دریافتی

تئوری و فلسفه سیاسی در یونان.

تئوری و فلسفه سیاسی در یونان.

علیشاه سلطانی

سیاست در همسایگی ایران باستان.

تئوری سیاسی بخشی از فلسفه سیاسی است. معرفی تاریخ سیراندیشه سیاسی بشر، کوششی است عملی برای روشنگری سیاسی امروزه.نیاز شهردولت های جمهوری یونان باستان به اندیشه و نظریه سیاسی بیش از حکومتهای سلطنتی؛مانند ایران آنزمان بود. در دمکراسی همه مردم شرکت میکنند، در نظام اریستوکراتی فقط مهم ترین ها دخالت می نمایند،در حکومت مطلقه و سلطنتی، فقط یک نفر تصمیم میگیرد.

در دوره آرشایی 8-6قرن پیش ازمیلاد برای نخستین بار در آتن و در شهردولت های دیگر یونان، ساختارهای دولتیسیاسی بوجود آمد. سولون آتنی در سال 610 پیش از میلاد مسئول تشکیل نظمی جدید شد چون او عضو شورای هفت نفره متفکران شهر بود. پولیس یا شهردولت ها آنزمان مکانی مناسب برای اجتماعی نمودن انسان وآزمایش تئوری و نظریه های سیاسی بودند.

در یونان باستان از میانه قرن پنجم پیش از میلاد، قوانین اساسی دولتهای ایده آل طرح گردید. سقراط هیپودامس را نخستین تئوریسین دولت و معمار شهردولت ها میدانست. تئوریهای سیاسی در قرن 5 پیش از میلاد با تحلیل واقعیات برای تشکیل سازمانهای دولتی به اوج خود رسید و در قرن 4 پیش از میلاد موجب تشکیل مدارس فلسفی برای بحث های سیاسی شد.مشهورترین مدارس را افلاتون،ارسطو، اپیکور،زنون و بعضی از رواقیون میان قرون 3و4پیش ازمیلاد تشکیل دادند.

اعضای مکتب فلسفی سوفسطایی در سال 450 پیش از میلاد به تعمیم اصول فلسفه طبیعی ایونی، روی پدیدههای اجتماعی پرداخت. سقراط میگفت درسیاست مانند سایر شاخه های زندگی، انسان باید اهل فن، تخصص و صاحبنظرباشد. سرانجام اعدام تراژدیک وی در سال 399 پیش از میلاد باعث شد که افلاتون به رد تمام انواع و مدلهای دولتی آنزمان بپردازد و بهترین حکومت را حاکمیت سیاسی فیلسوفان بداند.

طرح دولت ایده آل در قرون 4و5 پیش از میلاد در اتوپی های دولت و در دوره هلنی درقرن سوم پیش از میلاد مشاهده میشود. افلاتون در کتاب «قوانین» به طرح شرایط تشکیل یک دولت پرداخت وارسطو در کتاب «سیاست» به شرح نظرات سیاسی پیرامون قوانین 158 دولت آنزمان همت گذاشت. اوج تئوری سیاسی یونان باستان در دو اثر مهم سیاسی افلاتون مطرح شده اند.

جامعه اسپارت در قرن 4 پیش از میلاد کوشید تا قوانین خود را بر اساس حکومتهای سلطنتی، اریستو کراتی و دمکراسی بنا کند. گزنفون دولت ایده ال را سلطنت میدانست و سنکا خطاب به نرون دولت ایده آل خودرا پیشنهاد نمود. مکتب فلسفی واخلاقی رواقی، دیگر فقط یک سنت فلسفی نبود بلکه راهنمای قشری از اشراف و برگزیدگان طبقه حاکم گردید که روی حاکمانی مانند آنتی گنوس درسال 250 پیش از میلاد و روی پادشاه مقدونی تاثیرنهاد.

درقرن 4 پیش از میلاد در اطراف یونان آنزمان حکومتهای سلطنتی و مطلقه در مقدونیه،سیسیل،ایران، و قبرس وجود داشت.پروتاگوراس یکی از متفکرانی است که به دفاع بنیادین از دمکراسی پرداخت. فیلسوفان سوفسطایی، آموزگاران حرفه ای بودند که درسهای سیاسی را به میان جوانان خارج از آتن منتقل میکردند. باید اشاره نمود که شهروندان نظام برده داری آنزمان با جوامع معمولی امروزی در نظامهای دمکراسی و پارلمانی فرق داشتند.

وجود لغات و مفاهیمی مانند دمکراسی، الیگارشی، و اریستوکراتی، نشان از مخالفت با نظام مطلقه بود. با کنار زدن حکومت مقدونی در سال 168 پیش از میلاد، دولت روم در جنوب ایتالیا روی کار آمد. بجای حکومتهای دمکراسی، رومیها مبلغ حکومت الیگارشی شدند. آنتی گنوس میگفت نظام پادشاهی، یک نوکری احترام آمیز در مقابل و در خدمت خلق است.اریستوکراتها میگفتند لیبرالیسم یعنی رقابت آزاد برای رهبری و سلب قدرت از یک نفر.

سیسرو نخستین بار در سال 54 پیش از میلاد آثار تئوریک سیاسی خود را منتشر کرد. معلم او در طرح نظریه سیاسی دولت، پولیپیوس بود. سیسرو مدعی بود که فوانین اساسی و حقوقی در جمهوری روم بهترین در جهان هستند. در قرن دوم بعد از میلاد مورخی بنام کاسیوس دیو بهترین حکومت را ترکیب دمکراسی با سلطنت میدانست. در تظر او اهمیت دولت و قوانین «اختلاطی» در آنجاست که خلق بدون اینکه حاگمیت را بترساند، میتواند در سیاست نقش مهمی را بعهده بگیرد.

falsaf@web.de