اخبار ایران و جهان

نقش رسانه‌ در پانصد روز جنگِ یمن

yeman_war

نقش رسانه‌ در پانصد روز جنگِ یمن

سازمان ملل تخمین زده است که هشتاد و دو درصد جمعیت {یمن} نیازمند شکلی از حمایت بشردوستانه است. این یعنی ۲۱.۲ میلیون نفر و دو برابر میزان کسانی که در سوریه نیازمند کمک‌های بشر دوستانه‌اند. در این هشتاد و دو درصد، ۱۴.۴ میلیون نفر قادر به تهیه‌ی خوراکشان نیستند، ۱۹.۴ میلیون نفر آب آشامیدنی تمیز و سیستم تخلیه‌ی فاضلاب ندارند، و۱۴.۱ میلیون نفر به خدمات درمانی مناسب دست‌رسی ندارند. دست کم ۲.۷ میلیون نفر داخل یمن آواره شده‌اند که معمولا از مناطق خطرناک به مناطق فقط کمی کم‌خطرتر رفته‌اند چون یا منطقه‌ی امنی وجود نداشته یا اگر داشته دست‌رسی به آن ممکن نبوده است. حتی پناه‌گاه‌های این آوارگان نیز در مواردی بمباران شده است.

دسیسه‌ی رسانه‌‌ای یا طبق معمول تجارت؟

… با همه‌ی آن‌که تئوری جنون‌آمیز یک دسیسه‌ی شیطانی سرگرم کننده است، نه کنترل مطلق رسانه‌ در ابعاد وسیع و جهانی ممکن است، نه می‌توان اندکیِ پوششِ اخبار یمن را به آن نسبت داد. حقیقت این است که دلایل بسیار زیادی هستند که چرا یمن در عنوان‌ها و سرصفحه‌ها کم‌تر پوشش داده شده است.

بد‌ترین بخش ماجرا کم‌بود گزارش نیست؛ اعوجاج حقیقت منعکس شده توسط رسانه‌هاست، وقتی که اساسا زحمت خبررسانی را به خودشان می‌دهند. زمانی‌که رسانه‌ها یمن را پوشش می‌دهند، اگر بدهند، میل به ارائه‌ی خلاصه‌هایی از جنگ و استفاده‌ از مزاح در گزارش‌هاشان برای توصیف گروه‌های در جنگ ، نهایتا یک درگیری بسیار پیچیده را به موضوعی ساده تقلیل می‌دهد. موضوعی که اغلب به اشتباه به عنوان جنگ بین نظامیان تحت حمایت ایران، که کودتایی را رهبری کردند و اداره‌ی کشور را ربودند، و یک ائتلاف تحت رهبری عربستان، که دولت ملی محبوب را برای بازپسگیری کنترل کشور حمایت می‌کند، توصیف شده است. توصیفی که نه تنها اشتباه است و بسیار از واقعیات روی زمین فاصله دارد، بلکه همین‌طور ماهرانه باعث برداشت‌های بسیار اشتباهی از اوضاع می‌شود، مثل این برداشت اشتباهِ که دخالت و حضور ایران در یمن سنگین است. با وجود درگیری اندک، ذکر نام ایران، به کشاندن بحث به زمینه‌ی ژئوپولیتیکال و فرقه‌ای، و به موجب آن کشاندن باقی بازیگران و حکومت‌های مهم منطقه‌ای به این مخلوط، منجر می‌شود، و نورافکن {از روی یمن} آرام به روی حزب‌الله، عراق و سوریه تغییر مکان می‌دهد.

تحت الشعاع سوریه

پوشش وسیع تراژدی‌ها و پریشانی‌های سوریه نه تنها یمن را تحت الشعاع قرار داده است، بلکه بسیاری از آن‌هایی که به موجب آن بی‌حس شده‌اند را به سمت این‌که سهوا جنگ یمن را ناچیز و نادیده بشمارند هدایت کرده است. سازمان ملل گزارش داده است که شش هزار و چهارصد نفر کشته شده‌اند و بیش از سی و یک هزار نفر مجروح شده اند، اعدادی که، در مقابل تلفات جنگ سوریه، به شکلی قابل فهم به نظر کم می‌رسند. با این حال، مقایسه‌ی بالبداهه اعداد در دو ستون، بدون درک منابع و محدودیت‌ها، نه تنها به شدت اشتباه است بلکه به شکلی ظالمانه مردگان را از انسان به عدد تقلیل می‌دهد.

تا جایی که درستی و دامنه‌‌ی داده‌های تجربی اجازه می‌دهند، عدد واقعی مرگ و میر‌ها در یمن احتمالا بسیار بیش‌تر از آن‌چه سازمان ملل گزارش کرده (۶۴۰۰) است، با توجه به این‌که این اعداد تنها از مراکز بهداشتی که کار می‌کنند جمع‌آوری شده‌اند. پیش از هرچیز، تنها تعداد محدودی از این مراکز هستند که هنوز کار می‌کنند، و مرگ و میر‌ها معملا به آن‌ها گزارش نمی‌شوند. افزون بر آن، آمار ۶۴۰۰ ، تلفات غیر مستقیم را در خود جا نداده است، من‌جمله ده هزار کودک زیر پنج سالی که به تخمین یونیسف از بیماری‌های قابل پیش‌گیری به دلیل فروپاشی سیستم بهداشت کشور در سال گذشته‌ی درگیری‌ها مرده‌اند.

همین‌طور …. جنگ سوریه در سال ۲۰۱۱ شروع شد و پنج برابر جنگ یمن که در ۲۰۱۵ شروع شده است ادامه یافته است. جز اختلاف زمان جنگ، اندازه و پیچیدگی درگیری، شمار و طبیعت گروه‌های در جنگ و دینامیک‌های منطقه‌ای که مختص به سوریه هستند، عوامل موثردر میزان تعریفی بالاتر تلفات در مقایسه با یمن هستند.

پروپاگاندا

میزان قابل توجهی از اطلاعات نادرست، پروپاگاندا، و روزنامه‌نگاری چتر نجاتی {شکلی از روزنامه‌گاری که در آن روزنامه‌نگاران از خارج بدون داشتن تجربه و دانش قبلی به منطقه ارسال می‌شوند و در اثر فقر اطلاعات و نزدیکی موعد‌های تحویل اخبار، دچار بی‌دقتی و ارايه‌ی اطلاعات اشتباه می‌شوند}وجود دارد که باعث می‌شود کشف حقایق ابتدایی برای عموم مردم دشوار شود. …. موارد زیر چند نمونه از ادعاهای اشتباه یا وارونه‌اند که توسط گروه‌های اصلی درگیری تبلیغ می‌شوند تا روی ذهنیت عمومی تاثیر بگذارند و آن را بسازند:

• جنگ در یمن خوب و طبق برنامه‌ پیش می‌رود؛ اهدافی که در شروع کارزار تعیین شده بودند به دست آمده‌اند

جنگ خوب پیش نمی‌رود و با انتقاد تصاعدی مجامع بین‌المللی و سازمان ملل مواجه شده است، که مکرراً بر تاثیر فاجعه‌آمیز جنگ اشاره کرده‌اند و به دنبال راه‌حلی سیاسی برای پایان درگیری بوده‌اند.

• جنگ در یمن تنها به حوثی‌ها آسیب می‌زند

این جنگی است که تمام ملت را ویران کرده است و اکنون بیش از ۸۰٪ جمعیت یمن نیازمند کمک‌های بشر دوستانه است. این یعنی ۲۱.۵ میلیون نفر آسیب دیده‌اند، نه فقط۸۰ هزار حوثی.

• ایران به شدت در یمن درگیر است و مشغول تامین وسیع سیاسی، اقتصادی و نظامی است، و ارتش ایران و افسران اطلاعات هم‌اکنون در زمین در حال جنگ دوشادوش حوثی‌ها هستند.

ائتلاف به رهبری عربستان و دولت یمن به شکلی خسته‌کننده بر روی تاثیر مخرب دخالت ایران در یمن پافشاری کرده‌اند و ادعا کرده‌اند که اسناد قابل اطمینانی در این مورد در اختیار دارند. ادعایی که به طور گسترده‌ای توسط هم پیمانان‌شان و رسانه‌ها، که مضافا و مکررا خبر کشتن و دست‌گیری ایرانیان در چندین نقطه در سراسر یمن در طی جنگ را اعلام کرده بودند، بازتاب یافت. متاسفانه، حتی یک بار سند قابل اطمینانی ارائه نشد تا آن ادعاها و اعلامیه‌هایی که به شکل عمومی به اشتراک گذاشته شده بودند را پشتیبانی کند. در مورد اعلامیه‌هایی که مدعی پرده‌برداری از عملیات ایرانیان در یمن می‌شدند، به مردم قول داده شد که اسامی و عکس‌ها به محض تکمیل تحقیقات پخش خواهد شد. اما پس از چند هفته انتظار، چیزی آماده ارائه نبود جز خبر گروه دیگری از ایرانیان که کشته یا دست‌گیر شده بودند. و همانند گروه اول، پخش اسامی و عکس‌ها به تحقیقات بستگی داشت. حتی حالا، به سختی گزارشاتی گنگ از نمونه‌های گروه‌های ایرانی در یمن یافت می‌شود، ولی هنوز بی هیچ جزئیات مشخصی، اسم‌هایی، عکس‌هایی، یا مدارکی.

به این دلیل است که در اغلب مصاحبه‌هایی که من در طی سال گذشته با رسانه‌های بین‌المللی داشته‌آم، همیشه و اغلب با تردیدی مشهود از من در مورد حضور ایرانیان در داخل یمن سوال شده است. که در پاسخ به آن من همیشه بر روی این حقیقت که هیچ سندی وجود ندارد و این‌که سایه‌ی ایران در یمن بسیار بزرگتر از ردپای حقیقی آن است، تاکید کرده‌ام. برای این‌که این نکته را به منزل برسانم، می‌خواهم اضافه کنم که خودم و بسیاری دیگر در منطقه، که متحمل مشاهده جنگ از شروع بوده‌ایم، در حال حاضر اطمینان داریم که «موجودات فضایی در یمن تعدادشان بیش‌تر از ایرانی هاست.»

• دولت یمن قانوناً مشروع است و نماینده‌ی دسته‌بندی‌های سیاسی یمن است، از حمایت محلی مردمی بهره‌مند است و وفاداران بسیاری را در زمین دارد.

حول مقوله‌ی مشروعیت عاریه‌ای دولت یمن و رییس‌جمهور هادی، بحث مفصلی هست… به طور کلی و بدون ورود به جزئیات قانونی، توافق‌ها ابتدايا بین گروه‌های مخالف برای تشکیل یک دولت موقت شراکتی بودند، که در آن دولت قدرت با امضا کنندگان متقاوت به اشتراک گذاشته بشود. بنابراین اعتبار قرارداد و حقانیت دولت موقتی که به طبع آن تشکیل می‌شود، از وفاق و اجماع امضا کنندگان نشات می‌گیرد.

متاسفانه نه همچو اجماعی دیگر وجود دارد، نه دولتی شراکتی که در آن احزاب مختلف تجلی داشته باشند، نه وفاقی بین امضا کنندگان.

• درگیری حاضر دو جناح دارد.

اکنون گروه‌ها و انشعابات بیشتری به نسبت شروع جنگ وجود دارند، که یعنی دیدگاه‌های متنوع و خوانش‌های متعددی از هر قصه یا اتفاق خاص وجود دارد.

سر و صدا – «اگر نتوانی قانع‌شان کنی، شاید گیج‌شان کردی»

سر و صدای ناشی از برداشت‌های مختلف از حقایق یمنی و داستان‌ها شاید در کوتاه مدت توجه عام را جلب و آن ها را سرگرم کند. با این اوصاف سر و صدای متصل و اطلاعات متناقض، لاجرم میل همه را جز کنج‌کاو‌ترین‌ها برای عمیق شدن در داستان، راکد می‌کند.

آزادی مطبوعات و آزادی بیان

…جای تعجب نیست که کشورهای عربی در قعر شاخص آزادی مطبوعات گزارش‌گران بدون مرز باشند: بین ۱۸۰ کشور، یمن در سطح جهانی رتبه‌ی صد و هفتادم، و عربستان سعودی که رهبر ائتلافی عمدتا متشکل از کشورهای حاشیه‌ خلیج است، رتبه‌ی صد و شصت و پنجم را دارا هستند.

سویه‌ی مثبت ماجرا

شیوه‌ی سنتی رسانه‌ها در اختیار کردن دیدگاهی یک‌سویه از دید‌گاه احزاب مربوط هبه خودشان و گزارش‌گری جهت دار نه تنها موفق نشده است که رضایت افکار عمومی را کسب کند و به آن شکل دهد، بلکه اعتبار مجاری {خروجی‌های} فردی را هم تخریب کرده است.

هرچه عموم مردم گزارش‌های بیش تری را مورد بررس قرار دادند، تکه‌هایش را کالبد شکافی کردند و برای خودشان درستی‌اش را تطبیق دادند، ایمانشان را به اعلامیه‌های رسمی و خبرگزاری‌های سنتی بیش‌تر از دست دادند. چند روز پس از شروع جنگ و در اوج گزارشات از یمن، بسیاری به خروجی رسانه‌های اصلی مثل تلویزیون العربیه برای آخرین اخبار چسبیده بودند اما خیلی زود متوجه شدند که پوشش به شکلی نگران کننده خلاف واقعیت است تا جایی که تصویرهای دروغین و ادعاهای جنون‌آمیز با بیشرمی استفاده می‌شوند.

این به آن معنی نیست که رسانه‌های محلی نیز از همین روش کار استفاده نکرده‌اند: چه خروجی‌های طرفدار حوثی‌ها چه خروجی‌های طرفدار سعودی به شدت از پروپاگاندا استفاده کرده‌اند و گزارش‌گری هدفمند هم نمی‌تواند برای یافتن حقیقت مورد اعتماد باشد.

بله، یمنی ها امروز هوشیارترند و دیگر حرفه‌ی گزارشگری را به دلیل ارزش نام آن قبول نمی‌کنند، ولی حالا ضمنن بیش از اندازه به گزارش‌های رسانه‌ای مربوط به یمن مشکوکند. بله صداهای جدید و منابع جدید اطلاعات هم هستند، ولی تکانه و اثر این‌ها هنوز آن‌قدر قوی نیست که تغییری اساسی در دید عمومی ایجاد کند.

https://www.acaps.org/…/key-docu…/files/hisham_al_omeisy.pdf

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: