سرتیتر

زنگِ خطرِ فقرِ وراثتي

armut_098

سلامت نیوز:زنان کودک به دوش، مردان ساقي، گورخواب ها، دختران فراري و نوزاداني بي هويت در کنار زندگي گروهي اين افراد در خرابه هاي حاشيه کلانشهرها، زنگ هشدار را براي ادامه يک زندگي يکنواخت در سايه فقر به صدا در آورده است. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ايرنا، بسياري از کارشناسان و انديشمندان حوزه اجتماعي نسبت به وراثتي شدن فقر در جامعه، به ويژه در ميان افراد بي خانمان يا صاحبان مشاغل کاذب هشدار مي دهند. آنان بر اين باور هستند بي برنامگي در زمينه پيشگيري از افزايش شمار بي خانمان ها ممکن است در آينده مشکلات فراواني در سطح خرد و کلان به وجود آورد. اگر افزايش شمار بي خانمان ها با رويه کنوني ادامه يابد، بايد در آينده شاهد دورهمايي گروه هايي باشيم که مذهب و زبان، علت همزيستي آنها نيست بلکه رانده شدن از محيط اجتماعي و روي آوردن به کارهايي که در شأن انسان اجتماعي نيست، مهم ترين ويژگي پيوند دهنده آنان محسوب مي شود اما چرا با وجود اينکه ما در چهار دهه اخير بيشترين تغيير را در حوزه هاي اجتماعي داشتيم، احتمال شکل گيري يکشبه گروه فقير در کشور قابل پيش بيني است؟ فضاي باز و برابري هاي اجتماعي ای که ثمره پيروزي انقلاب اسلامي بود، موجب شد تحرک طبقاتي در جامعه ما حالتي شناور پيدا کند. مسئولان پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با تأسيس مدارس و داير کردن آن در تمامي نقاط کشور، به نوعي کلاس ها را براي کودکان تبديل به کارگاه هاي استعداديابي کردند. فراهم شدن زمينه براي شکوفايي استعداد دانش آموزان موجب شد تحرک اجتماعي در بيشتر نقاط کشور، به ويژه مناطق محروم از حالت افقي به عمودي تبديل شود. در تعريف اين دو نوع تحرک بايد گفت تحرک عمودي به تغيير منزلت فرد از يک طبقه اجتماعي به طبقه ديگر اطلاق مي شود و به طور معمول، ثروت و پايگاه اجتماعي او را ارتقا مي بخشد، درحالي که در تحرک افقي، فرد فقط مي تواند از يک طبقه به طبقه همسان خود برود، بدون اينکه تغيير محسوسي در شيوه و سبک زندگي او ايجاد شود ولی با اين وجود، گسترش برخي معضل هاي اجتماعي مانند اعتياد، فقر، تکدي گري و افزايش شمار دختران فراري در جامعه، موجب شد در شلوغي کلانشهرها، شاهد گسترش مشاغل کاذبي مانند خرده فروشي، جمع آوري زباله و تکدي گري به صورت خانوادگي باشيم. کودکاني که اين روزها در آغوش پدر و مادر به تکدي گري و فروش مواد، گل و اسپند در خيابان ها مشغول هستند، ثمره ازدواج پدر يا مادري هستند که با در پيش گرفتن زندگي ناسالم در سايه طلاق و اعتياد به نوعي فرزندان خود را زودتر از آنچه تصور مي شد، وارد بازار کار کرده اند؛ کاري که نه تنها به فرزند شخصيت اجتماعي نمي دهد بلکه او را به نوعي از محيط هاي اجتماعي مانند کلاس درس دور خواهد کرد. تا زماني که والدين چنين فرزنداني هدف از تولد آنان را درآمدزايي از طريق خرده فروشي، اجاره کودک و تکدي گري بدانند، به يقين تربيت و سالم تحويل دادن آنان به جامعه، در اولويت هاي چندم قرار مي گيرد. اين شيوه از تربيت و زندگي در فقر ساخته شده والدين ممکن است در ادامه همچنان همراه فرزندان باشد. با اين شرايط، نمي توان از فرزندان پدر و مادري که با ترغيب فرزندان خود به کارهايي مانند گل فروشي، دود کردن اسپند و جمع آوري زباله از سطل هاي آشغال شهرداري سعي در ادامه زندگي دارند، انتظار تحرک در جهت عمودي داشت زيرا براي خانواده هايي با اين شرايط، تأمين نيازهاي زيستي و اوليه، مهم ترين اولويت زندگي بوده و فرزندان اين قشر ممکن است با اندک درآمد، خود را از لحاظ اقتصادي مستقل ببينند و حس کاذب استقلال اقتصادي، آنان را از حضور در کلاس هاي درس و ديگر فعاليت هاي اجتماعي بازدارد. گريز از مدرسه و روي آوري به مشاغل کاذب، تنها خصيصه فرزندان اين گروه نيست. يکي ديگر از ويژگي هايي که شبه گروه بي خانمان ها ممکن است داشته باشند، دهن کجي به قوانين شرعي و عرفي است. اين روزها مشاهده مي شود کارتن خواب ها، به ويژه معتادان و دختران فراري براي يافتن پناهگاه، بسياري از مسائل را ناديده مي گيرند که تبعات منفي بسياري را در پي دارد. ازاين رو، انتظار مي رود مسائلي چون افزايش کودکان معتاد و بي هويت رواج پيدا کند. توهم حس محروم شدن ممکن است در آينده زمينه را براي انتقامجويي فرد از همنوع هاي خود فراهم کند. زماني که فرد به دلیل طرد اجتماعي، احساس محروميت از فعاليت هاي اجتماعي داشته باشد، براي توجيه اقدام هاي مجرمانه خود سعي در انتقامجويي دارد. اين انتقام ممکن است در قالب قتل، دزدي يا انتقال بيماري هاي واگيردار باشد. ترکيب ناهمگن معتادان، دختران فراري، کودکان کار، کودکان ازدواج و طرد شدگان از محيط هاي اجتماعي در بين بي خانمان ها، احتمال افزايش ازدواج سفيد را افزايش مي دهد. آمارهاي موجود حکايت از آن دارند که روابط پرخطر و اعتياد به عنوان دو عامل اصلي ويروس ايدز به شمار مي آيند. حال با بررسي شيوه زندگي اين خرده فرهنگ در جامعه مي توان به راحتي دريافت اين دو نوع رفتار که بيشترين تعداد بيماران ايدز را به جامعه ما تحويل داده اند، به نوعي در بين گروه بي خانمان ها رايج هستند. روي آوردن برخي از اين افراد به کارهاي خلاف عرف و شرع در جامعه و همنشيني با اين گروه مي تواند رگه هاي بيماري ايدز را در جامعه بيشتر از آنچه امروز وجود دارد، گسترش دهد. هرچند براي پيشگيري از افزايش شمار کارتن خواب ها و بي خانمان ها، راهکارهاي فراواني تا امروز ارائه شده اما افزايش شمار افراد بي خانمان در جامعه، به ويژه حاشيه کلانشهرها، نشان از آن دارد که اين برنامه ها به صورت اصولي ريشه هاي شکل گيري اين معضل اجتماعي را مورد بررسي قرار نداده اند. دراين زمينه، اخيرا برخي اظهارات بدون پشتوانه کارشناسي و منطقي درباره عقيم سازي کارتن خواب ها مطرح شده اند؛ مسئله اي که به نظر مي رسد به نوعي پاک کردن صورت مسئله بوده زيرا ريشه کارتن خوابي و بي خانماني در مشکلات فراواني مانند اعتياد، فقر، طلاق و… نهفته است.