دریافتی

کمی سریع‌تر باید بجنبیم؟

کمی سریعتر باید بجنبیم؟

یا اینکه کمی بلند بلند تر فکر کنیم

وضعیت تعادل نسبی چند ساله پیشا انقلاب ایران در کره گیتی، که مدیون ارتش سرخ کشور شوراها هستیم، با انقلاب ۵۷ایران تَـرَک برداشت و شروع به درهم ریختن کرد؛

ابتدا سونامی آن آپارتاید آفریقای جنوبی را در نوردید، در پی آن جنگ در نوار غزه و جنگ ۳۳ روزه در لبنان، پس از آن جنگ در عراق و سوریه و سپس به اکثر کشورهای سه قاره سرایت کرد که مرا به بلند فکر کردن واداشته بود.

این استاد محترم در مجموع محق بوده و از دادههایی سخن میگوید که واقعیتی تلخ بوده و آماری است که باید با احتیاط و بعنوان حد اقل هایی که سرمایداران ایرانی اعتراف کرده اند، دانست. من چند خطی را ار ابتدای آن اینجا نقل میکنم ودر زیر آدرس آن را میآورم تا همه آنرا در نظر بگیرید.

  • معوقات بانکی (وام هائی که پرداخت شده و قابل دریافت نیست) 125,000 میلیارد تومان . 80% معوقات مربوط به 500 نفر است .

  • 410,000 واحد تولیدی نیمه تعطیل در کشور وجود دارد .

  • بدهی دولت به تامیت اجتماعی 120,000 میلیارد تومان .

  • 85% بودجه دولت صرف امور جاری بوروکراسی دولتی میشود .

  • بدهی دولت به بانک مرکزی 35,480 میلیارد تومان (36% رشد) .

  • بدهی دولت به بانکها 143,200 میلیارد تومان .

  • بدهی دولت به پیمانکاران 180,0000 میلیارد تومان .

  • بدهی بخش برق 24,000 میلیارد تومان .

  • بدهی بخش برق به پیمانکاران 30,000 میلیارد تومان .

  • بدهی وزارت نفت 162,000 میلیارد تومان .

  • بدهی سازمانهای بیمه گر به وزارت بهداشت 8,390 میلیارد تومان .

  • بدهی دولت و شرکتهای دولتی 600,000 تا 700,000 میلیارد تومان .

  • بدهی مردم به بانکها 250,000 میلیارد تومان (وامهای زیر 100 میلیون تومان) .

  • معوقات بانکی بخش خصوصی 100,000 میلیارد تومان .

  • بدهی بانک ها به بانک مرکزی 105,000 میلیارد تومان

برای دیدن فاجعه اقتصادی که در پیش است به لینک کمی بُلند بُلند فکر کنیم(اینجا کلید کنید)

اگر همه این میلیارد ها را با یکدیگر جمع کنیم سر به چند صد میلیارد دلار و شاید هم به تریلیون دلار میزند.

حال ببینیم که چرا چنین است و چرا افراد حکومتی دست باین کار یازیده اند؟

زمان شروع آن خصوصی سازی و متمم ۴۴ و عضویت در سه ابراهرم بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی اعم از اینکه «اصولگرایان» یا خط امامی ها سرکار بودهاند و یا باند رفسنجانی روحانی ظریف که اکنون برسر کارند. و تا زمان عضویت در بانک جهانی و اجرای دستوراتش، قرضی در جایی موجود نبود. و داد وستد ها در تعادل اقتصادی بودند.

پس از کمی دقت و بلند فکرکردن در امور کشورهای امپریالیستی و کشورهای عقب نگه داشته شده که سعی میکنند روی پای خود بایستند، در مییابیم که این امر بـخط سرخی در میان سیاستهای تولیدی که مستقیماً در تقسیم نعم مادی در جامعه دخیل است مربوط میباشد و از آنهم وحشتناکتر در میابیم که این نوع تنظیم مالی از شرایط وجودی کشورهای سرمایداری متروپل (امپریالیستی) و کشورهای سرمایداری عقب نگه داشته شده اعم از غرب و یا شرق سرچشمه گرفته و هر کجا که روی آسمان سرمایداری همین رنگ است.

گاهی برای گول زدن جوانان از کشور «چین» سخن گفته میشود که بحرانی نمیشناسد و گاه از کشور سویس و یا آلمان و فرانسه سخن درمیان است. ولی پس از سرمایداری شدن رسمی چین که شروعش همان ابتدای انقلاب کبیر دمکراتیک نوین برهبری مائوتسه تونگ، پس از جنگ جهانی دوم بوده است و ایرانی که در بهمن ۵۷ خود را از مستعمرگی نجات داد بحران نظام سرمایداری آنها را ول نمیکند.

چنین بدهکاری هایی که بصورت مصنوعی و در روی کاغذ عمداً بوجود آورده میشود، از طریق مرکز اقتصادی جهان که همان ام.آمریکا یعنی بانکهای وال استریت میباشد بوجود آورده شده که اگر چنین نکنند در مدت کوتاهی نظام وال استریتپنتاگنکاخ سفیدسازمان جهنمی سیا و گوانتانامو درهم خواهد ریخت.

نظامهای کنونی بهیچ گونه راه نجاتی باور ندارد و اصولاً مطمئن هستند که در سرمایداری راهی جز از طریق تولید اضافه ارزش در پروسه تولید کالایی با بیکاری مزمن و قرض های نجومی کاری پیش نمیرود و گیتی در هم خواهد پاشید.

این مانند آنست که شما ماهی یک میلیون تومان حقوق بگیرید و برای آن مجبورباشید سفته پیش امضاء به کارفرما داده تا ماهانه دومیلیون تومان به قرض شما بنفع کارفرما اضافه گردد. البته با تردستی هایی که هم‌اکنون برای کارگران غیر استخدامی(کاغذ سفید امضاء) بکار میبرند و در پایان شش ماه حقوق نگرفته بدهکارهم گردیده و با اعتراض بوضع شان و تقاضای حقوق عقب افتاده شلاق میخورند.

آنهم بخاطر اینکه در کتاب مقدس اقتصادی آمریکایی که در تمام دانشگاه‌های جهان تدریس میشود، چنین نوشته شده و همه بخاطر بمبارانی پنتاگونی چاره‌ای جز عمل بدان ندارند و هیچگونه راه برون رفتی جز قرض کردن که روزی باید تاوان داد، ندارند.

این امر در هر نسلی یکبار اتفاق میافتد(هر سی سال یکبار*) در پایان نوبت مستعمرگی مدرنی میرسد که در یونان، اسپانیاشاهد آنیم و نـــتنها مجبور به بازپرداخت قروض خود با جنگلها، معادن، تولیدات… خود هستید بلکه آثار فرهنگی خود را هم باید به بانکهای آمریکایی هدیه نمایید!!

تازه اگر بهمین جا بسنده میشد، شاید خرده بورژوازی و زحمتکشان هم بهین راضی میبودند؟؟!…

نخیر، شمارا راحت نمیگذارند!

اصولاً تصور سرمایداری در زمان انحصارها، بدون تولید تضاد های انسان برانداز غیر ممکن است. همه چیز دچار تغییرات نامطبوع است و هرگز اجازه زندگی که هر حیوانی از مواهب آن برخوردار است بکسی داده نمیشود و حتی خودی ها را هم نابود مینمایند.

آری سپس نوبت تجدید تقسیم بین آلیانسهای امپریالیستی رسیده وهر چند سالی کشورهایی در اتحادیه هایی متحد میگردند تا در جنگی درگیر گردند و خط بطلان بروی قول‌های انتخاباتی که بمردم خودی داده‌اند کشیده و کارگران و زحمتکشان را در بازسازی ها بدنبال نخود سیاه بفرستند تا هه چیز فراموش شده و سپس اینهمه فجایع را با الفاضی چون شکوفایی سرمایداری، حقوق بشری، دمکراسی غربی بخوردتان داده و شمارا شستشوی مغزی میدهند!

اکنون کافیست نظری به سرتیتر روزنامه های ایران و بطریق اولی جهان بیاندازید، همگی حکایت از ورشکستگی،جنگ،کشتار، ضایعات محیط زیستیدارند.

و بهمین نحو هر سی سال با گرفتن جان میلیونها انسان بیگناه، آنرا تکرارمی نمایند.

شاید شما فریاد بر آرید اینکه خیلی بچگانه است، اینرا هر احمقی میداند که نشدنی میباشد.

آری حق باشما میباشد ولی اگر شما به دلایل و اجتنابناپذیری جنگهایی که اکنون در گذارند و جنگهای جهانی که بوجود آمده بودند و اکنون بمرحله پیشا سومین جنگ جهانی رسیده ایم پی برید،(کافیست به ارقام بالا توجه کنید که فقط مربوط بکشور ایران است) خواهید دید که جنگ تنها راه نجات از بُن بست و بحرانهای اقتصادی سرمایداری میباشد. این در جوهر و ذات سرمایداری میباشد و نمیتواند تغییری بدان داد مگر سرمایداری را بنظامی معقول که بر پرچم خود نوشته باشد «از هر کس طبق استعدادش و بهرکس در ابتدا طبق کارش و سپس طبق نیازش»

نگارنده مقاله آقای جواد کریمی بدرستی فاجعه را کشف و مطرح کرده است و به خوانندگان خود هشدار میدهد که کمی بلند بلند تر فکر کنند ولی خود امیدی به آینده نداشته و «چکار باید و چه کار نباید کرد» را باز میگذارند.

چه بجاست که ایشان در مقاله کمی بلند بلند تر فکر کنیم(قسمت دوم) «چه باید کرد و چه نباید کرد» ها را هم توضیح دهند تا «سریعتر بجنبیم» و نه آنکه غافلگیر گردیم.

زیرا این ارقام سخن از پخش اوراق قرضه و فروش ثروتهای زیرزمینی و روزمینی به سرمایداران خصوصی و بالاخص سرمایداران خارجی که دیکته بانک جهانی میباشد، در آینده دارد.

××××××××××××××××××××××××

*)- اینبار بخاطر شکست فاشیسم آلمانی، دست سازِ ام.آمریکا بدست ارتش سرخ حکومت کارگری، برای شروع به جنگ جهانی سوم استثنا به چند نسل نیاز بود!

زیرا باید اول حکومت کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را بکمک خروشچف و پشتبانی نامبرده توسط کمیته «مک کارتی» در آمریکا به سرمایداری تبدیل کرده که سرانجام آن بدست گارباچف بپایان خود رسید و با آمدن یلتسین برای امپریالیسم غرب و الیگارشهای شرق ببار نشست.

تا بتوانند تقسیم مجدد جهان را دوباره شروع کنند (شروع بازسازی آلمان و بخشش خسارات جنگیِ جنگ اول به آلمان و سرمایگذاری های میلیاردی در صنایع این کشور در سال ۱۹۲۴ برای شروع جنگ جهانی دوم توسط دول آمریکا، انگلیس، فرانسه…«قرارداد مونیخ» بماند برای مقاله‌ای دیگر)

آهنکار

۲۱ اسفند ۹۵

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    من این مقاله و مقاله‌ای که در لینک نامبرده اید از آقای جواد کریمی را خواندم، با وجودیکه دو مقاله وجه مشترکی ندارند ولی اگر این آمار واقعاً حقیقت داشته باشد در پاسخ هر دو مقاله باید گفت راه حل آن گویا رقم خورده است.
    زیرا این پایه مردمی «کوچک» که نیمی از ایرانیان را دربر میگیرد طرفدارعلی خامنه ای میباشند(آنهم در بین ایرانیانی که دست بالشان از نظر مالی بسته است این پایه مردمی را تشکیل میدهند) که آقای جواد کریمی کاملاً برعکس. شاهد:
    «…اکنون طبقه حاکمه دارای پایه مردمی کوچکی میباشد و نیز طی این 38 سال طبقات مالدار و سرمایه داران مالی بومی و تازه به دوران رسیده از رشد فوق العاده کمی و کیفی بر خوردار بوده و جای پای خود را به عنوان یک طبقه محکم کرده و از انسجام ایدئولوژیکی متوسطی برخوردارند» پایان شاهد جواد کریمی.
    آیا شما واقعاً اشتباه نمیکنید.
    طبقه «حاکمه مالی» بیش از دودهه است که طبقه حاکمه است و پایه مردمی ندارد. پایه مردمی متعلق به علی خامنه ای میباشد که از خشم مردم فقیر شده و یا دقیق‌تر بگوییم فقیرکرده و شلاق خورده سخن میگوید. علی خامنه ای در باشگاه خبرنگاران جوان ساعت ۱۸ امروز و دوروز پیش در مراسم گردشگری نور از خواست این عده سخن گفت که افراد حقوق میلیونی سریعاً ازکار باید برکنار و مجازات گردند؛ میگویند رسیدگی کردیم ولی هنوز بر سرکارند و دادگستری هیچ پرونده ای دریافت نکرده است.
    افراد دیگری مانند لاریجانی(از دادگستری) وابسته به علی خامنه ای هم از بانک ها که در تمام حیف و میل ها با دولت همکاری میکنند، و در این امر و امر ورشکستگی های مصنوعی- آنهم جهت ندادن بدهی های خود به بیت المال سخن گفت.
    اگر ما جنگ زرگری مابین جناح ها را کنار بگذاریم، واقعیتی که باقی میماند همانا گفته های تنها علی خامنه ای میباشد که شکل اپوزیسیونی بخود گرفته است که در گذشته با ریختن اشکی آنرا نشان میداد ولی دیروز بر سر زمامداران فریاد میزد. و امید است که بزودی حکمی جهادی برعلیه دولتمردان کنونی صادر نماید.

    آقای جواد کریمی و آقای آهنکار این بنا از پی خراب است و بایستی آنرا روی هم کوبید و از نو ساخت.

    فرض کنیم که این جانیان چراغ قرمز، یعنی اصغرقاتل هایی که قدرت سرمایه مالی آنان را بمدیران بانکهای خصوصی تبدیل کرده است و دولت محافظه کاران و دولت قبلی اصولگرا هردو باهم بانکهای خصوصی را رواج دادند و مانند اوباما و ترامپ گوش بفرمان بانکها ایستاده اند- را فردا دستگیر و اعدام کنند.
    سپس علی خامنه ای باتفاق یک سری ارتشیان و سپاهیان و بسیجی هایی که طرفدارش هستند قدرت را بدست گیرند.
    آیا برای شروع، وضعیت بدتر از زمان شاه که آمریکا وی را مانند آب اماله می‌آوردُ میبرد میباشد؟
    آیا دست آورد های کارگران و مهندسین ایرانی در زمان فرار شاه یک به صد قابل مقایسه با زمان کنونی میباشد؟
    هر بچه‌ای پاسخ میدهد نه! و همه اعتراف دارند تکیه بخود اکنون حد اقل وجود دارد.
    ما ایرانیان مانند همه خلقهای دیگر دنیا میتوانیم در تمام پهنه ها خود کفا باشیم. بشرط اینکه کارگران در کنترل حکومت شرکت داده شوند، بشرط آنکه کارگران و زحمتکشان کنترل دولتی را فرا گرفته و آنرا شدیداً زیر زره بین برده و هر خطایی را بشدت مجازات نمایند.
    آری آنوقت است که ایران در تمام پهنه های اقتصادی، فرهنگی، تکنیکی با سیاستی که بیان فشرده هرسه این پهنه ها باشد توسط مردم در عرض مدت کوتاهی کشورهای سرمایداری اروپایی را پشت سر میگذاررد. آنهم بکوری چشم امپریالیسم و استعمار انگلیس، آمریکا، فرانسه که میخواست ایران را بمباران اتمی نماید و دیگر امپریالیستهای چینی آلمانی هلندی ایتالیایی..ا.
    این کار را روسیه در عرض ۱۵ سال انجام داد، ایران کنونی با تکنیکی که خود در دست دارد میتواند در عرض ۱۰ سال عقب نگاهداشتگی خود را جبران نماید.
    روسیه خود عقب بود ولی ایران چه در زمان قاجار و چه در زمان پهلوی ها عقب نگاه داشته و نیمه مستعمره ودر خاتمه مستعمره بوده است و پرواضح است که با شکستن سد توسط انقلاب شکوهمند بهمن ۵۷ با هزاران برابر سرعت و قدرت راه خود را باز نموده و در آینده هم باز مینماید.
    سؤال من آنست که چرا شما اینچنین مأیوس هستید و با تمام قوا سعی دارید که دولت روحانی ظریف که قراردادهای برجامی و نفتی آنان -روی قرارداد دارسی و گلستان چای- را هم سفید کرده است را پیشنهاد میکنید که باید دوباره مردم وی را انتخاب نمایند تا شاید بنحوی از انحاء راه نجاتی را بعداً پیدا کنند.
    نه جانم در اولین فرصت بایستی سرمایه مالی را بسرمایه صنعتی تبدیل کرد و درب همه بانکهای خصوصی را باید گِل گرفت و به همکاری و عضویت در سه ابراهرم بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی بدون گوچکترین تاخیری پایان داد. آنوقت است که بهشت زیر پای ایرانیان است.
    سپیده

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.