اخبار ایران و جهان

پرسش و پاسخ قابل بحث درباره اوضاع جهان (2)

welt_jahan

یونس پارسا بناب

درآمد

در بخش اول این نوشتار به پرسش اول درباره برنامه های مربوط به استقرار حاکمیت ملی بویژه در چین پاسخ داده شد . در بخش دوم به دو پرسش درباره گسست از محور نظام ، هویت انحصارات پنجگانه و تلاقی ها بین مرکزهای مسلط ( شمال ) و پیرامونی های در بند ( جنوب ) و بالاخره وظیفه چپ چالشگر ضد نظام سرمایه داری پاسخ های اجمالی ارائه می گردد .

پرسش دوم : چرا گسست از محور نظام و تقابل با جهانی گرائی سرمایه لازمه اصلی استقرار حاکمیت ملی است ؟

پاسخ :

– حرکت و تلاش در جهت گسست از سرمایه داری جهانی اولین قدم در راه استقرار حاکمیت ملی است . به عبارت دیگر گسست از اقتصاد جهانی و تعبیه و تنظیم قرار دادن سیاست و روابط خارجی در خدمت نیازمندی ها و ارجحیت های داخلی از طریق ایجاد رشد خود محور و متکی به خود است که لاجرم منجر به استقلال می گردد. این تلاش بشری تا زمانی که ساختار جهانی بر اساس ملت دولت های واحد و مرز محور بنا گشته و از تاریخ عمر آن متجاوز از پانصد سال می گذرد ، به قوت خود باقی خواهد ماند . البته این حرکت و تلاش به هیج وجه رد روابط با کشورهای جهان بر اساس خودکفائی ( اوتارکی ) نیست بلکه پروژه کلیدی و اصلی گسست ایجاد حاکمیتی است که در آن رشد اقتصادی – اجتماعی بر اساس اتکا و متکی به خود ( اوتوسنتریک ) بنا شده باشد .

– خواست گسست زمانی در کشورهای بویژه پیرامونی و نیمه پیرامونی جنوب به عنوان یک آرمان در بین خلق های زحمتکش جهان بروز و رشد یافت که استعمار نوین به جای استعمار کهن ، نشست . بعد از پایان جنگ جهانی دوم اکثریت عظیمی از کشورهای چهار قاره ( آسیا ، آفریقا ، آمریکای لاتین و اقیانوسیه ) که تا آن زمان مستعمرات کشورهای عمدتا اروپائی ( اروپای آتلانتیک ) بودند ، موفق به کسب استقلال گشتند . در این دوره که نزدیک به بیست سال ( از 1955 تا 1975 ) طول کشید تعداد زیادی از این کشورها که به کشورهای کنفرانس باندونگ ( 1955 ) و جنبش کشورهای غیر متعهد ( 1962 ) تعلق داشتند از موهبت نسبی توسعه های خود محور و متکی به خود بهره مند گشته و اندیشه ها و جنبش های سوسیالیستی نیز در این کشورها فرصت های مناسبی برای رشد و گسترش خود پیدا کردند . ولی بعد از آغاز فعلی جهانی گرائی سرمایه داری جهانی ( فاز بازار آزاد نئولیبرالی ) و به موازات آن شروع تهاجمات مجدد راس نظام در دهه 80 قرن بیستم ( جابجائی استعمار کلاسیک کهن با استعمار نوین ) شرایط برای رشد و توسعه پروژه های ملی بر اساس گسست از محور نظام در کشورهای دربند پیرامونی در مسیر افول و اضمحلال قرار گرفت . پروسه این افول و اضمحلال بعد از فرود و نابودی سه ستون مقاومت چالشگر ( جنبش های رهائیبخش ملی در کشورهای جهان سوم ، جنبش های کارگری در اروپای آتلانتیک و بالاخره فروپاشی و تجزیه شوروی ) در دوره 1991 – 1975 به سرعت تشدید یافت .

– بررسی دقیق و تحلیلگرانه اوضاع جهان در عصر سرمایه داری انحصاری در 130 سال گذشته ( از 1885 تا کنون  ) به روشنی نشان می دهد که وقوع گسست در کشورهای پیرامونی و نیمه پیرامونی جهان عمدتا منجر به شکلگیری حاکمیت های خود محور و خود مختار ( اتو سنتریک ) در آن کشورها گشته که به عنوان اهرم های قوی در تضعیف قدرقدرتی ها و یکه تازی های لجام گسیخته راس نظام و بعضی از شرکایش در صحنه جهانی نقش مهمی ایفا کرده اند . امروز در پرتو شرایط رو به رشد در جهان و قرار گرفتن راس نظام در سراشیب فرتوتی ، کهولت و بی ربطی ، امر گسست و شیوع آن در کشورهای پیرامونی و نیمه پیرامونی جهان می تواند در برابر تهاجم جهانی گرائی نظام جهانی مقاومت کرده و بدین وسیله حرکت در مسیر استقرار نظم جهانی دیگر و بهتری را امکان پذیر سازد . بر این اساس می توان اذعان کرد که امکان و حتی احتمال تغییر و دگردیسی در جهان امروز برخلاف گذشته نه در کشور های مسلط مرکز سرمایه داری بلکه توسط خلق های زحمتکش کشورهای دربند که 80 در صد جمعیت جهان را در بر می گیرند ، به وقوع خواهد پیوست . به عبارت دیگر نیاز و ضرورت به زیر سئوال کشیدن نظام سرمایه در کشورهای دربند جدی تر و شدیدتر از کشورهای مسلط مرکز خواهد بود . زیرا امروز بیش از هر زمانی در گذشته تضاد و تلاقی بین مرکزها و پیرامونی ها در شرایط انفجاری تر قرار گرفته اند .

  گسست می تواند سرآغاز و یا تسریع رشد خود محوری ملت ها ، خلق ها و طبقات توده ای ( کارگران ، دهقانان ودیگر تهیدستان ) باشد . برای تضعیف و اضمحلال نظام جهانی فعلی ما نیاز به ایجاد نظام جهانی نوین داریم . بدون گسست ایجاد جهانی نوین توهمی بیش نخواهد بود . گسست نه تنها شرایط را برای ایجاد حاکمیت ملی ( استقلال ) فراهم خواهد ساخت بلکه ادامه این حاکمیت سیاسی منجر به لغو شکل های مسلط مالکیت خصوصی گشته و به موازات آن توسعه » حاکمیت در تغذیه » ( که فقدان آن امروز باعث مرگ و میر میلیون ها انسان بویژه کودکان از قحطی و نبود غذا در کشورهای پیرامونی دربند می گردد ) را از طریق صنعتی سازی کشاورزی کشور میسر خواهد ساخت .

نتیجه اینکه

– پروسه گسست و استقرار حاکمیت ملی خیلی امکان دارد که راه را برای رشد و گسترش سوسیالیسم هموار سازد . احتمال وقوع این دگردیسی در جامعه زمانی افزایش می یابد که در آن جامعه حامیان این دگردیسی سوسیالیست هائی باشند که از موهبت یک مدیریت پیشرو بهره مند باشند : مدیریتی که از حمایت بیدریغ اقشار مختلف طبقات توده ای ( بویژه کارگران ،  دهقانان و دیگر تهیدستان ) آن جامعه بهره مند است .

پرسش سوم : انحصارات پنجگانه کدامین هستند و آنها چگونه برای رهائی خود از بحران حاکم متوسل به ایجاد امپراتوری آشوب گشته اند ؟ در تحت این شرایط وظیفه چپ های رادیکال چیست ؟

پاسخ :

– بحران ساختاری نظام جهانی سرمایه ( که در نیمه اول دهه 1970 آغاز گشته و پس از طی نزدیک به 35 سال در اواخر سال 2007 برملاتر و رسانه ای تر گشت ) نشان داد که هم بحران های موسمی و فصلی و هم بحران های سیستمی و ساختاری از ماهیت خود نظم سرمایه داری ( که آن ها را هر بار عمیق تر و جهانی تر بازتولید می کند ) جداناپذیر هستند . این امر به ما می آموزد که هر بحران در یک زمینه مشخص ( مثل بحران بیکاری ، بحران تورم ، بحران مالی ، بحران تغییر جو ، بحران محیط زیست و… ) را نباید بطور جداگانه بلکه بطور اورگانیک و فراگیر به عنوان بخشی از کل مورد بررسی ، مداقه و و تفحص قرار دهیم . امروز » انحصارات پنجگانه » اولیگوپولی ها با عمومی تر ، مالی تر و نظامی تر ساختن خود کل اقتصاد جهانی را بیش از هر زمانی درگذشته سرمایه داری ، تحت کنترل خود قرار داده و مسئولین اصلی بحران ها و بی امنی ها ( منجمله اعمال سیاست های » تلاقی تمدن ها » ، گسترش بنیادگرائی های دینی- مذهبی و رواج امپراتوری آشوب ) در اکناف جهان هستند . این انحصارات پنجگانه جهانی کدامین هستند ؟

– از زمان آغاز مرحله سرمایه داری انحصاری ( امپریالیسم ) در اواسط دهه 1880 تا سال های آغازین دهه 1970 سرمایه داری توسط تعداد قابل توجهی از انحصارات که عموما به نام شرکت ها و کمپانی های تک ملیتی ، چند ملیتی ، فراملی و… معروف بودند ، بر نظام جهانی سرمایه داری فرمان می رانند . ولی بعد از آغاز دهه 1970 مشخصا بعد از گسست پیوند بین دلار و طلا و شروع شکلگیری بحران فعلی ساختاری نظام سرمایه ، تعداد قابل ملاحظه ای از انحصارات فوق الذکر دچار ورشکستگی گشته و یا مشمول جذب گشته در درون انحصارات قوی تر ادغام گشتند . این روند بعد از سال های آغازین 1980 ( شروع فاز فعلی جهانی گرائی سرمایه = دوره بازار آزاد نئولیبرالی ) تشدید یافته و در عرض بیست و پنج سال گذشته به تدریج کنترل سرمایه داری جهان بدست پنج امتیاز ( انحصارات پنجگانه ) افتاد . این اولیگوپولی های پنجگانه انحصارات که امروز بر نظام جهانی سرمایه حاکمیت پیدا کرده اند به ترتیب عبارتند از : 1 کنترل امور مالی و پولی جهان ، 2 کنترل فن آوری و تکنولوژی ، 3 کنترل دسترسی برمنابع طبیعی ، 4 کنترل بلامنازع رسانه های گروهی جاری و 5 انحصار و کنترل سلاح های کشتار دسته جمعی .

– این اولیگوپولی ها که اولیگارکی های حاکم بر دولت های امپریالیستی دسته جمعی ( آمریکا ، اتحادیه اروپا و ژاپن ) را تحت کنترل خود قرار داده اند برخلاف گذشته برای تولید سرمایه گذاری نمی کنند . مقدار سرمایه گذاری های اولیگوپولی ها در بازارهای مالی در سی و پنج سال گذشته در تاریخ پانصد ساله سرمایه داری بی نظیر می باشد . این روند مالی تر سازی سرمایه گذاری ها از سوی این انحصارات یگانه راه حل برای ادامه عمر سرمایه داری در جهان است . رواج پروسه مالی تر سازی از طریق سوداگری منبعث از تاراج منابع انسانی و طبیعی عمدتا کشورهای پیرامونی جهان ، نه تنها برای حامیان نظام عیب و نقص نیست بلکه به نظر این نگارنده نیز ضرورت موجودیت منطقی نظام که در دوران کهولت و فرتوتی غوطه خورده است ، می باشد .

– در تحت این شرایط حاکم این نظام فرتوت و بی ربط برای ادامه بقای خود متوسل به ایجاد امپراتوری آشوب از طریق اشتعال جنگ های بی پایان مرئی و نامرئی در اکناف جهان بویژه در کشورهای منطقه به غایت استراتژیکی خاورمیانه بزرگ ، گشته است . در چنین اوضاعی تلاطمات ، تلاقی ها و مبارزات پر از اعتراض جنبش های سیاسی و اجتماعی یا به دگردیسی های سیاسی بهتر و ترقی خواهانه و یا بدتر فاشیستی حتی از نوع فاشیزم بنیادگرایانه دینی – مذهبی = داعشی ، می انجامد . در مقابل اوضاع پر از تلاطم و گسترش امپراتوری آشوب توسط اولیگوپولی های انحصاراتی پنجگانه ، چپ رادیکال و دیگر چالشگران ضد نظام و ترقی خواه چه وظیفه ای دارند .

وظیفه چپ های رادیکال

– ما در دوره ای از تاریخ معاصر زندگی می کنیم که در آن بحران ها و جنگ ها و بلایای منبعث از آنها از یک سو و فراز امواج خروشان بیداری ها و رهائی ها از سوی دیگر ، سرنوشت بشر را ورق می زنند . آیا بشریت زحمتکش به همراه و دوش به دوش ، چالشگران ضد نظام سرمایه در خلق یک نظام دموکراتیک تر ، برابرتر و کم هیرارشی تر و مسلما با چشم اندازهای سوسیالیستی ، کامیاب خواهد شد ؟ بدون تردید برای چپ رادیکال هم نیروی سوسیال و هم نیروهای ناسیونال ، بویژه در کشورهای پیرامونی در بند چهار قاره ( آسیا ، آفریقا ، آمریکای لاتین و اقیانوسیه ) و کشورهای نیمه پیرامونی اروپای شرقی ( یونان ، جمهوری چک و….) باید و ضروری است که ابتکار ساختمان یک جبهه ضد انحصارات پنجگانه و ضد میلیتاریسم بین کارگران ، دهقانان و دیگر تهیدستان از یک سو و دیگر تولید کنندگان قربانی نظام از سوی دیگر را بدست گرفته و از هر فرصت و استراتژی در جهت وارد ساختن ضربه بر پیکر نحیف و فرتوت نظام جهانی که تقلا می کند بهر نحوی از بحران ساختاری خود عبور بکند ، دریغ نکند .

– در روند ساختمان این جبهه متحد ضد انحصارات پنجگانه چه در سطح ملی و منطقه ای و چه در سطح بین المللی و جهانی چالشگران ضد نظام باید از بروز و توسعه دو پدیده چشمگیر که عمدتا در بخش جنوب در بیست و پنج سال گذشته از بعد از پایان دوره جنگ سرد در 1991 تاکنون 2015 پدیدار گشته اند ،حداکثر استفاده را بویژه در انتخاب استراتژیکی مبارزاتی خود ، بکنند . این دو پدیده عبارتند از 1 فراز کشورهای نوظهور و در حال عروج در جنوب و 2 بروز دموکراسی های توده ای در حیاط خلوت راس نظام .

– انحصارات پنجگانه برای ادامه خود نیازمند ایجاد و گسترش امپراتوری آشوب از طریق اشتعال جنگ های بی پایان مرئی و نامرئی ساخت آمریکا و بلایای گوناگون منبعث از آنها ( مثل گسترش بنیادگرائی های حتی فاشیستی مانند داعش و یا حمایت همه جانبه از سرکار آمدن سکولاریست های فاشیستی در اوکراین ) ، می باشد . بنابراین فراز کشورهای در حال عروج به ویژه در چین که در مسیری به پیش می روند که نمی خواهند تحت کنترل و فرمان این انحصارات قرار گیرند ، در نهایت موقعیت این انحصارات عمومی تر ، مالی تر و نظامی تر شده را در کشورهای جنوب ( مناطق توفانی ) ضعیف می سازد . بطور مثال اتخاذ سیاست های نوین در چین در چند سال اخیر بویژه از سال 2010 به این سو در عرصه فن آوری بر اساس از » ساخت در چین » به » ساخت توسط چین » باعث گشته که چین دیگر کارگاه جهان برای شعبه ها و کمپانی های متعلق به انحصارات پنجگانه امپریالیسم نگشته و آن کشور در حال عروج را به مقدار قابل توجهی در گستره های فن آوری لازم برای توسعه داخلی خودش مسلح و مسلط سازد .

– این دگردیسی در گستره های فن آوری چین باعث گشته که تعداد قابل توجهی از کشورهای آمریکای لاتین بویژه برزیل مثل چین عضو فعال گروه » بریکس » که در سال های اخیر در راه گسست از محور نظام قدم های موثری برداشته اند ، با تعبیه و تنظیم سیاست ها و استراتژی های نوین در گستره های فن آوری بخصوص در امور کشاورزی و استقرار حاکمیت در منابع تغذیه خود را از فرامین انحصارات پنجگانه به مقدار قابل توجهی رها سازند .

– بدون تردید استقرار پروژه های ملی توسط دولت های توده ای محور و تضعیف اقشار مختلف کمپرادور و تضعیف پروسه توسعه های لومپنی آنها ، رانت امپریالیستی را در سراشیب سقوط و اضمحلال قرار داده است . بهر رو برای چالشگران رادیکال و ترقی خواه ضروری است که در محاسبات مبارزاتی و تنظیم استراتژی های بین المللی و همبستگی خود به فعل و انفعالات سیاسی این دو پدیده ( عروج کشورهای نوظهور و مقتدر و گسترش دموکراسی های توده ای در کشورهای جنوب جهانی( توجه ویژه مبذول دارند .

نتیجه اینکه

– امروز در جهان ما تلاقی و تضاد بین سرمایه داری و سوسیالیسم با تلاقی و تضاد بین شمال ( کشورهای مسلط درون امپریالیسم سه سره ) و جنوب ( کشورهای دربند پیرامونی ) گره خورده و عجین گشته اند . وقوع این امر در تاریخ پانصد ساله سرمایه داری منجمله در عصر سرمایه داری انحصاری در 130 سال گذشته ( از 1885 تا کنون ( بی نظیر و لاجرم حائز اهمیت برای بشریت زحمتکش جهان و چالشگران ضد نظام است . بررسی تحلیلی مسائل  فراگیر جهانی از مسئله تغییر جو و تخریب محیط زیست گرفته تا تاراج منابع طبیعی و ابر استثمار طبقات توده ای در چهارچوب این کشمکش ( تضاد بین شمال و جنوب ) و حرکت در جهت حل آنها به نفع بشریت زحمتکش ، برای رزمندگان ضد نظام جهانی به یک امر ضروری و فوری تبدیل شده است .

– در متن و بطن این چهارچوب ، حق تصاحب خصوصی منابع طبیعی ، تکنولوژیکی ، مالی ، فنون ارتباطاتی و اطلاعاتی و… توسط انحصارات پنجگانه ( اولیگوپولی های شمال ) تحت عنوان اینکه » راه و رسم زندگی آمریکائی مذاکره پذیر نیست » به چه معنی است ؟ یعنی انکار دسترسی خلق های جنوب ( 80 در صد بشریت ) به منابع طبیعی و انسانی خود .

– به نظر این نگارنده بشریت زحمتکش ( چه در کشورهای مسلط مرکز در شمال و چه در کشورهای پیرامونی دربند جنوب ) زمانی خواهد توانست به طور جدی در ساختمان یک نظام جهانی دموکراتیک تر ، برابری طلب و کم هیرارشی تر البته با چشم اندازهای سوسیالیستی ، قدم بردارد که این راه و رسم زندگی در شمال را دگرگون سازد . مسلما این امر زمانی میسرتر می گردد که در جنوب رزمندگان جدی ضد نظام با زدن » نشان سرخ دلیری » برسینه با جسارت به قول ملک الشعرای بهار » … جزئیات مرامی را موقتا کنار گذاشته با هر کسی که از حیث مظلومیت با شما همدرد است ، کنار بیائید » . ( به نقل از روزنامه ستاره  مورخ 22 مرداد ماه 1331 ) .

– تشدید و گسترش مبارزات ضد نظام جهانی در کشورهای مختلف جنوب نه تنها رانت امپریالیستی را همراه با تضعیف بورژوازی لومپنی – کمپرادور کاهش داده و موقعیت انحصارات پنجگانه را در سطح جهان به خطر می اندازد بلکه در نهایت طبقات توده ای در شمال را در مبارزاتشان برای اجتماعی و ملی کردن حیطه های امور رفاهی ( وسایل و منابع بهداشت و طب ، آموزش و پرورش ، ترابری و…. ) تفویت می کند . هیچ استبعادی ندارد در روند این مبارزات آریستو کراسی کارگری همراه با دیگر اقشار خرده بورژوازی در اروپای آتلانتیک و آمریکای شمالی دست به عقب نشینی زده و بدین وسیله شرایط برای رشد و گسترش همبستگی ها و همکاری ها بین طبقات توده ای بویژه کارگران شمال و خلق های جنوب برای اولین بار بعد از وقوع انقلاب اکتبر 1917 ، مجددا میسر گردد . 

منابع و مآخذ

1 – مصاحبه با سمیرامین درباره » بهار عربی ، بحران سرمایه داری معاصر و کیفیت و ماهیت سوسیالیسم قرن بیست و یکم » در مجله سیزفایر ( آتش بس ) ، 5 دسامبر 2011 .

2 – روزنامه ستاره ، مورخ 22 مرداد 1331 .

3 – درباره جزئیات پیشنهاد تاریخی ملک الشعرای بهار به نیروهای چپ و ترقی خواه در 22 مرداد  1331 ( در بحبوحه پیروزی قیام تاریخی 30 تیر 1331 ) ، رحوع کنید به : جامی » گذشته چراغ راه آینده » ، بدون ذکر مکان چاپ ( اروپا ؟) ، 1355 .

– پال باران ، » اقتصاد سیاسی توسعه » ، از انتشارات مانتلی ریویو ، نیویورک ، 1957 .

– آبا یومی آز کووی ، » استقرار همبستگی با آفریقا در جهت گسست » ، در سایت گلوبال ریسرچ نیوزلتر ، 19 نوامبر 2014 .

– امانوئل تاد ، » بعد از امپراتوری : سقوط نظام آمریکا » ، نیویورک 2003 .

– سمیرامین ، » سرمایه داری به مرحله فرتوتی اش گام می نهد : ، برگردان م.ت.برومند در سایت اخبارروز ، بهمن 1393 ( نوامبر 2014 )

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: