سرتیتر

ترامپ، چین، سوریه وحمله شیمیائی

china

نوشته اریک مارگولیس

ترجمه و تلخیص از الف. میم

 

گویا هر رئیس جمهوری جدیدی در آمریکاخود موظف میداند بلافاصله جهالت و قلدرمابیش را ثابت کند…. یا آنطور که «زرنگهای وراج» روایت میکنند برایش اهمیتی نداشته باشد یک «مشت عرب معمولی» را بمباران کند، ظاهرا این به تازگی به یک رسم رایج  در این کشورتبدیل شده است و افکار عمومی آمریکا از این کار لذت میبرد.

ما شاهد آنیم، که چگونه ایالات متحده آمریکا برای فرو نشاندن «خشم» رئیس جمهور ترامپ از به اصطلاح «حمله شیمیائی »دولت سوریه به کودکان،  بایستی ۵۹ تا ۶۰ میلیون دلار یعنی راکتی یک و نیم میلیون دلار از جیب خرج کند! تا حضرتش به فرودگاهی در غرب سوریه حمله کنند.

اما سوال اینجاست:جناب رئیس جمهور از عشق کودکان عنان از کف داده، تکلیف آنهمه نوزادان و کودکانی که توسط بمب افکن های آمریکائی ب ۵۲ و ب۱ در عراق، سوریه و افغانستان توسط ارتش آمریکا کشته شدند چه میشود؟

یا مسئول ویرانی شهر مقاوم فلوجه در عراق کیست که ارتش آمریکا پودر ممنوعه فسفر سفید را در آنجا بکار گرفت که تا مغز استخوان انسان را به آتش میکشد؟

واشنگتن ادعا میکند که یک دستگاه رادار بطور وضوح یک جنگنده سوری را شناسائی کرده است که بمب شیمیائی را پرتاب کرده است.

بنظر من که این ادعا بسیار بعید بنظر می آید.

این رادار آمریکا کجا(در چه منطقه ای) قرار داشته؟

صدها مایل دورتر روی یک کشتی نظامی؟

یا شاید این «اطلاعات» از اسرائیل و ترکیه رسیده؟ که هر کدام از آنها آش خودشان را در سوریه می پزند(خود آنها در جنگ علیه سوریه دست دارند)؟

یا اینکه رادار آمریکائی آنقدر دقیق شده است که میتواند از فاصله دور بین انفجار شیمیائی و انفجار معمولی هم تفاوت بگذارد؟

ادعاهائی که بنظر من بشدت مشکوک بنظر می رسند.

حمله راکتی آمریکا به قطع یقین از قبل برنامه ریزی شده بود و راکتها با مختصات زدن هدف معینی (پایگاه نظامی غرب سوریه) برنامه ریزی شده بودند.این برنامه ریزی به احتمال بسیار زیاد قبل از «حمله شیمیائی» آماده شده بود.

trump_luge

این عمل و رفتار آمریکا که حمله را در فاصله کوتاهی قبل از دیدار آمریکا و چین آنهم زمانی که «شی جین پینگ» رئیس جمهور چین با ترامپ در« پالم بیچ» سر میز نهار نشسته است انجام میگیرد در جای خود از وقاحت خاصی برخوردار است.

این دیدار مهمترین دیدار تاریخی ما بین رهبران دو کشور پس از دیدار نیکسون و مائو در سال ۱۹۷۲ میباشد. چه آبروریزی برای رهبر چین. شی جین پینگ. او می بایستی مراسم را ترک میکرد و سوار هواپیمایش میشد و به پکن باز میگشت.

آیا ترامپ نمی توانست تا بازگشت رهبر چین برای این حمله صبر کند؟ تنها یک روز هم نمی شد صبر کرد؟ چه عجله ای برای بمباران پایگاه هوائی بی اهمیتی در غرب سوریه وجود داشت؟ آیا کسی باور می کند که روسیه، ایران و چین متحدان سوریه واکنش منفی نشان ندهند؟ ترامپ که باراک اوباما رئیس جمهور قبل از خود را مورد انتقاد قرار میداد که همیشه در فکر حمله به سوریه بوده است (ترامپ ۴۵ بار در تویتر نوشت که حمله به سوریه حماقت است)… و حالا خودش دست به همان کار میزند.

رئیس جمهور جدید مشغول ایفای نقش خود به عنوان رهبری آهنین و پرتوان است و برای اثبات جدیتش هم در حالیکه همینجوری دستور بمباران «مشت عرب معمولی» را میدهد، در عین حال ایشان تهدید کره شمالی به حمله نظامی را هم از قلم نمی اندازد.

آمریکا در دیدار فلوریدا بر گفتگو درباره کره شمالی با چین اصرار داشت تا این کشور را متقاعد و یا مجبور کند بر کره شمالی فشار آورد با این هدف که این کشور «کیم یونک اون» را مجبور کند تا دست از برنامه های اتمی مزاحم خود بردارد.

با توجه به رفتار توهین آمیز آمریکا با رهبر چین، بسیار بعید است چین بخاطر تقاضای آمریکا تصمیم به لشگرکشی به کره شمالی را بگیرد و آن کشور را اشغال و «کیم یونگ اون» را برکنار کند. اگر واقع بین باشیم، راه کارهای غیر عادی کره شمالی برای چین مفید هم هست و کمترین خطری را هم برای این کشور ایجاد نمی کند.جمهوری دمکراتیک خلق کره عملا این وظیفه راهم به دوش میکشد که منطقه حساس شمال شرقی چین و منچوری را از حملات احتمالی نظامی آمریکا و کره جنوبی حفظ کند.فروپاشی این منطقه به هر دلیلی منجر به هجوم میلیونها آواره و گرسنه (جنگی) به چین، کره جنوبی و ژاپن خواهد شد.

از این هم بدتر، حمله نظامی آمریکا به کره شمالی میتواند کره شمالی را تحریک به پاسخگوئی اتمی کند و منجربه شلیک موشکهای مجهز به کلاهکهای اتمی به کره جنوبی، ژاپن و گوام شود.۲ بمب اتمی کافی است تا این مناطق را به بیابان تبدیل کند، آنهم در مناطقی که حدودا ۸۸۰۰۰ سرباز آمریکائی در پایگاههای نظامی مستقرند. شهر ۲۰ میلیونی سئول هم در محدوده توپخانه سنگین ۱۷۰ میلیمتری کره شمالی قرار دارد.

برخورد اتفاقی جنگنده ها و یا ناوهای جنگی آمریکا و جمهوری خلق چین در «دریای جنوبی چین» بنظر غیر قابل اجتناب شده است. آمریکا سرو صدای زیادی در مورد پایگاههای هوایی جزیره مرجانی که چین در این منطقه ساخته براه انداخته است ، در حالیکه در حقیقت تفاوتی بین ناو های هواپیمابر آمریکا و پایگاههای هوایی جزیره مرجانی چین وجود ندارد.(با این تفاوت که چین در دریای خود به ساخت این پایگاه ها پرداخته و آمریکا از هزاران کیلومتر آنطرف تر به این مرزها تجاوز میکند)

آمریکا برتری استراتژیکی خود بر چین را در منطقه غرب پاسیفیک از دست داده است.نیروهای زمینی، هوائی دریائی و توان موشکی چین با آمریکا برابری میکند و حتی بسیار بهتر برنامه ریزی شده اند تا نیروهای آمریکائی را از این منطقه برانند.

اگر درگیری بین دو کشور رخ دهد نیروهای آمریکائی باید هزاران کیلومتر دورتر از پایگاهها و مرزهای خود با قدرت عظیم نظامی کشوی درگیر شوند که پایگاههای نظامی و پشتیبانی لژستیکی اش  در دو قدمی اش قرار دارد.

نمایندگان و مشاوران نظامی آمریکا مشغول دست و پازدن برای پیدا کردن راه حلی استراتژیک هستند و در عین حال به کاخ سفید هشدار میدهند که فعلا درگیر جنگی نشود که در آن شکستش قطعی است.

تو گوئی بحران کره شمالی و چین کافی نیست، آمریکا به چشمان روسیه هم در اکرائین و کریمه خاک میپاشد و بر طبل جنگ می کوبد، مناطقی که برای آمریکائی ها کاملا ناآشناست.ظاهرا آمریکائی ها کلا فراموش کرده اند که روسها هزاران موشک اتمی در اختیار دارند که بسوی آمریکا نشانه رفته اند.

جنون ضد روسی ظاهرا در غرب به یک بیماری همه گیر تبدیل شده که آمریکا را تبدیل به یک کشورابله کرده است.

برای کنترل و هژمونی بر دریای سرخ آمریکا وارد جنگهای کوچکتری در یمن و سومالی شده است، داغترین ماموریت فرماندهی آمریکا اما «مرکز فرماندهی آفریقاست» . همه این فعالیتهای تحریک آمیز قرار است مانند سر نیزه ای علیه چین و روسیه بکار گرفته شود. این سیاستها آنقدر احمقانه اند که بیسمارک پیردر قبرش جابجا میشود.به اینها جنگهای احمقانه آمریکا در افغانستان و شمال پاکستان و تحریکات این کشور علیه ایران را هم اضافه کنید

دونالد ترامپ تمامی این سیاستها و جنگها را طبعا از دید یک تاجر (بیزنس من) میبیند و بفکرش هم نمی رسد که این عملیات برای امپراطوری هزینه های سنگینی خواهد داشت که ترازنامه اش روی یک صفحه کاغذ نمی گنجد.قطعا مخارج و هزینه هائی که آمریکا برای ناتو میپردازد بیشتر از دیگر اعضای این پیمان جنگی است، اما ناتو یک نهاد نظامی امپریالیسم امریکاست و نه یک همپیمانی و همکاری ساده بین اعضای آن.کره زمین را زیر سیطره خود نگاه داشتن هزینه سرسام آوری دارد. بدتر از اینکه بخش بزرگی از این پول ها قرضی و جالب اینکه آمریکا به رفیق شی جین پینگ از جمهوری خلق چین بیش از هر کس دیگری مقروض است.

۱ دیدگاه

  1. شیطون says

    از کی تا کنون رییس کشوری سرمایداری و امپریالیستی را رفیق صدا میکنند؟
    گویا یکبار سوال کرده بودند که رییس دولت لبنان حریری که آمریکایی ها ترورش کردند کمونیست نیست پس چرا نویسنده وی را رفیق صدا میکنند. لابد یکی از اسمای اول «شی جین پینگ» بمعنی رفیق میباشد که نویسنده وی را رفیق صدا میزند. آنهم در کشوری که سرمایداران مزاراتی خود را در ملاء عام آتش میزنند و با صد دلاری سیگار خود را روشن! نمردیم و اینجورش رو هم دیدیم.
    ولی خود مقاله برپایه و اساس درستی شکل گرفته است و خصلت های امپریالیستی ام.آمریکا را بر شمرده است.
    منتها نباید به ۵۹ راکت پرانی آمریکا ارزش زیادی داد و آنهم نه باین داغی که از آن سخن میگویند و گاهی قصد ترس انداختن و حکومت کردن را با آن دنبال میکنند وقعی گذاشت.(سابق براین اختلاف انداز و حکومت کن بوده است ولی اکنون ترس بیانداز و حکومت کن گردیده)
    ام.آمریکا چاره ای جز خرابی ببار آوردن ندارد. و این مربوط به چند انسان محترم عرب مانند من و شما کمتر ویا بیشتر کشتن ندارد. این نظام سرمایداری گندیده است که طبق قوانین لنینی به انتهای خط رسیده است. یا باید همه قوانین و همه دارایی ها و همه مقام ها را باطل اعلام کنند و از ساعت صفر مانند آلمان پس از شکست از ارتش سرخ حکومت شوروی سوسیالیستی دوباره شروع کنند. و بهمه دنیا خود را ورشکشته اعلام کرده و طبقات حاکمه جهان که طلبکاران اصلی از آمریکا هستند هم از آنها بیگاری مجانی همان کاری که با آلمانیها کردند نگیرند؛ تا از نو شروع بزندگی نمایند تا شاید باز فقط چندی عمل کند.
    در غیر اینصورت اگر همه بازارهای فروش جهان و مواد خام جهان را را هم برای پرکردن این بازارها به آمریکا هدیه کنند تا شاید دست از خرابکاری و انسان خواری بردارد، فقط یک صباح میتواند عابد و زاهد و دعا خوان گردد، پس از مدت کمی با سرعتی که اکنون در تولید است و بازسازی شهری چون برلین اگر ۵۰ سال بطول انجامید اکنون با کاری همانند پسا جنگی در ۵ سال و حتی ۳ سال ساخته خواهد گردید. و باز هم نیاز به بازار فروش را آمریکا در جلوی روی خود خواهد داشت. پس باید اعتراف کرد که امپریالیسم با نظام سرمایداری انحصاری دیگر در هیچ کشوری در درازمدت (آنهم نه ۵۰ سال حتی ۵ سال هم نمیتواند بدین نحو به موجودیت خود ادامه دهد)، یا انقلاب اکتبری دیگری بنجات می آید و یا امپریالیسم غالب چاره ای جز جنگ برایش باقی نمیماند. این است مرض آمریکا.
    آمریکا از زمان جنگ دوم تاکنون دایما درحال جنگ است و طبق اعتراف رییس جمهوری هایش همیشه هم در جنگهایش یا مستقیما شکست خورده است مانند کامبوج و ویتنام و یا در اهدافش شکست مفتضحانه ای خورده است بطوریکه بازنده اصلی در درازمدت بوده که ترامپ از لشگر کشی چند تریلیون دلاری بی نتیجه بعراق سخن میگوید! و همانطور که آقای خدابیامرز احمد مزارعی که سالهاست خبری از وی دردست نیست میگفت «آمریکا شکست سختی در عراق خورده و فرار کرده است.»
    شیطون

    دوست داشتن

  2. منصور says

    آخرین نفسهای تئوری جهان تک قطبی در حال شکل گیری است آمریکا دچار آنچنان بحران اقتصادی ای از سال۲۰۰۸ شده که مسکن های اورامان زود گذر و در حد آسپرین عمل کرد ‹ کنار ه گیری مشاور برجسته ترامپ که او را به ریاست جمهوری رساند ( استیو بزن ) نکته بسیار قابل توجهی است و نشان از گیر کردن ترامپ در دو پرس مجتمع نظامی صنعتی و نو لیبرال های هر دو حزب که چشم به تغییرات سهام در وال استریت دوخته اند ‹ مشاوران سر سکته. نظامی ترامپ را وادار به اجرای سناریو سخیف و کهنه بمباران شیمیایی به کمک مزدورانشان کلاه سفید ها و دیگر تروریست های مزدور سعودی کرد و با التماس به پوتین و زدن بیست و نه موشک کروز به بیابانهای فرودگاه سوریه ترامپ توانست تنفسی کند و از زیر بار فشار ها خود را خلاس کند نمایش مضحک تیلرسون و نماینده آنها در شورای امنیت. نیز بر این نمایش مضحک چیزی نیفزود ‹ اکنون این خروج انگلیس از اتحادیه اروپاست که بسیاری معادلات آینده را تحتالشاع قرار خواهد داد و تکدی ترزا می از سعودی نیز در این شرایط مزید بر. علت بیماری جهان سرمایه داری پول پرست فاسد رو به احتضار راتشدید و فرو پاشی تئوری جهان تک قطبی را تصریع خواهد کرد

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.