سرتیتر

چگونه گفتگوی ایران، روسیه و ترکیه می تواند به..

گفتگو یک چیزست؛ هم‌کاری چیز دیگریست. این مهم‌ست که آگاه بود و به نتایج این اجلاس سه گانه بیش از حد بها ندهیم… هیچ کشوری آشکارا از تروریسم حمایت نمی‌کند… ما باید با تعریف معنای تروریسم را مشخص کنیم. هر سه کشور با قطعنامه سازمان ملل که به داعش و جبهه النصره به عنوان گروه های تروریستی برچسب می‌زند، موافقند. سوء تفاهم ریشه دارد در حمایت پنهان ترکیه به سازمان‌هایی مانند داعش و جبهه النصره، و هم‌چنین دیگر گروه هایی که به همان اندازه خطرناک هستند. ایران و روسیه به خوبی از این امر آگاهند و تلاش می‌کنند که یک استراتژی بکارگیرند که از حمایت آنکارا به نیروهای پروکسی تروریست بکاهد و یا جلوگیری نماید. عملیات هدایت شده توسط آنکارا در شمال سوریه به نام «سپر فرات» هزاران تروریست را استخدام می‌کند که متعلق به سازمان‌های اسلامی رادیکالی هستند که روسیه، سوریه و ایران آن‌ها را گروه های تروریستی درنظر می‌گیرند… ایران و روسیه برای ماه‌ها، و حتی اکنون سال‌هاست، که از ترک‌ها، سعودی‌ها و آمریکایی‌ها خواسته اند که مشخص کنند که در میان جناح هایی که اپوزیسیون سوریه را تشکیل میدهند، کدام‌یک را گروه های تروریستی «معتدل/میانه رو» و کدام‌یک را افراطی درنظر می‌گیرند – یک تمایز جزیی بین جنگ‌جویان مشروع و نامشروع. در بیش از هیجده ماه گذشته، موضع مسکو و تهران تغییر نکرده است. با ابن حال، این حد روشن بنظر میٰ‌رسد که ترک‌ها، آمریکایی‌ها و سعودی‌ها قصد ندارند که از تروریست‌ها دست بکشند؛ درغیراین‌صورت، جنگ تابحال تمام شده بود.

syria_pace

چگونه گفتگوی ایران، روسیه و ترکیه می تواند به بحران سوریه کمک کند

نوشته: فدریکو پی‌یراسینی

برگردان: آمادور نویدی

نکات مورد توافق طرفین که از کنفرانس پیدیدار گشت:

۱. احترام به تمامیت ارضی سوریه.

federico-pieracciniاین برای ایران و روسیه، یک نکته ضروری‌ست. ترکیه خطر خودمختاری کردستان محصور در سوریه را به عنوان یک تهدید وجودی می بیند. تمامیت ارضی سوریه از اولویت بالایی برای آنکار برخوردارست.

ملاحظات: این توافق نکته مهمی‌ست، اما از نظر مواضع مربوطه طرفین چیز جدیدی دربر ندارد. این مرحله تنها یک تأئید همگرایی خاص از منافع بین سه کشور در مورد این موضوع‌ست.

۲. مبارزه با تروریسم در سوریه   

در این مورد، ما باید با تعریف معنای تروریسم را مشخص کنیم. هر سه کشور با قطعنامه سازمان ملل که به داعش و جبهه النصره به عنوان گروه های تروریستی برچسب می‌زند، موافقند. سوء تفاهم ریشه دارد در حمایت پنهان ترکیه به سازمان‌هایی مانند داعش و جبهه النصره، و هم‌چنین دیگر گروه هایی که به همان اندازه خطرناک هستند. ایران و روسیه به خوبی از این امر آگاهند و تلاش می‌کنند که یک استراتژی بکارگیرند که از حمایت آنکارا به نیروهای پروکسی تروریست بکاهد و یا جلوگیری نماید. عملیات هدایت شده توسط آنکارا در شمال سوریه به نام «سپر فرات» هزاران تروریست را استخدام می‌کند که متعلق به سازمان‌های اسلامی رادیکالی هستند که روسیه، سوریه و ایران آن‌ها را گروه های تروریستی درنظر می‌گیرند.

ملاحظات: بیانیه مشترک، بویژه در سطح دیپلوماتیک، که درباره مبارزه با تروریست صحبت میٰ‌کند (در مورد آنکارا، این تعریف شامل همه اپوزیسیون سوریه نیست) به خاطر فرم‌ست و ارزش کاربردی کمی دارد. هیچ کشوری آشکارا از تروریسم حمایت نمی‌کند.

در برابر عملیات در شمال سوریه، و با توجه به موضع آنکارا، واگرایی مسکو و تهران مشهود بود. حتی درک تمایز آنکارا بین تروریست ها و شورشیان سخت‌تر‌ست.

۳. پایان خصومت ها در سراسر قلمرو سوریه.

ایران و روسیه برای ماه‌ها، و حتی اکنون سال‌هاست، که از ترک‌ها، سعودی‌ها و آمریکایی‌ها خواسته اند که مشخص کنند که در میان جناح هایی که اپوزیسیون سوریه را تشکیل میدهند، کدام‌یک را گروه های تروریستی «معتدل/میانه رو» و کدام‌یک را افراطی درنظر می‌گیرند – یک تمایز جزیی بین جنگ‌جویان مشروع و نامشروع. در بیش از هیجده ماه گذشته، موضع مسکو و تهران تغییر نکرده است. با ابن حال، این حد روشن بنظر میٰ‌رسد که ترک‌ها، آمریکایی‌ها و سعودی‌ها قصد ندارند که از تروریست‌ها دست بکشند؛ درغیراین‌صورت، جنگ تابحال تمام شده بود.

ملاحظات: توافق بر قطع خصومت‌ها یکی دیگر از اشکال بیان خالص دیپلوماتیک است. تا زمانی‌که آنکارا به حمایت از تروریسم در سوریه ادامه می‌دهد، هیچ پیشرفتی حاصل نمی‌شود.

تفاوت‌هایی که از کنفرانس مطبوعاتی پدیدار گشت:

۱. نقش حزب الله

وزیر امور خارجه ترکیه گفت که یکی از شرایط اصلی جهت پایان خصومت‌ها در سوریه پایان دادن حمایت برای حزب الله در خاک سوریه است، و بدنبال مساوی پنداشتن سازمان لبنانی با اسلامگراین افراطی درگیر در عملیان سپر فرات است. چنین تلاش هایی در  تعادل اختلافات بین ترک‌ها را از یک سو و ایرانی ها و روس ها را از سوی دیگر برجسته نموده است.

ظریف، وزیر امورخارجه ایران، مختصر و مفید با اظهار نظر بر کلمات هم‌قطاران ترک پاسخ داد: «بر سر این موضوع تفاوت هایی وجود دارند». جالب توجه این‌که، لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، با اشاره به حزب الله، در یک لحن مثبت بر کلمات ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه نظر داد.

ملاحظات: با پولی که قطر تاحد زیادی جهت حمایت مالی اردوغان بکار می‌برد، موقعیت آنکارا در این مورد تقویت شده است. نفوذ اخوان المسلمین باعث می‌شود که نفرت غریزی خود را برای حزب الله، حتی در چنین جلساتی نشان دهد. بعیدست که آنکارا و تهران قادر بشوند که جهت نکات مربوطه دیدگاه خودشان بر روی این موضوع حساس مصالحه کنند.

۲. دعوت به سوریه.

لاوروف اشاره کرد که برخلاف ترکیه و ائتلاف بین المللی، که بدون اجازه از دمشق عملیات انجام می‌دهند، ایران، روسیه و حزب الله به سوریه دعوت شدند.

وزیر امور خارجه ترکیه تأکید کرد که عملیات در سوریه تا زمانی که جهت مبارزه با داعش‌ست، قانونی‌ست. این همان بهانه ای‌ست که ائتلاف بین المللی، رسانه ها و سیاست‌مداران جهت توجیه نقض آشکار حاکمیت سوریه بکار می‌برند.

معلم بر تصمیم آنکارا جهت برگرداندن سرزمین‌های اشغالی دوبار فتح شده از داعش پس از پایان عملیات در سوریه تأکید کرد. این بیانیه ای‌ست که در زمان مناسب به آزمون گذاشته می‌شود، و درباره آن شک و تردیدهای زیادی وجود دارد.

نگرانی‌های جدی مسکو و تهران بر عملیات ترکیه در شمال سوریه، آنکار را تحت فشار گذارده‌ است که پیشاپیش اعلام کند که در سرزمینی که حمله برده و تصرف کرده‌ است، بطور دائم نمی ماند.

ملاحظات: آنکارا قصد ندارد بطور مستقیم از دمشق درخواست هم‌کاری بکند، بنابراین حس می‌کند که مجازست بدون دعوت لازم به سرزمین سوریه وارد شود. به نظر می‌رسد نوعی توافق وجود دارد که به موجب آن در ازای انکار سیاست «اسد باید برود» آنکارا، دمشق به سربازان ترکیه در شمال سوریه حمله نمی‌کند. تازمانی‌که ترکیه کانال گفتگو با هم‌قطاران روس و ایرانی را باز می‌گذارد، این توافق اجباری نانوشته ای‌ست.

نتیجه گیری 

گفتگو بین این سه کشور احتمالاً تنها جنبه های بحث شده در کنفرانس مطبوعاتی را بطور حاشیه ای تحت تأثیر قرار داده است. بدون شک، به دنبال آزادی حلب، بویژه، برای مسکو ضرورت یافته است، که هرگونه حرکت ناامیدانه را از طرف بازنده مرتفع نماید.

عربستان سعودی، قطر و آمریکا به هیچ وجه قصد گفتگو ندارند ویا  در لفاظی‌های خودشان تغییری بدهند. احتمالاً به علت انتخاب شدن ترامپ، در ماه های آینده، این سه کشور نفوذ کم‌تری خواهند داشت. بنظر می‌رسد که آنکار در جنگ سوریه بیش‌ترین درگیری را در این نقطه داشته باشد و گفتگو با سوریه، ایران و روسیه ضرورت دارد و جهت ادامه آن توسط هر سه طرف توافق شده است، علیرغم اختلافات بزرگی که برای همه طرف باقی می ماند.

امکان توافق بزرگ بسیار بعید بنظر می‌رسد، و به نظر نمی‌رسد که هدف این جلسات باشد. چنین برخورهایی در سطح بالا که شامل وزرای دفاع می شود بنظر می‌رسد که بیش‌تر به یک مؤسسه تهاتری بین کشورهای متحد (روسیه و ایران به نمایندگی از طرف سوریه) باشد و کشورهایی که مخالف دمشق اند (ترکیه – در عوض قطر و آمریکا ؟)، و جهت جلوگیری از خطر بیش‌تر تشدید (جنگ) در سوریه طراحی شده است.

آزادی حلب سئوالات مهمی را مطرح می‌کند. ترکیه چه واکنشی نشان می‌دهد وقتی که روس ها و سوری ها بسوی ادلیب یا الباب شروع به پیشروی کنند و فشار بیاورند؟ و در آینده، وقتی که آن‌ها هدف خودشان را بر رقه و دیرالزور متمرکز کنند؟

این ها سئوالات مشروع و شک برانگیزی هستند.

دیدن این که چگونه ایرانی‌ها، و بویژه روس ها، عمل می‌کنند، این بیش‌تر از طبیعی است که جایی برای بحث داشت و قادر شد با مخالفان مقابله کرد. هدف اصلی همواره این‌ست که از حوادث یا حتی بدتر از آن جلوگیری نمود. این، بهر حال، به معنای این نیست که در آینده نزدیک توافقات صورت می پذیرد. گفتگو یک چیزست؛ هم‌کاری چیز دیگریست. این مهم‌ست که آگاه بود و به نتایج این اجلاس سه گانه بیش از حد بها ندهیم.

درباره نویسنده:

فدریکو پی‌یراسینی نویسنده ای‌ست مستقل که متخصص در امور بین المللی، درگیری/جنگ ها، سیاست ها، و استراتژی ها است.

برگردانده شده از:

How Iran-Russia-Turkey Dialogue Can Help Solve Syria Crisis, By: FEDERICO PIERACCINI

http://www.strategic-culture.org/news/2016/12/26/how-iran-russia-turkey-dialogue-can-help-solve-syria-crisis.html