اخبار ایران و جهان

۱۶ آوریل روزی که ترکیه را دگرگون میکند

erdogan_20171

اسماعیل اوکای از آنکارا

ترجمه و تخلیص الف.میم

ترکیه: وضعیت وخیمتر میشود

ترکیه ۲ سال  سرکوب، خفقان و تروریسم و بی نظمی تجربه میکند. روزنامه ها، رسانه ها، انتشارات و اتحادیه ها یکی پس از دیگری مصادره و تعطیل میشوند، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاههاو کارمندان دولت از کار برکنار شده ویا دستگیر و روانه زندانها شده اند، اعتصابات ممنوع اعلام شده اند.بر اندام تمامی جامعه ترس و وحشت حاکم است، همه در انتظاراند وهیچ کس نمی داند نوبتش دستگیریش کی میرسد. «ترکیه اردوغان» به سرزمینی تیره و تاریک و پر تنش و وحشت انگیز تبدیل شده است.

پس از برگزاری رفراندم قانون اساسی در یکشنبه ۱۶ آوریل بحران سیاسی ترکیه وارد مرحله جدیدی خواهد شد. زمینه برگزاری چنین رفراندومی از یک سو بحران بزرگ اقتصادی و مالی است که مردم و بویژه میلیونها نفر از کارگران و حقوق بگیران آنرا در زندگی روزمره خود احساس میکنند و سوی دیگر سیاست توسعه طلبانه  و جنگ افروزی  رژیم ترکیه در جنگ سوریه و علیه کردهاست که هر روز کشور را در مرداب جنگ بیشتر فرو میبرد.

رژیم اردوغان بطور غیر منتظره ای پس از واقعه اعتراضات پارک گزی در سال ۲۰۱۳ نفوذ و محبوبیت خود را در میان توده مردم از دست داد و فقط با تکیه به ناسیونالیسم، سرکوب و تحدید حقوق دمکراتیک و دیگر حقه های سیاسی توانست خود را در قدرت حفظ کند. فراخواندن وضعیت فوق العاده پس از کودتای ۲۰۱۶ عملا  وسیله ای برای به پیش بردن اهداف و نقشه های اردوغان بوده است.

حزب عدالت و توسعه نفوذ و پایه خود در مناطق کرد نشین را هم بدلیل سیاستهای ناسیونالیستی و سرکوبگرانه اش از دست داده است. سیاستهائی که منجر بک کشتار کردها در این مناطق شد.

اما اردوغان از این امتیاز بزرگ برخوردار است که تمامی امکانات و ابزارهای دولتی را در اختیار خود و حزبش داشته واز آنها در جهت رسیدن به اهدافش استفاده میکند. به این امکانات باید سیاست «همه بر علیه ما» هستند را هم افزود که فضای پارانویا را در کشور ایجاد کرده است.دولت اردوغان با ایجاد درگیری های هدفمند با کشورهای اروپائی مانند هلند و آلمان بدنبال ایفای نقش «قربانی» بود، با اضافه کردن چاشنی ناسیونالیسم به نقش «قربانی» اردوغان انتظار جلب هرچه بیشتر آرا مردم را دارد، لحن بسیار تند اردوغان در چند هفته اخیر علیه اروپا هم در همین  رابطه کاملا ساختگی و تاکتیکی است.

تمایل اردوغان به تمرکز قدرت

سرهم بندی بسته رفراندوم و به رای گذاشتن آن در ۱۶ آوریل، تنها وسیله ممکن است که آنها بتوانند قدرت را در دستان خود حفظ کنندچراکه از طریق دمکراتیک چنین کاری غیر قابل تصور است. برای برقراری یک سیستم دیکتاتوری کامل لازم است قانون اساسی کشور در ۱۸ مورد تغییر کند.

در صورت تغییر قانون اساسی قوه مجریه، قضایی و قانونگذاری کشور در اختیار یکنفر قرار میگیرد. به زبانی دیگر: رئیس جمهوربه تنهائی دولت، قاضی، دادستان و همچنین مجلس قانونگزاری خواهد بود. اگر رئیس جمهور  مایل باشد میتواند مجلس را با فرمانی منحل کند، امتیازی که با آن میتواند نمایندگان را همیشه زیر فشار و تهدید قرار دهد.از طرف دیگر پارلمان نقش خود را عملا از دست میدهد، وزرا و معاونان آنان میتوانند بدون تائید مجلس انتخاب شوند.در این رابطه مثلا رئیس جمهور میتواند ـ مانند رئیس جمهور آذربایجان الهام علی اف که همسر خود را به عنوان معاون خود برگزید ـ اردوغان هم همسر، دختر، پسر خود و یا هر کس دیگری را به عنوان معاون و یا وزیر انتصاب کند.

شخص رئیس جمهور، معاونش یا وزرا فقط زمانی میتوانند در برابر یک محکمه قانون محاکمه شوند که ۴۰۰ نفر از ۶۰۰ نفر نمایندگان مجلس با این طرح موافقت کنند، و اگر هم این معجزه به فرض محال واقعا اتفاق افتاد، هیچ قاضی که از سوی ریاست جمهور منتصب شده است حاضر به محاکمه او نخواهد بود.

بحران سیاسی عمیق

این تحولات نشاندهنده یک بحران سیاسی عمیق در ترکیه است، بحرانی که سالهاست بر این کشور تسلط دارد. بعد از شکست انتخاباتی اردوغان در ژوئن ۲۰۱۵ هیچ حزب سیاسی در ترکیه در شرایطی نبود که دولت را تشکیل دهد، به همین دلیل هم حزب عدالت و توسعه اردوغان توانست ۶ ماه بعد دوباره اکثریت مجلس را به خود اختصاص دهد. اما بحران سیاسی سر جایش باقی ماند.

تلاش برای کودتا در سال ۲۰۱۶ در و دروازه را برای اردوغان و حزبش گشود تا با امکانات جدیدی قدرت را در ستانشان متمرکز و محکم کنندو کنترل خود را به تمام ماشین دولتی تحمیل کنند.به همین دلایل اردوغان با تمام توان تلاش خواهد کرد که اجازه ندهد مخالفان تغییر قانون اساسی و یا هواداران «خیر» به تغییر در رفراندم آتی پیروز شوند.

اما: پیروزی اردوغان و دار ودسته اش قطعی نیست، بعکس با تمام تهدید ها، سرکوبهاو دستگیری ها احتمال شکلگیری اکثریتی برای مخالفان با تغییر قانون اساسی همچنان ممکن است.

بهرحال، نتیجه رفراندوم هر چه که باشد، برگزاری انتخابات جدید بسیار محتمل است. پیروزی جنبش «خیر» ضربه کاری برای رژیم خواهد بود و میتواند به اپوزیسیون این شهامت و جرات را بازگرداند که دولت را مجبور به برگزاری انتخابات آزاد کند.

در صورت پیروزی اردوغان، دولت مجبور خواهد بود هرچه سریعتر دست به  برگزاری انتخابات بزندتا رئیس جمهور جدید از امتیازات تغییر قانون اساسی برخوردار شود، چراکه تغییر قانون اساسی تنها با یک انتخابات جدید معتبر و اجرائی میشود.

مستقل از برگزاری رفراندوم و نتیجه آن، هر روز بیشتر برای توده مردم ماهیت فاسد این رژیم روشن خواهد شد.

اینکه کی و چگونه این رژیم سقوط خواهد کرد کمتر اهمیت دارد، مهمتر این است که آیا یک جنبش مردمی چپ شکل خواهد گرفت تابه عنوان یک آلترناتیو سوسیالیستی علیه این رژیم وارد کارزار شود .

telegram_majaleh

1 Comment on ۱۶ آوریل روزی که ترکیه را دگرگون میکند

  1. علت فربه شدن ترکیه در مجموع زیر سایه حزب عدالت و توسعهِ اسلام نوع علی شریعتی، مدرن با تسلط بر زنان همچون ۱۴۰۰ سال پیش، با قوانین مدرن تر اسلامی-اروپایی «برخلاف ایران» جهت عضویت در اتحادیه اروپا؛ طبقه حاکمه ایران را کور این اسلامی بودن نمود و ثروت‌های روزمینی و زیرزمینی ایرانیان را به ترکیه هدیه کردن بوده است. نطق اردوغان(یا معاون؟) وی با اعراف: «در این دورانِ نبودِ ارز -۱۲ تریلی دلار و طلا که بنجات ترکیه آمده است در زمان احمدی نژاد بالا کشیدند»، اعتراف بدان بوده است.
    روزگاری رفیقی عقب‌مانده در ارگانی که مورد توجه ایرانیان و احزاب برادرش همچنین ترکیه بود نوشت: «ترکیه در اثرمعجزه اقتصادی یک شبه راهی صدساله رفته است(شاهد بمفهوم)!! و توانست افکار کمونیست های مبارز ایرانی و ترکی را فرسنگها بعقب براند و توجه را از کارگران و انقلاب کارگری دور!

    این ثروت عظیم که به انباشت سرمایه مکیده شده از کارگران ترک افزوده گردید و بصورت طعمه‌ای بر قلاب؛
    ماهی‌های اروپایی«سیاست اقتصادی اروپا» را بگاز گیری آن حشری کرد و سبب شد که ترکیه از حیات خلوت آمریکا و اروپا بیرون آمده و به عنصر مهم نظامی برای اروپا تبدیل گردد. که خاطره سه هزار سرباز ترک که به جنگ کره شمالی فرستاده شدند با بهای کمی در ماه که همگی گوشت دم توپ آمریکا گردیدند هنوز در دهان آمریکایی ها و اروپایی زنده بود، این اقتصاد را همراه با موقعیت سوق الجوشی که داشت و روسیه و چین هم برایش سرودست میشکاندند را ممکن گردانید.

    این موقعیت اقتصادی بود که توانست از این حزب نیرویی مردمی بسازد و بتواند اکثریتی عمل کننده بدست آورد. ترکیه همیشه دست راست آمریکابوده و بخاطر ناسیونالیسم کور و عظمت طلبی باقی از زمان امپراطوری عثمانی، ترکیه را به مستعمره آمریکا تبدیل کرده که هنوز هم خط اصلی را سازمان سیا به اردوغان میدهد. این انتخابات هم دردی را دوانمیکند.

    مگر در سالهای انقلاب و در حین جنگ ۸ ساله ایران، حکومت در ایران شکل دیگری داشته است؟
    فقط با یک تفاوت:
    آنهم نفرت عمیق ایرانیان از استعمار فرتوت و فرزند خلفش آمریکا بوده است که با عمل انقلابی و تبلیغات حزب کارگر خود یعنی حزب توده سالهای ۲۰ و سی توانسته بود چنین نفرتی روبنایی با قدرت عظیم مادی با خواست آزاد کردن زیربنایی، از مستعمرگی مجدد ایران همچون تحت تسلط آمریکا قرار گرفتن امروزی ترکیه جلوگیری کرده است و طبقه حاکمه ایران هم آنرا نیروی محرکه وجود و برپا ماندن خود دانسته است وبدان عمل میکند.

    بر خلاف ایران، ترکیه امپراطوری «مرکز جهان»ی خود را بر ناسیونالیسم و عدم دفاع از ایده‌آل‌های انسان گرایِ دفاع از فلسطین و دشمنان فعال مایشاء اسراییل دست درازشده امپریالیسم ام. آمریکا در منطقه و کلابلاتوری (همکاری محکم در باطن و دشمنی در ظاهر) با امپریالیسم ام. آمریکا اتکاء داده و پایه ریزی کرده است.
    مگر میتوان بیشتر از این چه پیشا و چه پسا همه‌پرسی و مطلق شدن بیشتر در هیئت حاکمه ترکیه عملیات خود خواهانه و دیکتاتورمآبانه نماید. اتفاقاً خسارات وارده از طرف ترکیه تا چندی پیش در منطقه و بالاخص در سوریه بیشتراز دوران کنونی و سپس امپراطوری حزب «عدالت و توسعه» بوده است.

    آمریکا مشکل تجهیز قاتلان «سگ مسلمانانِ «الله اگبار فریاد زن»(ابراهیم شیری که آرزوی بهبود سریعشان را از درگاه پرستارانش دارم)»، ندارد و حتی از اروپا میتواند داوطلبان زیادی بدون خرج زیاد، به سوریه گسیل دارد. «جواد» های اروپایی(همانند مجاهدین ضد خلق ایران، با نامی کمونیستی «حزب کمونیست کارگری نوع منصورحکمتی») برای چنین فداکاری هایی تحت نام بعضی از کُرد های مترقی برای اینکار سرودست میشکنند.

    وضعیت پسا همه‌پرسی در ترکیه تغییر چندانی نداده و فقط میتواند نزول اردوغان و خلائی عمیق در جو سیاسی ترکیه تولید کند زیرا حزب کمونیستی ترکی که قادر به برداشت از این خلاء باشد (عزم جزمی در برنامه عملیِ خود برا تصرف قدرت همچون انقلاب اکتبری ها داشته باشد) من اکنون در ترکیه سراغ ندارم. فقط دوران میتواند دوران عجویت های چپ تر شده باشد. که باید گفت ننگ بر چنین چپ هایی که همه جا نم کرده و دم کرده سرمایداران جهت بقدرت رسانیدن آنان همچون در یونان درارند.

    سپیده
    ۲۴فروردین۹۶

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: