اخبار ایران و جهان

زمانی برای از خواب بیدار شدن

umwelt1_05

در سال 1988« هیأت بین الدول تعییر اقلیم» (آی پی سی سی) بوسیله « برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد» (یو ان ئی پی) و « سازمان جهانی هواشناسی» (دبلیو ام او) تاسیس شد.

بنا به مستندات سازمان ملل:» آی پی سی سی آخرین اطلاعات علمی, فنی و اجتماعی – اقتصادی جهان مربوط به درک تغییرات اقلیمی را مرور و ارزش گذاری میکند. [این هیإت] درباره داده ها و پارامترهای مربوط به آب و هوا نه تحقیق میکند و نه آنها را دنبال میکند.»

این [بیانیه] صراحتأ بدین معناست که (آی پی سی سی) قرار نیست راهکاری برای معضل جدی و مهلکی که تمام جنبه های حیات [بر روی زمین را از ژن کرفته تا یک اکوسیستم کامل] را تحت الشعاع گرفته است, ارائه دهد. بر طبق تخمینهای بسیار محتاطانه طی چند سال اخیر تغییرات آب و هوائی تا کنون ده ها میلیارد پرنده مهاجر را نابود کرده است. در حالیکه [معضل] آلودگی محیط زیست و گرمایش زمین رو به وخامت میباشد (آی پی سی سی) هیچگونه اقدام موثری برای مقابله با آن اتخاذ نکرده است. زیرا (آی پی سی سی) تشکیلات جهانیست که تنها رهبری ارزیابی از تغییرات اقلیمی را عهده دار است!

در حقیقت (آی پی سی سی) بزرگترین دانشمندان 195 کشور جهان را در اسارت نگه داشته است و آنها را صرفا به موقعیت مشاهده گر نه مشکل گشا هل میدهد.

این مانند آن است که عده ای غریق نجات شاهد غرق شدن کسی باشند و در عوض نجات او فعالیتهای خود را از روی حوصله محدود به گزارشات تفضیلی و توضیحات ناخواسته در باره چگونگی غرق شدن آن شخص بیچاره کنند. در عین حال از هر گونه اطلاعات دقیق در مورد چگونگی افتادن این شخص در آب نیز جلوگیری کنند.

باید پرسید که پس (آی پی سی سی) چه فایده ای دارد؟ چرا اصلا تاسیس شده است؟ دلیل واقعی این همه اجلاس و سمینار و سمپوزیم مشعشع و گزارشات بسیار قطوری که بر طبق اصول بطلمیوس (همانطوریکه کتاب بسیار حجیم المجسطی) سرهمبندی شده است فراهم آورده میشوند چیست؟ کتاب المجسطی نزدیک به 1500 سال دانشمندان جهان را سردرگم کرد. یکهزار و پانصد سال باور «علمی» این بود که خورشید و سیارات کیهان بدور زمین میچرخند! عجبا که در دانشگاهای ایران این شیاد فریبکار را دانشمند میدانند!

نامحتمل نیست که مبتکران حقیقی و نیروی راهبردی پشت (آی پی سی سی) بخشی از زنجیره طولانی و غیر منقطع گروهی نابکار که هزاران سال است به دست بشر کمر به نابودی طبیعت بسته است باشد. این واقعه ایست در شرف اجرا. نیازی نباید باشد که یادآوری کنیم ما خود بخشی از طبیعت هستیم.

در طول 120 سال گذشته ما مشغول تخریب و انهدام سیستم تهویه زمین هستیم!

ضرف 120 سال گدشته هزاران رودخانه که نقشی حیاتی در خنک کردن زمین را دارند با ساختن صدها هزار سد با شتابی فزاینده و حیرت آور شَل و پل کرده ایم. بیش از 75000 (هفتاد و پنج هزار) سد بزرگ که ارتفاع آنها بیشتر از 15 متر میباشد تا کنون ساخته شده اند که 179 تای آنها سوپرسد هستند که بلندیشان فراتر از 150 متر میباشد بعلاوه صدها هزار سد کوتاه تر از 15 متر. تازه در پشت هر سد دریاچه ای ایجاد شده است که جریان روان آب در رودخانه ها را راکد کرده و برای تبخیر شدن در معرض تابش خورشید قرار داده است.

جریان باد یکی دیگر از اجزای بسیار مهم و حیاتی سیستم تهویه زمین است. طی چند دهه گذشته توربین های بادی با شتابی باور نکردنی در جلوی جریان با کاشته میشوند. امروز توربین های بادی با دزدیدن از انرژی باد 4 درصد الکتریسته مصرفی در جهان را تولید میکنند.

تا هنوز فرصت باقیست باید از خواب بیدار شد و شوند تخریب طبیعت را متوقف کرد و به تعمیر و باز سازی سیستم تهویه مفلوج زمین کمر همت بست. این کاریست قابل اجرا که با عزمی ثابت, مردمی و جهانی میتواند تحقق پیدا کند بشرطی که از تمام تشکل ها اعم از دولتی و غیردولتی پرهیز شود. زیرا تمامی آنها تخت نفوذ و کنترل نیروی شیطانی ای هستند که ما را گرفتار این وضعیت مهلک کرده اند. با شهامت, عزم ثابت, درایت و خردمندی و ایجاد سیستم ارتباطی مناسب از این ورطه هولناک نجات خواهیم یافت!

سعید روشندل
تهران – اول ماه می 2017

3 Comments on زمانی برای از خواب بیدار شدن

  1. دوست تهرانی روشندل عزیز:
    تهرانی، زیرا تهران همانند همه شهرهای میلیونی یکی از بزرگترینْ ضایع کنندگان محیط زیست بخرج دیگر مناطق است و اکثریت آنها یا از هیٌت حاکمه بوده(بخصوص بزرگ عمامه داران و فکل کراواتی های جدید آن) و یا از زیر مجموعه آنان که تقریباً اکثراً تهرانی‌ نبوده و تهرانی‌ها را به خاوران شلاق کوب اقتصادی کرده اند.
    آنهم تهرانی‌هایی که درکنارپیشتازان آذربایجانی ها، شمالی ها – بخصوص رشت و گیلان که همیشه در کنار آرشها«آری آری آرش جان در تیرکرد کار صدها صدهزاران تیغه شمشیر کرد…» رزمیده اند.

    ولی حق باشماست بزرگداشت محیط زیست بر همه افراد بنی بشر آنهم بدون در نظرگرفتن مرز کشوری و ملیتی امریست واجب و ضروری میباشد. من مادری را میشناختم با وجودیکه وسایل نقلیه موتوری مجانی در اختیار داشت دو فرزندش را با دوچرخه به کودکستان میبرد و با اعتراض پدر میگفت:
    من سرمشق این بچه‌ها هستم،‌ آن‌ها باید رابطه مستقیم با طبیعت وحفظ آن پیدا کنند. دم این چنین مادرانی گرم!
    ولی شما کلاهتان را قاضی کنید و خود بگویید:
    اگر شما یکی از پزشکانی هستید که در دهکده هایی که انگلیسی‌ها آب آنرا به میکروب «وبا» آلوده کرده بودند تا سرم های مرض وبا را بفروشند، و مردم آن دیارها دیده بودند که کدامین آبشخوار آلوده گردیده است و از شما تقاضا میکردند که شما اهل «سلامت بخشی» ها تنها کسانی هستید که مواد ضد آلودگی «وبا» را در اختیار دارید؛ سریع آنرا گند زدایی کنید!
    اگر شما پاسخ دهید که من دکترم و باید مریض‌ ها را شفا دهم و کاری به گندزدایی آبشخوارهای آلوده ندارم آنوقت شما یک انسان با وجدان نیستید و همدست بانک هایی هستید که خالق پروژه فروش «سرم های وبا» هستند . پس شما دکتر وظیفه شناس ساعی در بهبود انسانهای مبتلا به «وبا»، مستقیم خود قاتل انسانهای دوروبر خود هستید و به ضد خود تبدیل میگردید.(اواسط جنگ جهانی در اطراف دماوند و در زمان شاه وام چهار میلیارد مارکی اشتات اشپارکاسه کلن به ایران جهت خرید سرم وبا از شرکت بایرن آلمان و اشتغال سپاه بهداشتی ها و سپاه دانشی ها جهت واکسن زدن)
    وانگهی آیا در سراسر جهان از جنبش نا آگاهان گرین پیس(صلح سبز) دست ساز سازمان سیا که خود را به بشگه های تفاله های اتمی آویزان میکردند و بقعر دریا پرتاپ میشدند گرفته(گویا گرین پیسی ها زمانی و درمکانی آکتیو میشدند که منافع بانکهای وال استریتی در خطر بوده است)، تا پروفسورهایی که جلوی تانک خوابیدند تا باند پرواز جدیدی در فرانکفورت را جلو گیری کنند و سازمانهای معروفی مانند اتک و اکوپای(جنبش وال استریت «خواستاران مالیات بر تبادل ارزی») و سبزهای اروپایی و محیط زیستی های ایرانی و بخصوص نوع دولتی آن بیش از نیم قرن نیست که همه نوع بودجه و همه نوع امکانات دمکراتیک با بودجه های نه چندان کم در اختیارجوانان دختر و پسر خود قرار داده اند. ولی نتجه آن‌ها کجاست؟ اثراتش کجاست؟ من خود نیم قرن دراین صحنه ها در کنار مبارزات طبقاتی فعالیت داشته‌ام و از آن در خدمت این مبارزه استفاده جسته ام. میتوانم در این باره صفحه ها سیاه کنم.
    چرا صلح جهانی نمیتواند صورت گیرد؟ چرا جنگها تمامی ندارد؟ چرا عمداً و رسما فریدریش سیمرمان وزیر داخلی (ساواک) آلمان یک ماه تمام فاجعه چرنوبیل را دانسته باطلاع مردم آلمان و اطراف نرسانید و گذاشت تا پس از باران درصد سرطانها، نجومی بالا رود؟؟؟ چرا انفجارهای بدتراز چرنوبیل در هاریس بورگ ام.آمریکا و دیگری؟ در سواحل انگلیس که از اولی های چنین حوادثی بودند بدون سروصدا زیر سیبیلی رد شد و مردم جهان از آن‌ها آگاه نگردیدند.
    ولی و از آن ولی ها که روده درازان را کوتاه سخن میکند:
    چرا پس از بمباران ناکازاکی و هیروشیما که باید تمام هستی را بقولی شما «ترس اندازان» بیمحل (بیموقع) نابود میکرد این دوشهر هنوز زنده هستند و بشریت و هستی، بقولی شما روشندلان ویا خوشدلان نابود نگردیده است.
    چرا فوکوشیما بلافاصله مسکون و تا آنجا که شنیده‌ام بکار گرفته شده‌اند که قدرت انفجاری آن‌ها چند صد برابرِ قوی‌ترین بمب های اتمی موجود بوده اند؟؟؟
    چرا کره شمالی نیم وجبی بایک هارت کردن ام.آمریکای ابرقدرتِ ابرقدرتها از ترس خود را خراب میکند و تقاضای ملاقات با«کیم‌جونگ اون» مینماید؟
    چرا روسیه و چین درمقابل ام.آمریکا بخاطر تهدید «کیم‌جونگ اون» برای دفاع از کشورکره بر خود میلرزند؟ آیا علتش محیط زیست است ویا علتش زیر بار قلدری بزرگ دولتمردان توبخوان بکش های سرمایدار وال استریت نرفتنِ کشور های ایران و کره شمالی است؟
    آیا مبارزه مادی و مالی و جانی خود را برعلیه سرمایه و امپریالیسم متمرکز نکردن مفهوم دیگری در این دوران جز همرهی و پشتیبانی و حداقل جبه سایی در مقابل این بکش های سرمایدار نمیباشد؟
    برتولت برشت شعری دارد:
    بزرگ توانان، سخت و کوشا تا به آخر مبارزه میکنند،
    کمی کم توانان کمی کمتر مبارزه میکنند
    ضعیفان فقط به ونگ زدن قناعت میکنند
    منهم بدان اضافه میکنم که خرده بورژوازی در جهان کنونی حرف زیاد میزند و همیشه مبارزه‌ای را انتخاب میکند که قدرقدرتها آن ساز را هم برای سردرگم کردن مردم مینوازند، تا سرمایه آنانرا مزاحم نگردد؛
    تا با جنگها بازار فروش را تجدید تقسیم نمایند، باشد که این پرفسور، دکتر مهندسین و این مبلغین خوش آواز هم از آن پاره‌ای نصیبشان گردد.
    ولی همه این‌ها بکنار:
    بیایید با یکدیگرهای میلیونی هم آوا گردیم و ابتدا این گانگسترها را از مسند قدرت پایین کشیم!
    همان مادرانی که رفیق «علی رسولی» از یکی از آن‌ها بنام «گلار» نامبرده است، محیط زیستی برایتان بسازند که نئاندرتال ها هم نمیتوانستند ار آن بهره مند گردند چه رسد به هموساپینس ها!!
    وروجک

    دوست داشتن

  2. با درود و سپاس فراوان از شما رفیق عالی رتبه که نوشته این حقیر را قابل اعتنا تشخیص داده و رهنمود های لازم را نیز صادر فرموده اید. باید اعلام کنم که با نظر جنابعالی مبنی بر انقلاب سوسیالیستی آنهم در سطح جهان (نه فقط ایران) کاملا موافقم. بخصوص به دلیل آنکه چند ماه دیگر یعنی نوامبر 2017 مصادف است با صدمین سالگرد اولین انقلاب سوسیالیستی در جهان. و فکر میکنم زمان مناسبی باشد که همین نوامبر آینده کار را یکسره کنیم و انقلاب اکتبر در سطح جهان را به اجرا درآوریم.
    در غیر اینصورت ممکن است که مشکل حرامزده «تغییر اقلیمی» به ما مجال آنرا ندهد که اول انقلاب سوسیالیستی را انجام دهیم بعد سر فرصت خدمت این موجود چموش حرام لقمه هم برسیم. لذا بنده با کشف منابع تغذیه این موجود وحشی پیشنهاد داده ام که تا قبل از اینکه کار از کار بگذرد اقدامات مقتضی انجام شود. زیرا شاید جنابعالی به دلیل مشغله زیاد اشراف نداشته باشید که همین موجود خطرناکی که تعدادی (رقم ناچیز چند صد میلیارد!) پرنده مهاجر که به درستی حیوان خطاب کرده اید بزرگترین سلاح نظام سلطه جهانی است برای از بین بردن شش یا هفت میلیارد «همو سیپین» که اضافی تشخیص داده است.
    اما نارضایتی حضرت عالی را از پایتخت نشینی این حقیر متوجه نمی شوم. نکند تاکتیک رفیق مائو را مد نظر قرار داده اید؟
    محاصره شهرها از طریق دهات!
    اگر چنین است منهم حاضرم با کمال خرسندی به یکی از دهات اطراف نقل مکان داده و در موقعیت دورخیز گرفته آماده و منتظر ابلاغ فرمان اجرای انقلاب سوسیالیستی آن رهبر کبیر و عالیقدر بمانم.

    سعدی میگوید: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری!
    جریان باد در سطح جهان رکن مهمی از سیستم تهویه زمین است و عامل اصلی در خنک و تمیز کردن هواست. توربین های بادی انرژی الکتریسیته ای که تولید میکنند را از انرژی باد میدزدند. این نه تنها نیروی باد را تضعیف میکند بلکه نظم موجودی که میلیونها سال بر جریان باد حاکم بوده است را تغییر میدهند. جریان آب در رودخانه ها رابطه تنگاتنگی با جریان باد دارد. صدها هزارسد حقیقتا سد راه وظیفه ای که رودخانه ها بر عهده دارند میباشند. « سد» چه اسم برازنده ای!
    آدم حیرت میکند از این همه درایت و خردمندی و ریزبینی سعدی که طبیعت را سیستمیک میبیند.

    خوش بحالت چه حال خوبی داری! اجازه نده کسی از این حال و هوا درت بیاره.
    پایدار باشی

    دوست داشتن

  3. آقای سعید روشندل تهرانی،
    شما نظرتان در باره اینکه بالای سر هر فرد بشر از شیرخوار گرفته تا فوق صدساله ها بیش از سه هزار کیلوگرم مواد منفجره تی اِن تی آویزان است(آمار ۱۹۶۹در آلمان). شما اگر توان محاسبه آنرا و تجسم آنکه اگر روزی این مواد منفجره را روسر یکدیگر بترکانند، چه وضعیتی در روی زمین پیش خواهد آمد را دارید؟
    پس از این محاسبه:
    لطفاً بمن بفرمایید که در این لحظه که جهان در سراشیبی جنگ قرار دارد و همه از بردن نام آن وحشت دارند، آیا وظیفه شما و من خواننده آنست که از هوا گرم و رودخانه ها بخار می‌شوند و سدها خیلی بلند و زیاد هستند و درختان کم… شکوه کنیم؟؛
    یا باید همه را برعلیه جنگ تجهیز کرد آنهم با بیان و اثبات نیروهایی که سرکردگان جهان سرمایه را بدان سوق میدهد؛
    و یا از خشک سالی سه سال دیگر در ایران باید شکایت کرد (فعلاً در ایرانی که شما در پایتختش زندگی میکنید و از آنجا موعظه میفرمایید، مخازن آبش باندازه کافی پر گردیده اند و از زیادی آب شکایت دارند).
    بلی آقای روشندل اگر شما واقعاً بخواهید به روشن دلی بپردازید آیا نباید از نظام سرمایداری که به پای از بین بردن پایه‌های زندگی در نیمی از کره گیتی شتاب دارد انتقاد کنید؟؛
    آیا نباید بما دل ناروشنان فرا دهید که عیب کار در کجا است و راه علاج آن کدام است! آخر که نمیتوان بیهوده نوشت و مردم را به سردرگمی انداخت و نظام سرمایداری را نجات بخشید تا خود خود را بخار نماید.
    این کارشما مانند «قولوقوقول» خروس بیمحل بوده و تقویت نظام سرمایداری جهتِ: هم از بین بردن طبیعت و هم چنین به بردگی کشاندن کل ساکنان کره گیتی میباشد!!
    تازه اگر بازهم بقیه را راحت میگذاشتند چشممان را میبستیم و شاد بودیم که نیمی دیگر ساکنین زمین انسان وار بزندگی ادامه خواهند کرد ولی متأسفانه چنین نیست، بلکه نظام سرمایداری بمرحله گندیدگی خود رسیده است که یا باید آنرا از بین برد ویا سرمایداری انسانهای زیادی را همراه خود بنابودی میکشاند. آنوقت است که در سوسیالیسم میتوان بحث کرد کدام سد خوب و کدامین بد و چه نوع حیوانی در حال انقراض … است.

    دوست داشتن

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: