اخبار ایران و جهان

خوزستان، مالامال از تناقض سرمایه داری

خوزستان، مالامال از تناقض سرمایه داری*

استان خوزستان با دو تصویر در یک جغرافیا، جزئی از کل تناقضات سرمایه داری ایران است.

ساناز اله یاری

ahwaz_2017_feb

خوزستان در یک تصویربرای سرمایه داری، استانی است که دارای 27 شهرک صنعتی بزرگ می باشد .که در این شهرک ها انواع کارخانجات صنایع و معادن و فولاد و سیمان سازی و پالایشگاه ها و پتروشیمی ها فعالیت دارند. استانی که با دارا بودن 5 رود بزرگ و دسترسی به آب های آزاد و همجواری با بازارهای مصرف کشورهای حاشیه ای خلیج فارس، و مناطق ویژه اقتصادی و بنادر بزرگ همیشه مرکز سودآوری برای سرمایه داری بوده است.

در تصویر دیگراز استان خوزستان برای مردم ، استانی زیر خاک مانده با هوای پر از آلودگی و گردوغبار و موج عظیمی از بیکاری و بیماری است.استانی که مردمش برای روزهای متوالی آب و برق ندارند .برای تنفس نیاز به کپسول اکسیژن دارند . برای امرار معاش مانند دیگر استان ها باید متوسل بشوند به بازارهای سیاه مانند دست فروشی و کلیه فروشی و

این دو تصویر به صورت آشکار نشان می دهد که چقدرسهم برداشت از رفاه و امنیت و آسایش در یک جغرافیا و کسب منافع برای مردم وسرمایه داری و دولت های سرمایه داری متفاوت است.

در هفته های اخیر موجی از اعتراضات خیابانی و تحصن و اعتصابات کارگری در خوزستان اتفاق افتاد، اعتراضاتی که نسبت به بی مسئولیتی دولت وقت و دولت های سابق در رابطه با رفع مشکل گردوغبار و آلودگی هوا و همچنین مشکلات جانبی آن مانند شیوع انواع بیماری های ریوی و رشد ابتلاء به بیماریهای سرطانی صورت گرفت .همچنین اعتراضاتی علیه بیکاری و اعتصاباتی در خصوص پرداخت نشدن حقوق معوقه ی کارگران شکل گرفت.

مردم خوزستان با حضوریکپارچه و متوالی در خیابان ها توانستند تعدادی از سران سازمان های دولتی را به خوزستان بکشانند و آنها را خطاب قرار دهند تا در مورد رفع نکردن این مشکلات از آنان جواب بشنوند. مسئولان دولتی نیز با مطرح کردن طرح هایی از قبیل تجهیز نیروگاه های برق به مقره های سیلیکون رابر و طرح بیابان زدایی وبه آنان پاسخ دادند به نحوی که گویا اصلا در مورد مشکلات چند دهه خوزستان چیزی نمی دانستند و این مشکل اولین بار است که در این استان رخ می دهد. مردم خوزستان می دانند که اگر بخواهند با یک اعتراض چند روزه دست از مطرح کردن مطالبات خود بردارند چیزی به جزء ریز گرد و تنگی نفس و بیکاری نصیبشان نخواهد شد و باید صف خود را مستحکم حفظ کنند تا به مطالباتشان تمام و کمال برسند.

اینکه چرا دولت ها به مشکلات زیستی استان خوزستان بی اهمیت هستند، دلیلش بی مسئولیتی است که سازمان های دولتی از سازمان محیط زیست و بهداشت و درمان گرفته تا نهاد ریاست جمهوری نسبت به این مسئله دارند، و همچنین ملزم نداستن دولت برای اختصاص بودجه در جهت رفع مشکلات این استان است. چرا که در طی این دوران با وجود تمامی این مشکلات و با کمترین هزینه ، این استان باز هم توانسته سود سرشاری را به خزانه بورژوازی و دولت های سرمایه داری سرازیر کند. در واقع عملکرد دولت ها در برابر مشکلات مردم چه به صورت منطقه ای و محلی و چه به صورت کلی این را نشان می دهد که هدف غایی آنها ، دفاع از حقوق سرمایه داری و جذب حداکثر و انباشت سرمایه است.

در مورد وجود ارتش عظیم بیکاران در استان خوزستان با وجود این همه شهر ک های صنعتی و فرصت های شغلی ، علت آن در حضورو بکارگیری کارگران غیر بومی و مهاجرنیست ، بلکه تنها می توان علت آن را به لزوم وجود خود ارتش بیکاران برای سرمایه داری دانست. چرا که با ارتش عظیم بیکاران است که سرمایه داری می تواند در بازار نیروی کار قدرت تعیین حقوق و دستمزد را در دست خود بگیرد. اگر سطح اشتغال در سطح ماکزیمم باشد حتی در یک منطقه (استان) این امر باعث می شود که سطح حقوق و دستمزد مطالباتی کارگران بالاتر برود و این چیزی نیست که سرمایه داری از وجود آن خرسند شود.

مطالبات و مشکلاتی که مردم خوزستان دارند و در این اعتراضات مطرح کردند، مشکلات و مطالباتی است که می توان به صورت کلی به جامعه ایران و به هر استانی تعمیم داد .مشکلات زیست محیطی که مردم سایر شهرها نیز مانند استان سیستان و بلوچستان که با پدیده طوفان شن و سیل روبرو هستند واستان تهران که با پدیده آلودگی صنعتی هوا رودروهستند و مشکلاتی از این قبیل برای سایر استان ها که شمردن آنها کم نیست. اما معضل بیکاری ، معضلی است که گریبان تک تک خانواده ها را گرفته است و در هر خانواده ای می توان یک فرد بیکار را یافت. شرایط بد اشتغال و شرایط بد سطح حقوق و دستمزد دریافتی و حتی پرداخت نشدن حقوق معوقه ی کارگران وجه اشتراکی است که این استان با تک تک استان ها دارد .

بعد از توافق برجام که پیشترها گفته شده بود این توافقات هیچ ربطی به طبقه ی کارگر ندارد، و اگر توافقی صورت گرفته فقط در جهت تقسیم قدرت و ثروت و سرمایه است. باز هم می بینیم که با تمام طرح های گشایش اقتصادی هیچ گونه اتفاق ممیونی برای این طبقه زحمت کش نیافتاده است. و چیزی که نصیب اکثریت جامعه شده است، چیزی به جزء فقر و فلاکت ،گرسنگی و بیکاری نبوده است.

مطالبات استان خوزستان می تواند مطالبات کل جامعه ایران باشد و دولت ها موظف هستند که این مطالبات را برآورده کنند. مطالباتی که اگر بیکاری هست پس باید بیمه بیکاری نیز باشد. اگر بیماری ناشی از آلودگی و نا امنی در محیط کار و جامعه است پس باید بیمه سلامت نیز باشد. اگر کارگر کار می کند پس باید حقوق اش را تحت هر شرایط اقتصادی دریافت کند.اگر بحران های طبیعی مانند سیل و زلزله و.. هست پس باید ستاد مدیریت بحران کارآمد محلی نیز باشد.

*این مقاله اولین بار در شماره 7نشریه گام منتشر شده است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: