اخبار ایران و جهان

انتخاب بین «بدتر» و «بدتر»ا

انتخاب بین «بدتر» و «بدتر»ا

پیش به سوی تحریم فعال انتخابات در حمایت از زندانیان سیاسی

ابراهیم رئیسی، ۱۷ فروردین ۱۳۹۶، نامزدی ریاست جمهوری دوره دوازدهم مجلس، از سوی اصول گرایان هیئت حاکم (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی)، را اعلام کرد. بدین ترتیب او در مقابل حسن روحانی، رئیس جمهور دوره یازدهم مجلس، از جناح اعتدال گرایان هیئت حاکم، قرار گرفت.

در حاشیه تحولات انتخاباتی ریاست جمهوری دوره دوازدهم مجلس ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، به سه سوال مرکزی رایج باید پاسخ داده شود

اول، ابراهیم رئیسی کیست و چرا به این مقام برگزیده شد؟

دوم، آیا اختلافات اساسی در سیاست ها بین دو کاندید ریاست جمهوری وجود دارد؟

سوم، نقش و وظایف کارگران سوسیالیست و محافل کارگری مبارز در انتخابات ریاست جمهوری چه باید باشد؟

اول،

ابراهیم رئیسی یکی از تعلیم یافتگان خمینی و خامنه ای بوده است. در طی زندگی سیاسی اش همواره وفاداری خود را به هیئت حاکم نشان داده است. او در مقام معاون دادستان تهران از سال ۶۸۱۳۶۴ و به دستور مستقیم خمینی یکی از مسئولان اصلی قتل و عام های تابستان ۱۳۶۷ زندانیان سیاسی بوده، و شرکت فعال در «هیئت مرگ» داشته است. پس از قتل و عام های زندانیان سیاسی، به عنوان قدردانی، او به مقام دادستان تهران ۷۳۱۳۶۸ برگزیده می شود. به دنبال آن پست های مهمی از قبیل رئیس سازمان بازرسی کل کشور ۸۳۱۳۷۳ معاون اول قوه قضاییه ۹۳۱۳۸۳، دادستان کل کشور از سال ۱۳۹۳ تا سال ۱۳۹۴، دادستان ویژه روحانیت ۱۳۹۱ تاکنون.

اما، از لحاظ سیاسی، مهترین پست او، تولیت آستان قدس رضوی از سال ۱۳۹۴ تا کنون که مستقیما توسط خامنه ای به او واگذار شد.

اهمیت سرپرستی این نهاد از آنجا ناشی می شود که آن فرد می بایست از لحاظ سیاسی نزدیک ترین و مورد اعتمادترین فرد به شخص خامنه ای محسوب شود. جنبه پر اهمیت سیاسی این نهاد در اینست که آستان قدس رضوی یکی از ثروتمندترین نهادهای رژیم و تحت کنترل فرمانده های سپاه پاسداران نظیر افرادی مانند قاسم سلیمانی است. به سخن دیگر حیات نظامی رژیم در ایران و منطقه مستقیما به این نهاد وابسته است. کمک رسانی به حزب الله در لبنان، نیروهای وابسته به رژیم در عراق، کناره باختری و سوریه، توسط این نهاد سازماندهی می گردد. از این رو، «متولی» این نهاد می بایستی یکی از قابل اعتمادترین افراد در هیئت حاکم باشد.

از سوی دیگر، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم که منجر به انتخاب حسن روحانی و تسلیم رژیم در مقابل امپریالیسم شد،نگرانی هیئت حاکم و به ویژه خامنه ای همواره از واکنش سران سپاه (تا سر حد سازماندهی کودتا)، به چرخش به سوی دول غربی و به ویژه دولت آمریکا بوده است. بدیهی است که بیش از سه دهه، تبلیغات علیه «شیطان بزرگ» در میان حزب الله و بسیجی ها یک روزه بنا بر تصمیم سران رژیم،نمی تواند برای این گرایشات قابل هضم باشد. بدین ترتیب، در سال گذشته، حملات لفظی خامنه ای در تجمعات سپاه پاسداران به دولت آمریکا و خط و نشان کشیدن سپاه پاسداران به اسرائل و آزمایش های موشکی و تهدیدات در تنگه هرمز و غیره همه ریشه در برطرف کردن این نگرانی ها داشته است. تنها راه تحت کنترل قرار دادن فرمانده های سپاه پاسداران تقویت مالی و معنوی آنهاست. قدرت نمایی های کاذب تبلیغاتی تنها راه مهار کردن پایه های حزب الله ای رژیم است. از این رو برگزیدن فردی قابل اعتماد و محبوب در میان فرماند های سپاه پاسداران، همانند ابراهیم رئیسی، این چرخش را با هزینه کمتری به پیش خواهد برد.

دوم،

جناح بندی های هیئت حاکم عموما به سه دسته تقسیم شده است

الف) اصول گرایان

ب) اعتدال گرایان

ج) اصلاح طلبان

چنانچه در پیش اختلافات در میان هیئت حاکم بر اساس تناقض بین دولت سرمایه داری و شکل حکومتی آن وجود داشت، اما در دوره انتخابات حسن روحانی این اختلافات از میان برداشته شده و رژیم برای نخستین بار در تاریخ حیاتش به شکل یکپارچه «جام زهر» را نوشید و با امضای «برجام» در مقابل امپریالیسم زانو زد و تسلیم شد.

برای از میان برداشتن اختلافات بین اصول گرایان و اصلاح طلبان، جناح دیگری تحت عنوان اعتدال گریان ظاهر شد. در مرکز آن، حسن روحانی نقش مهمی در وحدت جناح های مختلف هئت حاکم ایفا کرد. در چهار سال گذشته از دوره یازدهم تا دوره دوازدهم ما شاهد این یکپارچگی در میان جناج های عمده بودیم. گرچه مخالفت های از سوی برخی از اصلاح طلبان سابق و اصول گرایان سابق (مانند احمدی نژاد)، کماکان در حاشیه تبادل نظرها و انتقادات به حسن روحانی شنیده می شد و امروز هم ادامه دارد. اما این انتقادات و جدل های درونی تاثیری در روند اصلی نگذاشت. خامنه ای با مانورهای «زیراکانه» این اختلافات خانوادگی را خنثی کرد. از یک سو، نشان دادن چراغ سبز به حسن روحانی (و تیم مذاکره کنندگان با دول امپریالیستی)، و از سوی دیگر، حملات لفظی به دولت آمریکا نشاندهنده این مانورها یا «نرمش قهرمانانه» بوده است.
اما، همواره خطر واکنش های شدید در میان سران سپاه پاسداران وجود داشته است. از اینرو در میان اصول گرایان، توافق شد که ۴ تن از کاندیدهای آنها، به نفع ابراهیم رئیسی کنار روند و کسی را که از نزدیک ترین و قابل اعتماد ترین مهره ها به خامنه ای و همچنین متولی آستان قدس رضوی با داشتن محبوبت در میان سپاه پاسداران، را به جامعه معرفی کنند.

در نتیجه، در سیاست های اصلی رژیم، کوچکترین اختلافی بین ابراهیم رئیسی و حسن روحانی وجود ندارد. هردوی اینها از خدمتکاران و افراد مورد اعتماد «رهبر انقلاب»بوده و هر دو اعتقاد به تداوم «برجام» و حفظ رابطه با امپریالیسم دارند. تنها تفاوت بین این دو در این است که ابراهیم رئیسی کنترل بیشتری بر سپاه پاسداران داشته و از بروز خطر احتمالی یا نا رضایتی ها و شدت عمل های سران و فرمانده های نیروهای نظامی، می تواند به موقع جلوگیری کند. اما، حسن روحانی فاقد این موقعیت است.

از اینرو می توان اذعان کرد در انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری انتخاب بین «بدتر» و «بدتر» است!

انتخاب هر یک از این شخصیت ها تغییر در جامعه ما بوجود نخواهد آورد. اگر حسن روحانی مجددا انتخاب شود (که احتمال آن بیشتر است) همان سیاست های برجام تداوم می یابد همراه با سرکوب و تحمیق کارگران و سایر اقشار تحت ستم جامعه. چنانچه ابراهیم رئیسی در این دور انتخاب نشود، حداقل در مرکز توجه های قرار گرفته در دور سیزدهم ریاست جمهوری شانس انتخابش بیشتر خواهد بود. همچنین، در آینده از او می توانند برای پر کردن خلاء رهبری پس از مرگ خامنه ای استفاده کنند.

سوم،

نقش فعالان پیشروی کارگری، کارگران سوسیالیست و مبارزان ضد سرمایه داری در این انتخابات روشن است: تحریم این انتخابات نمایشی، غیر دمکراتیک و از بالا مدیریت شده.

اما با شرکت فعال در دوران انتخابات برای متقاعد سازی سایر شرکت کنندگانی به تحریم از طریق دخالتگری.

در جامعه به غیر از طرفداران رژیم (که درصد کوچکی را تشکیل داده و در انتخابات شرکت فعال داشته و به یکی از کاندیدها رای می دهند)، دو دسته اجتماعی (اکثریت مردم جامعه) ظاهر می گردند.

از یک سو، شرکت کنندگانی که به زعم خود تصور می کنند با انداختن رای در صندوق ها، بین «بد» و «بدتر» را انتخاب می کنند، تا یکی از این دو کاندید مسایل اجتماعی را کمی بهبود می بخشد. بدیهی است که این روش آزمایش شده کاملا اشتباه هست. زیرا بارها نشان داده شده است که اختلاف کیفی میان جناح های درونی هیئت حاکم وجود ندارد.

از سوی دیگر، کسانی که انتخابات را تحریم می کنند و در خانه ها باقی ماننده و اعتراضات خود را اعلام نمی کنند. تجربه نشان داده است که این روش هم نادرست است. مبارزه برای متقاعد کردن سایر قشرهای اجتماعی و فعالیت در دوران انتخابات و نشان دادن بدیل سیاسی تنها راه تدارک تغییرات بنیادین در جامعه هست.

فعالان گرایش مارکسیست های انقلابی در ایران در کارزار تحریم فعال انتخابات «کمیته اقدام کارگری» شرکت فعال خواهد داشت و از طریق فعالیت های مستمر این انتخابات را تحریم فعال خواهد کرد.

نصب پوستر های تحریم انتخابات در مسیر راه به حوزه های انتخاباتی، توزیع پوستر ها و اطلاعیه ها میان افراد مورد اعتماد. بحث و تبادل نظر در راستای متقاعد کردن مردم به تحریم انتخابات از شمار فعالیت هایی است که توسط ما انجام خواهد گرفت.

در مرکز فعالیت های عملی در روزهای انتخابات شعار مرکزی ما آزادی زندانیان سیاسی است. کمیته اقدام کارگری به شکل نمادین از چند زندانیان سیاسی به مثابه نمایندگان واقعی مردم که امروز در زندان بوده و مقاومت کرده اند، حمایت می کند. ما اعلام می کنیم که تا زمانی که نمایندگان واقعی مردم از طیف های مختلف اجتماعی در زندان های بسر می برند و مورد آزاد و اذیت قرار می گیرند، باید این انتخابات نمایشی را تحریم فعال کرد.

پیش به سوی تحریم فعال انتخابات

زندانیان سیاسی کارگر و تمام زندانیان سیاسی آزاد باید گردند

پیش به سوی ایجاد حزب پیشتاز کارگری

پیش به سوی تدارک سرنگونی نظام سرمایه داری و استقرار حکومت کارگری

گرایش مارکسیست های انقلابی ایران

بیست و دو فروردین ۱۳۹۶

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: