سرتیتر

داوس ۲٠۱۷ بمنزله سمبل پایان دورۀ جهانی‌سازی

geld_poul_2017

والنتین کاتاسانوف

(Valentin Katasonov)

پروفسور، دکتر علوم اقتصاد، مدیر مرکز پژوهش‌های اقتصادی روسیه
بنام «سرگئی فیودورویچ شاراپوف»

ا. م. شیری

 

۸ بهمن- دلو ۱٣۹۵

چند روز قبل، در روزهای ۱۷- ۲٠ ژانویه، ۴۷-مین نشست سالانه داوس برگزار گردید. داوس تجمع رسمی سازمان غیردولتی «مجمع جهانی اقتصاد» سوئیس شمرده می‌شود. مجمع داوس چهره متفاوت از گروه ۲٠ یا باشگاه بیلدبرگ دارد. اگر در نشست گروه ۲٠ مقامات رسمی کشورها شرکت می‌کنند یا اجلاس سالانه بیلدربرگ بطور کلی شفاف نیست، در انجمن داوس، هم مقامات رسمی کشورها و هم کارفرمایان و برخی از افراد مشهور (افراد روشنفکر، مدنی) حضور می‌یابند. در نشست‌‌های داوس معمولاً مسائل در پشت پرده اسرار مذاکره نمی‌شود (صرفنظر از اینکه در اجتماع سال گذشته برخی اجلاسها در پشت «درهای بسته» برگزار گردید).

در وهلۀ اول مسائل اقتصادی و مالی مهم بین‌المللی در  دستورکار رسمی داوس قرار می‌گیرد. با این وجود، در سالهای اخیر  ما شاهد طرح هر چه بیشتر موضوعات سیاسی، و همچنین مسائل مرتبط با توسعه فن‌آوری جدید هستیم. هر نشست داوس شعار خاص خود را دارد. جلسه سال گذشته داوس تحت عنوان «انقلاب صنعتی چهارم» (توسعه گسترده ربات‌ها و انواع مختلف فن‌آوری رقمی منظور است). امسال نیز عبارت «رهبری مسئولانه» (به باور من، یکی از  مبهم‌ترین شعارهای  انجمن در طول سال‌های اخیر) در روی پرچم داوس نقش بست.

اولویت‌های داوس ۲٠۱۷

در  آستانه نشست داوس، مجمع جهانی اقتصاد گزارش سال ۲٠۱۷ «Global Risks Report» را که گزینش مسائل اصلی برای بحث بر مبنای آن انجام شده، منتشر کرد.

مسائل بوم‌شناسی و تغییرات آب‌وهوایی در جهان در ردیف اول، قطبی شدن جامعه و اموال در جهان و تشدید خطر مناقشات اجتماعی در ردیف دوم و خطرات مرتبط با توسعه فن‌آوری در ردیف سوم ثبت شده است. این، طیف بسیار گسترده‌ایی از خطرات، مثلا، خطر اختلالات در کار ارتباطات و مدیریت کامپیوتری تولید، زیرساخت‌ها، بخش مالی است (به سبب بروز مشکلات فنی یا در اثر حملات سایبری هدفمند). بعد می‌تواند به وقوع فجایع فن‌آوری (مثلا، وقوع سانحه دز نیروگاه‌های هسته‌ایی برق) یا به بروز مشکلات ناشی از استفاده گسترده از ربات‌ها در بخش تولید و سایر عرصه‌های اقتصاد منجر شود (مشکل اصلی،  رشد بی‌کاری می‌باشد).

مشکلات ناشی از پیری جمعیت در ردیف چهارم برنامۀ کار داوس ۲٠۱۷ جای گرفته بود. اگر این پدیده تا کنون فقط به کشورهای «میلیاردر طلایی» مربوط می‌شد، اما امروز مشکل پیری دامن بسیاری از گشورهای پیرامونی سرمایه‌داری را گرفته است.

علاوه بر این، نگارندگان گزارش یکسری مسائل دیگری را پیش کشیدند (تقریبا همه- عمدتا دارای جنبۀ سیاسی): اوضاع خاور نزدیک و میانه (بویژه جنگ در سوریه)؛ خط‌مشی مورد انتظار رئیس جمهور جدید آمریکا دونالد ترامپ و عواقب آن برای جهان؛ خروج [انگل‌ستان از اتحادیه اروپا] و پیامدهای آن؛ مبارزه با تروریسم؛ روسیه امروز و آیند. شرکت‌کنندگان جلسه صرفنظر از چگونگی برخوردشان به روسیه، مجبور به اعتراف بودند، که روسیه همچنان بمثابه یکی از مهمترین عناصر توسعه جهانی شمرده می‌شود.

شرکت‌کنندگان مجمع داوس از موضوع اوکراین دیگر خسته شده‌اند. در حالی که اوکراین در لیست کوتاه مسائل مورد بحث سال گذشته وارد شده بود، امسال حتا به فهرست طولانی آن وارد نکرده بودند.

داوس در سراشیبی افول

بر اساس اطلاعات اولیه، امسال در داوس ۲۵٠٠ نفر از ۹٠ کشور جهان شرکت کردند. اینها فقط افراد دارای حق رسمی سرکت در انجمن بودند. تعداد حاصران (باضافه خبرنگاران)، چند برابر بیشتر بود. مدیران و صاحبان بانک‌های بزرگ و غول‌های بانکی اکثریت شرکت‌کنندگان را تشکیل می‌دادند. علاوه بر این‌ها، در حدود ۲٠ نفر از رهبران کشورها و رؤسای دولت‌ها شرکت داشتند.

در مجموع در طول سال‌های اخیر علاقه‌مندی برخی کشورها به انجمن داوس کاهش یافته است. لازم به یادآوری است که سال قبل نمایندگانی از ۹۹ کشور، اما امسال فقط از ۹٠ کشور  (با وجود عضو یت۱۴٠ کشور  در مجمع جهانی اقتصاد) در داوس شرکت کردند. از تمایل سران بسیاری از کشورها نسبت به مجمع نیز کاسته می‌شود. روسیه در سال‌های اخیر دفتر نمایندگی متوسطی در مجمع دارد. ولادیمیر پوتین حتا یک بار هم در اجلاس داوس شرکت نکرده است. امسال سرپرستی هیئت نمایندگی روسیه را معاون نخست وزیر ایگور شوالوف بر عهده داشت. اولگا گالادتس، معاون دیگر نخست وزیر و ماکسیم آرشکین، وزیر توسعه اقتصادی نیز جزو هیئت نمایندگی رسمی بودند. در لحظات آخر، الویرا نابی‌یولین رئیس بانک روسیه به لیست هیئت نمایندگی اضافه شد.

سران کشورهای آلمان، فرانسه، کانادا، ایتالیا، اسپانیا و اسرائیل در نشست امسال داوس شرکت نکردند.

داوس و دونالد ترامپ

رئیس جمهور آمریکا هم به داوس نرفت. هیئت نمایندگی آمریکا را جو بایدن معاون رئس جمهور و جان کری وزیر خارجه سرپرستی می کردند. البته، اکنون در کاخ سفید تعویض نگهبان در جریان است، اما، بگمانم، داوس، در همه حال هیچ جذابیتی برای ترامپ ندارد. داوس از جهانی‌سازی پیروی می‌کند، در حالیکه اکنون آمریکا نه به جهانی‌سازی، بلکه، به سر و سامان دادن در خانه خود، از جمله، به بازسازی بخش واقعی اقتصاد نیاز دارد. بر اساس ارزیابی‌های شخصی روزنامه‌نگاران، ۹٠ درصد شرکت‌کنندگان داوس ۲٠۱۷ مخالف ترامپ بودند. در هر صورت، بر اساس شواهد ضمنی می‌توان گفت ترامپ هم با داوس مخالف است. اول- رئیس جمهور منتخب آمریکا می‌توانست نماینده رسمی تیم خود را به داوس اعزام نماید. دوم- اطرافیان ترامپ توضیح دادند، که شرکت هیئت نمایندگی او می توانست به معنی خیانت به آن ایده‌آل‌هایی باشد که او پیروی می‌کند و موجب پیروزی او در انتخابات گردیدند. گذشته از این، نمایندگان غیررسمی ترامپ در داوس حضور دارند. آنتونی اسکاراموچی یکی از مشاوران او از جمله آنها بود. او سعی می‌کند ماهیت برنامه‌های رئیس جمهور آمریکا را در حاشیه جلسات تشریح نماید. از جمله، در روز اول کار انجمن او در مصاحبه با خبرنگار تاس اظهار داشت، که تحریم‌های اقتصادی علیه روسیه را «بی‌تأ‌ثیر» و «غیر سازنده» تلقی می‌کند.

شگفتی‌های انگلیسی و چینی

شرکت سران دو کشور چین و انگل‌ستان در اجلاس داوس کاملا غیرمنتظره بود. قبلا نخست وزیر انگلیس مجمع داوس را هر سال با حضور خود مفتخر می‌کرد. و این هم شگفتی: ترزا می هم در داوس حضور یافت. او حتا توانست روز اول سخنرانی کند. در واقع، او برنامه مورد انتظار همه در مورد خروج کشورش از اتحادیه را اروپا اعلام نمود. خود این، طبق ارزیابی خبرنگاران،بمعنی خروج «سخت»، «بی‌سر و صدای» انگلیس از ‌ بازار واحد اروپاست. ترزا می اظهار داشت: «ما از اتحادیه اروپا خارج می‌شویم، اما از اروپا خارج نمی‌شویم» و او در ادامه تأکید کرد، که در مورد هیچگونه عضویت جزئی، هیچگونه اتحاد با اتحادیه اروپا که بمفهوم یک پای انگلیس در اینجا و پای دیگرش در آنجا باشد، حتا  سخنی هم نمی‌تواند برود. نخست وزیر انگل‌ستان امضای قرارداد جدید گمرکی را پیشنهاد کرد، بروکسل را از تلاش برای مجازات لندن بشدت برحذر داشت و اضافه کرد که چنین تلاش‌هایی می‌تواند به سوی خود اتحادیه اروپا کمانه کند. احساس می‌شود، که مادام انگلیسی بلحاظ روحی به دونالد ترامپ نزدیک‌تر است تا به همگرایان اروپایی بروکسل یا جهانی‌سازان داوس.

حضور شی جین‌پینگ، رهبر جمهوری خلق چین در داوس حتا شگفت‌انگیزتر از این بود. شرکت فقط رهبر چین از میان همه سران کشورهای گروه ۲٠ در نشست داوس چشمگیرتر از هر چیز بود. یک نفر حتا به شوخی گفت: داوس از انجمن سوئیسی یا اروپایی به انجمن چینی متحول شد. رهبر جمهوری خلق چین در مجمع داوس سخنرانی کرد و در مقابل چشمان حاضران جلسه به مدافع سرسخت جهانی‌سازی تبدیل شد. شی جین‌پینگ تصریح نمود: «براستی، جهانی شدن اقتصاد موجب بروز مشکلات جدیدی گردیده است، اما این واقعیت نمی‌تواند دلیلی برای امتناع قطعی از جهانی‌سازی اقتصاد باشد. ما باید خودمان را بسرعت وفق دهیم و جهانی‌سازی اقتصاد را مدیریت کنیم، از اثرات منفی آن بکاهیم و مزیتهای آن را برای همه کشورها تأمین کنیم».

حضور غیرمنتظره رهبر چین در سوئیس را بخشی از تحلیلگران و روزنامه‌نگاران بمثابه تلاش پکن برای پایان دادن به رهبری واشینگتن در اقتصاد، تجارت و سیاست جهانی تفسیر می‌کنند. بخش دیگر از مفسران «شفت‌انگیزی پکن» را چنین توضیح می‌دهند، که پکن عصبانی شده و سعی می کند قبل از این که دونالد ترامپ وعده‌های ضدجهانی‌سازی خود را به کرسی بنشاند، تدابیری بیاندیشد. بخش بزرگی از وعده‌های ترامپ سمت و سوی ضد چینی دارد. زیرا که کسری تجاری آمریکا با آن بسیار عظیم است. نگرانی پکن بی‌دلیل نیست: وضع عوارض گمرکی ۴۵ درصدی از سوی واشینگتن برای کالاهای چینی، و همچنین، اعمال اقدامات حمایتی تکمیلی برای بی‌اثر کردن نرخ پائین یوآن می‌تواند به این باصطلاح معجزه اقتصادی چین نقطه پایان بگذارد.

حلول روح پساسرمایه‌داری بر کالبد داوس

نه در فهرست بلند و نه در فهرست کوتاه مسائل طرح شده برای بحث و بررسی در مجمع، یک مسئله مربوطه به این که همه بقیه ثانوی هستند، به چشم نمی‌خورد. مسئله اصلاح سرمایه‌داری مطرح است. در اتحاد شوروی عبارت «بحران عمومی سرمایه‌داری» رایج بود. بنظر می‌رسد همین عبارت «بحران عمومی سرمایه‌داری» به نقطه اوج خود رسیده است. به این علت که جهانی‌سازی اقتصادی و مالی به پایان خود نزدیک است. عمده‌ترین مسئله این است، که توسعه سرمایه‌داری بدون بسط گسترده فضای جدید ممکن نیست. شاید، این واقعیت را دونالد ترامپ درک (حداقل احساس) می‌کند. با این وجود، او با حرکت به عقب- توقف جهانی‌سازی یا حتا بازگشت به عقب، قصد دارد بر این بحران غلبه کند. در مجمع داوس، همانطور که گفته شد، طرفداران جهانی‌سازی اجتماع کردند. آنها کوشش می‌کنند با ادامه حرکت در مسیر جهانی‌سازی، نسخه‌ایی برای نجات سرمایه‌داری به پیچند. هر چند متناقض است، اما رهبری چین کمونیست می‌تواند در کوتاه مدت در نقش ایدئولوگ و مروج اصلی جهانی‌سازی ظاهر شود و انجمن از داوس به جایی مانند شانگهای نقل مکان نماید.

آنچه به «معماران» جدی غربی نظم جدید جهانی مربوط می‌شود، این است که آنها دیگر نقطه پایان سرمایه‌داری را گذاشته‌اند. آنها الگوی نظم نوین جهانی را به تدریج به اذهان عمومی القاء می‌کنند. این نظم امروز با اصطلاحاتی مانند «جامعه رقمی»، «اقتصاد رقمی»، «دارایی رقمی» رمزگذاری شده است. این اصطلاحات در نشست سال گذشت مطرح شدند؛ امسال موضوع «رقم‌ها» در جایگاه اول قرار گرفت.

من بدفعات نوشتم، که در ورای مفهوم بی‌ضرر «جامعه رقمی» اردوگاه الکترونیکی پنهان شده است که در آنجا همه ساکنان آن هویت رقمی (دیجیتالی) کسب می‌کنند و از طریق علائم رقمی اداره می‌شوند. این مدل در بخش مربوط به اقتصاد، آزادی مناسبات بازاری را بطور کامل رد و بر توزیع بشدت متمرکز تأکید می‌کند. این مدل را می‌توان پساسرمایه‌داری یا بمثابه نظام برده‌داری نوین قرائت کرد. روح پساسرمایه‌داری در حال حلول بر کالبد داوس است.

مطلب مرتبط:

از بیلدربرگ به گوگلبرگ:

نخبگان جهانی در راه ایجاد اردوگاههای الکترونیکی
https://eshtrak.wordpress.com/2015/06/23/نخبگان-جهانی-در-راه-ایجاد-اردوگاههای-ا/