اخبار ایران و جهان

آیا آخر زمان در افق است؟

world_jahan

آیا آخر زمان در افق است؟i

نوشته ی : دکتر پل کریگ رابرتسii

برگردان : سرژ آراکلی

لاابالی گری جهان غرب شگفت آور است. نه تنها عموم مردم آمریکا شستشوی مغزی CNN ، MSNBC، NPR، نیویورک تایمز و

poul_cric_r_k

پل کریگ رابرتس

serg_arakli

سرژ آراکلی

واشنگتن پست را بر خود هموار می کنند، بلکه بسیاری ازمردم اروپا، کانادا، استرالیا و ژاپن هم مسحور ماشین تبلیغات جنگی ی هستند که نام رسانه جمعی بخود نهاده است.

 

رهبران کشورهای غربی که در واقع عروسک هایی هستند در انتهای نخ هایی که در دست سرمایه های خصوصی و فرمانروایان در سایه است، بهمان اندازه لا ابالی و بی قید هستند. ترامپ و همتایانش در امپراتوری آمریکا یا باید به این که دارند روسیه و چین را تحریک به جنگ می کنند نا آگاه باشند و یا بیمار روانی.

در کاخ سفید یک احمق جدید جایگزین احمق قبلی شده است. احمق جدید وزیر امور خارجه اش را برای چه به روسیه فرستاده است؟ که به روسیه اولتیماتوم بدهد؟ یا اتهامات بی پایه بیشتری تحویلشان دهد؟ و یا از دروغ هایش عذر خواهی کند؟

توجه کنید به گستاخی تیلرسون وزیر امور خارجه. وی هفته قبل از سفر به مسکو را صرف گفتن دروغ ها و زدن اتهامات باور نکردنی در مورد این که سوریه با اجازه ی روسیه سلاح شیمیایی بکار برده است، نموده. که توجیه گر جنایت جنگی آمریکا در تهاجم به کشوری است که به آن اعلان جنگ نداده است.

درکمتر از یکصد روز پس از ورود به کاخ سفید، ترامپ همراه با همه ی کابینه ی جنگ طلبش بر اساس قوانین بین المللی به روشنی مقام جنایتکار جنگی را کسب کرده است.

همه ی دنیا این را می داند، اما هیچ کس بزبان نمی آورد. تیلرسون اما مملو از دروغ و تهدید، این اعتماد به نفس را دارد که به مسکو برود و به روس ها بگوید که اسد را به امریکا تسلیم کنند!

ماموریت تیلرسون نشانگر کامل جهان سورئال و غیر واقعی است که آمریکا در آن بسر میبرد. گستاخی تیلرسون را مجسم کنید. اگر شما به اشخاص مهمی بد دهنی نموده و تهدیدشان کنید، آیا بخود اجازه خواهید داد یک هفته بعد برای صرف شام به خانه ی آنها بروید؟ آیا تیلرسون فکر می کند حالا که روسیه بطور وسیعی سوریه را از وجود داعشِ مورد حمایت آمریکا پاکسازی کرده است، سوریه را تحویل واشنگتن خواهد داد؟

آیا او به لاوروف خواهد گفت که او از همه ی دروغ های شرم آوری که در مورد روسیه گفته است، منظوری نداشته بلکه نو محافظه کاران صهیونیست او را وادار به این کار کرده اند؟ که او در واقع کاره ای نیست و فقط ابزاری است در دست امپراتوری آنگلو- صهیونیست؟

آیا او از گفته ی شون سپایسر سخنگوی کاخ سفید که گفته است بشار اسد متحد روسیه خبیث تر از هیتلر است، عذر خواهی خواهد کرد؟ شاید تیلرسون در صدد درخواست پناهندگی و پیوستن به طرف برنده باشد.

پروفسور استفان کوهنiii یکی از معدود امریکایی های روسیه شناسِ باقی مانده، به دو خبرنگار خود فروش CNN و سرهنگ لایتونِ تشنه ی جنگ و تبلیغات چی متخصص در تبلیغات ضد روسیه، گفت روسیه در حال آماده شدن برای جنگ استiv. و این گویا در مخ آنان فرو نرفته است.

رهبران روسیه که بر خلاف دروغگویان غرب، حقایق را بیان می کنند؛ با قاطعیت گفته اند که روسیه برخلاف گذشته اینبار هر گز در خاک و سرزمین خود نخواهد جنگید! از این روشنتر چه می شود گفت؟ و این بدان معنی است که » در صورت تحریک به جنگ، ما شما را در سرزمین خودتان نابود خواهیم کرد.»v

هنگامی که به رئیس جمهور و دولت آمریکا درواشنگتن و دولت های اروپا بویژه احمق های لندن و دولت های کانادا و استرالیا توجه می کنید، از حماقت «رهبران غرب» که برای پایان جهان و بشریت التماس می کنند، در شگفت می مانید. رسانه های خود فروش در کار راندن جهان و حیات به پایان خود هستند. و انبوه عظیمی از مردم غرب با بی قیدیی که مانع درکشان است، در حال حرکت بسوی نابودی قطعی خود هستند.

واشنگتن اما با نخوت و غرق در گستاخی خود درک نمی کند که دروغ ها و اتهامات چون روز روشن درباره ی روسیه و مقاصد و عملکرد شان، روسیه را به این نتیجه رسانده است که واشنگتن در حال آماده سازی افکار عمومی ایلات متحده و بردگان اروپای غربی و شرقی اش و همچنین کانادا، استرالیا و ژاپن برای تهاجم اتمی پیش دستانه علیه روسیه است. نقشه های جنگی منتشر شده علیه چین، آنها را نیز به همین نتیجه رسانده است.

تغییر دکترین جنگ ایلات متحده اگر برای جنگ نیست برای چیست؟ جرج بوش پسر نقش تعادلی سلاح های اتمی را از عملکرد تقابلی به حمله اتمی پیش دستانه تغییر داد. سپس از قرارداد موشک های ضد قاره پیما که توسط ریچارد نیکسون بسته شده بود، خارج شد و اکنون انبوهی از موشک های ایلات متحده بر مرزهای روسیه تنظیم شده اند. ما به روس ها به دروغ می گوئیم که این موشک ها جهت جلوگیری از حمله اتمی ایران علیه اروپا است. این دروغ آشکار از طرف دست نشاندگان اروپایی باوجود آگاهی و حقیقت غیر قابل تردید در این که ایران نه سلاح اتمی دارد و نه موشک قاره پیما؛ پذیرفته شده است. روس ها اما این را نمی پذیرند و می دانند که این نیزدروغ دیگری است از سوی واشنگتن.

هنگامی که رهبران روسیه این دروغ های وقیح، آشکار و غیر قابل تردید را می شنوند، به این نتیجه می رسند که واشنگتن در صدد تهاجم اتمی پیش دستانه به روسیه است. و چین هم بهمین نتیجه رسیده است.

بنابراین وضعیت از این قرار است. دو کشور با نیروی اتمی عظیم، خود را در برابر تهاجم اتمی حاکمان احمق و دیوانه ی غرب می بینند که بی تردید به کشورشان حمله ی اتمی خواهند کرد. روسیه و چین چه می کنند؟ آیا می نشینند و طلب رحم و شفقت می کنند؟

خیر. آنها در حال آماده شدن برای نابودی غرب شریر، مجموعه ای از دروغگویان و جنایتکارانی هستند که تاریخ جهان نظیر شان را هرگز تجربه نکرده است.

این ایلات متحده جوک فرسوده ی «قدرت مطلق» است که بعد از شانزده سال هنوز قادر به شکست چند هزار جنگجوی طالبان مسلح به سلاح سبک در افغانستان نشده است؛ نیاز به طلب رحم و شفقت دارد.

سخنان احمقانه وغیرمسئولانه از جنگ در دولت ایلات متحده و رسانه های خود فروش و همچنین میان رعیت های واشنگتن و ناتو باید بلافاصله قطع شود. حیات در مرز نابودی است.

پوتین شکیبایی حیرت آوری در رویارویی با تحریکات و دروغ های واشنگتن از خود نشان داده است، او اما نمی تواند روسیه را به خاطر واشنگتنی که هیچ کس ، نه مردم آمریکا، نه مردم روسیه و نه هیچ کس دیگری، نمی تواند به آن اعتماد کند به خطر بیندازد. جهان و بشریت در مرز آخر زمان است ، هشدارید !!!

با سوار شدن در قطار تبلیغات حاکمان در سایه ی غرب، همه مدعیان ترقی و آزادی و چپ و غیره، همکاران آگاه و ناآگاه جانیان بین المللی هستند.

ihttp://www.informationclearinghouse.info/46852.htm

ii – Pail Craig Roberts Dr. http://www.paulcraigroberts.org/

iii – Stephen Cohen, Professor emeritus of Russian studies at Princeton University and New York University

ivhttp://www.informationclearinghouse.info/46838.htm

v – چندی پیش نیز ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در مصاحبه ای گفت » من از لنینگراد درسی آموخته ام که اگر جنگ اجتناب ناپذیر شد باید در زدن ضربه نخست پیش دستی کرد» (م)

10 Comments on آیا آخر زمان در افق است؟

  1. آقای احمدیان
    اجازه دهید به مطالب شما هم در همان نوشته ای که قرار است بنویسم در حد توانم بپردازم

    دوست داشتن

  2. کامنت نویس آقای مجید نگاشته است:
    *«او با قاطعیت می گوید: «واقعا «واقع بینانه و خردگرایانه » می داند. چرا که نه.»*
    اتفاقاً حق با «او»‌ میباشد، که شما نظرش را رَد کرده اید. ولی چرا:

    هر فردی اگر حقش ضایع شود دارای دوگونه تصمیم گیری میباشد. تصمیم اول این ضایع شدن را فراموش کند و مکان دیگری برای خود جستجو! (فرار از مشکلات).
    تصمیم دوم مربوط به اجتماع میباشد که از این ضایع شدن حقِ او، جامعه هم صدمه میبیند و ضایع کننده را جری! آنوقت شما نمیتوانید خود را آزاد از این مسولیت بدانید. (هرچند شماهم از همان نوع راکت داران باشید)
    کشتن انسان‌ها و راکت پرانی، بمباران… همگی از نظر هر انسان فهیم و آگاه، مردود است ولی اگر شما در قافله ای باشید که میتوانید با انداختن راکتی جان بقیه را از دزدان سرگردنه نجات بخشید، تا کاروان زمانی ودر مکانی دیگر خود قادر بدفاع از خود گردد، اگر نکنید بسیار کار ناشایسته ای کرده اید، حتی در جرم دزدان قافله شریکید.
    اکنون هم ما برسر همان دوراهی هستیم. آیا باید نشان داد که ترس از راکت اثراتش برای جامعه سهمناک تر از خود راکت است یا نه؟ آیا اگر جرج بوش در عراق همان بلایی بسرش می‌آمد که ترامپ در کره شمالی آیا آنوقت میتوانست مساله ایران، فلسطین وسوریه… بخصوص خود عراق چنین باشد(حتی فرانسه آلمان…)؟
    کره شمالی با آزمایش خود که باید بخاطر آن بمباران اتمی میگردید و نگردید!! (با دادن زحمت بخود برای انتقال ۷۰۰۰۰۰نفر از پایتخت همانند زمان استالین) به روسیه کنونی و چین و همه مردم گیتی روحیه و توان مندی داده و زمان جهت آمادگی و مقابله با این تهدیدها.
    بردگی بشریت در آینده همانند زمان استالین توسط فاشیستها زیر پُرسش رفته است.
    اگر امپریالیسم آمریکا، روسیه و چین را هم ببلعد؛ می‌رود که همه کشورها،‌ همچنین ۹۰٪ های آمریکایی سالیان درازی در این بردگی بمانند.
    سید احمدیان

    دوست داشتن

  3. در پاسخ به سوال من که آیا کامنت گذار با گزاره ی «اول تو بزن» موافق است و آن را واقعا «واقع بینانه و خردگرایانه » می داند یا نه؟ او با قاطعیت می گوید: «واقعا «واقع بینانه و خردگرایانه » می داند. چرا که نه.» و من البته آن را نه تنها «واقعا «واقع بینانه و خردگرایانه » نمی دانم، بلکه آن را دال بر سلطه ی روزافزون توحش بر جامعه ی بشری امروزین می دانم. با این حال، به علت محدودیت کامنت، توضیح آن را به نوشته ای جداگانه محول می کنم. اما در باب انگیزه ای که در پس این قاطعیت نهفته است، همین قدر بگویم که آن از سخیت همان قاطعیتی است که جنگ طلبان و هواداران بوش پسردر سر دادن شعار «خودت به تنهایی حمله کن» Do it yourself برخوردار بودند. این هواداران در جریان حمله ی ایالات متحد به عراق، وقتی که ایالات متحد نتوانست، برخلاف سکوت روسیه و چین، توافق آلمان و به خصوص فرانسه را بدست آورد، با قاطعیت به تایید دستگاه جنگی ایالات متحد که قصد «جنگی پیش گیرانه» داشت بلند شدند، و چرا که نه!

    دوست داشتن

  4. در حاشیه تعیین رئیس جمهور جدید امپراطوری ایالات متحده آمریکا
    https://mejalehhafteh.com/2016/11/09/
    ا. م. شیری
    ١۹ آبان ١۳۹۵- ۹ نوامبر ۲٠۱۶
    در پی اعلام نتایج «انتخابات» آمریکا و انتصاب دونالد ترامپ بعنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور امپراطوری، قبل از هر چیز یک آفرین بلند به خودم گفتم. زیرا که بر خلاف تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های اغلب کارشناسان و تحلیلگران در خصوص «پیروزی» هیلاری کلینتون در انتخابات پیش رو، من نظر کاملا دیگری داشتم، بدون اینکه ضرورتی برای بیان آن ببینم.
    من همیشه بر این باور بوده و هستم، که نه هیاهو و جنجالهای تبلیغاتی پیش از انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری در آمریکا ارزش و اهمیت وقت گذاشتن دارد و نه وعده‌های سرخرمن آنها. و درک می‌کنم که همه این جار و جنجال‌ها، اظهارنظرات، پیش‌بینی‌های «پیامبرگونه» یا آمار مؤسسات نظرسنجی و رسانه‌ها که حتا به سگ و گربه و میمون و سایر جانداران هم متوسل می‌شوند، جنبه سرگرمی و مشغولیت بمنظور انحراف اذهان عمومی از قاعده مرسوم بازی در آمریکا و فضاسازی به نفع این یا آن نامزد دارد. زیرا، یقین دارم امپراطوری آمریکا در شرایط کنونی جهان از امکانات تغییر قواعد بازیهای سیاسی خود محروم است.
    قاعده بازی در آمریکا به این ترتیب تنظیم شده که حاکمیت این امپراطوری بصورت دوره‌ایی بین دو سلسله مافیایی موسوم به «جمهوری‌خواهان» و «دموکراتها» که نه جمهوری‌خواه هستند و نه دموکرات و یکی از دیگری خبیث‌تر، بطور مساوی تقسیم شده و دوره آتی، نوبت صدارت سلسله جمهوری‌خواهان است و انتخاب دونالد ترامپ واقعیت این قاعده محیلانه را بار دیگر ثابت کرد.
    تنها با این درک و شناخت دقیق از قواعد بازی بود که من درطول دوره کارزار آنتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا نه اظهار نظری کردم و نه اهمیتی به آن قائل بودم. البته، بجز یک مورد. آن هم در کلاس درس هفتگی در حضور دو نفر از استادان که نظرم را به شرح فوق‌الذکر اعلام نمودم.
    بدون اینکه بخواهیم به کنکاش در اعماق تاریخ نحس و سراسر جرم و جنایت آمریکا بپردازیم، کافیست گوشه چشمی به همین انتخاب اوباما در نزدیک‌ترین تاریخ و وعده‌های انتخاباتی او که هنوز از یادها نرفته، بیاندازیم.
    می‌دانیم که باراک اوباما با شعار «تغییر» و«ما می‌توانیم» وارد صحنه کارزار انتخاباتی گردید. اما سیاستها و اقدامات او در مدت هشت سال اقامت در کاخ سفید نشان داد که رؤسای جمهور آمریکا افرادی جز گماشتگان دست‌های پنهان مافیای تراست‌ها، انحصارات و کمپانی‌های مالی متشکل از جنایتکارن بین‌المللی نیستند. فراموش نکرده‌ایم که باراک حسین اوباما، در همان ابتدا، از جمله، تعطیل کردن باصطلاح زندان گوانتانامو را وعده کرد. این در حالیست که نه تنها پایگاه تربیت آدمخواری سازمان سیا در گوانتامو در ماه‌های پایانی دوره ریاست جمهور او هنوز هم فعال است، حتا شاهدیم که تغییرات موعودی او از همان ابتدای کارش، خصلت و ماهیت هر چه خشن‌تر وحشیانه‌تر بخود گرفت.
    حداقل فهرست سیاست «تغییر» و«ما می‌توانیم» باراک اوباما بشرح است:
    ــ تشدید و تزاید پرواز پهبادها و کشتار هر چه بیشتر انسانها در یمن، سومالی، افغانستان، پاکستان و…؛
    ــ تداوم و تحکیم اشغال افغانستان و شدت بخشیدن به جنگ با مردم ستمدیده این کشور؛
    ــ نابود کردن کشور پیشرفته لیبی؛
    ــ انجام کودتاهای متعدد نظامی و «انقلابات رنگی» در آمریکای جنوبی و آفریقا، از جمله در ساحل عاج، هندوراس، اوکراین، برزیل؛
    ــ به آشوب و هرج و مرج دچار نمودن ونزوئلا، مالی، نیجریه و…؛
    ــ افزایش ناگهانی شمار گروههای فاشیستی و تروریستی بنیادگرا؛
    ــ شروع و ادامه جنگ استعماری بشدت ویرانگرانه برعلیه سوریه و یمن؛
    ــ ادامه گسترده اشغال و کشتار و ویرانی‌ها در عراق؛
    ــ راه‌اندازی وسیع‌ترین موج مهاجرت بعد از جنگ جهانی دوم، تنها بخش کوچکی از پرونده «تغییر» و «ما می‌توانیم» باراک اوباما، رئیس جمهور «منتخب» مردم آمریکا را تشکیل میدهد.
    گذشته از اینها، برخی صاحب‌نظران اهمیت کارزار انتخاباتی تهوع‌آور ریاست جمهوری اخیر آمریکا را در این دانستند که گویا هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ سیما و ماهیت واقعی امپراطوری آمریکا را برملا کردند. شاید این بخش ناچیزی از واقعیت باشد. اما، تصور نمی‌کنم افشاگری‌های آنها بتواند نه فقط با افشگریهای همه جانبه کارشناسان و تحلیلگران ضد سرمایه‌داری- ضد امپریالیستی برابری کند، حتا، بتواند به آن نزدیک شود. با این وصف، این شکل مبارزه انتخاباتی دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا با توجه به سرشت ذاتی و ماهیت ضد انسانی امپریالیسم، نمی تواند دارای اهمیت درخور توجهی باشد.
    نابودی امپریالیسم ضرورت فوری جهان است نه تغییر مقامات آن!

    دوست داشتن

    • کامنت گذار محترم بالا
      پاسخ کامنت نویس زیر از شما آنست که:
      یا- آری راکت اول را شلیک کردن برای جلوگیری ازنابودی خود«واقع بینانه و خردگرا» و صحیح است!
      یا- نه نباید انسانهای نامودبی بود و گذاشت سوریه را هم مانند اوکراین، گرجستان قزاقستان، افغانستان را هم مانند همیشه… راکت باران وبزرگترین بمب خود را در آنجا آزمایش کنند… نتنها ببلعند بلکه آنرا هضم کنند. عراق، ایران، سوریه، لبنان، فلسطین … وکره شمالی- این کوچکمقداران را چه به راکت و بمب اتمی داشتن آنها باید بنوکری بزرگ قدرت داران … قناعت کنند. همین برایشان کافی است که تاج و عمامه خود را حفظ کنند! ما برایشان با جمهوریخواهان و دمکراتها پای میزمذاکره مزاکره میکنیم. همانکاریکه در ویتنام کردیم.
      سید احمدیان

      دوست داشتن

    • آقا مجید جسارت آن را هم دارد که تسلیم طلبی و گردن نهادن به زیر یوغ تهدید و ارعاب را تئوریزه بکند. عجب! هیهات از این جنس انقلابیون، هیهات!

      دوست داشتن

  5. صورت بندی متن کامنت گذار به گونه ای ست که از آن نمی شود فهمید که بالاخره کامنت گذار با گزاره ی «اول تو بزن» موافق است و آن را واقعا «واقع بینانه و خردگرایانه » می داند یا نه.

    دوست داشتن

  6. ولادیمیر پوتین: لنینگراد به ما آموخته است هر گاه دیدی دعوا اجتناب ناپذیر است، اول تو بزن!
    ممنون از نویسنده، مترجم و مجله هفته بخاطر این مطلب و همه مطالب واقع بینانه، خردگرایانه!

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  7. پل کریگ رابرتس نه کمونیست است و نه مارکسیست و نه شناختی از تحلیل ماتریالیسم تاریخی دارد. او فقط با مغز خود می اندیشد. اولین جمله ی نخستین پاراگرف مقاله اش این چنین آغاز می شود: «رهبران کشورهای غربی که در واقع عروسک هایی هستند در انتهای نخ هایی که در دست سرمایه های خصوصی و فرمانروایان در سایه است…». حال او را مقایسه کنید با برخی از فعالین و حتا نظریه پردازان پیش کسوت چپ که در شامورتی بازی های انتخاباتی اخیر ایالات متحد، به سیاق انتخاب بین بد و بدتر، و به تاسی از ترجیح سیاست خارجی روسیه، در برنده شدن ترامپ ابراز شادمانی می کردند، بدون این که حتا یک لحظه به این واقعیت ماتریالیسم تاریخی باور داشته باشند که این اقتصاد است که سیاست را تعیین می کند، و از آن جا به همان نتیجه ای برسند که پل کریگ رابرتس با عقل سلیم به آن رسیده است؛ یعنی: «رهبران کشورهای غربی که در واقع عروسک هایی هستند در انتهای نخ هایی که در دست سرمایه های خصوصی و فرمانروایان در سایه است»، و این رهبران آن سیاستی را دنبال خواهند کرد که «سرمایه های خصوصی» الزام آور می کنند.

    دوست داشتن

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: