اخبار ایران و جهان

آن امریکائی که سالهاست روسای جمهور تحویل هم میدهند

obdachlosen

روسیه امروز ( آلمانی)

ترجمه رضا نافعی

منتشر شده در آینده ما

فقر فزاینده، بیکاری زیاد: کشوری افتراق زده میان فقر و ثروت و اختلافات اجتماعی میراثی است که به دونالد ترامپ رسیده است. در برخی از شهر های امریکا ، مثلا در»فلینت» » میشیگان» تقریبا 40 در صد مردم زیر خط فقر زندگی می کنند.

این ها ارقام  هشدار دهنده ای هستند. طبق گزارشی که در این اواخر منتشر شده، در امریکا 564708 هزار نفر بی خانمان هستند. این ها شب را در خیابان ها و درون اتومبیل ها می خوابند و یا در کنار بی خانمان ها (کارتن خواب ها) شب را صبح می کنند.

206286 هزار نفر همراه با خانواده خود هستند. 358422 هزار نفر تنها هستند و 25 درصد آنها کودک هستند.

تعداد بی خانمان های دائمی 83170 نفر است، یعنی 15 درصد. کسانی بیخانمان های دائمی بشمار می آیند که به علت نقص عضو خیابان نشین هستند.

رقم مهمی از   افراد بی خانمان نظامیان سالخورده هستند که به آنها لقب «پیشکسوتان» داده اند. تعداد آنها بالغ بر 47725، یعنی 8 درصد از بی خانمان هاست. افزون بر این 1،4 میلیون نفر از ارتشیان قدیمی یا پیشکسوتان را خطر بی خانمانی تهدید می کند. در گزارش تصریح شده که این خطر ناشی از نارسائی حمایت از آنها، نقص عضو یا «اختلال عصبی پس از  ضایعه روانی» (PTSD) است. بیشترین تعداد این نوع بیخانمان ها در شهر واشنگتن، پایتخت امریکا و مرکز فرماندهی پنتاگون زندگی می کنند. طبق گزارش مذکور پانصد و پنجاه هزار نفر از جوانان تنها و یا بزرگسالان جوان زیر 24 سال بیش از یک هفته بیخانمان هستند. حدود 380 هزار نفر از آنان کمتر از 18 سال دارند. تشخیص دقیق تعداد کودکان بیخانمان دشوار است. طبق توضیح سازمان «ناشنال آلیانس هوملس»  جوانان بی خانمان به مناطقی که دیگر بی خانمان ها زندگی می کنند نمی روند.

ثروت 8 میلیارد بیش از ثروت 3،6 میلیارد از مردم کره زمین است

اکثر جوانان بیخانمان نمیخواهند کسی از بیخانمانی آنها با خبر شود. اغلب آنها تلاش می کنند تا با کارهای موقت و زودگذر گذران کنند. افزون بر این 110 هزار نفر از این جوانان دگرباش هستند. بنا به گزارش این گروه، آنها آسیب پذیر ترین گروه ها هستند زیرا پیوسته مورد حمله و تجاوز قرار می گیرند. میزان خود کشی میان این جوانان بیش از گروههای چند جنسیتی است.

اما میزان خودکشی میان سالمندان نیز بالاست. سن بیش از 50 درصد از بیخانمان ها بالای 50 سال است. این گروه افزون بر بیخانمانی با بیماری و ناتوانی جسمانی نیز درگیر است. از آنجا که آنها بیشتر در معرض افتادن و زمین خوردن قرار می گیرند بیشتر مجروح و مصدوم می شوند و می توانند از اختلالاتی چون از دست دادن شنوائی، ضعف بینائی، افسردگی شدید و بیماری های مزمنی چون دیابت و ورم مفاصل نیز در رنج باشند.

بویژه در فصل زمستان بسیاری از این ابتلائات به مرگ می انجامند. در همین اواخر در پورتلاند واقعه غم انگیزی  رخ داد و کودکی که تازه 24 ساعت قبل در خیابان به دنیا آمده بود از سرما یخ زد. بالاترین تعداد بی خانمان ها ساکن شهر نیویورک هستند که سابقه آن به بحران اقتصادی 1929باز می گردد. لوس آنجلس در سپتامبر 2016 به علت افزایش بی خانمانی اعلام وضع اضطراری کرد.

اما مناطقی که اقتصادی شکوفا دارند  مانند «سیلیکون والی» در کالیفورنیا  نیز بکرات بدلیل فراوانی تعداد بیخانمان ها  با نگرانی روبرو شده است. مناطفی که محل استقرار کنسرن های ثروتمند و نیرومندی چون  گوگل، آپل و غیره هستند دارای بالاترین میزان بیخانمان ها نیز هستند.

ترجمه چند تفسیر از خوانندگان

1- با این همه وضعشان از آلمان بهتر است. آخرین رقم بیخانمان های آلمان 335 هزار نفر بود با گرایش بسوی بالا. تخمین زده می شود که این تعداد تا سال2018 به نیم میلیون نفرخواهد رسید،آن هم  در کشوری که جمعیتش یک چهارم جمعیت امریکاست! ولی  هرگز فراموش نکنید که وضع آلمانها هیچ وقت به این خوبی نبوده است، البته این نظر خانم مرکل،  مادر ملت است!

2- بله، ولی این حرف یعنی دست انداختن مردم. فاصله میان فقر و ثروت روز به روزبیشتر می شود، ان هم در سطح جهان.

3- این رقم  درست نیست ، در امریکا خیلی ها در خودرو می خوابند یا در » کاروان»، خیلی ها در کانال ها زندگی می کنند مثلا در» لاس وگاس » یا دیگر شهر های بزرگ.

telegram_majaleh

3 Comments on آن امریکائی که سالهاست روسای جمهور تحویل هم میدهند

  1. سپیده موفق به یادآوری مساله مهمی که نشاندهنده تکامل معینی در آمریکا میباشد، شده است!
    برگردان کنندگان همیشه با انتخاب مقاله ای، همخوانی نظریات و افکار خود را با مقاله ای که برمیگزینند، با خلوص نیت در اختیار خوانندگان خود قرار می دهند.
    دو پرسش برای اینجانب پیش می آید که بدنبال پاسخی برای آنها میباشم.
    ۱- از این دو برگردان و مقایسه آنها چه شناختی ناشی میگردد، و چه نتایجی باید از آنها گرفت؟
    طبق تیتر مقاله برگردان شده کنونی و عکس انتخابی آن که بخواننده چنین اعمال نظر میکند:
    آمریکاییانِ بی خانمان،‌ کاروان و خودرو خوابان انتخاب کنندگان روسای جمهور آمریکا بوده و من یک کمی پیش تر میروم و میگویم بنابراین تمام دولتزنان و دولتمر دان جهان را میتوان گفت این افراد انتخاب کرده اند. (نظریه مسلط در رسانه ها) بنابراین پرسش دوم:
    آیا با مبارزه و از بین بردن این افراد و مجازات آنان وضع بهتر میگردد؟ آیا واقعا این افراد انتخاب کنندگان رییس جمهوران و صدراعظم های دولت های کنونی میباشند.
    یک یاد آوری تاریخی:
    پس از شکست هیتلر تا به امروز طبقه حاکمه آلمان (سرمایداران و از مابهتران و اصحاب) ثابت میکردند که آدلف هیتلر را کارگران بصورت میلیونی انتخاب کرده اند! که همان تقلیب تاریخ سرمایدارانه میباشد!
    در آلمان شرق در همان اوان اسنادی را در آنجا جمع آوری کرده بودند و بوضوح نشان میداد که هیتلر انتخاب سلطنت طلبان و حزب مرکز (حزب از ما بهتران و کلیسا که اکنون همان کریست دمکراتهای آلمان هستند)، فمینیست ها که ضد خانم کلارا ستکین رییس مجلس آنزمان(رایشتاک) بخصوص سوسیال دمکراتها که رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت را در سال ۱۹۱۸بقتل رسانیدند و کلید طلایی شهر برلین را دودستی توسط رهبران خود آقای فریدریش ابرت *)، بهمراه آقای شایدمان(گردانندگان سوسیالدمکراتها) تقدیم هیتلر نمودند.
    آیا شما این یاد آوری را در باره حکومت های سرمایداری که اکنون بپای جنگ میروند صحیح نمیدانید؟ یا اینکه هنوز معتقدید همه انتخاب کنندگان ترامپ را باید از حق انتخاب محروم کرد، تا چنین میلیاردرهایی انتخاب نگردند.
    ×××××××××××××××××××
    *)- در کشور آلمان حتی دهکده ای یافت نمیشود که یک خیابان بزرگ، میدان، برزن، بندر و کوچه ای بنام «فریدریش ابرت»‌ موجود نباشد. سرمایداران این چنین خیانت سوسیالدمکراسی را به این رهبر سوسیالدمکرات و خیانت کارانی مانند هلموت کهل که کشور آلمان شرق را به قیمت یک مارک آلمان به سرمایداران خارجی و بانکها فروخت تا توانست نئولیبرالیسم را پایه گذاری نماید، هنوز پاداش میدهند.
    جالب توجه است که وی ۴ میلیارد مارک آلمان غرب از صندوقش ناپدید شده بود و به مالیات دهندگان بدهکار!!! این آقای هلموت کهل هارد رایانه خود را سوخته اعلام کرد و در پاسخ بدادگاه گفت حافظه من هیچ بخاطر ندارد. نامبرده اولین کسی بود که در سونامی معروف اندونزی چندین ساعت جلوتر از رسیدن بساحل با هلی کوپتر از معرکه نجات داده شد بطوربکه معروف است سناریوی آن توسط ارتش آلمان به اجرا گذاشته شد.

    دوست داشتن

  2. درود بر آقای رضا نافعی برگرداننده محترم،
    حق با شیطانک است ، من در زیر برگردانی از شما را می آورم که از روزنامه اشپیگل – از روزنامه های بسیار معتبر سیاسی آلمان برگردان نموده اید. زیرا در رابطه با تکامل جامعه آمریکا در زمان کنونی و بخصوص این برگردان شما در «سرتیتر بین المللی مجله هفته» نتنها بی ربط نیست بلکه تکمیل کننده و کمک کننده در فهم جامعه ابرقدرت ابرقدرتها، امپریالیسم سرکرده و افول کننده در جهان غرب با همکاری اقتصادی داوطلبانه کشور چین و شرکت در بازارهای فروش تحت نفوذ آمریکا و عضویت در سه ابراهرم وی میباشد. من از این مقاله مجله اشپیگل که پس از بحران آباکوس «بحران مسکن» ۲۰۰۸ و در باره اثرات آن نوشته شده بود، تاکنون از آن خیلی استفاده کرده و در فهم ام.آمریکا مرا کمک کرده است.
    بگذار سرمایداران و خرده بورژواهای احمق و کور باز هم از سرزمین آزادی و عجایب دنیای مدرن آمریکایی برای جوانان در ایران سخن بگویند و جوانان ایرانی را حشری برای سفر و مهاجرت بدانجا! (فیلم پرسپولیس). سپاس برشما!

    شمارۀ 17 هفته نامۀ اشپیگل 2009.04.20
    برگردان فارسی : رضا نافعی (وبلاگ کوهستان)

    پس از بحران مالی، اینک آمریکا با یک بحران اجتماعی در ابعاد تاریخی روبروست. لشگری از خانه بدوشان شهرها را در می نوردند. در کنار ساختمان های پر زرق و برقِ اداری، آشپزخانه های بینوایان رونق گرفته و«چادرآباد» ها، شهرها را فرا می گیرند. با افزایش فقر، بی صبری نسبت به دولت اوباما نیز فزونی می گیرد.
    انسان هائی که سرخورده اند و آنها که پس رانده شده اند، چون تخته پاره های به ساحل افتاده از کشتی های در هم شکسته، در نوانخانه های کلیساها نشسته و هر شب در انتظار جای خوابی، زیر اندازی یا نیمکتی چوبی هستند که پدر روحانی برای خواب در اختیارشان بگذارد. ولی درست در همین زمان بحرانی، 16 در صد هم از میزان کمک بلاعوض به بینوایان کاسته شده است .
    بحران اقتصادی آمریکا تبدیل به آنچنان بحران اجتماعی شده که از زمان بحران بزرگ قرن پیش تا کنون مانند نداشته است. نه تنها بهای سهام بورس ها و سود موسسات سقوط کرده، بلکه میلیون ها امریکائی نیز همراه آن غرق شده اند.
    فقر به عنوان یک پدیده فراگیر اجتماعی باز گشته است. حدود 50 میلیون نفر فاقد بیمه درمانی هستند که روز به روز هم بیشتر می شوند. 32 میلیون نفر با جیره غذائی زندگی می کنند. 13 میلیون نفر بیکارند. تعداد خانه بدوشان رو به افزایش است زیرا شمار حراج های اجباری خانه ها رو به فزونی است. تنها در ماه مارس 45 در صد بر میزان حراج ها، نسبت به مارس سال پیش افزوده شده است. حتی در نواحی اعیان نشین نیز این تکانه ها مشهود است. خیابان های منطقه اعیان نشین » وی نایس بیچ» در حومه لوس آنجلس، در نزدیکی دریا، که روزی عریض بودند، دیگر آن عرض را ندارند، زیرا تبدیل به پارکینگ ثابت اتوموبیل های کاروان شده اند که از جای خود تکان نمی خورند. این اتوموبیل ها مسکن انسان هایی هستند که بسیاری از آنها پنجره ها را با مقوا پوشانده اند تا ته مانده زندگی خصوصیشان از انظار پوشیده بماند، و همه در انتظار.
    در جورج تاون ، یک منطقه قدیمی و مسکونی در پایتخت آمریکا «واشنگتن»، که ساکنان آن اکثرا سیاستمداران، لابی کارها و وکلای دعاوی هستند نیز بحران آثار خود را نشان می دهد. کسی که فراموش کند شب در اتوموبیل خود را قفل کند باید بداند که فردا صبح باید چند مهمان ناخوانده را که شب در ماشین او خوابیده اند از خواب بیدار کند.
    موسسات با سرعتی دیوانه وار حتی کارگران با سابقه خود را اخراج می کنند. در ماه مارس 690 هزار نفر بر بیکاران افزوده شد، در ماه فوریه 850 هزار نفر و در ماه ژانویه 510 هزار نفر بیکار شده بودند. از آغاز بحران مالی در تابستان 2007 تاکنون تقریبا 6 میلیون نفر بیکار شده ا ند.
    کمک های دولتی به بیکاران آنقدر کم است که مردم نمی توانند زندگی سابق را ادامه دهند. حساب های بانکی مردم خالی است، حتی طبقه متوسط که با پول خود اوراق سهام خریده بودند 40 در صد از سرمایه خود را از دست داده اند. گام بعد از بیکاری سقوط به دره فقر است.
    کار طبقه زیرین جامعه که شامل سی درصد از افراد جامعه است بجای باریک کشیده است. بسیاری از آشپزخانه های مخصوص بینوایان، به گرسنگان جواب رد می دهند، حتی خوابگاه هائی که با سرعت برای خانه بدوشان بر پا شده اند نیز دیگر کافی نیست. همه جا موسسات خصوصی که مخارج امور اجتماعی را تامین می کردند شانه از زیر بار خالی می کنند. بذل و بخشش آنها درست زمانی ته می کشید که فقر عمومی به آمریکا باز می گردد.
    آشپزخانه های بینوایان باید با پول کمتری بسازند، گرچه تقاضا چند برابر افزایش یافته است. در سال 2007 به یک میلیون و سیصد هزار نفر غذای رایگان داده می شد. فقط در ماه های اکتبر و نوامبر 2008 ، ظرف دو ماه، تعداد نیازمندان ناگهان به سه میلیون نفر افزایش یافت.
    در این اواخرمردم گرسنه، به آشپزخانه های بینوایان، به معنی واقعی کلمه، هجوم می برند. ولی گرسنگی تنها به سراغ تهی دستان نمی آید، بسیاری از این منتظران سرپناه هم ندارند. در میان هزاران بی خانمان خانواده های بسیاری هستند که دیگر از عهده پرداخت اجاره خانه خود هم بر نمی آیند و در متل های ارزان قیمت بسر می برند، اینها کسانی هستند که در گذشته به طبقه متوسط تعلق داشتند. آنچه همه جا رو به گسترش است «چادر آباد» است، از فلوریدا در ساحل شرقی آمریکا گرفته تا سه آتل در ساحل غربی آن. بقول پرفسور «جیمز الن فوکس»، پژوهشگر در عرصه تبهکاری، امروز از نظر بسیاری جمله معروف «آمریکا سرزمین امکانات بی مرز» یک شوخی خنک است. طبق پژوهش های او امریکا میرود که دوباره سرزمین قساوت گردد. فقط در ماه آوریل، یک جوان 22 ساله سه پلیس را در پیتسبورگ از پای در آورد. در همان روز در ایالت واشنگتن یک مرد 34 ساله قبل از آن که خود را بکشد پنج بچه خود را کشت یک روزقبل از آن مردی در ایالت نیویورک در یک موسسه امور اجتماعی نخست 13 نفر را از پای درآورد و بعد خود را کشت. درهمین ماه ، مردی در آلاباما نخست همسر خود را به ضرب گلوله از پای در آورد، سپس خواهرش را، سپس پسر یازده ساله خواهر و دختر 16 ساله خود و دست آخر هم خودش را.
    مفسر روزنامه نیورک تایمز در تفسیری به طعنه نوشت «این شیوه امریکائی است» و یادآوری می کند که از یازده سپتامبر 2001 تاکنون 120 هزار آمریکائی به دست خود آمریکائی ها بقتل رسیده اند. این رقم 25 برابر بیشتر از سربازان کشته شده آمریکائی در عراق و افغانستان است.
    اکثر کارشناسان بر این عقیده اند که دلیل افزایش تبهکاری ها، بویژه در ماه های اخیر وضع تیره و تار اقتصاد است. «جک لوین» کارشناس تبه‌کاری از دانشگاه نورث ایسترن در بوستون می گوید: «من تا کنون ندیده بودم در مدتی چنین کوتاه این همه قتل انجام شود».
    در آمریکا بار دیگر نسلی در حال رشد است که زندگی روز مره اش عبارتست از خشونت و نومیدی. اکثر بینوایان نسل نو از فقر فرهنگی نیز در رنجند. دانش آموزی که خانه بدوش است یا در مُتل زندگی می کند بندرت می تواند تکالیف مدرسه را انجام دهد، یا اصلا سر کلاس حاضر شود. زنی به روزنامه محلی می نویسد، نقشی که این بحران در زندگی او بازی کرده چون نقش توفان » کاتارینا» در نیو اورلئان بوده است…
    چهارشنبه – ۶ بهمن ۱۳۹۵
    سپیده

    دوست داشتن

  3. آقای رضا نافعی شما پیشتر ها خیلی بهتر برگردان مینمودید.
    آیا کار جوانان تازه کار را بنام خود چاپ نموده اید؟ و یا مانند من سن بالا، بقول آلمانی ها zugeschlagen کارخود را کرده است؟ امید وارم که اولی درست باشد، پیری دوایی ندارد جز تحرک و پویایی(جک لندن-گرگ دریا).
    دوست من ثروت ۸.۳ میلیارد نفر باید هم بیشتر از ۳.۶ میلیارد نفر باشد. حتی اگر سرانگشتی حساب کنید.
    سپس کدامین رقم از رقم های بالا درست نیست؟«۳- این رقم درست نیست»! طبق فیلم های آموزشی و خر رنگ کنی برای جوانان که اگر زرنگ باشند و ابتکار بخرج دهند موفق میشوند از خودروخوابی و کاروان خوابی(درام.آمریکا) رها شوند و در این نوع فیلم ها و بخصوص فیلم های بنجل و ارزان نیمه سکسی و نیمه جنایی چنانچه میتوان استنتاج کرد، در تمام گروه های نام برده شما، خیابان خوابی، خودرو خوابی و بی خانمانی دیده میشوند.
    بنابراین ورزش!
    شیطونک

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: