اخبار ایران و جهان

لنین، نامی جاودانه | ابراهیم شیری

بمناسبت یکصد و چهل و هفتمین سالروز تولد ولادیمیر ایلیچ لنین (۲۲ آوریل ١۸٧٠)

ا. م. شیری

اول اردیبهشت- ثور ۱۳۹۶

لنین در مراسم پنجاهمین سال تولد خود که کمونیست‌های مسکو با حضور ماکسیم گورکی، آ. و. لوناچارسکی، م. س. اولمینسکی و دیگران برگزار کرده بودند، طی یک سخنرانی کوتاه، دوراندیشانه وهشداردهنده یادآور شد که چگونه در آغاز قرن بیستم، موج سوسیال– دموکراسی اروپا آرمان‌های انقلابی را با «طوفان اسلاوها» پیوند می‌داد. وی ضمن ارزیابی پیروزی بزرگ انقلابیون روس، نگرانی جدی خود را نیز ابراز چنین داشت:

« … حزب ما اکنون می‌تواند به اوضاع نابسامانی دچار شود، درست مثل کسی که دچار خودپسندی می‌شود… واضح است که شکست و ناکامی احزاب سیاسی، همیشه پیامدهای ناگواری در پی خواهد داشت… بدین جهت، این خطر را… بویژه هر بلشویکی به تنهائی و همه بلشویک‌ها بعنوان یک حزب سیاسی، باید در نظرداشته باشند… برای اینکه ما تحت هیچ شرایطی نباید حزب خود را به وضعیت یک حزب متکبر و یا وازده گرفتار کنیم.

با درگذشت زود هنگام لنین، این انقلابی کبیر، متفکر و دانشمند مارکسیست، دشمنان و مخالفان انقلاب اجتماعی، بویژه تروتسکی و همپیمانانش چه در مقیاس داخلی و چه در مقیاس جهانی نفس راحت کشیده و عزم خود را برای برانداختن انقلاب جزم کردند. در چنین شرایطی، اگر یوسف استالین، شاگرد و پیرو صادق لنین نبود، بی تردید انقلاب کبیر اکتبر در همان نطفه خفه می‌شد و در نتیجه، نه سازندگی‌های اعجازگونه سوسیالیستی، نه کشفیات و اختراعات متعدد سالهای۳۰ دهه اتفاق می‌افتاد و نه اتحاد شوروی بمثابه یک قدرت جهانی سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی، هنری و فرهنگی امکان ظهور می‌یافت تا راه تکامل اجتماعی- اقصادی بطور کلی نوینی در پیش پای بشریت بگشاید.

یاد و نام لنین کبیر جاودان، مشعل جهان‌فروزش فروزان‌تر باد!

6 Comments on لنین، نامی جاودانه | ابراهیم شیری

  1. برای من ارزش مجله هفته در همین پاسخی است که به من داده است؛ یعنی دوری جستن از تنگ نظری و سکتاریسم، وآمادگی برای اصلاح.

    دوست داشتن

  2. آقای نافعی در کامنت خود به جای اسم اش از ایمیل آدرس خود استفاده کرده است. آیا حق استفاده از سایت مجله ی هفته برای ایجاد ارتباطات خصوصی فقط برای آقای نافعی محفوظ است یا این که این حق مشمول دیگران هم می شود؟

    دوست داشتن

  3. مشک آنست که خود ببوید.
    مارکس اگر میدانست او را بخاطر تأییدش این چنین از نقش تاریخی خود جدا و بی اثر میکنند، چندین سخن و سرفصل دیگری را به آثار خود اضافه میکرد.
    مارکس شخصیتی که در تاریخ جهان انسانی از همه بیشتر مورد خشم طبقات حاکمه کشور ها قرار گرفته است محصول دورانی بود که سرمایداری رقابت آزاد بتازگی غسل تعمید خود را پشت سرمینهاد و دانشمندان زیادی و مهمترین آنان «هگل» سعی در شناخت آن داشتند.
    مارکس طبق اعتراف تمام تاریخ دانان و اجتماع شناسان زمان، فرسنگها از همه جلو تر بود زیرا نماینده کارگران صنعتی تازه متولد شده بود. بعبارتی دیگر مغز متفکر آنان و نماینده آنان بود.
    مارکس خود مینویسد کاری را که من کرده‌ام اقتصاد دانان زیادی پیش از من کرده اند، تنها چیزی که کشف من است، «ارزش اضافه است» که آنرا هم کارگری بنام«؟؟» در مجله «؟؟» پیش از من یافته وبیان کرده بوده است(مارکس-کاپیتال).

    مارکس حتی میز رولت قمار بانکها را کشف و تردست بازی‌های بازار بورسی آنها را برملا کرده بود و توانسته بود پیدایش «انحصارات» بصورت تراکم ثروت وپول بدست آنان و روند افزونی آنرا ببیند که عمرش کفاف نداد. وی چنان پرعظمت همچون مردان و زنانی که نمایندگی میکرد بوده است که تنظیم کارهای وی توسط انگلس و پس از مرگ وی کائوتسکی بیش از ۲۰ سال بطول انجامید.
    لنین محصول زمانی است که این تراکم پول در دست بانکها و جوش خوردن سرمایه پولی و صنعتی بپایان خود رسیده بود و در نتیجه آن چند انحصار در چند کشور پیشرفته صنعتی تمام پهنه تولیدی را در دستان خود متمرکز کرده بودند. لنین همان ادامه مارکس در دوران انحصارات است و نمیتوان لنین را از مارکس جدا دانست ویا ابزار انتقال!!
    بدین خاطر امروزه سرمایداران کتاب کاپیتال را بعنوان ارثیه بزرگ فرهنگ بشری برسمیت شناخته ودر مؤسسه یونسکو بثبت رسانیده اند و در دوران امپریالیستی آنرا حلوا حلوا میکنند و بدانشمندان کنونی که جمله‌ای از وی را در رابطه با اقتصاد کنونی دروغپردازی میکنند(پیکت ها)‌ کاندید جایزه نوبل مینمایند؛ در صورتی که آثار لنین و میوه آن «انقلاب اکتبر» را بهر شکلی که بتوانند با آن مبارزه میکنند. از استالین که معمار گفته‌های مارکس انگلس لنین میباشد و از عظمت خاصی برخوردار و بروز تر از هر زمانی است را مبارزه مرگ و زندگی کرده که در یک دیدگاه اشاره بدانها امکان ندارد.
    ارادتمند شما:

    آهنکار
    یکشنبه۳اردیبهشت۹۶

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  4. اینطور نیست که آثار لنین فقط دنباله تئوریک نظرات مارکس و انگلس است. آثار لنین در واقع تسمه انتقال اندیشه انقلابی بود. از طریق نوشته های او بود که تئوری مارکسیستی در ذهن توده ها رسوخ یافت.

    اگر لنین و بلشویک ها نبودند که انقلاب اکتبر را به انجام رساندند و اگر این ها ساختمان نخستین کشور سوسیالیستی کارگران و دهقانان را به پیروی از مارکس بنا ننهاده بودند، در قرن بیستم از مارکس چه باقی مانده بود؟
    اگر در پرتو وجود سوسیالیسم پس از 1945 رژیم های استعماری فرونریخته بودند و اگربدلیل همین وضعیت سیاسی در جهان، حتی پس از پایان » بلوک شوروی»، کشورهائی چون کوبا، ویتنام، جمهوری خلق کره و » چین سرخ «، با تمام عظمتش، و برغم تمام تضادهائی که در این کشورها هست، نبودند، در قرن بیست و یکم ، کجا نامی از مارکس شنیده می شد؟

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: