اخبار ایران و جهان

کارگران ایران و روز کارگر

 

Kmkoomk.wordpress.com

در آن روزگارانی که در ایران صنایع سنگینی وجود نداشت و تنها کارگاه های کوچک آهنگری و چند کارگاه کوچک چاپ در سراسر این کشور استبداد زده پیدا می شد، در کشوری که هر روز یک دیکتاتور یا از استعمار انگلیس ویا امپریالیسم آمریکا برایش صادر می شود و آنها هم با حمام خون صدای کارگران مبارز ایرانی را می دوزند. در آن روزگار تار و تاریکی که شاهان قاجاریه فارغ از دنیای در حال پیشرفت صنعتی – علمی، سرسره های سکسی در کاخ های خود می ساختند (به کتاب سوسمار الدوله مراجعه شود) مولدان کشاورز و صنعتگر ایرانی از فقر و بیگاری و مالیات های رنگارنگ مانند امروز؛ به روسیه تزاری مهاجرت می کردند تا با کار در صنایع نفت و معادن یک استعمار گر و امپریالیسم همسایه لقمه ای حقیر برای کودکان خود به دست بیاورند. در آن شرایط بود، که حزب مبارز و انقلابی سوسیال دموکرات روسیه با رهبری پویای خود قوی ترین تشکیلات کارگری تاریخ را در سیاه ترین دیکتاتوری راسپوتینی ایجاد کرده بود و به کارگران رنج دیده ایرانی به چشم برادران ستم دیده می نگریست وبا باور به همبستگی کارگران جهان درآن شرایط اختناق آنها را آموزش سیاسی – انقلابی می داد تا به ایران برگردند و با ایجاد تشکیلات زیر زمینی سوسیال دموکرات در تبریز و مشهد و تهران ایران را آماده ی انقلاب بزرگ مشروطه بنمایند. در ایرانی که با اقتصاد طبیعی – کشاورزی روزگار می گذارند طی چند سال صاحب صد ها هزار کارگر انقلابی شد که کار صنعتی و باور مبارزه جویانه را در یک کشور امپریالیستی آموخته بودند، ولی برای پیشرفت ایران آستین های اتحاد و مبارزه را بالا زدندوپس از شکست مشروطه اول و پیروزی مشترک استبداد وطنی و امپریالیسم تزاری – انگلیسی، سوسیال دموکراتهای ایران بودند که با 18 ماه مبارزه خونین در حالی که شهر بزرگ وتاریخی آنها تبریز در محاصره نیروهای استبداد و عشایر بختیاری و تنکابنی کُرد و ترک و رضا خان میر پنج بودند، آنها را شکست دادند و وادار به عقب نشینی نمودند و مشروطه ایرانی را به همت کارگران سوسیال دموکرات وزحمت کشان ایرانی در آیران ایجاد نمودند و پرچم آزادی و داد را پس از اروپا در آسیا برافراختند و در همه ی قاره های جهان تاثیری ژرف به جا گذاشتند. ولی امروزه در تجمعات کارگری که روبروی مجلس گوش به فرمان صندوق بین المللی پول، در اواخر سال 95 صورت گرفت، کارگران در سندیکا ها و شوراهای دولتی- کارگری به شیوه کاست گرایان قرون وسطی هر کدام در یک گوشه بساط خود را پهن نموده بودند و نیروهای دیگر را به خود راه نمی دادند. شاید سندیکا های مستقل از نفوذی ها وحشت داشتند ولی کارگران دولتی که چنین وحشتی نداشتند. تریبون را در اختیار داشتند واجازه نمی دادند کسی به آن نزدیک شود تنها نمایندگان مجلس حق گفتگو را داشتند.از هیچ سندیکا و اتحادیه مستقل دیگری دعوت به همراهی نمی کردند. تنها چیزی که در آن جمع نمودی نداشت اتحاد کارگری بود .حتی سندیکا های مستقل هم در یک گوشه گرد هم جمع نشدند و از همه سازمانهای دیگر دعوت به همراهی نکردند. پرسشی که در این شرایط پراکندگی برای همه به وجود آمد این بود آیا کارگران با این شیوه قادر خواهند بود دولت های رهرو اقتصاد مالی – دلالی امپریالیستی (تعدیل ساختار – و خصوصی سازی ) را وادار به بازگشت به قانون کار و قانون اساسی بنمایند؟؟!! کارگران مبارز ایرانی که در دهه های پیش از انقلاب بر روند جنبش کارگری جهان تاثیر گذار بودند آیا قادرند با اتحاد خود این دولت های پس از جنگ را وادار نمایند به اصل 44 و 45 قانون اساسی که دستآورد انقلاب بزرگ مردم ایران بوده باز گرداند و قانون کار را در جهت منافع کارگران که تنها دستان مولد آنهاست که به جامعه زندگی می بخشد و می تواند ایران را به توسعه صنعتی باز گردانند؟ یا مانند دولتمندان حاکم خود را اسیر کلی گویی و بزرگ نمایی می کنند. اقتصاد ریاضتی را اقتصاد مقاومتی تعریف می کنند و به خیال خود مردم را می پیچانند، در حالی که خود و باورهایشان را مانند کاتولیک های قرون وسطای دوران انکیزاسیون اروپا به پرتگاه نیستی می کشانند.

روز بزرگ اول ماه می در پیش است و وحشت از جشن گرفتن و دور هم جمع شدن مانند هر ساله کارگران را دچار وحشت زندان و شلاق نموده است .آیا باید مانند برخی کارگران کُرد برای ایجاد اجتماع، شهر ها را رها کرده و اجتماعات را در جنگلها برگزار نمایند ؟ یا به اطلاعیه هایی بپیوندند که درون مایه اش تنها یک بزرگ نمایی تبلیغاتی است؟ با امید به آگاهی و تشکل کارگران ایران برای برای یک اثر گذاری جهانی دیگر در تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان.

اتحادیه نیروی کار پروژه ای ایران

سخن گو ناصر آقاجری

4 اردیبهشت ماه 96

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: