اخبار ایران و جهان

واقعیت، حقیقت در تاریخ و علم

maghalat_baraks

دکتر بیژن باران

آنها که تاریخ را نمی دانند مجبورند آنرا تکرار کنند. آلدوس هاکسلی

واقعیت و حقیقت در تاریخ و علم گاهی تابع دوره یک تمدن اند. در یک دوره زمین پخت مرکز عالم بود؛ در دوره بعد زمین کروی از 8 سیاره بدور خورشید در کهکشان راه شیری با 100 میلیارد ستاره در کیهان با 1 تریلیون کهکشان است. واقعیت یعنی جهان یا وضع شئی آنطور که وجود دارد، در تقابل با ایده آل یا تصویر ذهنی آن است. نمونه: ادراک روز مطلق، عینی، موجود است؛ نه ایده آل آفتابی، خنک، در یک پیک نیک. واقعیت ادراکی است؛ مانند افتادن سیب از درختبنا به نیوتن دال بر گرانش زمین.

باید بین فاکت، واقعیت، حقیقت، علم تمیز گذاشت. حقیقت یعنی کیفیت یا وضع حقیقی بودن بنا به فاکت، باور، اصل یا واقعیت پذیرفته شده؛ اظهار اجماعی در هر زمان است. حقیقت بنا به واقعیت، صادق، اصیل، استاندارد است. چند نمونه: آیا این داستان حقیقت دارد؟ در حقیقت او برای این شغل مناسب نیست. حقیقت مانند دانش کاربرده می شود ولی تعریف آن مشکل است؛ مطابق واقعیت، فاکت، موجودیت است. حقیقت استدلال/ اثبات شده است؛ مانند 3قانون کپلر: مدار بیضوی سیارات، خط وصل سیاره به خورشید در زمانهای مساوی مساحتهای مساوی جاروب کند.

قانون 3 کپلر: مکعب فاصله هر سیاره تا خورشید با مربع زمان یک دور کامل گردش آن تناسب مستقیم دارد. داده، اطلاعات، دانش، خرد مراحل ادراک فرد از محیط اند. حروف اول این 4 پدیده «دادخ«یک هرم/ مراتب با راس خرد می سازد. پردازش داده برای پاسخ به «کی، چی، کجا، کی» می باشد. کاربرد داده برای پاسخ به «چگونه» است. داده عناصر تکه تکه بشکل عدد، واژه، کود، جدول، سازه است. اطلاعات عناصر مرتبط بشکل جمله، مفصل، معادله، مفهوم، ایده، مسئله، روایت ساده است.

دانش اطلاعات ارگانیزه/ سختارمند بشکل فصل، نظریه/ تئوری، حکم، قضیه، چارچوب مفهومی، روایت پیچیده، فاکت است. خرد دانش کاربردی بشکل کتاب، برنامه، سیستم، معبد، فلسفه، مکتب فکری، روایت غامض، اصول، حقیقت است. پس در هرم «دادخ» ساختار معنی از قاعده یا داده تا راس یا خرد افزایش می یابد. اشاره به قانون اغلب فاکت را در بر می گیرد. گرچه فاکت بطور علمی، شناخت ش از پیش وجود دارد.

تمدن 5هزارساله از مراحل اساطیر، الهیات، تاریخ، فلسفه، علم گذر کرده؛ آنها بمرور شکل گرفتند. این 4مراحل امروز هم موازی هم وجود دارند. محتوای آن از تخیلات عوام در اساطیر، تخیل نخبگان در الهیات، تخیل عالمان در فلسفه هم تاثیر گرفت. اساطیر روایت نماد نیروهای طبیعت در تجسم انسان و جانور؛ دومی رابطه انسان با غیب؛ تاریخ رابطه انسانها در زمان است.

تمیز فهم در ذهن و محتوا در عین کاربرد علمی دارند. زیرا اساطیر، الهیات، فلسفه در ذهن و علم در عین قرار دارند. الهیات بررسی خالق و اعتقادات دینی، سامانه تکامل قیاسی باورها، اصول و فروع دین، آغاز و آخرت است. علم عقل و عمل سامان مند ساختار و کردار جهان مادی و طبیعی با مشاهده و آزمایش است. علم رشته های گوناگون مانند شیمی دارد.

ادراک هستی از کیفی و کلامی آغاز شده؛ به کمی و نمادیک/ سمبولیک می رسد. در آغاز فاز کمی، تقریب بکار رفته؛ سپس با تعمیم معادلات کمال می یابند. علتهای پدیده های جوی، نجوم، زیستی به خدایان، ارواح، رب النوعها نسبت داده می شدند. مشاهدات و گمانها در باره طبیعت با متافیزیک و اخلاق آمیخته بودند. علیت در پیشامدرن الهی بود؛ اکنون طبیعی است.

فلسفه بررسی ماهیت دانش، واقعیت، وجود یا رشته ای در اندیشه فلسفی مانند پایه نظری یک دانش یا تجربه خاص در حوزه آکادمیک است. فلسفه علم آزمایش ناپذیر، ولی مادر علوم است. فلسفه ایده هایی در باره حقیقت، معنی زندگی، اصول بنیانی علوم، هنرها، جهان، اصول عام وجود، ماده، ارزشها، استدلال، منطق، علیت، ذهن، زبان، رفتار، نحوه زندگی، «عشق به خرد» است. ریاضیات زبان اختصاری برای تبیین جهان است؛ تابع منطق، تجرید، قرارداد، گروهی نماد/ سمبل است.

فلسفه تاریخ جنبه نظری را با اسناد، درجه عینیت و حدسی speculative در باره اهمیت ارزشها نقادانه بررسی می کند. در بررسی حدسی هستی شناسانه در مورد طرح، هدف، اصول جهتدار، غایت در روند تاریخ انسانی می توان نظر داد. در تاریخ حدسی این پرسش ارایه می شود: آیا واحد گذشته فرد، خانواده، شهر، قلمرو مستقل، تمدن، فرهنگ، تمام بشریت است؟

قانون علمی/ فیزیکال اظهار می دارد: اگر شرایط معین حاضر باشند بنا به فاکتهای مصداق پدیده ها، یک پدیده همیشه رخ می دهد. در تاریخ هم اگر شرایط معین حاضر باشند؛ یک رویداد در زمان و کشور دیگر هم اتفاق می افتد. وقوع انقلاب در فرانسه، روسیه، چین، ویتنام، کوبا، ایران در نظر گرفته شود. حدوث انقلاب جبری ولی ماهیتشان متفاوت اند. این تفاوت ویژگیها و مراحل تکاملی هر کشور را در بر دارد.

صفات کیهان کدامند؟ کیهان تقارن فضا، زمان، ذرات داشته؛ اصل تقارن در تبیین قوانین فیزیک و نجوم بکار می رود. یعنی هر ذره مانند الکترون و پروتون اسم عام بوده؛ برای همه ذرات یک ذات است. هر نقطه فضا مانند نقطه دیگر است. هر زمان روی محور زمان مانند لحظه دیگر است. در دهه 1940 ریز ذرات بجز جرم و بار با چرخش ساعتی و پادساعتی، مزه، رنگ از تقارن مطلق متمایز شدند. البته تکینگی Singularityدر فضا قوانین فیزیک را بویژه در سیاهچالهناکار آمد می کند.

قوانین فیزیکال این صفات را دارند: صدق، در حوزه های خاصشان بدون نفی مشاهداتی صدق می کنند. جهانشمول، هر جای کیهان، در همه قاره های زمین صدق می کنند. ساده، معمولا با یک معادله ریاضی واحد تبیین می شوند. مطلق، چیزی در کیهان بر آنها اثر ندارد. ثابت، از زمان کشف به بعد تغییر نکرده اند. گرچه گاهی نخست تقریب می توانند باشند. حی حاضر، در کیهان هر چیز تابع این قوانین است. این امر با مشاهدات پیدرپی ثابت می شود.

در علم باور نیست؛ بلکه استناد است. قانون علم مانند E = mc² انرژی مساوی جرم ضربدر مربع سرعت نور در خلاء است. 10 نظریه از 162 قانون در حوزه های علوم برای درک رازهای جهان بقرار زیرند: مهبانگ، گسترش کیهان هابل، 3قانون مدار سیاره شمسی کپلر، جاذبه نیوتن، قانون حرکت نیوتن، قانون دوم ترمودینامیک، جابجایی جسم در آب ارشمیدس، تکامل جانوران داروین، نسبیت آینشتاین با خمیدن نور در گرانش، عدم قطعیت هایزنبرگ. اگر پدیده ها ناکوانتومی باشند؛ کمییت آنها بقا دارد.

4قانون ترمودینامیک بقرار زیرند: صفرآ و ب در تعادل با پ هستند؛ پس آنها با هم نیز در تعادل حرارتی اند. 1- انرژی نه آفریده نه نابود می شود. کل انرژی جهان ثابت است. 2-آنتروپی یک سیستم منزوی نامتعادل در زمان افزایش یافته تا به یک بیشینه برسد. 3- اگر حرارت به صفر مطلق بگراید، آنتروپی به کمینه ثابت می رسد. آنتروپی آَشوب، بینظمی است.

اصلهای جهان معدودند: علیت، تقارن، بقای ماده و انرژی. علیت یعنی رفتار یک سامانه را ورودیهای آن تعیین می کنند. متجانس و متقارن بودن ذره، فضا، زمان، دما در نظریه ها بکار می روند. آنها در زمان برگشت پذیرند. زمان، چون قانون بویل گازها، قوانین بقای انرژی، تکانه، جرم، قوانین ترمودینامیک برگشت ناپذیر است.

بسیاری معادلات ریاضی بازتاب قوانین طبیعت اند؛ مانند مکانیک نیوتن، نسبیت آینشتاین، اصل کمینه انرژی، اصل عدم قطعیت. در تقارن ذرات چون الکترون و فوتون مفروض این است که آنها از هم نامتمایزند. تقارن در معادلات آماری دیراک، بوز، پاولی مفروض است. تقارن هیچ جایی در فضا، ویژگی یا تمایزی ندارد. قوانین فیزیکال از مفروض تقارن فضا، زمان، دما، ذرات مشتق می شوند.

قوانین نتیجه تقارن ریاضی اند که بازتاب تقارن طبیعت اند. اصل طرد پاولی، یعنی 4عدد کوانتومی برای 2 ذره یکسان نیست، را با قوانین بقا برای تقارن فضا و زمان بخاطر متجانس/ هوموژن بودن تبیین می کند. معادلات مختصات فضازمانی یک رویداد برای 2ناظر را تبدیلات لورنتز بیان می کنند. در حل مسایل اغلب قانون ساده تر تقریبی برای قانون دقیق تر عام بکار می رود. مورد خاص تقریب کوانتوم الکترو دینامیک در فواصل زیاد در مقایسه با نیروی اندرکنش ضعیف است. قانون گرانش نیوتن مورد خاص جرم کم، تقریب نسبیت عام است.

فضای فاز کوانتوم 6بعدی یعنی 3بعد فضا و 3بعد تکانه/ مومنتوم در ستاره نوترونی است که 2اصل کوانتومی ثبات و فروپاشی زیر را در توازن نگه می دارد: اصل طرد پاولی و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ. اولی دربرگیرنده شمارش الکترونها بوده؛ یعنی 2چیز در یک جا و یک زمان نمی توانند باشند. ولی 2فرمیون در یک نقطه فضا می توانند باشند اگر تکانه هایشان متفاوت باشند. دومی احتمال وجود ذره در فضاست. قوانین بقا بازتاب هوموژنی/ همگنی فضا، زمان گشتاری، تقارن چرخش در فضا زمان است.

نوتر Noether ریاضیدان زن آلمانی 1882-1935 در قضیه زیر گوید: هر تقارن خاص یک سیستم فیزیکال، قانون بقای خود را دارد. بقای انرژی شیفت در تقارن زمان است. یعنی هر لحظه با لحظه دیگر فرق ندارد. بقای تکانه/ مومنتوم نتیجه تقارن / تجانس فضا ست. یعنی هر نقطه فضا با نقطه دیگر فرق ندارد. عدم تمایز ذرات مانند الکترون و فوتون هم تقارن است. یعنی هر ذره با ذره دیگر فرق ندارد. لذا نتیجه کوانتوم آماری دیراک با بوز است که تابع اصل طرد پاولی برای فرمیون است.

تقارن گردشی بین زمان و فضا، وقتی یکی موهوم و دیگری واقعی است؛ به نسبیت خاص منجر شد. تقارن بین جرم لخته ای و گرانشی منجر به نسبیت عام شد. قانون معکوس مربع اندرکنشهای بوزون بی جرم نتیجه ریاضی 3بعدی فضاست. شناخت نظم، علتمعلول، الگوی تکرار در طبیعت مبین قوانین طبیعت است.

در معادلات ریاضی تقارن مهم است. نمونه: F=dp/dt قانون 2 نیوتن یعنی نیرو مساوی مشتق تکانه نسبت به زمان است. قوانین فیزیک تبیین حواس انسان یعنی ادراک از جهان بوده؛ معهذا آنها تجربی اند. بخشی از ریاضیات از منطق، تجرید، ذهن و برخی تبیین قوانین طبیعت اند. پس آنها تنها فاکت ریاضی نیستند. معادلات ریاضی عدم قاطعیت هایزنبرگ، اصل کمینه عمل، علیت در طبیعت ریشه دارند. اشاره به قانون اغلب فاکت را می نمایاند؛ گرچه این فاکتها از پیش بطور علمی وجود ندارند.

قوانین دائما با آزمایش برای دقیقتر شدن و شرایط دیگر مانند سرعت یا جرم کم یا زیاد، قیاس کم یا زیاد زمان و مکان چک شده، تا صدق یا بهبود آنها انجام شود. لذا دانش ثابت نبوده؛ دائما در دقت و تعمیم بهبود می یابد. برخی قوانین در حوزه محدود کاربرد تعریف می شوند. نمونه: قوانین نیوتن بنا بر تبدیلات گالیله در مورد خاص سرعت کم؛ نسبیت خاص بنا به تبدیلات لورنتز اند.

هر قانون با آزمایشات مکرر و فرمول بندی نوین به درجات دقیقتر ارتقاء می یابد. این یکی از اهداف اصلی علم است. قوانین جسمانی ثابت نبوده؛ بلکه آنها در روندی دقیقتر می شوند. برخی قوانین تقریبی در حوزه های سرعت، غایتهای دما، فشار، فضا، زمان اند. قوانین ترمودینامیک و جاذبه نیوتن برای سرعت و جرم کم با نسبیت عام و خاص آینشتاین کامل شدند.

آیا تاریخ هم مانند علم در روال زمان دقیقتر شده؛ ثابت نمی ماند؟ علم نیوتن مطلق و جبری بوده؛ ولی مکانیک کوانتوم با عدم قطعیت عجین است. لذا تاریخ با بینهایت متغیر و عدم قطعیت به علم احتمالات کوانتوم نزدیک است. با تدقیق فلسفه علم، شیوه علمی، استدلال استنتاجی، ثابت فیزیکال مانند عدد پی و مجموع 3زاویه مثلث پدید آمدند. قوانین علم در تاریخ نیز کاربرد دارند.

علم از دید سیاسی از فرقه گرایی، اتفاق، بومیمرکزی جدا شده؛ جهانشمول شد. دقیقتر شدن علوم طبیعی روی علوم انسانی مانند جامعه شناسی، اقتصاد، روانشناسی، تاریخ اثر گذاشتند. آمار، احتمالات، ریاضیات، منطق، عدم حدس/ اسپکولاسیون به علوم انسانی وارد شدند.

مدلسازی برای پیشگویی رفتار یک سیستم در هواپیماسازی، سرشماری، اقتصاد پیشرفته است؛ در تاریخ هم مدلسازی رایانه ای با احتمالات در آینده جا باز خواهد کرد. مدل تصویری برای تحلیل «اگرسپس» پویانمایی خواهد کرد تا فیلم جنگ ها را ساخت. نمایش، اپرا، فیلم، ویدیو مدلسازی پویا برای تاریخند. قوانین اقتصاد مانند تعادل نش، منحنی عرضهتقاضا تلخیص تجربه اند.

آیا صفات کیهان در تاریخ مصداق دارند؟ رضا خان از پهلوی 2، دکتر مصدق از دکتر امینی، بوش پسر از اوباما، لنین از استالین متمایز اندبرعکس ذرات اتم. آیا در حاکمیت سیاسی ثبات و تغییر مسالمت آمیز هنجار غالب اندمانند آمریکا و کانادا؟ یا نه مانند ترکیه، ایران، مصرتغییر قهری می باشد؟ آیا تغییر حاکمیت آمریکا و خاورمیانه در تاریخ فرق دارد؟ لذا کشورها عدم تقارن دارند؛ یعنی حوادث آنها باهم فرق دارند. عدم تقارن زمان را هم با شخصیت تاریخی در 2زمان گوناگون می توان قیاسی بررسی کرد.

ناپلئون در بازه زمانی اول امپراتور شد؛ در برهه بعد به جزیره کورسیکا تبعید شد. رضا خان از کودتای 3 اسفند 1299 تا شهریور 20 قدرت مطلقه و ثروتمندترین فرد ایرانی بود؛ در شهریور 20 تبعید شد. امام خمینی در 15خرداد 42 تبعید شد؛ در بهمن 57 با تظاهرات 11 میلیونی عاشورای 57 با همه پرسی 99% دودمان سلطنتی را منقرض کرد.

لذا تقارن زمانی در تاریخ یعنی کارکرد مشابه یک شخصیت در محور زمان وجود ندارد. حتی خود فرد هم در وابستگی کودکی، بیمناکی نوجوانی، فرتوتی پیری متفاوت است. در تشابه با ذره یکسان در عمرش انسان تابع چرخه حیات متغیر است. لذا پیش بینی تاریخ با قوانین ناشناخته ممکن نیست. برخی نخبگان جامعه و تاریخ را تابع تناقضات طبقاتی انگاشته؛ پیش بینی هایی کرده؛ ولی مکان و زمان آنها گمانی بودند.

تاریخ با احتمالات کوانتومی قرابت دارد تا قطعیت نیوتن. لذا یافتن فرمولهای ساده ریاضی در تاریخ غیرممکن است. پس تاریخ علم احتمالات به زبان طبیعی است نه معادلات جبری فیزیک. بخاطر عدم تقارن تاریخ را نتوان به ریاضیات جبری تبیین کرد. برخی قضایا Theorem و احکامAxiom ریاضی قانون نامیده شده؛ زیرا بنیان منطقی برای قوانین تجربی اند. با مشاهده نظم/ سامان در طبیعت، مانند صور ماه، چرخه فصول، شبانه روز انسان شناخت ش از جهان تعمیق یافت.

این سامان مستقل از قوانین علمی است. در پی علتمعلول با غور، قوانین طبیعت یافته می شوند. پدیده های بدون سامان مانند آذرخش، زمین لرزه، برخی امراض عفونی انسان را به تخیل نیروهای فراطبیعت، حدسیات، اخلاق کشاند. در جوشناسی، جبهه فشار هوا، جهت باد، بارشاحتمالات و مدلهای رایانه ای بکار می روند.

روند ایجاد و اجرای قانون در روم با اصول، شهود، استنتاج در شیوه بررسی طبیعت سرمشق قرار گرفت. در حوزه کاربردی قوانین جسمانی/ فیزیکال، آنها صدق کرده؛ هرگز نافی مشاهدات مکرر نبوده اند. آنها در گیتی ثابت، جهان شمول، مطلق اندچیزی در گیتی بر آنها اثر ندارد. آنها با معادله ساده ریاضی بیان می شوند. از زمان کشف شان تغییر نکرده اند. گرچه نشان داده شده که تقریبی برای معادله دقیقتر اند. حی حاضرندبنا به مشاهدات هر چیز در گیتی تابع آنهاست.

غالبا همگی فضا و زمان موجود، بقای کمیت را بیان می کنند. نوعا غیر از کوانتوم در زمان برگشت پذیرند؛ گرچه زمان برگشت ناپذیر است. این قوانین علمی بیانگر آنچه حواس ادراک می کنند؛ باز هم تجربی اند. پس فاکتهای ریاضی اند. قوانین ریاضی با مفروض تقارن واقع در طبیعت مشتق می شوند. ریاضیات بررسی پدیده های اعداد، کمیت، ساختار، فضا، تغییر است.

ریاضیات می تواند نتیجه منطق یا قواعد ذهنی، انتزاعات جدا از طبیعت، نمادهای الفبایی، اعداد باشد. ریاضیات با منطق برای استدلال در علوم در آمیخت. کلکولس/ محاسبات نیوتن تغییر در 3بعد، اشکال غیرهندسی با انتگرال، نرخ تغییر در کمیت را به ریاضیات افزود. سپس در سده 20 با مکانیک کوانتوم احتمالات، آمار، شانس به ریاضیات فیزیک افزوده شدند.

خوارزمی 780-850م جبر را تالیف کرد که مقولات با نماد/ الفبا، 4عمل اصلی، منطق در آن بکار می روند. با جبر نماد انتزاعی جای پدیده جسمانی را گرفته؛ استدلال را ساده تر، محکمتر بدور از مغلطه، سفسطه، ابهام زبان طبیعی مانند فارسی، انگلیسی، عربی کرد. با پیدایش رایانه در مدلهای غولین برای پیش بینی رفتار یک سیستم علوم، ریاضیات، محاسبات در آمیختند. ریاضیات کاربردی به سولفژ برای اجرای یک قطعه موسیقی با نمادهای زبان موسیقی می ماند.

برخی معادلات ریاضی را بعدها دانشمندان در فیزیک کاربردی می کنند. معادلات یولر 1707- 1783 ریاضیدان سوییسی در اقتصاد، حرکت، دیفرانسیل، محاسبات، برنامه نویسی پویا کاربردی اند. این نوع ریاضیات برآمده از منطق، تجریدات، مسایل هندسه، شمارش اعداد، مثلثات، هندسه ترسیمی رقومی بوده؛ گاهی بعدا دانشمندی یک فرمول ریاضی را در طبیعت می یابد. نمونه: معادله تابع بتا برای پراش دامنه نوسان موج یولر را وینزیانو زاده 1942 در نظریه تار سده 20 بکار برد.

می توان ریاضیات را زبان محاوره با طبیعت خواند. گالیله 1564-1642، گائوس 1777-1855، آینشتاین ریاضیات را بخشی از علم خوانده که «واسطه واقعیت و ادراک» است. در سده 20 ریاضیات با احتمالات آمیخته؛ در علوم طبیعی مانند فیزیک، شیمی؛ علوم انسانی مانند اقتصاد، ژنتیک با رایانه، مدلهای ریاضی، شبیه سازی/ سمیولیشن برای ساختارهای غولی سفینه، هواپیما، کشتی بکار می روند. در سده 21 مدلهای تصویری برای چرخه تاریخ قاره ها، تکوین ادیان، جمعیت زمین در شبکه اجتماعی یوتیوب، فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام، ترافیک اینترنت به گردش آمده اند.

*

در علوم انسانی، تاریخنگار دانشمند است که به آفرینش متون تاریخی می پردازد. تاریخ نگار همه عوامل در حافظه را برای ردیف کردن حوادث می آورد. بخاطر تعارف، احترام، غلو اختلالات روحی شاهان ایران گزارش نشده اند. از عهد باستان در تبلیغات شاه بر کتیبه ها سنت تاریخ نویسی زیر سایه نخوت، قدر قدرتی، استبداد در ایران بجا مانده. سده 20 با تملق، پاچه خواری، عدم شفافیت در رسانه ها تکرار شد. سپس با حمله همسایگان کاربرد شعر و نثر برای بیان تاریخ رواج یافت. در زمان حال تاریخ با دسترسی به آثار گذشتگان به زبانهای فارسی، عربی، غربی، کاربرد اقلام موزه ها، نظریه ها، اخبار نوشته می شود.

در تاریخ نسخ نوین و انتقادهای دیگران از یک متن حقایق زمانی، مکانی، رخدادی، افراد را دقیقتر می کنند. انقلابات جدیدتر با اسناد و شواهد بیشترند؛ لذا زوایای آنها روشنتر اند. گاهی تاریخ از مردان سازنده آن جدا می شود. ناپلئون ناهم سازی فرد و تاریخ در 2برش زمانی امپراتور و تبعیدی را نمایید. رشد جامعه پساانقلاب بسیاری از انقلابیون از جمله مائو، استالین، انورخوجه را کنار زد. تاریخنگاری 3نوع است: 1-تتبعی با مقایسه چندین نسخه از یک متن، 2-تحلیلی با کاربرد علوم انسانی، 3- موضوعی مانند اقتصاد، باستان شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی. در نمونه های زیر تاریخراوی، بررسی، تحلیل، نقد را در هم می آمیزد:

تاریخ ایران باستانمشیرالدوله پیرنیا، تاریخ مادهادیاکونوف، تاریخ ادبیات فارسی/ ایرانادوارد براون/ ذبیح الله صفا، تاریخ تعزیهکتاب نمایش در ایرانبهرام بیضایی، از صبا تا نیمایحیی آرین پور، تاریخ علمجروج سارتن، معماری ایرانآرتور پوپ، مقالات هنر نقاشیعلی اصغر قره باغی، تاریخ موسیقی ایرانحسن مشحون، مکتبهای ادبیرضا سید حسینی، تاریخ طبرستانابن اسفندیار، دو قرن سکوت: پس از سقوط ساسانیان زرین کوب، تاریخ مشروطیتکسروی، تاریخ 30سالهجزنی.

حوادث اجتماعی اجرای اراده شخصیتهای تاریخ اند. اراده با امکانات اجرایی، نیازهای اجتماعی، راهکارها، سوانح طبیعی، نجومی، عینی، ذهنیات اطرافیان، تصویر از خود شخصیت برای آیندگان، آرمان، ارضای غرایز فردی در می آمیزد. نقش شخصیت در تاریخ و برعکس را کسانی چون پلخانوف بررسی کرده اند. تاریخنگار اغلب شخصیت را نرمال انگاشته؛ در حالیکه او می تواند عارضه شخصیتی، فکری، روحی داشته باشد. نمونه: کالیگولا، ریچارد3، نادر شاه.

*

قوانین مورفی تسکین‌دهنده‌ی بدبیاری‌ها و بدشانسی‌ها هستند. نخستین قانون مورفی در۱۹۴۹ در پایگاه نیروی هوایی ادواردز شکل گرفت. هر کاری دو برابر آنچه فکرش را می‌کنی وقت می‌برَد؛ مگر این‌که آن کار، ساده به نظر برسد، که در آن صورت، سه برابر وقت می‌گیرد.

*

رشد جامعه سرمایه داری با افزایش فنآوری مدرن منجر به پیدایش طبقات نوین، لایه های اجتماعی، اقشار جدید می شود. در طول تاریخ حتی طبقات تغییر کردند. در عصر مدرن با رشد تجارت، فنآوری، شهرنشینی، مهاجرت طبقات دگرگون، تجزیه، یا ناپدید می شوند. با پیدایش ابرقدرت، مالیگرایی، گلوبالیزاسیون پس از ج ج 2 در ایالات متحده، طبقه کارگر صنعتی/ یقه آبیها به ثلث نیروی کار یعنی اقلیتی در برابر یقه سفیدهای خدمات کاهش یافت.

اکنون بنا به منبع زیر، اقشار نوینی در جوامع سرمایه داری پیشرفته غربی آمریکا و انگلیس شکل می گیرند. نویسنده از پیدایش، کارکرد و رابطه طبقه ی جدید با سرمایه مالی و پرولتاریای صنعتی سخن گفته؛ آن را «پروکاریا» خوانده که جای پرولتاریا را گرفته؛ در کانون تحول آتی قرار دارد. با خصوصی سازی بخش عمومی و ملی، کوچ کار به ماوراء بحار بوسیله شرکت های کلان چند ملیتی و سازمانهای دولتیگروه حقوق بگیران دائما در حال آب رفتن است.

آنها در روند بعدی تجزیه شده؛ بخش کوچکی به لایه خبرگان بالاتر و بخش عمده به لایه های پایین فرو می افتند. او نوشت: «پروکاریا» 7 گروه مختلف را در بر گیرد که بیشتر شان به نحوی با تولید، توزیع، مدیریت دولتی ارتباط داشته؛ اغلب در حاکمیت شریک نبوده؛ در عین حال از جهان بینی و خودآگاهی ویژه بهره می برند.

این 7 گروه بقرار زیرند: گروه1 کارتون خوابها قشر زیرین لمپن پرولتاری اند. آنها در خیابان، پارک، اخیرا گور کلان شهرها مسکن داشته؛ اکثرا شغلی نداشته؛ برخی ماشین شویی، گدایی، زباله ها را برای اقلام بازیافتی جستجو می کنند. آنها از جامعه اخراج شده؛ مددکاری در دولت ندارند.

گروه2 پلوتوکراتها/ ثروتمندان با درآمد نجومی، مرتبط به سرمایه مالی، مجزا از دولت، دارای نفوذ و لابی در حاکمیت اند. گروه 3 خبرگان، کارشناسان، مشاوران و خواستار ریاضت کشی/نئولیبرالی برای جامعه اند. آنها با سرمایه مالی جهان مرتبطند. پایینتر از آنها گروه4 حقوق گیران با امنیت شغلی، پاداش، درآمدهای غیرشغلی، بخر و بفروش، صرافی ارز، سود سهام اند که از ثابت بودن دستمزد دیگران، برای افزایش سود سهام و ارزانی خدمات، حمایت می کنند.

گروه5 پروفشنال یعنی متخصصان حرفه ای اند که گاهی کنتراتچی، کارآفرین، کسب خودشغلی با شماری کارکن اند. خدمات خوراک کافه ای، آرایشگاه، بوتیک، حسابداری امور مالیاتی، قانون، پزشگی، مهندس ساختمانی، لابیگری در شهرها در این گروهند. گروه6 طبقه سنتی پرولتاریا با متوسط دستمزد در ریزش که در حاکمیت نفوذی ندارد. آنها گذشته مبارزاتی، دستآورد اجتماعی، ایجاد برخی قوانین موافق کار داشته؛ ولی اکنون به حاشیه رانده می شوند.

گروه7 قشر خدمات دهی رابطه متمایزی با امر تولید داشته؛ ناپایدار است؛ اساسا «کار» در این قشر ثابت و تمام وقت نیست. از این رو بیشتر موقتی، غیررسمی، پیمانی، نیمه وقت، خوداشتغالی است. پدیده جدید رو برشد کارآفرینی شبکه ای معروف به کار جمعی چون اوبر، لیفت، ایربنب، کارچاق کنی تورهای سیاحتی و واسطگی اینترنتی است. منبع: پروکاریا و چالش طبقاتی گای استندینگگودرز اقتداری http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=75650

منابع. 2017/03/03 https://en.wikipedia.org/wiki/Truth

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: