مراسم و یادبودها

نشانه­های مذهبی را از مکان­های عمومی بردارید!

مذهب امری خصوصی است ودر مجامع عمومی نباید جائی داشته باشد. هرکسی می­تواند به کسی ویا هرچیزی ایمان داشته باشد، ولی نباید ابراز ایمان مذهبی­اش باعث آزارهمسایگان و افراد دیگر درخیابان، پارک، اتوبوس ویا هرجائی دیگرشود! نماز ودعا را در منزل و یا در کلیسا، مسجد، کنیسه وغیره.. بجای آورید ومزاحم آرامش دیگران نشوید! هرگونه تظاهرعلنی به هر مذهبی و حتی بیشتر، تبلیغ آن، بطور محسوس زندگی آرام و همبستگی سرکوب­ واستثمار­شدگان علیه حاکمین را مختل می­کند. هرکس که خواهان یک تغییر واقعی جامعه ، خلاصی از استثمار سرمایه­داری و پایان دادن به تخریب محیط زیست، تحت فرمان سودآوری امپریالیستی کره خاکی ماست، می­بایست به تبلیغات مذهبی در فضاهای عمومی اعتراض کند.

تظاهر علنی مذهبی نه تنها باعث آزار انسانهای دارای جهانبینی علمی می­شود بلکه مزاحم دیگر معتقدین دینی خواهد بود وبهمین دلیل باید ازآن جلوگیری شود. اصلا این مهم نیست که تو اعتقاد داشته باشی عیسی عنصری نجات­ دهنده ­ و یا محمد ناجی است و یا (Nirvana) درمذهب بودا امید به وضعیت آرامش کامل روحی گفته می­شود– . هرگونه برجسته­کردن چنین درک­های متفاوت از جهان دیگر، نه تنها تعرض به طرز زندکی دیگر معتقدین است بلکه بیش ازهمه باعث رنجش رهروان درک علمی ازمذهب است که باوری به عیسی ومحمد و دیگر«مقدسین » و از آنها گذشته به جهانی دیگرندارند.

در اتریش مسیحیت رمیکاتولیک، جایگاهی همانند مذهب دولتی دارد. این مسئله در قراردادی بنام Konkordat))- قرارداد بین یک دولت و واتیکان درج شده­است ، بهمین دلیل کلیسای رمی کاتولیک از امتیازاتی برخوردار است که دیگر جامعه­های مذهبی در اتریش فاقد آنند. طبق این معاهده، کلیسای کاتولیک اجازه دارد حق عضویت اعضای خود را ازطریق دادگاه ناحیه­ مربوطه و یا گذاشتن رهن، بزور بازستاند. (این نمونه بی­سابقه­ای از گرفتن حق اشتراک از انجمن­های اتریشی است. اتحادیه سراسری کارگران (ÖGB) بعنوان مثال از چنین حقی برخوردار نیست) . تقریباً صد سال بعد از سقوط پادشاهی کاتولیکهابسبورگ­ها، ملقب به» سایه خدا بر روی زمین«، کلیسای کاتولیک هنوز صاحب هزاران کیلومتر مربع زمین و جنگل و بزرگترین مالک خصوصی در اتریش است.( کلیسا دارای نزدیک به 25000 هکتار زمین و اضافه بر آن سالانه از چهار میلیون یورو حمایت­های کشاورزی از اتحادیه اروپا برخوردار است).

چندین سال است که بیش از همه توسط حزب آزادی اتریش(FPÖ) و حزب مردم اتریش(ÖVP)، به نفرت پراکنی علیه دین اسلام دامن زده می­شود و آنهم با اشاره به گذشته­ها ( بعنوان مثال زمان پادشاهی و برآمد فاشیسم اتریش …) و با بی­شرمی تمام ادعا می­شود که گویا اکثریت مردم فعلی اتریش کاتولیک هستند…. در حالیکه از این اکثریت باصطلاح کاتولیک 600000 نفری مردم اتریش، (%7،5 جمعیت) بطور منظم برای ادای «مناسک مذهبی«­ به کلیسا می ­روند، این درست به اندازه» مسلمان­ها«(%7 جمعیت) است. طبق آمارگرفته شده از%7 جمعیت«مسلمانان«، کمتر از نیمی از آنها به «نماز جماعت » می­روند.

اگر توسط مرتجعینی مانند کورتز(Kurz) وزیر امورخارجه اتریشو همکارانش ممنوعیت روسری مطالبه می­شود، ابتدا باید بگوئیم که نشانه­های کلیسائی در تمامی اماکن عمومی( ازنصب صلیب در مدارس، بروی ساختمانها، در قله­ کوهها ویا حمل آن توسط راهب و راهبه­ها بر روی لباسهای قرون وسطائی­شان و غیره .) زننده و غیر قابل تحمل­تراند و باید برداشته شوند، واز همه آزاردهنده­تر پوشش سراسری طنین گوشخراش زنگ­ کلیساهاست

اصولاً این درست است که افراد مترقی با حجاب اجباری زنان، با این تفکر که فقط «شوهرانشان» می­توانند بمثابه صاحب، آنها را ببینند و از ملکشان لذت برند مخالفت نمایند. روسری مذهبی در نزد اصول­گرایان مسیحی، راهبه­ها و نیز زنان نیمه فئودال عقب مانده اسلامی نشانه تهاجم علیه روشنگری و توضیح علمی جهان و خلاف برابری انسانهاست. ولی اینطور که معلوم است پیامهای نفرت­انگیز مرتجعین همراه با رسانه­هایشان نه برعلیه راهبه­ها و زنان دهقان در والد فیرتل،(Waldviertel)- منطقه­ای در اتریش سفلینشانه رفته است، بلکه علیه پائین­ترین قشر پرولتاریا دراتریش، برای اینکه در بین آنها نفاق افکنند وسرکوب­شدگان را در زمانهای بحرانی علیه همدیگر تحریک نمایند.

این کاملاً نادرست است که «دوستداران» مسلمان­ها چنین عصبی ویکجانبه (بدون چون وچرا حق آغشته به خصائل پدرسالاری هواداران مسلمان را جهت انجام وظایف مذهبی تبلیغ نمایند. بسیار بی­معناست اگر ادعا کنیم که ممنوعیت روسری در محل کار(طبق تصمیم دادگاه عالی اتحادیه اروپا درمارس 2017) بمعنای» ممنوعیت شغلی برای زنان مسلمان» است و تنها زنان عقب­مانده و متاثر از پدرسالاری ویا زنان (متعصب اسلامی) را شامل می­شود. این همانند سیکی(Sikh)- کاستی هندیاست که با عمامه­اش می­خواهد سرباز حرفه­ای شود و یا راهبه­ای که می­خواهد به (FKK) برودمحلی که افراد کاملاً لخت در آنجا آفتاب می­گیرند و شنا میکنند. برای ما روسری یک بحث فرعی است که توسط راسیست­ها آغاز شده­­است هرچند که ضروری است افراد مترقی در قبال آن موضعگیری نمایند ولی بروشنی باید گفت » که ما مشکلات دیگری هم داریم» از اینکه کسی با روسری به خیابان برود­، و یا موهایش را رنگ­ می­زند ویا ریش­ بلند دارد.(کذشته از اینکه ریش (Hipster) را جنبش جوانانی که ریش بلند، علامت اعتراض آنها به وضع موجود بودبسختی می­توان از ریش ملاها تمیز داد.

ما با تظاهر علنی نشانه­های مذهبی مخالفیم. علائم بارز مذهبی، بعنوان مثال اگر کشیشی با لباس کشیشایش از کلیسا بیرون بیاید و یا راهب وراهبه­ها درصومعه، اگر می­خواهند در مدرسه تدریس و یا از مریض­ها پرستاری ­کنند، لطفا لباسهای شخصی بپوشند (اگرآنها واقعا می­خواهند به انسانها کمک نمایند، احتیاجی به لباس رسمی مذهبی ندارند)… طبیعی است که به شیخ­های کشورهای عربی در هتل هیلتون و خیابانهای مرکزی شهر هم انتقاد می­کنیم که«زنهایشان را در لباسهای مذهبی بسته بندی می­کنند«. ولی همزمان مخالفت خود را با دولت بورژوازی که ازمذهب خاصی حمایت و به دیگر مذاهب تبعیض روا می­دارد و پیروان آنها را تعقیب و جریمه می­کند، اعلام می­کنیم: هنگامیکه تمامی صلیب­ها برداشته شوند وتمامی زنگ­های کلیسا خاموش گردند، آنگاه باید برای اندک زنانی که هنوز با روسری هستند روشن نمائیم که از پیشرفت زمان عقب­مانده­اند .

به این مسئله باید آگاه بود که نفرت مابین جوامع مذهبی توسط حاکمین دامن زده می­شود برای اینکه بین کارگران وتوده­های مردم نفاق افکنده و آنها را ازهم جدا نمایند. بعنوان مثال دگرگونی­های اساسی در آلبانی در سالهای 1978 و 1944 در عمل نشان دادند که چگونه می­توان مذهب را بمثابه امری خصوصی به کنار زد. قبل از رهائی، مردم آلبانی به مسلمانان و مسیحی­ها تقسیم می­شدند و دومی به مسیحی­های ارتدکس و کاتولیک. ولی حزب کمونیست(بعد­ها حزب کار آلبانی) مبارزه علیه اشغالگران فاشیست، فئودالیسم و سرمایه­داری ، یعنی مبارزه مشترک سرکوب­شدگان را برای تغییر جامعه در مرکزکار خود قرار داد. این جهت­گیری بعد­ها در بنای دمکراسی خلق وسپس سوسیالیسم ادامه پیدا کرد، بطوریکه آلبانی اولین کشورالحادی(خدا نشناس) اروپا شد. تا زمانیکه جمهوری خلق سوسیالیستی آلبانی وجود داشت هر کسی اجازه داشت در منزل نماز بخواند ونیایش کند هرچقدر که می­خواهد، ولی نمایش آشکار مذهبی بهرشکلی ممنوع بود. اینکه ما در اتریش به این درجه از رشد برسیم باید هنوز خیلی چیزها را تغییر دهیم! چاپ دوم، وینآوریل 2017

همراه با تدارک انقلاب پرولتاریائی مبارزه علیه مذهب و خرافات را هم به پیش ببریم!«

ناقوس کلیسا گوشخراش است، همانند صدای موذن، هم این وهم آنرا خاموش کنیم(Peter Hacks)

درج، چاپ و نشراین نوشته با ذکر نام ومنبع آن آزاد است! این اعلامیه توسط <آلترناتیو برای ایجاد حزب کمونیست انقلابی> تهیه شده­است، برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت این سازمان رجوع نمائید:

IA* RKP – Initiative für den Aufbau einer Revolutionär-Kommunistischen Partei

Proletarische Revolution – revolutionär-kommunistische Zeitung in Österreich

prolrevol.wordpress.com

ia.rkp2017 @yahoo.com – iarkp.wordpress.com

ترجمه وتکثیر<یکی ازفعالین چپ در وین اتریش >

Ein linker iranischerAktivist in Wien (Österreich)

Kontak Adresse: Iran-Rat, Amerlinghaus, Stiftgasse 8, A-1070 Wien

email:linksaktivist@gmx.at

۱ دیدگاه

  1. گاهنامه هنر و مبارزه says

    مبارزه علیه اعتقادات دینی و خرافات جزئی از مبارزۀ طبقاتی ست و یا باید باشد. من با این نظریه موافقم ولی متأسفانه هنوز به شکل گسترده همۀ پیچ و مهره های چرائی و چگونگی این موضوع بررسی نشده، برای مثال در فروپاشی آسمان که در تاریخ بی بدیل نیز نیست چه چیزی جایگزین خواهد شد، از جمله بررسی های روانشناسانه و روانکاوانه (نقش خدا در ساختار روانی در ساحت ناخودآگاه و یا چیزی که برخی از روانکاوان «نیاز به اعتقاد» نامیده اند) که ما هنوز در این زمینه به اندازۀ کافی آگاه نیستیم. در زمینۀ نقد دین و تاریخ ( برای مثال تاریخ اسلام در ایران، و چگونگی گسترش این دین در ایران)، کتاب دو قرن سکوت نوشتۀ دکتر عبدالحسین زرین کوب (که چاپ اول در سال 1330 و چاپهای بعدی در پسا 1336 ابهاماتی را دامن زده و برخی او را به تغییر عقیده متهم کرده اند، ولی چنین اتهامی یک شایعۀ بی اساس چیز بیشتری نیست، این بحث را به فرصت دیگری موکول می کنم) که البته گرچه ارتباط چندانی با نقد دین ندارد ولی تاریخ اسلام را در دو قرن اول خلاصه می کند و برای کار روی نقد دین مواد اولیۀ خوبی در اختیار خوانندگان می گذارد. ناگفته نماند که این کتاب دست کم یکی از دروغهای دستگاه دین اسلام در ایران را به روشنی افشا می کند. القصه این که دستگاه تبلیغاتی دین اسلام در ایران همواره کوشیده است تا این نظریه را در اذهان عمومی تزریق کند که گوئی «ایرانیان با آغوش باز به استقبال اسلام رفته اند و اسلام آورده اند» و امروز هم همین حرف را تکرار می کنند که گوئی ایرانیان در آزادی مسلمان باقی مانده اند و هستند، در حالی که با توجه قانون «حکم ارتداد» همۀ ایرانیان خواهی نخواهی به گروگان شباهت زیادی دارند و اسیر دستگاه مخوف دستگاه دین اسلام هستند، در حالی که زرین کوب به ما نشان می دهد که دست کم طی دو قرن اول پس از نخستین حملۀ اسلام به ایران، ایرانیان یک لحظه از مبارزه علیه مهاجمان، حاکمان ظالم و اسلام باز نمانده بودند. ولی پرسش مهمی که می توانیم مطرح کنیم این است که پس چرا ایرانیان همیشه شکست خورده اند، و آیا واقعاً شکست خورده اند، چگونه این موضوع را باید درک کنیم.
    حال اگر به موضوع این مقاله بازگردیم، یادآوری این نکته بی فایده نخواهد بود که لباس روحانیون ایرانی که معنای آن حضور خدا روی زمین است، با توجه به دین سالاری در ایران، به سختی بتواند از محافل عمومی حذف شود. در ایران و در فضای رسانه ای ایران، جائی نیست که روحانیت در آن حضور نداشته باشد. در تمام عرصه ها و موسسات رخنه کرده اند. و آستان قدس رضوی که از مالیات معاف است یکی از بزرگترین شرکتهای تجاری ایران می باشد. اسلام در ایران هم اکنون همۀ منابع ایران را در اختیار گرفته و رشوۀ 60 میلیون دلاری یا یوروئی شرکت توتال و 150 میلیون دلار برای خود توتال نتیجۀ این حضور قدسی را تعریف می کند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.