اخبار ایران و جهان

زن در جدال با زندگی

zanan_karegar

زن در جدال با زندگی*

امیر حسین محمدی فرد

روز جهانی زن بار دیگر می گذرد و هنوز در سراسر جهان، زن متولد شدن نیمی از جمعیت، زنان دنیا، با خود موقعیتی فرودست تر، بی حقوق تر، بی دفاع تر، محروم تر و وابسته به مرد به همراه دارد. جز در مقاطعی، همچنان زن ستیزی در قالب قوانین، فرهنگ وسیاستِ حکومت های جوامع جهان، از قرون وسطی تا امروز ادامه دارد. سنت و باورهای مرتجع در تاریخ جوامع، هرگاه در مقابل سودآوری بورژوازی مقاومت کرده و در تناقض قرار داشته، ریشه کن شده اند. بردگی سیاهان، دنیای فودالیسم، انواع بیماری ها نابود شده اند و راه های صعب العبور و نقاط ناشناخته بسیاری، هموار و دیده شده اند. در مقابل هرگاه بورژوازی، سرگردان از تناقضاتِ درونی اش بوده، به حقوق زنان و دست آوردهای طبقه کارگر یورش برده است.

» اعتراض مریوانی ها به مرگ یک زن 31 ساله پس از وضع حمل در بیمارستان بوعلی «(1). چندی پیش یک زن در مریوان پس از انجام عمل سزارین و به دنیا آوردن فرزندش می میرد. شهر مریوان رنگ اعتراض می گیرد و مردم معترض خواهان رسیدگی به پرونده فوق می شوند. بار دیگر جامعه هراسان از نا امنی و بی حقوقی دست به اعتراض می زند. بی شک این پرونده نیز مانند مرگ زن 23 ساله در تهران پس از زایمان در مرداد ماه امسال (2)، با مقصر یا بی مقصر مختومه اعلام می شود. اما نکته ای که در این پرونده های پزشکی توجه را جلب می کند، مرگِ زنان است!

در آستانه 8 مارس، دانشجویان دانشگاه علامه در مخالفت با تفکیک جنسی، برخورد نامناسب و تحقرآمیز و اهانت حراست به زنان، دست به اعتراض زدند(3). در همین بین و در عرصه دیگرِ اجتماع، افراد به جرم زن بودن نمی توانند در اماکن عمومی ورزشی حضور داشته باشند، وبه دلیل پوشش «مناسب» با قوانین ایران از شرکت در مسابقات بین المللی محروم می شوند و سر پذیرفتن جنسیت شان چانه زده می شود! ورزشکاران زنی که برای ابراز وجود، ملزم به پوشیدن نامتعارف ترین جامه ها هستند، ولی با وجود تمامی این تبعیض ها باز در جهت شکوفایی استعدادهای انسانی شان می جنگند. یکی از اساسی ترین معضل های بورژوازی درجوامع استبدازده این است که خود جامعه از پایین برای ادامه زندگی در همه عرصه ها، از تولید تا ورزش و تحصیل تلاش می کند تا منفذی بیابد و سنگری را فتح کند.

جامعه ایران را با دشمنی با زن می شناسند، و بازتولید این همه زن ستیزی ، بی حقوقی و سنت های عقب مانده مردسالاری که شالوده این جامعه را ساخته اند، در رازِ بقای بورژوازی نهفته است. در جامعه ای که حاکمیت بورژوازیِ آن از آغاز حیات، علیه زنان قانون تصویب می کند، با هر بهانه ای و با اولین یورش نیز موقعیت و جایگاه زن را مورد تعرض قرار می دهد. با هر نوسان بازارِ سرمایه داری که به تبع اش کار بیشتر یا کمتری را طلب می کند، اولین قربانیان اش را از زنان کارگر می گیرد. موج بیکاری در ایران، جدال با زندگی را برای زنان جامعه دشوار تر کرده است.

مصادف با روز جهانی زن، وزیر صنعت دولت روحانی » بیکاری زنان را دو برابر مردان » و برابر با «20 درصد » بیکاران اعلام کرد(4). با این اوصاف هر سال قوانین سخت گیرانه تری علیه زنانِ کارگر تصویب می شود. اولویت بندی استخدام مردان نسبت به زنان، محدودیت استخدام زنان مجرد و دور کردن زنان از عرصه های مختلفِ اشتغال به بهانه » تکریم زنان «، قوانینی از این دست هستند که استقلال اقتصادی زنان از جنس مرد را از بین می بَرند. کاربرد فرهنگ، خرافه و آدب و رسوم ضد زن در جامعه ایران از ضرورت بورژوازی به کار ارزان و سود بیشتر بر می آید. رتبه بندی جنسیتیِ نظام سرمایه داری که بر مبنای نیاز بورژوازی به سود بنا شده، مرد را در نقش » نان آور خانه » و زن را به کارگر بی جیره و مواجب خانه تنزل می دهد. تمامی این سیاست ها ناشی از ضرورت کارِ ارزان است.

آزادی زن و حدودش در نظام سرمایه تابعی از نیاز بورژوازی به سود است. شدت یافتن بی توجهی به حقوق زنان و مادران، ناشی از تناقض مستقیمِ حق آنان با سودآوری بیشتر است. زنان به عنوان نیمی از مردم جامعه، نیمی از کارکنان و نیمی از تولید کنندگان واقعی ثروت در جامعه، تضعیف می شوند و توقعات انسانی شان عقب زده می شود تا تضمینی برای بقای نظام سرمایه باشد. مگر نه اینکه جان سخت ترینِ افکار و منجمد ترینِ تعصبات هم که با بازار سود در تناقض باشند کنار زده می شوند، پس اگر زن ستیزی هنوز واقعیت جاری جامعه است، دلیل اش را باید در منافع مدافعانِ وضع موجود جستجو کرد. حاکمیت سیاسی بورژوازی ایران به دلیل حفظ مناسبات تولید، از ابتدا با خصلت استبدادی زاده شد. به همین دلیل موقعیت تحقیر شده زن در ایران تفاوت هایی با جوامع دیگر دارد. این شرایط بیش از همه موقعیت طبقه کارگر را در مقابل بورژوازی تضعیف کرده و توازن قوا را به نفع بورژوازی تغییر داده است. در زمانی 8مارس را پشت سر می گذاریم که در ایران و سراسر جهان، بشرِ امروز از زاویه ارزش های انسانی، توسط قدرت های حاکم به عقب رانده شده است. شرایطی که در آن به سر می بریم، بیان گر فروکاستن افقِ بهبود نابرابری زن و مرد، محرومیت جنسی و خشونت علیه زنان، به مراتبِ سیاه ترِ از قبل است. فشار روز افزون اقتصادی به طبقه کارگر و اکثریت محروم جامعه و دامن زدن به شکاف بین زن و مردِ کارگر از یک سو، و باز تولید بی حقوقی نیمی از جمعیت جامعه نیز از طرف دیگر، در حال پیش روی اند. اشتغال زنان مطمئنا فقط مطالبه زنان طبقه کارگر نیست؛ کل مبارزه طبقاتی از خانوده و محل زیست تا شهر و کارخانه را در بر می گیرد. هرگونه بهبودی در مناسبات اجتماعی و اقتصادی زن را باید همین امروز خواستار بود. رسیدن به موقعیت برابر در عرصه سیاست و اجتماع در گرو برابری اقتصادی است، اما جدال برای بدست آوردن فرصت زندگی کردن و بهبود اوضاع زنان، صف اول مبارزه طبقاتی پرولتاریا و جنبش سوسیالیستی است. جامعه ای که صدای زنان طبقه کارگر و آزادیخواه در آن شنیده نشود، خواهان فوری تغییر مظاهر زندگی ضد زن نباشد، سنگر نخست را از دست داده است. تبعیض علیه زن یک پدیده اجتماعی و جهانی است. به تمام زوایای ستم بر زن باید پرداخت و برای بهبود زیست آنان در تمام عرصه های زندگی جنگید.

جنبش زنان، امروز باید ریشه ای ترین پاسخ ها را به این شرایط بدهد. از بیمه بیکاری برای تمام افراد بالای 16 سال و دستمزد برابر زن و مرد در مقابل کار برابر تا حق انتخاب پوشش، مطالبات همین امروز و بی قید وشرط زنان و طبقه کارگر است. اتحاد همه جانبه پرولتاریا ایران در گرو پایان دادن به هیبت مردانه اش است. روز جهانی زن تلنگری است بر یادآوری مطالبات ریشه ای زنان و طبقه کارگر. امروز رهایی زنان بیش از پیش ضرورت جنبش سوسیالیستی و طبقه کارگر است.

*این مقاله اولین بار در شماره 7 نشریه گام منتشر شده است.

پانوشت:

  1. خبر گزاری تسنیم– 8 اسفند 1395

  2. روزنامه ایران– 1 مرداد 1395

  3. ایسنا– 15 اسفند 1395

  4. کانال تلگرم جهان صنعت– 18 اسفند 1395

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: