دریافتی

کمی بُلند بُلند فکر کنیم

کمی بُلند بُلند فکر کنیم

مقاله نوشتن هم مثل زایمان کار سختی است و گاه نه ماه طول میکشد ، خصوصا اگر کمال گرا و مشئولیت پذیر باشی . هنگامی که عده ای مهندس یا محقق دور هم جمع میشوند تا طرح یا پروژه جدیدی ارائه دهند یا مشکلی را حل کنند در چند جلسه اول صرفا اختصاص مییابد به » بلند بلند فکر کردن » ، همه افکار و پیشنهاداتشان را بی مهابا روی میز میریزند . این فرایند کمک میکند تا خیلی زود طرح های نادرست و تخیلی از دستور کار خارج ، تعدا پیشنهادات کاهش و کیفیت راه حل ها افزایش یابد و در بحث های بعدی از میان انها بهترین گزینه انتخاب شود . در بحث و تحلیل سیاسی هم همینطور است ، یک تحلیل سیاسی یواش یواش و تدریجی شکل میگیرد ، در ابتدا خام و غیر مستند است ولی تدریجا با استناد به حقایق و وقایع تکمیل ، پخته و قابل دفاع میشود . حالا میخواهم مواد اولیه یک تحلیل و ارزیابی خام را مطرح کنم و چالش های مقابل انرا دریافت کنم ، فراموش نکنید دارم بلند بلند فکر میکنم ، نه ایه نازل میکنم و نه موضع گیری میکنم ، شما قطعات این پازل را کنار هم قرار داده و تصویری ارائه دهید .

در کنارم کاغذی گذاشته ام و همینطور که اخبار را پیگیری میکنم ، یادداشت هائی در زمینه شاخص ها و امار اقتصاد ایران در ان می نویسم ، به چند نمونه از انها در زیر اشاره میکنم و حقیقتا احساس وحشت و استیصال و نگرانی به من دست میدهد ، تصویر یک فروپاشی همه جانبه اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی در ذهنم شکل میگیرد ،یک فروپاشی سیاه چاله ای ، فروپاشی درونی از نوع فروپاشی ساحتمان پلاسکو ، فروپاشی به درون ، در هم فروریختن (ایمپلوژن در مقابل اکسپلوژن) ، اوضاع به شدت پیچیده ، وخیم و نگران کننده است ، بحران ها بسیار عمیق و جدی هستند ، نگاه کنید به موارد معدود زیر :

بعضی از شاخص ها و امارهای اقتصادی ، بانکی و مالی

(ارقام و امار دقیق نیستند ولی تصویر کلی را نشان میدهند در ایران چیزی بنام آمار دقیق وجود ندارد . )

  • معوقات بانکی (وام هائی که پرداخت شده و قابل دریافت نیست)  125,000 میلیارد تومان . 80% معوقات مربوط به 500 نفر است .
  • 410,000 واحد تولیدی نیمه تعطیل در کشور وجود دارد .
  • بدهی دولت به تامیت اجتماعی  120,000 میلیارد تومان .
  • 85% بودجه دولت صرف امور جاری بوروکراسی دولتی میشود .
  • بدهی دولت به بانک مرکزی  35,480 میلیارد تومان (36% رشد) .
  • بدهی دولت به بانکها  143,200 میلیارد تومان .
  • بدهی دولت به پیمانکاران  180,0000 میلیارد تومان .
  • بدهی بخش برق 24,000 میلیارد تومان .
  • بدهی بخش برق به پیمانکاران  30,000 میلیارد تومان .
  • بدهی وزارت نفت  162,000 میلیارد تومان .
  • بدهی سازمانهای بیمه گر به وزارت بهداشت 8,390 میلیارد تومان .
  • بدهی دولت و شرکتهای دولتی  600,000 تا 700,000 میلیارد تومان .
  • بدهی مردم به بانکها  250,000 میلیارد تومان (وامهای زیر 100 میلیون تومان) .
  • معوقات بانکی بخش خصوصی 100,000 میلیارد تومان .
  • بدهی بانک ها به بانک مرکزی 105,000 میلیارد تومان
  • کمبود  400,000 میلیارد تومان برای تکمیل 75,000 پروژه نیمه تمام .
  • بدهی بانک مرکزی به شرکت ها و موسسات دولتی  25,670 میلیارد تومان .
  • بدهی بانک ها به شرکت ها و موسسات دولتی  3,670  میلیارد تومان .
  • بودجه سال 96 :  398,000 میلیارد تومان .
  • نسبت بدهی های دولت به تولید ناخالص داخلی : بین 30 تا 50 درصد .
  • کسری بودجه 53,000 میلیارد تومان.
  • تولید ناخالص داخلی  سال 84 : 300 میلیارد دلار و سال 94 : 390 میلیارد دلار .
  • دولت در سال 96 بررای جبران کمبود مالی خود 160,000 میلیارد اوراق قرضه منتشر خواعد کرد .
  • دولت باید حقوق ماهیانه افراد زیر را بپردازد (وهر ماه مشکل دارد) . حقوق بگیران دولت 5,800,000 نفر ، کارمندان دولت 3,985,000 نفر ، بازنشستگان تامین اجتماعی 4,490,000 نفر .
  • پرداخت یارانه نقدی ماهیانه 4,000 و سالانه 48,000 میلیارد تومان .
  • پنج میلیون نفر تحت پوشش مستقیم کمیته امداد .
  • دو میلیون نفر تحت پوشش بهزیستی .
  • دو میایون نفر تحت پوشش خیریه ها .
  • هزینه های جاری کشور از 89,000 میلیارد تومان در سال 90 به 236,000 میلیارد تومان در سال 95 رسیده است .
  • سهم نفت از بودجه 32% است (کاهش از 44% / دیوان محاسبات) .
  • در بانک های خصوصی دی و سرمایه صدها میلیارد تومان به غارت رفته است (نماینده مجلس / تابناک) .
  • شش ماه پیش بورس نمادهای چند بانک را متوقف کرد ، علت آن غیر واقعی بودن صورتهای مالی این بانکها بود : بانک ملت ، تجارت و صادرات . طی ماه اخیر بانک ملت صورت های مالی خود را ارائه کرد و در نتیجه سود اعلام شده 2,000 میلیارد تومانی قبلی تبدیل به زیان 3,700 میلیارد تومانی شد ، در نتیجه نماد بانک ملت در بورس فعال و سقوط چهل درصدی سهام را تجربه کرد ! چند روز بعد نماد بانک تجارت فعال و سقوط 33 درصدی سهام خود را تجربه کرد . بانک صادرات هنوز صورت های مالی خود را ارائه نکرده و زیان چند هزار میلیاردی در انتظار این بانک است .
  • در امد نفت از 43 میلیارد دلار در سال 91 به23 میلیارد دلار در سال 94 و 33 میلیارد دلار در سال 95 رسیده است .
  • نماد بانک خصوصی پارسیان 486 درصد زیان نشان داد .
  • طهماسب مظاهری پیرامون تسهیلات تکلیفی و اجباری : «در زمان اقای احمدی نژاد در یک جلسه دو ساعته که از ساعت پنج شروع شد و هفت به پایان رسید شش مدیر عامل بانک عزل و همان شب مدیر عاملانی را جایگزین کردند که حرف گوش کن باشند و دستورات او را اجرائی کنند»
  • مسعود نیلی مشاور رئیس جمهور میگوید » نمیتواند همه آنچه واقعیت نظام بانکی است را با شهروندان در میان بگذارد زیرا پیامدهای این بازگویی ممکن است در عمل غیر قابل کنترل باشد «
  • نماینده مجلس : «در بانک خصوصی دی و سرمایه صدها هزار میلیارد تومان به غارت رفته است » .
  • عضو کمیسیون قضائی مجلس : «تقاضا برای ورشکستگی و صدور رای در این زمینه در کمتر از دو سال هفتصد ذرصد افزایش یافته» ( : مواردی که از بانکها وام گرفته اند و نمیخواهند یا نمیتوانند پس بدهند» .

با این وضع فرض کنید عنان کشور را به دست من یا شما بدهند آنگاه با این معضلات چه خواهیم کرد ؟ بعضی شعار ها ، ادعاها و برنامه ها روی کاغذ ساده به نظر میایند ، اما صحنه عمل ، منطق و روال دیگری دارد . تصور کنید آخر ماه باید حقوق چند میلیون کارگر ، کارمند ، بازنشسته و ارتشی را بدهید و پولی در بساط ندارید ، آنگاه  چه میکنید ؟ سرکوب میکنید یا مدارا ؟ چگونه ؟ با شکم گرسنه نمیشود مدارا کرد ، با اعتصابات چه میکنید ؟ با اعتصابات بخش خصوصی چکار میکنید ؟

در صورت فروپاشی اقتصادی سیاه چاله ای ، فروپاشی سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و امنیتی  نیز به دنبال آن خواهد امد و نیروهای اهریمنی و داعش گونه نه از بیرون که بیشتر از درون قد علم خواهند کرد و چشم انداز هرج و مرج و نیم قرن بازگشت به عقب محتمل خواهد بود . کشور از لحاظ اقتصادی در لبه پرتگاه قرار گرفته است ، جرقه فروپاشی میتواند از بیرون ویا از درون توسط ترامپ و یا یک عامل داخلی زده شود ، مثل : بحران بودجه و کسر بودجه ، بحران درامدهای دولت ، بحران بدهی ها ، بحران تورم ، بحران رکود ، بحران سیستم بانکی ، بحران مالی و نرخ ارز ، بحران فساد و رانت سیستماتیک ، بحران عراق و سوریه و ….. قطره قطره جمع وانگهی دریا شود .

این بحرانها کشنده و جدی هستند ، خصوصا بحرانهای اقتصادی ، بحرانها و مسائل اقتصادی با انشااله و ماشااله حل نخواهند شد ، کاربرد زور و استبداد نیز بحران را عمیق تر میکند . وقتی اب را روی زمین میریزید قوانین فیزیک اعمال میشود و آب به طرفی که شیب ان بیشتر است میرود ، سرمایه هم در بازار «آزاد» به طرفی میرود که سودش بیشتر است ،به عبارت دیگر قانون بازار ازاد همان قانون جنگل است ؛ سیاستهای اقتصاد نئولیبرالی و گلوبالیزاسیون در مبداء (غرب) با بُن بَست مواجه شده است ، وای به وقتی که دولت بخواهد این سیاستها را الگوی خود قرار دهد ! دولت روحانی این راه را انتخاب کرده است و بر طبل خصوصی سازی ( بخوانید جپاول ثروتهای ملی به نفع یک درصدی ها ) میکوبد . خوب حالا منظور از این بحث چیست ؟ منظور این است که اگر امکان فروپاشی همه جانبه وجود دارد یا محتمل است آیا حفظ وضع موجود و نوعی صبر و انتظار فعال که متظمن عدم فروچاشی باشد ، نمیتواند یک استراتژی کوتاه مدت تلقی شود ؟ و به نوعی همین آرامش قبرستانی را حفظ کرد و با پیشرفت های قطره چکانی وضع موجود (دولت روحانی و احتمالا رای دادن به او ) منتظر تحولات داخلی آمریکا و اروپا بود تا شاید توازن نیروها بهتر شود ، تا شاید بعد از بحران سوریه و عراق شرایط برای مبارزات ملی و دمکراتیک در جهان و منطقه مهیا گردد ؟ (این به معنی تائید دولت روحانی و یا کاهش سطح مبارزات نیست بلکه بیشتر تاکید بر مبارزات مدنی و سیاسی و لزوم سازماندهی است) . چیزی که این بحث را پر رنگ میکند فقدان وجود هرگونه الترناتیو در مقابل وضع موجود و نبود اپوزیسیون ملی ، مترقی و سازمانیافته است . در این مقطع راه و استراتژی ما باید دفاع از اقتصاد و سیاست ملی و دمکراتیک باشد . امیال و آرزوهای انقلابی به عنوان مقصد نهائی خوب است ، اما امکان پذیری و شرایط نا مساعد بحث دیگری است .

یکی از معضلات وضع فعلی اینست که نفرت از حکومت ، حس انتقام و کینه جوئی آنقدر شدید است که گاه بعضی را به کام دشمن میافکند و این پدیده نامیمونی است و هیزم خوبی برای آتش فروپاشی جامعه است . واقعیت اینست که تحولات اقتصادی و اجتماعی قانونمندی های خودش را دارد ، عجله ، شتاب و برخوردهای تهاجمی لزوما در هر مرحله جواب نمیدهد .

بهرحال ما باید به دو مسئله مهم توجه و از هرگونه عملی که به فروپاشی درونی و جنگ بیرونی بیانجامد احتراز کنیم ، نیروهای مخربِ جنگ خارجی را به مدت هشت سال تجربه کردیم و هنوز هم تحت تاثیر آثار مخرب ان قرار داریم ، جنگ تهاجمی علیه کشوری دیگر ، در اراده آن کشور است اما ختم جنگی که علیه ایران آغاز و تحمیل شود در اختیار ایران نیست . آغاز جنگ ارادی است اما پایان جنگ لزوما در اراده آغاز کننده نیست . دولت ایران نباید به اقدامات تحریک و تهدید آمیز بپردازد و باید فرصت دهد تا دولت ترامپ به خودزنی ها و تفرقه افکنی های مبارکش در داخل آمریکا و با سایر دول غربی ادامه دهد .

صحبت از تحولات مثبت قطره چکانی شد ( اولوسیون ) ، این تحولات در ایران کم نبوده اند ، تعدد رخداد های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی مثبت و کوچک ، کمیت ها را به کیفیت و آگاهی تدریجی تبدیل میکند . طرح این موضوعات در اذهان عمومی بسیار مثبت و موجب آگاهی عمومی سیاسی است ، به عنوان نمونه به موارد آگاهی دهنده زیر توجه کنید :

  • فساد در حکومت ، مورد بابک زنجانی و …..
  • نوار اظهارات ایت اله منتظری در باره وقایع سال 67
  • فساد در صندوق ذخیره فرهنگیان
  • فساد در بنیاد شهید و بنیاد مستضعفان
  • فساد در شهرداری تهران
  • فیش های حقوق نجومی
  • مصرف اوج گاز ایران در سرمای اخیر بیش از مصرف کل اروپا !
  • گور خوابی ، اعتیاد و ….
  • پلاسکو و آتش سوزی در قطار سمنان
  • بحران اختلافات داخلی و فوت هاشمی
  • رای مردم که منجر به حذف 30 نماینده تهران شد
  • انتخابات پیش رو و عملکرد شورای نگهبان
  • بحران بانک ها ، بیمه ها ، هولدینگ ها و …..
  • بحران خصوصی سازی
  • بحران های همه جانبه زیست محیطی ( هوا ، آب و ….)
  • بحران های بیکاری ، مسکن و رکود
  • بحران دخالت سپاه در سیاست
  • معضل حصر موسود و کروبی و جنبش سبز
  • بحران زندانیان سیاسی و منشور حقوق شهروندی
  • بحران تولید و مصرف و سقوط شاخص ها
  • بن بست ترافیک و آلودگی در شهرهای بزرگ ( در حالی که صحبت از دو برایر کردن تولید خود رو میشود )
  • فساد مالی رئیس قوه قضائیه ( ماهی بیست میلیارد تومان در ماه )
  • ماجرای سعید طوسی و امثالهم
  • ماجراهای سعید مرتضوی و تامین اجتماعی

و ……

خوب حالا همه این مقولات را باهم مخلوط کنید و از غربال فکرتان با چاشنی دبالکتیک عبور دهید و ببینید اگر امروز دولت را به شما تحویل دهند با این معجون و این کلاف سر در گم چه خواهید کرد ، فقط یادتان نرود که در پایان ماه باید حقوق میلیونها کارمند ، ارتشی و بازنشسته را حتما پرداخت کنید و از ان طرف باید حواستان به داعش و اسرائیل و عربستان و حمله احتمالی ترامپ هم باشد ، آیا بازهم باید شعار سرنگونی داد آنهم بدون در اختیار داشتن ابزارهای لازم ؟ و بدون در نطر گرفتن تضاد عمده و امکان پذیری و ریسک پذیری عملکرد خودمان ؟ یا باید با توجه به موقعیت خطیر و تضاد و تقابل اصلی ما با جهان خواران کمی واقع بین تر باشیم ؟ و با اتخاذ سیاستهای ملی و تاکید بر مبارزات سیاسی ، مدنی و سازماندهی کشور و ملت را از گردنه خطرناک فروپاشی و جنگ عبور دهیم و کمی صبر پیشه کنیم ؟ البته با چشمهای باز و حفط مواضع خود .

از طرف دیگر واقعیت دیگر این است که بر خلاف زمان شاه که فقط بر پشتیبانی صرف بروکراسی دولتی و لشگری استوار بود و پایه مردمی نداشت ، اکنون طبقه حاکمه دارای پایه مردمی کوچکی میباشد و نیز طی این 38 سال طبقات مالدار و سرمایه داران مالی بومی و تازه به دوران رسیده از رشد فوق العاده کمی و کیفی بر خوردار بوده و جای پای خود را به عنوان یک طبقه محکم کرده و از انسجام ایدئولوژیکی متوسطی برخوردارند ، پس باید به آرایش و تناسب نیروها توجه بیشتری نمود .

این نه یک مقاله تحلیلی و نه اعلام موضع است ، بلکه یک پیش غذای اشتها آور است تا بحثی جریان پبدا کند . اینها افکار پراکنده و رسوب نیافته ایست که در مغزم ویراژ میروند و آنها را خام وبی پرده ، بلند بلند ابراز میکنم تا شاید شما به هضم آن کمک کنید .

جواد کریمی – مارس 2017