بین المللی, سرتیتر

ابزارهای منطقه ای تازه آمریکا برای تسلط بر»خاورمیانه بزرگ»!!

meast_col

نوشته: دکتر وفیق ابراهیم ، استاد دانشگاه لبنان

مترجم : احمد مزارعی، دوازدهم اردیبهشت 1396

سایت «البناء»متعلق به نیروهای ملی لبنان

بازگشت آمریکا به سیاست تازه ای در جهت بکار گیری منطقه اسلامی در مقابله با رقبای اولیه ومنطقه ای خود ، اما با عبا وردائی تازه.

«خاور میانه» تعریف تازه ای بود که بتوسط محققی آمریکائی بنام ماهان در سال 1902، اختراع شد تا مناطقی که زیر سلطه عثمانیها بود را مشخص کند، انگلیسیها از این تعریف استفاده کرده ومنطقه را بر اساس قرارداد سایکس پیکو تقسیم کردند، اما کوششهای هیتلردر جهت تسلط بر این منطقه در جنگ جهانی دوم با شکست روبرو شد، ولی صعود آمریکائیها بعد از جنگ جهانی دوم به عنوان قدرتی اساسی توانست بر خاور میانه تسلط پیدا کند وبا استفاده از امکانات آن موفق شد  درسال 1989، روسیه را از معادله جهانی قدرت خارج کند.

از این نظرمدیران و صاحبنظران اداره ترامپ فکر تازه «ناتو خاور میانه»را با دو منظور مطرح کرده اند :  بازگرداندن وتعمیق مجدد نفوذ آمریکا در منطقه ای که بیشترین بازارمصرفی و استهلاکی را در جهان دارد ودوم لغووازمیان برداشتن کامل قضیه فلسطین.اما این دو منظور زمانی برآورده میشود که بتوانند حضور روسیه وایران را در منطقه محدود کنند، مانع ورود رشدیابنده چین درجهان شوند وهمچنین تجارت مابین کشورهای این منطقه با اروپا وژاپن را «قانونی» کنند.

گروه اطرافیان ترامپ که به این نظریه رسیده اند فکر خودرا از وزیر سابق خارجه آمریکا ، کوندالیزا رایس گرفته اند ، وی اولین کسی بود که در جریان تجاوز 33 روزه اسرائیل به حزب الله لبنان در سال 2006،اصطلاح «خاورمیانه بزرگ»را بکار برد ، در واشنگتن این گروه را «محور بالغان» مینامند، که متشکل ازاین افراد است : وزیر دفاع ، جیم ماتیس، وزیر خارجه ، ریکس تیلرسن، وزیر امنیت ملی ، هربرت ماک مستر ، مدیر اطلاعات ، مایک بومبیو، سفیر آمریکا در سازمان ملل ، نیکی هایلی، معاون ترامپ ، مایک پنس و داماد ترامپ ، جارید کوشنر که یهودی میباشد وچند تن از دوستانشان در وال استریت، گری کوهن و دینا حبیب پاول.
خصوصیت این محور این است که آنها با دهها مراکز مطالعاتی ارتباط دارند که آنها نیز با مجموعه ای از نظامیان استراتژیست ،گروههای آکادمیک ومتخصص وصاحبنظران اقتصادی آمریکا وجهان مرتبطند.

این گروه عادتا اصطلاح «خاور میانه بزرگ» را در راه اهداف مذکور بکار میبرند که در حقیقت ادامه استفاده تاریخی وسنتی آمریکا در خاورمیانه برای مبارزه با نفوذ روسیه بوده است.

در گذشته اسلام به عنوان یک دین در مقابله با مارکسیستهای ملحد مورد استفاده قرار گرفت ودر ادامه بر علیه روسیه تا بتوان منطقه اسلامی را بر علیه «شوروی سوسیالیستی کافر»بسیج نمود،  هم اکنون به جای روسیه ملحد سابق ، تبلیغات امروز آمریکا وعربستان بر تکفیر ایران به داشتن مذهب شیعه وروسیه به دلیل داشتن «مسیحیت ارتودکس» در آن انجام میگیرد، در مورد چین اینچنین تبلیغ میشود که این کشور موفق شده است از راه توسعه دادن تجارتش درجهان به تبلیغ وترویج مارکسیست دست بزند.

بیمناسبت نیست که در اینجا به اصطلاح کلمه»خاورمیانه»اشاره شود که این کلمه نه تاریخی است ونه بر آمده از حقیقیتی سیاسی است ، به این دلیل که پس از گذشت یک قرن از این نامگذاری ، شما هیچ شهروندی را در این منطقه نمییابید که بگوید من «خاور میانه ای» هستم وهیچ حادثه مهم تاریخی نیزدر منطقه ما بر اساس خاور میانه ای بودنش اتفاق نیفتاده ، بلکه حوادث واتفاقات براساس  عثمانی بودن ویا مرتبط بودن با کشورهای عربی واسلامی قدیم آن بوده ویا براساس دولتها ونظاماتی که قبل از اسلام در سوریه وعراق وجود داشته است.

از این نظر باید گفت که این اصطلاح ، نامی است که ماهان آمریکاشئی در سال 1902، برزبان راند ، سپس انگلیسیها با ترکیبات تازه ای به توضیحات منطقه ای آن دست زده که شامل کشورهای اسلامی ، شرق عربی که د راطراف ترکیه قرار داشته در ادامه پاکستان نیز به آن منضم گردیدوبر اساس تقسیم بندی سایکس پیکو به شکل کنونی شامل کشورها با نامهای گوناگونی درآمد.

اما طرفی که عملا بعد از سال 1945، از خاور میانه استفاده برد سیاست آمریکا بود که برنامه جهانی خودرا بر اساس آن بنا نهاد و در ادامه شوروی وپروژه جمال عبد الناصر را نیزدر منطقه وجهان با شکست روبرو کرد واجازه داد تا دولت اسرائیل تبدیل به قدرتی بزرگ شود، همچنین قدرت وسیاست خودرا نیز بر فرانسه وانگلستان تحمیل وآنان را به انقیاد خود در آورد .

در نتیجه معلوم میشود که اداره ترامپ میکوشد تا طرح کوندالیزا رایس را براین اساس که «خاور میانه بزرگ» شامل آن خاور میانه بزرگی است کا شامل پاکستان ، افغانستان ، آسیای میانه ، ودخالت در سودان در منطقه شاخ آفریقا وداشتن نفوذ در کشورهای اسلامی در شمال آفریقا ، اندونزی ، برونای ، اروپا ودو آمریکا واسترالیا . بدین ترتیب «خاور میانه بزرگ» ابزار مطلوبی در دست آمریکا خواهد بود تا بوسیله آن بر همه روابط تولید ومصرف جهانی تسلط داشته باشد وبتواند به آسانی فعالیتهای روسیه وایران را کنترل ومحدود نماید.

برای تحقق این اهداف ضروری است تا واشنگتن ابزارها وموسسات گوناگون سیاسی ونظامی مناسبی ایجاد کند تا بتواند کشورهای منطقه را به دور هم گرد آورد ه و قادر باشند نقش کامل وجامعی را در جهت منافع آمریکا ایفا نمایند، وهمچنین بتوانند میان موسسات قدیمی همچون «اتحادیه کشورهای عربی»، مجلس تعاونی امارات» ، سازمان کشورهاای آفریقائی ومراکز دینی مختلف در این کشورها ،هماهنگی محکم ودائمی برقرار کنند. همچنین ، این موسسات تازه تآسیس لازم است یک»ناتو» نظامی مخصوص خودشان نیز داشته باشند تا بتواند برای حوادث واتفاقاتی که در درون این کشورها ویا در منطقه به وجود میآید راهکار داشته باشند (راهکار ؟؟؟ یعنی سرکوب ).با این حساب تحولات وپیشرفتهای داخلی کشورهای عربی به علت این سیاستهای عامدانه آمریکا دچار فلج میشود.

اما «محور بالغان» درواشنگتن متوجه شدند که تحقق اهداف آنها در منطقه بدون برقراری را بطه میان چهار کشور مصر ، عربستان، ترکیه واسرائیل نشدنی است زیرا اینان عصب اصلی منطقه هستند، ولی مجبور شدند در مرحله کنونی تفاهم با ترکیه را به تاخیر بیندازند ، زیرا ترکیه با دو کشور عربستان ومصر درسیاست دچار تضاد است ، چون ترکیه هم از اخوان المسلمین حمایت میکند (3)وهم اینکه دارای سیاستهای توسعه طلبانه نوع عثمانی منطقه ای خود میباشد، لذا به این نتیجه رسیدند که در مرحله فعلی به همکاری مصر ، عربستان واسرائیل اکتفا کنند ، با این امید که همکاری این سه کشور ترکیه را نیزوادار به عقب نشینی از سیاستهای خود کرده ودیر یا زود به جمع کشورهای سه گانه خواهد پیوست.

وباز هم «محوربالغان واشنگتن» کشف کردند که تفاهم سه گانه مصر، عربستان واسرائیل بدون حل مشکل فلسطینیها متلاشی خواهد شد.واشنگتن میداند که که «حکومت فلسطین» خیالی بیش نیست واین حکومت خیالی برای رها شدن از از وضعیت رقت بارخود به هر سازشی تن در میدهد، از آنطرف کشورهای عربی در حالت میان مرگ وزندگی بسر میبرند ومیخواهند به هر شکلی که شده از «وبال فلسطین وگرفتاریهایش»نجات یابند، به اضافه اینکه با کوششهائی سیاسی وتبلیغاتی که آمریکا وعربستان در درون کشورهای اسلامی به عمل آورده اند ، این کشورها در مورد قضیه فلسطین به اسرائیل نزدیکترند تا به فلسطینیها، از آنطرف بعضی کشورهای بزرگ تاریخی نیز همچون هند اسرائیل را به رسمیت شناخته اند، هند در برابر انتقادات به این اقدام خود پاسخ داده است که بسیاری کشورهای عربی از جمله سلطه فلسطین اسرائیل را «قبل از ما» به رسمیت شناخته اند ،لذا مارا سرزنش نکنید.

از مجموع عواملی که شرح داده شد زمینه برای آمادگی سه مسافرت بتوسط ترامپ به کشورهای عربستان ، مصر ودر پایان به اسرائیل فراهم میشود ، در اسرائیل قرار است ملاقاتی سه جانبه میان ترامپ ، عباس ابومازن ونتنیاهو برگزار شود.

آنچه در مورداین ملاقا ت پیش بینی میشود ، اعلان شروع آمادگی برای «راه حل فرضی» بر اساس تشکیل دو دولت ، اما حقیقت این است که «دولت پوشالی فلسطینی» تنها در بخشی از سرزمینهای اشغالی در منطقه غرب رود اردن وغزه خواهد بود که حق داشتن اسلحه نخواهند داشت  واز نظر اقتصادی ، سیاسی وامنیتی به اسرائیل وابسته خواهند بود. با این حساب برای فلسطینیها چه باقی میماند ؟. تنها حضور در کنفرانسها وسرپوش گذاشتن بر ورود کالاهای اسرائیلی در قلب کشورهای اسلامی وعربی در سیستم نیو لیبرالیستی.

در حال حاضر آمریکائیها اصرار بر تشکیل ناتو خاور میانه ای دارند که بمثابه «تفنگ آمریکا» در «خاور میانه بزرگ» خواهد بود. اما «ناتوغربی واطلسی» بزرگتر قرار است در تاریخ بیست وپنجم ماه می تشکیل جلسه دهد، برای بسیاری اعلان تشکیل «ناتو اسلامی» از طرف آنها غیر منتظره خواهد بود، ناتو اسلامی که در جلسه «پیمان ناتو» اعلان خواهد شد ، در حقیقت شعبه ای از همان ناتو خواهد بود، زیرا به مجرد اعلان منحل کردن دو دولت در فلسطین تاریخی به معنی آن خواهد بود که نیروی نظامی تازه ای از طرف مصر ، عربستان واسرائیل تشکیل خواهد شد که انتظار میرود ترکیه نیز برای رو در روئی با ایران وکنترل ومحدود کردن نفوذ روسیه در منطقه به آنها بپیوندد……./

آیا گروه ترامپ در برنامه خود موفق خواهند شد ؟

باید گفت که ائتلاف روسیه ، ایران وسوریه که به عراق ، چین، کشورهای بریکس والجزایر امتداد مییابد ضعیف نیستند وامکاناتی دارند که میتوانند برنامه آمریکا را با شکست روبروکنند، امروز آمریکا روسیه را متهم کرد که از طالبان در افغانستان حمایت میکند ، به بولیوی ، و ونزوئلا کمک میرساند وحرکت خودرا بسوی یمن والجزایر نیز آغاز کرده است …./ ویا طرفداران خودرا در اروپای شرقی تحریک میکند و میکوشد بر افکار عمومی در اروپای غربی تآثیر بگذارد. موسکو به خوبی میداند که تشکیل «خاور میانه ای بزرگ» تا آسیای میانه اقدامی برای به محاصره درآوردن روسیه بطور مستقیم ، ودر مرزهای سیاسی آن از قرقیزستان ، افغانستان ومجموع دولتهای منطقه دریای خزر میباشد.

از طرف دیگر ایران نیزدارای روابط قومی ، دینی ، وسیاسی گسترده ای با بسیاری از ملل آسیای میانه ، پاکستان ، هند وکشورهای مشرق عربی (کشورهلی مشرق عربی شامل سوریه ، لبنان ، اردن، غراق وفلسطین میباشد . مترجم ) میباشد ، لذا عملیات عزل ویا اسیب رسانی به ایران بسیار سخت وبا منطق تاریخی در تضاد وناسازگار است ، زیرا سرزمین فارس دولتی است تاریخی، بزرگ ومنطقه ای که آرمانش این است که نقشی مهم در عرصه جهانی ایفاکند.

در چنین وضعیتی ترامپ با عقلیت یک کاسبکار وارد جنگ «خاور میانه» میشود، کاسبکاری که هیچ رابطه ای با اصول ومنطق ندارد ، وی بر اساس کسب سود بیشتروارد خرید وفروش میشود وهر آنکس که بیشتر بدهد…/ ترامپ به طرف مقابل ومخالف خود با نگاه کسب سود مینگرد، ودر صورت کسب سود بیشتر، ابائی ندارد که «ناتو اسلامی»را ترک کرده وبه «ناتویی» با سود بیشتر بپیوندد .

در انتظار میدانداری «خاور میانه ای» ترامپ ، امید بسیار زیادی در پیش است که فلسطینیها شدیدا با هر گونه برنامه ای که بخواهد قضیه فلسطین را وجه المصالحه قرارداده و حقوق حقه تاریخی آنها را در سرزمینشان نادیده بگیرد ، مخالفت خواهند کرد، درکنار آن اصرار وپافشاری روسیه وایران بر اعاده اعتبار وحیثیت به قانون بین المللی وهمچنین فلج کردن عملیات کاوبوی آمریکائی در صحراهای «خاور میانه» میباشد ، با این حساب جایی برای پیشروی برنامه های ترامپ باقی نخواهند ماند.پایان.