اخبار ایران و جهان

اعتراف جان کری: آمریکا از داعش در سوریه حمایت میکند و روسیه با تروریستها میجنگد

kerry_arabian

Photo: AP / Carolyn Kaster

فلیپ وایس

ترجمه کوتاه شده توسط علی مقصودی

آمریکا شاهد قدرت گیری داعش بود و به امید آنکه آنرا زیر کنترل خود خواهد داشت هیچ اقدامی علیه آن نکرد: جان کری وزیر امور خارجه وقت آمریکا پائیز گذشته درمحل سازمان ملل در دیداری خصوصی با مخالفان بشار اسدبه گفتگو نشست.

گفتگوهای طرفین مخفیانه ضبط شده است. رسانه هائی مانند نیویورک تایمز یک گزارش قلب شده از این دیدار را طراحی ومنتشر کردند، به همین دلیل این انتشار دستکاری شده این گفتگوها منجر به هیچ رسوائی برای جان کری و ایالات متحده آمریکا نشد. نویسنده این سطور پیشنهاد میکند که تمامی این گفتگوی ضبط شده را گوش کنید چراکه این محتوی  این گفتگو نقش کلیدی در روشن کرد قدرت و اوج گیری  داعش در منطقه، دخالت نظامی روسیه و ارزیابی از  نقش آمریکا در این جنگ دارد:

سوریهای حاضر در گفتگو معترضند که به اندازه کافی به آنها کمک نشده است، جان کری و همکارانش بر این نکته تاکید دارند که آنها(آمریکامترجم)، عربستان، قطری ها و ترکیه کمک های بسیار زیادی به آنان کرده اند، اما شورشیان متاسفانه ارتباطاتی با افراطیون (داعش و القاعده و …- مترجم) دارند و با آنها متحدند.

جان کری خطاب به سوریها درباره جبهه النصره شعبه سوری القاعده میگویدالنصره کار مارا سخت کرده است»، و سپس ادامه میدهد النصره و داعش هر دو کار مارا سخت کرده اند، چراکه این عناصری افراطی هستند و متاسفانه بخشی از مخالفان نیز مصمم اند با آنها همکاری کنند.

در دقیقه ۲۶ گفتگو، جان کری اعتراف میکند که این قوی شدن نظامی داعش بود که باعث دخالت روسیه در سوریه شد.

در آنموقع ما (آمریکا) نظاره گر قدرتگیری داعش در سوریه بودیم و معتقد بودیم رشد و تقویت داعش به ما کمک میکند تا بشار اسد را زیر فشار قرار دهیم تا به معامله و مذاکره سیاسی با ما دست بزند و ما داعش را نیز تحت کنترلمان نگاه خواهیم داشت، اما بجای اینکه ارزیابی ما به وقوع بپیوندد پوتین وسط نقشه ما پرید.

جان کری ادامه میدهد: «داعش بسوی تصرف دمشق گام برمیداشت و بقیه ماجرا.بهمین علت روسها در سوریه دخالت نظامی کردند، چراکه آنها حاضر به تحمل یک دولت داعشی را در سوریه نبودند و حامی اسد بودند. ما شاهد این وضعیت بودیم و میدانستیم داعش پر قدرت شده ما فکر میکردیم با قدرت گیری داعش میتوانیم اسد را وادار به معامله کنیم چراکه ما توان کنترل داعش را داشتیم اما اسد بجای مذاکره با ما از حمایت پوتین برخوردار شد »

فعالان سوری از آمریکا انتظار کمک های بیشتری را دارند اما جان کری و مشاورانش به آنها توضیح میدهند کمک های بیشتر مسئله ساز است.جان کری در جواب آنها میگوید<

«در حال حاضر ما مقادیر قابل توجهی سلاح به سوریه ارسال میکنیم» و مشاورش اضافه میکندکه ارسال اسلحه و مهمات همیشه یک شمشیر دو لبه است، هر مقدار هم که اسلحه به مناطقی مانند سوریه ارسال کنیم این امکان همیشه وجود دارد که یکی پیدا شود و این سلاح ها را به طرف دیگر تحویل دهد.(منظور از طرف دیگر ارتش سوریه نیستمترجم)

جان کری برای تفهیم سخنانش وارد جزئیات بیشتری میشود:

«مسئله این است که «دست» ها در این جنگ زیاد است و هر روز هم تعداد بیشتری در آن نقش آفرینی میکنند، روسیه دخالتش بیشتر شده، ایران دخالتش بیشتر شده، حزب الله حی و حاضر است، همینطور هم النصره . عربستان سعودی و ترکیه هم هر روز بیشتر پول بیشتری به نمایندگانشان (منظور تروریستهای متحد این کشورهاستمترجم) ارسال میکنند و شما هم همه نابود خواهید شد »

جان کری میگوید آمریکاخواستار بکارگیری روشهای سیاسی بجای درگیری های نظامی است:

باید انتخابات را سازماندهی کرد، انتخاباتی که میلیونها آواره واجد شرایط رای سوری در کشورهای دیگر در آن شرکت کنند و نتیجه قطعی آن باید شکست اسد شود. حاضران سوری در جلسه با پیشنهاد جان کری مخالفت میکنند.

یکی از حاضران سوری پیشنهاد می دهد که اسد را باید با دخالت نظامی سرنگون کرد، چراکه سوری های خارج از کشور نگران بازمانده ها و آشنایانشان در سوریه هستند.(منظور این است اپوزیسیون انتخابات را قطعا میبازدمترجم) جان کری به مخاطبان سوری اش توضیح میدهد که افکار عمومی کشورش از یک حمله نظامی زمینی توسط ارتش آمریکا به سوریه بدلیل هزاران قربانی که جنگهای قبلی آمریکا از خود بجا گذاشته بوده حمایت نمیکنند

کری تاکید میکند که او به آندسته از سیاستمدارانی تعلق دارد که خواستار راه حل های بزرگتر و کاراتر هستند اما متاسفانه تلاشهایش برای جلب نظر دیگران به نتیجه دلخواه نرسیده و اورا ناامید کرده است ،چراکه«کنگره عملیات نظامی در سوریه را تصویب نخواهد کرد»

گفتگو ها پیرامون ناامیدی جان کری ادامه می یابد امادر همین رابطه کری نکات مهم و کلیدی را بیان میکند.

همانطور که اسناد ویکی لیکس افشا کرد۱، اظهارات جان کری هم  تائید میکند که وزارت خارجه آمریکا و هیلاری کلینتون آگاهی داشتند و کاملا مطلع بودند که متحدانشان عربستان سعودی و قطر مخفیانه داعش را در حمله سال ۲۰۱۴ به عراق و سوریه مورد حمایت مالی و لجستیکی قرار داده اند و تا آنجا که به دیدگاه و نگرش آمریکا به راه کار های سیاسی، مذاکرات و عدم دخالت نظامی مربوط میشودکافی است به این اعترافات وی در مذاکره و گفتگو توجه کنیم:

ما و متحدین عربمان اسلحه و مهمات زیادی به سوریه ارسال کردیم، اینکار ما موجب بدتر شدن اوضاع و بالا گرفتن خشونت هاشد، شورشیان «خوب» یکجورهائی همدست افراطیون از آب درآمدند که مستقیما مورد حمایت مالی متحدین عرب ما بودند، ما گمان میکردیم تقویت کردن داعش میتواند آنها را به وسیله مفیدی برای فشار آوردن به اسد تبدیل کند، اما پوتین دخالت نظامی نکرد چونکه قصدش از دخالت در سوریه بمباران کردن غیر نظامیان بود، بلکه آنها در سوریه دخالت نظامی کردند چون داعش بسیار پر قدرت شده بود.

بقیه مقاله به نقش رسانه نیویورک تایمز براب کمرنگ کردن این اعترافات پرداخته است. مترجم

1 http://www.independent.co.uk/voices/hillary-clinton-wikileaks-email-isis…

2 http://www.usnews.com/news/world/articles/2017-01-02/yemens-children-sta…

3 https://www.youtube.com/watch?v=iVm93dBPxHk

4 http://www.commondreams.org/views/2016/11/06/obamas-last-stand-against-w…

5 http://www.activistpost.com/2017/01/leaked-tapes-john-kerry-admission-u-…

6 https://mobile.twitter.com/MarkAmesExiled/status/817457951120248832

7 https://mobile.twitter.com/BillNeelyNBC/status/817362810195820544

8 گفتگوی ضبط شده در اینجا قابل دریافت است: http://mondoweiss.net/2017/01/watched-manage-leaked/#sthash.5fT05AdF.dpuf

9 https://www.nytimes.com/interactive/2016/09/30/world/middleeast/john-ker… http://edition.cnn.com/2016/10/01/politics/kerry-audio-recording-syria/

5 Comments on اعتراف جان کری: آمریکا از داعش در سوریه حمایت میکند و روسیه با تروریستها میجنگد

  1. قبل از هر چیز از خواننده گان کامنت ام پوزش می خواهم که وقت شان به خواندن چیزی می گذرد که با نخواندش چیزی را از دست نمی دهند. با این وجود مرا جز گذار در این بی راهه راهی نبود. شاید در این دنیائی که همه چیز بر انگشت تبلیغات می چرخد و یا به قول آنجلا مرکل «عصر پسا حقیقی»، سروکله زدن با محملات چاره ناپذیر باشد.
    کامنت مهرداد تیپیکال همان چیزی است که از پیش انتظار آن را داشتم: با «آقای مجید گرامی» آغاز می گردد تا طی مقاله، به مناسبت و بی مناسبت، سقف هر چه مستراح است بر سر «آقا مجید گرامی» خراب شود.
    این همان گوئی، مبهم گوئی و وارونه انگاری، علی الاصول، اجزای متشکله ی زبان آقامهرداد است، که در همین چند سطر همه را یک جا در معرض دید خواننده قرار می دهد. او با اتهام این که من متن را نخوانده ام و «نخوانده ملا» هستم، همت خود را مصروف تکرار ملال آور و وقت گیر چیزهائی می کند که من فشرده ی آن ها را، با احتساب هر چه کم تر وقت گیر بودن برای خواننده، در انتخاب نقل قولی از جان کری آورده ام. اجازه دهید نخست نقل قول آقامهرداد را با هم بخوانیم و بعد آن را با نقل قولی که من آورده ام مقایسه کنیم تا ببینیم چه کسی نخوانده ملا ست. آقامهرداد به نقل از گفتگوی جان کری و مخالفان اسد می نویسد که: «در متن بارها ميخوانيم ما و متحدانمان شاهد قوي شدن داعش با پول سلاح هاي ارسالي بوديم خوب اين يعني دقيقا ما ميديديم پولها و سلاح ها بدست آنها ميرسد و ادامه داديم به مسلح كردنشان چون به نفعمان بود». و اما نقل قول من: ««ما و متحدین عربمان اسلحه و مهمات زیادی به سوریه ارسال کردیم، اینکار ما موجب بدتر شدن اوضاع و بالا گرفتن خشونت ها شد، شورشیان «خوب» یکجورهائی همدست افراطیون از آب درآمدند که مستقیما مورد حمایت مالی متحدین عرب ما بودند»». تنها تفاوتی که در نقل قول آقامهرداد که شامل توضیح شان نیز باشد با نقل قولی که من آورده ام این است که در نقل قول من نیامده است که امپریالیسم امریکا در سیاست خارجی اش آن مشی ای را دنبال می کند که منافع اش را تامین می کند؛ من افتخار این کشف بدیع را به آقامهرداد واگذار کرده بودم تا ما را مطمئن کنند که امپریالیسم امریکا با سابقه ی چندین دهه اعمال هژمونی به تمام دنیا، ساقط کردن ده ها حکومت، انجام صدها کودتا، و به طوع و خضوع در آوردن برزگ ترین رقیب خود ـ اتحاد جماهیر شوروی ـ پیوسته نه منافع دشمنان تعریف کرده ی خود بلکه منافع بالافصل خود را در نظر می گیرد. با این همه این کشف بزرک چیزی جز یک این همان گوئی ملال آور نیست.
    وارونه انگاری، یکی دیگر از شیوه های مرضیه ی آقامهرداد، از هر در و دیواری در کامنت شان در حال تجلی ست. برای مثال، او می گوید: «تيتر مقاله هم زده نشده من مقاله را خوانده ام و تيترش دقيقا همين است … و اختراع مترجم نیست». و از این روی، آقا مهرداد برای ایجاد اطمینان که ثابت کند کامنت مرا درست خوانده و نخوانده ملا نیست، شهادت می دهد که: «من مقاله را خوانده ام و تیترش دقیقا همین است». به زبان ساده ،آقامهرداد می گویند این تیتر گزینش شده توسط نویسنده و نه مترجم است. و من برای این که وارونه انگاری تیپیکال او را و نیز این را نشان دهم که این او ست و نه «آقای مجید گرامی» که نه متن را درست خوانده و نه احتمالا به نوارگوش کرده و نخوانده ملاست، از خواننده دعوت می کنم که با هم نخستین جمله ی کامنت مرا بازخوانی کنیم: «تیترزدنی این چنین توسط نویسنده و نمک فلفل توسط مترجم …». از این واصح تر نمی توان وارونه انگاری کرد و نسبتی را که من به مترجم نداده او به او منتسب کرد!
    و اما در مورد مبهم گوئی آقامهرداد!
    ایشان در وسط یک جمله، بی مناسبت، به یک باره، لمحات می فرمایند که: «براي مجيدها كارت عضويت در ارتش و سيا نشانه همدست بودن با امريكاست» و دوباره درپایان کامنت شان با همان لهن می آورند که: « … در متن آمده كه درك امريكا از راه حل سياسي چيست درست بخوانيد حتي شما هم متوجه ميشويد» و مشخص نمی کنند که چه چیز مرا از دیگران متمایز کرده است که «حتما» من هم اگر متن را درست بخوانم متوجه ی درک راه حل سیاسی امریکا می شوم. واقعیت این است که من نه علت نوک و نیش های سخیف اولین ابراز لمحه ی آقامهرداد را فهمیدم و نه علت دومی را، از این روی آن را به مبهم گوئی ناشی از کم جربزگی برگزار می کنم.

    دوست داشتن

  2. آقاي مجيد گرامي، كه نه متن را درست خوانده و نه احتمالا به نوار گوش كرده نخوانده ملاست، در متن بارها ميخوانيم ما و متحدانمان شاهد قوي شدن داعش با پول سلاح هاي ارسالي بوديم خوب اين يعني دقيقا ما ميديديم پولها و سلاح ها بدست آنها ميرسد و ادامه داديم به مسلح كردنشان چون به نفعمان بود براي مجيدها كارت عضويت در ارتش و سيا نشانه همدست بودن با امريكاست، تيتر مقاله هم زده نشده من مقاله را خوانده ام و تيترش دقيقا همين است در مورد اينكه اسد انتخابات ميبرده و هنوز هم ميبرد بارها خود امريكائي ها اعتراف كرده اند اختراع مترجم نيست، در مورد اينك مدعي ميشويد گويا مطلب اين را ميرساند كه امريكا قصدش مسالمت اميز بوده يا راه حل سياسي و … در متن آمده كه درك امريكا از راه حل سياسي چيست درست بخوانيد حتي شما هم متوجه ميشويد

    دوست داشتن

  3. چقدر بجا بود اگر رفیق ما مجید این عاقلْ مرد ما، این جمله جان کری را مورد توجه قرار می داد.
    «…ما فکر میکردیم با قدرت گیری داعش میتوانیم اسد را وادار به معامله کنیم چراکه ما توان کنترل داعش را داشتیم اما اسد بجای مذاکره با ما از حمایت پوتین برخوردار شد …»
    رفیق ما مجید فراموش میکند و جان کری با خصلت امپریالیستی خود نمیخواهد اعتراف کند که اسد قرارداد با سه ابراهرم بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی را بدریا ریخت و سپس با تمام اقلیت‌ها و کمونیست‌ها که از زندان آزاد کرده بود کابینه جدیدی را با دمکراسی که وضعیت بوی اجبار کرده بود، با علوی هایی که در حکومت حتی اقلیت شدند، با وجودیکه اکثریت سوری ها را تشکیل می دادند؛
    از حیطه قدرت آمریکا خارج شده و روسیه سعی در پرکردن خلاء موجود نمود و از آن گذشته اهمیت بندرترتوس برای روسیه که تنها راه ورودی به شمال آفریقا بود را اگر از دست میداد، خود مستعمره آمریکا میگردید.
    سپس جمله جان کری:
    «…که افکار عمومی کشورش از یک حمله نظامی زمینی توسط ارتش آمریکا به سوریه بدلیل هزاران قربانی که جنگهای قبلی آمریکا از خود بجا گذاشته بوده حمایت نمیکنند…»
    آیا امپریالیسم ام.آمریکا بهتر از این میتوانست به جنایات بی مثال خود پسا جنگ دوم اعتراف نماید که مجید بایستی اگر بخواهد بخط سومی متهم نگردد، بدان توجه میکرد.
    بازهم جمله دیگر مقاله:
    «…همانطور که اسناد ویکی لیکس افشا کرد۱، اظهارات جان کری هم  تائید میکند که وزارت خارجه آمریکا و هیلاری کلینتون آگاهی داشتند و کاملا مطلع بودند که متحدانشان عربستان سعودی و قطر مخفیانه داعش را در حمله سال ۲۰۱۴ به عراق و سوریه مورد حمایت مالی و لجستیکی قرار داده اند و تا آنجا که به دیدگاه و نگرش آمریکا به راه کار های سیاسی، مذاکرات و عدم دخالت نظامی مربوط میشودکافی است به این اعترافات وی در مذاکره و گفتگو توجه کنیم:…» و باز هم از جان کری:
    «…ما گمان میکردیم تقویت کردن داعش میتواند آنها را به وسیله مفیدی برای فشار آوردن به اسد تبدیل کند، اما پوتین دخالت نظامی نکرد چونکه قصدش از دخالت در سوریه بمباران کردن غیر نظامیان بود، بلکه آنها در سوریه دخالت نظامی کردند چون داعش بسیار پر قدرت شده بود. …{که منظور «بمباران کردن غیر نظامیان نبود» باید باشد}»
    آیا این اعتراف کافی نیست تا به فرار روسیه از حرکات تعرضی آمریکا چه در اوکراین و چه در دیگر کشورهای عضو اتحاد شوروی‌ گذشته با وجود ابرقدرت سرمایداری بودن با وجود صحه گذاشتن به نابودی اسلحه های شیمیایی سوریه در کنار ایران و عقب انداختن تحویل اس ۳۰۰ به ایران… حالتی غیر تعرضی و دفاعی داشته که از دشمن شماره یک خلقها در منطقه به درجه زیادی پس از کشورهای امپریالیستی غرب نزول کند و لزوم ضربه‌های کاری را برعلیه ام.آمریکا مستدل سازد؟ و چراهای زیاد دیگری…

    اما درمورد نوشته آقای حمید قربانی که بحقیقت نزدیک‌تر است. منتها آقای حمید قربانی راه حلی را که پیشنهاد میکند وعده سرخرمن بکارگران و خلقهای منطقه است. شاهد از دیدگاه باقری در پایان دیدگاه:
    «…وظیفه به باور من، برای کارگران آگاه زن و مرد و فرزندان آگاه آنها و باور مندان به نیروی این طبقه تولید کننده اصلی نظام سرمایه داری، مشخص است، سازمان یافتن و سازمان دادن پرولتاریا در حزبش و متحد و مسلح شدن او و برداشتن موانع این راه و پیشبُرد جنگ طبقاتی تا پیروزی آن!» پایان شاهد.
    سپاس بر ایشان که نسبت بگذشته یک قدم جلوتر آمده اند.
    ولی در وهله ای که ام.آمریکا در منطقه طبق نظر خودشان فعال مایشاء‌است و بدرستی ذکر کرده‌اند که بازار فروش غیرقابل صرفنظر «(پترول دلار»ی و نیروی کار ارزان جلوی دروازه های آلمان که ام.آمریکا صاحب اصلی کلیه بنگاه های تولیدی و مالی آلمان با خرید دویچه بانک گردیده است… آیا ایشان مطمئن هستند که باید مبارزه بر علیه ام.آمریکا را که مردم ایران شروع کرده و به پیشرفتهایی هم نایل آمده اند که هم آمریکا و هم اروپا بدان اعتراف دارند، کنار گذاشته و ابتدا بدنبال احیای حزب کار ایران یعنی حزب توده سالهای ۲۰ و سی رفت؟
    پرواضح است که یکی دیگری را نفی نمیکند ولی این چنین گفتمانی چون آقای حمید قربانی بمعنی دست‌ها را بالا کردن و تسلیم بودن تا احیای حزب کارایران بسرانجام رسیده باشد. که از دیده من همکاری با آمپریالیسم میباشد.
    آهنکار

    دوست داشتن

  4. تیترزدنی این چنین توسط نویسنده و نمک فلفل توسط مترجم، نه تنها منجر به اعتباری برای آن ها نمی شود، بلکه نتیجه اش این است که متنی که فی النفسه می تواند حاوی اطلاعاتی مفید برای پی بردن به واقعیت ها باشد به یک نوشته ی تبلیغاتی بی ارزش تبدیل می شود. این گفتگوی به هیچ وجه دلالت بر این ندارد که «امریکا از داعش در سوریه حمایت می کند و روسیه با تروریست ها می جنگد». جان کری علت عدم تمایل اش به کمک تسلیحاتی به مخالفان اسد را این طور توضیح می دهد: «ما و متحدین عربمان اسلحه و مهمات زیادی به سوریه ارسال کردیم، اینکار ما موجب بدتر شدن اوضاع و بالا گرفتن خشونت ها شد، شورشیان «خوب» یکجورهائی همدست افراطیون از آب درآمدند که مستقیما مورد حمایت مالی متحدین عرب ما بودند». در این گزاره دو واقعیت کتمان ناپذیر وجود دارد، یکی این که جان کری و مشاورانش طالب «بالا گرفتن خشونت ها» در سوریه نیستند، و دوم این که با متحدین عرب اش به خاطر حمایت مالی از داعش و النصره نوعی خط کشی دارد (این را نباید فراموش کرد که اهمیت این خط کشی آن جاست که طی هشت سال ریاست جمهوری اوباما، امریکا 240 میلیارد دلار اسلحه به این متحدین فروخته است). البته این آخرین خط کشی جان کری با متحدین امریکا نبود، او برای نخستین بار رای ممتنع به برنامه ی گسترش خانه سازی های اسرائیل، دیگر متحد امریکا، داد، که با فحاشیهای غیردیپلوماتیک یاتان یاهو رو به رو شد.
    در مورد دوری جستن از خشونت و تکیه کردن به راه حل سیاسی، جان کری به مخالفان سیاسی اسد پیشنهاد سازمان دهی انتخابات بین میلیون ها آواره واجد شرایط رای سوری که در دیگر کشورها پراکنده اند را می دهد. اما این پیشنهاد با مخالفت مخالفان اسد روبه رو می شود، چرا که به زعم آن ها این انتخابات نتیجه ی دلخواه را به بار نمی آورد زیرا درست است که آن ها شخصا از زیر تیغ اسد دوراند، اما ترس آن ها از بازمانده گان و آشنایان شان هنوز به قوت خود باقی ست (چیزی که به رغم ملموس بودن اش برای ما ایرانی ها، توسط مترجم این چنین تفسیر شده است: «منظور این است اپوزیسیون انتخابات را قطعا میبازد – مترجم»!

    دوست داشتن

  5. حمید قربانی // آوریل 12, 2017 در 8:23 ق.ظ. //

    دوستان باید توجه داشته باشند که سرمایه داری امپریالیستی غرب- اروپا و آمریکای شمالی و به ویژه سرمایه داران بزرگ و غول های بی شاخ و دم ایالات متحده و دولت جنایت کار شان به هیچ وجه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را با این همه منابع نفتی و گازی و نیز معادن دیگر و بیش از یک میلیارد مصرف کننده و با وجود مذاهب و روحیه ناسیونالیستی و داشتن پتانسیل به دم گوشت توپ تبدیل شدن را، با زبان خوش و در صلح و صفا ترک نمی کنند و به دست رقبای شان از جمله روسیه و چین و به ویژه کارگران و زحمتکشان یعنی صاحبان اصلی جامعه نمی دهند. آنها تا کنون نشان داده اند که حاضرند صد ها میلیون انسان بکشند و صدها گروه تروریست ملی و مذهبی، قومی و نژادی موجودیت دهند و از ساکنین کشورهایشان میلیونها کشته گردند و شهرستانهای بزرگ مانند پاریس، نیویورک، بریسل، لندن، و… را به قبرستان سکوت و مرگ تبدیل نمایند. آنها این را در همین 4 دهه اخیر با به وجود آوردن رژیم جمهوری اسلامی ایران، موجودیت دادن به گروههای جهادی و غیره در افغانستان و اکنون در تمامی منطقه که خود را در وجود ، القاعده، طالبان ها، جببهته النصر، داعش و… بیان می کند و یاری دادن به دولت های مرتجعی همچون عربستان سعودی، قطر، ترکیه و… مخصوصا اسرائیل و امروزه ناسیونالیست های کرد نشان داده اند.
    اگز یادتان باشد در سال 2012 بعد از اینکه خانم کلینتون به آفریقای جنوبی سفر کرد و رقص چاچا مشهورش در مجلس ضیافت وزیر امور خارجه آفریقای جنوبی شهرت جهانی یافت که یک روز و یا دو روز بعد از آن بود که نیروهای ارتش و پلیس آفریقای جنوبی به کارگران اعتصابی معدن طلای سفید در ماریکانا ار زمین و آسمان حمله ور شدند و 34 نفر را در دم قتل عام نموده و 176 نفر را زخمی و 276 نفر به زندانهای ساخته شده در زمان رژیم آپارتائید منتقل کردن تا تحت شکنجه های وحشیانه قرار دهند، خانم کلینتون به استانبول سفر نمود و در جلسه ای با حضور جان مک کین از حزب برادر یعنی جمهوری خواه و شاهان و نخست وزیران و رئیس جمهوران کشورهای دوست منطقه خاورمیانه و تمامی گروه های تروریستی و مخصوصا نماینده گروه تازه تأسیس داعش، استراتژی جنگ و یا به درستی گفته باشم، ادامه جتگ را در سوریه ریختند و مأموریت کمک مالی و لیجستگی را به طور عمده بر عهده دولت عربستان و قطر گذاشته و آموزش و رد کردن نیروی تازه نفس جوان و خاصه از کشورهای آسیای میانه و اروپای متحد را ترکیه بر عهده گرفت.
    این جلسه و گفتگوهای آن حتی در اخبار رادیو و تلویزیونها به نحو دلخواه خودشان نشان داده شد و در باره اش بحث و فحس نمودند و من در همان زمان در مطلبی، این جلسه را به عنوان مبنای خونین تر کردن جنگ در سوریه و ادامه آن به تمامی منطقه را با 3 هدف مهم نوشتم و در اتاق پالتالکی ، بحث در مورد مسائل کارگران بیان داشته ام. این 3 هدف به نظر من عبارت بودند از 1- برگشت نیروی نظامی ناتو و بویژه آمریکا به منطقه و پذیرش آن از سوی کارگران و زحمتکشان 2- رسیدن به توافق با دولت جمهوری اسلامی و قبولاندن آن به کارگران و زحمتکشان ایران 3- سرکوب حرکات انقلابی و رادیکال منطقه و مخصوصا در کردستان و به زیر سلطه کشاندن گروههای ناسیونالیستی و رادیکال بود.
    اکنون این 3 هدف ، بر آورده شده اند، وجود گروه هائی مثل داعش شاید، مفیدیت خود را برایشان از دست داده و به مزاهم تبدیل شده باشد.
    ولی بحران سرمایه و نیاز به جنگ و گسترش و تعمیق دادنش و نیز تضاد بین سرمایه های امپریالیستی مختلف شدت یافته است. بنابراین، معلوم نیست که این دور جدید به کجا به کشد و چه جنگ ها و گروه های تروریستی و یورش های امپریالیستی را ایجاب نماید؟ که پیش پرده آن باز هم فعلن سوریه و عراق و نیز کردستان و…است.
    در این میان فقط نیروی اجتماعی ای که می تواند این اهداف و این وسایل را از کار انداخته و خاتمه شان دهد، پرولتاریا جهانی و بویژه منطقه است که فعلن و در حال حاضر در صحنه دیده می شود، ولی بدون سازمان انقلابی اش- ستاد جنگ طبقاتی اش یعنی حزب سیاسی اش، حزب کارگران آگاه است و بدون چنین ارگانی بعید است که به تواند کاری نماید که کارستان باشد، یعنی نقش بالا را بتواند اجراء نماید. پس، وظیفه به باور من، برای کارگران آگاه زن و مرد و فرزندان آگاه آنها و باور مندان به نیروی این طبقه تولید کننده اصلی نظام سرمایه داری، مشخص است، سازمان یافتن و سازمان دادن پرولتاریا در حزبش و متحد و مسلح شدن او و برداشتن موانع این راه و پیشبُرد جنگ طبقاتی تا پیروزی آن!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: