تاریخی

خوشباوری خطرناک در باره امکان کنترل رهبران احزاب نئوفاشیست در شرایط بحرانی

holland_01

احمد پوری

دو شایعه خوشباورانه خطرناک در مورد ویلدرس یا ترامپ های اروپا و آمریکا هست که می گویند:
اولا: نگران نباشید دمکراسی اروپا یا امریکا قویتر از اینهاست و می تواند خودرایی و دیکتاتوری آنها را کنترل کند…
ثانیا: اینها افراد فرصت طلبی هستند که با موج سواری و با حمایت گروهی اندک، بطور تصادفی سرکار آمده اند نظام با آنها نیست و بزودی برکنار خواهند شد!…

جواب توهم اول بسیار روشن است. آن دمکراسی ایی که ویلدرس ها و ترامپ ها را در دامن خود پرورش داده و با آگاهی از باورها و وعده های انتخاباتی شان به چنین افراد خطرناکی اجازه داده با دستیابی به بالاترین مقام اجرایی طبقه حاکم، بر اریکه قدرت تکیه زنند، همان دمکراسی به آنها اجازه پیاده کردن اهدافشان را خواهد داد!… در ضمن در توهم شماره یک، نکته بسیار ظریفی هست. اعتقاد به قدرت اصلاح پذیری اتوماتیک دمکراسی موجود، مخالفان نظام را بدون سرکوب خشن خلع سلاح و پاسیو می کند!…

جواب توهم دوم این استکه ویلدرسها مطقا فرد نیستند و تصادفی بقدرت نرسیده اند!
هیچ فاشیستی، هیچ رهبری بدون حمایت بخش غالب یا موثر طبقه حاکم، شرکتهای چندملیتی، نظام سیاسی، ارتش… و توده ها نمی تواند بقدرت برسد!

خیرت ویلدرس رهبر حزب آزادی در سال 2016 برای چهارمین بار بعنوان بهترین سیاستمدار سال انتخاب شد! او یک شبه به این موقعیت نرسیده است. چهارده سال است که بطور مرتب رشد می کند و بر تعداد هوادارانش در تمام سطوح اجتماعی افزوده می شود! اگر در انتخابات آینده به بالاترین پله ها صعود کند… خیلی ها تلاش می کنند بگویند چنین وضعیتی انحراف از کاپیتالیسم است! دمکراسی کاپیتالیستی چنین فردی را تحمل نخواهد کرد!…

» اگر داعیه مبارزه با فاشیسم داریم، باید اول آنرا بشناسیم. خوشخیالی ما را مدد نخواهد کرد، و تکرار اوراد خوشبینانه همان قدر غیر کافی و بیفایده است که مراسم رقص سرخ پوستان برای نزول باران.» (1)

این سئوالها تنها امروز مطرح نشده اند به تاریخ نگاه کنید درسهای آموزنده فراوانی هست برای کسانیکه چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن دارند و قلبی که برای رهایی بشریت می تپد… در نهایت تاسف یکی از مهمترین درسهای تاریخ این است که انسان از تاریخ درس نمی گیرد!…

خطر دستکم گرفتن رهبران فاشیسم و جواب اریک فروم
» در ابتدا بسیاری در این تصور دلخوش بودند که پیروزی دستگاه های قدرتگرا، نتیجه دیوانگی عده ای کوچک است. و این جنون سرانجام به سقوط آنها منجر خواهد شد… توهم شایع دیگر و شاید خطرناکتر آن بود که تسلط مردانی چون هیتلر بر تشکیلات وسیع دولت صرفا نتیجه شیادی و حیله و حکومت آنان و دست نشاندگانشان فقط بر پایه زور استوار است. و خلق همگی آلت بدون اراده خیانت و وحشتند.
اما در سالهایی که از آن پس گذشته، نادرستی این استدلالات روشن شده است. اکنون ناگزیر این حقیقت را باز می شناسیم که میلیونها نفر مردم آلمان با همان اشتیاق آزادی خود را تسلیم کردند که پدرانشان برای آن جنگیده بودند، و به جای طلب آزادی در جستجوی راههای گریز از آن برآمدند و میلیونها نفر دیگر اصولا اعتنایی نکردند و معتقد نشدند که دفاع از آزادی ارزش جنگیدن و جان سپردن دارد.
همچنین دریافته ایم که بحران دمکراسی مشکل خاص آلمان یا ایتالیا نیست. بلکه مسئله ای است که هر دولت امروزی با آن مواجه است… » (2)

این حقیقت بطوری در گفتار جان دیوئی موثر بیان شده که بهتر است کلمات خود او را عینا نقل کنم. او می گوید: » خطری که دمکراسی ما را تهدید می کند وجود حکومتهای دیکتاتوری متمرکز در سرزمین های دیگر نیست؛ این خطر در وجود شرایطی است که در کشورهای دیگر پیروزی را از آن قدرتهای خارجی و انضباط و تبعیت جمعی و وابستگی به پیشوا کرده اند و نزد ما در وضع روانی و موسسات اجتماعی ما نهفته اند. بنا براین میدان مبارزه نیز همین جاست: در درون ما و در موسسات اجتماعی ما.» (3)

تصور غالب براین بود که نیروهای شیطانی و تاریک اندیش به گذشته های دور و پادشاهان و روحانیون و کشیشهای فریبکار و خردستیز دوران قرون وسطی تعلق دارد…
» دوران گذشته چون کوه آتشفشانی می نمود که اکنون مدتها خاموش و سرد شده است. با ایمنی و اعتماد احساس می شد که موفقیتهای دمکراسی نیروهای شوم را از بیخ برکنده است. جهان همچون خیابانهای روشن شهری جدید تابناک و امن به نظر می رسید. جنگها آخرین بقایای روزگاران پیشین پنداشته می شدند و کافی بود فقط یک جنگ دیگر در گیر شود که به همه جنگها خاتمه دهد. بحرانهای اقتصادی «حادثه» به نظر می آمدند، هر چند که وقوع این حوادث با ترتیب خاصی ادامه می یافت.
وقتی فاشیسم قدرت را در دست گرفت، بیشتر مردم چه از جنبه نظری و چه از لحاظ عملی آماده آن نبودند. آنها نمی توانستند باور کنند که ممکن است از انسان چنان تمایلی به بدی، آن همه شهوت برای قدرت، آن اندازه عدم توجه به حقوق ضعفا یا چنان اشتیاقی برای تسلیم به ظهور برسد. فقط معدودی پیش از انفجار از غرش این آتشفشان آگاه بودند. نیچه و مارکس هریک بطریقی خوشبینی توام با آسوده خیالی قرن نوزدهم را آشفته بودند. چندی بعد فروید اعلام خطر کرد. … » (4)
ص 28 کتاب گریز از آزادی اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند

وضعیت خطرناک جهان و بشریت
» جهان لایتناهی و در عین حال پرخطر شده است… انسان در مقابل معنای زندگی سرگردان مانده و در نتیجه حیران شده که هدف از زندگانی چیست و او کیست؟ نیروهایی بالاتر از شخص چون سرمایه و بازار، آدمی را تهدید می کنند و رابطه او با مردم که همه بالقوه به شمار می روند، به بیگانگی و خصومت آمیخته است. خلاصه آنکه آدمی تنها و مجزاست و خطر از همه سو تهدیدش می کند… مقهور احساسی از هیچی و بیچارگی خویش گشته است. بهشت برای همیشه گم شده، فرد به تنهایی با دنیا روبروست: بیگانه ای است در جهانی بیکران و پر خطر.
تردید نیست که آزادی جدید احساسی از نا ایمنی، ناتوانی، شک، تنهایی و اضطراب به وجود خواهد آورد. اگر قرار باشد آدمی در انجام وظایفش توفیق یابد، باید این احساسات تسکین پیدا کنند و آرام شوند. » (5)
«در سال 1950، ویلیام فاکنر در خطابه ای به مناسبت پذیرش جایزه ادبی نوبل اعلام کرد:
» تراژدی ما امروز ترسی جسمی، جهانی و همگانی است… دیگر از مشکلات روحی سخنی نیست. تنها این سئوال در میان است که کی از هم پاشیده خواهم شد؟» او سپس به مردان و زنان جوانی که قلم بدست می گیرند هشدار داد که بدون این حقایق «هر داستانی ناپایدار و محکوم به نیستی است.» و نویسندگان » تا اینها را دوباره نیاموزند، چنان خواهند نوشت که گویی در میان آدمیان ایستاده اند و انقراض انسان را می نگرند» و بعد در جمله ای که طنین آن بلافاصله در سراسر عالم پیچید، در بیان ایمان خود به آینده افزود: » من از پذیرفتن انقراض انسان سر باز می زنم… من به قبول این سخن گردن نمی نهم. اعتقاد من بر این است که انسان نه تنها پایدار خواهد ماند، بلکه پیروز خواهد شد!» » (6)
اریک فروم بدرستی جمله خبری او را به جمه ای پرسشی تبدیل می کند و برای واداشتن بشریت به تفکر و تامل می پرسد: » آیا انسان پیروز خواهد شد؟»

یکی از مهمترین خصلتهای رهبران پوپولیست و نئوفاشیست دادن وعده های متناقض و ظریفت بی پایان به اصطلاح پراگماتیسم و دروغگویی آنهاست!… نمونه عینی این مسائل را می توانید در هلند در آقای خیرت ویلدرس مشاهده کنید…
یادداشت زیر را سال پیش بعد از ماجرای شب اول ژانویه کلن نوشتم که خیرت ویلدرس خودش را قهرمان دفاع از زنان اروپایی جا زده بود! در نهایت تاسف تعداد قابل توجهی از پناهندگان ایرانی و خاورمیانه ای بدلایل ضعف هایی که دارند فکر می کنند اگر از احزاب راست افراطی یا نئوفاشیستی مانند ویلدرس دفاع کنند زمین لرزان زیر پایشان استوارتر می شود!…

سیاستهای زن ستیز و یک بام دو هوای رهبر نئوفاشیستهای هلند افشا شد!
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1253398244679408

حزب آزادی ویلدرس تنها حزبی است که در پارلمان هلند، درست در جایی که باید با تصویب قوانین مترقی به موثرترین نحو از حقوق زنان دفاع کند، علیه تمام قوانینی که خشونت علیه زنان را محکوم و قابل پیگرد قانونی قرار می دهد رای میدهند! در حالیکه وی همزمان با این عملکرد ضد زن، با موج سواری بر ماجرای شب سال نو در شهر کلن وانمود می کند که نئوفاشیستهای «حزب آزادی» قهرمان دفاع از حقوق زنان هستند!
ویلدرس همانند تمامی نئوفاشیستها به بهانه دفاع از زنان در عمل فقط به پاشیدن تخم ترس و ترویج خشونت و اموج بیگانه ستیزی اجتماعی دامن می زند. همزمان، پشت فریادهای احساساتی و گرد و خاکی که با همنوایی رسانه ها براه انداخته اند، مشکلات واقعی خشونت علیه زنان را، پنهان و فراموش می کنند!
واقعیت عمل کرد ویلدرس و حزب آزادی در این باره چه می گوید؟

» حزب آزادی در داخل پارلمان و خارج از پارلمان با قویترین صدا از بلندترین برج ها و مناره ها در شیپور دفاع از حقوق زنان می دمد، ولی در عمل حتی انگشت کوچک خود را برای دفاع از حقوق زنان بحرکت در نمی آورد! حزب آزادی شش ماه پیش علیه قانونی کردن لایحه ای رای داد که هدف آن: محو کردن خشونت علیه زنان و خشونت خانگی را بطور بین المللی قابل تعقیب و غیرممکن میکند.
توافق استانبول یا کنوانسیون شورای اروپا (یازده ماه مه سال 2011 ) در مورد پیشگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان و خشونت خانگی، یک کنوانسیون بین المللی است. طبق این کنوانسیون پیشگیری، حفاظت از قربانی و تعقیب و محاکمه عاملان خشونت، مسئله محوری است. برای قراردادن برنامه و مشکلات اجتماعی موجود «زنان مان» در دستور سیاست روز، تلاش برای تصویب آن توسط احزاب در پارلمان فرصت مناسبی بود. …

به نظر اعضای حزب آزادی PVV موضوع مورد بحث برای دفاع از حقوق زنان حتی ارزش آن را نداشت که در پارلمان وقت بگیرند و علت رای ندادن به این لایحه را توضیح دهند!
اعضای حاضر از فراکسیون حزب آزادیPVVدر پارلمان با توجه به ماده 121 از پروسه تصویب قوانین، تنها می خواستند مخالفت صریح خود را با تصویب لایحه پیشنهادی توافق استانبول و کنوانسیون شورای اروپا در مورد پیشگیری و مبارزه با خشونت علیه زنان و خشونت خانگی، بروشنی ثبت کنند!…
علاوه بر موارد فوق در تصویب چندین لایحه مترقی برای دفاع از حقوق زنان که توسط احزاب دیگر به پارلمان هلند ارائه شده بود، مانند: جرم شناختن ازداواج اجباری، ختنه کردن زنان، و زندانی کردن زنان در خانه، و محافظت بهتر از زنان و بچه هایی که در این خشونت های خانگی آسیب دیده اند… جلوگیری از کاربرد خشونت اقتصادی در رابطه زناشویی علیه زنان… حزب آزادی به تمام این موارد رای منفی داده است! » (7)

باور کردنی نیست، درست سه روز بعد از این افشاگری ویلدرس می تواند بدون کوچکترین مشکلی به شوهای بیگانه ستیزی خود با قدرت تمام ادامه دهد و مورد حمایت پلیس و رسانه قرار گیرد!
» ویلدرس معتقد است با آمدن پناهجویان به اروپا احتمال تجاوز و تعرض جنسی به زنان افزایش یافته است. ویلدرس معتقد است که زنان با اسپری مقاومت می توانند از خود محافظت کنند.
زنانی که مخالف ویلدرس بودند و علیه او تظاهرات کرده بودند می گفتند: «ویلدرس یک فمنیست قلابی است.» … «او حق ندارد بنام ما صحبت کند.» … » (8)

ویلدرس به موثرترین نحو با استفاده از هر فرصتی جنگ نیابتی اروپا علیه پناهجویان و مهاجران را به پیش می برد…
ویلدرس می خواهد زنان هلند را به اسپری مقاومت در مقابل بمبهای تستوسترون مسلمان مسلح کند !
بعضی وقتها در تاریخ فاصله بین تهدیدها در حرف تا عمل بسیار کوتاه می شود!

در انتخابات سال 1919 در میلان که بزرگترین پایگاه فاشیستها بود،موسولینی از مجموع 275.000 رای، 5000 رای آورد! نتایج آنقدر دلسرد کننده بود که او می خواست از ایتالیا برود… «موسولینی با کمک ثروتمندان میلان که ویژگی بالقوه سوسیالیسم ستیزی فاشیسم را احساس کرده بودند،توانست روی پای خود بایستد!» … هسته های فاشیسم در مراکز استانها… آغازگر یک سیاست زورگویی و قلدری از طریق اعمال خشونت به وسیله دسته های فاشیست علیه سازمانها، تاسیسات و مبارزان سوسیالیست و اتحادیه های کارگری بود. … در طول دو سال بعد، ماموریتهای تنبیهی فاشیستها بصورت یک امر عادی درآمد. سازمانها و احزاب چپ، اتحادیه های سوسیالیستی و مجامع دهقانان کاتولیک، و نیز دفاتر روزنامه ها و چاپخانه های متعلق به گروههای چپ، توسط فاشیستها غارت شد و اکثر آنها بطور کامل در آتش سوختند. خشونت جسمی و تحقیر (آزار روحی) از راه استفاده از چماق، چاقو و اسلحه و خوراندن روغن کرچک، که بوسیله فاشیستها برای جلوگیری از فعالیتهای چپ گراها و اتحادیه های کارگری اعمال می شد و غالبا از خیرخواهی و مساعدت مقامات پلیس و مشارکت آنان در ساعات غیراداری، برخوردار بود، فاشیستها را به کاریهای شگرفی برمی انگیخت.

در فاصله پائیز 1920 و تابستان 1922 ساختار تشکیلاتی اتحادیه های کارگری سوسیالیستی در بسیاری از نقاط مرکز و شمال ایتالیا نابود شد. در حالیکه اعتصاب ها و عضویت در اتحادیه های کاثش می یافت، بر نفوذ دسته های فاشیست افزوده شد و تعداد اعضای آنها رو به افزایش نهاد. در 1922 اکثر استانهای خارج از منطقه جنوب دارای یک سازمان وسیع فاشیستی به ریاست یک «راس» (یک کلمه اتیوپیایی به معنی رئیس) بودند. … با اینکه فاشیسم هنوز هم در جنوب ایتالیا نسبتا ضعیف بود، و دو سال قبل، تعداد اعضای آن به 1000 نفر عضو کاهش یافت، در نیمه سال 1922 تعداد اعضای آن در سطح کشور به 250.000 نفر رسید. » (9)
در اکتبر سال 1922 مارش پیروزی فاشیستها را در رم سازماندهی کرد و بر اریکه قدرت نشست!
» در سال 1928 نازیها نزدیک به 800 هزار رای بدست آورده بودند. آراء آنها در سال 1930 به نزدیک به 6 میلیون و 500 هزار رای افزایش یافته بود. در انتخابات سال 1932 هم قریب به 14 میلیون رای بدست آوردند. …» (10)

» سهم نازی ها از آراء انتخابات رایشتاک در ایالت شلزویگ هولشتاین از چهار در صد در سال 1928 به پنجاه و یک درصد در سال 1932 افزایش یافت.» (11)
هیتلر به عهد خود وفا کرد و دمکراسی را به شیوه دمکراتیک نابود کرد!

در اروپا این امکان دور از ذهن نیست که گروه های نئوفاشیست از پخش اسپری مقاومت در بین هواداران خود به پخش مسلسلهای «مقاومت» گذر کنند! زیرا اروپای امروز و امپریالیسم گرفتار در بحران جهانی اقتصادی بفکر تغییر سیستم، حل ریشه های مشکلات و کم کردن فلاکت قربانیان نیست! بجای تمامی راه حلهای علمی و انسانی به خشونت بیشتر و له کردن قربانیان و حذف و پاک کردن جوامع از فقرا می پردازند! … تعداد حملات به خانه ها و کمپهای پناهندگان و سیاستمدارانی که از پناهجویان دفاع می کنند ابعاد وحشتناکی بخود گرفته است… این وضعیت می تواند به بحران فاشیستی منجر شود!…
زمانیکه این اتفاق رخداد دیگر برای بیدار شدن دیر است! فاشیسم قوانین خود را در تمام ابعاد تا سقوط به ته دره بربریت به جامعه دیکته خواهد کرد!
بشریت یکبار از این ایستگاه فاشیسم در جنگ دوم جهانی رد شد! به نظرمیرسد امپراتوران نامرئی حاکم بر نظام کاپیتالیستی به خاطر منافع حقیر خود آگاهانه نمی خواهند از تاریخ درس بگیرند و یکبار دیگر بشریت را بسوی فاشیسم هدایت میکنند!…
ما باید بتوانیم ترویج خشونت دولتی و نئوفاشیستی و مذهبی را در پروسه تاریخی خود و در اشکال متفاوتش نقد و به موقع متوقف کنیم…
به نظر می رسد دولت و پلیس و رسانه های هلند در مقابل ترویج خشونت و نئوفاشیسم توسط ویلدرس تلاش جدی برای متوقف کردن او ندارند!
» ماجرای شب ژانویه کلن هنوز بعد از سه هفته بطور کامل در خدمت جریانات راست افراطی و نئوفاشیست بشدت بکار گرفته می شود!
ویلدرس رهبر نئوفاشیستهای هلند امروز شخصا اسپری مقاومت رنگی در بین مردم پخش کرد!
ویلدرس رهبر نئوفاشیست «حزب آزادی» هلند که همیشه حتی در پارلمان هلند حداقل توسط چهار محافظ از او نگهبانی می شود، در بازار شهر اسپیکنس با همراهانش بطور سمبلیک 70 اسپری رنگی برای » علامت گذاری روی مجرمین » بطور مجانی بین مردم پخش کردند! (12)
دستگیری زنان فعال علیه تبلیغات راسیستی ویلدرس
گروه کوچکی از مخالفان ویلدرس درگوشه ای از بازار شهر علیه ویلدرس تظاهرات کرده بودند و با بلندگو شعار می دادند: » ویلدرس فمنیست نیست، راسیست است! » با ورود ویلدرس به بازار … پلیس می خواست آنها را از محوطه دور نگهدارد که با اعتراض این زنان روبرو می شود. ده نفر از زنان معترض بعلت سرپیچی از دستور پلیس و عدم ارائه کارت هویت به پلیس دستگیر شدند!
فروختن اسپریهای ویلدرس در فیس بوک
چند نفر از مخالفین ویلدرس هم بعد از انتشار اخبار آمدن ویلدرس به بازار این شهر برای پخش اسپری رنگی مقاومت علیه پناهجویان، یک مرتبه به این فکر می افتند که چگونه می توانند این عمل او را خنثی کنند؟ راه حل این بود که آنها هم بروند در صف مردم از دست ویلدرس اسپری رنگی مقاومت دریافت کنند و سپس آنها را برای جمع کردن کمک مالی به پناهجویان، به مردم هلند بفروشند! طرفداران این پروژه توانستند ده اسپری از دست ویلدرس بگیرند و به حراج آن در فیس بوک پرداخته اند. مردم برای کمک به پناهجویان، جهت خرید این اسپریها کمترین قیمتی که اعلام کرده اند 50 اورو هست! یعنی تا حالا حد اقل 500 اورو می توانند از این طریق برای پناهجویان جمع آوری کنند!
امنیت زنان هلند هدف آکسیون ویلدرس!
«حضور زنان طرفدار ویلدرس به همراه بچه ها چشمگیر بود. زنان سالخورده ای که ویلدرس را می بوسیدند و زنی که روی چرخ دستی معلولین بود با ویلدرس صحبت میکرد و ویلدرس در کنار بچه ها با لبخند ملیح در مقابل تمامی دوربین های تلویزیون به تبلیغات حمایت از زنان و بچه های هلندی می پرداخت!
زن 48 ساله ای هست که می گوید: من خودم از پناهجویان نمی ترسم، بخاطر دخترم آمدم و از امنیت او می ترسم زیرا دخترم در شهر دنهاخ در بیمارستانی کار می کند که در نزدیکی آن یک کمپ پناهندگی است که پر از مردان مجرد است!
خانمی بنام لیا می گوید در استخر شهر واترینگن یک دختر 12 ساله توسط یک پسر پناهجو دستمالی شده است. چرا این مسئله از اخبار سراسر پخش نمی شود؟ من می ترسم در فیس بوک این را منتشر کنم مردم مرا راسیست بنامند و محل زندگی مرا بفهمند !
بله من یک راسیست هستم!
یک زن 76 ساله که خود را رییت معرفی میکند با شهامت می گوید من یک راسیست هستم! لیا هم با او همعیقده است. او می گوید من تمام عمرم در بخش خدمات سلامتی، کار کرده ام، مالیات داده ام، حالا که سالخورده هستم و به این پولها نیازمندم همه اش را به پناهجویانی می دهند که از کشورهای دیگر آمده اند!
زنان دیگر مانند لئونی از ترس و وحشت خود صحبت می کنند… » (13)
» از ده نفر زنهای معترض به رهبر نئوفاشیست هلند که دستگیر شده بودند 9 نفر شب همانروز آزاد شدند ولی یک نفر یک شب را در زندان گذراند زیرا از دادن شناسامهیا کارت هویت خودداری کرد!
وکیل زنان معترض آقای ویلم یه بنک معتقد است که دستگیری زنان معترض علیه آکسیون ویلدرس غیرقانونی بوده و این زنان نه اغتشاش گر بودند و نه خطر شورش و بلوایی وجود داشت!
حزب سبزهای چپ و دمکراتهای 66 اعلام کرده اند که در پارلمان از دولت در باره این دستگیریها سئوال مطرح خواهند کرد!
ویلدرس معتقد است که با انتشار اسپری مقاومت به زنان کمک می کند تا در مقابل » بمبهای تستوسترون مسلمان» از خود دفاع کنند!
زنان معترض معتقدند ویلدرس راسیست و فرصت طلب است!» (14)
سیاستهای یک بام دو هوای ویلدرس، رهبر نئوفاشیستهای هلند افشا شد! ولی نئوفاشیسم در عمل به تهاجمات بیگانه ستیز و سیاستهای ضدبشری خود ادامه می دهد!
مهمترین خطر برای اروپا این است که این حزب و رهبرانش حتی بعد از رو شدن این اسناد و افشای تضاد سهمگین واقعیت و ادعاهای دروغین رهبرانش بجای اینکه خرد و خاکشیر شوند و از میدان سیاست و رسانه ها محو شوند، درست برعکس، آنها در میان رسانه ها و مردم محبوب تر می شوند! این امر بیانگر عمق و ابعاد احساسات بیگانه ستیز و راسیستی حاکم در جامعه است!… جامعه زمانی به خطرناکترین نقطه فساد و بربریت می رسد که دیگر منطق کارساز نباشد ولی احساسات مبتذل زیرشکمی و دگم های مذهبی و خردستیز فاشیستی راهنمای حرکت توده ها باشند!
اخیرا در آمریکا خانم سارا پلین که بشدت مسیحی با ایمانی است، در یک سخنرانی بغایت احساساتی بیمارگونه از دونالد ترامپ دفاع کرده است! در مهمترین برنامه تلویزیونی هلند (بایتنهوف) خلاصه اخبار جهانی در این مورد را چنین چمعبندی کردند: یک عده می گویند این مبتذلترین، بی منطق ترین تبلیغات برای دونالد ترامپ بود که انگار یک زن مست این حرفها را زده است… عده دیگر از تحلیل گران و رسانه ها معتقدند این یک پدیده جدید است! برای اولین بار ما شاهد هستیم که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا احساسات زیرشکمی قویتر از منطق عمل می کند! پس خانم سارا پلین یک بعد جدید به تبلیغات انتخاباتی اضافه کردند که واقعا کار میکند!!!…
خردستیزی مذهبی و غیرمذهبی اینگونه در خدمت امپریالیسم و فاشیسم دست در دست همدیگر به پیش می تازد و بشریت نظاره گر مفلوک و علیل این وضعیت خطرناک است که با زندگی همه ساکنان کره زمین ارتباط مستقیم دارد!
هیتلر : » رهبر باید بتواند شور و اشتیاق توده ها را بیدار کند، در عین حال باید بتواند آنها را سرجای خود نیز بنشاند.» (15)
لیپ ست( Lipset ) » اندکی سفسطه و مقدار زیادی نا امنی یک فرد را مستعد نگرش افراطی در خصوص مسائل سیاسی می سازد.» (16)
بی جهت نیست که محبوب ترین شعار فاشیستهای اسپانیا در دوران فرانکو » مرده باد عقل، زنده باد مرگ » بود. (17)
» جان کلام را یک فاشیست اسپانیائی گفت: مرگ بر خرد » (18)
فاشیسم دوست داشتنی
اثر برترام گروس
Bertram Gross
«فکر نکنید که فاشیستهای مدرن مثل هیتلر و موسولینی هستند. رهبران بزرگ دولتی و تجاری امروز به همان اندازه خواهان اعمال خشونت هستند. ولی رهبران امروز با تکیه بر تکنولوژی مدرن کارشان را خیلی ارزانتر و موثرتر از فاشیستهای قدیمی انجام می دهند. آنها بهترین و خوش قیافه ترین سیاستمداران، سازماندهندگان جشن ها، مکانیزم های کنترل و هرآن چیزی را که با پول می توان خرید در اختیار دارند. وجدان و شعور آنها اعتراف می کند که دمکراسی حقیقی بهتر است. ولی آنها با سرکوب کردن وجدانشان حقوق طبقه کارگر و متوسط را از بنیاد سست و آسیب پذیر می کنند. پرنسیپ های عملی و اجرایی آنها عبارتست از: قدرت، پول، جنسیت مردانه، قاتلها و سفید هایی که صاحب حق هستند. آنها بهداشت محیط را نابود می کنند. آنها تو را گول می زنند، برتو حکومت می کنند، تورا مورد استفاده و سوء استفاده قرار می دهند و بالاخره مراقب هستند که تو از همه این بلاهایی که سرت آورده اند شاد و خشنود باشی. آنها در بین شما براساس نژاد، جنسیت، طبقه و ملیت جدایی را سازماندهی می کنند. ولی هنوز هم از قدرت بین وایان درهراسند. آنها از این می ترسند که شما از اعتیاد به تلویزیون، مواد مخدر، کلوپهای شبانه رهایی یابید و به جای رقابت کشنده برعلیه همدیگر در اتحاد باهم برای عدالت و حقوق برابر مبارزه کنید. » (19)

خیرت ویلدرس در یکی از این عکس ها دستها و صورت آنجلا مرکل صدراعظم آلمان را به خون آلوده کرده و در زیر عکس در تویترش توضیح داده است: مرکل و مارک روته و همه رهبران بزدل اروپا با سیاست مرزهای باز سونامی پناهجویان و مسلمانان تروریست را بدرون اروپا راه داده اند!
یک لحظه فکر کنید اگر چنین کاری را اردوغان کرده بود رسانه ها و رهبران اروپا چگونه برخورد می کردند؟
مهمتر از همه اینکه ویلدرس تمامی این کارها را تحت عنوان دفاع از آزادی بیان انجام می دهد! ویلدرس تنها کسی است که در گفتن دروغ آشکار، اتهامات بی پایه، توهین علنی و لومپنی به رهبران سیاسی مخالف… از خبرنگاران و رسانه ها آزاد است! … چرا مخالفان ویلدرس نمی توانند با توسل به آزادی بیان هرچه دل تنگشان می خواهد علیه او حزبش بگویند؟ ویلدرس در آخرین مناظره تلویزیونی با مارک روته گفت در سال 2016 به هلند دویست هزار پناهجو وارد شده است! در حالیکه مرکز آمار دولتی هلند می گوید: سی و یک هزار و صدو هفتاد نفر به هلند آمده بودند! بزبان دیگر 168.830 بیشتر از واقعیت گفته است!
من ( احمد پوری ) بدلایل زیاد می توانم ثابت کنم که آمار واقعی خیلی پائین تر از این است.
یک: در هلند هر کسی که از در مرکز پذیرش پناهندگی وارد می شود شمارشگر یک عدد بالاتر می رود… اگر کسی برای بار دو و سوم تقاضای پناهندگی کند او را دو یا سه بار شمرده اند در حالیکه یک نفر است! …
دو: کسانیکه دوبلین کشورهای دیگر هستند در اسرع وقت اخراج خواهند شد ولی در سیستم هلند جزء درخواست پناهندگی شمرده می شوند…
سه: پناهجویان هلندی که از اینجا نا امید شده اند و به کشورهای دیگر رفته وقتیکه آنها را به هلند بر می گردانند دوباره شمرده می شوند!…
آیا این گونه اغرق ها و دروغگویی ها و سونامی نامیدن چند هزار تقاضای پناهندگی در ترساندن مردم و کاشتن تخم کین و نفرت بناحق تاثیر ندارد؟

به نظر شما نقش رسانه ها و رهبران سیاسی نئوفاشیست و راست افراطی در اوج گیری این نوع جنایتها چیست؟

«اشپیگل گزارش داد: بیش از هزار حمله به اقامتگاه‌های پناهندگان آلمان در سال ۲۰۱۵» (120)
راستی با وجود این همه تناقض در حرف و عمل نئوفاشیستها چرا و چگونه در قرن بیست و یکم بدون مجازات به پیش می تازند؟ با توجه به واقعیت اجتماعی که در جهان پیش روی ماست، همه جا هواداران افرادی مانند ویلدرس، دونالد ترامپ، مارین لوپن… مثل قارچ رشد می کنند! آیا چشم انداز خطرناک برای بیدار کردن توده ها، هنوز بقدر کافی و روشن در افق نمایان نیست؟

«در سال 1950، ویلیام فاکنر در خطابه ای به مناسبت پذیرش جایزه ادبی نوبل اعلام کرد:
» تراژدی ما امروز ترسی جسمی، جهانی و همگانی است… دیگر از مشکلات روحی سخنی نیست. تنها این سئوال در میان است که کی از هم پاشیده خواهم شد؟» او سپس به مردان و زنان جوانی که قلم بدست می گیرند هشدار داد که بدون این حقایق «هر داستانی ناپایدار و محکوم به نیستی است.» و نویسندگان » تا اینها را دوباره نیاموزند، چنان خواهند نوشت که گویی در میان آدمیان ایستاده اند و انقراض انسان را می نگرند» و بعد در جمله ای که طنین آن بلافاصله در سراسر عالم پیچید، در بیان ایمان خود به آینده افزود: » من از پذیرفتن انقراض انسان سر باز می زنم… من به قبول این سخن گردن نمی نهم. اعتقاد من بر این است که انسان نه تنها پایدار خواهد ماند، بلکه پیروز خواهد شد!» »
اریک فروم بدرستی جمله خبری او را به جمه ای پرسشی تبدیل می کند و برای واداشتن بشریت به تفکر و تامل می پرسد: » آیا انسان پیروز خواهد شد؟» (21)

نظر شما در این مورد چیست؟
پیوند این یادداشت در صفحه فیس بوک
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1620847707934458
منابع:

(1) کتاب گریز از آزادی اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند
(2) کتاب گریز از آزادی اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند
(3) کتاب گریز از آزادی اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند
John Dewey, Freedom and culture, G.P. Putnam’s, New York, 1939.
(4) کتاب گریز از آزادی اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند
(5) کتاب گریز از آزادی اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند
(6) کتاب » آیا انسان پیروز خواهد شد؟» اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند

(7)PVVonze vrouwenmeppen mag best
http://www.joop.nl/nieuws/pvv-onze-vrouwen-meppen-mag-best
(8)Arrestaties bij uitdeelactie Wilders in Spijkenisse
http://www.ad.nl/…/Arrestaties-bij-uitdeelactie-Wilders-in-…
(9) ص 48 و 49 کتاب موسولینی و فاشیسم اثر مارتین بلینک هورن ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی
(10) ص 227 تئوریهای انقلاب اثر آلوین استانفورد کهن ترجمه علیرضا طیب
(11) ص 231 کتاب تئوری های انقلاب اثز الوین استانفورد کهن
(12) Wilders deelt verfspray uit, opbrengst naar vluchtelingen
http://www.nrc.nl/…/wilders-deelt-verfspray-uit-in-spijkeni…
(13) Wilders deelt verfspray uit, opbrengst naar vluchtelingen
http://www.nrc.nl/…/wilders-deelt-verfspray-uit-in-spijkeni…
(14) Arrestante demonstratie tegen Geert Wilders in Spijkenisse blijft zwijgen
http://www.nu.nl/…/arrestante-demonstratie-geert-wilders-in…
(15) ص 292 کتاب تاریخ عقاید سیاسی اثر سون اریک لیدمان ترجمه سعید مقدم.
(16) ص 229 کتاب تئوری های انقلاب اثز الوین استانفورد کهن
(17) ص 106 کتاب سنت فاشیسم اثر جان وایس
(18) ص 144 کتاب سنت فاشیسم اثر جان وایس
(19) Friendly Fascism – by Bertram Gross
(20) https://mejalehhafteh.com/…/%D8%A7%D8%B4%D9%BE%DB%8C%DA%AF%…/
(21) کتاب گریز از آزادی اثر اریک فروم ترجمه عزت الله فولادوند

احمد پوری (هلند) 15 – 31 – 2017