گوناگون, سرتیتر

تأملات فيدل: فرار مغزها

castro_fidel_hafteh_090
در جامعه [جهانی] که در آن ميليون‌ها انسان زايد به حساب می‌آيند، فرار مغزهای کشورهای جهان يک ‏پراتيک مشترک را تشکيل می‌دهد و قدرت اقتصادی و تکنولوژی‌های جديد مورد استفاده گروه کوچکی از ‏ملت‌ها را نمی‌توان به هيج‌وجه انسانی ناميد. غلبه بر اين تنگنا به همان اندازه برای سرنوشت بشريت ‏مهم است که غلبه بر بحران تغييرات اقليمی که کره ما را می‌سوزاند، دو مشکلی که کاملاً با هم مرتبط ‏اند.‏

منبع: گرانما
تارنگاشت عدالت (بایگانی)

در آخرين تأملات خود تحت عنوان «بوش، درمان و آموزش» که آن را به کودکان تقديم کردم، به عنوان يک ‏مثال به چيزی اشاره کردم و نقل قولی راجع به اين موضوع را در آن گنجاندم. در اين نوشته، که اولين گروه ‏از فارغ‌التحصيلان دانشگاه علوم انفورماتيک ‏UCI‏ را هدف دارد، من عميق‌تر به اين موضوع پر دردسر ‏می‌پردازم.‏

اين فارغ‌التحصيلان پيشاهنگانی بودند، که من از آن‌ها در بارۀ هوش و ارزش‌هايی که جوانان ما موقعی که ‏مجدانه تحصيل می‌کنند می‌توانند پرورش دهند، بسيار آموختم. من هم‌چنين از گروه اساتيد برجسته، که ‏بسياری از آن‌ها در مجتمع دانشگاهی «خوزه آنتونيو اِچه واريا» ‏CUJAE‏ تحصيل کرده اند، بسيار آموختم.‏

هم‌چنين، نه می‌توانم از اشاره به نمونه مددکاران اجتماعی، که مهارت‌های سازمانی و روحيه ‏ازخودگذشتگی آن‌ها دانش مرا غنی کرده است و به من تجربيات جديدی داده است، و نه از هزاران ‏آموزگاری که اخيراً فارغ‌التحصيل شدند، و هدف داشتن يک آموزگار برای هر ۱۵ دانش‌آموز در کلاس‌های ‏هفتم، هشتم و نهم دبيرستان‌های ما را متحقق ساختند، اجتناب ورزم. همه آن‌ها تحصيلات دانشگاهی ‏خود را تقريباً هم‌زمان و آميخته با ايده‌هايی شروع کردند، که در نبرد برای اين‌که يک کودک ۶ ساله که ربوده ‏شده بود به خانواده و ميهن خود بازگردد- کودکی که ما آماده بوديم همه چيزمان را برای او بدهيم- به وجود ‏آمده و به کار گرفته شده بود.‏

طی دو روز، ۱۳۳۴ مهندس علوم کامپيوتر از سراسر کشور، رفتار و دانش نمونه‌وار آن‌ها برايشان بورسيه به ‏ارمغان آورده بود، از دانشگاه علوم انفورماتيک فارغ‌التحصيل خواهند شد. از اين‌ها، ۱۱۳۴ نفر به ‏وزارتخانه‌های مختلف، که خدمات مهمی به مردم ما ارايه می‌دهند، و به آژانس‌های دولتی که منابع ‏اقتصادی حياتی ما را مديريت می‌کنند، معرفی شده اند. يک ذخيرۀ مرکزی از ۲۰۰ جوان فارغ‌الحصيل که با ‏دقت انتخاب شده اند، و تعداد آن‌ها هر سال بيش‌تر خواهد شد، در انتظار مأموريت‌های مختلفی هستند. ‏اين ذخيره از فارغ‌التحصيلانی تشکيل می‌شود که از تمام استان‌های کشور آمده اند و در واحدهای ‏مسکونی دانشگاه علوم انفورماتيک زندگی خواهند کرد. کلاً ۵۶ درصد آن‌ها مذکر و ۴۴ درصد آن‌ها مؤنث ‏هستند.‏

دانشگاه علوم انفورماتيک درهای خود را به روی جوانان از ۱۶٩ منطقه کوبا باز می‌کند. اين دانشگاه بر ‏الگوی انحصار و رقابت ميان انسان‌ها، آن طور که کشورهای سرمايه‌داری پيشرفته دنبال می‌کنند، بنا نشده ‏است.‏

نظم جهانی ما به نظر می‌رسد برای تقويت خودپرستی، فردگرايی و غيرانسانی کردن انسانيت طرح شده ‏باشد.‏

يک گزارش مطبوعاتی مخابره شده از طرف رويترز در ۳ مه ۲۰۰۶، تحت عنوان «فرار مغزهای آفريقا، آن قاره ‏را از استعداد‌های حياتی محروم می‌کند» می‌گويد: در آفريقا «تخمين زده می‌شود که هر سال حدود ۲۰ ‏هزار متخصص ماهر آن قاره را ترک می‌کنند، و آفريقا را از پزشکان، پرستاران، آموزگاران و مهندسانی که ‏آفريقا برای شکستن حلقه فقر و کم توسعه يافتگی بدان‌ها نياز دارد، محروم می‌کند.»‏

رويترز افزود که «سازمان بهداشت جهانی ‏‎(WHO)‎‏ می‌گويد که آفريقای حاره ۲۴ درصد از بار جهانی ‏بيماری‌ها از آنجمله ايدز و اچ. آی. وی. ‏HIV/AIDS، مالاريا و سل را  حمل می‌کند و برای مقابله با اين ‏چالش، فقط از ۳ درصد کارکنان درمانی جهان برخوردار است.» «در مالاوی، فقط ۵ درصد پُست‌های پزشکی ‏و ۶۵ درصد پُست‌های پرستاری پُر هستند. در کشور ۱۰ ميليونی، برای هر ۵۰ هزار نفر يک پزشک وجود ‏دارد.»   ‏

بر اساس گزارش [رويترز]، به نقل از يک گزارش بانک جهانی: «بيش‌تر آفريقا، رو در رو با درگيری، فقر، ‏بيماری‌های کشنده و فساد، در موقعيتی نيست که بتواند با کشورهای ثروتمندی که حقوق‌های بالاتر، ‏شرايط کاری بهتر و ثبات سياسی را وعده می‌دهند، رقابت کند.»‏

‏«فرار مغزها به اقتصادهای ضعيف ضربه مضاعفی وارد می‌کند، زيرا نه تنها بهترين منابع انسانی خود و پول ‏هزينه شده برای آموزش آن‌ها را از دست می‌دهند، بلکه بعد از آن بايد حدود ۵٫۶ ميليارد دلار برای ‏استخدام خارجی‌ها بپردازند.»‏

اصطلاح «فرار مغزها» در دهه ۱٩۶۰ موقعی رايج شد که ايالات متحده شروع به احتکار کردن پزشکان ‏بريتانيا نمود. در آن مورد، يک کشور پيشرفته چيزی را از کشور پيشرفته ديگری می‌گرفت؛ يکی از جنگ ‏جهانی دوم در سال ۱٩۴۴ با بيش از ٨۰ درصد ذخاير طلای جهان به شکل شمش ظهور کرده بود، ديگری ‏شديداً ضربه خورده بود و در جريان جنگ از امپراتوری خود محروم شده بود.‏

يک گزارش بانک جهانی تحت عنوان «مهاجرت بين‌المللی، ارسال پول و فرار مغزها»* در اکتبر ۲۰۰۵، ‏نتيجه‌گيری‌های زير را علنی کرد:‏

‏● طی ۴۰ سال گذشته، بيش از ۱٫۲ميليون متخصص از آمريکای لاتين و کارائيب به ايالات متحده، کانادا و ‏بريتانيا مهاجرت کرده اند. طی ۴۰ سال به طور متوسط هر روز ٧۰ دانشمند از آمريکای لاتين مهاجرت کرده ‏اند.‏
‏● از ۱۵۰ ميليون افراد درگير در فعاليت‌های علمی و تکنولوژيکی جهان، ٩۰ درصد در هفت ملت از نظر ‏صنعتی پيشرفته متمرکز هستند.‏
‏● تعدای از کشورها، به ويژه ملت‌های کوچک در آفريقا، کارائيب و آمريکای مرکزی در نتيجه مهاجرت، ۳۰ ‏درصد جمعيت دارای تحصيلات عالی خود را از دست داده اند.‏
‏● جزاير کارائيب، که تقريباً تمام ملت‌های آن انگليسی زبانند، در جهان بيش‌ترين فرار مغزها را دارند. در ‏برخی از اين جزاير، از هر ۱۰ فارغ‌التحصيل دانشگاه، ٨ نفر آن‌ها کشورهای بومی خود را ترک کرده اند.‏
‏● بيش از ٧۰ درصد نرم‌افزار نويسان شاغل در شرکت آمريکايی مايکروسافت از هند و آمريکای لاتين ‏هستند.‏

حرکت‌های شديد مهاجرتی، از اروپای شرقی و اتحاد شوروی سابق به سمت اروپای غربی و آمريکای ‏شمالی، که در پی فروپاشی اردوگاه سوسياليستی آغاز شد، در خور توجه ويژه است.‏

سازمان بين‌المللی کار ‏‎(ILO)‎‏ خاطرنشان می‌شود که تعداد دانشمندان و مهندسانی که کشورهای بومی ‏خود را رها کردند و به ملت‌های صنعتی مهاجرت کردند حدود يک‌سوم تعداد کسانی است که در کشورهای ‏بومی خود ماندند، چيزی که به طور چشم‌گير ذخاير نيروی انسانی ضروری را تحليل می‌برد.‏

گزارش سازمان بين‌المللی کار نشان می‌دهد که مهاجرت دانشجويان پيش‌درآمد فرار مغزهاست. سازمان ‏همکاری و توسعه اقتصادی (‏OECD‏) گزارش داد که، در آغاز هزارۀ جديد، کمی بيش از ۱٫۵ ميليون ‏دانشجوی خارجی تحصيلات عاليه خود را در تعدادی از کشورها دنبال می‌کردند، که بيش از نيمی از آن‌ها از ‏کشورهای بيرون از سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بودند. از اين تعداد، حدود نيم ميليون در ايالات ‏متحده، يک چهارم ميليون در بريتانيا و نزديک به ۲۰۰ هزار نفر در آلمان تحصيل می‌کردند.‏

بين ۱٩۶۰ و ۱٩٩۰، ايالات متحده و کانادا بيش از يک ميليون متخصص و کارشناس مهاجر از کشورهای ‏جهان سوم را پذيرفتند.‏

اين ارقام چيزی نيست مگر منعکس کننده روشن تراژدی.‏

در سال‌های اخير، تشويق اين نوع مهاجرت به سياست رسمی حکومتی در تعدادی از کشورهای شمال ‏مبدل شده است، که از مشوق‌ها و رويه‌هايی که مشخصاً در جهت اين هدف ايجاد شده است، استفاده ‏می‌کنند.‏

‏«قانون توان رقابتی آمريکا در قرن یيست و يکم»- که د سال ۲۰۰۰ از طرف کنگره ايالات متحده تصويب شد- ‏سهميه ويزای کار موقت ‏‎(H-1B)‎‏ را از ۶۵ هزار به ۱۱۵ هزار برای سال مالی ۲۰۰۰ و بعد از آن به ۱٩۵ هزار ‏برای سال‌های مالی ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ افزايش داد. هدف از اين افزايش در سقف ويزا اين بود که جهت اشغال ‏پُست‌ها در بخش فن‌آوری بالا، ورود مهاجران بسيار ماهر را به ايالات متحده تشويق کند. گرچه اين رقم در ‏سال مالی ۲۰۰۵ به ۶۵ هزار کاهش يافت، اما جريان [مهاجرات] متخصصان به اين کشور ثابت مانده است.‏

اقدامات مشابهی از طرف بريتانيا،  آلمان، کانادا و استراليا رسماً اعلام شد. از سال ۱٩٩۰ تاکنون، کشور ‏اخير جذب کارگران دارای کيفيت بالا را، عمدتاً برای بخش‌هايی مانند بانکداری، بيمه و به اصطلاح اقتصاد ‏دانشی، در اولويت قرار داده است.‏

تقريباً در تمام موارد، معيار گزينش بر کيفيت‌های بالای کارگر، روانی او در زبان، سن، تجربۀ کاری و ‏دست‌آوردهای تخصصی قرار دارد. برنامه بريتانيا به دکترهای طب امتيازهای فوق‌العاده می‌دهد.‏

اين غارت بی‌امان مغزهای کشورهای جنوب برنامه‌ها برای تعليم سرمايه انسانی را- که منبعی ضرور برای ‏بيرون آمدن از ژرفای عدم توسعه است، تضعيف کرده و از بين می‌برد. اين به انتقال سرمايه محدود ‏نمی‌شود؛ اين هم‌چنين واردات ماده خاکستری را شامل می‌شود که يک کشور را از هوش در شُرف تکوين ‏ربوده و آينده آن را در نطفه خفه می‌کند.‏

بين ۱٩۵٩ و ۲۰۰۴، کوبا ٨۰۵٩۰۲ فارغ‌التخصيل تخصصی، شامل دکترهای طب، داشته است. سياست ‏ناعادلانه ايالات متحده نسبت به کشور ما، ما را از ۵٫۱۶ درصد متخصصانی که تحت انقلاب فارغ‌التخصيل ‏شده اند، محروم کرده است.‏

اما، حتا اين کارگران مهاجر نخبه نيز از شرايط کار و حقوق‌هايی مانند شهروندان ايالات متحده برخوردار ‏نيستند. ايالات متحده برای اجتناب از کاغذبازی‌های پيچيده‌ای که قانون کار آن کشور تعيين کرده است و ‏کاهش هزينه روند مهاجرت، تا جايی رفته است که يک کارخانه شناور توليد نرم‌افزار در يک کشتی ايجاد ‏کرده است که بردگان با کيفيت بالا را در آب‌های بين‌المللی به کار می‌گيرد، نوعی کارخانه مونتاژ که همه ‏نوع ادوات ديجيتالی را توليد می‌کند. پروژه کُد دريا ‏SeaCode‏ از يک کشتی تشکيل می‌شود، که بيرون از ‏سه مايلی [حدود پنج کيلومتری] مرز آبی کاليفرنيا (آب‌های بين‌المللی) با ۶۰۰ دانشمند کامپيوتر هندی در ‏آن- که بدون انقطاع به مدت چهار ماه هر روز ۱۲ ساعت در دريا کار می‌کنند، لنگر می‌اندازد.‏

گرايش به سمت خصوصی‌سازی دانش و ذاتی کردن تبعيت شرکت‌های تحقيقات علمی از سرمايه بزرگ ‏نوعی «آپارتايد علمی» ايجاد کرده است که بر اکثريت عظيم جمعيت جهان تأثير می‌گذارد.‏

درصد جمعيت ايالات متحده، ژاپن و آلمان روی‌هم‌رفته شبيه درصد جمعيت آمريکای لاتين است، اما ‏سرمايه‌گذاری آن‌ها در تحقيق و توسعه ۵۲٫٩ درصد، و سرمايه‌گذاری آمريکای لاتين ۱٫۳ درصد است. اگر ‏اين گرايش تغيير نکند، فاصله اقتصادی امروز از آنچه که فردا می‌تواند باشد، حکايت می‌کند. ‏

آن آينده تقريباً در برابر ماست. به اصطلاح اقتصاد جديد سرمايه عظيمی را بسيج می‌کند که هر سال جريان ‏می‌يابد. بنا به گزارشی که در سال ۲۰۰۶ از طرف «کره ديجيتال»، يکی از انتشارات «اتحاد جهانی خدمات ‏و فن‌آوری اطلاعاتی» ‏‎(WITSA)‎، بازار جهانی فن‌آوری اطلاعاتی و ارتباطاتی در سال ۲۰۰۶ بالغ بر سه ‏تريليون دلار ايالات متحده بود.‏

هر روز مردم هر چه بيش‌تری به اينترنت دسترسی دارند- در ٩ ژوئيه ۲۰۰٧، اين رقم تقريباً ۱٫۴ ميليارد کاربر ‏بود. اما، در بسياری از کشورها، از آنجمله کشورهای توسعه يافته متعددی، کسانی که به اين سرويس ‏دسترسی ندارند، در اکثريت اند. شکاف ديجيتال اختلاف‌های دراماتيکی را نشان می‌دهد که در آن بخشی ‏از بشريت، خوشبخت و مرتبط، بيش از هر نسل ديگری که قبل از آن زندگی کرده است، به اطلاعات ‏دسترسی دارد.‏

برای آن‌‌که بدانيم اين به چه معنايی است، کافی است دو واقعيت مقايسه شود: در حالی که بيش از ٧۰ ‏درصد جمعيت ايالات متحده به اينترنت دسترسی دارد، فقط ۳ درصد کل جمعيت آفريقا از دسترسی به ‏اينترنت برخوردار است. ارايه دهندگان خدمات اينترنتی در کشورهای دارای درآمد بالا- که فقط ۱۶ درصد ‏جمعيت جهان در آن‌ها زندگی می‌کنند- مستقر هستند.‏

شرايط محروميتی که گروه کشورهای ما در اين شبکه جهانی اطلاعاتی، اينترنت و تمام افرازهای استفاده ‏و انتقال اطلاعات و تصاوير با آن رو‌به‌روست، بايد فوراً مورد توجه قرار گيرد.‏

در جامعه [جهانی] که در آن ميليون‌ها انسان زايد به حساب می‌آيند، فرار مغزهای کشورهای جهان يک ‏پراتيک مشترک را تشکيل می‌دهد و قدرت اقتصادی و تکنولوژی‌های جديد مورد استفاده گروه کوچکی از ‏ملت‌ها را نمی‌توان به هيج‌وجه انسانی ناميد. غلبه بر اين تنگنا به همان اندازه برای سرنوشت بشريت ‏مهم است که غلبه بر بحران تغييرات اقليمی که کره ما را می‌سوزاند، دو مشکلی که کاملاً با هم مرتبط ‏اند.‏

در پايان، لازم است اضافه کنم:‏
هر کس که يک کامپيوتر دارد، تمام دانش منتشر شده را در دسترس خود دارد و حافظه برتر ماشين نيز ‏متعلق به اوست.‏

ايده‌ها از دانش و ارزش‌های اخلاقی زاده می‌شوند. بخش مهمی از مشکل به طور تکنولوژيک حل خواهد ‏شد، بخش ديگر بايد به طور خستگی‌ناپذير پرورش يابد. در غير اين صورت، ابتدايی‌ترين غرايز غالب خواهد ‏شد.‏

وظيفه پيش روی فارغ‌التحصيلان دانشگاه علوم انفورماتيک عظيم است. اميدوارم بتوانيد آن را انجام دهيد. ‏اطمينان دارم آن را انجام خواهيد داد.‏

فيدل کاسترو روز
‏۱٧ ژوئيه ۲۰۰٧‏
‏۰۵ :۱۱ صبح
‏‏
 ——————————————————————————————
 
* توضيح عدالت: جهت مطالعه اين گزارش و برای اطلاع بيش‌تر از اين پديده جهانی و رتبه ايران در ميان سی ‏کشور دارای بالاترين تعداد فرار مغزها در جهان، به نشانی زير مرجعه نماييد:‏