اخبار ایران و جهان

لـو سـیـون و انـقـلاب فـرهـنـگـی در چـیـن

losion

لـو سـیـون

و انـقـلاب فـرهـنـگـی در چـیـن

لـو سـیـون

تـوفـان آراز

» بـرای زیـسـتـن بـایـد کُـشـت!

بـرای دوسـت داشـتـن بـایـد نـفـرت داشـت!

بـرای نـوشـتـن بـایـد زیـسـت و دوسـت داشـت! «

لـو سـیـون

( Lu Hsun )

( 1936 – 1881 )

لـو سـیـون( نـام واقـعـی: چـو شـویـن(Chou Shu-jen) از بـزرگ تـریـن نـویـسـنـدگـان مـدرن چـیـن مـحـسـوب مـی گـردد، و نـامـش بـا انـقـلاب فـرهـنـگـی در چـیـن سـرشـتـه اسـت. رهـبـر چـیـن سـرخ مـائـوتـسـه دون(Mao Tse-tung)( 1976- 1893) دربـارۀ لـو سـیـون بـر ایـن بـود: » لـو سـیـون فــرمـانـده عـالـی انـقـلاب فـرهـنـگـی چـیـن اسـت؛ او نـه تـنـهـا یـک ادیـب بـزرگ، بـلـکـه یک مـتـفـکـر بـزرگ و یـک انـقـلابـی بـزرگ اسـت.(…) لـو سـیـون در جـبـهـه فـرهـنـگـی بـمـثـابـه نـمـایـنـده اکـثـر یـت عـظـیـم مـلـت در تـعـرض بـمـواضـع دشـمـن درسـت تـریـن، دلـیـرتـریـن، اسـتـوارتـریـن، وفـادارتــریـن و پــرشـورتـریـن قـهــرمــان مـلـی اسـت(…). سـمـتـی کـه لــو سـیــون درپــیـش گــرفـت، هــمـان سـمـت فـرهـنـگ نـویـن مـلـت چـیـن اسـت1

مـوطـن لـو سـیـون، یـکـی از سـرزمـیـن هـای کـهـن مـشـرق زمـیـن، از حـدود سـال 1800 مـیـلادی بــه مـثـابـۀ امـپــراتـوری تـحـت حـکـومـت سـلـسـلــۀ فـئــودالـی فـاســد و سـتــم پـیـشـۀ چـیـنـگ (Ching)( 1912- 1644) رو بـه فـروپـاشـی گـذارده بـود، و ایـن پـروسـۀ فـروپـاشـی در دورۀ تـزو سـی(Tzu Hsi)(مـلـقـب بـه » بـودا پـیـر» و » مـلـکـۀ بـیـوه«)( 1908- 1835) بـه حـد کـمـال رسـیـده بـود. آخـریـن قـیـصـر چـیـن، پـو یـی(Pu Yi)( 67- 1906/ سـلـط. 11- 1908)2 نـیـز صـرفـآً قـیـصـر از نـام بـود. پـس از » جـنـگ تـریـاک«3 اوضـاع داخـلـی چـیـن بـه وخـامـت کـامـل گـرایـیـد. » پـیـمـان نـانـکـن» راه ورود نـه تـنـهـا انـگـلـسـتـان، بـلـکـه چـنـد دولـت اسـتـعـمـاری اروپـا و آمـریـکـای شـمـالـی را بـه چـیـن گـشـود، و مـنـجـر بـه اعـطـاء امـتـیـازات بـه ایـن دول و پـیـدایـش مـنـاطـق نـفـوذ غـربـیـان در چـیـن گـردیـد. در نـیـمـۀ آخـر سـدۀ 19 چـنـدیـن قـیـام بـی نـتـیـجـه بـرعـلـیـه تـحـقـیـرات مـلـی نـاشـی از سـیـاسـت اسـتـعـمـاری خـارجـیـان در چـیـن روی داد.

در طـول حـیـات لـو سـیـون چـنـدیـن واقـعـۀ تـعـیـیـن کـنـنـده، بـرخـی بـا اهـمـیـت تـاریـخـی در چـیـن رخ دادنـد، کـه او بـه تـفـسـیـرشـان در داسـتـان هـا، مـقـالات و رسـالات عـدیـده اش پـرداخـتـه اسـت:

در 1900 » قـیـام مـشـت زنـان«، کـه بـه وسـیـلـۀ خـارجـیـان مـقـیـم چـیـن مـسـلـحـانـه سـرکـوب گـردیـد، و مـآلاً مـوقـعـیـت شـوویـنـیـسـتـی(سـروری طـلـبـانـه، مـیـهـن پـرسـتــانـۀ مـبـالـغـه آمـیـز) غـرب در چـیـن بـا تـبـدیـل ایـن کـشـور بـه نـیـمـه مـسـتـعـمـره تـحـکـیـم گـشـت.

انـقـلاب بـورژوایـی 41911، انـقـراض سـلـسـلـۀ چـیـنـگ در 1912، و بـرقـراری جـمـهـوری بـا ریـاسـت دکـتـر سـون یـات سـن(Sun Yat-sen)( 1925- 1866).

ضـدانـقـلاب ژنـرال یـوان شـی کـای(Yuan Shih-kai)( 1916- 1859)5 در 1913.

انـقـلاب فـرهـنـگـی دانـشـگـاهـیـان و دانـشـجـویـان در 1919.

تـأسـیـس حـزب کـمـونـیـسـت چـیـن(Kungch ántang) در 1921.

لـشـکـرکـشـی مـتـحـد کـمـونـیـسـت هـا و گـومـیـنـدان(Kuomintang)- ایـجـاد شـده بـه دسـت سـون یـات سـن در 1912- بـه شـمـال در 61926.

کـشـتـار انـبـوه کـارگـران انـقـلابـی در شـانـگـهـای(Shanghai) بـه دسـت نـیـروهـای چـیـانـگ کـای شـک(Chiang Kai Shek)( 1975- 1887) در 1927. 7 و 8

راه پـیـمـایـی بـزرگ ارتـش سـرخ.9

تـشـکـیـل جـبـهـۀ مـتـحـد ضـدژاپـنـی در 1936، کـه مـبـدأ تـصـرف قـدرت سـیـاسـی از سـوی کـمـونـیـسـت هـا در 1949- سـیـزده سـال پـس از درگـذشـت لـو سـیـونو اعـلام جـمـهـوری تـوده ای چـیـن بـه وسـیـلـۀ مـائـو در 1 اکـتـبـر سـال مـزبـور گـردیـد.

لـو سـیـون فـئـودالـیـسـم چـیـن را » خـانـۀ آهـنـیـن بـدون پـنـجـره» کـه سـاکـنـیـنـش بـه آهـسـتـگـی خـفـه مـی شـدنـد، وصـف نـمـود.10

او ازطـریـق مـشـاهـدات و تـجـربـیـات اجـتـمـاعـیـش دریـافـت دو عـنـصـر مـهـم سـرکـوب فـئـودالـی تـودۀ مـردم بـه دسـت طـبـقـۀ حـاکـمـه کـه بـه قـول او » حـرف نـمـی زنـنـد، مـی کُـشـنـد11 عـبـارت بـودنـد از: آمـوزشـات ارتـجـاعـی کـنـفـوسـیـوس(Koung Fou-tseu)( 479- 551 ق.م) و زبـان نـوشـتـاری بـسـیـار مـشـکـل چـیـنـی. آمـوزشـات کـنـفـوسـیـوس اسـاس فـرهـنـگ و نـظـام اجـتـمـاعـی چـیـن را تـشـکـیـل مـی داد، و ازجـمـلـه شـامـل ایـن بـود، کـه مـردم کـارگـر تـنـهـا سـزاوار اسـتـثـمـار، حـفـظ شـدن در بـردگـی و تـحـت حـکـومـت انـد. عـصـیـان نـیـز یـک جـنـایـت اسـت. از قـلـم لـو سـیـون خـوانـده بـاشـیـم: » کـنـفـوسـیـوس کـمـافـی الـسـابـق دارای عـنـوان بـاابـهـت » کـامـل تـریـن و مـقـدستـریـن پـادشـاه فـرهـنـگ» بـود. (…) طـبـقـۀ حـاکـمـه سـبـب اشـتـهـار کـنـفـوسـیـوس در چـیـن بـود؛ او را بـه یـک دانـشـمـنـد بـرای خـود و آنـانـی کـه سـودای حـکـومـت داشـتـنـد، تـبـدیـل نـمـود، یـعـنـی بـه یـک دانـشـمـنـد کـه هـیـچ ارتـبـاطـی بـا مـردم عـادی نـداشـت. (…) او تـهـی از احـسـاس بـرای خـلـق بـود12 و درخـصـوص زبـان نـوشـتـاری چـیـنـی نـوشـتـه اسـت: » اگـر عـلائـم نـگـارش گـذاری در نـوشـتـار چـیـنـی حـذف نـشـونـد، چـیـن نـابـود خـواهـد گـردیـد. زبـان نـوشـتـاری دشـوار چـیـنـی مـسـبـب آنـسـت کـه بـخـش اعـظـم خـلـق چـیـن رابـطـه ای بـا فـرهـنـگ هـای پـیـشـرو دنـیـا نـدارد. درحـال حـاضـر جـنـبـش نـوسـازی زبـان نـوشـتـاری بـه نـتـایـج خـوب بـسـیـاری دسـت یـافـتـه اسـت، بـه رغـم ایـن کـه بـوروکـراسـی[bureaucratie: تـأسـیـسـات اداری، مـجـمـع گـمـاشـتـگـان اداری، رعـایـت تـشـریـفـات اداری] بـا تـمـام قـوا در تـلاش جـلـوگـیـری از تـوسـعـۀ آنـسـت. زیـرا بـوروکـراسـی از بـیـداری خـلـق چـیـن و اسـتـفـاده اش از ایـن سـلاح بـرای کـسـب دانـش مـی تـرسـد13( جـنـبـش مـورد ذکـر لـو سـیـون جـنـبـشـی بـود کـه هـدف تـسـهـیـل یـا حـذف عـلائـم نـگـارش گـذاری در نـوشـتـار چـیـنـی، و پـیـاده سـاخـتـن یـک رفُـرم ادبـی را تـعـقـیـب مـی نـمـود.)

لـو سـیـون در نـوول » قـربـانـی سـال نـو«، کـه داسـتـان آن از 1914 تـا 1924 در یـک شـهـر کـوچـک چـیـن روی مـی دهـد، بـه تـوصـیـف زنـدگـی زن کـارگـر عـادی ای مـی پـردازد. زن را تـحـقـیـر مـی کـنـنـد، مـی فـریـبـنـد، تـوهـیـنـش مـی کـنـنـد، بـی کـس و یـاورش مـی سـازنـد، هـمـان بـلایـی کـه مـیـلـیـون هـا زن در چـیـن فـئـودالـی بـه آن دچـار بـودنـد. امـا آن چـه زن را خُـرد کـرده، ازپـای درمـی آورد، نـه بـلای درآمـده بـر سـر او و رفـتـار غـیـرانـسـانـی بـا وی، بـلـکـه اخـلاق فـئـودالـی و خـرافـات مـی بـاشـد؛ اخـلاق و خـرافـاتـی کـه بـه مـنـزلـۀ تـرور و شـکـنـجـۀ روانـی اسـت. لـو سـیـون در نـوولـش نـشـان مـی دهـد چـگـونـه فـشـار اجـتـمـاعـی تـدریـجـاً زن را در وضـعـیـتـی تـار عـنـکـبـوت وار بـه اسـارت مـی کـشـد، تـا در نـهـایـت او را مـجـبـور از گـرفـتـن سـرنـوشـتـش بـه دسـت خـویـش سـازد. بـه طـور کـلـی تـولـد بـه صـورت جـنـس مـؤنـث در چـیـن قـدیـم بـه مـنـزلـۀ تـولـد بـرای سـرکـوب شـدن بـود. دخـتـر نـوزاد مـخـلـوقـی نـاخـواسـتـه بـه شـمـار مـی رفـت. او بـار اقـتـصـادی بـر دوش خـانـواده بـود، کـه مـعـمـولاً از فـقـر و نـیـاز رنـج مـی کـشـیـد. بـنـابـرایـن اغـلـب دخـتـر نـوزاد را بـلافـاصـلـه پـس از تـولـدش می کُـشـتـنـد. اگـر او اجـازۀ بـقـاء را می یـافـت، والـدیـن در اوقـات قـحـطـی

یـا بـرای بـردگـی یـا روسـپـیـگـری مـی فـروخـتـنـدش تـا بـرای بـقـیـۀ خـانـواده غـذا تـهـیـه کـنـنـد. و یـا وقـتـی دخـتـر بـه سـنّ بـلـوغ مـی رسـیـد، والـدیـن او را درازاء یـک شـیـربـهـاء بـه عـقـد ازدواج کـسـی درمـی آوردنـد. هـمـسـرگـزیـنـی یـک تـوافـق حـقـوقـی و اقـتـصـادی بـیـن والـدیـن زوجـیـن بـود، نـه بـیـن خـود زوجـیـن. سـازمـان اجـتـمـاعـی در چـیـن مـبـتـنـی بـود بـر خـانـواده هـای کـامـلاً ثـابـت، و اگـر زنـی درصـدد تـرک خـانـواده اش بـرمـی آمـد، از هـیـچ امـکـانـی بـرای بـقـاء بـرخـوردار نـمـی بـود. او تـحـصـیـلـکـرده نـبـود. سـیـسـتـم تـحـصـیـلـی قـانـونـاً بـه روی زنـان بـسـتـه بـود، و یـگـانـه امـکـان او بـرای خـوداداری روسـپـیـگـری بـود. آمـوزش کـنـفـوسـیـوس درمـورد زنـان در نـوشـتـه ای از او تـحـت عـنـوان Lun Yu( گـفـت و گـوهـا) – کـه سـنـةً در جـامـعـۀ خـرافـات زدۀ چـیـن از آن پـی روی مـی گـردیـد عـقـب مـانـده تـریـن آمـوزش قـابـل فـکـر بـود. لـو سـیـون واقـف بـود بـه ایـن کـه زنـان چـیـن فـئـودالـی نـیـمـی از جـمـعـیـت را تـشـکـیـل مـی دادنـد، و بـنـابـرایـن آزادسـازی سـیـاسـی و اجـتـمـاعـی و اقـتـصـادی و فـرهـنـگـی جـامـعـۀ چـیـن بـدون آزادسـازی هـمـزمـان زنـان تـصـوری واهـی مـی بـود. یـگـانـه راه اصـولـی پـالایـش ادراک عـقـب مـانـدۀ جـامـعـۀ چـیـن از زن بـه مـثـابـۀ انـسـان و شـهـرونـد، مـبـارزۀ زنـان بـه صـورت بـخـشـی لایـنـفـک و حـیـاتـی از مـبـارزۀ عـمـومـی جـامـعـه بـود. او نـوشـتـه اسـت: » مـا بـایـد پـیـگـیـرانـه بـرای آزادسـازی درزمـیـنـه هـای اقـتـصـادی و اخـلاقـی بـه سـتـیـزیـم. تـنـهـا بـا آزادی جـامـعـه فـرد آزاد مـی گـردد. هـمـزمـان مـا بـایـد بـرضـد آن زنـجـیـرهـایـی بـه سـتـیـزیـم کـه امـروز تـنـهـا زنـان حـامـل شـان انـد14 بـه اخـلاق فـئـودالـی، خـرافـات فـئـودالـی و تـحـقـیـر و سـتـم بـه زنـان نـادانـی سـازمـان یـافـتـه افـزوده مـی گـردیـد: بـخـش اعـظـم مـردم چـیـن عـامـداً در نـادانـی نـگـاه داشـتـه مـی شـدنـد، چـه، زبـان نـوشـتـاری چـیـنـی بـا چـنـدهـزار عـلامـت تـنـهـا بـرای کـسـانـی قـابـل فـراگـیـری بـود، کـه از سـال هـا وقـت آزاد بـرای آن امـر بـرخـوردار بـودنـد، یـعــنـی بـرای اغـنـیـاء. وانـگـهـی، تـحـصـیـل در چـیـن فـئـودالـی عـبـارت مـی شـد از آمـوخـتـن سـیـزده کـلاسـیـک، ازجـمـلـۀ آن هـا چـهـار کـتـاب مـنـسـوب بـه کـنـفـوسـیـوس. لـو سـیـون مـی گـفـت: » مـا آدم داریـم، صـدا نـه15 خـلـق » صـامـت» چـیـن بـه دلـیـل نـاآگـاهـی اجـبـاری و آزاد بـودن مـلاکـیـن در ادارۀ اراضـی بـه مـیـل و دلـخـواه شـان و تـصـاحـب بـهـرۀ آن هـا قـربـانـیـان قـحـطـی هـا مـی گـردیـدنـد. روزنـامـه نـگـار ادگـار پـارکـس اسـنـو (Edgar Parks Snow)( 72- 1905) – کـه مـائـو او را » دوسـت خـلـق چـیـن» نـامـیـده اسـت در اثـر مـشـهـورش تـحـت عـنـوان Red Star Over China( سـتـارۀ سـرخ بـر فـراز چـیـن)( 1937)16 دربـارۀ قـحـطـی » مـزمـن» در چـیـن در دهـۀ 30 سـدۀ بـیـسـتـم چـنـیـن نـوشـتـه اسـت: » مـن جـنـازه هـای تـازه در خـیـابـان هـای سـاراتـسـی(Saratsi) دیـدم، و در روسـتـاهـا قـبـوری بـه چـشـمـم خـورد کـه در آن هـا چـنـدیـن دوجـیـن قـربـانـی قـحـطـی و بـیـمـاری قـرار داده مـی شـدنـد. امـا ایـن مـشـاهـدۀ شـوکـه کـنـنـدۀ مـن نـبـود. شـوکـه کـنـنـده ایـن بـود کـه در شـهـرهـا (…) گـنـدم و غـذا مـوجـود بـود، و مـاه هـا نـیـز مـوجـود بـوده اسـت. در پـکـن و تـیـن تـسـیـن(Tien-tsin) و سـایـر شـهـرهـا هـزاران تُـن آرد و ارزن تـوسـط کـمـیـسـیـون قـحـطـی(Famine Commission)( بـیـش تـر از راه کـمـک هـای خـارجـی) جـمــع آوری گــشـتـه بـــود، ولـی بـی آن کــه امـکـان ارسـالــش وجــود دا

شـتـه بـاشـد. چـرا نـه؟ زیـرا در چـیـن شـمـال غـربـی مـیـلـیـتـاریـسـت هـایـی مـایـل بـه کـاربـرده شـدن کـامـیـون هـای شـان بـه مـقـصــود حـمـل غـلات نـبـودنــد، و زیــرا در چـیـن شــرقـی بـعـضـی ژنــرال هـای گـومـیـنـدان تـمـایـلـی بـه ارسـال کـامـیـون هـای شـان بـه غـرب نـداشـتـنـد نـه حـتـی در اوقـاتـی کـه مـوضـوع بـر سـر کـمـک رسـانـی بـه گـرسـنـگـان بـود چـرا کـه مـی تـرسـیـدنـد رقـبـای شـان کــا مـیـون هـا را تـمـلـک کـنـنـدنـتـیـجـةً چـنـد مـیـلـیـون شـایـد 6 مـیـلـیـون چـیـنـی دراثـر گـرسـنـگـی بـه هـلاکـت رسـیـدنـد. و ایـن درحـالـی بـود کـه ژنـرال هـا، مـلاکـیـن و سـرمـایـه داران سـرگـرم احـتـکـار غـلات، غـصـب اراضـی وسـیـع و اسـتـثـمـار دهـقـانـان ازطـریـق بـهـرۀ مـالـکـانـه و ربـاخـواری شـدیـد بـودنـد. مـائـو نـوشـتـه اسـت: » تـرقـی مـالـیـات دولـتـی، افـزایـش بـهـرۀ مـالـکـانـه و نـرخ ربـح بـوسـیـلـه مـالـکـان اراضـی، تـشـدیـد دائـمـی مـصـائـب جـنـگ هـمـه و هـمـه بـاعـث بـروز قـحـطـی و راهـزنـی در سـراسـر کـشـور شـده، و بـالـنـتـیـجـه تـوده هـای وسـیـع دهـقـانـان و تـهـی دسـتـان شـهـری مـشـکـل مـیـتـوانـنـد زنـده بـمـانـنـد17

ایــن هـا بــودنـد ازجـمـلـۀ مـشـخـصـات فــئـودالــیـسـم چــیـن، یـعــنـی وضـعـیــتـی کـه لــو سـیــون » خـانـۀ آهـنـیـن بـدون پـنـجـره» وصـفـش نـمـود. ایـن خـانـه، امـا، تـخـریـب نـاپـذیـر نـبـود، و در نـهـایـت نـیـز تـخـریـب گـشـت. و درزمـرۀ آنـانـی کـه امـکـان و چـگـونـگـی تـخـریـب آن را نـشـان دادنـد، لـو سـیـون بـود.

لـو سـیـون تـعـلـق بـه یـک خـانـوادۀ بـه فـلاکـت نـشـسـتـه در شـهـر شـائـوسـیـنـگ(Shaohsing) در ایـالـت چـکـیـانـگ(Chekiang) داشـت. او طی حـیـاتـش فـرصـت مـشـاهـدۀ یـک رشـتـه جـریـانـات ایـدهای و رویـدادهـا را یـافـت، کـه بـطـئـاً چـیـن فـئـودالـی را بـا کـل ایـدئـولـوژیـش دفـن نـمـودنـد.

در مـدرسـه بـه او مـنـحـصـراً کـلاسـیـک هـای کـنـفـوسـیـوس آمـوخـتـه شـد. ولـی او راه یـک پُـسـت و امـتـیـازات را دنـبـال نـنـمـود، کـه بـه روی اکـثـر چـیـنـیـان بـسـتـه بـود. او بـه جـای اتـمـام تـحـصـیـل کـلاسـیـک هـا و نـوشـتـن رسـالـۀ اجـبـاری » پـاکـو«(Pa-ku)، کـه هـمـوار سـازنـدۀ راه بـر پُـسـت و امـتـیـازات بـود18، تـحـصـیـل در رشـتـۀ طـب در ژاپـن را از 1902 تـرجـیـح داد. ولـیـکـن تـجـربـه ای در ژاپـن ضـمـن تـحـصـیـلات بـرنـامـۀ او را بـرای آیـنـده تـغـیـیـر داد. زمـانـی بـود کـه جـنـگ ژاپـن روس( 1905- 1904) – کـه بـه شـکـسـت روس انـجـامـیـد جـریـان داشـت، و مـعـمـولاً فـیـلـم هـایـی از آن جـنـگ را در مـعـرض تـمـاشـای عـمـوم قـرار مـی دادنـد، و تـمـاشـاگـران را وادار از کـف زدن بـرای سـربـازان ژاپـنـی در فـیـلـم هـا مـی سـاخـتـنـد. یـکـی از آن فـیـلـم هـا روزی در سـالـن سـخـنـرانـی دانـشـگـاهـی کـه لـو سـیـون آن جـا بـه تـحـصـیـل سـرگـرم بـود، بـه نـمـایـش گـذاشـتـه شـد، کـه تـمـاشـایـش لـو سـیـون جـوان را مـنـقـلـب سـاخـت. مـی نـویـسـد: » زمـان زیـادی مـی گـذشـت کـه مـن چـیـزی از هـمـمـیـهـنـانـم دیـده بـودم. روزی فـیـلـمـی دیـدم کـه چـیـنـی هـایـی را نـشـان مـی داد؛ دسـت هـای یـکـی از آن هـا از پـشـت بـسـتـه شـده بـود، و دیـگـران گـرداگــرد او ایـسـتـاده بــود

نـد. مـردان بـزرگ و نـیـرومـنـد ی کـه ظـاهـراً بـدون احـسـاس و عـاطـفـه بـودنـد. بـه قـول راوی[ در فـیـلـم] مـرد دسـت بـسـتـه یـک جـاسـوس بـود، کـه بـرای روس هـا کـار کـرده بـود، و اکـنـون بـه صـورت یـک اخـطـار بـه دیـگـران مـی بـایـسـت بـه دسـت نـظـامـیـان ژاپـنـی اعـدام گـردد. چـیـنـی هـای ایـسـتـاده در پـیـرامـون او تـنـهـا بـه مـقـصـود لـذت بـردن از صـحـنـه در آن جـا بـودنـد.

مـن قـبـل از بـه اتـمـام رسـیـدن دورۀ شـشـمـاهـه راهـی تـوکـیـو(Tokio) شـدم، زیـرا پـس از تـمـا شـای آن فـیـلـم احـسـاس کـردم چـیـن بـه دانـش طـب احـتـیـاج نـداشـت. مـن درک کـردم کـه آدمـیـان در کـشـوری ضـعـیـف و تـوسـعـه نـیـافـتـه بـی تـفـاوت بـه ایـن کـه چـقـدر قـوی و سـالـم نـیـز بـاشـنـد تـنـهـا بـه کـار تـمـاشـاگـران بـی عـاطـفـه یـا قـربـانـیـان بـی ارادۀ یـک اعـدام درمـعـرض عـمـوم بـودن مـی خـوردنـد. دربـرابـر ایـن، بـیـمـاری و مـرگ بـی مـعـنـا بـود. مـهـم تـریـن امـر بـنـابـرایـن تـغـیـیـر دادن ادراک آدمـیـان بـود، و وقـتـی کـه در ایـن نـقـطـه زمـانـی بـه نـظـرم رسـیـد ادبـیـات بـهـتـریـن وسـیـلـۀ ایـجـاد یـک چـنـیـن تـغـیـیـری بـود، تـصـمـیـم گـرفـتـم یـک جـنـبـش ادبـی آغـاز کـنـم19 پـس از آن کـه او تـجـربـه کـرد، و فـهـمـیـد کـه خـلـق چـیـن سـرکـوب مـی گـردیـدنـد، و اجـازۀ سـرکـوبـی خـود را مـی دادنـد، دانـش طـب را فـدای ادبـیـات و تـدریـس سـاخـت، زیـرا آن چـه درحـقـیـقـت در جـامـعـۀ چـیـن عـمـدةً نـیـازش حـس مـی شـد، تـنـویـر، تـحـریـک و تـبـلـیـغـات بـود.

لـو سـیـون در 1909 بـه چـیـن بـازگـشـت تـا بـه عـنـوان نـویـسـنـده و مـتـرجـم بـه فـعـالـیـت بـه پـردازد. و ایـن کـار بـه هـیـچ وجـه سـاده و بـی دردسـر نـبـود. کـوشـش هـای زیـادی ازجـانـب بـدخـواهـان بـرای لـکـه دار سـاخـتـن او، ایـذاء هـا و تـهـدیـداتـش صـورت گـرفـت، امـا بـی آن کـه خـلـلـی در ارادۀ آهـنـیـنـش در پـیـشـروی در راه مـخـاطـره آمـیـز انـقـلاب وارد آیـد. چـنـان کـه مـائـو در مـقـالـۀ » دربـاره دمـوکـراسـی نـویـن» ذکـر کـرده اسـت: » لـو سـیـون مـردی اسـت کـه اسـتـخـوانـش از هـمـه مـحـکـمـتـر اسـت و عـاری از هـیـچ بـنـده واری و تـمـلـق مـیـبـاشـد، و ایـن بـرای خـلـقـهـای مـسـتـعـمـرات و نـیـمـه مـسـتـعـمـرات صـفـت فـوق الـعـاده ذیـقـیـمـتـی اسـت20 ایـن حـقـیـقـتـی اسـت کـه لـو سـیـون ازحـیـث تـمـامـیـت اخـلاقـی و سـازش نـاپـذیـری بـر سـر اصـول در مـیـان شـخـصـیـت هـای فـرهـنـگـی چـیـن نـمـونـه بـود. چـن(Chen) نـام، از تـروتـسـکــیـسـت هـای چـیـنـی کـه بـه دنـبـال شـکـسـت قـیـام انـقـلابـی در چـیـن در 1927 پـدیـدار گـردیـده، در 1929 تـشـکـیـل گـروه کـوچـکـی را دادنـد، و از جـانـب کـمـونـیـسـت هـا بـه فـعـالـیـت ضـدانـقـلابـی و جـاسـوسـی مـتـهـم گـردیـدنـد ضـمـن نـامـه ای مـورخ 3 ژوئـن 1936 بـه لـو سـیـون نـوشـت: » مـن بـیـش از ده سـال دانـش، نـویـسـنـدگـی و تـمـامـیـت اخـلاقـی شـمـا را سـتـوده ام. زیـرا درحـالـی کـه مـتـفـکـریـن بـسـیـاری در بـاتـلاق انـدویـدو آلـیـسـتـی[ فـرد گـرایـانـه] سـقـوط کـرده انـد، تـنـهـا شـمـا مـبـارزه را بـدون دسـت کـشـیـدن از بـیـان نـقـطـه نـظـرات تـان ادامـه داده ایـد. مـا از پـی بـردن بـه انـتـقـاد شـمـا از نـظـرات مـان مـفـتـخـر خـواهـیـم شـد21 لـو سـیـون اعـتـنـایـی بـه حـمـلات کـوتـه نـظـرانـه و فـرومـایـگـی بـد سـیـرتـان نـسـبـت بـه او نـداشـت:

» ابـروان را بـالا مـی کـشـم، و دربـرابـر آن هـزارانـی کـه انـگـشـت خـود را بـسـوی مـن نـشـانـه رفـتـه انـد، بـی اعـتـنـاء مـی ایـسـتـم22

او در مـقـام نـویـسـنـده، یـعـنـی وجـدان جـامـعـه، ادبـیـات را هـمـزمـان بـه مـثـابـۀ وسـیـلـه ای بـرای آمـوزش و راهـنـمـایـی خـلـق سـرکـوب و اسـتـثـمـار و تـحـقـیـر شـده و سـلاحـی بـرای هـدف گـیـری و حـمـلـه بـه دشـمـنـان خـلـق از هـر رنـگ و در هـر لـبـاس بـه کـاربـسـت. و ادبـیـاتـی کـه بـدان تـوسـل جـسـت، ادبـیـات پـرولـتـاریـایـی بـود، کـه آن را چـنـیـن تـعـریـف کـرده: » ادبـیـات پـرولـتـاریـایـی جـزیـی اسـاسـی از مـبـارزۀ آزادی بـخـش پـرولـتـاریـا اسـت، و آن هـمـآهـنـگ بـا قـدرت پـرولـتـاریـا در جـامـعـه رشـد مـی کـنـد23

لـو سـیـون بـه جـنـبـۀ سـیـاسـی ادبـیـات و ظـرفـیـت کـاربـردی آن در تـحـولات جـامـعـه اش، حـتـی بـه صـورت ابـزار تـبـلـیـغ سـیـاسـی ایـدئـولـوژیـک( آپـتُـن بـیـل سـیـنـکــلـیـر، کـهـتـر(Upton Beall Sinclair Jr.)( 1968- 1878)، نـویـسـنـدۀ سـوسـیـالـیـسـت، مـی گـفـت: » هـمـۀ ادبـیـات تـبـلـیـغـات اسـت.»)، الـویـت بـخـشـیـده، جـنـبـۀ هـنـری را تـحـت الـشـعـاع قـرار داده بـود، چـنـان کـه در مـقـدمـه اش بـر نـخـسـتـیـن مـجـمـوعـۀ نـوول خـود، فـریـاد، خـاطـرنـشـان سـاخـتـه اسـت: » واضـح اسـت کـه روایـات مـن بـه حـد نـازلـی مـی تـوانـنـد آثـار هـنـری بـه نـظـر رسـنـدهـمـان گـونـه کـه بـرای او پـیـکـار عـمـلـی بـر پـیـکـار ادبـی بـه طـور امـری مـسـلـم بـرتـری داشـت: » یـک شـعـر نـمـی تـوانـد یـک ژنـرال را بـه رمـانـد، امـا یـک گـلـولـۀ تـوپ مـی تـوانـد24 لـحـن لـو سـیـون در نـوشـتـه هـایـش نـیـز اغـلـب جـسـورانـه، تـحـریـک آمـیـز و شـدیـد اسـت. زبـان ادبـی لـو سـیـون را مـی تـوان بـا هـمـان اصـطـلاحـی مـشـخـص سـاخـت، کـه اسـپـن لـیـنـگـه هـاواردس هُـلـم(Espen Linge Haavardsholm) (و. 1945)، نـویـسـنـده، زبـان شـعـر خـلـقـی را بـا آن مـشـخـص سـاخـتـه اسـت: » زبـان قـدرت » (Maktspråk)، و در تـوضـیـح آن نـوشـتـه: » شـعـر یـک خـلـق بـایـد شـعـری بـاشـد، کـه از نـو زبـان را بـه صـورت وسـیـلـه ای بـرای اشـتـراک، خـبـر، هـمـبـسـتـگـی و قـیـام آزاد سـازد25

لـو سـیـون دارای اسـتـنـبـاط رمـانـتـیـک از انـقـلاب نـبـود، بـلـکـه آن را واقـعـیـتـی خـشـن مـی انـگـاشـت، کـه نـمـی تـوان بـا دسـتـکـش ابـریـشـمـی بـه مـقـابـلـه اش رفـت: » یـک انـقـلاب واقـعـه ای دردنـاک آغـشـتـه بـه خـون و آلـودگـی اسـت. بـرخـلاف تـصـور شـاعـران آن زیـبـا و جـذاب نـیـسـت. یـک انـقـلاب امـری کـامـلاً زمـیـنـی اسـت، کـه تـکـالـیـف نـاخـوشـآیـنـد و دشـوار بـسـیـاری را بـه هـمـراه خـود مـی آورد. آن چـنـان کـه شـاعـران تـصـور مـی کـنـنـد رمـانـتـیـک نـیـسـت26 لـو سـیـون انـقـلاب را مـارش تـوقـف نـاپـذیـر تـاریـخ بـشـریـت بـه پـیـش تـلـقـی مـی نـمـود، و می گـفـت: » انـقـلاب را نـمـی تـوان بـا در مـعـرض تـمـاشـا گـذاردن سـرهـای بُـریـده از حـرکـت بـازداشـت27 انـقـلاب از نـقـطـه نـظـر او سـرشـتـه بـود بـا خـشـونـت، و » خـشـونـت قـابـلـۀ هـر جـامـعـۀ قـدیـم اسـت، کـه حـامـلـۀ جـامـعـه ای نـو مـی بـاشـد28 انـقـلاب پـدیـده ای خُـرد کـنـنـده و تـخـریـبـگـر و هـمـزمـان سـازنـده اسـت: هـر آن چـه را کـه پـوسـیـده و کـهـنـه اسـت، بـه ویـرانـی مـی کـشـد، و بـر روی ایـن ویـرانـه آیـنـده را بـنـا مـی کـنـد؛ اقـلـیـم انـسـان هـای فـعـال و خـلاق، کـه از آن هـا بـه قـدر اسـتـعـدادشـان خـوا سـتـه مـی شـود، و بـه آن هـا بـه قـدر احـتـیـاج شـان داده مـی شـود. اسـتـنـبـاط رمـانـتـیـک از انـقـلاب نـمـونـۀ سـوسـیـالـیـسـت نـمـایـان بـدون ارتـبـاط مـلـمـوس بـا واقـعـیـت عـیـنی و مـسـتـغــرق در ذهـنـیــت

گـرایـی بـود، کـه در هـمـان نـخـسـتـیــن اصـطـکـاک بـا واقـعـیـت عـیـنـی و تـجـربـۀ مـبـارزۀ بـی تـرحـم آمـیـخـتـه بـه خـون و عـرق و آلـودگـی تـصـورات و خـیـالات شـاعـرانـه شـان را تـرک مـی گـفـتـنـد، و از هـرچـه انـقـلاب و سـوسـیـالـیـسـم و تـوده رَم مـی کـردنـد! از زبـان لـو سـیـون بـشـنـویـم: » بـه نـظـر مـن نـویـسـنـدگـان » دسـت چـپـی» امـروز خـیـلـی سـاده بـه نـویـسـنـدگـان » دسـت راسـتـی» تـبـدیـل مـی شـونـد. چـرا؟ اولاً دسـت چـپـی بـودن یـا تـعـلـق بـه » چـپ افـراطـی» داشـتـن کـار سـاده ای اسـت بـرای کـسـی کـه خـود را در چـهـار دیـواری خـانـه مـحـبـوس سـازد و در ارتـبـاط بـا مـنـازعـات اجـتـمـاعـی واقـعـی قـرار نـداشـتـه بـاشـد. ولـی در لـحـظـه ای کـه بـا واقـعـیـت بـرخـورد مـی شـود ایـن ایـده هـا هـیـچ مـی شـونـد. کـار سـاده ای اسـت بـافـتـن تـئـوری هـای انـقـلابـی گـزافـی در پـشـت درهـای بـسـتـه، و سـاده تـر از آن » رفـتـن بـه راسـت » اسـت. بـه ایـن قـمـاش کـسـان در غـرب » سـوسـیـالـیـسـت هـای سـالـنـی» مـی گـویـنـد. یـک سـالـن اتـاق نـشـیـمـن اسـت، و نـشـسـتـن در یـک سـالـن و بـحـث از سـو سـیـالـیـسـم کـردن بـدون قـصـد بـه عـمـل درآوردن حـرف بـسـیـار مـدرن و تـصـفـیـه شـده اسـت. خـاصـه ایـن نـوع سـوسـیـالـیـسـت هـا غـیـرقـابـل اعـتـمـادنـد29

لـو سـیـون واقـف بـود کـه رفُـرم هـا تـنـهـا درصـورتـی مـی تـوانـسـتـنـد مـؤثـر و سـازنـده بـاشـنـد، کـه جـامـعـه تـحـت یـک تـغـیـیـر و تـحـول انـقـلابـی قـرارگـیـرد. در دیـدۀ لـو سـیـون تـضـادی بـیـن رفُـرم و انـقـلاب وجـود نـداشـت. او بـر ایـن بـود کـه تـنـهـا راه خـروج از فـلاکـت سـیـاسـی، اجـتـمـاعـی، فـرهـنـگـی و خـانـوادگـی دگـرگـونـی بـنـیـادیـن جـامـعـه اسـت. ابـتـداء ازطـریـق انـقـلاب تـکـویـن و شـکـوفـایـی فـرهـنـگ خـلـقـی، کـه او خـود از سـخـنـگـویـان پـرحـرارتـش بـود، مـی تـوانـسـت مـیـسـر بـاشـد.

ایـن دائـرۀ دانـشـگـاهـی رادیـکـال چـن تـوسـیـو(Chʼen Tu-hsiu)( 1942- 1878)، بـنـیـان گـذار نـشـریـۀ ادبـی Hsin Chʼing nien( جـوانـان نـو)- کـه مـهـم تـریـن ارگـان » جـنـبـش 4 مـه «( شـرحـش جـلـوتـر خـواهـد آمـد) بـوده، در 1920 کـلـکـتـیـوِ مـدیـریـتـش بـه دو جـنـاح کـمـونـیـسـتی و لـیـبـرال مـشـتـق شـد 30 بـود کـه لـو سـیـون را جـهـت هـمـکـاری بـا نـشـریـه مـتـقـاعـد سـاخـت، و در مـه 1918 نـخـسـتـیـن نـوول او بـا عـنـوانKuang-jen jih-chi ( خـاطـرات یک دیـوانـه) – کـه عـنـوان و فُـرم آن مـسـلـمـاً از اثـری از نـیـکـلای واسـیـلـیـویـچ گـوگـول(Nikolaj Vasilivich Gogol)( 52- 1809) تـحـت عـنـوان یـادداشـت هـای روزانـۀ یـک دیـوانـه( 1835) بـه عـاریـت گـرفـتـه شـده بـود بـه زبـان مـحـاورۀ روزمـره ای پـای هـوا(Pai-hua) را مـنـتـشـر سـاخـت، و ایـن زبـان نـیـز از 1918 بـه تـنـهـا زبـان مـطـالـب مـنـتـشـرۀ آن نـشـریـه تـبـدیـل شـد. ایـن نـوول اسـتـادانـۀ لـو سـیـون ازحـیـث فـنّی و زبـانـی مـشـخـص سـازنـدۀ طـلـوع ادبـیـات زبـان مـحـاوره ای بـود. لـو سـیـون دراثـر دلـگـرمـی از مـوفـقـیـت ایـن نـخـسـتـیـن اثـر مـنـتـشـره اش بـه نـگـارش نـوول هـای دیـگـری پـرداخـت، کـه بـعـد در مـجـمـوعـۀ فـریـاد گـرد آمـدنـد. یـکـی از مـهـم تـریـن آن هـا نـیـز تـوان گـفـت نـوول Ku-hsiang (زادگـاه) مـی بـاشـد، کـه در آن لـو سـیـون بـا هـمـدردی انـسـانـی، امـا نـه احـسـاسـاتـی بـودن، تـوصـیـف مـی کـنـد او چـگـونـه بـه هـنـگـام دیـدار از زادگـاهـش رفـیـقـی سـابـقـاً بـی پـرده و سـرزنـده از دوره هـای کـودکـی و جـوانی را می یـابـد، کـه در اثـر زحـمـت فـرسـایـنـده، مـالـیـات هـای غـیـرمـعـقـولانـه و

سـتـمـدیـدگـی بـه طـور کـامـل تـغـیـیـریـافـتـه اسـت.

داسـتـان سـیـاسـی تـمـثـیـلـی A Q Cheng-chaun( روایـت حـقـیـقـی دربـارۀ آ کـیـو) شـنـاخـتـه شـده تـریـن اثـر لـو سـیـون در خـارج از چـیـن مـی بـاشـد. او درایـن نـوول تـصـویـر سـازش نـاپـذیـری از چـیـن فـئـودالـی، اخـلاق و ایـده هـای آن را بـه دسـت مـی دهـد. آ کـیـو بـه عـقـیـدۀ لـو سـیـون بـرخـی از نـاخـوشـآیـنـدتـریـن وجـوه شـخـصـیـت چـیـنـیـان را مـی نـمـایـانـد. آ کـیـو خـود را دربـرابـر بـالا دسـتـانـش حـقـیـر مـی سـازد، و در عـوض آنـانـی را کـه ضـعـیـف تـر از خـود اویـنـد لـگـدمـال مـی کـنـد. وی از اعـمـالـش در انـقـلاب لاف مـی زنـد، و نـیـروهـای انـقـلابـی و مـقـامـات مـحـلـی بـه جـرم یـک جـنـایـت سـاخـتـگـی بـه مـرگ مـحـکـومـش مـی سـازنـد. ایـن نـوول لـو سـیـون بـه زبـان پـای هـوا اولـیـن گـام در ادبـیـات چـیـن و انـقـلاب فـرهـنـگـی در راسـتـای ایـجـاد رفُـرم در زبـان و حـذف زبـان ادبـی کـلاسـیـک و غـیـرقـابـل خـوانـدن بـه شـمـارمـی رفـت.

لـو سـیـون ادیـبـی پـرکـار و مـولـد بـود. از او 16 جـلـد حـاوی مـقـالات و رسـالات پـلـمـیـکـی حـول مـسـائـل مـورد مـنـازعـه انـتـشـار یـافـتـه اسـت. ایـن مـجـلـدات را درمـجـمـوع » دائـرة الـمـعـارفـی دربـارۀ چـیـن و مـسـائـل آن طـی سـال هـای 1936- 1918″ بـه شـمـارآورده انـد. اثـر عـلـمـی مـهـم لـو سـیـون حـاصـل کـار بـاشـمـول او درزمـیـنـۀ تـکـامـل ادبـیـات عـامـیـانـۀ چـیـن مـی بـاشـد. او بـه نـظـر خـود بـا مـجـمـوعـۀ نـوولـش بـا عـنـوانPʼang-huang ( تـردیـد)( 1926) خـویـشـتـن را از نـفـوذ غـربـی رهـا سـاخـتـه اسـت.

لـو سـیـون جـایـی دلـیـل خـود بـرای نـوول نـویـسـی را چـنـیـن تـوضـیـح داده اسـت: » مـن احـسـاس مـی کـردم (…) کـه بـرای تـنـویـر خـلـقـم مـی بـایـد بـه نـویـسـم، از زنـدگـی مـردم بـه نـویـسـم، و از نـیـاز به بـهـسـازی امـکـانـاتـش. (…) مـن اکـثـر پـرسـونـاژهـایـم را از مـیـان تـیـره بـخـتـان جـامـعـۀ غـیـرعـادی و بـی قـاعـدۀ مـان بـرگـزیـده ام، زیـرا مـایـل بـودم بـعـضـی پـلـیـدی هـا را افـشـاء کـنـم، تـوجـه هـا را بـه آن مـعـطـوف سـازم، و در ازبـیـن بـردن شـان سـهـیـم گـردمو جـایـی دیـگـر نـوشـتـه اسـت: » مـن مـی خـواهـم بـر جـامـعـه تـأثـیـر بـه گـذارم، و از نـثـر بـه گـونـۀ ابـزار کـار اسـتـفـاده کـنـم

بـخـش اعـظـم تـولـیـد ادبـی لـو سـیـون را مـقـالات و رسـالات تـشـکـیـل مـی دهـنـد، کـه او آن هـا را بـه صـورت وسـیـلـه بـرای نـفـوذ مـسـتـقـیـم در مـبـاحـث جـاری و در وقـایـع جـاری بـه کـارمـی گـرفـت. او در آن هـا درواقـع بـا هـر مـوضـوعـی کـه ارزشـش را داشـت، مـشـغـول بـود، ازقـبـیـل اخـلاق و خـرافـات فـئـودالـی، کـنـفـوسـیـوس، تـعـصـبـات و پـیـش داوری هـای حـاکـم، سـرکـوبـی زنـان، تـعـقـیـب و ایـذاء نـویـسـنـدگـان چـپ، رُل ادبـیـات در قـبـل، تـحـت و پـس از انـقـلاب. حـتـی تـرجـمـه هـای او هـدف تـأثـیـرگـذاری در تـسـریـع تـکـامـل مـتـرقـیـانـه و انـقـلابـی چـیـن را دنـبـال مـی نـمـود. و ازجـمـلـۀ تـرجـمـات او از زبـان هـای خـارجـی بـه چـیـنـی بـودنـد: آثـاری از مـنـتـقـدیـن جـئـورجـی والـنـتـیـنـوویـچ پـلـخـانُـف(Georgi Valentinovich Plekhanov)( 1918- 1856)، آنـاتـولـی واسـیـلـیـویـچ لـونـاچـارسـکـی(Anatolij Vasiljevich Lunatjarskij)( 1933- 1857) – رمـان هـزیـمـت (1927)، اثـر آلـکـسـانـدر آلـکـسـانـدرویـچ فـادیـف(Alexandr Alexandrevich Fadejev)( 56- 1901)

رمـان سـیـمـان( 1925)، اثـر فـئـودور گـلـدکـوف(Fjodor Gladkov)( 1954- 1883) – رمـان نـفـوس مُـرده( 1842)، اثـر کـلاسـیـک گـوگـول.

لـو سـیـون در اوقـاتـی مـدیـریـت نـشـریـاتـی را عـهـده دار، و نـگـارنـده در نـشـریـاتـی بـود. او از جـمـلـه بـه اتـفـاق بـرادرش چـو تـسـویـن(Chou Tso-jen) هـفـتـه نـامـۀ Yu ssu( یـو سـو) را از 1924 تـا 1927 در پـکـن انـتـشـار مـی دادنـد، کـه غـدقـن گـشـت، و بـعـد آن را در شـانـگـهـای مـنـتـشـر مـی سـاخـتـنـد. هـفـتـه نـامـه از 1928 تـا 1931 بـه وسـیـلـۀ نـویـسـنـدۀ انـقـلابـی جـو شـی(Jou Shih) انـتـشـار داده مـی شـد. ایـن هـفـتـه نـامـه درراه اصـول فـرمـولـه شـده ازجـانـب » جـنـبـش 4 مـه » مـبـارزه مـی نـمـود، و در مـشـاجـرات قـلـمـی اش بـه رادیـکـال هـای راسـت و رادیـکـال هـای چـپ، هـر دو، بـه سـبـب رادیـکـالـیـسـم شـان حـمـلـه مـی نـمـود. لـو سـیـون درمـورد رادیـکــالـیـسـم راسـت و رادیـکـالـیـسـم چـپ اخـطـار مـی نـمـود، و مـن جـمـلـه از ادیـبـانـی بـود کـه بـه چـن یـوآن(Chen Yuan)، مـدیـر دسـت راسـتـی رادیـکـال هـفـتـه نـامـۀ Hsien Tai ping-lun( نـقـد فـعـلـی)، مـنـتـشـره از 1924 تـا 1928 در پـکـن، شـدیـداً حـمـلـۀ قـلـمـی مـی کـرد.

لـو سـیـون در تـأسـیـس اتّـحـادیـۀ نـویـسـنـدگـان چـپ(Tso-i tso-chia lien-meng) در سـال 1930 در شـانـگـهـای سـهـیـم بـوده، رُلـی مـهـم در آن ایـفـاء نـمـود. اتـحـادیـه کـه بـه آن در جـای دیـگـری نـیـز بـازخـواهـیـم گـشـت دربـرگـیـرنـدۀ گـروه هـای ادبـی چـپـی چـنـدی بـوده، تـا سـال 1936 سـازمـان فـرهـنـگـی عـمـدۀ حـزب کـمـونـیـسـت چـیـن مـحـسـوب مـی گـردیـد.

یـک رویـداد بـا اهـمـیـت تـعـیـیـن کـنـنـده در جـبـهـه هـای فـرهـنـگـی و سـیـاسـی در چـیـن طـی دورۀ فـعـالـیـت ادبـی لـو سـیـون انـقـلاب فـرهـنـگـی دانـشـگـاهـیـان و دانـشـجـویـان در 1919 بـود:

در 3 مـه سـال مـزبـور دانـشـجـویـان سـیـزده دانـشـکـده و انـسـتـیـتــوهـای دانـشـگـاه پـکـن در دا نـشـکـدۀ فـلـسـفـه بـه مـنـظـور تـرتـیـب دادن یـک تـظـاهـرات بـزرگ بـرای فـردای آن روز گـرد مـی آیـنـد. اعـضـاء و طـرف داران چـنـد گـروه کـوچـک انـقـلابـی، لـیـبـرالـی یـا آنـارشـیـسـتـی تـشـکـیـل یـافـتـه در سـال هـای اخـیـر در دانـشـگـاه نـقـش بـزرگـی در وقـایـعـی کـه در مـاه هـای مـه و ژوئـن رخ مـی دهـنـد، ایـفـاء مـی نـمـایـنـد.

بـعـد از ظـهـر 4 مـه تـظـاهـرات از تـیـن آن بـن(Tin An-Ben)( دروازۀ صـلـح آسـمـانـی) آغـاز مـی گـردد. کـارمـنـدی جـزو وزارت آمـوزش بـه دانـشـجـویـان انـدرز داده، از آنـان خـواسـتـار مـتـفـرق گـردیـدن مـی شـود. دانـشـجـویـان سـربـازمـی زنـنـد. تـظـاهـرات بـه حـرکـت درمـی آیـد. پـلـیـس وحـشـیـانـه دخـالـت مـی نـمـایـد. بـسـیـاری دسـتـگـیـر و مـجـروح مـی گـردنـد. یـکـی از مـجـروحـیـن سـه روز بـعـد درمـی گـذرد. اسـتـادان و نـاظـمـان دانـشـکـده هـا بـه طـرف داری از دانـشـجـویـان مـبـادرت مـی ورزنـد. وزیـر آمـوزش و ریـیـس دانـشـگـاه پـکـن مـجـبـور از اسـتـعـفـاء، و در 7 مـه مـقـامـات وادار از آزاد سـاخـتـن دانـشـجـویـان بـازداشـتـی مـی گـردنـد.

ولـفـگـانـگ فـرانـک(Wolfgang Franke) مـی نـویـسـد: » رویـدادهـای 4 مـه پـیـش درآمـد یـک جـنـبـش مـلـی بـودنـد، کـه اکـثـر شـهـرهـای بـزرگ چـیـن را فـراگـرفـتـنـداعـتـصـاب دانـشـگـاهـی از پـکـن بـه نـان کـیـنـگ(Nanking)، شـانـگـهـای و تــیـن تـسـیـن تــوسـعـه مـی یـابـد. 27 مـه دانـشـجـویـان

هـیـأتـی از دانـشـگـاه جـهـت تـمـاس بـا کـارگـران کـارخـانـه هـا و پـیـشـه وران خُـرد اعـزام مـی دارنـد. 3 ژوئـن در شـانـگـهـای کـارگـران و پـیـشـه وران بـه دانـشـجـویـان مـلـحـق مـی گـردنـد. جـنـبـش 4 مـه تـبـدیـل بـه یـک جـنـبـش انـقـلابـی مـی گـردد، کـه سـرتـاسـر کـشـور را فـرامـی گـیـرد.

5 مـه در شـانـگـهـای اعـتـصـاب عـمـومـی اعـلان مـی گـردد. 140000 اعـتـصـابـی شـهـری بـا جـمـعـیـت 1500000 نـفـر و بـا » خـارجـیـان صـاحـب امـتـیـاز» آن را فـلـج مـی سـازنـد. دولـت سـاقـط مـی گـردد، و اولـیـن اقـدام دولـت جـدیـد بـرآوردن نـخـسـتـیـن مـطـالـبـۀ دانـشـجـویـان و اعـتـصـابـیـون اسـت: دولـت از امـضـاء پـیـمـان ورسـای(Versailles) – مـنـعـقـده بـیـن آلـمـان شـکـسـت خـورده و قـدرت هـای مـتـفـق در 1919 –، کـه بـا وابـسـتـه گـردانـده شـدن چـیـن دسـت و پـا بـسـتـه بـه ژاپـن و قـدرت هـای امـپـریـالـیـسـتی مـوافـقـت نـمـوده، سـربـاز مـی زنـد. امـا دانـشـجـویـان مـطـالـبـات دیـگـری نـیـز بـه پـیـش کـشـیـده انـد. آن هـا خـواسـتـارنـد کـه مـحـافـظـه کـاران مـسـلـط بـر دانـشـگـاه هـا بـرکـنـار گـردنـد، و در سـیـسـتـم آمـوزشـی سـنـتـی رفُـرم بـه عـمـل آیـد. آنـان خـواسـتـارنـد کـه زبـان نـوشـتـاری پـیـچـیـدۀ چـیـنـی جـایـش را بـه زبـانـی قـابـل فـهـم و آسـان بـرای فـراگـیـری مـردم بـه سـپـارد. آن هـا خـواسـتـار تـغـیـیـر فـرهـنـگ چـیـن انـد.

مـائـو در مـقـالـۀ کـوتـاهـی تـحـت عـنـوان » جـنـبـش 4 مـه «( 1939) نـوشـتـه اسـت: » جـنـبـش 4 مـه کـه بـیـسـت سـال پـیـش گـسـتـرش یـافـت، نـشـان داد کـه انـقـلاب بـورژوادمـوکـراتـیـک ضـدامـپـریـالـیـسـتـی و ضـد فـئـودالـی چـیـن در تـکـامـل خـود بـه مـرحـلـه نـویـنـی رسـیـده اسـت. جـنـبـش 4 مـه بـمـنـزلـه جـنـبـشـی اصـلاحـات فـرهـنـگـی فـقـط یـکـی از اشـکـال تـظـاهـر انـقـلاب بـورژوادمـوکـراتـیـک ضـد امـپـریـالـیـسـتـی و ضـد فـئـودالـی چـیـن بـود. دراثـر رشـد و تـکـامـل نـیـروهـای اجـتـمـاعـی نـویـن در آن دوران، اردوگـاهـی نـیـرومـنـد طـی انـقـلاب بـورژوادمـوکـراتـیـک ضـد امـپـریـالـیـسـتـی و ضـد فـئـودالـی چـیـن بـوجـود آمـد اردوگـاهـی مـرکـب از طـبـقـه کـارگـر و تـوده هـای دانـشـجـویـان و بـورژوازی مـلـی نـورسـتـه چـیـن. و در دوره جـنـبـش 4 مـه صـدهـا هـزار دانـشـجـو قـهـرمـانـانـه در صـفـوف اول جـنـبـش قـرار داشـتـنـد. از ایـن لـحـاظ جـنـبـش 4 مـه نـسـبـت بـه انـقـلاب 1911 قـدمـی بـه پـیـش بـود.

انـقـلاب بـورژوادمـوکـراتـیـک چـیـن اگـر آنـرا از دوران تـدارکـش درنـظـر بـگـیـریـم، در پـروسـه تـکـامـل خـود از مـراحـل مـتـعــددی نـظـیـر جـنـگ تـریـاک، جـنـگ تـای پـیـن، جـنـگ چـیـن و ژاپـن در 1894، نـهـضـت رفـرمـیـسـتـی 1897، جـنـبـش ای هـه تـوان، انـقـلاب 1911، جـنـبـش 4 مـه، لـشـگـرکـشـی بـشـمـال، جـنـگ ارضـی گـذشـتـه اسـت.

در جـنـبـش انـقـلاب دمـوکـراتـیـک چـیـن ایـن روشـنـفـکـران بـودنـد کـه زودتـر از دیـگـران آگـاهـی یـافـتـنـد. ایـن نـکـتـه در انـقـلاب 1911 و هـمـچـنـیـن در جـنـبـش 4 مـه آشـکـارا نـمـایـان شـد، بـا ایـن تـفـاوت کـه در دوره جـنـبـش 4 مـه تـعـداد روشـنـفـکـران و آگـاهـی آنـان بـیـشـتـر از دوره انـقـلاب 1911 بـود. ولـی اگـر روشـنـفـکـران بـه تـوده هـای کـارگـر و دهـقـان نـپـیـونـدنـد، هـیـچ کـاری از دسـتـشـان سـاخـتـه نـمــیـشـود. در تـحـلــیـل نـهـایـی خـط فـاصـل بـیـن روشـنـفـکــران انـقـلابـی یـا غـیـرانـقـلابـی و یـا ضـد انـقـلابـی ایـنـسـت کـه آیـا آنـهـا مـایـلـنـد بـا تـوده هـای کـارگـران و دهـقـانـان درآمـیـزنـد و آیـا بـدان عـمـل مـیـکـنـنـد یـا نـه. در تـحـلـیـل نـهـایـی خـط فـاصـل بـیـن آنـهـا فـقـط هـمـیـن اسـت، نـه در سـخـن پـردازی بـر سـر سـه اصـل خـلـق[31] و یـا مـارکـسـیـسـم. انـقـلابـیـون واقـعـی حـتـمـاً مـایـلـنـد بـا تـوده هـای کـارگـر و دهـقـان درآمـیـزنـد و نـیـز بـدان عـمـل مـیـکـنـنـد32

ضـعـف جـنـبـش 4 مـه ایـن بـود کـه تـنـهـا روشـنـفـکـران را دربـرمـی گـرفـت، بـاوجـود ایـن کـه جـنـبـش نـوعـی جـبـهـۀ مـتـحـد بـود، و سـپـس یـک پـایـۀ وسـیـع تـر یـافـت. در ایـن بـاره مـائـو در مـقـالـۀ » دربـاره دمـوکـراسـی نـویـن» نـوشـتـه اسـت: » انـقـلاب فـرهـنـگـی جـنـبـش 4 مـه جـنـبـشـی اسـت کـه از ریـشـه بـا فـرهـنـگ فـئـودالـی مـتـضـاد اسـت، و چـیـن در سـراسـر تـاریـخ خـویـش چـنـیـن انـقـلاب فـرهـنـگـی بـزرگ و پـیـگـیـری بـخـود نـدیـده اسـت. بـا بـرافـراشـتـن دو پـرچـم بـزرگ مـبـارزه عـلـیـه اخـلاق کـهـنـه و تـوصـیـه اخـلاق نـو، مـبـارزه عـلـیـه ادبـیـات کـهـنـه و تـوصـیـه ادبـیـات نـو انـقـلاب فـرهـنـگـی وقـت سـهـم بـسـزائـی ادا کـرده اسـت. مـعـذلـک در آن زمـان ایـن جـنـبـش فـرهـنـگـی هـنـوز امـکـان نـداشـت کـه در مـیـان تـوده هـای کـارگـران و دهـقـانـان گـسـتـرش یـابـد. درسـت اسـت کـه ایـن جـنـبـش شـعـار » ادبـیـات بـزرگ بـرای مـردم عـادی» را داد ولـی مـنـظـور از » مـردم عـادی» در آن زمـان درواقـع کـسـی جـز روشـنـفـکـران خُـرده بـورژوازی شـهـری و بـورژ وازی یـعـنـی بـاصـطـلاح روشـنـفـکـران شـهـری نـبـود. جـنـبـش 4 مـه ازلـحـاظ ایـدئـولـوژی و کـادرهـا تـأسـیـس حـزب کـمـونـیـسـت چـیـن در 1921 و هـمـچـنـیـن جـنـبـش 30 مـه و لـشـگـرکـشـی بـشـمـال را تـدارک دیـد. در آن زمـان روشـنـفـکـران بـورژوازی جـنـاح راسـت جـنـبـش 4 مـه را تـشـکـیـل مـیـدادنـد، و در دوره دوم اکـثـریـت آنـهـا بـا دشـمـن سـازش کـردنـد و بـه ارتـجـاع پـیـوسـتـنـد33

واضـح بـود کـه فـرهـنـگ نـویـن، دمـوکـراتـیـک مـورد مـطـالـبـۀ انـقـلابـیـون مـی بـایـد در خـدمـت تـوده هـای کـارگـر و دهـقـانـان تـشـکـیـل دهـنـدۀ 90 درصـد جـمـعـیـت چـیـن قـرار داشـتـه بـاشـد. نـیـل بـه ایـن هـدف در گـرو ایـجـاد رفُـرم در زبـان نـوشـتـاری چـیـن بـود؛ بـه عـبـارت دیـگـر مـطـالـبـۀ یـک ادبـیـات بـرای مـردم عـادی، یـک زبـان بـرای مـردم عـادی. تـغـیـیـر فـرهـنـگ بـه مـنـزلـۀ تـغـیـیـر ادبـیـات و زبـان، بـه اجـراء گـذاشـتـن یـک » انـقـلاب در ادبـیـات» بـود. تـا بـه آن زمـان ادبـیـات، ادبـیـات بـرای عـدۀ قـلـیـلی بـود، ادبـیـاتـی نـوشـتـه شـده بـه زبـان نـوشـتـاری قـدیـم ون یـان(Wen-yan)، کـه لـو سـیـون دربـاره اش نـوشـت: » مـاهـیـت پـیـچـیـدۀ آن هـرگـز بـه فـرهـنـگ مـا اجـازۀ پـیـشـرفـت نـمـی دهـد. مـردم در فـرهـنـگ شـرکـت نـمـی کـنـنـد، و حـتـی فـلاکـت خـود را نـمـی فـهـمـنـد. مـن بـسـیـار عـلـیـه زبـان نـوشـتـاری قـدیـم چـیـنـی سـتـیـزیـده ام، و آن را بـه خـوبـی مـی شـنـاسـم. مـن بـا قـاطـعـیـت ادعـا مـی کـنـم، کـه یـک زبـان نـو قـادر بـه جـذب تـوده هـای مـردم عـقـب مـانـده خـواهـد بـود. بـه مـجـرد بـه اجـراء گـذاشـتـه شـدن زبـان نـو ثـمـراتـش را در ادبـیـات بـه بـارآورد. مـتـأسـفـانـه آن دراثـر تـدابـیـر سـیـاسـتـمـداران مـتـوقـف گـردیـد. شـایـد ایـن سـیـاسـتـمـداران بـیـم داشـتـنـد، کـه مـردم ازطـریـق آن فـهـمـیـده شـونـد و بـه تـوانـنـد آگـاهـی کـسـب کـرده، ادبـیـات را بـه صـورت سـلاح سـیـاسـی بـه کـاربـرنـد. شـایـد در ایـن مـورد حـق نـیـز داشـتـه بـاشـنـد. (…) بـه نـظـر مـن انـقـلاب ادبـی ضـرورةً بـایـد بـا انـقـلاب خـلـقـی وحـدت کـنـد و بـه هـمـراه آن بـه پـیـشـرفـت نـایـل آیـد34

دورۀ شـامـل 1919 تـا 1921 نـخـسـتـیـن دورۀ تـاریـخ انـقـلاب فـرهـنـگـی چـیـن بـود. مـشـخـصـۀ ایـن دوره هـمـانـنـد ادوار بـعـدیـن یـک نـوع » جـبـهـۀ مـتـحـد انـقـلاب فـرهـنـگـی» بـود. هـمـکـاری بـیـن طـبـقـات گـونـاگـون و کـم و بـیـش انـقـلابـی تـغـیـیـر مـاهـیـت داد. ازلـحـاظ سـیـاسـی دومـیـن دوره، از 1921 تـا 1927، تـصـادمـات خـشـونـت آمـیـز بـیـن تـظـاهـر کـنـنـدگـان چـیـنـی و پـلـیـس انـگـلـیـسـی و آمـریـکـای شـمـالـی را دربـرمـی گـرفـت. ایـن دوره بـا تـشـکـیـل حـزب کـمـونـیـسـت آغـاز و بـا کـشـتـار هـزاران کـمـونـیـسـت بـه دسـت نـیـروهـای چـیـانـگ کـای شـک در شـانـگـهـای در آوریـل 1927 خـاتـمـه یـافـت.

جـبـهـۀ مـتـحـد پـرولـتـاریـا، دهـقـانـان، خُـرده بـورژوازی شـهـری و بـورژوازی مـشـتـرکـاً یـک تـبـلـیـغـات ضـد امـپـریـالـیـسـتـی بـه پـیـش بـردنـد؛ مـشـتـرکـاً بـرضـد سـیـسـتـم آمـوزش فـئـودالـی، کـه مـبـتـنـی بـر آمـوزش نـوشـتـه هـای کـنـفـوسـیـوس بـود، مـبـارزه نـمـودنـد؛ مـشـتـرکـاً بـرعـلـیـه ادبـیـات قـدیـم، زبـان قـدیـم، زبـان ادبـیـات کـلاسـیـک مـوضـع گـرفـتـنـد.

مـهـم تـریـن نـمـایـنـدگـان ادبـیـات نـویـن و زبـان نـویـن بـودنـد: لـو سـیـون کـه بـا تـولـیـد حـجـیـمـی مـرکـب از نـوول هـا، مـقـالات و رسـالات ازلـحـاظ زبـانـی، سـبـکـی و مـحـتـوایـی سـهـمـش را در انـقـلابـی سـاخـتـن ادبـیـات اداء نـمـود. مـائـو دون(Mao Tun)( نـام واقـعـی: شـن دونـگ(Shen Deho-ng))( 1981- 1896)، نـویـسـنـده و نـاقـد فـرهـنـگـی، کـه 29 سـال پـس از درگـذشـت لـو سـیـون، تـحـت انـقـلاب فـرهـنـگـی پـرولـتـاریـایـی در 351966 وادار از اسـتـعـفـاء از مـقـام وزارت فـرهـنـگ گـردیـد. لائـو شـه(Lao She)( نـام واقـعـی: شـو کـوئـیـنگ چـون(Shu Quingchun))( 1966- 1899)، درامـاتـیـسـیـن و رمـان پـرداز. گـو مـوجـو(Guo Mo-jo)( 1978- 1892)، بـاسـتـان شـنـاس، نـویـسـنـده، شـاعـر، مـورخ و مـتـرجـم. مـوجـو در یـک روایـت از خـود تـحـت عـنـوان » مـعـبـر هـان کـو» (Han-ku) نـوشـت: » بـه عـوض صـحـبـت از تـائـو(Tao) و اخـلاق و فـرار بـه کـویـر گـوبـی (Gobi)، بـایـد بـه مـیـان خـلـق رفـت، و مـثـل دهـقـان کـار کـردمـوجـو بـا ایـن سـطـور درواقـع مـطـالـبـۀ انـقـلاب فـرهـنگـی پـرولـتـاریـایـی را پـیـش بـیـنـی مـی نـمـود.

لـو سـیـون کـه در 1918 نـخـسـتـیـن نـوول چـیـنـی، خـاطـرات یـک دیـوانـه، را بـه زبـان پـای هـوا نـوشـتـه بـود، بـی شـک یـکـی از بـااهـمـیـت تـریـن چـهـره هـای دوره و الـبـتـه هـمـچـنـیـن انـقـلاب فـر هـنـگـی درازمـدت در چـیـن بـود. ابـتـداء بـا نـثـر او بـود کـه زبـان خـلـقـی پـای هـوا تـا درجـه ای انـقـلابـی گـردیـد.

سـومـیـن دورۀ انـقـلاب فـرهـنـگـی از 1927 تـا 1937 را شـامـل مـی گـردیـد؛ دوره ای مـشـحـون از مـبـارزات شـدیـد سـیـاسـی، نـظـامـی و ادبـی.

هـمـکـاری بـیـن گـومـیـنـدان و حـزب کـمـونـیـسـت در 12 آوریـل 1927 یـک خـاتـمـۀ خـونـیـن یـافـت، و چـیـانـگ کـای شـک بـه اتـفـاق نـیـروهـای امـپـریـالـیـسـتـی یـک کـودتـای ضـد انـقـلابـی بـه عـمـل آورد. 21 اوت هـمـان سـال بـخـشـی از ارتـش گـومـیـنـدان خـود را مـسـتـقـل اعـلام نـمـوده، جـزیـی از ارتـش سـرخ آتـی را تـشـکـیـل داد.

در مــه 1928 مـائــو و ژنــرال چــو تــه(Chu Teh)( 1976- 1896) نـیـروهــای شـان را مـتـحـد

سـاخـتـنـد. ژاپـن بـه مـنـچـوری حـمـلـه ور شـد، و چـیـانـگ کـای شـک در فـاصـلـه زمـانـی 31- 1930 تـا 34- 1933 مـجـمـوعـاً پـنـج » لـشـکـرکـشـی انـعـدامـی» بـرضـد کـمـونـیـسـت هـا انـجـام داد. پـس از پـنـجـمـیـن لـشـکـرکـشـی چـیـانـگ کـای شـک، ارتـش سـرخ راه پـیـمـایـی بـزرگـش را از 1934 تـا 1935 بـه عـمـل آورد، و پـایـگـاه انـقـلابـی نـویـن در یـنـان(Yenan) بـرقـرار گـردیـد.

بـورژوازی بـزرگ چـیـن بـه طـور جـدّی بـه نـیـروهـای امـپـریـالـیـسـتـی مـلـحـق شـده بـود، و اکـنـون پـرولـتـاریـا، دهـقـانـان و بـخـشـی از خُـرده بـورژوازی، تـوأمـاً روشـنـفـکـران انـقـلابـی تـشـکـیـل دهـنـدگـان اردوگـاه انـقـلابـی بـودنـد.

مـائـو نـوشـتـه اسـت: » ایـن دوره ازطـرفـی شـاهـد عـمـلـیـات » مـحـاصـره و سـرکـوب» ازجـانـب ضـد انـقـلاب بـود و از طـرف دیـگـر شـاهـد نـفـوذ انـقـلاب در عـمـق. در ایـن مـوقـع دو نـوع » مـحـا صـره و سـرکـوب» ازجـانـب ضـد انـقـلاب وجـود داشـت: » یـکـی نـظـامـی و دیـگـری فـرهـنـگـی و هـمـچـنـان دو نـوع انـقـلاب در عـمـق: یـکـی روسـتـائـی و دیـگـری فـرهـنـگـی.»»36

چـنـد صـدهـزار کـمـونـیـسـت و دانـشـجـوی جـوان مـضـروب و مـصـدوم گـردیـدنـد. چـنـد مـیـلـیـون کـارگـر و دهـقـان مـورد ایـذاء سـبـعـانـه قـرار گـرفـتـنـد. امـا بـا تـمـام احـوال » سـرکـوب» نـظـامـی و فـرهـنـگـی مـرتـجـعـیـن بـا شـکـسـت روبـه رو گـشـت. حـتـی در مـنـاطـق گـومـیـنـدان، مـنـاطـقـی کـه کـتـب و نـشـریـات غـدقـن شـد، کـتـابـفـروشـی هـا بـسـتـه گـشـتـنـد، و نـویـسـنـدگـان تـعـقـیـب و کـشـتـه شـدنـد، مـآلاً تـلاش هـای ضـد فـرهـنـگـی گـومـیـنـدان شـکـسـت خـورد. در رابـطـه بـا تـعـقـیـب و قـتـل نـویـسـنـدگـان لـو سـیـون در مـقـالـه ای تـحـت عـنـوان » وضـعـیـت کـنـونـی هـنـر در چـیـن تـاریـک تـر از تـاریـک» – کـه در آوریـل 1931 بــرای نـشـریـۀ آمـریـکـایـی New Masses( نـیـو مـاسـس) بـه تـقـاضـای نـویـسـنـده اَگـنـس اسـمـدلـی(Agnes Smedley)(1950- 1894)، کـه از رهـگـذر رپـرتـاژهـایـش از جـنـگ داخـلـی چـیـن شـنـاخـتـه شـده، و بـا لـو سـیـون نـیـز آشـنـا بـوده، نـوشـتـه بـود بـه نـاپـدیـدی نـاگـهـانـی پـنـج نـویـسـنـدۀ دسـت چـپـی و بـالـمـآل اعـدام مـخـفـیـانـۀ آن هـا اشـاره نـمـوده اسـت. ایـن پـنـج نـویـسـنـده هـمـه اعـضـای اتّـحـادیـۀ نـویـسـنـدگـان چـپ و عـبـارت بـودنـد از: هـو یـه پـیـن(Hu Yeh-pin)، جـو شـی، فـنـگ کـنـگ(Feng Keng) (31- 1907)، یـیـن فـو(Yin Fu)( 1909- 1840)، لـی وی سـن(Li Wei-sen)، کـه در شـب بـیـن 7 و 8 فـوریـه 1931 بـه هـمـراه سـایـر انـقـلابـیـون بـازداشـتـی در سـربـازخـانـه ای در شـانـگـهـای تـیـربـاران گـردیـدنـد. لـو سـیـون در هـمـان مـقـالـه نـوشـت: » قـصـابـی انـسـان هـا درنـهـایـت هـنـر نـیـسـت، و قـاتـلان بـا قـتـل هـا تـنـهـا ورشـکـسـتـگـی شـان را نـمـایـش مـی دهـنـد

در 1930 لـو سـیـون چـنـان کـه در قـبـل اشـاره شـد جـزو مـؤسـسـیـن اتّـحـادیـۀ نـویـسـنـدگـان چـپ در شـانـگـهـای بـود. ایـن اتـحـادیـه هـدفـش را بـه روشـنـی فـرمـولـه کـرده بـود: انـقـلاب ادبـی اکـنـون مـی بـایـد جـایـش را بـه ادبـیـات انـقـلابـی بـه بـخـشـد. سـابـقـاً ادبـیـات بـا شـاهـزادگـان، جـنـگ جـویـان، مـلاکـیـن، کـشـیـشـان، مـانـداریـن37هـا، فـاحـشـگـان و شـهـرونـدان غـنـی اشـتـغـال یـافـتـه بـود. حـال نـویـسـنـدگـان مـی بـایـد از » دیـگـران«، یـعـنـی تـهـیـدسـتـان، قـربـانـیـان سـیـسـتـم اجـتـمـاعـی فـئــودالـی و جـنـگ و اسـتــثـمـار ازجـانــب خـارجـیـان سـخـن بــه گـویـنـد. در حــوالـی 1930 در داخـل

اتـحـادیـه مـبـارزه در مـیـان نـمـایـنـدگـان » ادبـیـات دفـاع مـلّـی» از یـک طـرف و نـمـایـنـدگـان » اد بـیـات تـوده ای بـرای جـنـگ انـقـلابـی مـلّـی» از طـرف دیـگـر جـریـان یـافـت. گـروه نـخـسـت مـدعـی بـود، کـه نـویـسـنـدگـان مـکـلـف بـه پـشـتـیـبـانـی از جـبـهـۀ مـلـی ضـد ژاپـنـی بـودنـد؛ گـروه دیـگـر بـر ایـن بـود، کـه سـنـگـیـنـی را مـی بـایـد بـر کـار بـرای انـقـلاب و بـر حـمـلـه بـه چـیـانـگ کـای شـک و گـومـیـنـدان قـرار داد. ایـن لـو سـیـون بـود کـه در تـطـابـق بـا خـط سـیـاسـی مـائـو » ادبـیـات تـوده ای بـرای جـنـگ انـقـلابـی مـلّـی» را بـه صـورت » یـک تـکـامـل فـراتـر ادبـیـات انـقـلابـی پـرولـتـاریـایـی، یـک تـجـسـم واقـعـی، قـوت گـرفـتـۀ ادبـیـات پـرولـتـاریـایـی در دورۀ حـاضـر» تـعـریـف کـرد. آخـرالامـر » ادبـیـات دفـاع مـلّـی» بـه گـونـۀ تـلاشـی بـرای » خـفـه کـردن حـیـات انـقـلابـی مـلـت» حـذف گـشـت.

ایـن مـبـارزه در جـبـهـۀ ادبـی مـبـارزه ای بــود بـیـن طـرف داران و مـخـالـفـان وضـع مـوجـود در جـبـهـه هـای فـرهـنـگـی و سـیـاسـی.

جـنـبـش فـرهـنـگـی انـقـلابـی در چـیـن از رفُـرم زبـان بـه رفُـرم ایـده هـا و از رفُـرم ایـده هـا بـه رفُـرم جـامـعـه حـرکـت نـمـود. و واضـح بـود کـه رفُـرم هـا تـنـهـا ازطـریـق یـک تـغـیـیـر انـقـلابـی کـل جـامـعـه مـی تـوانـسـتـنـد مـؤثـر بـاشـنـد.

درسـایـۀ انـقـلاب فـرهـنـگـی و سـیـاسـی در چـیـن تـوأمـاً درسـایـۀ وجـود پـربـار لـو سـیـون چـیـن سـپـسـیـن انـقـلاب بـه مُـدلـی تـبـدیـل گـشـت بـرای ایـن کـه چـگـونـه یـک خـلـق را مـی تـوان از حـیـث سـیـاسـی بـاسـواد و ازحـیـث ادبـی انـقـلابـی سـاخـت. بـرای نـخـسـتـیـن بـار در تـاریـخ جـهـان فـرهـنـگـی خـلـق شـد کـه شـبـاهـت بـه فـرهـنـگ خـلـقـی داشـت.

(12/5/1393)

روشـنـگـری هـا و پـانـوشـت هـا

1- » دربــاره دمـوکــراسـی نــویـن«( 1940)، مـائـوتـسـه دون، مـنـتـخـب آثـار، ج2، چ2، ص556( پـکـن، اداره

نـشـریـات زبـانـهـای خـارجـی، 1975).

2- و بـعـد قـیـصـر اسـمـی مـنـچـوکـو، دسـت نـشـانـدۀ امـپـریـالـیـسـم ژاپـن از 1934 تـا 1945.

3- در طـی چـنـد دهــۀ نـیـمـۀ اول ســدۀ نـوزدهــم دولــت اسـتـعــمـاری انـگــلـسـتـان بـه هــدف مـنـفـعــل سـاخـتــن

مـردم چـیـن بــا اعـتـیـاد دادن شـان بـه مـواد مـخـدره، درراسـتـای سـیــاسـت اسـتـعـمـاری طـرح شـده اش اقـدام

بـه وارد سـاخـتـن غـیـرقـانـونـی مـقـادیـر هـنـگـفـتـی تـریـاک بـه چـیـن نـمـود( تـنـهـا طـی دهـه هـای 20 و 30

مـیـزان ایـن واردات از 5000- 4 صـنـدوق در سـال بـه 30000 صـنـدوق افـزایـش یـافـت). ایــن اقــدام غـیـر

قـانـونـی دولـت انـگـلـسـتـان کـه ضـمـنـاً عـایـدی کـلانـی نـصـیـبـش نـمـود بـا اعـتـراض شـدیـد دولـت چـیـن

مـواجـه گـردیــد. در سـال 1840 انـگــلـسـتـان بـا دسـتـآویــز حـفـاظـت از مـنـافـع تـجـاریـش بــرضـد چـیـن بـه

تـجـاوز مـسـلـحـانـه دسـت یـازیــد. نـیــروهـای نـظـامـی چـیــنـی بــیـهـوده مـقـاومـت نـمـودنــد. در سـال 1842

دولــت چـیـن بــا مـتـجـاوزیــن انـگــلـیـسـی » پــیـمـان نـانـکــن» را بــه زیــان کـامـل خــود و بــه ســود نــیـات

اسـتـعـمـاری انـگـلـسـتـان مـنـعـقـد سـاخـت، کـه خـاتـمـه بـخـش » جـنـگ تـریـاک» گـردیـد.

4- در 10 اکـتـبـر 1911 بـخـشـی از ارتــش نــویـن ســلــطـنــتـی تـحـت تـأثــیــر سـازمـان هــای انـقــلابـی وقــت

بـورژوازی و خُـرده بـورژوازی در اوچـان قـیـام نـمـود. در پـی آن در ایـالات دیـگـر قـیـام هـایـی روی دادنـد.

درنـتـیـجـۀ آن هـا مـآلاً سـلـطـنـت مـنـقـرض گـردیــد . انـقـلاب درسـایــۀ وحــدت بــورژوازی، دهـقـانـان، کــار

گـران و خُـرده بـورژوازی شـهـری بـه ثــمـر رسـیــد. ولـیـکـن بـه عـلــت خـصـلـت سـازش کـارانــۀ رهــبـری

و نـاتـوانـی آن دربــرآورده سـاخـتـن مـنـافـع حـقـیـقـی دهـقـانـان و دراثـر فـشـار امـپــریـالـیـسـم و نـیـروی فــئـو

دال هـا انـقـلاب بـا نـاکـامـی روبـه رو گـشـت.

5- از بـازیـگــران عـمـدۀ انـقـلاب 1911. نـخـسـت وزیـر در دورۀ سـلـطـنـت. در فـوریـه 1912 آخـریـن قـیـصـر

چـیـن را وادار از اسـتـعـفـاء سـاخـت، و بـعـد بـا رضـایــت سـون یـات سـن بـه ریـاسـت جـمـهـوری رسـیـد. بـه

دنـبـال کـوشـش نـامـوفـقـانـه درجـهـت احـیـاء سـلـطـنـت انـتـحـار کـرد.

6- هـمـکـاری سـیـاسـی کـمـونــیـسـت هـا و گـومـیــنـدان دوامـی نـداشـت. سـیـاسـت و اقـدامـات اسـتـبـداد مـنـشـانـۀ

گـومـیــنـدان رأی تـوده هــا را بـرعـلـیـه آن بـرگـردانــد. حـتـی گــومـیــنـدان در 1927 بــه شـیــوۀ وحـشـیــانـه

کـمـونــیـسـت هـا را کـشـتـار نــمـود. از سـال 1944 مــردم در مـنـاطـق تـحـت نــظـارت گــومـیــنـدان طـالــب

سـرنـگــونـی رژیـم مـسـتـبـدانـه، اسـتـقـرار دمـوکــراسـی و تـضـمـیـن آزادی بـیـان بـودنـد. گـومـیـنـدان در آور

یـل آن سـال بــا روبـه رویـی بـا خـواسـتـه هـای مـصـرانـۀ مـردم بـه مـقـصـود حـفـظ ظـاهـر اعـلام داشـت، کـه

» آزادی افــزون تـری درزمـیـنـۀ بـیـان عـقـایــد داده خـواهــد شـدو مـاه بـعـد از آن دوازدهـمـیـن پـلـنـوم گــو

مـیـنـدان » تـضـمـیـن آزادی کـلام» را در تــصـمـیـمـاتـش گـنـجـانـد، امـا بـی آن که بـه ایـن تـصـمـیـم خـود پـای

بـنـد بـاشـد. گـومـیــنـدان درنـتـیـجـۀ روبـه رویـی بــا اعـتـلاء جـنـبـش تــوده ای بــا مـطـالــبـۀ دمـوکــراسـی بـر

اقـدامـاتـش درجـهـت سـرکـوب افـکـار خـلـق افــزود.( بـرای مـطـالـعـۀ بـیـش تـر ایـن مـوضـوع رک:

The International Working-Class Movement. Problems of History and Theory, vol.5, chapter

7(Moscow, Progress, 1985))

7- چـیـانـگ کـای شـک پـس از دسـت یـافـتـن بـه شـانـگـهـای در ماه مـارس سـال مـزبــور دسـت تـحـریـک کـنـنـد

گـان را در ایـجـاد اغــتـشـاش در اتـحـادیـه هـای کـارگـری بـاز گـذاشـت، و بـه شـکـلـی وحـشـیـانـه بـه کـشـتـار

کـارگـران اقـدام نـمـود. بـه سـرکـردۀ بـه راه انـدازنـدگـان تـحـریـکـات سـپـس بـا اعـطـاء پُــسـت ریــیـس اتّـحـاد

یـۀ ضـد تــریـاک، پُـسـتـی کـه درحـقـیـقـت چـراغ سـبــز بـود بـه قـاچـاق تــریـاک بـا درآمـد بـسـیــارش، پـاداش

داده شـد.

چـیـانـگ کـای شـک یـک نـظـامی و سـیـاسـتـمـدار بـود، و از 1925 بــه عـنـوان رهـبـر گـومـیــنـدان جـا

نـشـیـن ســون یـات سـن گـردیــد. در 1927 از جـنـاح چـپ حـزب و کـمـونـیـسـت هـا گـسـسـت، و بـه مـبـارزه

عـلـیـه آن هـا پــرداخـت. در 1943 بــه ریـاسـت جـمـهـوری چـیـن بــرگـزیـده شـد. در 1945 مـبـارزه بـرضـد

کـمـونــیـسـت هـا را ازسـر گـرفــت. در 1949 بـا بـه قــدرت رسـیـدن کـمـونــیـسـت هــا مـجـبـور از فـرار بـه

تـایـوان گـردیـد، و در آن جـا رژیـمـی نـاسـیـونـالـیـسـتـی، تـحـت الـحـمـایـۀ آمـریـکـا مـسـتـقـر سـاخـت.

8- پـس از واقـعـۀ شـانـگـهـای، مـائـو کـه مـعـتـقـد بـود در وضـعـیـت چـیـن دهـقـانـان مـی بـایـد بـه انـجـام انـقـلاب

کـمـونـیـسـتی به پـردازنـد، کـوشـیـد سـیـاسـت دیگـری پـیـاده سـازد. او بـه ایـجـاد یک قـیـام دهـقـانـی در 1927

در هـونـان(Hunan) اقــدام نـمـود، کـه سـرکـوب گـردیـد، و بـسـیـاری از دهـقـانـان بـه کـیـانـگ سـی(Kiangsi)

گـریـخـتـنـد، و در آن جـا بــه تـشـکـیـل یـک جـمـهـوری شـورویِ چـیـن تـحـت رهــبـری مـائـو پـرداخـتـنـد. بـه

زودی دهـقـانـان فــزون تـری بـه آنـان پـیـوسـتـنـد، و مـائـو ارتـش سـرخ چـیـن را بــرقــرار سـاخـت، کـه سـال

بـه سـال رشـد نـمـود. در 1935 حـزب درسـتـی خـط مـائـو را تـأیـیـد کـرده، او را بـه صـدارت بـرگـزیـد.

ایــن نــکــتـه را نـیــز بــیـافــزایــیـم کــه قــدرت سـیـاســی در ایــن مــرحــلـۀ انــقــلاب چــیـن ازلـحـاظ

خـصـلـت دیـکــتـاتــوری دمـوکــراتـیـک خـلـق بــود، کـه بــه وسـیـلـۀ پــرولـتـاریـا رهــبـری مـی گــردیــد، و

انـقـلاب دمـوکـراتـیـک نــویـن ضــد امـپـریــالــیـسـتـی و ضــد فــئـودالـی را عـمـلـی مـی سـاخـت، و از ایــن

لـحـاظ مـتــفـاوت بــا دیـکــتـاتــوری پـــرولـتـاریــا در اتـحـاد شــوروی ســپـسـیــن انــقـلاب اکـتـبـر بـود.

9- ایــن راه پــیــمـایـی بــه طــول 12500 کــیـلـومـتــر(= 25000 لــی چـیـنـی) از اکـتــبـر 1934 تـا اکــتــبـر

1935 از ایـالـت جـیـان سـی تـا شـمـال ایـالــت شـنـسـی بــه عـمـل آمــد. طـی آن ارتـش ســرخ بــا حـمـلات،

مـحـاصـرات و تـعـقـیــبـات دشـمـن روبــه رو گـشـتـه، پـس از مـقـابـلـه بـا آن هـا پـیـروزمـنــدانـه بـه پـایـگـاه

انـقـلابـیـش رسـیـد. ( بــرای آشـنـایـی افــزون تــر بــا ایــن راه پــیـمـایـی رک: مـقـالـۀ مـائــو: » دربــاره تــا

کـتـیـکـهـای مـبـارزه عـلـیـه امـپــریـالــیـسـم ژاپــن«( 1935)، مـائــوتــسـه دون، ، ج1، چ1، صـص 59-

231( 1969).)

10- در مـقـدمـه اش، مـورخ 3 دسـامـبـر 1922، بــر نـخـسـتـیـن مـجـمـوعـۀ نــوول خـود تـحـت عـنـوان Na-han

( فـریـاد)( پـکـن(Peking)، 1923).

11- » ادبـیـات در یـک مــرحـلـۀ انـقـلابـی«، نـطـق لــو ســیـون در آکــادمـی نــظـامـی در وامـپـوا(Wampoa)، 8

آوریـل 1927.

12- » کـنـفـوسـیـوس در چـیـن مـدرن«( 1935)، نـقـل از:

Lu Hsun: Litteratur og revolution i Kina. Kulturpolitiske essays, ss 136 – 41(København, Tid-

erne skifter, 1974)

13- » چـنـد سـئـوال مـهـم«(1936)، نـقـل از هـمـان، ص 145.

14- » دربـارۀ آزادسـازی زنـان«( 1933)، نـقـل از هـمـان، ص 113.

15- » چـیـن صـامــت«، نــطـق بــرای اعــضـای اتّـحـادیــۀ مــسـیـحـی مــردان جــوان(F.F.U.M.)( مـتـشـکـلـه در

1844 در لـنـدن(London))، در هـونـگ کـونـگ، 16 فـوریـه 1927( یـا 1936).

16- اثــر مـشـهـور دیـگــر اسـنـو دربـارۀ چـیـن Red China Today. The Other side of the River ( 1962)

نـام دارد. تـرجـمـۀ فـارسـی آن تـحـت عـنـوان چـیـن سـرخ. ســوی دیـگـر رودخـانـه بــه وسـیـلـۀ سـیـف غـفّـا

ری در سـال 1351 از سـوی امـیـرکـبـیـر در تـهـران انـتـشـار یـافـتـه اسـت.

17- » از یـک جـرقـه حـریـق بـرمـیـخـیـزد«( 1930)، مـائـوتـسـه دون، ، ج1، ص 181.

18- ایــن رسـالـۀ هـشـت قــسـمـتـی بـا مـقــدمـه و جـمـع بـنـدی بـوده، در چـیـن قــدیـم جـزیـی اجـبـاری از امـتـحـا

نـات دولـتـی مـحـسـوب مـی گـشـت، و حـائـز اهـمـیـت تـعـیـیـن کـنـنـده بـرای اسـتـخـدام کـارمـنـد دولـت بـود.

19- مـقـدمـۀ لـو سـیـون بـر مـجـمـوعـۀ نـوول فـریـاد، نـقـل از: Lu Hsun, s 11

20- مـائـوتـسـه دون، ، ج2، ص 556.

21- » پـاسـخ بـه یـک نـامـۀ تـروتـسـکــیـسـت هـا «، نـقـل از: Lu Hsun, s 147

لـو سـیـون تـرجـیـح داد پـاسـخـش را بـه صـورت سـرگـشـاده مـنــتـشـر سـازد، و در آن بــه سـیـاق کـمـو

نـیـسـت هـا به انـتـقـاد از مـوضـع ضـد انـقـلابـی تــروتـسـکــیـسـت هـا درقـبـال تـحـولات سـیـاسی چـیـن پـردا

خـت.

22- لـو سـیـون: » کـلـکـسـیـون خـارج از کـلـکـسـیـون«، کـلـیّـات، ج7.

23- » نـطـق بـرای کارگـران فـرهـنـگ» در جـلـسـۀ مـؤسـسـان اتّـحـادیـۀ نـویـسـنـدگان چـپ در 2 مـارس 1930،

نـقـل از: Lu Hsun, s 100

24- » ادبـیـات در یـک مـرحـلـۀ انـقـلابـی«

Poesi, magtsprog, s 242(København, Rhodos, 1977) -25

26- » نـطـق بـرای کـارگـران فـرهـنـگ«، نـقـل از: Lu Hsun, ss 97- 98

27- » نـابـودسـازی سـرخ هـا یـک نـمـایـش بـی نـظـیـر«(1928)

28- کـارل هـیـنـریـش مـارکـس( Karl Heinrich Marx)( 83- 1818)

29- » نـطـق بـرای کـارگـران فـرهـنـگ«، نـقـل از: Lu Hsun, s 97

30- چـن تــوسـیــو یـک ادیـب و سـیـاسـتـمـدار بـود، کـه عــمـیـقـاً در مـبـارزه بــرای نــوسـازی زبــان نـوشـتـاری

دشـوار چـیـنی شـرکـت داشـت. او در » جـنـبـش 4 مـه» شـرکـت نـمـود. در تـأسـیـس انـجـمـن مـطـالـعـۀ ســو

سـیـالـیـسـم در 1919 و تـأسـیـس حـزب کـمـونـیـسـت چـیـن در1921، کـه خـود دبـیـر آن تـا بـه سـال 1927

بـود، سـهـیـم گـردیــد. او درنـتـیـجـۀ اجـرای مـکـانـیـکـی دسـتـورات مـسـکـو تـا درجـۀ مـؤثـری در شـکـسـت

حـزب در مـبـارزه بــرضـد نـیـروهـای چـیـانـگ کـای شـک مـقـصـر بــود. او پــس از یـک انــتـقـاد از خــود

شـدیــد از حـزب اخــراج گـردیــد. از 1929 بـه اپــوزیـســیـون تــروتـسـکــیـسـتی پــیـوســت. در 1932 بــه

وسـیـلـۀ گـومـیـنـدان دسـتـگـیـر، و بـه 13 سـال حـبـس در زنـدان مـحـکـوم گـشـت.

31- سـه اصـل خـلـق عـبـارت بـود از اصـول و بـرنـامۀ سـون یـات سـن در مـسـائـل » نـاسـیـونـالـیـسـم، دمـوکــرا

سـی، رفــاه خـلـق در انـقـلاب بــورژوادمـوکــراتــیـک چــیـن«. در سـال 1924 در مـانـیــفـسـت نـخـسـتـیـن

کـنـگـرۀ مـلـی گـومـیــنـدان سـون یـات ســن دوبـاره سـه اصـل خـلـق را فــرمـول بــنـدی نـمـود، و نـاسـیـونــا

لـیـسـم را بــه مـثـابـۀ مـبـارزه بـا امـپــریــالــیـسـم تـعـبــیـر کـرده، خـود را طــرف دار پـشـتـیــبـانـی فـعـال از

جـنـبـش هـای کـارگـری دهــقـانـی اعـلام نـمـود، و بـه ایـن تـرتـیــب سـه اصـل خـلـق قــدیـم بــه ســه اصـل

خـلـق نــویـن تـبـدیـل گـردیــد، کـه حـاوی سـه اصـل سـیـاسـی اسـاسـی بــود: » اتـحـاد بـا روسـیـه، هـمـکـاری

بـا حـزب کـمـونـیـسـت، پـشـتـیـبـانـی از دهـقـانـان و کـارگــران«. سـه اصـل خـلـق نــویـن حـاوی اصـول سـیـا

سـی اسـاسـی مــذکـور در دورۀ نـخـسـتــیـن جـنـگ داخـلـی انـقـلاب پــایــۀ سـیــاسـی هـمـکـاری حــزب کــمـو

نـیـسـت و گـومـیـنـدان را تـشـکـیـل مـی داد. ( بـرای تـوضـیـح بـیـش تـر مـی تـوانـیـد بـه نـگـریـد بـه: مـقـالـۀ

مـائـو: » دربـاره دمـوکـراسـی نـویـن«.)

32- مـائـوتـسـه دون، ، ج2، صـص 53- 351.

33- هـمـان، صـص 59- 558.

34- نـقـل از: Lu Hsun, s 168

35- اصـطـلاح » انـقـلاب فــرهـنـگـی» مـنـشـأش را در سـیـاسـت مــوســوم بــه » جـهــش بــزرگ» داشــت؛ سـیــا

سـتـی کـه در ژانـویــه 1958 پـیـاده شـد. لـیــو شـائــوچـی(Liu Shao-chi)( 1969- 1898)، تـئـوریـسـیـن و

دولـتـمـرد، بـه تـشـریـح ایـن سـیـاسـت در هـشـتـمـیـن کـنـگــرۀ حـزب کـمـونـیـسـت چـیـن پـرداخـت. در ژانــو

یـه 1961 در ایـن سـیـاسـت تـجـدیـدنـظـر بـه عـمـل آمـد.

انـقــلاب فــرهــنـگـی پـرولـتـاریــایـی، کـه فــاز نـویـن انـقـلاب فــرهــنـگـی در چـیـن بــود، در 16 مــه

1966 بــا بـخـشـنـامـۀ کـمـیـتـۀ مــرکـزی حـزب کـمـونـیـسـت چـیـن اعـلان گـردیـد. شـرح اجـمـالـی سـیـر آن

بـه قـرار زیـر مـی بـاشـد:

جـوانـان شـورشـی مـوسـوم بــه گـاردیـسـت هــای سـرخ(hung wei-ping) بـه دسـتـگـاه حـزب و دولـت،

دانـشـگـاه هـا و حـیـات فـرهـنـگـی حـمـلـه ور مـی گـردنـد. انـقـلاب فـرهـنـگـی پــرولـتـاریـایـی آغـاز، و سـر

یـعـاً بـه مـدارس پـکـن و سـراسـر کـشـور دامـن گـسـتـر مـی شـود. 26 ژوئـیـه هـمـۀ دانـشـگـاه هـا تـعـطـیـل

مـی شـونـد. مـائـو شـخـصـاً در 5 اوت در یـک روزنـامـۀ دیـواری بـا حـروف بــزرگ مـی نــویـسـد: » سـتـاد

مـرکـزی را بـمـبـاران کـنـیـدو بــا ایـن هــدف را تـعـیـیـن مـی نـمـایــد. طـی پـائـیــز واضـح مـی شــود کـه

مـنـظـور او از » سـتـاد مـرکـزی» کــدام بـوده اسـت: مـاشـیــن حــزب کــمـونــیـسـت بــا دنـگ شـیـائـوپـیـنـگ

(Tʼng Hsiao-pʼing)( 97- 1904) رویــزیـونــیـسـت در رأس آن. در 8 اوت یــازدهـمـیــن پــلــنـوم کـمـیـتـۀ

مـرکـزی حـزب اعـلانـیـه ای درخـصـوص انـقـلاب فــرهـنـگـی پــرولـتـاریـایـی صـادر مــی نـمـایــد. در 18

اوت گـردهـم آیـی انـبـوهـی بــا شــرکـت مـائــو، لـیـن پــیـائـو(Lin Piao)( 71- 1907)، ژنــرال و ســیـاسـت

مـدار، چـوئــن لای(Chou En-lai)( 1976- 1898)، ســیـاسـتـمــدار و دولــتـمـرد، صـورت مـی گـیـرد. پــر

سـتـش شـخـصـیـت مـائـو آغـاز مـی گـردد. در هـمـان روز یـک مـیـلـیـون گـاردیـسـت سـرخ از بـرابـر مـائـو

درمـقـابـل » دروازۀ صـلـح آسـمـانـی» در پـکـن رژه مـی رونــد. در روزهــای بـعــد شـهــر بــه دسـت گــارد

یـسـت هــای سـرخ مـی افـتـد، یـا صـحـیـح تــر: دراخـتــیـار آن هـا قــرار داده مـی شـود. آن هـا بـه جـسـت و

جـو و بـدرفـتـاری بـا نـه فـقـط » دشـمـنـان طـبـقـاتـی«، بـلـکـه حـتـی بـا کـارمـنـدان عـالـی رتـبـۀ حــزب و دو

لـت، پــروفـسـورهـا و هــنـرمـنـدان مـی پــردازنـد، و بــه تـوسـط روزنـامـه هــای دیـواری دشـمـنـان خـلـق و

رویـزیــونـیـسـت هـا را افــشـاء مـی نـمـایـنــد. 31 اوت نـخـسـتــیــن جـلـسـۀ تــوده ای مـائــو بـا گـاردیـســت

هـای سـرخ در » دروازۀ صـلـح آسـمـانـی» بــرگـذار مـی گـردد. نـظـیـر آن جـلـسـه هـفـت بـار دیـگـر طـی آن

سـال گـذاشـتـه مـی شـود، و شـمـار گـاردیــسـت هـای شـرکـت کــرده در جـلـسـات بــا مـائـو بـه 11 مـیـلـیـون

بـالـغ مـی گــردد. 15 سـپـتـامـبـر درجـریـان یـکـی از جـلـسـات تـوده ای لـیـن پـیـائـو بـیـان مـی دارد: «(…)

شـمـا بـایــد از کـارگـران، دهـقـانــان و سـربــازان بـیـآمــوزیــد. از رفــتـار و روحـیــۀ انـقــلابـی قــوی آنـان،

اسـتـعـداد بـزرگ آنـان بـرای تـشـکـیـلات و انـضـبـاط بـیـآمـوزیـد.» 1 اکـتـبـر هـفـدهـمـیـن سـالـگـرد انـقـلاب

فــرامـی رسـد. روزنـامـۀ خـلـق در سـرمـقـالــه اش مـی نــویـسـد: » 700 مـیـلـیـون نـفـر را بـا انـدیـشـه هـای

مـائـوتـسـه دون مـسـلـح سـازیـد.» 3 نـوامـبـر در شـشـمـیـن جـلـسـۀ تـوده ای بـا گـاردیـسـت هـای سـرخ لـیـن

پـیـائــو در نـطـقـی » تـجـربـۀ نـویـن از تـکـامـل دادن دمـوکـراسـی وسـیـع تـحـت دیـکـتـاتـوری پـرولـتـاریـا »

را ذکـر مـی کـنـد. در آخـریــن هـفـتـۀ نـوامـبــر روزنـامـه هـای دیـواری بـا مـطـالـبـۀ بـرکـنـاری لـیـو شـائــو

چـی و دنـگ شـیـائـوپـیـنـگ ظـاهـر مـی گـردنـد. 26 دسـامـبـر روزنـامـۀ خـلـق سـرمـقـالـه ای دربـارۀ لـزوم

انـقـلاب فـرهـنـگـی در کـارگـاه هـای صـنـعـتـی و مـعـادن درج مـی کـنـد.

عـنـوان گـاردیـسـت هــای سـرخ در بــدو امـر بــه نـوجـوانـان » پـنـج طـبــقـۀ سـرخ«: کـارگـران، دهــقـا

نـان فـقــیـر، کـارمـنــدان حــزب، اشـخـاص ارتــش و شـهــدای انـقـلابــی اخـتــصـاص داشـت، کــه مــوظــف

حـمـل مـشـعـل انـقـلاب بـودنـد، امـا جـنـبـش ایــن تـشـکـل، کــه آشـکـارا از بــالا و بـا نـقــش عــمـدۀ هـمـسـر

مـائــو، چـیـانـگ چـیــنـگ(Chiang Chʼing)- کــه کـمـیــسـیــون نــظـامـی کــمـیــتـۀ مــرکــزی حــزب کــمــو

نـیـسـت چـیـن در 28 نـوامـبـر او را بـه سـمـت مـشـاور فـرهـنـگـی در ارتـش آزادی بـخـش بـرمـی گـزیـنـد

سـازمـان دهـی گـشـتــه، ظـاهــراً بــه زودی از کـنــتــرل خـارج مـی شــود. » گــروه هـای یـاغـی» بـسـیـاری

مــرکــب از جـوانــان 25- 14 سـالــه تــشـکــیــل مـی یــابـنــد، کـه هــمـزمـان بــا زدوخـورد بـا یـکــدیـگـر،

هــرج ومــرج در شـهــرهـا بــه راه مـی انــدازنــد. کـارگــران گــاردیـسـت هــای سـرخ را از کـارخـانـه هــا

بـیــرون مـی انــدازنــد. در چـنـدیــن شـهــر ارتــش بــرای بــرقـراری نـظـم و آرامـش دخـالــت مـی نـمـایــد؛

در شـهــرهــای دیـگــری ارتــش از گــاردیــسـت هــای ســرخ بــرضــد حــزب پـشـتــیــبـانـی مـی کــنــد. در

بـعـضـی نــواحـی، اســمـاً شـجـوان(Szechuan) در 1967 نــزاع هـای خـونـیــنـی بـا چـنـدیــن کـشـتــه روی

مـی دهـنــد. زبــدگـان چـیـن در قــدرت و فــرهــنـگ بـه سـخـتـی از انـقــلاب فـرهـنـگـی آسـیــب مـی پــذیــر

نـد. بـعـضـی بـه قـتـل مـی رسـنـد. بـسـیـاری انـتـحـار می کـنـنـد. بـعـضـی دیـگـر بـی ردّ و اثـر نـاپــدیــد مـی

شـونــد. 9 نـوامـبـر سـال مـزبـور بـیـانـیـۀ مـائـو بـا ایـن مـضـمـون، کـه » وضـعـیـت در انـقـلاب فـرهـنـگـی

پـرولـتـاریـایـی فـعـلـی در سـراسـر کـشـور نـه فـقـط خـوب، بـلـکـه عـالـی اسـتانـتـشـار مـی یـابـد. در 11

مــارس 1968 بــیـانـیـۀ دیـگــری از مـائــو مـنــتـشـر مـی گــردد بــا ایــن مـضـمـون، کــه هــســتـۀ انــقـلاب

فــرهــنـگ پـرولــتـاریـایــی بــزرگ یـک انـقــلاب سـیـاسـی بــزرگ تـحـت شــرایــط سـوسـیـالــیـسـم، اجـراء

شــده بــه وسـیـلـۀ پـرولـتـاریـا بـرضـد بـورژوازی و کـلـیـۀ طـبـقـات اسـتـثـمـارگـر اسـت.

36- » دربـاره دمـوکـراسـی نـویـن«(مـبـحـث » چـهـار دوره«)، مـائـوتـسـه دون، ، ج2، ص 561.

37- mandarin: آدم یــا آدمـک چـیـنـی، هـمـچـنـیـن بـه مـعـانـی نــوعــی عــروسـک و زبــان اصـلـی چـیـنـی مـی

بـاشـد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: