اخبار ایران و جهان

اقتصاد رقمی- آینده درخشان بشر یا حباب بازار سهام؟

eghtesad_2017

والنتین کاتاسانوف

(Valentin Katasonov)

پروفسور، دکتر علوم اقتصاد، مدیر مرکز پژوهش‌های اقتصادی روسیه
بنام «سرگئی فیودورویچ شاراپوف»

ا. م. شیری

۱ بهمن- دلو ۱۳۹۵

واژه ترکیبی «اقتصاد دیجیتالی» (رقمی) هر چه بیشتر به گفتمان سیاستمداران، کارفرمایان و روزنامه‌نگاران وارد می‌شود. گزارش در مورد وضعیت اقتصاد رقمی در جهان، یکی از گزارشهای اصلی در میان سلسله گزارشهای بانک جهانی پیرامون «توسعه جهانی» در سال ۲٠۱۶ بود. این گزارش زیر عنوان «سود رقمی» انتشار یافت. در مقدمه گزارش بقلم جیم یونگ کیم، رئیس بانک جهانی گفته می‌شود: «ما در دروه انقلاب عظیم اطلاعات- ارتباطات در تاریخ بشر بسر می‌بریم. بیش از ۴٠ درصد جمعیت جهان به اینترنت دسترسی دارد، و هر روز  کاربران جدید به شبکه افزوده می‌شوند. در میان ۲٠ درصد از فقیرترین خانواده‌ها تقریبا از هر ۱٠ نفر ، ۷ نفر تلفن همراه در اخیتار دارد. تعداد خانواده‌های دارای تلفن همراه بسیار بیشتر است از تعداد کسانی که به توالت یا آب آشامیدنی سالم دسترسی دارند».

موضوع مشترک این گزارش‌ها عبارت است از القاء سه ایده: ۱- بسط گسترده اینترنت، ارتباطات سیار و فن‌آوری اطلاعات و کامپیوتر به شالوده ایجاد اقتصاد رقمی تبدیل می‌شود. ۲- اقتصاد رقمی بسیاری از کشورهای جهان در مرهله توسعه سریع قرار دارد. ٣- اقتصاد رقمی باعث تغییرات بنیادی «مثبت» در جهان می‌گردد. گزارش کاملا خوش‌بینانه است و می‌خواهد القاء کند، که اقتصاد رقمی حتا فردا می‌تواند دسترسی فقیرترین انسانها را به توالت و آب آشامیدنی سالم ممکن سازد.

در فاصله سالهای ۲٠٠۵- ۲٠۱۵ تعداد کاربران اینترنت بیش از دو برابر افزایش یافته است: از یک میلیارد نفر به سه میلیارد و دویست میلیون نفر. نویسندگان گزارش بانک جهانی این پدیده را «انقلاب رقمی» نام‌ گذارده‌اند: این بدین معنی است، که شبکه‌ها امروز  ارتباط شرکتها، شهروندان و حاکمیت را بیش از پیش تقویت می‌کند. انقلاب رقمی منافع افراد خصوصی را بسرعت تأمین کرده است: برقراری ارتباط‌ها و دریافت اطلاعات را آسان و راحت نموده، محصولات رقمی رایگان پدید آمده، اشکال جدید اوقات فراغت ظاهر شده است. علاوه بر این، به برکت آن، احساس عمیق ارتباط متقابل اجتماعی و اجماع جهانی حاصل شده است».

نویسندگان گزارش تأکید می‌نمایند، که نفع «انقلاب رقمی» («سودهای رقمی»- هر چه بیشتر)، اگر فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات از سوی دولت تشویق و مدیریت شود، باز هم محسوس‌تر خواهد بود. پوشش باید ۱٠٠ درصد باشد! نباید هیچ «منطقه سایه» در جهان باقی بماند!

«سودهای رقمی» واقعی همچنین در شرایطی بدست می‌آید، که فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات نه تنها در سطح معیشتی (رابطه، ارتباط بین مردم)، حتا در سطح اقتصادی بطور هر چه گسترده استفاده شود. بشریت باید با عبور از اقتصاد رایج، به «اقتصاد رقمی» روی آورد.

هر چند از ابداع عبارت «اقتصاد رقمی» بیش ۲٠ سال می‌گذرد (آن را نیکولاس نگروپونته از دانشگاه  ماساچوست در سال ۱۹۹۵ ابداع کرد)، اما محتوا و مفهوم آن تاکنون روشن نشده است. گزارش بانک جهانی نیز تعریف دقیقی از آن ارائه نمی‌دهد. اقتصاد رقمی را در شکل کلی خود می‌توان بمثابه آن بخشی از مناسبات اقتصادی تعریف کرد، که بواسطه اینترنت، ارتباطات سیار و فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات مشخص می‌شود. فن‌آوری اطلاعات و کامپیوتری معاصر با حذف زنجیره بلند واسطه‌ها و تسریع معاملات و عملیات مختلف (خرید و فروش‌ها، وام‌ها، اجاره‌ها، پرداختهای مالیاتی، جریمه‌ها، تأدیه‌ها، سایر پرداخت‌ها و محاسبات) مناسبات بین شرکت‌ها، بانک‌ها، دولت‌ها و جامعه را تنظیم می‌کند.

نویسندگان بسیاری از تحلیل‌ها (از جمله نویسندگان گزارش بانک جهانی) بر اساس این تصور از اقتصاد رقمی نتیجه می‌گیرند، که این الگوی اقتصاد «سودهای رقمی» جامعه را به شکل بسیار بالاتر از بازدهی کار ، افزایش قابلیت رقابت شرکت‌ها، کاهش هزینه تولید، تضعیف بحران‌ها (بحساب تسریع فروش کالاها و خدمات)، رشد اشتغال (کاهش بی‌کاری)، تحقق بهتر نیازمندی فرد، کاهش فقر و حتا تضعیف (یا محو کامل) قطبی شدن جامعه تأمین می‌کند.

تجارت الکترونیک؛ بانکداری الکترونیک؛ پرداخت الکترونیک؛ آگهی اینترنتی؛ بازی‌های اینترنتی عناصر اصلی اقتصاد رقمی بشمار می‌روند. امروز در اکثریت کشورها‌ (اگر بر مبنای شاخص ارزش گردش‌ها) این شکل اقتصاد رقمی، بویژه، تجارت الکترونیک بسیار توسعه یافته است. سخن از خرید و فروش کالاها و خدمات از راه دور (سفارش کالا و خدمات از طریق مغازه‌ها و دفاتر اینترنتی) با استفاده از اینترنت ثابت و سیار در میان است.

کمپانی گروه مشاوران بوستون یکی از معتبرترین کارشناسان در زمینه اقتصاد رقمی شمرده می‌شود. داده‌ها در خصوص سطح توسعه تجارت الکترونیک در برخی کشورها بصورت مقایسه‌ایی در جدول شماره یک ارائه شده است.

جدول یک

سطح توسعه تجارت الکترونیکی در برخی کشورها در سال ۲٠۱۴

 

سهم تجارت الکترونیکی در گردش تجارت خرده‌فروشی به درصد

سهم تجارت الکترونیکی ‌در گردش خرده‌فروشی مواد غذایی به درصد

انگل‌ستان

۴/ ۱۱ ۴/ ۴

آلمان

۲/ ۱٠

۸/ ٠

چین

۴/ ۸

ــ

آمریکا

۸/ ۶ ٣

ژاپن

۲/ ۶

ــ

هلند

ــ

۶/ ٣

فرانسه

ــ

۵/ ۱

روسیه

٣/ ٣

۲/ ٠

منبع: «روسیه آنلاین. باید سبقت گرفت، عقب‌ماندن جایز نیست». گروه مشاوران بوستون (۲٠۱۶)

همانطور که معلوم است، تجارت الکترونیک در انگل‌ستان نسبتا توسعه یافته است. آلمان کمی از آن عقب می‌ماند. سطح بالای توسعه تجارت الکترونیک در چین جالب توجه است. بر اساس اطلاعات همان کمپانی گروه مشاوران بوستون، در سال  ۲٠۱۱ گردش تجارت الکترونیک در چین ۱۸ میلیارد دلار و در سال ۲٠۱۴، ۷۷ میلیارد دلار بوده است (رشد، ٣/ ۴ برابر). برای مقایسه، توسعه تجارت الکترونیکی در کل گردش تجارت خرده‌فروشی در روسیه ٣/ ٣ درصد برآورد شده است. توسعه تجارت الکترونیکی در زمینه خرده‌فروشی محصولات غذایی بطور مجزا ارزیابی می‌شود. انگل‌ستان، هلند و ایالات متحده آمریکا در این زمینه پیشتازند. شاخص این نوع تجارت در روسیه بسیار نازل است و ۲/ ٠ درصد از کل خرده‌فروشی محصولات غذایی را تشکیل می‌دهد.

تجارت الکترونیکی مهم است، اما تنها بخش تشکیل‌دهنده اقتصاد رقمی نیست. بانکداری الکترونیک در برخی کشورها، مثلاً، در کشورهای با رشد بالا، نسبتا توسعه‌ یافته است. کارشناسان کمپانی گروه مشاوران بوستون سعی کردند میزان توسعه اقتصاد رقمی را با عطف توجه به همه بخش‌ها ارزیابی نمایند. نتایج آن در شاخص‌های مشتمل بر بسیاری از متغیرها («شاخص کمپانی گروه مشاوران بوستون) بیان شده است. کمپانی گروه مشاوران بوستون ۸۵ کشور مورد بررسی را به ترتیب اهمیت شاخص رتبه‌بندی نموده است. کشورهای گروه پیشتاز عبارتند از: ۱- دانمارک؛ ۲- لوکزامبورگ؛ ٣- سوئد؛ ۴- کره جنوبی؛ ۵- هلند؛ ۶- نروژ؛ ۷- انگل‌ستان. نام برخی از کشورهای ردیف‌های نسبتا پائین جدول رتبه‌بندی را ذکر می‌کنیم: چین (در رتبه ٣۵)؛ فدراسیون روسیه (٣۹)؛ ایتالیا (۴٠)؛ یونان (۴۲)؛ هند (۸٠). کشور آفریقایی کامرون در ردیف ۸۵، در آخرین ردیف جدول قرار دارد.

کارشناسان کمپانی گروه مشاوران بوستون همه انواع اقتصادهای رقمی را در ۵ دسته گروه‌بندی می‌کنند. معیار گروه‌بندی آنها عبارت است از: سطح نسبی توسعه معاملات رقمی و درآمد ناخالص داخلی سرانه.

گروه پیشتازان را کشورهای با درصد بالای عملیات اقتصادی «رقمی» و سطح بالای فن‌آوری مورد استفاده «رقمی‌ها» تشکیل می‌دهد و آنها شش کشور هستند: کره جنوبی، دانمارک، انگل‌ستان، سوئد، نروژ و هلند.

اکثریت اقتصادهای توسعه‌یافته جهان، مثل آلمان، آمریکا، ژاپن و کشورهای اتحادیه اروپا دومین گروه (اساسی) را تشکیل می‌دهند.

گروه سوم شامل کشورهای با سطح بالای رفاه (درآمد ناخالص داخلی سرانه)، اما با نمودار نسبتاً پائین  عملیات «رقمی» می‌باشد. کشورهای خاورمیانه، در وهله نخست امارات متحده عربی و عربستان سعودی جزو این گروه شمرده می‌شوند. کارشناسان کمپانی گروه مشاوران بوستون تصریح می‌کنند، که یکسری از کشورهای گروه سوم در معرض توسعه بالای عملیات رقمی قرار گرفته‌اند، آنها می‌توانند در آینده به گروه دوم یا حتا گروه اول ارتقاء یابند.

گروه چهارم- «پیشتازان در حال ظهور» هستند. در این گروه کشورها سطح توسعه عملیات رقمی بالاتر از سطح توسعه اقتصادی می‌باشد. چین مشخص‌ترین نمونه این کشورهاست.

همه کارشناسان کمپانی گروه مشاوران بوستون این گروه را «عقب‌ماندگان» در زمینه توسعه اقتصاد رقمی تعریف می‌کنند.

شایان ذکر است، که کمپانی گروه مشاوران بوستون فقط سطح توسعه و کاربرد فن‌آوری رقمی در اقتصاد را ارزیابی می‌کند، اما این را تخمین نمی‌زند که این فن‌آوری تا چه حد موجب توسعه اقتصادی می‌شود. مخارج ایجاد و کاربست فن‌آوری رقمی چه میزان از درآمد ناخالص داخلی را می‌تواند کسر نماید؟ یا، حداقل، سهم آن در توسعه اقتصادی اغراق‌آمیز نیست؟

باز هم برگردیم به «سود سهام رقمی» در گزارش بانک جهانی. سهم اقتصاد رقمی در درآمد ناخالص ملی کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲٠۱۱ فقط ۶ درصد بوده و رکوردار آن هم ایرلند با ۱۲ درصد بود. در ردیف‌های بعدی (درصد درآمد ناخالص ملی)، کشورهای کره جنوبی- ۵/ ۹؛ ژاپن- ۸؛ سوئیس- ۵/ ۷؛ انگل‌ستان- ۵/ ۷؛ آمریکا- ۲/ ۷ قرار داشتند. کشورهای پرتقال، نروژ و اطریش دارای کمترین شاخص رشد در گروه کشورهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه بودند. جایگاه اول ایرلند در فهرست را نویسندگان چنین توضیح می‌دهند، که این کشور مطلوب‌ترین نظام مالیاتی برای شرکتهای فعال در عرصه اقتصاد رقمی ارائه نمود.

با این حال، روش ارزیابی از تأثیرات اقتصادی کلان اقتصاد رقمی بسیار سؤال برانگیز است. مبنای محاسبه در عمل شاخص کمپانی‌هایی قرار می‌گیرد، که به توسعه، تولید و تجارت فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات مشغول هستند. به دیگر سخن، وزن مخصوص بخش فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات محاسبه می‌شود (توسعه و تولید نرم‌افزار و سخت‌افزار برای کامپیوترها، خدمات ارتباطات صوتی، اینترنت و غیره). اما این بخش فقط ابزارهای فنی را که کمپانی‌های سایر بخش‌ها برای عملیات در عرصه تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک و غیره استفاده می‌کنند، فراهم می‌سازد. روش‌های همه‌جانبه و قابل اطمینان محاسبه ارزش افزوده حاصل از فعالیت همه عوامل شرکت‌کننده در اقتصاد رقمی تا کنون وجود ندارد. نویسندگان گزارش بانک جهانی فقط بصورت گذرا یادآوری می‌کنند، که سهم فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات در رشد آهنگ توسعه اقتصادی در کشورهای توسعه‌یافته اقتصادی هنوز بسیار پائین است. به باور آنها، سهم همه اقتصاد الکترونیکی در رشد اقتصاد کشورهای توسعه‌یافته در دوره سال‌های ۱۹۹۵- ۱۹۹۹ برابر ٣ درصد؛ در دورۀ سال‌های ۲٠٠۵- ۲٠٠۹، برابر ۱ درصد؛ در دورۀ سال‌های ۲٠۱٠- ۲٠۱۴، برابر ۱ و ۸ دهم درصد از درآمد ناخالص داخلی آنها بود. برغم این، آنها اعتراف می‌کنند، که بخش اصلی این سهم برای تأمین رشد سرمایه کمپانی‌های بخش فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات صرف می‌شود. تقریبا ۲٠ درصد از مجموع افزایش درآمد ناخالص داخلی که برای اقتصاد رقمی در دوره بیست ساله سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲٠۱۴ در نظر گرفته شده بود، بواسطه آن بخش‌ها و شرکت‌ها تأمین گردید، که مصرف‌کننده فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات بودند. معلوم می‌شود، که بخش اصلی سود حاصل از اقتصاد رقمی نصیب کمپانی‌های فن‌آوری اطلاعات، قبل از همه، کمپانی‌های فن‌آوری اطلاعات آمریکایی می‌شود نه جامعه. بر اساس داده‌های بانک جهانی ۸ کمپانی از ۱۴ کمپانی با فن‌آوری بالای جهان در آمریکا قرار دارد. و سهم اقتصاد رقمی در تولید ناخالص داخلی آمریکا ۷ درصد تخمین زده می‌شود، درآمد ناخالص داخلی- افزوده کل سرمایه غول‌های بخش فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات. البته، بخاطر داریم در سال‌های ۱۹۹۹- ۲٠٠٠ در بازار اوراق بهادار «NASDAQ» آمریکا هنگام مبادله کاغذهای کمپانی‌ با فن‌آوری بالا به چه حبابی دمیده شد.

آن وقتها در این باره بسیار گفته شد، که «دوره جدید»، دوره فن‌آوری و ارتباطات بالا فرامی‌رسد. درست همان وقت اصطلاح «اقتصاد رقمی» از دیوارهای دانشگاه‌های هاروارد و ماساچوست برای ورود به زندگی روزمره دلالان آمریکایی و روزنامه‌نگاران مرتبط با آنها بیرون جهید. این را نیز بخاطر داریم که جامعه شناسان آمریکایی لستر کارل تورو (Лестер Карл Туроу)، الوین تافلر (Элвин Тоффлер) و دانیل بل(Дэниел Белл) در سال‌های ۶٠- ۷٠ قرن بیستم به کاربرد اصطلاح «جامعه پساصنعتی» و بسط نظرات خود در پناه آن آغاز کردند. اکنون، در تقاطع دو قرن، فکر مجرد و نیمه‌آرمانی «جامعه پساصنعتی» بطور مشخص در مفهوم «اقتصاد رقمی» تبلور یافته است. قیمت سهام بسیاری از کمپانی‌های فن‌‌آوری اطلاعات در سال ۲٠٠٠ به نازل‌ترین حد ممکن سقوط کرد. همان وقت بسیاری‌ها «شکم» خود را با همین فن‌آوری بالا «پر کردند». چند سال بعد سوداگران دوباره برای دمیدن در حباب، اما این بار در حباب بازار وام مسکن و اوراق مسکن خیز برداشتند. و آن به بحران مالی سنگین سال‌های ۲٠٠۷- ۲٠٠۹ ختم شد. بگمانم، امروز ما با دور جدید دلال‌بازی‌هایی مواجهیم، که شرکت‌کنندگان آن تصمیم گرفته‌اند گستاخانه با کارت‌های فراموش‌شده اقتصاد رقمی بازی کنند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: