اخبار ایران و جهان

درگیریهای نظامی و سیاسی اخیرسوریه به کجا انجامید ؟

usa_syria_sw

سوریه ، روسیه وآمریکا

درگیریهای نظامی و سیاسی اخیرسوریه به کجا انجامید ؟

نوشته : احمد مزارعی ، 24 فروردین 1396

جنگ شش ساله آمریکا بر علیه دولت ملی سوریه به قصد منهدم ساختن واشغال آن با شرکت بیش از 60 کشور و استفاده از هزاران تروریست ، مدرن ترین ومخرب ترین سلاحها وصدها ملیارد دلار مجانی عربستان وهمچنین به کار گرفتن قدرتمندترین وگسترده تین رسانه های جمعی وامکانات ارتباطی بین المللی با بن بستی رسوا کننده وهجو آمیز برای ترامپ ودستگاه اداری وی روبرو شده است.

تزلزل ، سرخوردگی واحساس در تنگنا بودن ، کلماتی است که میتوان در وصف عملکرد آمریکا در تجاوزش به سوریه در اینمورد بکار برد. پس از دو عمل وقیحانه وتجاوز کارانه بمباران رسوای شیمیا ئی ، نه یک موضعگیری ثابت،ونه برنامه ای برای آینده در مقابل آمریکا وجود ندارد، آمریکا فکر میکرد که با این دو تجاوز خود میتواند موقعیت سیاسی روسیه وهمپیمانانش را در سوریه  متزلزل سازد، آمریکا همچنین موفق نشد معادله تازه ای را به نفع گروههای تروریستی گوناگون خود در جبهه های جنگ سوریه بر قرار کند، شاهد بودیم که قبل از دو تجاوز شیمیائی ونظامی اخیر ، اسرائیلیها نیز به حملاتی بر علیه ارتش سوریه در منطقه ادلب دست زدند که همه اینها نه تنها ارتش سوریه را از پیشروی متوقف نکرده ، بلکه پایگاه نظامی شعیرات که با موشکهای کروز مورد حمله قرار گرفت ، هشت ساعت بعد از بمباران مجددا کار خودرا از سر گرفت ، لازم به یاد آوری است که این پایگاه نقش مهمی بر علیه تروریستها در منطقه ادلب دارد.

ریک تیلرسن وزیر خارجه آمریکا ، دست از پا درازتر به آمریکا بازگشت

همزمان با ورود وزیر خارجه آمریکا به روسیه به قصد ملاقات با پوتین، سخنگوی کاخ کرملین اطلاع داد که برنامه ای برای ملاقات وی با پوتین در دستور کار نیست ، در حقیقت کاخ کرملین آگاهانه وبه علت سیاستهای خطاکارانه آمریکا ملاقات را لغو نمود، اما لاوروف وزیر خارجه روسیه از ریک تلرسن ، وزیر خارجه آمریکا ملا قاتی سرد به عمل آورد.

واشنگتن که موقیت سیاسی خودرا در سوریه ناموفق میدید کوشید تا در مورد سیاستها وعملکرد روزهای گذشته خود به توضیح ورفع رجوع بپردازد.

قبل از ملاقات دووزیر ، کاخ سفید به صدور بیانات وتوضیحاتی دست زد که درست برعکس موضعگیریهای سابق خود بر علیه موسکو بود. اینبار آمریکائیها در بیانیه میگفتند که تحقیقات نشان میدهد که روسیه دخالتی در بمباران شیمیائی منطقه خان شیخون سوریه نداشته واین در ست بر عکس اتهامات سابق انها  بر علیه موسکو بود. در اولین جلسه ای که میان دو وزیر روسی وآمریکائی برگزار شد، لاوروف از تیلرسن خواست تا دلایل خودرا برای دخالت روسیه در بمباران شیمیائی منطقه خان شیخون سوریه ارائه دهد ، بنا به نوشته روزنامه نگاران روسی ، «لاوروف قبل از شروع مذاکره از تیلرسن میخواهد تا دلایل خودرا بیان کند تا هردوی آنها بدانند که چگونه مذاکرات را پیش ببرند».

در همین رابطه بیانیه دیگری از کاخ سفید با این محتوی انتشار یافت که در آن تاکیدا گفته میشد ، که واشنگتن مایل است هماهنگی خودرا با موسکو پیش ببرد وبازدید اخیر تلرسن خود دلیلی بر این امر است، در بیانیه های دیگری از طرف کاخ سفید  گفته میشد که اولویت های آمریکا تغییر نکرده وهمچنان میکوشد تا ائتلافی بین المللی برای مبارزه با داعش به وجود آورد.

پریشان گوئی وزیر دفاع آ مریکا جیمس ماتیس در مقابل خبر نگاران ، هنگامی که از وزیر دفاع آمریکا در مورد نتا یج بمباران پایگاه نظانی شعیرات سئوال شد ، وزیر دچار سر در گمی وتزلزل گردید، پاسخ وی چنین بود : » بمباران بیست هواپیمارا منهدم نمود ، سپس گفته خودرا اعدیل کرده وگفت بمباران بیست در صد توانائیهای ارتش سوریه را ازمیان برده است، مجددا حرف خودراتعدیل کرده واظهارداشت ، مطمئن نیستم ، سپس گفت گمان میکنم بیست هواپیما آسیب دیده است وبه مصاحبه مطبوعاتی پایان داد ودر حقیقت فرار کرد.

ولادیمیر پوتین قبل از دیدارش با وزیر خارجه آمریکا ، پیشدستی کرده وبا وارد آوردن اتهاماتی به آمریکا از قبیل اینکه آمریکا در نظر دارد مناطق مختلف دیگری را درسوریه بمباران شیمیائی کند ، واینکه اکنون فضائی همچون سال 2003 ، که آمریکا جنگ تجاوزکارانه خودرا بر علیه عراق آغاز کرد،وجود دارد. پوتین تاکید کرد که وی از سوریه دفاع خواهد کرد.درموسکو همچنین بیانیه هائی صادر شد مبنی بر اینکه این کشورهماهنگی خودرا با آمریکا متوقف و هواپیهای توریستی به ترکیه را نیزمتوقف خواهد ساخت واز این پس دلیلی نمی بیند که ارتباط خودرا با اردوخان ادامه دهد.

همزمان در موسکو بیانیه هائی انتشار یافت که در آن گفته میشد وزرای خارجه روسیه ، ایران وسوریه ، روز جمعه در موسکو ملاقات خواهند داشت ووزرای دفاع سه کشور نیز با هم در امورات جنگی سوریه هماهنگی خواهند داشت.

جبهه های جنگ سوریه :

بنا به گزارشات منتشره در مطبوعات نزدیک به محور مقاومت ، ازجمله اتحادیه نویسندگان اردنی ،ارتش ملی سوریه پیروزیهای تازه ای در روزهای اخیردر مناطق روستائی حماه ، حلب ودمشق بد ست آورده وتوانسته است بر تعدادی روستا وشهرک که در دست داعش وجبهه نصره بوده است تسلط پیدا کند ، مهمترین این اماکن عبارتند از : خربه عندان ، در جبهه حومه حلب ، معردس در جبهه حومه حماه ، به اضافه منهدم کردن مقر فرماندهی جبهه نصره وداعش در درعا ، قابون ودیر الزور.

در عرصه دپلوماتیک

شرایط خطرناکی وانفجار آمیزی که در روزهای گذشته میان روسیه وآمریکا به وجود آمده بود در نتیجه هشیاری و تجربیات دپلوماتهای روسیه ، جای خودرا به توافق بر مدیریت کردن بحران جنگی در سوریه را داد.

در موسکو مذاکرات دوجانبه لاوروف – تلرسن ، منجر به آن گردید که پوتین بپذیرد با ریک تلرسن ملاقات کند با این شرط که ترامپ متعهد شود که حمله نظامی اخیر به سوریه آخرین عمل یکجانبه علیه سوریه باشد، همچنین ترامپ بپذیرد که بر اساس توافقات کانالهای مشورتی میان دوکشور هماهنگ وعمل کند. درعرصه بین المللی نیز ترامپ به شرایط وتصمیم گیریهای سازمانهای جهانی وقانونی بین المللی گردن گزارد، در غیر اینصورت عمل فردی باعث ساقط شدن ملاقاتها وکانالهای ارتباطی خواهد شد.

با این حساب نشان داده شد که ضربه یکجانبه وماجرا جویانه آمریکا نخواهد توانست تغییری در مسیر جنگ ومعادلات جبهه های جنگی سوریه ایجاد کند، در عرصه میدانهای نبرد، کفه ترازوبه نفع ارتش سوریه عمل نمود واز نظر سیاسی نیز پایه های پیمان روسیه ، ایران ، سوریه ، عراق با شرکت مقاومت لبنان وفلسطین را مستحکمتر ساخت ، همینجا قابل ذکر است که هفته گذشته حیدر عبادی نخست وزیر عراق ، طی مصاحبه ای با تلوزیون میادین اظهار داشت » ما با روسیه توافق کرده ایم که نیروی هوائی این کشور در مرز میان ما وسوریه بر علیه داعش به عملیات بپردازد.

حقیقت این استکه محور مقاومت شامل ایران، سوریه ، غراق مقاومت لبنان وفلسطین به همراهی با روسیه، تبدیل به نیروی عظیمی شده که در مناطق جنگی با آمریکا به مقابله میپردازند، این محور دو اطاق عملیاتی دارد که یکی در عراق ومقر آن در وزارت دفاع عراق است ودیگری در سوریه وعملیات جنگی را هماهنگ میکنند،

telegram_majaleh

1 Comment on درگیریهای نظامی و سیاسی اخیرسوریه به کجا انجامید ؟

  1. اینرا میگویند مقاله! هم سر دارد و هم ته و هم میداند چه میخواهد بگوید.
    اگرهم جایی جر میزند طبق اندازه و معقول این کار را میکند و آنرا در چارچوب قدرت واقعی ایرانیان(نه حکومت ایران پسا برنامهِ جامع اقدام مشترک (برجام) که بادکنکی گردیده است).
    در یک کلام برخلاف حمیدمحوی رفیق عزیز که از جمیز پتراس گاهی مثلاً بنفع چین و یا سوریه مبالغه ای میکند، که فهم مسایل را برای افراد عادی چون من مشکل میکند.
    البته ایشان میتوانند انگ خنگ بودن و دیر دوزاری اقتادن را بمن بزنند، ولی حقایق باید گفته شوند.

    آری در باره ایالت متحده آمریکا ابرقدرت بزرگ (آهای زکی گفتن را فراموش نکنید)، امپریالیسم غالب و سرکرده غربی، در حین این چند روزهِ پسا راکت پراکنی که رفقای زیادی هم و غم خود را برای ایجاد ترس از وی و روشنگری در باره درندگی خویی و خونخواری آن میان زحمتکشان نمودند که باید گفت زهی خود زنی!!

    برخلاف آن سرنوشتی که در انتظارسرمایداران و ثروتمندان جهان است را طبقات حاکمه کشورهای «جی هشت» بدون توجه به بردو باختها، خطرناک و ناروشن و وحشتناک دریافته بوده و دست به عکس‌العمل‌های زیادی در روزنامه‌ها زده بودند.
    از اردوغان احمق و پر ادعا که ثروت‌های غارتی طبقه حاکمه ایران وی را فربه کرده است و امثالهم دوستان عربش میگذریم که روزی سه بار نظر عوض میکند و خود را امروز ناجی جهان و مرکز جهان قلمداد کرده است.

    رندی در دیدگاه هایی در این چندروزه سعی در روشن کردن چراییِ زیربنایی این افول میکرد و سعی در از بین بردن ترسی که میتوانست بتوده های زحمتکش، جنگی خانمانسوز را القاء نماید و باعث خمودگی و دلسری و عدم مبارزه برای آینده خود و آیندگانشان نماید، نموده بود که این شاهد پر ارزش از غیب رسید.

    پوتین و استبلیشمنت (متخصصین هیئت حاکمه) روسی، چون خود دست‌اندرکار ابرقدرتی هستند میدانند:
    «از تفنگ پر یک نفر میترسد ولی از تفنگ خالی دونفر یعنی هم تهدید‌کننده و هم تهدید شونده» این دقیقاً تعریف رویکردی است که چون شبحی در جهان در گذار است. هم روسیه و بخصوص امپریالیسم آمریکا هردو مانند تهدید کنندگانی هستند که خود می‌دانند تفتگشان خالی است. زیرا اسلحه هایی که آنان مانند کودکان در دست دارند(در مخربی آن کسی شک ندارد) هرنوع استفاده از آن یقه خود آنان را؛
    بخصوص نتنها بعنوان هیئت حاکمه بلکه بطور کلی و جامع تمام طبقه حاکمه و حتی کل ۹٪ بالای هرم کلابراتورهای (شاه مرد ولی زنده باد شاه)» را میگیرد و تا زمانی دارای عمل‌کرد دلخواه است که از آن استفاده نگردیده است.

    برای فهم مساله میتوان عظمت ضررهای تاتر روی میز با کفش کوبیدن خروشچفی و در دریای کارابیک بهم گره خوردن و رجزخوانی های کندی و باز هم بر سر هم نکوبیدن و بایکدیگر کنارآمدن باعث گردید را نام برد که بیش از نیم قرن جهان، خسارات سنگینی را تحمل کرد. ام.آمریکا با نقشه جنایت کارانه دکترای جان اف کندی در باره ویتنام و استفاده از تمام توان جنگی خود بجز هسته ای که متخصصین امر بسیار مشخص پایان سرمایداری را با استفاده از آن دیده بوده و آنرا ثابت کردند،‌ همراه با اروپای کمک کننده و کل جهان زیر تسلط غرب، حتی ایران، شکستی مفتضحانه ای خورد که دیگر جرأت نکرد چنین جنگی را شروع و تا پایان تلخ آن جلو رود.
    جنگ برای امپریالیسم افول کننده آمریکا خوب است فقط تا زمانیکه ترس دشمن از وی نریخته باشد. اکنون تمام نقشه های پسا کندی و نیکسون بدست ریگان جرج بوش و سپس ترامپ به نقطه‌ای رسیده است که امپریالیسم آمریکا؛
    از ازبین رفتن ترس از این لولوی مخرب را دوباره سرنوشت ساز میبیند و مدتهاست که برعلیه ایران آنرا بکار نمیگیرد(میتوان از خیانت های ظریف روحانی و قدرت بانکهای خصوصی کلابلاتور ایرانی، همراه بانک مرکزی ایران که در این راستا میتواند اثر داشته باشد گذشت. زیرا هنوز در خط سیاسی ضد آمریکایی مردم ایران تأثیری نداشته است).
    زمانیکه زحمتکشان در جهان آنهم بصورت ملیتی نفهمند که تعداد مرگ و میر و خسارات بدانها در دوران صلح امپریالیستی همراه با حقوق بشری غرب و دمکراسی و پلورالیسم (چند حزبی) در دوران میان جنگ جهانی ها صدها برابر بیشتراز قربانیان جنگهای جهانی پیشین رویهم حسابشده میباشد، برده این ترس خود باقی خواهند ماند.
    سپیده
    ۲۴فروردین۹۶

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: