زمان ، به لحاظ تامین  منافع از طریق بی ثبات سازی بین المللی ، ، برای طبقه حاکم مهاجم ، مناسب تربه نظر رسید زیرا  تحلیل  کیسینجر در باره خانم کلینتون که در روزنامه آتلانتیک 5منتشر شده، چنین است » خانم کلینتون نسبت به اوباما سنتی تر است [ منتها ] در مورد خانم کلینتون نیز این عدم اعتماد وجود دارد که آیا طرفداران سندرز در حزب دمکرات به او اجازه انجام آنچه را که به آن اعتقاد دارد ، می دهند یا خیر ؟ » 6 قابل ذکر ست برنی سندرز درکارزار مبارزه انتخاباتی خود طی سخنرانی که در شهر سیاتل ، در باره تغییرات احتماعی در چار چوب مطالبات مردمی جامعه امریکا ایراد کرد بر روی نکات بسیار پراهمیتی انگشت گذاشت که از نظر جناح ماورای راست ، به معنای گذر از خط قرمز و به خطر افتادن منافع آنان در داخل و ظاهرا ، متزلزل شدن سیطره بین المللی آنان انگاشته شد.

   بنابر این ، اتحاد خانم کلینتون با سندرز از نظر آنان که غارت  گسترده تری را فراتر از منطقه خاورمیانه جدید  دربخش مالی – نظامی ، پیش رو دارند ، قابل تحمل نبود . هر چند خانم کلینتون چاره یی جزتن دادن به این اتحاد نداشت به ویژه آن که سندرزاز امتیاز » 28 درصدی آرا برخوردار بود » البته  نباید این نکته را فرو گذار کرد اگر پیروزی  خانم کلینتون به دست می آمد . در آن صورت چالش بزرگی پیش روی او گشوده می شد زیرا سندرزکسی است که بنا به تحلیل اومانیته  » از مدل سوسیالیسم سوئدی  پشتیبانی می کند ، دولتی که خدمات عمومی مترقی و توسعه یافته ای را  برای شهروندان  می خواهد . [ جانبداری از این نگاه ] در جامعه ای که بخش بزرگی از کارمندان و کارگران آن در فقر غوطه ورند [و نیز] دولتی که از فرمولبندی بی رحمانه شرکت های بیمه خصوصی [حمایت می کند  ، دادن ] وعده دسترسی به بهداشت و آموزش و حقوق بازنشستگی ، اصلاحات مالیاتی … افزایش مالیات برای ثروتمندان و مرخصی با هزینه کار فرمایان  برای زنان در حال زایمان ، تحصیلات رایگان برای دانشجویان در سال نخست دانشگاهی  «7  یعنی بر پا داشتن طوفانی بر خرمن نئو لیبرالیسم ، ضمن آن که سندرز معتقد است » در ایالات متحده میلیادرها هستند که دولت را اداره می کنند [ که به نظر او ] این تناسب باید در هم شکسته شود . » 8 همه این نشانه ها بیانگر آن بود که دید گاه چپ گرایانه سندرز  در تاب تحمل راست های افراطی  نمی گنجید ضمن آن که ظاهرا ایمیل های شخصی او به عمد » پیرهن عثمان شد» تا به هر ترتیب او را از پیروزی در انتخابات که چشم انداز تیره ای داشت  دور دارند . بنا براین ، جامعه یی که از یک نیروی بالقوه انفجار ناشی از نابرابری اجتماعی بر خور دار و متلاطم است  با برجسته شدن آن از جانب سندرز و هوادارانش ، یعنی زدن آتش به انبار باروت که حتی با مشی راست جنگ طلبانه ی خانم کلینتون که » از پشتیبانی آشکار وال استریت و ذخایر عظیم ارتباطات نظام حاکم برخوردارست » همخوانی نداشت به ویژه سخنرانی سندرز در سیاتل در اجتماع  15000 نفری ، حتی دمکرات ها را که در پیوند  کم سابقه  با نومحافظه کاران برای حمایت از کلینتون شکل گرفته بود ، دچار وحشت کرد 9 و بسیارتند به نگاه قدرت مسلط نشست که گفت :

» همه کسانی که در این جا دور هم جمع شده اند یک اصل مهم تاریخی را می دانند : در تاریخ کشور ما ، تغییر هیچ گاه از بالا به پایین اتفاق نیفتاده  ، تغییر همیشه از پائین به بالا اتفاق می افتد . شرکت های تجاری و کارفرماها هرگز به کارگران اجازه تشکیل اتحادیه ها را نمی دادند . این کارگران بودند که برای حقوق صنفی خود مبارزه کردند میلیون ها امریکایی افریقایی تبار و سفید پوست های متحدشان برای سال ها ایستادند و جنگیدن و کتک خوردن و به زندان افتادند و حتی جان شان را از دست دادند تا بگویند که نژاد پرستی و تعصب و جدا سازی نژاد ها در امریکا قابل قبول نیست . صد سال پیش زنان در امریکا حق رای نداشتند ، نمی توانستند به مدرسه و دانشگاه که می خواهند بروند … تغییر وقتی اتفاق می افتد که مردم به خودشان بیایند و بگویند که وضعیت فعلی قابل قبول نیست … چرا در امریکا در مقاسیه با تمام کشورها ی مهم  ، بیشترین نابرابری در در آمد و ثروت را دارد ؟ این قابل قبول نیست چرا میلیاردرها می توانند انتخابات را بخرند ؟ چرا ما تنها کشور بزرگ دنیا  هستیم که خدمات درمانی و مرخصی با حقوق از کار بعد ازبچه دار شدن را برای همه مردم ضمانت نمی کنیم ؟… «  بدیهی ست هیلاری کلینتون در برابر این عدم اعتماد دوسویه ، هرگز پیروز میدان نمی شد . ضمن آن که در شکل تازه برنامه های ترامپ ، تشدید ریاضت اقتصادی ( یعنی کاهش خدمات عمومی ، بیمه ها ، باز نشستگی ، حقوق بیکاری  ، کمک مسکن ، به طور عام برای کلیه ی دولت هایی که متکی به برنامه ی بانک جهانی هستند و نیز به طور خاص ،  کاهش بودجه های تحقیقاتی  ، سازمان حفاظت محیط زیست ، ناسا  و اداره ملی اقیانوسی و جوی ) در اولویت قرار دارد که در صورت تصویب کاهش بودجه مراکز یاد شده از جانب کنگره  ، یک سوم از نیروی کار این سازمان ها کاسته خواهد شد . گرچه [ این برنامه ] با واکنش اعتراضی  گسترده  در 500 شهر جهان مواجه شد 10. منتها نباید از یاد برد وقتی تاچر به قدرت رسید هیچ درنگی برای اجرای برنامه های خود از جمله  کاهش خدمات عمومی در مقابل اعتراضات گسترده اجتماعی  به خود راه نداد . با این همه آنجلادیوس رهبر پیشین حزب تحول طلب امریکا  ، کنشگر حقوق مدنی و شخصیت دانشگاهی تصریح دارد به این که :» این پدیده مصیبت باری ست اما اگر هیلاری کلنیتون هم انتخاب می شد وضعیت موجود چندان تفاوتی نمی کرد . تفاوتی که می توانست وجود داشته باشد داشتن فضایی بیش تر برای ساماندهی ضرور در این بازه زمانی بود .»11  نکته قابل تامل در تبیین سخنان آنجلا دیوس ، آن است که توجه  به روزنه های حضور  در فضای سخت استبدادی   چقدرمی تواند برای فعالان مردمی  پر اهمیت باشد

    برای روشن ترشدن برنامه های راست افراطی از جناح ترامپی ، به دو تحلیل متفاوت ازدو ماخذ هرم قدرت بین المللی ،در باره  وضع کنونی جهان  اشاره می شود ، نخست تحلیل کسینجراز حزب جمهوری خواه ، که معتقد است :» جهان در هرج و مرج به سر میبرد ، همزمان تحولات سیاسی در بسیاری از نقاط جهان در حال وقوع است  ، بسیاری از مناطق با اصول متفاوتی اداره می شوند . بنا براین ما با دومشکل روبرو هستیم  1- هرج و مرج 2- چگونه یک نظم جهانی منسجم و مبتنی بر اصول  مورد توافق برای بهره برداری از کل سیستم ایجاد کنیم  . هم اکنون عملا تمام بازیگران خاورمیانه  ، چین ، روسیه و بخش معینی از اروپا ، با تصمیم  گیری های مهم استراتژیک روبرو هستند .» 12

     تصویردیگراز آنتونیو گوترش ، دبیر کل سازمان ملل متحد از وضع موجود دنیاست که : جهان با پدیده های نا هنجار پوپولیسم و افراط گرایی روبروست . این پدیده ها از راه نژاد پرستی ، بیگانه ستیزی  ، نفرت از مسلمانان و یهودیان و اشکال دیگر مدارا ستیزی، یکدیگر را تقویت می کنند  . عدم رعایت حقوق بشر در جهان  اکنون به صورت یک بیماری در آمده است . در حا ل حاضر دولت ها برای حل دشواری ها و بحران ها دو باره به اشکال شکنجه متوسل می شوند [ که ] رنسانس شکنجه [ به حساب می آید بنا براین ]جامعه جهانی باید قاطعانه و یک پارچه  علیه این پدیده مبارزه کند .» 13

در مورد انواع شکنجه مورد اشاره گوترش ، گفتنی ست گاردین روزنامه بریتانیایی گزارشی از سازمان اطلاعات مرکزی امریکا سیا منتشر کرده ، که تکان دهنده است . در این گزارش آمده است سیا مظنونان را با » روش هایی چون القای حس خفگی با آب  ، تنقیه ی باز داشتی ها بدون ضرورت پزشکی ، حبس در جعبه هایی مثل تابوت  ، بیخوابی دادن تا 180 ساعت ، تهدید به قتل و تهدید به آزار اعضای خانواده  ، شکنجه  [ می کند ]» و نیز آمده است » که سیا دست کم 19 بازداشتگاه مخفی در کشور های ثالث داشته است » 14

     پوشیده نیست ، پس از شکل گیری بهار عربی ، قدرت های امپراتوری مالی – نظامی در اتحاد با حکومت های ارتجاعی غالب کشورهای منطقه ، همراه با گروه های پر تنوع ترور وابسته به خود ، فشرده تر از 11 سپتامبر 2002 ، جهت بی ثبات سازی سیاسی ،برپایی  رعب و وحشت و جنگ های قومی – مذهبی … علیه جنبش های آزادی بخش نوین موسوم به بهار عربی که در نهادش خواسته های حداقلی صنفی – سیاسی را به صورت مسالمت آمیز مطالبه می کرد ، وارد میدان شدند و  عامل کازرار خونینی گردیدند که فرار از میدان پر تنش و کشتار جمعی  مردم منطقه  ، به  صورت معضل بزرگ جهانی با نام » پناهجو » در آمده است . سازمان ملل متحد باارایه آمار 59 میلیونی پناهجوی جهان » که در حال فرار ناشی ازعواملی مانند جنگ ، فقر ، بیکاری ویا سرکوب … هستند » ارزیابی قابل تاملی را ارایه کردکه :» معضلات ساختاری سیاسی و اقتصادی کشور های پناهجو خیز در قاره افریقا و آسیا فقط از فقر ، خشکسالی ، کم آبی و رویه های حکومتی معطوف به سرکوب و اختناق ناشی نمی شوند ، بلکه جنبه های منفی جهانی شدن ، سیاست های اقتصادی [ ریاضتی ] دهه های اخیر در سطح بین المللی ، دسترسی بیش تر به رسانه ها و نیز راهکارهای نظامی و امنیتی بزرگ ، هم در این مساله بی تاثیر نیست . » 15 گر چه این رقم در سال بعد از طرف سازمان ملل ، بنا به گزارش بی بی سی    از مرز 65 میلیون نفر گذ شت که بیش از نیمی از آن ها از سه کشور سوریه ، سومالی و افغانستان  » 16عنوان گردید که وخامت چنین وضعی موجب حیرت است

  در باره نگاه سوداگرانه به پناه جویان که «همگی متفقا در مهاجرت غیر قانونی ، منبع دستمزد ارزان را می بینند » گزارش های متعددی منتشر شده است از جمله رفع نیروی کار ماهردر آلمان که مطابق گزارش موسسه پژوهش کار : 77 در صد پناهجویان و متقاضیان کار در سن کار کردن هستند … وزیر اقتصاد آلمان می گوید : اگر ما بتوانیم آنها را به سرعت آموزش دهیم و وارد بازار کار کنیم ، می توانیم  کمبود نیروی کار ماهررا رفع کنیم … رویترز برآورد کرده است که افزایش جمعیت فعال آلمان از طریق پناهجویان ، تا سال 2020 تا 1/7 در صد به رشد اقتصاد آلمان کمک کند که چیزی معادل 50 میلیارد یورو خواهد بود .» 17

پرواضع است  به دست آوردن نیروی کار ماهر ارزان که وابسته به هیچ اتحادیه و سندیکایی نباشند تا چه اندازه سود آوراست ، و از جانبی به عنوان یک حربه سنگین علیه اتحادیه ها ی کارگری ، مفید به فایده ، زیرا اهرمی ست پرفشار برای متزلزل کردن اتحادیه ها و تشکل های صنفی ، به ویژه سندیکا های کارگری  که به هرشرطی تن دهند  ویا با حد اقل ها کنار بیایند  این امر بیش تر آسیب پذیری و شکنندگی بیش از پیش تشکل ها را در بر دارد که نه می توانند علیه مهاجران به لحاظ انسانی  موضع گیری کنند و نه شرایط لازم  چانه زنی در چارچوب خواسته های صنفی با کارفرمایان برایشان فراهم است .

   دوم به کار گیری نوجوانان و جوانان به بردگی جنسی در «کافی فاحشه «های اروپا با در آمد های میلیاردی ست البته این امر ، جدا ازآن سفر های مرگبار دسته جمعی پناهجویان است که خود مبحثی اندوه بار از زندگی مردم پا به گریز خاورمیانه جدید در تاریخ معاصر است  که قطب های مختلف امپراتوری آن را رقم زده اند. 18

   در ادامه گزارش سازمان ملل در باره جنبه های منفی جهانی سازی و به کار گیری سیاست اقتصاد ریاضتی … که به خیزش عظیم مردمی  موسوم به بها رعربی شد ه ، و با تهاجم گسترده و متشکل نیروهای نظامی – تبلیغی امپراتور ، به شکست کشیده شد ، به لحاظ مالی » 614 میلیارد دلار به رشد اقتصادی این منطقه لطمه زده شد » افزودنی است این رقم جدا از بلوکه کردن دارایی های کشور های منطقه از جانب امپراتور است که به صدها میلیارد دلار بالغ می شود

  در این گزارش آمده است » کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیای غربی در سازمان ملل می گوید : در جریان این تحولات معادل شش در صد تولید ناخالص داخلی بالقوه منطقه بین سال های 2011تا 2015 از دست رفته است . اعتراض ها و انقلاب های عربی ، که از تونس آغاز شد و به سرنگونی چهار دیکتاتور ختم و در سراسر جهان از آن استقبال شد ، اما تداوم خشونت و نا آرامی ( ها ، بخوانید تحمیل شده از سوی امپراتوری های شرور  )و جنگ سوریه ، یمن و لیبی ، سازمان ملل را به این نتیجه رسانده که » برخی کشور ها چشم انداز تیره ای دارند … که حاکی از آن است نا آرامی ها ، مشکل بدهی ، بیکاری ، فساد و فقر … تشد ید [ خواهد شد ] .19

زبیگنیو برژینسکی مشاور اسبق امنیت آمریکا و کارشناس زبده بین الملل ازحزب دمکرات  در دهمین سالگرد حادثه 11 سپتامبردر گفت و گو با روزنامه فرانسوی لوموند در ارزیابی  از حضور امریکا در منطقه وماهیت جنبش اجتماعی موسوم به بهار عربی به  نکات قابل توجهی اشاره می کند . نخست بر آن است » رفتن آمریکا به افغانستان ضرورت داشت … اتخاذ تصمیم مبنی بر مشارکت آمریکا در جنگ عراق به دلیلی ساختگی ، اوضاع [را ] پیچیده [تر کرد ] صدام ، متحد القاعده نبود و پیش از این نیز به واسطه عملیاتی بسیار موثر در سال 1991 تضعیف شده بود . جنگ جدید در عراق در آن زمان ضرورت نداشت و امریکا با دروغ گفتن به مردم خود مشارکت خودرا در جنگ عراق توجیه کرد … وجهه امریکا در جهان عرب تا این حد مخدوش و بد نبوده است… بدتر از همه این که ، از زمان هجوم و ورود امریکا به خاورمیانه پس از جنگ جهانی دوم ، اعتبار آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده است … مطمئنا نا توانی دایم آمریکایی ها در ارائه راه حل برای مناقشه اسرائیل و فلسطین نیز فاکتور و عاملی دیگر در تضعیف نفوذ و اعتبار آمریکا در منطقه بود …

برژینسکی در خصوص بهار عربی گفت :» بهار عربی به نفع آمریکا نبود » و تنها واکنشی علیه رژیم های فاسد و سرکوبگر بود … و در مقاسیه با بهار اروپای مرکزی دارای ماهیت و رهبری کم و بیش دموکراتیک بود . جنبش جاری در جهان عرب جنبش استقلال و دموکراسی بود که به طور همزمان هم رهبر داشت و هم از حمایت مردم علاقمند به عقاید دموکراتیک برخورداربود . » و افزود غرب در خاور میانه اعتبار زیادی ندارد . بد گمانی های زیادی علیه فرانسه و انگلیس وجود دارد . علاوه براین امریکا نیز سرخورده شده است 20

  برای روشن داشت دیدگاه برژینسکی لازم است به سخنرانی پوتین در سازمان ملل مربوط به خاورمیانه  توجه داده شود که گفت :» کشور اسلامی را خودتان ساختید و مبارزه ای که با آن می شود چیزی نیست جز تزویر . در آغاز اپوزیسون به اصطلاح میانه رو را مسلح ساختید  و بعد آن ها رفتند زیر کشور اسلامی . خود کشور اسلامی هم از هیچ به وجود نیامد آن را از آغاز برای مقابله با رژیم نا مطلوب سکولار ساختند . داعش برای عراق و سوریه به وجود آمد . سخن ازخطر تروریسم بین الملی راندن و در عین حال چشم را بر کانال های رساندن پول به این شبکه بستن و قاچاق مواد مخدر و اسلحه را ندیدن ، تزویر محض است . «21 ( روسیه امروز . مهر 1394 ) در این رابطه کار شناس سی سی تی وی چین می گوید :» باید توجه داشت موضع گیری امریکا در قبال داعش دو گانه و ریا کارانه است. زیرا همین آمریکا در سوریه [ از آنان ] حمایت کرده است و برای سرنگونی دولت سوریه تسلیحات به این گروه داده است  اسنادی را ادوارد اسنودن از آژانس امنیت ملی آمریکا منتشر کرده است که نشان می دهد  سرکرده داعش را موساد پرورش داده است . در واقع اسرائیل ، امریکا و انگلیس داعش را تشکیل داده اند با آن پول و اعضا آن را آموزش نظامی داده اند . بنا بر این آمریکا ، اسرائیل ، و انگلیس عملا با حمایت های مالی و تسلیحاتی از این گروه ، توطئه ای کثیفی را ، برضد سوریه و عراق و کل منطقه  دنبال می کنند تا به این ترتیب خاورمیانه متلاشی شود و جنگ فرقه یی در سراسر منطقه به راه بیقتد . » 22

      دانستن چگونگی استراتژی نکات آمده در سخنان پوتین و کارشناس چینی ازدکترین امپراتور، در منطقه ، به نظرمی رسد توجه به برنامه ی هنری کسینجر وزیر خارجه اسبق امریکا در باره تبیین سیاست راهبردی این حزب نسبت به مسائل جهانی و به ویژه خاورمیانه در آستانه پیروزی ترامپ  ، بسیار قابل توجه باشد که آورده اند :» پرسش استراتژیک اساسی این است ما اجازه چه چیزی را نخواهیم داد ؟ مهم نیست چه اتفاقی رخ خواهد داد … ما نمی خواهیم آسیا و یا اروپا تحت سیطره یک کشور متخاصم قرار بگیرد . و همین طور خاورمیانه اگر از این هدف اجتناب کنیم آن گاه فرصت را برای کشور متخاصم به وجود آورده ایم [ بنا براین ] ما نباید از اروپا و آسیا و خاور میانه دست بکشیم و به دست دیگری بسپاریم . » کسینجر در ادامه این سخن ، بر خلاف پرژینسکی در مورد حمله به عراق معتقد است » از نظر من رئیس جمهور قبلی با همه احترامی که برایش قائل هستم در سرنگونی صدام حق داشت » 22 و در ادامه در باره خروج یا حضور در خاورمیانه گفت :» ما قادر به خروج از خاورمیانه نیستیم …در این زمینه ما نیازبه یک استراتژی داریم نه خروج «  23  بنا به این نگاه ، مردم خاورمیانه حقی در تعیین سرنوشت خود حتی به صورت اعتراض مسالمت آمیز ندارند کارنامه کشتار گسترده مردم خاورمیانه جدید ، از بین بردن زیر ساخت های اقتصادی ، بلوکه کردن دارایی ملت های منطقه  آواره کردن و خاکستر نشین شدن آنان … حکایت از همین سیاست راهبردی دارد   

   این که «ما نمی خواهیم آسیا و اروپا تحت سیطره یک کشور متخاصم در آید » باید گفت  تا آن اندازه که به ماهیت نظام امپراتوری مربوط می شود ، استراتژی نویی نیست زیرا پس از جنگ جهانی دوم که جو اندیشه تحول خواهی در سطح جهانی گسترده شد . قطب های مختلف امپراتوری در اتحادی کم نظیر جهت مقابله با جریان تحول خواهی مردمی ، به بهانه اشغال احتمالی اروپا توسط اتحاد شوروی اقدام به ایجاد سازمان های مخوف ترور کردند. که از آن جمله سازمان ماسونی پ2و گلادیو  یا سازمان مخفی ناتو ست . یونگه ولت طی گزارشی در باره هر دو جریان  آورده است که :» در باره تشکیلات پ2 یا شناخت » امپراتوری واقعا موجود  [ باید گفت برای ] کشف این شناخت انسان های فراوانی جان دادند تا پرده ازروی یک رویداد » جنگ سرد » بردارند که قبل از 1981 آغاز شد و تاکنون ادامه دارد . » در ادامه به یکی از اعضای فاشسیت ایتالیا می پردازد که » در سال 1944 از سوی سازمان اطلاعاتی موسولینی به عنوان نفوذی به یک واحد پارتیزانی فرستاده می شود . او بعدها نقش قاطعی در ایجاد یک حکومت فاشیستی ایفا کرد … » این شخص توسط سیا در دهه 1960 و گروه گلادیو ( سازمان مخفی ناتو)  درراس لژسری پ2 قرار گرفت . پس از آن که در17مارس 1981 لژ پ2 کشف شد از میان فهرست 1000نفری این لژنام شخصیت های با نفوذ نظامی ، سازمان های اطلاعاتی ، سیاستمداران ، اقتصاد  ، دادگستری  ، مافیا و، ام اس آی – سازمان جانشین فاشیستی موسولینی  – و اسقف های عالی مقام واتیکان  نیز قرار داشت  .» در باره گلادیو می نویسد :» در 24 اکتبر 1994موجودیت گروه مخفی ناتو که در ایتالیا گلادیو خوانده می شود . کشف شد . گلادیو در دسامبر 1964 با این هدف بر پا شد که علیه دولت آلدو مورو رهبر جناح چپ حزب دمکرات مسیحی کودتا کند . زیرا وی در 1963 با سوسیالیست ها ائتلاف کرد و دولت چپ میانه را تشکیل داد . » گروه گلادیو عمدتا برای » عملیات محرمانه » به کار گرفته می شد هدف از این عملیات این بود که » باید به هر قیمت ممکن مانع راه یافتن [ تحول طلبان ] به چرخه قدرت دولتی شد . سیا با به اصطلاح » استرتژی ایجاد اضطراب » که مضمون آن قتل و عملیات ترویستی بوده تا اوائل سال های 1980/ 350 نفر[از جمله آلدو مورو ] را به قتل رسانید ، هزاران نفر را مجروح کرد . سازمان دهی عملیات با سیا بود . » در واقع سیا به موازات گلادیوبا ایجاد لژفراماسونی پ2 ساختاری را به وجود آورد که هدف آن ، دور نگاه داشتن » تحول طلبان » از قدرت و به طور کلی ایجاد نوعی رژیم فاشیستی بود » بنا به این گزارش پروژه پ2 با آگاهی الکساندر هیگ که بعد ها سر فرماندهی ناتو شد و هنری کیسینجر که در آن زمان مشاور امنیت ملی بود شکل گرفت » به فرمان ژنرال  هیگ  400 نظامی بلند پایه برای عضویت در پ2 استخدام شده بودند از جمله 43 ژنرال، هم چنین بلند پایگان سازمان های اطلاعاتی و ستاد کل ارتش ، 47 تن کارخانه داران بزرگ ، 119 بانکدار و افراد بالای امور مالی 18 عضو عالیتربه دادگستری ، 22 روزنامه نگار برجسته ، 38 نماینده مجلس از احزاب موتلفه دولتی و حزب فاشیستی ام اس آی قرار داشت . در مرکز اطلاعات استراتژیک و بین المللی که تحت مدیریت سیا قرار داشت ، افرادی چون رونالد ریگان ، هیگ ، کیسینجر و ویلیام کلبی عضو این مرکز بودند » 24

   محمل تشکیل چنان سازمان جاسوسی – تروریستی پرقدرت دراروپا به بهانه اشغال احتمالی اروپا توسط اتحاد شوروی بود . منتها بهانه ای  که کیسینجردر شرایط حاضر به آن پا ی می فشارد این  است » که ما نمی خواهیم آسیا و اروپا وهم چنین خاورمیانه تحت سیطره یک کشور متخاصم قرار بگیرد » بنابراین حضور امریکا ، دراروپا ، آسیا و خاورمیانه ی جدید ، دیگر به بهانه ی خطر حمله شوروی نیست بلکه کشور متخاصم است که سیاست اتخاذ شده در باره آن استثنا گری تازه است [که با]  «استثناگری امریکایی  در دوران جنگ سرد ،» [متفاوت است] استراتژی نوین» خواهان ایجاد یک تطبیق پذیری مناسب و جدید است .» 25

از جانبی هم در شرایط کنونی  شاهد درگیری قدرت ها و صف آرایی آنان علیه هم برای سهم بری بیشتر در بازتقسیم نقاط مهم ، حساس و استراتژیک جهان هستیم واز سوی دیگر ، ناظر ستیز بی امان آنان علیه جنبش های اجتماعی،  نیروهای تحول طلب و مردمی و بیش از همه کشتار انسان های بی گناه در منطقه می باشیم که پس از خیزش بهار عربی به مدت شش سال بی وقفه تداوم دارد . آشکار است، صف آرایی قدرت ها در جنگی نه چندان پنهان از سایبری ، جاسوسی ، شنود ،.. چنان گسترده است که نه خود از فضای خصوصی امنی بر خوردارند و نه مردم  ،البته در جنگ قدرت چنین رخدادهایی قابل درک است ، با این تقریر ، اتحادی که با سرکردگی امریکا در دوران جنگ سرد مطرح بوده با شرایط کنونی قابل تطبیق نیست . کیسنجر ضمن اذعان به این نکته، معتقد است که :» اعتقاد به استثناگری امریکایی اساسا یک باور همیشگی ست ، » که وی آن را برای شرایط تازه «استثناگری پالایش شده » تعریف می کند . کیسینجر در ادامه به طور تطبیقی به شرح شرایط کنونی با گذشته  می پردازد که :» در پایان جنگ دوم جهانی  ما چیزی حدود 55درصد از تولید ناخالص ملی جهان را داشتیم از این رو قادر بودیم بر هر چالش شناسایی شده ای غالب شویم و اساسا سیاست خارجی برای تخصیص منابع به وجود آمده بود . ما فکر می کردیم این موضوع یک امر طبیعی و دایمی باشد . اما این امر با بهبود اوضاع اروپا و ظهور اقتصاد آسیا پایدار نماند  . در حال حاضر ما حدود 22 در صد از تولید ناخالص جهان را در دست داریم اما در عین حال ما نیز نیازمند اولویت بندی هستیم و هم چنین اذعان به این امر هستیم که همه چیز را به تنهایی و همزمان نمی توانیم انجام دهیم  به همین منظور ما نیازمند ایجاد یک ساختار جهانی نظام مند و با ثبات هستیم ، ما نیازمند ایجاد درکی درست از مشارکت ها داریم و این امر تنها در مورد خرید پروژه های امریکایی صادق نیست . دولت در تجزیه و تحلیل باید به محدویت های ظریفی توجه داشته باشد . چیزی که هم اکنون به نظر نمی آید . «  26

  نا گفته پیداست ، با  بهبود اوضاع اقتصادی در اروپا و آسیا پس از جنگ جهانی دوم  تلاطمی  میان قطب های مختلف قدرت بین المللی برسر تقسیم  منافع درگرفت تا آن جا که به نوعی ایستادگی و تقابل منجر شده.که تظاهر آن در جنگ امنیتی – نظامی به ویژه آنچه در خاورمیانه می گذرد برجسته تر است که مغایر با تحلیل کیسینجر می باشد. در واقع اوضاع تا حدودی شباهت به جنگ جهانی دوم دارد که رهبری اتحاد جماهیر شوروی توانست در آن برهه زمانی ، از شکاف موجود تصمیم درستی اتخاذ کند که بر حسب آن جبهه متفقین را  منسجم تر نماید تا آن اندازه که کمر فاشسیم را بشکند . اکنون بنا به شواهد فراوان ، امریکا بر خلاف ادعای کیسینجر متعهد به هیچ پیمانی و یا مشارکت برابر با قدرت های نو ظهور پس از جنگ دوم جهانی نیست . روی کار آمدن جریان ماورای راست به رهبری ترامپ موید همین نگاه ست . که امریکا برای حفظ منافع کلان خود در شرایط تازه  ناگزیر به برخورد تهاجمی تازه ای ست

    کیسینجر تصریح می کند که»استثناگری امریکایی به عنوان یک باور،  همیشگی » ست . یعنی مقام سروری امریکا  حتی پس از پایان جنگ سرد با توجه به کلیه تحولات اقتصادی ، نباید مورد تخریب و تهدید قرار گیرد بدین خاطر، سیاست تروریستی – جاسوسی امریکا پس از جنگ سرد که به بهانه احتمال حمله شوروی توجیه می شد ، پس از آن به بهانه حمله کشور متخاصم ، شکل تازه ای به خود گرفت  بنابراین غیر ازآنچه در ایتالیا گذشت ،  در آلمان نیز  به عنوان سیاست پس از جنگ سرد  تداوم یافت » همکاری اطلاعاتی آلمان با آژانس امنیت ملی امریکا برای جاسوسی در اروپا در اول ماه مه 2015  فاش شد. رسانه ها گزارش دادند سرویس اطلاعاتی آلمان از مقامات اتریش برای آژانس امنیت امریکا خبر چینی می کرده است  . این کشور در تحقیقاتی گزارش داده پیش تر روز نامه آلمانی» زوددویچه » و فرستنده های تحقیقاتی ، گزارش داده بودند سرویس اطلاعاتی آلمان سال های طولانی به آژانس امنیت ملی آمریکا برای خبر چینی از مقامات بلند پایه فرانسه ( در پاریس )  و نیز سیاستمداران اتحادیه اروپا در بروکسل جاسوسی کرده است . بدین منظور از یک تاسیسات شنود تا اوایل سال 2015 در » باد آیبلینگ » واقع در شمال ایالت بایرن آلمان [ برای این جاسوسی ] با در خواست امریکا استفاده شده است … این گزارش حاکی ست که جاسوسی هدفمند اقتصادی نیز به صورت پراکنده صورت می گرفته است . یکی از مسئولان روزنامه زوددویجه … گفته است » این جاسوسی از همسایگان اروپایی ما و نهادهای اتحادیه اروپا ، هدف کانونی  این ماجرا بوده است «  [ در این باره ] نخستین افشاگری ها … از سوی مجله آلمانی » اشپیگل » در تاریخ 22 مهر 94 از ماجرای جاسوسی آلمان علیه سفارت خانه ها  و نهاد های وابسته به اتحادیه اروپا و نهادهای وابسته به امریکا و فرانسه  در سال های اخیر صورت گرفته بود . طبق گزارش این مجله … کنسرن تسلیحاتی و نیز مقامات فرانسوی از جمله هدف های این خبر چینی بوده اند .

   از قرار معلوم آژانس امنیت ملی آمریکا در چار چوب این همکاری ها » سلکتورهایی » را برای سرویس اطلاعاتی آلمان ارسال می کرده است . سلکتور ها ، سنجه هایی هستند که داده ها بر پایه آن بررسی می شود برای نمونه  شماره های تلفن همراه ، آدرس های ایمیل و آی پی های اینترنتی همگی سلکتور هستند . برنامه های نظارتی و جاسوسی سرویس اطلاعاتی آلمان با این سلکتورها تغذیه می شده است . در جریان افشاگری های ادوارد اسنودن در تابستان 2013 دوایر سرویس اطلاعاتی آلمان به این نتیجه می رسد که حدود 2000 سلکتور که آشکارا منافع کشورهای اروپای غربی و آلمان را خدشه دار می کنند فیلتر شده است . [ بعدا ]در جریان بررسی این نتیجه حاصل می شود تا 40 هزار مورد برضد منافع آلمان و کشور های اروپای غربی هدف گیری شده است  … فقط با رویت این سلکتور ها می توان دید که آزانس امنیت ملی امریکا در پی چه هدف هایی بوده است . اپوزیسون متشکل از احزاب تحول طلب  و سبزها ، دولت آلمان را به لاپوشانی این ماجرا متهم می کند [ دامنه اختلافات  ] میان احزاب تشکیل دهنده ی دولت ائتلافی یعنی دمکرات مسیحی  و سوسیال مسیحی ها از یک سو و سوسیال دمکرات ها از دیگر سو به چشم می خورد . توماس اوپرمان  رئیس فراکسیون سوسیال دمکرات ها در پارلمان گفت : ابعاد این بی سازمانی  وحشتناک است . به گفته او : در سرویس اطلاعاتی آلمان بخش هایی وجود دارد که خود گردان شده اند و خود را از پیروی دستورها و قوانین معاف می دانند ( بخوان خود سرها ) » 27

علاوه بر این شماری از شرکت های بزرگ در پی هزاران سند  ( 8761 )  منتشرشده از ویکی لیکس واکنش نشان داده اند که » سازمان سیا از » توان سایبری » برای نفوذ به کامپیوتر ها و گوشی ها ی هوشمند و هم چنین ابزار های خانگی از جمله تلویزیون های هوشمند و حتی مودم های اینترنت خانگی استفاده کرده است . گفته می شود » سیا » راهی برای شنود کسانی که در نزدیکی تلویزیون سامسونگ می نشینند پیدا کرده است .

پی آمد چنین اقدامی یعنی » شنود اطلاعات توسط دولت امریکا ، نه تنها از شهروندان امریکا بلکه از شهروندان و دولت های جهان » به صورت پر دامنه ای گسترده است  » چنان که سازمان سیا با استفاده از ویروس و بد افزار های کامپیوتری و استفاده از حفره های امنیتی سیستم های عامل ، موفق شده به اطلاعات ذخیره شده کامپیوتربسیاری از افراد دست یابد … بر اساس اسناد ، هکر های سازمان سیا در نقاط مختلف جهان فعالیت دارند مرکز این نهاد که هدف سرقت اطلاعات کامپیوتری را دنبال می کند در ویرجیناست …

    بنا به گزارش جدید ویکی لیکس ، آژانس امنیت ملی امریکا به طور گسترده مکالمات آمریکا و مذاکرات سران کشورهای متحد آمریکا را مورد شنود قرار داده است از جمله آنگلا مرکل ، سیلویا برلسکونی ، بنیامین نتانیاهو ، دیپلمات ها و مسئولان اقتصادی ژاپن ، بان کی مون ، نیکلا سرکوزی رئیس جمهور فرانسه ، جاسوسی امریکا علیه اسرائیل برای کشف زمان حمله به ایران [ را باید به آن افزود ].

سازمان های جاسوسی آمریکا و بریتانیا سال ها به داده های گرد آوری شده توسط پهپاد های اسرائیلی دسترسی داشتند ، با اجازه اوباما مکالمات تلفنی نتانیاهو شنود می شده است ، و به مدت ده ها سال در دفتر صدر اعظم های آلمان در شهر بن و برلین شنود می کرده است یکی از شنود ها گفت و گوی مرکل با رئیس امارات عربی در باره ایران بود ه است ، گفت و گو های روسای جمهور فرانسه نیز شنود می شده است    » 28 کیسینجر معتقد است » قانون مداری و تعهد به حقوق بشر از دستاورد های پر افتخار امریکا یی هاست » 29

برای در ک دمکراسی پر افتخار امریکایی ها گزارش «شرکت خدمات اینترنتی یاهو [ قابل توجه ست که ] برای اولین بار اعلام کرد  در سال 2014 اطلاعات  دستکم 500 میلیون کاربر این سیستم از سوی هکرهای دولت امریکا به سرقت رفت » 30 » به نحوی که » مایکل هایدن از مدیران پیشین سیا به بی بی سی گفت : اگر آن چیزی که من خواندم صحت داشته باشد به نظر می رسد که این یکی از خسارت بار ترین درز اطلاعات در مورد تاکتیک ها ، تکنیک ها و روش ها و ابزار مورد استفاده سیا در رابطه با نحوه برخورد به اطلاعات خارج است این قضیه باعث شده که امنیت کشور ما و کشورهای دوست ما کم تر شود » 31  هایدن نگران نقض حقوق بشر 500 میلیونی نیست بلکه از درز اطلاعات در باره تاکتیک ها و تکنیک ها و روش ها و ابزار ، آشفته شد .    

   گفتنی ست سرویس اطلاعاتی آلمان ، جدا از یک مرکز مهم جاسوسی ، برای آژانس امنیت ملی آمریکا . راسا به فعالیت های جاسوسی گسترده ای علیه کشورهای دوست [!!! ] دست زد . فعالیت در جهت گرد آوری اطلاعات علیه کشور آمریکا ، کشورهایی اروپایی  ، نهادهای بین المللی از جمله » دادگاه لاهه ، بنیاد یونیسیف ، سازمان بهداشت جهانی ، پلیس فدرال آمریکا ( اف بی آی ) و همچنین بنگاه خبری » صدای آمریکا » چندین شرکت بزرگ و بنیاد های تجارتی اروپایی و امریکایی  و نیز علیه سفارتخانه ها و نهادهای وابسته به آمریکا و اتحادیه اروپا ، دفتر سفارت واتیکان …هدف این عملیات جاسوسی بودند32 که در گزارش بی بی سی آمده است :» بنا به گزارش مجله اشپیگل آژانس اطلاعات فدرال آلمان از سال 1999 ، دست کم 50 خط تلفن و آدرس ایمیل متعلق به روزنامه نگاران یا سازمان های خبری دسترسی داشته است . جاسوسان آلمانی ، روز نامه نگارانی را که در کشورهای افغانستان ، پاکستان  و نیجریه برای بی بی سی ، خبر گزاری رویترز  و روز نامه نیویورک تایمز کار می کرده اند ، هدف قرار داده اند .

در باره » آمار مربوط به اعمال فشار بر روز نامه نگاران … که در سراسر جهان مورد تهدید قرار می گیرند ، دستگیر  ، زندانی و حتی کشته یا محکوم به مرگ می شوند ، اینس پوهل سردبیر دوئیجه وله در واکنش به این برخوردهای ضد انسانی گفت  :» خبرنگاران در مناطق بحرانی و جنگی مانند سوریه ، افغانستان ، عراق و یمن هم چنان از همه سو در معرض خطر قرار دارند .» به اعتقاد او  » ما شاهد ظهور پدیده هشدار دهنده ی دیگری هم هستیم  . تازه ترین آمار گزارشگران بدون مرز نشان می دهد که در کشور های دموکراتیک نیز آزادی رسانه ها به شدت محدود می شود … مانند امریکا ، لهستان ، فرانسه ،هلند و هم چنین آلمان نیز از ارزش واقعی روزنامه نگاران کاسته شده است » 33

     بنا به مستندات فراوان آورده شده ، کشاندن جامعه جهانی به راست افراطی ، کلنگش درهمان بحبوحه جنگ دوم جهانی زده شد . بهره گیری از نیروهای فاشسیم ایتالیا و نازیسیم آلمان در جمع آوری اطلاعات، و عملیات  امنیتی ، جاسوسی و تروریستی  ، کودتا ها در اقصی نقاط جهان  ایجاد حکومت های تحت نام اسلام سیاسی که آوازه به اسلام امریکایی دارند و ایجاد گروه های ترور از بنیادگرایان و افراطی های اسلامی منطقه ،در کنار تروریسم دولتی در افغنستان ، عراق و لیبی … پشتیبانی از نئو نازی های بین المللی..همه موید این نگاه ست که دوران ترامپ باید دوران فوق العاده ای باشد چه در بخش اصلاحات ساختاری و مسایل داخلی چه تهاجم های برق آسای بین المللی و گستردن کانون ها تنش از خاور میانه  به شرق دور ، آسیای مرکزی و بخش هایی از اروپا . بنا بر این از یک سو خطر تمامیت خواهی ، جامعه امریکا را تهدید می کند که نقش تعیین کننده در رفع فضای تیره ی آن ، بیش از پیش به عهده ی خود  مردم آمریکا ست که درمقابله با موج فزاینده افراطی گری ، پایداری به خرج دهند از دیگر سو » جامعه جهانی ست ، که باید قاطعانه و یک پارچه علیه این پدیده مبارزه کند»                                                                                                     بنا بر این ،همان طور که پوتین رئیس جمهوری روسیه نسبت به برخورد ریا کارانه نظام حاکم بر امریکا ، در مبارزه با تروریسم  منطقه ، طی سخنرانی رسمی در سازمان ملل متحد  اشاره کرد   ونیز کارشناس سی سی تی وی چین در باره جانب داری امریکا از داعش و پرورش سرکرده آن توسط موساد برای ایجاد توطئه ای کثیف ، علیه مردم خاورمیانه که از جانب سه کشور امریکا ، بریتانیا و اسرائیل ، عملیاتی شد ، پرده بر داشت . جا دارد به بخش فرهنگی – تبلیغی رادیو اسرائیل که در تقبیح جنبش نوین اجتماعی موسوم به بهارعربی پرداخته ، مکث کوتاهی صورت گیرد  . البته پیش از آن لازم به نظر می رسد به جریان زیر پوستی به ظاهر مدنی از چپ های برگشتی در منطقه به عنوان بازوی قدرتمند امپراتور در ارتباط با بنیادهای وابسته به آن و حکومت های ارتجاعی در منطقه  اشاره شود زیرا دراغلب موضع گیرهای سیاسی به ویژه در باره جنبش ها و بهار عربی هم گام و هم نظربا گزارش های تفسیری رادیو اسرائیل و دیگر بنگاه های خبر پراکنی های امپراتوری هستند  .

گفتنی ست ، جریان چپ های برگشتی  رانت خوارغالب کشور های  منطقه ، که اکنون برای خود عرصه ای آفریدند و به عنوان بازوی تبلیغی نظام های ارتجاعی غالب کشور های منطقه  درتمام ارکان وشریان های جامعه گسترده  شدند .جریانی اند که باید آن ها را تروریست مدنی به شمار آورد که با نام مدنیت مخالف هر گونه تشکل های صنفی – سیاسی هستند منشا آنان به طور غالب از دل احزاب ، سازمان ها و گروه ها ی مختلف تحول طلب و مردمی ست که به نحوی از انحا  ، از آنان جدا شدند و حساب شده درانواع تشکل های مردم نهاد وابسته به آژانس های امنیت بین المللی و منطقه یی مهره چینی شدند که در عین وابستگی و همکاری همه جانبه  با راست های افراطی ، جهت  دستیابی به ثروت ، قدرت و فرصت ، به طور متشکل مانند ویروس های بدخیم فعالند که به لحاظ ماهیت ، بایدآنان را هم ردیف با سازمان های تروریستی به حساب آورد ، که پرداختن به این مهم نیاز به پژوهش جداگانه ای دارد

نکته قابل توجه در گزارش تفسیری رادیو اسرائیل  در تقبیح بهار عربی اشاره به این مهم است که:» با گذشت بیش از شش سال از آن چه در آغاز به اشتباه » بهار عربی » نامیده می شد وتصور می گردید که اعراب در کشور های مختلف … بخواهند به دوران تازه ای پابگذارند معلوم شد که این بهار عربی در صحنه عمل چیزی جز جنگ و صدها هزار کشته و میلیون ها آواره و ویرانی چند کشور نداشت .. «  گزارشگر بدون آن که به مطالبات انباشته شده مردم منطقه بپردازد که با اعتراض مسالمت آمیز ، خواهان حقوق حداقلی صنفی – سیاسی شان شده بودند که به طریق اولی خشم و واکنش امپراتوررا بنا به سیاست راهبردی که در تحلیل کیسینجر آمده  بر انگیخت ، انگشت روزخم سیاهروزی آنان می نهد که در اصل نمی بایست وارد میدان می شدند .  . مسئول ارشد  بخش فارسی رادیو اسرائیل با لحن توهین آمیزی مطلبش را چنین ادامه می دهد که :» اعراب در کشورهای مختلف از سستی و رخوت دیرینه بدر آمده و بخواهند به دوران تازه ای پا بگذارند » 34  نویسنده می افزاید :» این سرخوردگی در نوشته ها و آثار نویسندگان دنیای عرب در مصر ، لیبی ، عراق و دیگر کشورها اثرعمیقی بر جا نهاده است …  یکی از آن ها » باسم عبدالعزیز»  است … او قبل از آن که نویسنده باشد یک روانپزشک متخصص اعصاب و روان است » باسم » می گوید : هر روز که به خیابانی در قاهره می رفت می دید در برابر یک موسسه دولتی صدها تن ، به ویژه مادران یا زنانی که کودکانی را در آغوش داشتند ، ساعت های طولانی صف می بندند درب های موسسه های دولتی بسته بود اما آن ها هم چنان در صف ایستاده بودند . این ساختمان در خواست های خانواده ها را برای ملاقات با زندانیان و بازداشت شدگان سیاسی سال های اخیر ثبت می کرد . » نویسنده در ادامه می آورد باسم عبدالعزیز که در کار روان پزشکی خود با قربانیان شکنجه سرو کار دارد . باسم ،در کتاب » صف » فضای سرخوردگی و یاس حاکم بر جامعه مصر را از شکست » بهار عربی » به ترسیم می کشد » در ادامه این مطلب به » محمد رابی نویسنده » سرخورده » دیگر مصری می پردازد بعد نام  اشرف فیاض نویسنده عربستان را می آورد که » به دلیل کفر گویی در اشعارش تکفیر شد اما حکم اعدام او در پی اعتراضات بین المللی به هشت سال و هشتصد ضربه شلاق تازیانه کاهش یافت . » گزارشگر  با نقلی از لیلا زبیدی ناشر کتاب های جهان عرب می آورد :» اعراب در قرن بیستم که با مراوده با غرب و سفر به آن دیار با مزایای زندگی آشنا شده بودند و حسرت می خوردند که چرا کشور خودشان چنین نیست  ، با نخستین خیزش های دنیای عرب اندکی امیدوار شدند اما وقتی می بینند که نتیجه رفتن صدام حسین ، کشته شدن صدها هزار تن در عراق و سر بر آوردن داعش و ویرانی سوریه و چند پاره شدن لیبی در پی کشته شدن معمر قذافی هستند ، مردم به شدت مایوس شدند .» سرخوردگی بخشی از مردم حساس جهان عرب پس از شش سال سرکوب مستمر از جانب دیکتاتور های بین المللی و منطقه یی ، انکار ناپذیر است . منتها بدون پرداختن به این نکته که چرا چنین پاسخی را دریافت کردند نتیجه می گیرد » در این سال ها که برخی از مردم دنیای عرب می گویند شاید یک حکومت با ثبات دیکتاتوری بهتر از نبود آن باشد زیرا در صحنه عمل نشان داده شد که مردم در این سر زمین ها شایسته حکومت مردم سالاری نیستند » 35

در واقع ما شاهد اوج اندیشه سهمناکی هستیم که زهر پاشی ویژه ای نه  علیه جنبش بهار عربی دارد ، بلکه نسبت به هر خیزش اجتماعی از خود نشان می دهد .گزارشگر ارشد ، به ظاهر با زبان مردم ، این فرهنگ را القا می کند که حکومت های استبدادی بهتر از به میدان آمدند و خانه ویرانی ست ،اما از ویران کننده خانه نامی نمی برد . این نگاه  بسیار هم قرینه با  تحلیل  کسینجر در احترام به اصطلاح حقوق مردم خاورمیانه است که می گوید :» پرسش استراتژیک اساسی این است که ما اجازه چه چیزی را نخواهیم داد ؟ مهم نیست چه اتفاقی رخ خواهد داد و یا این حرکت ما تا چه حد مشروعیت دارد » عریان تراز این نمی شود اعتراف کرد . بنا براین اشاعه فرهنگ یاس یا نوعی سرکوب فرهنگی در کنار تهاجم نظامی و شکنجه فعالان اجتماعی با نام » قربانیان شکنجه » به صورت امری موجه  تبلیغ و ترویج می شود که استبداد با ثبات را بپذیرند .وگرنه ، به پا خواستن برای داد خواهی در هر شکلی از جانب امپراتور محکوم به فناست.

  موریل اسیبورگ کارشناس خاور نزدیک و خاورمیانه در بنیاد علم و سیاست در برلین در پنجمین سال بهار عربی با دوئیجه وله گفت و گویی انجام داده که حائز اهمیت است از جمله آن که :» اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن قبلا گفته بودند که ما از دموکراتیک سازی ، دولت قانونمدار … دفاع می کنیم اما در عین زمان ، آن ها آماده بودند با نیرو های کهن و یا دستگاه امنیتی که در آن ها اصلاحات به وجود نیامده بود همکاری کنند . « در ادامه گفت » کشورهای محافظه کار خلیج و از همه جلوتر عربستان سعودی جز کشورهایی می باشند که از آن نیروهایی دفاع کردند که مخالف انقلاب بودند . » و اضافه کرد که :» عجالتا ما شاهد سه پدیده [ در منطقه ] هستیم  ، نخست این که اپوزیسون یا نیرو های مخالف سیاسی از صحنه ، توسط خشونت کنار زده شده است . 2- بخش اعظم کشورهای منطقه به طور بی نهایت زیادی بی ثبات گردیده اند 3- تصمیم بسیاری از جوانان منطقه برای ترک کشورشان … است . » 36

    با تمام این مصائب و به رغم یک پارچگی سرکوب قطب های مختلف امپراتوری سرمایه داری غرب  ، حکومت های ارتجاعی منطقه ، همراه بادو بازوی تروریستی ، ازشبه نظامیان اسلام گرا  افراطی گرفته  تا چپ های برگشتی » مدنی سرا » ، به مدت شش سال با کار برد مدرن ترین سلاح های سبک و سنگین از هوا و دریا و زمین  و به کار گیری گسترده ترین تبلیغات رسانه ای از جانب امپراتور  ،  آن چه از دل این همه دود و آتش بر آمد ، سطوت و ابهت خیزش بهار عربی ست با داشتن قامتی افراشته وهیمنه یی قابل تقدیر که مانند تاج مرصعی  بر تارک انقلاب نوین جهانی  می درخشد . در برابر ،  ویرانگری وسیع امپراتور در منطقه ، بیش تر بیانگر ضعف عظیم دنیای سرمایه داری غرب است که ازوحشت ، چشمان خونینش از کاسه به در آمد وقدرت تکلم را از دست داد . زیرا پیش تر طامات می بافت که دیگر دوران انقلاب ها به پایان رسیده است ، روشنفکران مدیحه سرا ی لقمه چین او چه در فشانی هایی که  نکردند  اما  بهار عربی نشان داد این اندیشه جز یک توهم پوچ بیش تر نیست . انقلاب ، جامه رخشانش را در هر دوره تاریخی زبینده تری از پیش با جلوه یی پر فروزتر به نمایش می گذارد  تازه هایی می آفریند که پیش تر قابل تصور نبود انقلاب را پایانی نیست  ، فرجام انقلاب ، پایان عمر انسان هاست این دو به هم ممزوج وگره خورده اند . بنا بر این ، تا انسان است انقلاب است  ، زیرا پیدایی انسان حتی در اساتیر عرب صورتی انقلابی دارد که بهشت برین را برای حضور در دنیای مادی ، وا گذاشت ، که با تسامع خالق هستی روبرو شد ، این طور می نماید که به انسان فرصت داده شد تا آگاهانه و با اختیارخود را بیابد  بنا براین ، دادن نسبت رخوت و سستی از نگاه نژاد پرستی به مردمی که مردان بزرگ دادخواه و صلح آفرین آنان هنوز با وجود سرقت خدایشان و ثروتشان ، میلیارد ها پیرو در جهان دارند که بخش قابل توجهی از آنان در غرب ساکنند ، به شدت  نگاه تندی ست . خاور میانه چه درتاریخ و چه در اساتیر به طور غالب از دوره باستان تاکنون متلاطم  است . در جهان کم تر سرزمینی می توان یافت که این همه برای داد خواهی در آن » ظهور » به وقوع پیوسته باشد  همیشه فراعنه و امپراتوری ها خود را جاودانه می انگاشتند اما تاریخ مردمی و کتب مقدس نشان می دهند آن بیهوده بافی ها جز خواب خوشی بیش نبود. گرچه هنوز در شرایط کنونی دانشمندان علوم دست در دست توده مردم آگاه منطقه ننهادند تا شیشه عمر دیو خشکی را برسینه زمین بکوبند . اما دیر نیست که این پیوند از گسستگی به پیوستگی برسد . افق ، دوره به دوره روشن تر می شود و این اتحاد از پرده محاق به در خواهد آمد .

برای دانستن نو گرایی های انقلابی عصر نوین ، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که بیرق آن در خاورمیانه برافراشته شد . باید از موتور محرکه ی دیگری  نام برد که پس ازآن خود سوزی ها ی رعد آسا ، منطقه را به فروزی دیگر کشاند و آن ، هنر موسیقی ست که بهار عربی را به عنوان یک پدیده اجتماعی پیچیده در تاریخ معاصرجهان برجسته تر کرد . برای درک آمیخته شدن آن ، با شعله ها ی بر فروخته شده از جان ، که لحظات پرهیجان خروش یک پارچه ی مردمی را تحت لوای نوای موسیقی آفرید . گفت و گویی سمرا آدنا دستیار و ویراستارابن سینا ( ژورنال مطالعاتی امور مسلمانان دانشگاه استنفورد ) در مصاحبه یی با دکتر رمزی سلطی استاد مطالعات عربی  در رابطه با موسیقی بهار عربی ترتیب داده واز او خواست بیان دارد : که موسیقی بهار عربی به چه چیزی اشاره دارد .؟ دکتر سلطی نخست به تاثیر عمیق موسیقی و نقش مهمی که در انقلاب تونس بازی کرد که به مصر و دیگر کشور ها رسید ، پرداخت و گفت :» ترانه ای از رپری  به نام الجنرال که بچه آهنگی به نام رییس مملکت را ساخت که در آن از دولت وقت تونس انتقاد کرد و از او خواست تا نگاهی به دور و برش – جوانان با هوش و تحصیل کرده ی تونسی که نمی توانند  شغلی پیدا کنند  – بیندازد . دلیلی که باعث شد الجنرال این آهنگ را بسازد هم اقتصادی بود و هم احساسی . آهنگی که که روی اینترنت گذاشته شد و محبوبیت زیادی پیدا کرد و طبیعتا هم به خاطر [ ساخت ] آن باز داشت شد و مورد شکنجه قرار گرفت ولی آهنگ هم چنان آزادانه به راه خودش ادامه داد » مردم با آهنگ ارتباط بر قرار کردند و نهایتا می شود گفت که تبدیل به نماد اعتراضی شد . الجنرال که زمانی مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود ، تبدیل به شخصیت کلیدی در جنبش شد . » وی در آهنگ های دیگر مردم را تشویق می کرد که خودشان را از طریق موسیقی بیان کنند .» این آهنگ به مذاق مصری ها هم خوش نشست  و باعث شد خوانندگان زیادی به میدان تحریر بیایند و تغییر را فریاد بزنند » خواننده های مصری نیز مانند الجنرال باز داشت شدند و مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفتند اما بعدا تبدیل به قهرمان شدند . دکتر سلطی در باره آهنگ های بهار عربی گفت :» در هیچ انقلابی ، مانند این انقلاب ، موسیقی در بسیج مردم و انتقال این حس که نسل جدید از سانسور خسته است را ایفا نکرده است … این جنبش بخشی از راهی است که در آینده ادامه پیدا خواهد کرد .» دکتر سلطی نظرش را در باره ی بهار عربی چنین گفت که بهار عربی » در واقع انقلابی اینترنتی بود . می دانیم که بدون تویتر و فیسبوک بسیج مردم کار بسیار مشکلی بود هیچ چیز قدرت موسیقی و ترانه را ندارد ، بخصوص وقتی که بومی و محلی می شود . این جاست که موسیقی خود نیز دچار انقلاب شد . در مصر رامی عصام نسخه مصری عصام است . در سوریه عمر افندم را می توان نام برد .وقتی این همه سختی و درد به خاطر مناقشات در خاورمیانه و شمال افریقا می بینیم فراموش می کنیم که از قلب این مشکلات استعداد های بی شماری در پاسخ به این وضعیت ظهور کردند 37

  نگارش تاریخ بهار عربی ، به عنوان درسنامه جدید انقلابی ، نیاز به پژوهش گسترده تری دارد . هر انقلابی بازبان زمان خود سخن می گوید . فراگیری این زبان در دوره کنونی ، به نظر می رسد باید با میراث پرارزش انقلاب های قرن بیستم چه به لحاظ نظری و چه عملی ،  با یکدیگر آمیخته شوند تاغنی تر شوند زیرا تجربه ی عمیق انقلاب های قرن بیستم ، رازی را در درون خود نهفته دارد که جنبش های کنونی به ظاهر از آن کم بهره اند و آن فرصت سوزی هایی ست که در رهبری از جانب لیدر های وابسته به طبقه متوسط  صورت پذیرفته است ، به نحوی که  ترمزی شد برای توفندگی انقلاب ها . برآیند وضع پیش رو  موجب  شد که هزینه های جنبش  بالا رود زیرا در شلیک آخر، دستانشان  لرزید .این لرزش فرصتی شد تا گلوله ها بر سینه همه شان دوخته شود . این امر از جمله سنگین ترین ضعف و نقطه عطفی ست که باید بیش تر روی آن تعمق شود . زیرا توده مردم قابلیت خود را تا پای جان نشان دادند. بازی با جان توده مردم ، به نگاه می آید ، مسئولیت تاریخی عمیقی  دارد چون که حریف در حفظ منافع اش همان طور که نشان داده شد ، لحظه یی درنگ نکرد .  .                                      

                                                                بهار 1396

   ————————————

زیر نویس :

1-سال های 2007- 2008

2-دوئیجه وله ، 12 / اسفند  95

3-بی بی سی 15 بهمن 95

4-سایت صدای اسپو تنیک 11/ اردیبهشت 96

5-روز نامه آتلانتیک دسامبر 2016

6- ماخذ پیشین . گفتنی ست  مجموعه چندین مصاحبه با هنری کیسینجر که در شماره دسامبر رورنامه آتلانتیک 2016 منتشرشده و در این گفتار به آن استناد می شود در ارجاع به اختصار  با نام » ماخذ پیشین «آمده است

7- برگردان از اومانیته. 19شهریور 94.

8 –ماخذ پیشین

9-برگردان از اومانیته 19/شهریور94

10-بی بی سی 2/اردیبهشت 96

11-8 مارس2017

12-ماخذ پیشین

13-دوئیجه وله 10 اسفند 95

14بی بی سی 9 فروردین 95

15-دوئیجه وله 29خرداد 94

16-بی بی سی 31 خرداد 95

17-بی بی سی 19 شهریور 94

18- در باره تجارت انسان و بردگی جنسی در دوره » پناهجویی » به عنوان ماخذ پر سود نظام های حاکم بر اروپا ، گزارش های فراوانی از زندگی اندوه بار آنان منتشر شده است که از دو باره خوانی آن پرهیز شده است

19-بی بی سی 31 خرداد 1395

20-لوموند 30 ژوئن 2013

21-روسیه امروز مهر 1394

22-بی بی سی 2 اسفند 93

23- ماخذ پیشین

24-یونگه ولت ، برگردان : رضا بهره مند  ، 3 دی ماه 94

25- ماخذ پیشین

26-ماخذ پیشین

27-دوئیجه وله 1/5/2015

28-دوئیجه وله 22اسفند 95

29-ماخذ پیشین

30-دوئیجه وله 20/7/2014

31-بی بی سی 18/اسفند 95

32-دوئیجه وله 22/8/94

33-دوئیجه وله 13اردیبهشت 96

35-رادیو اسرائیل ، 9 شهریور95

36-دوئیجه وله 9/10/2015

37-18 آبان 1394

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: