اخبار ایران و جهان

در دفاع از تروتسکیسم، نگاهی اجمالی به واکاوی های علی رسولی

«پس از مرگ لنین، یک سازمان پیچیده و پُرشاخ و برگِ تاریخی و ادبی شکل گرفت که تنها هدفش تحریف تاریخ مناسبات میان ما بود. اسلوب اصلی این است که از تمامی گذشته، فقط آن لحظاتی را برمی گزینند که میان ما اختلافاتی بروز کرده و سپس با اتکا به جدال های ما، ولی از آن بیشتر به یاری جعلیات صاف و پوست کنده، تصویری از نبرد مداوم بین دو «اصل» می سازند» (لئون تروتسکی، زندگی من)

مقدمه: شخصی به نام علی رسولی (ف.ک) هر ازچندگاهی و به طور ادواری به بررسی «مناسبات لنین و تروتسکی» می پردازد. جنبۀ بی ربط این واکاوی غیرانضمامی، نگاه انتزاعی به موضوعات مورد اختلاف لنین و تروتسکی در خارج از متن و بستر آن و رسیدن به نتیجۀ تقابل این دو رهبر مارکسیست جنبش سوسیالیستی است. این عمل قبل از هرچیز به قول خود لنین عملی است شیادانه. مگر آنکه «محقق مناسبات لنین و تروتسکی» بتواند در کارنامۀ فعالیت های روزمره و یا احیاناً جریان سیاسی متبوع خود، مواردی را نشان دهد که عامل و انگیزۀ جستجوی مباحثات و اختلافات نظر بین لنین وتروتسکی باشد. البته کارشناس «مناسبات لنین و تروتسکی» حساب اینجا را هم کرده است. به این معنی که او می داند باید توضیح دهد در بستر کدام پراتیک خود به بُن بست هایی رسیده که برای عبور از آن ها نیازمند تحقیق این مناسبات شده است. از این رو وی ردای «محقق» برتن کرده است تا نشان دهد موضوع مورد تحقیق اش نه از سر ضرورت های روزمرۀ عرصۀ پراتیک، بلکه از سر دلسوزی «برای کسانی که کم یا بی اطلاع» هستند بوده، بی آنکه روشن کند این «اطلاعات» تا کجا به کار «مبارزۀ» خود فرد مطلع اش آمده که اکنون باید به کار کم یا بی اطلاعان آید! در نتیجه «استاد محقق اسناد معتبر» برای جمع و جور کردن این شلختگی زمینۀ تحقیق می گوید:

«چندی پیش نوشته‌ ای ازتروتسکی با عنوان «تحریفات جدید استالینیست ها» به زبان فارسی برگردانیده و در برخی ازتارنماها درج شده است. برای اطلاع یابی دقیق از رویدادهای آن زمانی، به ویژه برای کسانی که کم یا بی اطلاع هستند، و به منظورفراگیری ازتاریخ، برخوردی مستند ضروری است. دراین نوشته کوشش خواهد شد تنها با استناد به اسناد معتبر به بررسی نوشته تروتسکی پرداخته شود».

در اینجا لازم به یادآوری است که ترجمۀ اثر مذکور در ادامۀ ترجمه فارسی همۀ آثار تروتسکی، رهبر انقلاب اکتبر 1917 روسیه است، دقیقاً مانند ترجمۀ همه آثار لنین یا سایر کلاسیکرهای مارکسیسم که هرکس به اندازۀ توان خود در آن ادای سهم می کند. بنابراین بهتر این بود که محقق مناسبات شناس به جای برداشتن موچین جهت تکه برداری های انتزاعی از متن مباحثات بین لنین و تروتسکی به موضوعات اختلاف اساسی بین این دو رهبر برجستۀ جنبش سوسیالیستی از نگاه و برداشت خود، و نتیجه گیری سیاسی از آن ها، جهت باز کردن گره ای از مسائل روز مرتبط به این موضوعات اقدام می کرد، در این صورت هم مطلبی برای خواندن و چیزی به دانش سیاسی افزودن به دست می داد و هم آن کسان کم یا بی اطلاع را به حوزۀ مباحثات تعیین استراتژی انقلابی نظیر مباحث انقلاب مرحله ای یا انقلاب مدوام، حزب انقلابی و موضوعاتی از این دست سوق می داد. اما چه کنیم که حتی یک محقق بورژوا مقصود و منظوری منسجم تر از یک استالینیستِ قسم خوردۀ ضد مارکسیست دارد.
لازم به توضیح است که شخصاً رغبت مطالعۀ متن مورد بحث را نداشته و بارها مشابه آن را شنیده وخوانده ام، درنتیجه پاسخ کوتاه من نه در واکنش به این یا آن قسمت از نوشتۀ استاد محقق، بلکه پاسخی کلی و کوتاه به کلیت چنین متونی و نویسندگان آن است
.

پاسخی به تحقیقات یک استالینیست تنگ مایه:


اغلب (یا همیشه) کاشفان «مناسبات لنین و تروتسکی» استالینیست یا مائوئیست هستند. و اغلب (یا همیشه) به جستجوی نکاتی در دوره های اختلاف بین لنین با تروتسکی می گردند که بر اساس آن، نه از لنین که از تروتسکی هیولا بسازند، تو گویی این اختلافات، آن هم در میان رهبران برجستۀ جنبش سوسیالیستی امری غیر طبیعی است و یا چون به سبک استالین که مخالف خود را به قتل می رساند و از این طریق صورت مسأله را پاک می کرد، آن دو رهبر بلشویک هم می بایست همین کار را می کردند و چون چنین نکردند، رسالت این امر خطیر به عهدۀ استالینیست ها و مائوئیست ها پس از حیات آن ها قرار گرفته است. اما این طرز تلقی ارتجاعی ضد انقلابی در درون خود یک تناقض درشت را حمل می کند، و آن این تناقض است که یا لنین فردی فرصت طلب بود که با شخص تروتسکی، آن هیولای ساختۀ دستگاه مخوف استالینیستی علیرغم این همه اختلاف نظر چنین شانه به شانه انقلاب اکتبر را رهبری کرد و مهمترین مناصب و وظایف انقلاب را به او سپرد و یا نکات مورد اختلاف آن ها امری طبیعی و عادی در بین رهبران مارکسیست و در درون کادر جنبش سوسیالیستی بود. وجه دیگر این تناقض این است که هرگز چنین اختلافاتی بین لنین و استالین از سوی کاشفان «مناسبات لنین و تروتسکی» کشف نشده که یا به این دلیل است که استالین رقم قابل محاسبه در جنبش سوسیالیستی نبوده و فقط یک تشکیلاتچی بی نظر، دنباله رو و مطیع بی چون وچرا بوده و یا اساساً همۀ زور و نیروی تخریب ضد انقلابی علیه تروتسکی اتفاقاً به این دلیل است که فرصتی پیش نیاید که معلوم شود لنین در آخر حیات خود وظیفۀ مبارزه با بروکراسی استالینیستی را به عهدۀ تروتسکی، همان کسی که با او مناسبات کذایی داشته بود، گذاشت. دقیقاً همین جاست که تمایلات ضد لنینیستی کاشفان «مناسبات لنین و تروتسکی» آشکار می شود، جایی که قراراست رهبر انقلاب 1905 روسیه و یار لنین در انقلاب 1917 کشته شود و آب هم از آب تکان نخورد! اما تکلیف این تناقض چه می شود که چرا خود لنین با تروتسکی، به جای صدور دستور قتل او چنین «مناسباتی» داشت؛ و چرا استالین نتوانست همان «مناسبات لنین و تروتسکی» را به معنی پیروی از سبک کار لنین ادامه دهد و به جای آن تروتسکی را به قتل رساند؟ بر این اساس سؤال این است که آیا بین لنین و تروتسکی مناسبات انقلابی وجود داشت و یا بین استالین با لنین؟

کاشفان «مناسبات لنین و تروتسکی» را بکشانید به ابراز نظر و اتخاذ مواضع نسبت به خودِ استالین تا رمز جستجوی اختلافات بی پایان لنین و تروتسکی گشوده شود. به سادگی درخواهید یافت آن مناسبات هرچه بود در کادر کمونیستی و ضرورت انکشاف نظرات سوسیالیستی بود و گرایش های ضد مارکسیستی در پوشش دفاع از لنین، فقط به این دلیل به تخریب تروتسکی، این رهبر بی بدیل مارکسیستی پس از لنین ادامه می دهند که خجالت می کشند در دفاع از استالین وارد کارزار تخریب تروتسکی شوند. اما چه کسی است که نداند موضوع اصلی دقیقاً همین جاست، رویارویی نمایندۀ مارکسیسم انقلابی در غیاب لنین، با مخوف ترین دستگاه تخریب مارکسیسم انقلابی به رهبری استالین. چه کسی است که نداند امر دفاع از استالین در مقابل تروتسکی غیرممکن است و برای همین وانمود می شود در دفاع از لنین با تروتسکی تقابل صورت می گیرد! هرچند بر هیچکس پوشیده نیست این تردستی های نوشتاری تنها به این دلیل است که تئوری آشتی طبقاتی مورد نظر استالینیست ها در پوشش «مناسبات لنین با تروتسکی» پنهان باقی بماند. اما مگر استالینیسم چیزی به جز تئوری سازش طبقاتی است. اگر کسی این را باور ندارد کافی است به کارنامۀ سیاسی کاشفان مناسبات لنین و تروتسکی نظری بیاندازد تا ببیند، ممکن نیست، مطلقاً ممکن نیست که درکارنامۀ آن ها دوره ای از تلاش برای اتحاد و ائتلاف با جناح هایی از بورژوازی صورت نگرفته باشد. در مرکز جریانات استالینیستی حزب توده و اکثریت قرار داشتند که برای پذیرش از سوی یکی از مخوف ترین حاکمیت های سرمایه داری تاریخ در ایران، تا مرز فروپاشی خود تلاش کردند؛ بی آنکه بفهمند از ابتدا نیز براساس نظریۀ منشویکی انقلاب مرحله ای در سایۀ حکومت پذیرفته شده بودند! لباس کاشفان «مناسبات لنین و تروتسکی» را کنار بزنید تا به وضوح اسکلت بندی چنین سازش های طبقاتی را ببینید؛ این است همۀ رمز و راز دهه ها تلاش برای ایجاد تقابل بین لنین و تروتسکی.

جمعبندی:
مناسبات لنین با تروتسکی از هرجا شروع شد و هرگونه که ادامه داشت، به آن جا ختم شد که لنین در واپسین روزهای حیات خود امر مبارزه با بروکراسی را که به حول استالین شکل گرفته بود، به تروتسکی سپرد و تروتسکی در این نبرد جان خود را تقدیم جنبش سوسیالیستی کرد. هرگونه تحقیق وتفحص «مناسبات لنین و تروتسکی» بدون ذکر این موضوع، فقط به منظور پاک کردن بخش مهم تر ادامۀ تاریخ لنینیسم در پرچمی است که تروتسکی در دست گرفت تا از گزند نابودی به وسیلۀ دستگاه جنایتکار استالینیستی در امان بماند. هر مقدار تفحص در «مناسبات لنین و تروتسکی» اگر به قصد تخریب تروتسکی صورت گیرد به معنی اخص تخریب لنین تلقی خواهد شد. این یک سلیقۀ شخصی نیست، انسجام درونی گرایش مارکسیسم انقلابی این گونه تعیین می کند. اگر چنین نبود، تنها یک سوم از این همه اختلافات مورد نظر استالینیست هایی مانند علی رسولی (ف.ک) کافی بود که این دو رهبر برجستۀ انقلابی را برای همیشه به عنوان دو دشمن در مقابل هم و در دو سنگر جداگانه قرار دهد؛ و به راستی مگر پلخانف و کائوتسکی که حتی معلمان لنین بودند به این مرحله نرسیدند!؟ اما چرا تروتسکی به جای قرار گرفتن در سنگر مقابل لنین، از سوی لنین در مقام رهبر ارتش سرخ و مقاماتی قرار گرفت که دیگر «اسناد معتبر» علی رسولی هم نتواند آن ها را انکار کند
.

مناسبت لنین و تروتسکی با هر درجه اختلاف، مناسبات بین دو مارکسیست انقلابی در کادر انقلابی بود، اما مناسبات بین تروتسکی و استالین مناسبات بین انقلاب و ضد انقلاب، مارکسیسم و ضد مارکسیسم است؛ مگر علی رسولی محقق بتواند با ارائۀ «اسناد معتبر» نشان دهد که استالین بیش از تعداد انبوه کمونیست هایی که کُشت وبه زندان و تبعید فرستاد، بورژواها را کشت.

اگر قصد محقق مناسبات شناسی بین لنین وتروتسکی حقیقتاً انگیزه ای برای پیشبرد مبارزات انقلابی است، لازم و ضروری است دوره ای از تحقیقات در مورد اختلاف برنامه ای و پایه ای بین لنین و تروتسکی و نتیجۀ نهایی آن صورت دهد که طی آن معلوم شود چگونه برنامۀ انقلاب دمکراتیک و دیکتاتوری کارگران و دهقانان مورد نظر لنین به نفع انقلاب سوسیالیستی و دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا تکامل یافت و نقش تروتسکی در این روند چه بود. آیا بهتر نیست کسانی که «کم یا بی اطلاع» هستند بدانند استراتژی انقلاب آتی در ایران چه باید باشد و ازاین رو به تاریخ اختلافات نظر لنین و تروتسکی رجوع کنند؟ اگر قرار نیست بررسی مناسبات لنین و تروتسکی به دفاع از برنامۀ ضد مارکسیستی استالین منجر شود! بنابراین محقق ضد تروتسکیست باید نشان دهد یک لنینیست است و برای این باید وارد موضوعات پایه ای لنینیسم شود، مثلاً کارنامه تلاش خود را برای ساختن حزبی که لنین ساخت نشان دهد تا بتوان باور کرد موضوعیت تحقیق او نه دیوار ساختن درمسیر جنبش انقلابی، که باز کردن این راه از طریق ابزار لنینیستی است؛ مگر لنینیست بدون تعلق تشکیلات لنینیستی دارای معنا ومفهوم باشد که محقق مدافع لنین بتواند در وسط زمین و هوا به طور منفرد معلق مانده باشد و سخت به جستجوی مناسبات بین کسانی باشد که چیزی نبود به جز مناسبات بین دو رهبر انقلاب اکتبر.

علیرضا بیانی

پنجم فوریه ۲۰۱۷

ardeshir.poorsani@gmail.com

telegram_majaleh

6 Comments on در دفاع از تروتسکیسم، نگاهی اجمالی به واکاوی های علی رسولی

  1. جواد عزیز. چه اهمیتی دارد من یا شما به چه دسترسی داریم یا نه. من اتهامی نزده ام به کسی. من فقط از شما پرسیدم برای ادعای خود مدرک بیاورید. عرض کردم که این ادعا دروغ است که تروتسکی برای ورود به حزب بلشویک اعتراف کرده که تا آن وقت اشتباه کرده است. من هر دو کتابی را که اشاره کرده اید خوانده ام. و البته ده ها کتاب دیگر را. کتاب ده روزی که دنیا را لرزاند نوشته جان رید را خوانده اید حتمن. کتابی که لنین خواندنش را به هر کمونیستی پیشنهاد کرده و هیچ نکته ای از آن را رد نکرده. گروه مژرایونتسی (گروه مستقل سوسیال‌دموکراتهای روس که نه بلشویک بودند و نه منشویک و تروتسکی رهبرشان بود) در سال ۱۹۱۷ به دعوت لنین به بلشویکها پیوست بدون هیچگونه اعتراف به اشتباهی. اتفاقن آنها خیلی سختگیر بودند در پیوستن به بلشویکها و لنین حتا آن زمان گفت انگار دارم با یک دولت مذاکره میکنم!/ اشتباه کردن یک امر انسانی است و انسان بزرگ هم اشتباه میکند همانطور که لنین هم اشتباه کرد و بارها اشتباهش را پذیرف. مثلا در قضیه نپ. نه لنین و نه تروتسکی و نه استالین با اشتباه کردن بی‌ارج نمیشوند. بلکه با اصرار بر اشتباه و تحریف تاریخ و عملکردها از اریکه‌ی والای اخلاق انسانی و مارکسیستی سقوط می‌کنند. شما نتوانسته‌ای مدرکی بیاوری که تروتسکی گفته اشتباه کرده ام و آن‌وقت لنین بول کرده به حزب بلشویک بپیوندد. همه کتابهای تاریخی را هم بگردی پیدا نمی‌کنی. من همچنان منتظرم مدرکش را رو کنی یا اینکه به عنوان یک رفیق بگویی که مدرکش را نیافته ای. با سپاس.

    دوست داشتن

  2. آقای علیرضای محترم،
    شما اجازه دارید روزی سه بار با آب سر خود را بشویید تا خنک شوید. هنوز هیچ نادان و بی اطلاعی در جهان یافت نشده بوده است که ترتسکی این قاب دستمال خرده بورژوا را رهبر انقلاب اکتبر بخواند.
    جای دارد نام شما در کتاب رکوردهای جهان نوشته شود.
    باز هم روی برف ها بنشینید تا از شنیدن نام حزب توده ایران سالهای ۲۰ و ۳۰ خنک‌تر شوید، ای بدبیار های شاهنشاهی و بیهوده روانانِ کنونی سرمایداری بدانید:
    هیچ ادبیات مترقی ندارید که بتواند در کوچکترین شکلی با کتاب‌های احسان طبری و دیگر پژوهشگران حزب توده در سالهای نامبرده برابری کند، تا از بیسوادی خود مانند شاهنشاه ایران در گفتگو با حاجی لاشی لاشی پادشاه حبشه خنده تان بگیرد.
    شما افراد حتی یک لالایی برای خواباندن بچه‌ها در گهواره نداشتید و هنوز که هنوز است ندارید!
    آری اعتراف کنید.
    شما یک شاعر و نویسنده حتی تا سالهای کنونی نمیتوانید بیابید که از شعرای آن زمان حزب توده همچون الف سایه‌ها و احمد شاملوها و افراشته ها… فرسنگها عقب نباشند.
    منتها شما علت ندانستن ها و بیرون از دنیای واقعی بودن خود را نمیدانید.
    ولی فرا گیرید:
    شما نماینده خرده بورژواهای بیمصرف و بیهوده معمولی هستید که فیلم‌های هالیودی آمریکایی روزانه تولید میکنند!
    شما همچنان اجازه دارید اینچنین بمانید.

    دوست داشتن

  3. جواد گرامی/ ادعا کرده ای که « تروتسکی برای ورود به حزب علنا اعتراف کرد که عقاید و اعمالش اشتباه بوده اند»/ لطفن مدرکش را نشان بده. چون کذب محض است و تروتسکی برای پیوستن به لنین و حزب بلشویک هیچگاه اعتراف نکرده که اشتباه کرده. انقلاب اکتبر مطابق نظریات و پیش بینی‌های تروتسکی بود که انقلاب دموکراتیک و انقلاب سوسیالیستی روسیه را نه دو مرحله که یک مرحله می‌دانست و همان هم شد. اما لنین از سال ۱۹۰۳ تا چند ماه قبل از انقلاب فوریه این دو انقلاب را جدا میدانست و در مصاحبه ای رسمن اعلام داشت که عمر او به انقلاب سوسیالیستی کفاف نمی‌دهد و ممکن است نوه‌ی او آن را ببیند. به هر حال فعلا حرفهای من مهم نیست. مهم ادعای تو و ارائه مدرک است. منتظرت می‌مانیم.

    دوست داشتن

    • آیا تاکنون مقاله تروتسکی با عنوان «درباره اختلافات ما» (30 نوامبر 1924) را نخوانده اید؟ البته مقاله فوق فقط یک نمونه است. برای مشاهده نمونه های دیگر به فصل هشتم کتاب «تروتسکیسم، سقط دیالکتیک لنینی» مراجعه نمایید. تروتسکی همان زمانی که صدر کمینترن و فرمانده ارتش بود و تمام امکانات را برای قبولاندن نظرات خود به دیگران در اختیار داشت، در کلیه موارد اختلاف خود با بلشویکها عقب نشینی کرد؛ البته درست تر این است که بگوییم او را مجبور به عقب نشینی نمودند، زیرا او همانطور که در مورد مسئله صلح با آلمان و مرخص کردن ارتش ثابت کرد، حاضر بود حکومت شوروی را فدای عقاید ضد پرولتاری و ضد علمی خودش کند.
      البته مسئله مهم تر این است که چه چیزی باعث می شود یک نفر ادعا کند اعترافات تروتسکی به اشتباهاتش «کذب محض» است؟ آیا او به وسایل ارتباطی یا منابع مطالعه دسترسی ندارد؟ اما همین که او به یک سایت اینترنتی می آید و نظر می گذارد ثابت می کند که اینطور نیست. دلیل واقعی نپذیرفتن حقیقت ساده و مسلمی که دهها سال پیش اسنادش منتشر شده اند و اثبات شده است جهان بینی غیرعلمی و غیرپرولتاری است. این جهان بینی فرد حاملش را ملزم می کند که حقیقت را نبیند.

      دوست داشتن

  4. جهت اطلاع خوانندگان سایت هفته:
    درود و خسته نباشید.
    مقاله ای ترجمه کرده ام که بزودی در سایت هفته منتشر خواهد شد. این مقاله پاسخی‌ست به جفنگ‌های تروتسکیست‌های رنگارنگ!
    دروغ‌های تروتسکی – چه هستند، و به چه منظورند: گرویر فور، برگردان: آمادور نویدی

    https://amadornavidi.wordpress.com/2017/02/11/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%86/

    و یا
    https://eshtrak.wordpress.com/2017/02/10/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%86/
    جریان های تروتسکیستی در سراسر جهان، از زمان پیدایش تاکنون، به نحوی از انجاء، در خدمت سرمایه داران، جنگ‌طلبان (میلیتاریست‌ها)، امپریالیست‌ها، فاشیست‌ها و صهیونیست‌ها، و محققان ضدکمونیست‌ رنگارنگ جهان سرمایه داری بوده و هست.

    جریان تروتسکیستی، یک جریان ضدانقلابی و ارتجاعی‌ست که باید با روشنگری و افشاگری‌های کمونیست‌های اصیل و صادق در نزد همه جهانیان شناسانده و افشا شود.

    اگرچه افرادی صادق، اما ساده و بی اطلاع، بویژه دانش‌جویانی که می‌خواهند یک‌شبه انقلاب کنند و جهان را تغییر دهند، در میان این جریان ضدانقلابی و ارتجاعی وجود دارند، و باید حساب آنها را از رهبران خودفروخته آنها جدا نمود، اما باید با قاطعیت تمام علیه این فرقه تروتسکیستی مبارزه کرد و آنها را بنحو احسن افشا نمود.

    بی‌دلیل نیست که نویسنده محترم گرویر فور او را درغ‌گو می‌خواند و در افشای او در ابتدای مقاله/سخن‌رانی خود می‌گوید که:
    «شخصیت و نوشته‌های لئون تروتسکی به مدت طولانی موضوع و هدف محوری ضدکمونیست‌های سراسر جهان بوده است. اما در سال‌های ۱۹۳۰ تروتسکی عمداً و بطور سنجیده در نوشته‌هایش درباره جوزف استالین و اتحاد جماهیر شوروی دروغ گفت.»

    و
    «چهره لئون تروتسکی سایه عظیمی بر تاریخ اتحاد شوروی، و در نتیجه در طول تاریخ جهان قرن ۲۰ می اندازد. تروتسکی مهم‌ترین – در واقع، تنها چهره اپوزیسیون برجسته در اختلافات جناحی بود که حزب بلشویک را در طول سال‌های ۱۹۲۰ لرزاند. این در طول سال‌های ۲۰ بود که تروتسکی گروهی از افراد را بخود جلب کرد که اپوزیسیون واحدی را تشکیل داده بود و توطئه‌های آن‌ها بسیاری آسیب‌های جبران ناپذیر را برای حزب، کمینترون، و جنبش کمونیستی جهان ببار آورد.»

    .و یا
    این واقعیت که تروتسکی دروغ گفت، آن‌چیزی را بی‌مصرف می‌کند، که من آن‌را «پاردایم ضداستالین» می‌خوانم،: نسخهٰ‌های تروتسکیستی و ضدکمونیستی جنگ سرد تاریخ شوروی. البته که تروتسکی باید دروغ می‌گفت. او جهت ازبین بردن استالین در ارتباط با بسیاری طرفدار در درون اتحاد شوروی و حزب بلشویک و در تبانی با آلمان نازی، ژاپن میلیتاریست، انگلیس و فرانسه یک توطئه جدی را اداره می‌کرد. یک توطئه نیاز به پنهان‌کاری و دروغ دارد. اما تروتسکی، بالاتر از همه، چه کسی را فریب می داد؟ نه استالین و نه دولت شوروی را. آن‌ها می‌دانستند که او دروغ می‌گوید. نتیجه غیرقابل اجتناب است: تروتسکی بمنظور فریب دادن هوادارانش دروغ می گفت! آنها تنها افرادی بودند که هرچه تروتسکی می‌نوشت، باور داشتند.
    آنها معتقد بودند که تروتسکی یک لنینیست پای‌بند به اصول و واقعی که ادعا می‌کرد بود، و این استالین بود که دروغ‌گو بود.

    و در پایان نتیجه گیری می کند که:
    «تاریخ نمی‌تواند مستقیماً درس دهد. و تاریخ تئوری سیاسی نیست. اما، تاریخ می‌تواند به ما کمک کند. در همین حال، همه ما باید در همه جا و بهر نحوی که می‌توانیم در اطلاع‌رسانی به عموم کوشا باشیم و چیزهایی مانند دروغ‌های خروشچف، گورباچف و تروتسکی، دروغ‌های آشکار را با اثبات افشاء کنیم –– و چه چیزی بیش‌تر، که تمام «کارشناسان» ضداستالین، و ضدکمونیست که توسط دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی سرمایه داری روغن کاری شده اند، نیز دروغ می‌گویند.»

    با احترام
    آمادور نویدی

    دوست داشتن

  5. 1- «مناسبات لنین با تروتسکی از هرجا شروع شد و هرگونه که ادامه داشت، به آن جا ختم شد که لنین … امر مبارزه با بوروکراسی را … به تروتسکی سپرد». این طرز استدلال یک مارکسیست یا حتی بورژوا دمکرات واقع گرا نیست. این طرز استدلال جزم اندیش خشک مغزی است که قادر به دفاع از موضع خود نیست و سعی می کند با اختراع کردن یک «نتیجه» که گویا خاتمه ای برای همه مباحثات است، خودش و همفکرانش را تسکین دهد و توجیهی برای پافشاری اش بر موضعی باطل فراهم نماید. اما فردی که گرفتار جزم اندیشی نیست از خود خواهد پرسید مگر می شود دو فعال سیاسی در هیچ کدام از مسائل اساسی اتفاق نظر نداشته باشند اما در پایان، بدون اینکه هیچکدام در عقایدشان تجدیدنظر کنند، به این نتیجه برسند که هیچ اختلاف اساسی ای ندارند و به هم بپیوندند؟ اگر قصد تروتسکیستها این بود که صحت عقاید خودشان را ثابت و دیگران را جذب آنها نمایند هیچگاه سعی نمی کردند با اختراع کردن یک «نتیجه» ادعا کنند که آن عقاید و مبارزه ای که بر سر آنها در جنبش کارگری درگرفت کلا بی اهمیت بوده اند. چنین رفتاری تنها هنگامی قابل درک است که هدف آن نه اثبات صحت نظرات خود و جذب دیگران به سوی آنها، بلکه راضی نگه داشتن خود و خودیها با حرفهایی باشد که برای دیگران به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
    2- این «نتیجه» جعل تروتسکیستهاست. هیچ مدرکی مبنی بر اینکه لنین چنین کاری کرده است وجود ندارد. تروتسکی برای ورود به حزب علنا اعتراف کرد که عقاید و اعمالش اشتباه بوده اند ولی امروز هستند کسانی که به عقاید و اعمالی که بانی و بنیان گذار اصلی آنها اعتراف نموده اشتباه بوده اند و تجربه تاریخی نیز همین را اثبات کرده چسبیده اند اما در عین حال می خواهند با نقل قول جعلی آوردن از لنینی که علیه آن مشی انحرافی مبارزه کرده، پیروی از آن را توجیه کنند!
    3- امر مبارزه با بوروکراسی چیزی نیست که قابل واگذاری به یک فرد باشد. چنین ادعایی نشان می دهد که جزم اندیشان جاعل تروتسکیست چقدر با سوسیالیسم علمی بیگانه هستند زیرا مبارزه با بوروکراسی قسمتی از انقلاب اجتماعی است که طی زمانی طولانی و با کوشش توده های عظیم جمعیت انجام می شود نه با اعمال قهرمانانه فلان رهبر. این ادعا نشان دهنده بینش بوروکراتیک مدعیان است. از نظر آنها، گویا ممکن است که قهرمان مبارزه علیه بوروکراسی بر صندلی ریاست نهاد مسئول مبارزه با بوروکراسی بنشیند و با دستورات و اقدامات فرمایشی از بالا بوروکراسی را براندازد! اتفاقاً چنین چیزی مترادف با بوروکراسی گسترده تر است! اما مبارزه با بوروکراسی آنگاه موفق خواهد بود که توده های مردم آگاه و متشکل شوند و دیگر نیازی به این نداشته باشند که منتظر دستور از بالا از طرف کسانی که با موضوعات مرتبط به آنها بیگانه اند بمانند.
    4- تا جایی که به فرد تروتسکی مربوط می شود، او به هیچ وجه ضد بوروکراسی نبود. او با طرفداری از سیاست نظامی کردن اتحادیه های کارگری نشان داد که حامی بوروکراسی و اقدامات مستبدانه و دیکتاتورمنشانه علیه توده هاست. تروتسکی هیچگاه به توده های حزبی پاسخگو نبود و خود را بر فراز آنها قرار می داد. این امر هم از روی پیوستن او به انحلال طلبان با زیر پا گذاشتن انضباط و تصمیمات حزبی در دوران قبل از انقلاب و هم از روی خودسری اش در ماجرای صلح با آلمان و مرخص کردن ارتش واضح است. تروتسکی با رفتارش ثابت کرد که احترامی برای تصمیمات جمعی حزب قائل نبود و می خواست به هر قیمت که شده خط مشی خودش را پیش برد. استالین هم همین بوروکراسی، خودسری و روش استبدادی که تروتسکی بنیان گذار و حامی اش بود را تقویت کرد. تروتسکی و استالین در این مورد سیاست واحدی داشتند هر چند که دومی بسیار دیرتر از اولی این سیاست را در پیش گرفت.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: