اخبار ایران و جهان

سـیـاسـت فـرهـنـگـی در شـوروی ( بـخـش ۱ )

soviet_art_2

سـیـاسـت فـرهـنـگـی در شـوروی پـیـشـیـن

از انـقـلاب اکـتـبـر تـا اسـتـواری سـانـتـرالـیـزاسـیـون

( بـخـش نـخـسـت )

تـوفـان آراز

abstanhalter1

» زنـدگـی عـمـلی مـا در حـرکـت خـود بـا فـرازهـا

و نـشـیـب هـایـش، اکـتـشـافـات و فـجـایـعـش،

شـادی هـا و رنـج هـایـش ضـمـن اجـتـمـاعـی کـردن

تـولـیـد و مـصـرف، اشـخـاص مـنـفـرد را نـاگـزیـر

از داخـل شـدن بـه یـک بـلـوک مـسـتـحـکـم جـمـعـی

مـی سـازد. زنـدگـی مـا در کـلـیـت آن یـگـانـه

مـوضـوع مـهـمی اسـت کـه واژه، رنـگ، صـدا، مـاده

و فـعـالـیـت انـسـانـی بـایـد حـول آن سـازمـان داده شـود.»1

سـرگـی تـرچـاکُـف

(Sergej Tretjakov )

( مـقـتـ. 1939 – 1892 )

abstanhalter1

پـس از انـقـلاب اکـتـبـر2 سـازمـان هـا و گـروه هـای فـرهـنـگـی گـونـاگـونـی در شـوروی پـدیـد آمـدنـد، و فـعـالـیـت گـروه هـای مـتـشـکـلـه در پـیـش از انـقـلاب کـمّـاً و کـیـفـاً یـا تـسـریـع گـشـت و یـا تـغـیـیـر یـافـت. انـقـلاب نـویـسـنـدگـان و هـنـرمـنـدان روس را وادار از مـوضـع گـیـری سـاخـت: یـا مـی بـایـد بـرلـه انـقـلاب و رژیـم نـوزادۀ آن بـود یـا بـرعـلـیـه آن. و از مـیـان نـویـسـنـدگـان و هـنـرمـنـدان روس نـیـز آن کـه روشـن تـریـن مـوضـع را گـرفـت، شـاعـر بـدعـت گـذار ولادیـمـیـر مـایـاکـوفـسـکـی(Vladi- mir Majakovski)( 1930- 1893) بـود: » پـذیـرفـتـن یـا نـپـذیـرفـتـن؟ بـرای مـن چـنـیـن سـئـوالـی مـطـرح نـبـود. آن انـقـلاب مـن بـود.»

      بـه پـنـدار مـایـاکـوفـسـکـی – کـه شـعـارش » هـنـر بـه درون زنـدگـی!» بـود – بـه هـمـراه انـقـلاب در جـامـعـه مـی بـایـد انـقـلابـی در هـنـر بـا آزمـایـشـات جـسـورانـه و یـک زبـان نـو انـجـام داد. شـایـد اصـلاً لازم مـی بـود اصـطـلاح » نـویـسـنـده» را حـذف، و » کـارگـر واژه» را جـایـگـزیـن آن سـاخـت. وظـیـفـۀ نـویـسـنـده در جـامـعـه تـبـلـیـغ انـقـلاب و آیـنـده، نـدا دردادن جـامـعـۀ نـو، انـسـان نـو، دنـیـای نـو بـود. » مـا نـمـی خـواهـیـم نـویـسـنـده بـه حـسـاب آیـیـم. مـا مـی خـواهـیـم کـمـونـیـسـت هـایـی  بـاشـیـم، کـه سـیـاسـت حـزب را در عـرصـۀ ادبـیـات پـیـاده مـی سـازنـد.»3 مـایـاکـوفـسـکـی عـلاوه بـر سـرایـش و دکـلامـۀ شـمـار زیـادی اشـعـار فـصـیـحـانـۀ دسـت اول در مـوضـوعـات انـقـلابـی در مـلاء عـام، از کـل هـنـر بـورژوایـی گـذشـتـه و حـال بـا خـشـن تــریـن اصـطـلاحـات عـیـب جـویـی می نـمـود.

در فـاصـلـۀ سـال هـای 20 – 1917 کـه تـولـیـد و نـشـر ادبـی عـادی تـقـریـبـاً راکـد گـشـتـه، و شـعـرگـویـی گـاه گـاهـی وسـیـلـۀ عـمـدۀ بـیـان ادبـی بـود، انـقـلاب در وجـود مـایـاکـوفـسـکـی شـاعـر بـرجـسـتـۀ خـود را یـافـت. او نـبـوغ شـاعـرانـه اش را دربـسـت در خـدمـت انـقـلاب قـرار داد.

       هـنـرمـنـد شـاخـص دیـگـری آلـکـسـانـدر آلـکـسـانـدروویـچ بـلـوک(Aleksander Aleksandrovitsj Blok)( 1921- 1880)، سـمـبـولـیـسـت سـابـق – کـه پـیـش از انـقـلاب شـعـر مـعـروفـش » نـاشـنـاسـان» بـه یـک بـرنـامـه بـرای سـمـبـولـیـسـت هـای روس تـبـدیـل گـردیـده، و نـیـز هـمـو در سـال 1910 بـه سـرآمـدن عـمـر سـمـبـولـیـسـم را اعـلام داشـتـه بـود – مـی بـاشـد، کـه از انـقـلاب اکـتـبـر و تـصـرف قــدرت سـیـاسـی از سـوی بــلـشـویـک هــا اسـتـقــبـال نـمــود. او در ژانــویــه 1918 شـعــر انـقــلابــی » دوازده تـن»، مـشـهـورتـریـن شـعـر او و هـمـچـنـیـن یـکـی از شـنـاخـتـه شـده تـریـن اشـعـار انـقـلابـی را سـرود.

      در عـرصـۀ فـرهـنـگ مـرزهـای سـنـتـی فـروریـخـتـنـد، و آزمـایـشـات بـه عـمـل آمـد. نـویـسـنـده و مـنـتـقـد کـارل تـیـگ(Karel Teige)( 51- 1900) بـه درسـتـی نـوشـتـه اسـت: » هـرگـز سـابـقـاً در تـاریـخ پـیـش نـیـآمـده بـود، کـه عـصـری هـنـرمـنـدان خـود را دربـرابـر یـک چـنـان وظـایـف نـو، دشـوار و چـنـان مـهـم تـا حـد تـعـیـیـن کـنـنـده و مـشـخـص قـرار داده بـاشـد.»4

      مـبـارزه عـلـیـه بـیـسـوادی ابـعـاد تـازه ای بـه خـود گـرفـت، و در سـیـسـتـم تـحـصـیـلـی نـیـز رفـرم صـورت پـذیـرفـت. و ایـن اقـدامـی حـائـز اهـمـیـت حـیـاتـی بـود. بـیـسـوادی در روسـیـه در سـطـحـی وحـشـت نـاک قـرار داشـت. سـرشـمـاری سـال 1897 نـشـان داده بـود کـه بـالاتـر از 78 درصـد کـل جـمـعـیـت بـیـسـواد بـودنـد.5 طـی دهـۀ پـیـش از انـقـلاب 1917 وضـعـیـت بـیـسـوادی انـدکـی بـهـبـود یـافـتـه بـود، امـا درهـرحـال بـیـش از 60 درصـد جـمـعـیـت در تـاریـکـی بـیـسـوادی بـه سـرمـی بـردنـد. طـی 20 سـال نـخـسـت حـیـات اتـحـاد شـوروی ایـن مـسـئـلـه ای سـنـگـیـن بـرای سـیـاسـت فـرهـنـگـی دولـت و بـرای سـازمـان هـای فـرهـنـگـی کـم و بـیـش مـسـتـقـل بـه شـمـار مـی رفـت.

      حـزب کـمـونـیـسـت اتّـحـاد شـوروی( بـلـشـویـک) در بـدو امـر تـا درجـۀ زیـادی دربـرابـر کـوشـش هـای گـروه هـای مـخـتـلـف درجـهـت خـلـق یـک فـرهـنـگ انـقـلابـی رویـکـردی گـشـاده داشـت. ولـیـکـن ایـن مـوضـع حـزب در دهـۀ 20 تـغـیـیـر یـافـت. دهـۀ 20 دهـۀ مـحـدودیـت هـا بــود، مـحـدودیـت هـا در آزمـایـشـات، رادیـکـالـیــت و تـصــورات؛ هـمـزمـان دهـۀ سـانـتـرالـیـزاسـیـون ( تـمـرکـز): اتـحـادیـه هـای فـرهـنـگـی تـا درجـۀ فـزایـنـده تـحـت کـنـتـرل حـزب درآورده شـدنـد، و ایـن سـیـاسـت کـنـتـرل حـزبـی بـا تـشـکـیـل اتّـحـادیـۀ نـویـسـنـدگـان شـوروی در سـال 1934 صـورت مـطـلـق بـه خـود گـرفـت.

      نـگـارنـده ذیـلاً بـرآنـسـت بـه بـررسـی مـجـمـلـی دربـاب بـاشـمـول تـریـن و جـالـب تـریـن آزمـایـشـات و ابـتـکـارات بـه عـمـل آمـده در راسـتـای پـدیـد آوردن یـک فـرهـنـگ انـقـلابـی در روسـیـه، از انـقـلاب تـاریـخ سـاز اکـتـبـر تـا اسـتـواری سـانـتـرالـیـزاسـیـون بـه پـردازد.

abstanhalter1

پـرولـت کـولـت(Proletkult)

پـرولـت کـولـت( اخـتـصـارِ فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی) اولـیـن سـازمـان فـرهـنـگـی پـرولـتـاریـایـی بـزرگ بـود. ایـن سـازمـان پـیـش از انـقـلاب بـنـیـان گـذاری گـردیـده بـود. سـازمـان در فـاصـلـۀ سـال هـای 21- 1917 بـه صـورت یـک جـنـبـش تـوده ای فـرهـنـگـی انـقـلابـی در طـبـقـۀ پـرولـتـاریـای روسـیـه تـکـامـل یـافـت. آن در سـال 1920 شـامـل نـیـم مـیـلـیـون کـارگـر بـود. از 1922 تـا 1925 عـقـب نـشـیـنـی نـمـود، و در 1932 مـنـحـل گـردیـد. تـاریـخ پـرولـت کـولـت نـیـز هـمـانـنـد تـاریـخ گـروه هـای پـیـشـرو آزمـایـش جـویـانـه بـازتـاب امـکـانـات آزادسـازنـدۀ غـنـی انـقـلاب اکـتـبـر و مـحـدودیـت مـتـدرج ایـن امـکـانـات مـی بـاشـد.

      ریـشـه هـای پـرولـت کـولـت بـه عـقـب بـازمـی گـشـت. در سـال هـای 1909 و 11- 1910 در کـاپـری(Capri) و بـولـونـیـا(Bologna) مـدارس حـزبـی بـرقـرار گـشـتـه بـودنـد. ایـن مـدارس را یـک گـروه بـلـشـویـکـی چـپ، کـه بـعـد تـبـدیـل بـه گـروه فـراکـسـیـونـی بـه پـیـش(Vperjod) گـردیـد، ایـجـاد نـمـوده، و آن هـا از پـشـتـیـبـانـی مـالـی مـاکـسـیـم گـورکـی(Maxim Gorki)( نـام واقـعـی: آلـکـسـی مـاکـسـیـمـوویـچ پـشـکـوف(Aleksej Maximovitj Peshkov))( 1936- 1868) بـرخـوردار بـودنـد، و بـه وسـیـلـۀ آلـکـسـانـدر آلـکـسـانـدروویـچ بـوگـذانُـف( نـام واقـعـی: مـالـیـنـوفـسـکـی)(Aleksander Aleksandrovich Bogdanov(Malinovskij))(1928- 1873)، پـزشـک، و آنـاتـولـی واسـیـلـیـویـچ لـونـاچـارسـکـی (Anatolij Vasiljevich Lunatjarskij)( 1933- 1857)، مـنـتـقـد، کـمـیـسـر خـلـق بـرای آمـوزش و روشـنـگـری از 1917 تـا 1929، و گـورکـی اداره مـی گـردیـدنـد.  روشـنـفـکـران انـقـلابـی روس، کـه بـه عـلـت ایـذاء و تـعـقـیـب قـدرت تـزاری مـجـبـور از زنـدگـی در تـبـعـیـد گـردیـده بـودنـد، بـه ایـن مـدارس حـزبـی آمـد ورفـت داشـتـنـد.

      در مـدرسـۀ حـزبـی کـاپـری گـروه بـلـشـویـکـی چـپ بـرای نـخـسـتـیـن بـار پـلاتـفـرمـش را بـه پـیـش کـشـیـد. ایـده هـای اسـاسـی در ایـن پـلاتـفـرم تـعـلـق بـه بـوگـذانُـف داشـت، کـه ضـمـنـاً سـیـسـتـم فـلـسـفـی خـود » امـپـیـریـو مـونـیـسـم» را ابـداع نـمـود، کـه مـورد انـتـقـاد شـدیـد لـنـیـن در اثـرش مـاتـریـالـیـسـم و امـپـیـریـو کـریـتـیـسـیـسـم. تـفـسـیـرات از یـک فـلـسـفـۀ ارتـجـاعـی6 قـرار گـرفـت.

      هـسـتـۀ پـلاتـفـرم کـاپـری یـک » فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی» و یـک » دانـش پـرولـتـاریـایـی» بـه مـثـابـۀ اهـرُم مـرکـزی دگـرگـون سـازی آگـاهـانـه، انـقـلابـی جـامـعـه بـود. در ایـن پـلاتـفـرم درک فـرهـنـگـی بـوگـذانُـف هـمـزمـان سـپـاراتـیـسـتـی( جـدایـی طـلـبـانـه) و آکـتـیـویـسـتـی( فـعـالـیـت گـرایـا نـه) بـود. سـپـاراتـیـسـتـی، زیـرا خـواسـتـار یـک فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی کـامـلاً مـسـتـقـل، جـدا از فـرهـنـگ بـورژوایـی، درعـیـن بـهـره گـیـری از آن بـود. آکـتـیـویـسـتـی، زیـرا فـرهـنـگ را بـه صـورت 

سـازمـانـده طـبـقـاتـی آگـاهـانـۀ ادراک اسـتـنـبـاط مـی نـمـود. هـنـگـامـی نـیـز کـه پـرولـت کـولـت در 20-

1919 جـهـت بـرقـراری  یـک » دانـشـگـاه پـرولـتـاریـایـی» فـعـالـیـت داشـت، هـمـیـن ایـده هـای پـلا تـفــرم کـاپــری اسـاس کـارش بــود. در پـلاتـفــرم ازجــمـلـه آمـده بـود: » ادراک سـوسـیـالـیـسـتـی طـبـقـۀ

کـارگـر نـبـایـد تـنـهـا شـامـل مـبـارزۀ مـسـتـقـیـم در عـرصـه هـای سـیـاسـی و اقـتـصـادی بـاشـد، ادراک سـوسـیـالـیـسـتـی بـایـد کـل حـیـات طـبـقـۀ کـارگـر را فـراگـیـرد.»7 هـمـچـنـیـن گـفـتـه مـی شـد، طـبـقـۀ کـارگــر و مـتـحـدیــنـش – روشـنـفـکــران ســوسـیـالـیـسـت – در جـامـعـۀ بــورژوایـی تــربـیـت گـشـتـه، » عـادات»  نـاپـسـنـد بـورژوایـی را کـسـب نـمـوده انـد: انـدویـدوآلـیـسـم( گـرایـش بـه آزادی و اسـتـقـلال فــردی)، جـاه طـلــبـی شـخـصـی بـرای اعـتـلای نـفـس و کـسـب درآمـد شـخـصـی، تـوأمـاً مـخـالـفـت بـا » انـتـقـاد رفـیـقـانـه»، ایـمـان کـورکـورانـه بـه مـقـامـات، کـه عـبـارت اسـت از قـراردادن خـویـش دراخـتـیـار رهـبـران بـدون بـررسـی امـور. » تـنـهـا یـک چـاره هـسـت: بـایـد بـا بـهـره گـیـری از فـرهـنـگ بـورژوایـی پـیـشـیـن یـک فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی نـو پـدیـد آورد، و بـه تـوان آن را دربـرابـر فـرهـنـگ بـورژوایـی قـرار داد، و در مـیـان تـوده هـا عـمـومـیـت بـخـشـیـد. بـایـد یـک دانـش پـرولـتـاریـایـی پـدیـد آورد، روابـط رفـیـقـانـۀ واقـعـی در مـحـیـط پـرولـتـاریـایـی – انـقـلابـی را تـحـکـیـم نـمـود، بـایـد یـک فـلـسـفـۀ پـرولـتـاریـایـی تـهـیـه دیـد، بـایـد هـنـر را بـا اهـداف و تـجـارب پـرولـتـاریـایـی تـطـبـیـق داد.»8 نـظـریـۀ بـوگـذانُـف تـأثـیـر تـعـیـیـن کـنـنـده ای در تـکـامـل تـئـوریـک پـرولـت کـولـت داشـت، و هـمـچـنـیـن او بـه دنـبـال انـقـلاب اکـتـبـر بـه تـئـوریـسـیـن عـمـدۀ ایـن جـنـبـش فـرهـنـگـی تـوده ای تـبـدیـل گـردیـد.

      لـنـیـن بـه شـدت بـا ایـن خـط تـئـوریـک مـخـالـف بـود، و از آن بـه عـنـوان » ضـد مـارکـسـیـسـتـی» بـودن انـتـقـاد مـی نـمـود. او در مـقـالـه ای تـحـت عـنـوان » در بـارۀ فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی»( نـگـا شـتـه شـده در 8 اکـتـبـر 1920، چـاپ شـده بـرای نـخـسـتـیـن بـار در 1926) نـوشـت: » مـارکـسـیـسـم اهـمـیـت تـاریـخـی جـهـانـی خـود را بـه صـورت ایـدئـولـوژی پـرولـتـاریـای انـقـلابـی از ایـن نـظـر کـسـب کـرده اسـت، کـه مـارکـسـیـسـم مـطـلـقـاً مـوفـقـیـت هـای پـرارزش عـصـر بـورژوایـی را نـفـی نـکـرده، بـلـکـه بـرعـکـس از ایـن نـظـر کـه هـر آن چـه را کـه در تـکـامـل بـیـش از دوهـزار سـالـۀ تـفـکـر و فـرهـنـگ بـشـری پـرارزش بـوده، در خـود بـه تـحـلـیـل بـرده و تـکـمـیـل کـرده اسـت.

      تـنـهـا کـار فـراتـر بـر ایـن اسـاس و در ایـن سـمـت، مـلـهـم از تـجـربـۀ عـمـلـی دیـکـتـاتـوری پـرو لـتـاریـا بـه مـثـابـۀ واپـسـیـن مـبـارزه اش بـرضـد هـر نـوع اسـتـثـمـار مـی تـوانـد بـه صـورت تـکـامـل واقـعـی فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی پـذیـرفـتـه شـود.»9 و لـنـیـن در نـطـقـی در سـومـیـن کـنـگـرۀ کـشـوری اتّـحـادیـۀ کـمـونـیـسـتـی جـوانـان روسـیّـه( اخـتـصـار روسـی: کُـمـسـومـول(Komsomol)) در 2 اکـتـبـر 1920 گـفـت: » فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی. ایـن از یـک هـوای خـالـی بـه چـنـگ آورده نـشـده اسـت، مـن درآوردی کـسـانـی نـیـسـت کـه خـود را مـتـخـصـصـیـن فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی مـی نـامـنـد. ایـن چـرنـد اسـت. فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی بـایـد تـکـامـل مـنـطـقـی ذخـیـره و دانـشـی بـاشـد کـه بـشـریـت تـحـت یـوغ جـامـعـۀ سـرمـایـه داری، مـالـکـیـت ارضـی و بـوروکـراتـیـک گـرد آورده اسـت.»10 مـخـالـفـت نـظـری لـنـیـن بـا بـوگـذانُـف تـوأمـاً شـامـل مـخـالـفـت بـا تـئـوری بـوگـذانُـف در زمـیـنـۀ ادبـیـات پـرولـتـاریـایـی مـی گـردیـد. لـنـیـن در سـال 1905، سـال انـقـلاب نـخـسـت روسـیـه11، نـوشـتـه بـود: » ادبـیـات بـایـد جـزئـی از قـضـیـۀ عـمـومـی پـرولـتـاریـا گـردد، » یـک چـرخ و پـیـچ» در مـکـانـیـسـم سـوسـیـال دمــوکـراتـیـک بــزرگـی کـه بــه وسـیــلـۀ کــل آوانـگــاردِ ازلـحـاظ سـیـاسـی آگــاه 

کـل طـبـقـۀ کـارگـر بـه حـرکـت درآورده شـود. ادبـیـات بـایـد جـزئـی از تـرکـیـب کـار حـزبـی سـازمـان یـافـتـه، بـرنـامـه مـنـد و کـامـل سـوسـیـال دمـوکـراتـیـک گـردد.»12 بـه عـقـیـدۀ لـنـیـن اسـتـعـداد ادبـی اعـضـای حـزب، هـمـانـنـد سـایـر اسـتـعـدادهـای شـان، مـی بـایـد وقـف خـدمـت بـه حـزب گـردد، و هـرچـه بـه نـویـسـنـد، مـی بـایـد بـا خـط حـزب سـازگـار بـاشـد. سـابـق بـر آن در سـال 1903 نـیـز در پـیـش نـویـس قـطـعـنـامـۀ کـنـگــرۀ دوم حــزب کـارگـر سـوسـیـال دمــوکــرات روسـیّـه13 درخـصـوص ادبــیـات حــزب آمـده بـود: » کـنـگـره بـه ضـرورت مـطـلـق و فـوریـت یـک تـولـیـد ادبـیـات مـحـبـوب سـوسـیـال دمـوکـراتـیـک بـرای کـلـیـۀ گـروه هـای مـردم و بـه ویـژه بـرای تـوده هـای طـبـقـۀ کـارگـر تـوجـه دارد.»14 لـنـیـن عـلاقـمـنـد بـه کـلاسـیـک هـای روس بـود، و شـخـصـاً هـیـچ تـئـوری ادبـی فـرمـولـه نـکـرده اسـت. هـنـگـامـی نـیـز کـه مـقـالاتـش دربـارۀ لِـو تـولـسـتـوی(Lev Tolstoj)( 1910- 1828)15 را مـی نـگـاشـت، تـوجـهـش بـه اهـمـیـت اجـتـمـاعـی تـولـسـتـوی مـعـطـوف بـود، نـه بـه اهـمـیـت ادبـی او. ضـمـنـاً لـنـیـن عـلاقـه ای بـه مـنـازعـات ادبـی زمـان خـود نـشـان نـداده اسـت.

      پـرولـت کـولـت طـی سـال هـای 19- 1918 قـبـل از هـر امـر درجـهـت تـبـدیـل طـبـقـۀ کـارگـر بـه نـیـروی پـیـش بـرنـده در عـرصـۀ فـرهـنـگ کـار مـی کـرد. پـرولـت کـولـت خـود را بـه مـثـابـۀ سـازمـا نـی اسـتـنـبـاط مـی نـمـود کـه مـی بـایـد بـه کـار فـرهـنـگـی – روشـنـگـرانـه سـمـت دهـد. آن مـی بـایـد بـه پـرولـتـاریـا یـک جـهـان بـیـنـی مـرکـب ارزانـی دارد؛ پـرولـتـاریـا را بـا یـک روح سـوسـیـالـیـسـتـی – مـبـارز ازطـریـق کـار آژیـتـاتـوریـک( آشـوب بـرانـگـیـزنـده) و تـبـلـیـغـاتـی مـمـلـو سـازد؛ در تـوانـا گـردانـدن پـرولـتـاریـا بـرای بـنـای سـوسـیـالـیـسـم سـهـیـم گـردد.

      بـه اسـتـنـبـاط پـرولـت کـولـت اشـکـال سـازمـانـی مـخـتـلـف مـطـابـق بـا زمـیـنـه هـای مـخـتـلـف حـیـات اجـتـمـاعـی بـودنـد؛ لـذا، اقـتـصـاد مـی بـایـد بـرعـهـدۀ اتـحـادیـه هـا قـرار داده شـود، سـیـاسـت بـرعـهـدۀ حـزب، فـرهـنـگ بـرعـهـدۀ پـرولـت کـولـت. بـرطـبـق ایـن نـظـریـه پـرولـت کـولـت خـواسـتـار اسـتـقـلال داخـلـی بـود. سـازمـان نـمـی بـایـد تـحـت کـنـتـرل حـزب درآورده شـود. امـا هـمـزمـان پـرو لـت کـولـت خـود را مـرتـبـط بـا سـویـت هـا بـه تـوسـط سـمـت سـیـاسـی آن هـا اعـلام مـی داشـت. هـمـچـنـیـن بـه عـقـیـدۀ پـرولـت کـولـت زمـیـنـۀ فـرهـنـگـی – شـامـل دانـش، تـحـصـیـل، هـنـر، ادبـیـات، روشـن گـری و غـیـره – دارای اهـمـیـت تـعـیـیـن کـنـنـده بـرای سـیـر انـقـلاب بـه دنـبـال تـصـرف قـدرت سـیـاسـی بـود.

      درعـیـن تـقـسـیـم حـیـات جـامـعـه بـه اقـتـصـاد، سـیـاسـت و فـرهـنـگ، جـزئـی مـهـم از تـئـوری پـرولـت کـولـت را ارتـبـاط بـیـن کـار و هـنـر تـشـکـیـل مـی داد. تـأکـیـد مـی گـردیـد، کـه ادراک طـبـقـاتـی پـرولـتـاریـا از پـروسـۀ تـولـیـد نـاگـسـسـتـنـی اسـت. هـنـرمـنـد و کـارگـر مـی بـایـد یــک شـخـص واحــد بــاشـنــد، و تــکــلـیــف ایــن شـخـص واحــد خـلــق یــک هــنــر طـبـقــاتـی نـــویـنـی کــه

تـجـارب اجـتـمـاعـی، شـنـاخـت و احـسـاسـات طـبـقـۀ کـارگـر را مـنـسـجـم سـازد، و درجـریـان ایـن کـار بـه شـکـل انـتـقـادی بـهـتـریـن عـنـاصـر مـیـراث فـرهـنـگ بـورژوایـی را بـه خـود اخـتـصـاص دهـد، درک مـی شـد. در قـطـعـنـامـۀ نـخـسـتـیـن کـنـفـرانـس کـشـوری پـرولـت کـولـت در سـپـتـامـبـر 1918 ایـده هـای مـذکـور بـه ایـن گـونـه فـرمـولـه شـده انـد:

      » 1- هـنـر بـه تـوسـط تـصـاویـر زنـده نـه تـنـهـا تـجـربـۀ اجـتـمـاعـی را درزمـیـنـۀ شـنـاخـت نـظـم مـی دهـد، بـلـکـه بـه هـمـان سـان درزمـیـنـۀ احـسـاس و اراده. درنـتـیـجـه، آن تـوانـاتـریـن ابـزار سـازمـان دهـی نـیـروهـای جـمـعـی در یـک جـامـعـۀ طـبـقـاتـی، یـعـنـی نـیـروهـای طـبـقـاتـی اسـت.

      2- پــرولـتـاریـا در مـبـارزۀ اجـتـمـاعــی و سـازمـان دهــی نـیــروهـایـش نـیـازمـنـد بـه هـنـر طـبـقـا تـی خـویـش مــی بــاشـد. روح ایــن هــنـر یـک کــلـکــتـیـویـسـم کـارگــری اسـت. آن دنـیـا را از نـقــطـه نـظـر کـلـکـتـیـو کـارگـری اسـتـنـبـاط کـرده و بـازتـاب مـی دهـد، و ارتـبـاط احـسـاسـات، ارادۀ مـبـارز و خـلاقـانـۀ ایـن [ کـلـکـتـیـو کـارگـری] را بـیـان مـی دارد.

      3- گـنـجـیـنـۀ هـنـر قـدیـم نـبـایـد بـه صـورت پـاسـیـو[ انـفـعـالـی] اخـتـیـار کـرده شـود: در ایـن حـالـت طـبـقـۀ کـارگـر بـا روح فـرهـنـگـی طـبـقـۀ حـاکـم و بـا روح اطـاعـت پـیـشـگـی پـی رو آن بـار خـواهـد آمـد.(…) پـرولـتـاریـا گـنـجـیـنـۀ هـنـر قـدیـم را بـایـد بـا نـظـر بـه آشـکـارایـی اسـاس کـلـکـتـیـو احـتـمـالاً پـنـهـان در ایـن هـنـر، بـه شـکـل انـتـقـادی روشـنـگـری و تـفـسـیـر نـمـایـد. بـه ایـن تـرتـیـب آن بـه یـک مـیـراث پـرارزش بـرای پـرولـتـاریـا، بـه یـک سـلاح در مـبـارزه عـلـیـه دنـیـای کـهـن پـدیـد آورنـدۀ ایـن گـنـجـیـنـه، و یـک ابـزار بـرای بـنـای دنـیـای نـو تـبـدیـل مـی گـردد. انـتـقـاد پـرولـتـاریـایـی بـایـد واسـطـگـی در اخـتـیـارکـردن مـیـراث هـنـری را عـهـده دار شـود.

      4- کـلـیـۀ سـازمـان هـا، کـلـیـۀ مـؤسـسـات درخـدمـت تـکـامـل هـنـر و انـتـقـاد نـو بـایـد خـود را بـر اسـاس یـک هـمـکـاری رفـیـقـانـه مـبـتـنـی سـازنـد، کـه مـسـتـقـیـمـاً کـارکـنـان را در سـمـت ایـده آل سـوسـیـالـیـسـم تـربـیـت نـمـایــد.»16

      تـا جـایـی کـه بـه پـراتـیـک پـرولـت کـولـت مـربـوط مـی گـردد، دسـت یـابـی بـه اطـلاعـات دربـارۀ مـحـتـوای آن بـسـیـار مـشـکـل اسـت. لـذا، تـا درجـۀ زیـادی تـنـهـا مـی تـوان بـه طـور یـقـیـن از اشـکـال پـراتـیـک سـخـن گـفـت. درنـتـیـجـۀ ایـن مـسـئـلـه پـژوهـنـدگـانـی اهـمـیـت درخـور را بـه کـار سـازنـدۀ تـوده ای پـرولـت کـولـت قـائـل نـگـردیـده انـد؛ مـن جـمـلـه نـیـلـس اوکـه لـنـارت نـیـلـسـون (Nils Åke Lennart Nilsson)( 95- 1917)، پـروفـسـور زبـان و ادبـیـات روس، در نـوشـتـه اش دربـاب ادبـیـات روس در جـلـد یـازدهـم Verdens Litteraturhistorie( تـاریـخ ادبـیـات جـهـان). درمـقـابـل، پـژوهـنـدگـان دیـگـری داوری مـسـئـولانـه ای در ایـن خـصـوص داشـتـه انـد؛ از آن مـیـان کـار کـه در اثـر تـاریـخـی جـامـعـش( یـکـی از مـعـتـبـرتـریـن تـواریـخ دربـاب انـقـلاب روسـیـه) ضـمـن بـررسـی اجـمـالـی پـرولـت کـولـت مـی نـویـسـد: » پـرولـت کـولـت(…) بـه طـورکـلـی کـار مـهـمـی بـرای زنـده نـگـاه داشـتـن فـرهـنـگ و اشـاعـۀ آن در مـیـان کـارگـران انـجـام داد.»17

      در اولـیـن سـال هـای انـقـلاب پـرولـت کـولـت ازسـوی دولـت بـه صـورت یـک سـازمـان فـرهـنگـی

مـسـتـقـل بـه رسـمـیـت شـنـاخـتـه شـده بـود. بـرای آن یـک شـعـبـۀ ویـژه در کـمـیـسـاریـای خـلـق بـرای آمـوزش و روشـنـگـری(Narkompros) دایـر گـشـتـه بـود، کـه کـمـک مـالـی کـمـیـسـاریـا بـه پـرولـت کـولـت را تـضـمـیـن مـی نـمـود. مـضـافـاً پـرولـت کـولـت از کـمـک اقـتـصـادی سـازمـان هـای تـوده ای گـونـاگـونـی کـه در آن نـمـایـنـدگـی داشـتـنـد، خـاصـه کـمـیــتـه هـای کـارخـانـه هــا و اتـحـادیـه هــا، بــر

خـوردار بـود. و ایـن شـرط لازم اقـتـصـادی تـکـامـل کـار تـوده ای فـرهـنـگـی پـرولـت کـولـت بـر یـک پـایـۀ وسـیـع ازطـریـق دایـر سـاخـتـن کـلـوب هـای کـارگـری، آتـلـیـه هـا، گـروه هـای تـئـاتـری، دوره هـای روشـنـگـری، گـروه هـای آمـوزشـی و سـواد آمـوزی و نـشـریـات، ابـتـداء در شـهـرهـای بـزرگ و نـواحـی صـنـعـتـی و بـعـد در ایـالات، در زمـان کـوتـاهـی پـس از انـقـلاب بـود.

      پـرولـت کـولـت وظـایـفـش را در سـه سـطـح مـی دیـد:

      1) ایـجـاد مـدارسـی کـه بـه کـارگـران بـزرگـسـال خـوانـدن و نـوشـتـن بـیـآمـوزنـد، و یـک دانـش عـمـومـی و سـیـاسـی دراخـتـیـارشـان قـرار دهـنـد.

      2) ایـجـاد یـک رشـتـه دوره هـایـی کـه آشـنـایـی بـا کـلـیـۀ زمـیـنـه هـای دانـش را مـیـسـر سـازنـد، و هـمـزمـان اسـاس یـک دانـش پـرولـتـاریـایـی را فـراهـم آورنـد.

      3) ایـجـاد و سـازمـان دهـی کـلـوب هـای کـارگـری، کـتـابـخـانـه هـا، قـرائـتـخـانـه هـا، کـار هـنـری در آتـلـیـه هـا، نـمـایـشـات تـئـاتـر و نـمـایـشـگـاه هـای هـنـری، کـه نـتـایـج پـرولـتـاریـایـی انـقـلاب را بـه صـورت تـجـارب حـسـی مـعـرفـی نـمـایـنـد؛ بـه بـیـان نـیـازهـای حـسـی پـرولـتـاریـا و هـمـزمـان سـمـت دهـی بـه آن هـا بـه پـردازنـد.

      طـی سـال هـای 21- 1917 پـرولـت کـولـت یـک فـعـالــیـت آژیـتـاتـوریـک و تـبـلـیـغـاتـی وسـیـع انـجـام مـی داد. مـی بـایـد در کـلـیـۀ جـبـهـه هـا بـرای بـقـای قـدرت شـوروی سـتـیـزیـد. در زمـانـی کـه نـیـاز اقـتـصـادی بـزرگـی درنـتـیـجـۀ مـداخـلـۀ نـظـامـی قـدرت هـای غـربـی بـه نـیّـت سـرکـوبـی انـقـلاب روسـیـه و انـعـدام دولـت شـوروی، و دراثـر جـنـگ داخـلـی18 در کـشـور حـکـمـفـرمـا بـود، پـرولـت کـولـت بـه اتـفـاق سـایـر سـازمـان هـای روشـنـگـری و گـروه هـای هـنـری وظـایـف جـاری را در آژیـتـاسـیـون و تـبـلـیـغـات سـیـاسـی- فـرهـنـگـی داخـل نـمـودنـد. اشـکـال گـونـاگـون آژیـت – پـروپ(Agit – Prop)(اخـتـصـارِ آژیـتـاسـیـون – تـبـلـیـغـات) پـدیـد آمـدنـد: مـثـلاً قـطـارهـا و کـشـتـی هـای بـخـاری آژیـتـاسـیـون نـقـاشـی شـده را در طـول خـطـوط آهـن و رودخـانـه هـای روسـیـه روان مـی سـاخـتـنـد. در قـطـارهـا و کـشـتـی هـا سـخـنـرانـان و آژیـتـاتـورهـایـی کـه کـتـاب هـا، اعـلامـیـه هـای پـرنـده و پـلاکـاردهـا را بـه هـمـراه شـان داشـتـنـد، سـفـر مـی نـمـودنـد. امـا ایـن قـطـارهـا و کـشـتـی هـای آژیـت – پـروپ قـبـل از هـر چـیـز بـه مـقـصـود دیـده شـدن تـرتـیـب یـافـتـه بـودنـد: آن هـا بـا زیـورهـا، نـشـان هـا و شـعـایـر انـقـلابـی و بـا رنـگ هـای تـنـد آراسـتـه گـردیـده بـودنـد، و خـصـوصـاً مـمـلـو از تـصـاویـر بـودنـد، چـرا کـه هـمـگـان سـواد خـوانـدن نـداشـتـنـد، ولـی مـی تـوانـسـتـنـد تـمـاشـا کـنـنـد، و مـعـانـی تـصـاویـر را بـه فـهـمـنـد. تـصـاویـر قـدرت شـوروی را تـبـلـیـغ مـی نـمـودنـد. بـالاخـص در جـبـهـه هـا فـعـالـیـت آژیـت – پـروپ گـسـتـرده ای بـه عـمـل مـی آمـد. شـعـار ایـن بـود: » شـعـار اصـلـی بـرای امـروز – هــمـه چـیـز بــرای جـبـهـۀ سـرخ»19 کـلـوب هـای سـر

بـازان دایـر مـی گـردیـدنـد. گـردهـم آیـی هـای فـرهـنـگـی تـرتـیـب داده مـی شـد. پـلاکـاردهـا تـولـیـد مـی گـشـت. شـعـبـات پـرولـت کـولـت در شـهـرهـای مـخـتـلـف اغـلـب اقـدام به ارسـال صـحـنـه های تـئـاتـری سـیـار بـه جـبـهـه هـا مـی نـمـودنـد، کـه در قـالـب نـمـایـشـنـامـه هـای آژیـتـاسـیـون مـسـائـل مـوجـود در جـنـگ داخـلـی، مـبـارزه عـلـیـه قـحـطـی، بـرخـورد گـروه هـای گـونــاگـون مـردم بـه قــدرت شـوروی و

مـسـائـل مـشـابـه را مـطـرح مـی سـاخـتـنـد. از ایـن رهـگـذر پـرولـت کـولـت مـسـتـمـراً تـجـارب نـویـنـی درزمـیـنـۀ اشـکـال واسـطـگـی بـیـن زیـبـاشـنـاسـی – سـیـاسـت کـسـب مـی نـمـود.

      پـرولـت کـولـت هـمـچـنـیـن درجـهـت تـحـقـق ایـده اش حـول خـلـق یـک دانـش پـرولـتـاریـایـی کـو شـا بـود. ازجـمـلـه بـوگـذانُـف بـرای دایـر سـاخـتـن یـک دانـشـگـاه پـرولـتـاریـایـی کـار مـی کـرد. در قـطـعـنـامـۀ نـخـسـتـیـن کـنـفـرانـس کـشـوری پـرولـت کـولـت در سـپـتـامـبـر 1918 آمـده بـود: یـک دا نـشـگـاه کـارگـری مـهـم تـریـن وسـیـلـۀ » سـوسـیـالـیـزه کـردن دانـش» اسـت.20 و ایـن زمـیـنـه ای بـود کـه درمـورد آن بـیـن پـرولـت کـولـت و حـزب اشـتـراک عـلاقـه وجـود نـداشـت. حـزب در وهـلـۀ نـخـسـت نــیـازمـنـد بــه کـارگـران مـاهــر و دایـر سـاخـتـن یـک مــؤسـسـۀ نـو، دانـشـگـاه کـمـونـیـسـتـی » اسـوردلُـف» تـحـت ادارۀ کـمـیـسـاریـای خـلـق بـرای آمـوزش و روشـنـگـری و زیـر کـنـتـرل سـیـاسـی حـزب کـمـونـیـسـت بـود. حـزب عـلاقـه داشـت دانـشـگـاه پـرولـتـاریـایـی در مـؤسـسـۀ مـذکـور ادغـام گـردد. پـرولـت کـولـت بـا ایـن بـرنـامـه کـامـلاً مـخـالـف، امـا عـاجـز از مـمـانـعـت از آن بـود.

      یـکـی از زمـیـنـه هـایـی کـه پـرولـت کـولـت درجـریـان کـوشـش اش درجـهـت خـلـق فـرهـنـگ پـرو لـتـاریـایـی در آن بـه مـوفـقـیـت بـیـش تـری دسـت یـافـت، کـار تـئـاتـری بـود. کـوشـش فـراوانـی جـهـت از مـیـان بـردن تـمـایـز بـیـن زنـدگـی روزمـرۀ سـخـت و هـنـر بـه عـمـل آمـد. وجـه مـشـخـصـۀ کـار تـئـا تـری گـروه هـای درامـاتـیـک در کـلـوب هـای کـارگـری ایـن بـود کـه آن بـه طـور تـنـگـاتـنـگ بـا زنـد گـی روزمـرۀ کـارگـران ارتـبـاط داشـت. غـالـبـاً کـار تـئـاتـری در مـحـیـط هـای روزمـره، مـثـلاً در یـک مـحـل کـلـوب در کـارخـانـه ای انـجـام مـی گـردیـد. خـاصـه بـا چـنـیـن کـوشـش هـا درجـهـت ازمـیـان بـردن تـمـایـز بـیـن زنـدگـی روزمـره و هـنـر پـرولـت کـولـت سـهـمـش را در خـلـق یـک پـراتـیـک فـرهـنـگـی انـقـلابـی در جـنـبـش کـارگـری اداء کـرده اسـت، و ایـن – بـایـد تـوجـه داشـت – امـری کـامـلاً مـتـفـاوت بـا کـار اتـحـادیـه هـای روشـنـگـری کـارگـری در آلـمـان سـدۀ 19 بـوده، کـه صـرفـاً در تـقـلـیـد از سـنـت فـرهـنـگـی بـورژوایـی خـلاصـه مـی گـشـتـه، و مـی کـوشـیـده انـد کـارگـران را بـه آن جـلـب نـمـایـنـد( بـه عـنـوان نـمـونـه تـرتـیـب دادن مـحـافـل شـبـانـه و قـرائـت نـوشـتـه هـایـی از یـوهـان ولـفـگـانـگ گـوتـه(Johann – Wolfgang Goethe )( 1832- 1749)، از مـشـاهـیـر نـویـسـنـدگـان و شـعـرا، و اجـراء شـدن مـوزیـک کـلاسـیـک …) پـرولـت کـولـت بـه تـرتـیـب دادن تـظـاهـرات، جـلـسـات، جـشـن هـای 1 مـه، کـابـاره هـا، خـوانـدن سـرودهـای انـقـلابـی، کـمـپـیـن هـا، جـشـن هـای تـوده ای و اسـتـفـاده از هـنـر بـرای زیـنـت دادن مـثـلاً کـارخـانـه هـا و ریـخـت دهـی مـواد مـی پـرداخـت. در یـکـی دیـگـر از نـوآوری هـای  جـالـب پـرولـت کـولـت، » روزنـامـۀ زنـده»، اخـبـار بـه وسـیـلـۀ افـراد و کُـر قـرائـت مـی گـردیـد، و تـوسـط آواز، مـوزیـک، رقـص و پـانـتـومـیـم( نـمـایـش گُــنـگ، فــهــمـانــدن بــا لال بــازی) شـرح داده مـی شــد. هــدف نــه صـرفـاً پـخـش اخـبـار، هـمـچـنـیـن 

تـفـسـیــر درسـت، بـه آسـانـی مـفـهــوم اخـبـار و جـلــب سـازنــدگـی بــود. یـک نــوآوری دیـگـر تـئـاتـر » نـمـایـشـات دادگـاهـی» بـود، کـه در آن هـا اغـلـب تـمـاشـاگـران مـی بـایـد قـضـاوت را عـهـده دار گـردنـد، و ایـن نـمـایـشـات دربـارۀ قـضـایـای مـنـفـی بـود، و مـی بـایـد ازسـوی کـارگـران در جـامـعـۀ ســوسـیـالـیـسـتـی مـحـکــوم گــردنــد( مــثـلاً روسـپــیـگــری، ســود شـخـصـی، ســتــم بــه زنــان). پــسـا 

مـداخـلـۀ نـظـامـی خـارجـیـان در روسـیـه » نـمـایـشـات دادگـاهـی»، خـاصـه بـا مـوضـوع وقـایـع مـربـوط بـه امـور خـارجـی، در داخـل ارتـش سـرخ گـسـتـرش داشـت.21

      نـکـتـۀ مـهـم در ایـن اشـکـال تـئـاتـر انـقـلابـی آن بـود، کـه تـمـایـز بـیـن مـجـریـان فـعـال و تـمـاشـاگـران مـنـفـعـل ازبـیـن بـرده مـی شـد. تـمـاشـاگـران مـعـمـولاً شـرکـت کـنـنـدگـان نـیـز بــودنـد، و مـی بـایـد عـمـلاً مـؤثـر بـاشـنـد.

      کـار خـلـق یـک فـرهـنـگ پـرولـتـاریـایـی قـدر مـسـلـم بـرانـگـیـزنـدۀ سـئـوالات بـسـیـاری بـود، و یـکـی از بـااهـمـیـت تـریـن آن هـا ایـن کـه آیـا مـی بـایـد هـنـرمـنـدان حـرفـه ای آمـوزش داد یـا خـیـر؟ ایـن سـئـوال مـوجـد بـحـثـی طـی سـال هـای 20- 1919 گـردیـد. بـسـیـاری از اعـضـای کـارگـری پـرولـت کـولـت تـجـربـه مـی نـمـودنـد کـه پـس از یـک روز کـار 8 سـاعـتـه رغـبـتـی بـه اشـتـغـال بـا هـنـر نـداشـتـنـد، و عـلاوه بـر ایـن هـمـچـنـیـن مـحـتـمـلاً در زمـیـنـه هـای دیـگـری غـیـر از فـرهـنـگـی فـعـال بـودنـد. بـه ایـن مـنـاسـبـت رابـطـۀ بـیـن کـار و هـنـر مـورد بـحـث قـرار گـرفـت، و نـقـطـه نـظـرات اصـلـی عـبـارت بـودنـد از: بـرلـه یـا بـرعـلـیـه هـنـرمـنـدان حـرفـه ای.

      در یـک طـرف، سـخـنـگـویـان حـرفـه ای سـازی هـنـرمـنـدان قـرار گـرفـتـنـد، کـه خـواهـان حـفـظ یـک نـقـطـه نـظـر بـورژوایـی – سـنـتـی درمـورد هـنـر بـودنـد، ازجـمـلـه مـیـخـائـیـل ایـوانـوویـچ کـالـیـنـیـن(Mikhail Ivanovitj Kalinin)( 1946- 1857). مـوضـوع بـحـث ایـنـان آن کـه چـه چـیـزی در زمـان شـان » واقـع گـرایـانـه» بـود: هـنـرمـنـد بـودن مـسـتـلـزم بـرخـورداری از فـنّ هـنـر بـود، و آمـوزش آن بـه کـارگـران تـا درجـۀ زیـادی غـیـرمـمـکـن مـی نـمـود. نـظـر بـه ایـن مـی بـایـد بـه بـرگـزیـدن مـسـتـعـدتـریـن کـارگـران و قـرار دادن تـمـام امـکـانـات دراخـتـیـارشـان جـهـت تـحـصـیـل در رشـتـۀ هـنـر پـرداخـت. آن گـاه ایـن کـارگـران هـنـرآمـوخـتـه مـی بـایـد بـه صـورت کـادرهـایـی در  بـنـای یـک هـنـر پـرولـتـاریـایـی سـهـیـم و شـریـک گـردنـد.

      در طـرف دیـگـر، سـخـنـگـویـان یـک تـعـریـف رادیـکـال هـنـر قـرار گـرفـتـنـد. در بـیـن ایـنـان، کـه حـرفـه ای گـرایـی در هـنـر را رد مـی کـردنـد، پـلـتـنـیـوف(Pletnjov)، کـارگـردان تـئـاتـر کـارگـری پـرولـت کـولـت در مـسـکـو بـود. او در مـقـالـه ای تـحـت عـنـوان » دربـارۀ حـرفـه ای گـرا یـی»(1919)22 نـوشـت، کـه مـسـلـمـاً ضـروری اسـت هـنـرمـنـدان پـرولـتـاریـایـی بـرخـوردار از فـنّ هـنـر بـاشـنـد، امـا ایـن بـه خـودی خـود کـافـی نـیـسـت. زیـرا هـنـر پـرولـتـاریـایـی تـنـهـا مـی تـوانـد بـه وسـیـلـۀ هـنـرمـنـدانـی بـا ادراک طـبـقـاتـی بـنـا گـردد، و ادراک طـبـقـاتـی از پـروسـۀ تـولـیـد جـدایـی نـاپـذیـرسـت.

      » حـرفـه ای گـرایـی بـرعـکـس هـنـرمـنـد پـرولـتـاریـایـی را از پـروسـۀ تـولـیـد جـدا مـی سـازد؛ ایـن نـاپـسـنـدتـریـن امـرسـت. هـنـگـامـی کـه هـنـرمـنـد پـرولـتـاریـایـی از پـروسـۀ تـولـیـد جـدا مـی گـردد، بـه سـادگـی بـه یـک شـکـل تـفـکـر تـکـنـوکـراتـیـک[ تـکـنـیـسـیـن سـالارانـه] جـذب مـی شـود، کـه شـبـاهـت دارد بـه ازآنِ مـتـخـصـصـیـن بـورژوایـی. هـنـرمـنـد پـرولـتـاریـایـی حـرفـه ای بـنـابـرایـن هـمـواره تـحـت تـأثـیـر ایـدئـولـوژی بـورژوایـی قـرار خـواهـد داشـت. بـه ایـن تـرتـیـب هـم نـفـوذ پـروسـۀ تـولـیـد بـر روان هـنـرمـنـد پـرولـتـاریـایـی و هـم نـفـوذ ایـن هـنـرمـنـد بـر رفـقـا در کـارخـانـه از                 

بـیـن مـی رود.»23

      پـلـتـنـیـوف بـه نـیـکـی وقـوف داشـت، کـه خـلـق هـنـر پـرولـتـاریـایـی » یـک پـروسـۀ مـبـارزاتـی» – بـه قـول او – بـود. ولـیـکـن خـط » واقـع گـرایـانـه» راه حـل مـؤثـر مـسـئـلـه بـه نـظـر مـی رسـیـد، و هـمـیـن راه حـل نـیـز در دومـیـن کـنـفـرانـس کـشـوری پـرولـت کـولـت در 1919 بـه تـصـو یـب رسـیـد: پـرولـتـاریـا مـی بـایـد دارای هـنـرمـنـدان حـرفـه ای خـود بـاشـد.

      ایـدۀ ازمـیـان بـرداشـتـن تـمـایـز بـیـن کـار و هـنـر بـه اشـکـال مـخـتـلـف بـاقـی بـود، و ازجـمـلـه سـخـنـگـویـانـش را در لِـف(LEF) در اوایـل دهـۀ 20 داشـت، کـه از آن سـخـن خـواهـیـم گـفـت.

abstanhalter1

فـوتـوریـسـت هـا

گـروه ادبـی بـرجـسـتـۀ دیـگـری کـه پـس از انـقـلاب اکـتـبـر فـعـال بـود، از فـوتـوریـسـت هـا تـشـکـیـل مـی یـافـت.

      ایـن گـروه در دورۀ پـیـش از انـقـلاب بـا الـهـام از فـیـلـیـپـو تـومـازو مـاریـنـتـی(Filippo Tomm-aso Marinetti)( 1944- 1876) و مـکـتـب » فـوتـوریـسـم» او، اعـلام شـده در مـانـیـفـسـتـش در سـال 1909 در روزنـامـۀ پـاریـسـی Figaro( فـیـگـارو)، پـدیـد آمـده، ولـی دارای رابـطـۀ بـی اهـمـیـتـی بـا فـوتـوریـسـت هـای مـاریـنـتـی بـودنـد. فـوتـوریـسـت هـای روس در 1912 مـانـیـفـسـت تـحـریـک آمـیـز خـود، ضـربـه ای بـه صـورت سـلـیـقـۀ بـورژوایـی، را مـنـتـشـر سـاخـتـه بـودنـد.

      فـوتـوریـسـت هـا جـایـگـاه خـاصـی در مـحـیـط هـنـری روسـیـه مـاقـبـل انـقـلاب – یـکـی از پـیـش رفـتـه تـریـن مـحـیـط هـای هـنـری دنـیـا – کـسـب نـمـوده بـودنـد. ایـنـان از دو دسـتـه تـشـکـیـل مـی یـا فـتـنـد: فـوتـوریـسـت هـای اگـو(ego) در سـانــت پـتـرزبـورگ(Sankt Petersborg)، کـه بـر شـخـصـیـت هـنـرمـنـد، نـفـس او تـأکـیـد داشـتـنـد، و سـرکـردۀ شـان غـزلـسـرا ایـگـور سـورجـانـیـن (نـام واقـعـی: لـوتـاریـوف)(Igor Severjanin(Lotarjov))( 1942- 1887) بـود. دسـتـۀ دیـگـر فـوتـوریـسـت هـای کـوبـو(kubo) در مـسـکـو بـودنـد. سـرکـردۀ شـان یـک نـقـاش بـا ارتـبـاطـاتـش بـا سـمــت هـای رادیـکـال غـرب، داویـد بـورلـیـوک(David Burljuk)( 1967- 1882)، و تـئـوریـسـیـن هـای شـان آلـکـسـی کـروچـونـیـخ(Aleksej Krutjonykh)( 1967- 1886)، ولـیـمـیـر خـلـبـنـیـکـوف(Velimir Khle bnikov)( 1922- 1885) نـام داشـتـنـد. بـرجـسـتـه تـریـن عـضـو ایـن گـروه اخـیـر مـایـاکـوفـسـکـی بــود. او بـه هــمـراه بــورلـیـوک و واسـیـلـی واسـیـلـیـویـچ کـامـنـسـکـی(Vasili Vasiljevitj Kamenski) ( 1961- 1884) در سـال هـای 14- 1913 شـعـر نـو فـوتـوریـسـتـی را در اقـصـاء نـقـاط روسـیـه تـبـلـیـغ مـی نـمـودنـد. مـایـاکـوفـسـکـی در 1914 گـفـتـه بـود: » فـوتـوریـسـم بـرای مـا شـاعـران جـوان مـثـل مـانـتـل سـرخ بـرای گـاوبـازان اسـت.»  ضـمـنـاً در بـیـن دو دسـتـۀ فـوق الـذکـر مـبـایـنـت وجـود داشـت.

      در مـسـکـو عـده ای فـوتـوریـسـت دیـگـر نـیـز بـا عـنـوان » مـرکـزگـریـزان» یـافـت مـی شـدنـد، کـه    

سـنـت گـرا و خـواسـتـار نـوسـازی زبـان شـعـر بـودنـد.

      گـورکـی – کـه در 1917 بـا انـقـلاب اکـتـبـر ضـدیـت مـی کـرد، امـا بـعـد بـه پـشـتـیـبـانـی تـوأم بـا انـتـقـاد از آن پـرداخـت – نـظـر داده بـود، کـه فـوتـوریـسـم بـه دشـواری مـی تـوانـسـت یـک سـمـت در روسـیـه بـه حـسـاب آیـد. فـوتـوریـسـت هـا عـبـارت از یـک مـشـت نـویـسـنـدۀ کـم و بـیـش مـسـتـعـد بـود نـد، کـه بـه سـبـب طـراوت جـوانـی و تـصـمـیـم شـان بـرای گـسـسـت از اشـکـال عـادی جـالـب بـه نـظـر مـی رسـیـدنـد. او از بـیـن آنـان دروهـلـۀ نـخـسـت از مـایـاکـوفـسـکـی نـام بـرده بـود، کـه در یـکـی از جـلـسـات شـعـرخـوانـی او حـضـور داشـتـه، و دکـلامـۀ شـعـرش » ابـر در شـلـوار»( 1915) را شـنـیـده بـوده اسـت.24

      جـنـاح رادیـکـال فـوتـوریـسـت هـا سـریـعـاً و مـصـمـمـانـه بـه جـانـب داری از انـقـلاب اکـتـبـر و بـلـشـویـک هـا بـرخـاسـتـنـد، و بـلافـاصـلـه پـس از انـقـلاب شـمـاری از آنـان بـه طـور جـمـعـی درخـوا سـت پـذیـرفـتـه شـدن در حـزب با نـام کُـمـفـوت(Komfut)( اخـتـصـارِ فـوتـوریـسـت هـای کـمـونـیـسـت) را نـمـودنـد، و بـا مـایـاکـوفـسـکـی در رأس شـان در سـرتـاسـر دورۀ » کـمـونـیـسـم جـنـگـی»25 تـحـت جـنگ داخـلـی تـجـارب هـنـری شـان را بـه اشـکـال آژیـتـاتـوریـک جـهـت پـشـتـیـبـانـی از بـلـشـویـک هـا بـه کـاربـردنـد. بـه رغـم عـدم رغـبـت چـنـدان رهـبـران حـزب و لـنـیـن نـسـبـت بـه فـوتـوریـسـت هـای تـنـدرو و عـصـبـانـی، آن هـا فـعـالـیـت سـازنـدۀ فـوتـوریـسـت هـا را قـبـول داشـتـنـد، و دولـت شـوروی ازطـریـق کـمـیـسـاریـای خـلـق بـرای آمـوزش و روشـنـگـری از دسـامـبـر 1918 تـا آوریـل 1919 هـزیـنـۀ انـتـشـار ارگـان فـوتـوریـسـت هـا، نـشـریـۀ هـفـتـگـی Iskusstvo Kommuny( هـنـر کـمـون) را در پـتـروگـراد(Petrograd) مـی پـرداخـت. از دلایـل جـانـب داری فـوتـوریـسـت هـا از انـقـلاب طـبـیـعـةً عـصـیـان ضـدبـورژوایـی بـرعـلـیـه کـل » فـرهـنـگ قـدیـم» بـه نـام یـک عـصـر نـو بـود. از نـقـطـه نـظـر فـوتـوریـسـت هـا و هـمـکـاران نـزدیـک شـان تـئـوریـسـیـن هـای فُـرمـالـیـسـت در انـجـمـن مـطـالـعـۀ زبـان شـاعـرانـه(اخـتـصـار روسـی: Opojaz)، تـأسـیـس شـده در 1919، دربـرگـیـرنـدۀ گـرو هـی از دانـشـمـنـدان روس و یـکـی از مـراکـز تـکـامـل مـکـتـب فُـرمـالـیـسـم، هـنـر مـسـتـقـیـمـاً بـازتـا بـنـدۀ واقـعـیـت یـا بـیـان احـسـاسـات نـبـود. آن دروهـلـۀ نـخـسـت ادراک مـواد بـود: تـکـنـیـک، سـا خـتـار، » دخـالـت» آگـاهـانـه در اکـمـال دنـیـای ادراکـی دریـافـت کـنـنـدۀ هـنـر. انـدیـشـۀ تـبـدیـل عـمـلـکـرد آیـنـه ای( بـازتـابـنـده)ی هــنــر بــه پُــتـک وارانــه( تـغـیــیـردهــنـده) بــه گـونــۀ تــنـد نـسـیـال( گـرایـش جـویـانـه) اصـلاً مـنـشـأش را در فـوتـور یـسـم ( و فُـرمـالـیـسـم) داشـت. درصـورت عـدم درک صـحـیـح ایـن نـکـتـه، رُل مـتـرقــیـانـه ای کـه جـنـاح رادیـکـال فـوتـوریـسـت هـا و فُـرمـالـیـسـت هـا پـسـا مـبـارزۀ فـرهـنـگـی در شـوروی دهـۀ 20 ایـفـاء نـمـودنـد، نـا مـفـهـوم خـواهـد بـود. بـه عـنـوان مـثـال نـبـایـد از نـظـر دور داشـت، کـه بـرخـورد فُـرمـالـیـسـم بـه » مـواد» و » ادبـیّـت» نـه بـه صـورت » هـنـر بـرای هـنـر»(lʼart pour lʼart)، بـلـکـه درنـهـایـت بـه صـورت آکـتـیـویـسـتـی و سـودمـنـدانـه تـوجـیـه مـی گـردیـد. بـه هـمـیـن گـونـه مـقـالـۀ ویـکـتـور بـوریـسـوویـچ شـیـکـلـوفـسـکـی (Viktor Borisovitsj Sjklovskij)( 1984- 1893)، تـئـوریـسـیـن ادبـیـات و فـیـلـم و از بـانـیـان فُـرمـالـیـسـم، تـحـت عـنـوان » هـنـر بـه مـثـابـۀ اصـطـلاح»(1919) نــوسـازی مـسـتـمــر کـاربــرد هــنـر             

را بـه صـورت عـمـلـکـرد سـازمـان دهـانـه و زنـده نـمـودن اشـکـال ادراکـی دریـافـت کـنـنـدۀ هـنـر تـوضـیـح مـی دهــد.

abstanhalter1

*

روشـنـگـری هـا و پـانـوشـت هـا

1- » هـنـر در انـقـلاب و انـقـلاب در هـنـر ( تـولـیـد و مـصـرف زیـبـاشـنـاسـی)»،

    Ordet er blevet til handling. Skrifter om kunst og revolution 1923 – 34, s. 18 (København, Ti- derne skifter, 1974)      

2- انـقـلاب اکـتـبـر نـقـطـۀ چـرخـش تـحـولات روسـیـه در سـال 1917 و حـائــز اهـمـیـت نـه فــقـط در تـاریـخ رو

    سـیـه ، بـلـکـه حـتـی در تـاریـخ جـهـان ازلـحـاظ پـیـدایـش رژیـم شـورایـی بـود. ذیـلاً نـگـاهـی مـی افـکـنـیـم بـه

    سـیـر تـحـولات 1917:

    جـنـگ جـهـانـی اول( 18- 1914) امـپـراتـوری تـزاری را بــه مـرحـلـۀ فــروپـاشـی سـوق داد. جـنـگ مـوجــد

    فـلاکـتـی عـمـیـق در ایــن کـشـور گـردیــد. سـطـح تــولـیـد کـالاهـای مـصــرفـی بــه شـدت کـاهـش یـافـت. کـار

    خـانـه هــا بـه مـراکـز تــولــیـد اســلـحـه و ادوات نـظـامـی تــبــدیـل شــدنــد. مـشـکــلات فــراوانـی در رابــطـۀ

    مـبـادلــه بـیـن شـهـر و دِه پـدیـد آمـد، و ازهـم پــاشـی سـیـسـتـم حـمـل و نـقـل نـیـز مـشـکـل بـزرگ دیـگـری تـو

    لـیـد نـمـود. اعـتـصـابـات مـردم پـدیـد آمـدنـد.

    در آغــاز جـنـگ فـعـالــیــت هــای اعــتـصـابــی تـخـفــیــف یـافــتــنــد، امــا از ســال بــعــد( 1915) بــا قــوت

    تـمـام بـه جـریـان افـتـادنـد. از 1916 در کـلـیـۀ تـظـاهـرات شـعـارهـا » نـان»، » سـرنـگـون تـزار» و » خـاتـمـۀ

    جـنـگ» بــود. جـنـبـش بــا اعـتـصـابـات هــزاران زن در اعـتـراض بـه کـمـبـود نـان و مـواد غـذایـی در شـهـر

    هـا بـه نـقـطـۀ اوج خـود رسـیـد. نـتـیـجـۀ اعـتـصـابـات و تـظـاهـرات فـراگـیـر انـقـلاب در 1917 بـود.

    بـــروز انـقــلاب و جــریـان ســریــع آن خـود بــه خـودی و بــدون طــرح و ســازمـان دهـی قـبـلـی بـه وسـیـلـۀ

    هـیـچ طـبـقـه یـا نـیـروی سـیـاسـی بـود.

    در فــوریــه در پـتـروگـراد( نـام پـایــتـخـت تــزاری از اوت 1914) تـهــی دسـتـان شــوریــدنــد. کـارگـران بـا

    اعـتـصـابـات شـان بـه پـشـتـیـبـانـی از آنـان پـرداخـتـنـد. جـنـبـش در 23 فـوریـه دربـرگـیـرنـدۀ 90000 نـفـر و

    در 25 آن مـاه 200000 نـفـر بـود.

    سـویـت(Sovjet= شـوروی)هــای کـارگــران و ســربــازان در مـجـمــوع یـک کـانـون قــدرت انـقـلابـی در رو

    سـیـه گـردیــدنــد، و بـه ایــن تــرتـیــب » رژیــم دوگــانـه»(Dvojevlastije) پـدیـدار گـشـت: سـویـت هـا و دومـا

    (Duma= مـجـلـس). اکــثـریــت اعـضـای دومــا طـالـب نـظـام اجـتـمـاعـیِ لـیــبـرالـی – بــورژوایـی بــراسـاس

    حـق مـالـکــیـت خـصـوصـی، حـداقــل مـمـکــن سـازش بــا تــوده هـای رادیـکــال و ادامــۀ جــنـگ بــه اتــفــاق

    مـتـفـقـیـن تـا نـیـل بـه پـیـروزی بــود. سـویــت هـا خـواهــان جـمـهـوری، خـاتـمـۀ جـنـگ بــدون غـرامـات بـود

    نـد.

    دومـای دولـتـی نـیـز سـر از اطـاعـت تـزار پـیـچـیـد، و کـمـیـتـۀ مـوقـتـش رسـمـاً طـالـب خـلـع او گـردیـد.

    تـکــامـل تـوفــنـدۀ انـقــلاب بــه زودی تـــزار نــیـکــلای آلــکـسـانــدروویــچ( نــیـکـلای دوّم)(Nicolaj Aleksa- ndrovich(Nicolaj II)     ) (مـقـتـ. 1918- 1868/ سـلـط. 1917- 1894) را – پــس از انــدک تــردیــد – در 2(15)

    مـارس وادار بــه تـمـکـیـن نـمـود، و بــا تـمـکــیـن او عـمــر سـیـصــد سـالــۀ سـلـســلـۀ رومـانُــف(Romanov

    ( 1917- 1613) در روسـیـه بـه سـررسـیـد.

    قــدرت دراخـتــیـار حـکــومـت مـوقــت(vremonnoje pravitelstvo) بــا ریــاسـت جــئـورجـی لــووف(Georgi

Lvov     )( 1925- 1861)( ریـاسـت: مـارس تــا ژوئــیـه 1917) قــرار گــرفــت، کــه مـوظــف بــه دردسـت دا

    شـتـن زمـام امـور تـا بــرقــراری مـجـلـس مــؤســسـان مـنــتـخـب بــه شـیــوۀ دمـوکــراتــیـک بــود. در 6 اوت

    آلـکـسـانـدر کـرنـسـکـی(Alexander Kerenskij)( 1970- 1881) عـهـده دار ریـاسـت حـکـومـت مـوقــت، تـوأ      

    مـاً فــرمـانـدهـی عـالـی ارتــش گــردیــده، ایــن مـنـاصـب را تــا اکـتــبــر حـفــظ نـمـود. او رســمـاً روسـیــه را

    جـمـهـوری اعـلان کــرد. ازجـمـلـۀ اقــدامـات حـکـومـت مـوقــت بـودنــد: لـغــو کــلـیـۀ قــوانــیـن مـحـدود سـاز

    نــدۀ حـقـوق اتـبـاع امـپـراتـوری بـراسـاس مـذهـب یـا مـنـشـاء مـلـی. اجـرای امـور فـوری درجـهـت قـرار دادن

    سـهـم بـیـش تـری از قـدرت مـحـلـی دراخـتـیـار نـمـایـنـدگـان بـومـی در مـنـاطـق غـیـرروس امـپـراتـوری.

    تـا جـایــی کــه بــه مــواضـع نـیــروهــای چــپ درقــبـال انـقــلاب مــربــوط مــی گــردد، مـنــشـویـک هــا بــه

    انـقـلاب سـوسـیـالـیـسـتی در روسـیـه پــیـش از بـه ثـمـر رسـیـدن کـامـل انـقـلاب بـورژوایـی عـقـیـده نـداشـتـنـد،

    و مـسـلــمـاً در سـاقــط سـاخـتـن حـکـومـت مـوقــت، کـه نـمـایــنـدۀ انـقـلاب بــورژوایـی روسـیـه بـود، ذی نـفـع

    نـبـودنـد. سـوسـیـال رولـوسـیـونـرهـا ضــرورت رهـبـری انـقـلاب بـه وسـیـلـۀ بـورژوازی روسـیـه را نـمـی پـذ

    یـرفـتـنـد، اما درعـیـن حـال امـکـان مـتـحـقـق سـاخـتـن فـکـر اسـاسـی شـان مـبـنـی بـر انـقـلاب بـا رُل رهـبـری

    کـنـنـدۀ دهــقـانـان را نـیــز تــشـخـیـص نـمـی دادنــد. بــلــشـویـک هـا مـایــل بــه انـقــلاب ســوسـیـالـیـسـتی بـود

    نــد. رهــبــر ایــنـان ولادیـمـیــر ایــلــیـچ لـنــیــن( نــام واقــعــی: اولــیـانُــف) (Vladimir Iljitj Lenin(Uljanov))

    ( 1924- 1870) در مـقـالــۀ » وظـایـف پــرولـتـاریــا در انـقــلاب کـنـونـی( تــزهـای آوریـل)»( نــوشـتـه شـده

    در 5-4( 18- 17) آوریــل، چــاپ شــده در 7(20) آوریـــل در شــمـارۀ 26 روزنـــامــۀ Pravda ( پــراودا=

    حـقــیـقــت)(V.I. Lenin, Collected Works, vol.24, 1.edi., pp. 19 – 91(Moscow, Progress,1964).) مــو

    ضــوع انــتـقـال قــدرت بــه پــرولــتـاریــا، کــارگــران و دهــقــانــان خُــرده پــا را بـه پــیــش کـشـیـد، کـه بـیـا

    نـش را در شـعـار تــزهــا » کــل قــدرت بـه سـویـت هـا » مـی یـافـت؛ سـویـت هـایـی کـه مـی بـایــد نـشـأتـگـاه

    هـای دیـکـتـاتــوری انـقـلابـی- دمـوکـراتـیـک کـارگـران و دهـقـانـان، در هـیـئـت جـمـهـوری شـورایـی بـاشـنـد.

     25 اکـتـبــر( 7 نـوامـبــر) آن نـقــطـۀ عــطـفـی فــرارسـیــد کـه در تــاریــخ بــه » انــقـلاب اکـتــبـر» مــوســوم

    گـشــت. در ایـن روز بــلـشـویـک هــا قــدرت را تـصـرف نـمـودنــد.( یـک بــررسـی مـسـتــنـد جـامـع انـقـلاب

    روسـیــه را ادوارد هــالــت » تــد» ( ای.اچ.) کــار (Edward Hallet ″Ted″(E.H.) Carr) ( 1982- 1892) در

    مـجـلــدات 3-1(The Bolshevik revolution 1917- 1923) جـزو اثـر 14 جـلـدیـش تـحـت عـنـوان A Hist- ory of Soviet Russia     (یـک تــاریــخ روســیـه شــوروی)(London, Macmillan, 1950 – 78) بــه دسـت داده

    اسـت. هـمـچـنـیـن یـک تـوصـیـف عـیـنـی مـسـتـنـد از واقـعـۀ مـاه هـای اکـتـبـر و نـوامـبـر 1917 را روزنـامـه

    نـگـار جــان ریــد(John Reed)( 1920- 1887) در اثــر مــشـهــورش Ten Days that shook the World

     (ده روزی کـه دنـیـا را لـرزانـد)( 1919) آورده اسـت. لـنــیـن در مـقــدمـه اش بــر ایـن اثــر ریـد ازجـمـلـه نـو

    شـتـه اسـت: » مـن بــا عـلاقـۀ مـفـرط و تـوجـه کـاهـش نـاپـذیـر کـتـاب جـان ریـد » ده روزی کـه دنـیـا را لـرزا

    نــد» را خـوانـدم. مـن آن را بـی قــیـد و شـرط بـه کـارگـران در سـراسـر دنـیـا تـوصـیـه مـی کـنـم. ایـن کـتـابـی

    اسـت کـه مـن دوسـت دارم در مـیـلــیـون هــا نـسـخـه و بـا تــرجـمـه بــه هــمـۀ زبــان هــا مـنــتـشـر گــردد. آن

    تـصـویــری حـقـیـقـی و کـامـلاً زنـده از وقـایـعـی را بـه دسـت مـی دهـد، کـه بـرای درک واقـعـیـت انـقـلاب پـر

    ولـتـاریـایـی و دیـکـتـاتـوری پـرولـتـاریـا حـائـز اهـمـیـت اسـت.»

3- Verdens Litteraturhistorie,  bd.11 (Mellemkrigstiden, 1920 – 1945), 1.udg.,  ss. 447- 50 ( Køben- havn, Politiken, 1974).       

4- نـقـل از Ordet er blevet til handling, s.186

5- Anweiler / Ruffmann: Kulturpolitik der Sowjetunion, ss.7 – 8(Stuttgart, Alfred Kröner Verlag, 1973).     

6-  نـوشـتـه شـده در اکـتـبـر 1908- مـارس 1909، مـنــتـشـره بــرای نـخـسـتــیـن بــار بــه صــورت کــتــاب در

     1909 در مـسـکـو از سـوی انـتـشـارات زونـو(Zveno). (V.I. Lenin, …, vol.14, 1.edi.(1962).)

7-Peter Gorsen & Eberhard Knödler-Bunte: Proletkult, bd.1, s.35(Friedrich Frommann Verlag, 1975).     

8-  هـمـان، ص 38.

9-  V.I. Lenin, …, vol.31, 3.edi., p.317(1977).

10- روزنـامـۀ پـراودا، شـمـاره هـای 221، 222، 223، 5، 6، 7 اکـتـبـر 1920، هـمـان، ص 287.

11- تـحـویـل قــرن بـیـسـتـم در روسـیـه تــوأم بــود بـا نـاآرامـی تـوده هـای دهـقـانـی. سـال هـای بـعـدیـن، 1902،

      1904 و 1905 سـال هــایـی کـم مـحـصـول بــوده، 95 درصـد دهــقـانـان بـه زیـر مـرز گـرسـنـگـی کـشـیـده

      شـده بـودنــد، و نـتـیـجـۀ مـنـطـقـی ایـن وضـعـیــت مـصـیــبـت بـار شـورش هـای پـی درپـی و فـراگـیـر دهـقـا

      نــی در اکــنـاف و اطــراف امـپــراتــوری تــزاری بـود. جــنـگ روس و ژاپــن – کــه در فــوریــه 1904 بـا

      حـمـلـۀ غـافــلـگــیـر کـنــنـدۀ ژاپـن بـه پـورت آرتـور(Port Arthur) آغـاز گـشـت، و در سـپـتـامـبـر 1905 بـا

      پـیـروزی ژاپـن خـاتـمـه یـافـت – مـوجـب تـصـاعـد بـهـای اجـنـاس حـیـاتـی تـا 40-20 درصـد گـردیـد. (Ale- xandra Kollontaj, Udvalgte skrifter, bd.3(Stækkede vinger), 1.udg., s.42(København, Tiderne       

skifter, 1978).        ) ایـن جـنگ نـارضـایـی شـدیـد تـوده هـای دهـقـانی و بـخـش اعـظـم مـردم از دیگـر طـبـقـات

      جـامـعـه را بــرانـگـیـخـت. نـارضـایــتـی تـهـی دسـتـان، حـتـی طـبـقـۀ مـتـوسـط لـیـبـرال بـه طـور روزافـزون

      دامـن گــرفـت. نـاآرامـی هـا در سـرتـاسـر روسـیـه و بــا قــوت بــیـش تــری در سـرزمـیــن هـای غـیـرروس

      امـپـراتـوری پـدیـدار گـردیـدنـد.

      در عــرصـۀ سـیـاسـی سـه نـیـروی مـعـروف اپــوزیـسـیـون: لـیـبــرالـی، تــروریـسـتـی و مـارکـسـیـسـتـی بــه

      مـنــصـۀ عـمــل درآمـدنــد. ( نـیــروی اخـیــر پــس از کـنـگــرۀ دوم حــزب کـارگــر سـوسـیـال دمـوکـرات رو

      ســیـه بــه دو جـنـاح بـلـشـویـک(Bolsjeviki: اکــثـریــت) و مــنـشـویــک(Mensjeviki: اقــلـیــت) تـقــسـیـم، و

      انـشـعـاب حــزب در تــابـسـتـان 1904 یـک واقـعــیـت مـسـلـم گـردیــد.( نـک: روشـنـگــری 13))

      ایـن هـمـه مـنـجـر بـه انـقـلاب در سـال 1905 شـد.   

      انـقـلاب نــیـکـلای دوّم را واداشــت تــا در 17 اکـتــبـر بــیـانــیـۀ مــشـهــور بــه » مـانــیــفــسـت اکـتــبــر» را

      صـادر نـمـایـد، و در آن بـه اتـبـاع امـپـراتـوری وعـدۀ رعـایـت آزادی هـای مـدنـی و انـتـخـابـات دومـا را بـه

      بـخـشـد.

      از پــدیــده هـای مـهـم انـقـلاب سـویـت هــا بـودنــد، کـه از گــردهــم آیـی کـمـیـتـه هــای اعــتـصـاب چـنـدیــن

      کـارخـانـه و رشـتــۀ صـنـعــتـی در شـوراهـای دایــم نـمـایـنــدگـان در تـقــریـبـاً ســرتـاســر روسـیـه تـشـکـیـل

      یـافــتـنـد، و بـزرگ تـریـن شـان سـویـت سـانـت پـتـرزبورگ، ازجـمـلـه عـهـده دار سـازمـان دهـی اعـتـصـاب

      عـمـومـی سـپــتـامـبــر بــود. رهـبــر ایــن سـویـت – کـه شـش هــفــتـه بــه کـار خـود ادامــه داد – لِــو داویـدو

      ویـچ تــروتـسـکـی( نـام واقـعـی: بـرونـشـتـیـن)(Lev Davidovitj Trotskij(Bronstein)(مـقـتـ. 1940- 1879)،

      در ایـن زمان یـک جـوان مـارکـسـیـسـت پـرحـرارت، بـود.

      بــاوجـود فـرمـان روایـی خـشـونــت سـازمـان یـافــتـۀ دولــت انـقــلاب تــا زمـانـی بـه سـیــرش ادامـه داد. در

      جــریـان انـقـلاب مـردم عــلـنـاً گـسـسـتـگـی شـان از رژیـم تــزاری را نـمـایـش دادنــد. صـدمـات انـقـلاب بـر

      تـزاریـسـم چـنـان شـدیـد بـود کـه رژیـم هـرگـز از آن هـا بـهـبـودی نـیـافـت.

      لـنــیـن پــرولـتـاریـای روسـیــه را نـیــروی اسـاسـی انـقــلاب تــلـقـی نـمـوده، درخـصـوص ثـمــرات انـقــلاب      

      نــوشـت: » پــرولـتـاریـا (…) طـی چـنـد مــاه در 1905 بـــا مـبــارزه اش اجــرای اصــلاحـاتـی را اجــبـاری

      سـاخـت، کـه کـارگــران ده هــا سـال بــیـهـوده از » بـالانـشـیـنـان» انـتـظـار داشـتـنـد. پـرولـتـاریـا بـرای تـمـام

      خـلـق روسـیـه آزادی هـای تـا بـه آن زمان نـاشـنـاخـتـۀ مـطـبـوعـات، اجـتـمـاعـات و اتـحـادیـه هـا در روسـیـه

      را، ولـو بـرای مـدتـی کـوتـاه، کـسـب نـمـود. او دومـای مـتـقـلـبـانـۀ بـولـیـجـیـن[*] را جـارو کـرد، تـزار را بـه

      صـدور مـانــیـفـسـت قــانـون اسـاسـی مـجـبـور، و یـک بــار بـرای هـمـیـشـه حـکـومـت بـر روسـیـه را بـدون

      مــؤسـسـات نـمـایــنـدگـی غــیـرمـمـکـن سـاخـت.»( » دروس انـقـلاب»، بــه مــنـاسـبــت پــنـجـمـیـن سـالـگــرد

      انـقـلاب، Rabotjaja Gazeta( روزنـامـه کـارگـر)، ش1، 30 اکـتـبـر( 12 نـوامـبـر) 1910(V.I. Lenin, …, vol.16, 1.edi., pp.296 – 304(1963).       )

      * آ.جـی. بـولـیـجـیـن(A.G. Bulygin)( 1919- 1851): مـلاک روس. عـامـل اصـلـی تـهـیـۀ قـانـون احـضـار

      یـک دومـای مـشــورتـی جـهـت پــیـش گـیـری از اعـتـلای انـقـلاب در کـشـور. چـنـیـن دومـایـی دراثـر روی

      دادهـای انـقـلاب احـضـار نـگـردیـد، و بـولـیـجـیـن از وزارت اسـتـعـفـاء نـمـود.

12- » سـازمان حـزب و ادبـیـات حـزب «، روزنـامه Novaya Zhizn( زنـدگـی نـو)، ش12، 13 نـوامـبـر 1905،

      هـمـان، ج10، چ3، ص 45( 1972).

13- کـنـگـرۀ دوم حــزب کـارگــر سـوسـیـال دمـوکــرات روسـیـه نـقـطـۀ عـطـفـی در تـاریـخ ایـن حـزب بـه شـمـار

      مـی رود.

      کـنـگــره از 30 ژوئــیـه تــا 23 اوت 1903( هـفــتـۀ نـخـسـت آن در بــروکـسـل(Bruxelles) و ادامـه اش در

      لـنـدن) بـا شـرکـت 43 نـمـایـنـده از سـوی 26 ســازمـان سـیـاسـی، بــه اضـافــۀ 14 نـفــر بـا رأی مـشـورتـی

      بـرگـذار گـردیـد.

      ریـاسـت کــنـگـره را جـئـورجـی والـنــتـیــنـوویــچ پــلـخـانُــف(Georgi Valentinovich Plekhanov)(1918-

      1856)، مـعـاونــتـش را لـنــیـن و پــاولــویـچ( نـام واقـعـی: پـی. آ. کـراسـیـکُـف) بـرعـهـده داشـتـنـد. مـنـشـی

      هـیـأت ریـیـسـه فـومـیـن( نـام واقـعـی: وی. ان. کـروخـمـال)( 1933- 1873) بـود.

      کـنـگـره شـامـل 37 جـلـسـه مـی گـردیـد، و مـوضـوعـات رسـیـدگـی در کـار جـلـسـات بـه قـرار زیـر بـودنـد:

      1- گـشـایـش کـنـگــره، بـرگـزیـدن هـیـأت ریــیـسـه، تـصـویـبــنـامـه و دسـتـور کــار جـلـسـات، اسـتـمـاع گـزا

      رش کـمـیـتـۀ سـازمـانـده و گـزیـنـش کـمـیـسـیـون اعـتـبـارنـامـه هـا. 2- جـایـگـاه بـونـد در حـزب کـارگـر سـو

      سـیـال دمـوکـرات روسـیـه. 3- بــرنـامـۀ حـزب. 4- ارگـان مـرکـزی حـزب. 5- گـزارشـات نـمـایـنـدگـان. 6-

      سـاخـتـار تـشـکـیـلاتی حـزب. 7- سـازمـان هـای مـنـطـقـه ای و مـلـی. 8- گـروه های ویـژه در داخـل حـزب.

      9- مـسـئـلـۀ مـلـی. 10- مـبـارزۀ اقـتـصـادی و جـنـبـش اتـحـادیـه هـای کـارگـری. 11- مـراسـم روز اول مـاه

      مـه. 12- کـنـگــرۀ بـیـن الـمـلـلـی سـوســیـالــیـسـت هـا در آمـسـتــردام(Amesterdam) در 1904. 13- تـظـا

      هــرات و قـیـام هـا. 14- تـرور. 15- مـسـائـل داخـلـی کـار حــزبـی: الـف) ســازمـان دهـی تــرویـج. ب) سـا

      زمـان دهـی تـبـلـیـغ. پ) سـازمـان دهـی انـتـشـارات حـزبـی. ت) سـازمان دهـی فـعـالـیـت در بـیـن دهـقـانـان.

      ث) سـازمـان دهـی فـعـالـیــت در مـیـان نـیــروهـای مـسـلـح. ج) سـازمـان دهـی فـعـالــیـت در بــیـن دانـشـجـو

      یـان. چ) سـازمـان دهـی فـعـالــیـت در بـیـن اقـلــیـت هـای مـذهـبـی. 16- شـیـوۀ بــرخـورد حـزب کـارگـر سـو

      سـیـال دمـوکــرات روسـیـه بـه انـقـلابــیـون سـوسـیـالــیـسـت. 17- شـیـوۀ بــرخـورد حـزب کـارگـر سـوسـیـال

      دمـوکــرات روسـیـه بـه جـریـان هــای لـیــبـرال روسـیـه. 18- انـتـخـاب کــمـیـتـۀ مـرکـزی و هـیـأت تـحـریـر

      یـۀ ارگـان حـزب. 19- انـتـخـاب شـورای حـزب. 20- تـرتـیـب کـار چـاپ و نـشـر قـطـعـنـامـه ها و صـورت

      جـلـسـات کـنـگـره و هـمـچـنـیـن نـحـوۀ کـار مـسـئـولـیـن و نـهـادهـای مـنـتـخـب کـنـگـره.   

      یـکـی از مـوضـوعـات مـهــم بـحـث در کــنـگـره تـعــریــف عـضـو حــزب و عـضـویـت حـزبـی، و یـکـی از

      مـوضـوعـات اسـاسـی اخـتـلاف تـنـویــر خـصـلــت و وظـایـف انـقــلاب روسـیــه، اسـتــراتــژی و تــاکـتـیـک

      کـمـونـیـسـت هـا در مـبـارزه بـرای تـحـقـق سـوسـیـالـیـسـم بـود.

      جـمـع بـنـدی نـتـایـج کـار کـنـگـره را لـنـیـن در کـتـاب یـک گـام بـه پـیـش، دو گـام بـه پـس( 1904)(V.I. Lenin, …, vol.7, 1.edi., pp.201 – 423(1961).       ) بـه شـرح زیـر بـه عـمـل آورده اسـت:

      » کـنـگـره حـزبـی مـا در نــوع خـود مـنـحـصـر بـه فــرد و در تـمـام تـاریـخ انـقـلاب روسـیـه یـک پـدیـده بـی

      سـابـقـه بـود. بـرای اولـیـن بـار بـود کـه حـزب پـنـهـانـی انـقـلابـی مـوفـق مـی شـود از ظـلـمـات کـار مـخـفـی

      خـارج شـده آفـتـابـی گــردد و تـمـام سـیـر حـرکـت و پـایـان مـبـارزه داخـلـی مـا و تـمـام سـیـمـای حـزب مـا و

      هــریـک از قـسـمـت هـای کـم و بـیـش مـشـهــود آنـرا در مـسـائـل بـرنـامـه و تـاکـتـیـک و سـازمـان بـه هـمـه

      و هــرکـس نـشـان دهـد. بــرای اولـیـن بـار بـود کـه مـا مـوفـق شـدیـم از قـیـد اسـارت سـنـت هـای ولـنـگـاری

      مـحـفـلـی و عـامـیـگـری انـقـلابـی آزاد شـویـم و دهـهـا گـروه کـامـلاً گـونـاگـون را کـه اغـلـب شـدیـداً بـا یـکـد

      یـگـر خـصـومـت مـی ورزیـدنــد و فـقـط نـیـروی ایـده بـود کـه آنـهـا را بـا یـکـدیـگـر مـرتـبـط مـی سـاخـت و

      آمـاده بـودنـد( ازلـحـاظ اصـولـی آمـاده بـودنـد) هـرگـونـه شـخـصـیـت گـروهـی و اسـتـقـلال گـروهـی را قـربا

      نـی واحـد کــل سـتـرگـی کـه بـرای اولـیـن بـار بـتـوسـط مــا ایـجـاد شـده بـود یـعـنی قـربـانـی حـزب نـمـایـنـد،

      در یـکـجـا جـمـع کـنـیـم. ولـی در سـیـاسـت قــربـانـی بــه رایـگـان داده نـمـی شــود، بـلـکــه در ضـمـن نـبـرد

      بــدسـت مـی آیـد. نـبــردی کـه بــرای انـهـدام سـازمـانـهـا درگـرفــت نـاگـزیــر فـوق الـعـاده بـیـرحـمـانـه بـود.

      نـسـیـم خـنـک مـبـارزه آشـکـار آزاد بــدل بـطـوفـان شـد. ایـن طـوفـان هـمـه و هـرگـونـه بـازمـانـده هـای مـنـا

      فــع و احـسـاسـات و سـنــت هـای مـحـفـلـی را بــدون اسـتـثـنـا بــا خـود بــرد و چـقـدر خـوب شـد کـه بـرد! و

      بــرای اولـیـن بـار ارگـان هـای مـسـئـولـیــتـدار واقــعـاً حــزبـی را بــوجــود آورد.»( نـقــل از 1903. شــرح

      جـلـسـات کـنـگــره دوم حـزب کـارگـر سـوسـیـال دمـوکـرات روسـیـه ( بـخـش اول)، پـیـشـگـفـتـار، صـص 5-

      4( انـتـشـارات حـزب کـمـونـیـسـت ایـران، 1363))

14- V.I. Lenin, …, vol.6, 4.edi., p.470(1977).

15- مـجـمـوعـاً 5 مـقـالـۀ زیـریـن:

      » لــئـو تــولـسـتـوی آیــنـۀ انـقـلاب روسـیــه»، نـشــریــه Proletarij( پـرولـتـار)، ش35، 11(24) سـپـتـامـبـر

      1890، هـمـان، ج15، چ1، صـص 09- 202( 1963).

      » ال. ان. تــولــسـتـوی»، نـشــریــه Sotsial-Demokrat( سـوسـیـال دمـوکـرات)، ش18، 16(29) نــوامـبــر

      1910، هـمـان، ج16، چ1، صـص 27- 323(1963).

      » ال. ان. تـولـسـتـوی و جـنـبـش کـارگـری مـدرن»، نـشـریـه Nasj Put( راه مـا)، ش7، 28 نـوامـبـر 1910،

      هـمـان، صـص 32- 330.

      » تــولـسـتـوی و مـبـارزۀ پــرولـتـاریـایـی»، Rabotjaja Gazeta، ش2، 18(31) دسـامـبــر 1910، هــمـان،

      صـص 54- 353.

      » تــولـسـتـوی و عـصـر او»، نـشـریــه Svesda( ســتـاره)، ش6، 22 ژانــویــه 1911، هــمـان، ج17، چ1،

      صـص 53- 49(1963).

16- نـقـل از نـشـریـه Hug!( بـیـفـکـن!)، ش3، 1974، ص 27.

17-   A  History  of  Soviet  Russia,  Vol.5 ( Socialism  in  One  Country 1924 – 1926 ),  4.edi.,  p.49   (1978).         

18- بــه دنـبـال سـقـوط رژیـم تــزاری در1917 دراثـر انـقـلاب فـوریـه روسـیـه جـنـگ داخـلـی ویـران گـر و خـو

      نـیـنـی در ایـن کـشـور آغـاز گـشـت، کـه بـه مـدت چـهـار سـال، یـعـنـی تـا 1921، بـه طـول انـجـامـیـد. آتـش

      افــروزان جـنـگ داخـلـی عـمــدةً امـرای ارتـش تــزاری بـودنـد، کـه قــصـد اعـادۀ نـظـام قـدیـم را داشـتـنـد، و

      مـشـهـورتـریـن شان عـبارت بـودنـد از: ژنـرال لاور جی. کـورنـیـلـوف(Lavr G. Kornilov)(1918-1870)،

      ریــیـس سـتـاد ارتـش – ژنـرال آنـتـون آی. دنـیـکـیـن(Anton I. Denikin)( 1947- 1872)- ژنـرال نـیـکـلای

      ان. جـودنـیـچ(Nikolaj N. Judenitj)( 1933- 1862)- آدمـیـرال آلـکـسـانـدر وی. کـولـچـاک(Aleksander V. Koltjak       )( 1920- 1873)، فــرمـانـده نـاوگـان روسـیـه در دریـای سـیـاه( او در نـوامـبـر 1918 کـودتـای

      شـبـانــه نـمـوده، خـود را «حـاکـم عـالـی روسـیـه» خـوانـد)- ژنـرال آلـکـسـی ام. کـالـدیـن(Aleksej M. Kaled- in       )( 1918- 1861)، بـرگـزیـده بـه آتــامـانـی دسـتـجـات قـزاق دُن در ژوئـن 1917- ژنـرال پـیـوتـر ان. فُـن

      ورانـگـل(Pjotr N. von Wrangel)( 1929- 1878). ایــن نـظـامـیـان مـورد پـشـتـیـبـانـی آتـامـان هـای قـزاق

      از قـبـیـل گــرگـوری سـمـنُـف، آتــامـان قـزاق هـای اوسّـوری و سـرکـردۀ سـارقـیـن – کـه خـود را بـه ژاپـنـی

      هـا نـیـز فـروخـتـه بـود – و آتـامـان کـالـمـیـکُـف قـرار داشـتـنـد.

      مـتـفـقـیـن کـه درصـدد پـیـش گـیـری از ثـبـات یـافـتـن بـلـشـویـسـم در روسـیـه بـودنـد، بـه مـسـاعـدت مـالـی و

      تـسـلـیـحـاتـی قـابــل تـوجـه بـه ضـدانـقـلاب اقــدام نـمـودنـد، بـه طـوری کـه مـثـلاً در 3 دسـامـبـر 1917 دیـو

      یــد لـلُـیـد جـورج(David Lloyd George)( 1945- 1863) و کـابـیــنـۀ جـنـگـی او در انـگـلـسـتـان تـصـمـیـم

      گـرفـتــنـد » کـلـیـۀ مـسـاعــدت مـالـی مـورد نـیـاز ژنـرال کـالـدیـن را، بـی تـفـاوت بـه مـقـدار آن تـأمـیـن نـمـا

      یـنــد.»(Richard  H.  Ulman: Anglo – Soviet  Relations, 1917 – 1921,  p.46.) بــراســاس مـحـاســبــۀ

      انـگــلـیـسـی هـا تـا اکـتـبـر 1919 کـمـک هـا فـقـط بـه ژنـرال دنـیـکـیـن بـرای انـگـلـیـسـی هـا بـه مـبـلـغ بـالا

      تــر از 30 مـیـلـیـون پـونــد، و لـشـکـرکـشـی بــه شـمـال روسـیـه بـه بـیـش از 40 مـیـلـیـون پـونـد تـمـام شـد.

      (Carl Grimberg(1875 – 1941): Verdenshistorien, bd.16(De Store Verdenskrige), 2.udg., s.331 (København, Politiken, 1977).       ) مـتـفــقـیـن هـمـزمـان بــه هـمـآهــنـگ سـازی عـمـلـیـات نـیـروهـای سـفـیـد

      اقـدام، و شـهـر پـاریـس(Paris)را بـرای مـرکـز ایـن هـمـآهـنـگ سـازی انـتـخـاب نـمـودنـد.

      مـسـاعــدت بـه سـفـیـدهـا بــا مـداخـلـۀ نـظـامـی مـتـفـقـیـن در روسـیـه بـه نـقـطـۀ اوجـش رسـیـد. در 1 ژوئـیـه

      1918 4000 نـفـر از نـیـروهـای مـتـفـقـیـن در خـاک روسـیـه وجـود داشـتـنـد. در 2 اوت هـمان سـال شـمار

      ســربـازان مـتـفـقـیـن بـه 10000 نـفــر رسـیـد. در 4 سـپـتـامـبـر 4500 سـربـاز آمـریـکـایـی و در آغـاز نـوا

      مـبـر 7000 سـربـاز ژاپـنـی بـه نـیـروهـای مـداخـلـه گـر خـارجـی مـلـحـق گـردیـدنـد.

      لـوئــیـس فــیـشـر(Louis Fischer)( 1970- 1896) در بـیـوگـرافـی The Life of Lenin( زنـدگـانـی لـنـیـن)

      (1964) دربــارۀ جـنـگ داخـلـی و آثــار آن در روسـیـه چـنـیـن نــوشـتـه اسـت: » جـنـگ داخـلـی روسـیـه از

      1917 تـا 1921 یـک اقــدام طـولانـی، پــرهـزیـنـه، فـاجـعـه آمـیـز بـود. آن اقـتـصـاد کـشـور را بـه ویـرانـی

      کـشـیـد و مــردمـی را کـه پـیـشـاپــیـش طـی سـه سـال و نــیـم جـنـگ جـهـانــی امـتـحـان سـخـت خــود را داده

      بـودنــد، جـنـگـی کـه بـه بــدی تـدارک دیـده شـده، و بـه بــدی بـه وسـیـلـۀ یـک سـلـطـنـت و بـوروکـراسـی فـا

      سـد هــدایـت گـردیـده بـود، بــه آلام بـی نـهـایـت دچـار سـاخـت. جـنـگ سـفــیـدهـا عــلـیـه ســرخ هـا چـنـدیـن

      مـیـلـیـون نـفــر را درمـعــرض بـیـمـاری هـای مُـســری قــرار داد: ایـن بــه مـنـزلـۀ تـضـعـیـف شـدیـد خـون،

      مـغـز و دارایـی روسـیـه بـود. دسـتـجـات کـودکـان بـی سـرپـرسـت و بـزرگ سـالان بـی خـانـه و کـاشـانـه در

      شـهــر و دِه ویـلان و سـرگـردان بـودنـد و بـرای بـقـاء یـا صـرفـاً مـیـل بـه تـخـریـب دسـت بـه قـتـل و غـارت

      مـی زدنـد. کـشـور زمـانـی آن قـدر طـولانـی در آغـوش مـرگ به سـربـرده بـود، کـه خـشـونـت عـادی تـر از   

      روابــط آرام گـردیــد. زنــدگـی یـک انـسـان بـیـش تـر یـا کـم تـر فـرق نـازلـی داشـت. ایـن مـشـی و روش بـه

      بـهـای هـسـتـی ده هـاهـزار انـسـان تـمـام شـد.

      جـنـگ داخـلـی مـیــراثـی از بـی قــانـونـی و نــابـودی جـسـمـی بــرجـای گــذارد. آن دو ویــژگـی را در روان

      روس بـرجـسـتـه سـاخـت، ویـژگـی هـایـی کـه در تـنـاقــض بـا یـکـدیـگـر و درعـیـن حـال مـکـمـل یـکـدیـگــر

      نــد: گـرایـش بـه آنـارشـی و اطـاعـت جــویـی مـحـض. بــلـشـویـسـم مـی بـایــد اولـی را مـتـوقـف و دومـی را

      تـقـویـت کـنـد.»

      جـنـگ داخـلی عـواقـبـی مـصـیـبـت بـار در روسـیـه داشـت. آثـار آن در کـلـیۀ عـرصـه های حـیـات مـمـلکـت

      عـمـیـق و نـگـران کـنـنـده بـود.

      صـنـایـع بــه سـخـتـی آسـیـب دیـده، سـیـسـتـم حـمـل و نـقــل دچـار اخـتـلال شـده بــود. » مـجـمـوع مـحـصـول

      کـشـاورزی در سـال 1920 تـنـهـا قـریـب نـصـف مـقـدار پـیـش از جـنـگ بـود. درصـورتـیـکـه ســطـح قــبـل

      از جـنـگ عـبـارت از سـطـح فـقـیــر روسـتـائـی دوران روسـیـه تـزاری بـود. عـلاوه بـر ایـن در سـال 1920

      بـسـیـاری از شـهــرسـتـانـهـا دچـار قـحـط و غـلا شـده بـودنـد. اقـتـصـاد کـشـاورزی در وضـع دشـواری بـود.

      وضـع صـنـایـع کـه درحـال خـرابـی بــود از ایـن هـم بـدتـر بـود. مـحـصـول صـنـایـع بـزرگ در سـال 1920

      تـقــریـبـاً هـفــت مـرتـبـه از مـقــدار پــیـش از جـنـگ کـمـتــر بــود. (…) بــویــژه وضـع صـنـایـع فـلـزسـازی

      دشـوار بــود. ذوب چــدن در تـمـام سـال 1921 روی هــم رفـتـه عــبـارت از 3، 116 هـزار تـن بـود یـعـنـی

      تـقــریـبـاً 3 درصـد تـولــیـد پـیـش از جـنـگ را تـشـکـیـل مـیـداد. سـوخـت نـمـیـرسـیـد. حـمـل و نـقــل مـخـتـل

      شـده بــود. ذخـایـر فـلـزات و مـنـسـوجـات کـشـور تـقـریـبـاً بـپـایـان رسـیـده بـود. فـقـدان مـایـحـتـاج ضـروری

      مـانـنـد غــلـه، روغـن، گـوشـت، کــفـش، لـبـاس، کـبـریـت، نـمـک، نـفـت، صـابـون بـطـور حـادی مـحـسـوس

      بــود.»( تـاریـخ حـزب کـمـونـیـسـت( بـلـشـویـک) اتـحـاد شـوروی( دورۀ مـخـتـصــر، مـصــوب کـمـیــتـۀ مـر 

      کـزی حـزب کـمـونـیـسـت( بـلـشـویـک) اتـحـاد شـوروی، 1938)، چ3، صـص 03- 402 (München, Ver-

lag 20.Mai).        ))

      مـجـمـوع تــولـیـد صـنـعـتـی در 1921 تـقـریـبـاً 30 درصـد 1914، تـولـیـد کـشـاورزی درحـدود 60 درصـد

      آن سـال بــود، و تـجـارت خـارجـی تـقـریـبـاً مـتـوقـف گـردیـد. سـطـح جـمـعـیـت در کـلـیـۀ شـهـرهـای بـزرگ

      و مـراکـز صـنـعـتـی تـقــلـیـل یـافـت. جـمـعــیـت مـسـکـو بـه نـصـف رسـیــد. شـمـار کـل کـارگـران صـنـعـت

      کـه در 1917  2 مـیـلـیـون و 600000 نـفــر بــود، در 1920 بــه نــیـم مـیـلــیـون نـفــر کـاهــش یـافـت. در

      فـاصـلـۀ سـال هــای 21- 1914 در روسـیـه تـقــریـبـاً 26 مـیـلــیـون نـفــر نـابــود شـدنــد. بــه مـحـاســبـه ای

      مـحـتـاطـانـه ضـایـعـۀ اقـتـصـادی بـه 60 مـیـلـیـارد دلار سـرمـی زد.(Grimberg, bd.16, s.337.)

      گـرسـنـگـی مـسـئـلـۀ کـمـرشـکـنـی بـرای مـمـلـکـت بـود. مـوارد مـسـتـنـد عـدیـده ای از آدمـخـواری وجـود دا

      شـت. یـک چـهـارم جـمـعـیـت روسـیـه، یـعـنـی 35 مـیـلـیـون نـفـر، دچـار گـرسـنـگـی بـودنـد. چـنـد مـیـلـیـون

      کـودک یـتـیـم(besprizornje) در طـول راه هـا، خـطـوط آهـن و خـیـابـان هـای شـهـرهـا سـرگـردان بـوده، از

      صـدقــه و جـنـایـت کـاری امــرار مـعـاش مـی کـردنــد.( مـوضـوع ایـن کـودکـان یـتـیـم را ازجـمـلـه ویـلـهـلـم

      رایــش(Wilhelm Reich)( 1957- 1897) در کـتـابـش تـحـت عـنـوان Die Sexuelle Revolution(انـقـلاب

      جـنـسـی) شـرح داده اسـت.

      تـصـاویـری مـؤثـر از اوضـاع روسـیـه را ازجـمـلـه بـوریـس لـئـونـیـدوویـچ پـاسـتـرنـاک(Boris Leonidov- ich Pasternak       )(1960- 1890) در رمـان دکـتـر ژیـواگـو(1956) و فـئـودور گـلـدکـوف(Fjodor Gladkov)

      ( 1954- 1883) در رمـان سـیـمـان( 1925) ثـبـت کـرده انـد.

      در سـطـح سـیـاسـی جـنـگ داخـلـی تـأثـیــر تـعـیــیـن کـنـنـده اش را در اتـحـاد طـبــقـات کـارگــر و دهـقـان دا

      شـت.

19- Gorsen & Knödler-Bunte, bd.1, s.64.

20- هـمـان، ص67.

21- Christian Mailand-Hansen: ″Revolutionens teater 1917 – 1921″, Kunst er våben, s.158 ff(Købe-

      nhavn, Tiderne skifter, 1976).

22- Gorsen & Knödler-Bunte, bd.2, ss.35 – 44.

23- هـمـان، ص41.

24- Verdens Litteraturhistorie, bd.10(Århundredskiftet, 1890 – 1920), s.462.

25- » کـمـونــیـسـم جـنـگــی»(vojénnyj kommunízm) از 1918 تـا 1920 تـحـت جــنـگ داخـلـی بــه مــرحـلــۀ

      اجـراء گـذارده شـد.

      » کـمـونـیـسـم جـنـگـی» سـیـاسـتـی بـود در خـدمـت مـلی کـردن صـنـایـع، دروهـلـۀ نـخـسـت صـنـایـع بـزرگ،

      سـپـس صـنـایـع کـوچـک، بـا مـتــدهـای ضـربــتـی نـاهـمـآهـنـگ. درنـتــیـجـۀ ایـن سـیـاسـت مـکـانـیـسـم هـای

      عـرضـه و تـقـاضـای مـعـمــول بـه تــدریـج ازکـار افـتـادنــد. » بـازار» ازمـیـان رفــت. مـعـامـلـۀ خـصـوصـی

      قــدغـن گـردیــد، و جـای آن را مـبـادلــۀ ابـتـدایـی کـالا، یـک مـعـامـلــۀ سـیـاه ســریـعـاً رشــد یـابــنـده و یـک

      سـیـسـتـم تــوزیـع دولــتـی مـبـتــنـی بــر جـیـره بـنـدی سـخـت گـرفـت. پـول نـیـز تـقـریـبـاً بـه طـور کـامـل از

      اقــتـصـاد شـوروی نـاپــدیــد شـد. مـعـامـلات شــرکـت هـای دولـتـی ازطــریــق حـسـابــداری بــدون پــول بــه

      عـمـل آمـد. مــزدهـا بـه جـای پـول بـا خـواربـار پـرداخـت گـردیـد. یـک رشـتـه خـدمـات دولـتـی تـدریـجـاً بـر

      ای کـارگـران رایـگـان شــد. ایـن سـیـاسـت نـه یـک سـیـاسـت مـنــسـجـم بــرای بـنـای نــظـام ســوسـیـالـیـسـم،

      بـلـکـه سـیـاسـتـی بــود فـوق الـعـاده بـه اقــتـضـای شــرایـط جـنـگ داخـلـی، یـا بــه قـول تـروتـسـکـی » کـمـو

      نـیـسـم جـنـگـی» تـلاش بــرای پـیـاده کــردن سـوسـیـالــیـسـم نــبـود. آن یـک ضــرورت نــظـامـی نــادرســت،

      ولـی اجـبـاری بـود.(The revolution betrayed. What is the Soviet Union and where is it going, 1.edi., chapter II(Antwerp, Lee, 1936).        ) لــنـیــن نــیــز بـعــد دربـارۀ » کــمـونــیـسـم جـنـگـی»

      نــوشــت: » کـمـونــیـسـم جـنـگـی» دراثــر جـنـگ و ویـــرانـی بــه مـا تـحـمـیـل شــد. آن سـیــاسـتـی نــبـود، و

      نــتـوانـسـت کـه بـا وظـایـف اقـتـصـادی پــرولـتـاریـا مـطـابـقـت داشـتـه بـاشـد. آن یـک تـدبـیـر مـوقــت بـود.»

      ( » دربـارۀ مـالـیـات بـر امـور مـعـیـشـت، تـجـارت آزاد، واگـذاری امـتـیـازات»، V.I. Lenin, …, vol.32, 4.edi., pp. 341 – 57(1977).       )

      » کـمـونـیـسـم جـنـگـی» در اواخـر جـنـگ داخـلـی تـرک گـردیـد.

                         

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: