اخبار ایران و جهان

به یاد پیكارگر پیشمرگه، رزمنده كمونیست، رفیق ناصر خسروی …

به یاد پیكارگر پیشمرگه، رزمنده كمونیست، رفیق ناصر خسروی …

 با استفاده از یادنامه او در سایت جانباختگان كومله

ناصر خسروی

رفیق ناصر خسروی در سال 13355 در خانواده ای متوسط در شهر مهاباد متولد شد. او از همان دوره نوجوانی تحت تاثیر جو و فضای سیاسی خانواده اش قرار گرفت. خانواده او از سرشناس ترین خانواده های سیاسی مهاباد بودند. دو برادر ناصر یعنی منصور و رزگار پیشمرگ کومله بودند. رزگار خسروی از کادرهای قدیمی كومله بود كه در پیش از انقلاب به خاطر فعالیت سیاسی توسط ساواک دستگیر شده، بعد از سال ها شکنجه و زندان در قیام 1357 آزاد شد.

 ناصر خسروی در دانشسرای تربیت معلم خوی تحصیل کرد و در روستاهای اطراف مهاباد به معلمی پرداخت. او در همین دوره ارتباط سیاسی وسیعی با مردم زحمتکش روستاها برقرار نمود. ناصر با استفاده از تجربیات سیاسی و کمونیستی گذشته خود نقش بزرگی در سازماندهی و رهبری مبارزات مردم شهر مهاباد و تهران در قیام 1357 داشت.

بعد از انقلاب، او با افکار کمونیستی اش به سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر پیوست. در سازمان پیکار او مدتی به کار تبلیغی و ترویجی مشغول شد ولی به زودی به صف پیشمرگان سازمان پیکار در کردستان ملحق شد و با اراده استوار در برابر نظامیان و اشغالگرانی که قصد اشغال شهرهای کردستان و سرکوبی جنبش مردمی و دمکراتیک کردستان داشتند، ایستاد. ناصر یکی از پیشمرگان فداکار و جسور سازمان پیکار بود و در انجام ماموریت و وظایف سازمانی همیشه پیشرو و پیش قدم بود. زمانی که نیروهای نظامی رژیم جمهوری اسلامی به شهر سنندج حمله کردند. ناصر با هم سنگران پیکارگر خود در بخش های مختلف از شهر و مردم در برابر تعرض دشمن دفاع می کردند. ناصر دراین جنگ بزرگ که به جنگ 24 روزه سنندج مشهور است به سختی زخمی شد. او جهت معالجه، مخفیانه به تهران انتقال داده شد و در كمیته پزشكی سازمان و در خانه های مخفی مداوا گردید. ناصر بعد از بهبودی دوباره در میان پیشمرگان سازمان پیکار به فعالیت نظامی ادامه داد.

ناصر خسروی بعد از بحران سیاسی و تشکیلاتی سازمان پیکار در سال 13600، با تعداد زیادی از پیشمرگان پیکار در اواسط سال 1361 به صفوف كومله پیوستند. ناصر در تشکیلات روستایی منطقه مهاباد کار سیاسی، تبلیغی و سازماندهی را آغاز کرد. او به زودی در میان مردم به شخص قابل اعتماد و سرشناسی تبدیل شد و با عضویت در كومله یکی از اعضای کمیته سازمانده آن شد. ناصر در طول فعالیت خود مسئولیت های زیادی از جمله مسئولیت تدارکاتی اردوگاه ها و مسئولیت ساخت و ساز اردوگاه ها را به عهده داشت.

 او همیشه دلسوز، مهربان و خستگی ناپذیر بود و وظایف خود را به بهترین وجهی انجام می داد. ناصر کادر و کمونیستی قابل اعتماد و سرشناس در منطقه بود و مردم و پیشمرگان احترام عمیقی به او قائل بودند. ناصر دردها و رنج های زیادی در دوران مبارزه متحمل شد كه یکی از آنها، جان باختن برادرش منصور خسروی یکی از پیشمرگان جسور و آگاه كومله بود.

رفیق ناصر در زمستان سال 13699 به سوئد اعزام و متاسفانه كمی بعد در آنجا به خاطر سرطان در بیمارستان شهر اپسلا بستری شد. رفقای ناصر، گروه گروه به ملاقات ناصر می آمدند، پرستاران و کارکنان بیمارستان تا آن زمان این همه ملاقات کننده ندیده بودند و در تعجب بودند که این مریض کیست که این همه ملاقاتی دارد که از سلامتی رفیق شان در نگرانی بسر می برند. ناصر تحت عمل جراحی قرار گرفت ولی تلاش جراحان نتیجه بخش نبود و ناصر بعد از دو روز مبارزه با مرگ در تاریخ 17 ژوئیه 1991 در بیمارستان اپسلا جان باخت. 

 رفیق ناصر خسروی با حضور صدها نفر از مردم کورد مقیم سوئد، دوستان و همرزمانش در کنار تعداد دیگری از رفقایش در قبرستان بزرگ استکهلم بخاک سپرده شد. یادش همیشه زنده خواهد ماند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: