اخبار ایران و جهان

آیا زنبورهای عسل سوسیالیست هستند ؟

 
 
اجازه دهید نوشته را با طرح یک سئوال شروع کنیم : چرا گلها خوش رنگ ، خوش بو و خوش طعم هستند ؟ همانطور که میدانید گلها اندام های جنسی و تکثیری گیاهان هستند و برای باروری نیاز به گرده افشانی دارند و از آنجا که گیاهان پا ندارند و نمیتوانند حرکت کنند ، گرده افشانی و بارور شدن به کمک باد یا حشرات و یا عوامل دیگر صورت میگیرد . حشرات به ویژه زنبور عسل در این میان نقش ویژه ای دارند . زنبور های عسل همراه با گیاهان طی تکامل تاریخی و طولانی مدت خود در یافته اند که نیاز به تعامل و بده بستان متقابل دارند ، تکاملی که طی گذر زمان نهادینه و تثبیت شده و به صورت غریضی و نهادینه شده وظایفی را برای دو طرف ایجاد کرده است .
رنگ مشخص گلها علامت ، آدرس و سیگنالی به بینائی قدرتمند زنبورها است که بیائید شهد گل اینجاست (رنگ گلها دارای کنتراست رنگی و نوری شدید نسبت به محیط است) ، بوی خوش و عطر آگین گلها نیز پیام و آدرسی است به بویائی قدرتمند زنبورها است ، که بیائید و از شهد شیرین و انرژی زای گل تغذیه کنید و نیاز خود را رفع کنید ، طعم شهد نیز مشوق دیگری است ، حتما بو و طعم عرق بیدمشک ، گلاب و غیره را چشیده اید .
خوب ، گیاه از زنبور عسل چه نفعی میبرد ؟ زنبور هنگام نشستن بر روی برگ گل بلافاصله اقدام به مکیدن شیره گل مینمایدو در همان حال تعداد زیادی گرده گل که حامل ژنها هستند به پرزهای بدنش میچسبند و هنگام تغذیه از سایر گلها تعدادی از گرده ها را به گلهای جدید منتقل و آنها را بارور میکند . امروز باغداران و کشاورزان از زنبور داران برای استقرار صد ها کندو در کنار باغها و مزارع خود استقبال میکنند ، زیرا از زنبورها آموخته و به تجربه برایشان ثابت شده زنبور عسل میتواند 20 الی 40 درصد محصول مزرعه را افزایش دهد ، این نیز یک همکاری طبیعی ، دیالکتیکی و اقتصادی پایاپای است ، که زنبوردار عسل فراوان برداشت میکند و کشاورز نیز محصول بیشتر برداشت میکند ، اکنون با صنعتی شدن کشاورزی عسل حاصل شده از گلهای متنوع دشت و کوهستان نیست ، عسلها عمدتا با انواع گل مزرعه : گلزا ، اقاقیا و …… مشخص میشوند و طعم ، مزه ، رنگ ، غلظت و قیمتهای های متفاوتی دارند .
زنبورها فقط از شهد گل استفاده نمیکنند بلکه در بهار و تابستان از گرده گل برای تغذیه نوزادان خود استفاده میکنند ، زنبورها گرده ها را با شهد گل آغشته نموده ، به هم میچسبانند (شبیه عدس) و آنها را به دو پای بزرگ خود وصل کرده و به این روش گرده ها را به داخل کدو میاورند و آنها را در خانه های شش گوش مومی ذخیره میکنند ، اگر به رفت آمد خستگی نا پذیر زنبورها در مدخل کندو نگاه کنید گرده ها را همراه زنبورها خواهید دید که بسته به نوع گلها به رنگهای زرد ، سرخ ، آبی ، بنفش و غیره قابل مشاهده بود و زیبائی خاصی دارند .
کندو
کندو در واقع یک واحد اجتماعی ، شهری و مستقل زنبور عسل است که جمعیت آن بستگی به حجم فیزیکی کندو دارد ، جمعیت کندوهای جدید معمولا بین 20 الی 100 هزار رنبور است . در هر کندو سه نوع زنبور وجود دارد : زنبور ملکه ، زنبور های کارگر و زنبورهای نر . زنبور ملکه تنها زنبور ماده درون کندو است و صرفا وظیفه تولید مثل را به عهده دارد و همه روزه صدها و یا هزاران تخم میگذارد (تخمها ، سفید به باریکی نخ قرقره ودارای طول یک تا یک ونیم میلیمتر بوده و قابل مشاهده اند) ملکه هیچگاه از کندو خارج نمیشود . زنبورهای کارگر از او پرستاری نموده به او غذا میدهند و مدفوع اورا از کندو به خارج منتقل مبکنند ، امکان ندارد در آن واحد در کندو دو ملکه وجود داشته باشد ، در صورت وجود دو ملکه حتما ملکه مسن تر توسط کارگران کشته میشود ، زیرا دلیل و توجیهی برای وجود او وجود ندارد . ملکه تا حدود هفت سال میتواند عمر کند .
غیر از ملکه بقیه زنبوران عسل همه زنبور کارگر و از نظر جنسیتی  خنثی هستند . زنبور های کارگر عملا سه شیفت کار میکنند ، به همین جهت حد اکثر عمر آنها سه الی شش ماه است ، روزی 12 الی 14 ساعت به جمع آوری شهد گلها مشغولند و شبها نیز تا صبح در تاریکی مطلق روی شهد های جمع آوری شده داخل حفره های شش گوش مانند فن با بالهایشان آنقدر باد میزنند تا آب آنها تبخیر شده و به حداکثر غلطت ممکن برسد و سپس درب حفره را با موم به گونه ای مسدود میکنند که درون آن هوا نباشد ، به این ترتیب عسل عملا غیر قابل فساد میشود .
زنبورهای نر
در مواقع عادی در کندو هیچ زنبور نری وجود ندارد ، اما در مواقعی که کندو تکثیر پیدا کرده (اصطلاحا بچه کرده و ملکه جدید و باکره است ، چون باید تخم های ملکه باردار شود ، زنبورهای کارگر اقدام به تولید ده ها یا صد ها زنبور نر میکنند ، این زنبور های نر دارای هیکلی درشت و چند برابر زنبور های کارگرند و هیچ کاری انجام نمیدهند و فقط از عسل تغذیه میکنند . بالاخره یکی از این زنبورهای نر موفق به جفت گیری با ملکه میشود و ملکه تا پایان عمر تخم هائی که میگذارد همه بار دار خواهند بود و دیگر نیازی به زنبورهای نر نیست ، لذا از آنجائی جامعه زنبورها دارای خصائل سوسیالیستی است ، مفت خوری ممنوع است و تولید آنها هدفمند و برنامه ریزی شده است ، لذا بلا فاصله پس از جفت گیری ملکه ، زنبورهای کارگر اقدام به کشتار تمام زنبورهای نر میکنند و جسد آنها را به بیرون از کندو میندازند ، زیرا آنها دیگر دارای هیچ فلسفه وجودی توجیه پذیری نیستند ، اگر آنها زنده باشند تمام عسل جمع آوری شده را مصرف و در زمستان موجودیت کندو به خطر میافتد . صحنه درگیر شدن ده ها زنبور کارگر برای کشتن یک زنبور نر قدرتمند واقعا دیدنی است .
مدیریت کندو
نظم و راه و روش اداره کندو رنگ سوسیالیستی دارد و هیچ گونه تبعیض و یا رفتار غیر منطقی مشاهده نمیشود ، همه زنبور ها آگاهی ، عملکرد و نقش برابری دارند ، منتهی نمیتوان به آن آگاهی نام نهاد ، زیرا این آگاهی از نوع (rom) ثبت شده و غیر قابل تغییر است و طی میلیونها سال تکامل به اوج کارائی و راندمان خود رسیده است . نحوه مدیریت کندو هنوز جزو رازهای کشف نشده است ، قطعا ملکه در مدیریت نقشی ندارد ، و معلوم نیست کارگران با چه روش و مکانیسمی بعضی از تصمیمات اساسی را بدون هیچگونه تنشی اتخاذ میکنند . یکی از تصمیماتی که زنبوران کارگر اتخاذ میکنند اینست که در مواقعی که جمعیت کندو در اواخر بهار زیاد شده و دچار کمبود فضا میشوند ، تصمیم کرفته میشود تعداد معدودی ملکه بوجود آید ، تفاوتی بین تخمهای ملکه وجود ندارد ، بلکه زنبورهای کارگر با نوع غذائی که به لارو ها میدهند این تخمها را به ملکه یا زنبور نر تیدیل میکنند ، ملکه دارای قدی کشیده تر و کمی بزرگتر از زنبورهای کارگر است و حفره لارو آن نیز بزرگتر و گنبدی شکل است و قابل تشخیص از سایر زنبور ها است . زنبورها به ملکه خیلی اهمیت میدهند ، زیرا هستی و تداوم زندگی کندو به آن بستگی دارد . خوب ، حالا ملکه قدیمی در کندو هست و ملکه های جدید در شرف متولد شدن هستند ، ملکه قدیمی میداند که اگر کندو را ترک نکند حتما کشته خواهد شد ، چون طبق قانون کندو همواره باید فقط یک ملکه در کندو باشد و بین دو ملکه حتما ملکه مسن تر کشته خواهد شد . لذا یک روز قبل از تولد اولین ملکه ، ملکه قدیمی از کندو خارج شده روی شاخه درختی مینشیند و به دنبال او 30 الی 40 درصد جمعیت زنبوران کارگر کندو (چند ده هزار زنبور) همانند یک ابر سیاه از کندو خارج شده (انشعاب میکنند) و دور ملکه بصورت یک توپ جمع میشوند (اصطلاحا کندو بچه میکند) ، این بچه کندو با ده ها هزار زنبور چند ساعت در همانجا صبر میکنند تا تعدادی از زنبوران کارگر محل مناسبی بری سکونت پیدا کنند ، سوراخی ، شکاف کوهی یا تنه درختی پیدا کنند ، پس از یافتن محل جدید ، ملکه به سوی محل حرکت کرده و زنبورهای کارگر مانند یک ابر بدنبال او میروند ، در اینصورت بچه زنبور از دست میرود ، مالک کندو باید در همان چند ساعت اولیه آنرا مهار و به کندوی خود منتقل کند . حالا کندوی قدیم فاقد ملکه بارور است و ملکه جدید باکره است ، لذا اقدام به تولید زنبور نر میشود تا ملکه باردار شود و تخمگذاری کند .
سازمان تصمیم گیری و مدیریت کندو بسیار راز آلود است ، تصمیم گیری ها کاملا روان و بدون تنش صورت میگیرد : تولید ملکه ، تولید بهنگام زنبور نر ، کشتن ملکه های اضافی و مسن ، کشتن نر ها بلافاصله پس از جفت گیری ملکه ، طراحی و ساخت حفره های شش گوش و متحد الشکل و ….. هر چند از کلمه «ملکه» برای تنها زنبور مادینه کندو استفاده شده است ، اما منظور رهبر و یا رئیس کندو نیست ، او صرفا وظیفه تخمگذاری را به نحو احسن انجام میدهد ، ساختار تصمیم گیری کندو مطلقا هرمی نیست بلکه کاملا افقی است ، این انبوه جمعیت زنبوران کارگر هستند که معلوم نیست با چه روشی با هم ارتباط پیدا کرده و تصمیم گیری میکنند .
ارتباطات
زنبور عسل از قدرت بینائی و موقعیت یابی (GPS) و ارتباطات فوق العاده ای بر خوردار است . با اینکه برای جمع آوری شهد گلها گاه تا چند کیلومتر دور تر از کندو پرواز میکنند ، اگر کندو را فقط یک متر جا بجا کنید زنبور ها هنگام بازگشت به همان مکان اولیه بر میگردند ! زنبور های عسل با رقص و حرکات خاصی که شبیه عدد 8 انگلیسی است به سایر زنبورها آدرس و مسیر محل های گلدار را  به هم نشان میدهند .
سیستم دفاعی و تهاجمی
زنبورهای کارگر با روشهای انتحاری و شیمیائی از خود دفاع و یا حمله میکنند . نیش زنبور عسل مانند قلاب ماهیگیری دارای زائده ای است که پس از فرو رفتن در بدن گیر میکند و خارج نمیشود ، در نتیجه نیش زنبور به اضافه مخزن زهر از بدن زنبور کارگر خارج شده و بلافاصله میمیرد ، ماده  شیمیائی موجود در زهر زنبور به گونه ای است که بوی خاصی را به سرعت از خود منتشر میکند و باعث آگاهی سایر زنبوران از خطر میشود ، زنبورها قابلیت تشخیص محل و جهت انتشار این بو را دارند ، لذا موجب هجوم انتحاری بقیه زنبورها به آن جهت و هدف میشود .
حشرات بسیاری مانند پروانه و سوسک ها از شهد گلها استفاده میکنند ، اما تنها زنبور عسل است که دوراندیشانه این شهد را به عسل تبدیل کرده ، استریل و بسته بندی میکند و آنرا برای پائیز و زمستان ذخیره میکند تا به هستی خود تداوم بخشد . بی شک زنبور عسل شاخه تکاملی پیشرفته تری نسبت به سایر حشرات دارد . این دور اندیشی تکامل یافته به بخشی از حافظه ثابت ، غریضی و پاک نشدنی آنها تبدیل شده است .
زنبورها بطور غریضی به بهداشت بسیار اهمیت میدهند ، اگر موجودی خارجی به داخل کندو نفوذ کند آنرا میکشند و جسد آنرا به بیرون منتقل میکنند ، اما اگر یک موش نفوذ کرده باشد و پس از کشتن نتوانند به علت بزرگی آنرا به خارج منتقل کنند ، جسد موش را مومیائی میکنند .
سئوال و پایان
آیا ، ما این انسانِ «اشرف مخلوقات» پیشرفته تریم یا زنبور عسل ؟
آیا در تکامل بشر نیز روزی فرا خواهد رسید که سوسیالیسم به آگاهی غریضی و پاک نشدنی ذهن و حافظه بشر تبدیل شود ؟
 
صدیقه جوادی
 
telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: