سرتیتر

پناه جویی و برابری حقوق

asyl
 
 
فریبا مرزبان:
 
پناه جویی و برابری حقوق
 
 
 
امری همیشگی ست که رسانه ها گزارش های مختلفی را تهیه و با پخش شدن از شبکه های شنیداری و تسویری عموم مردم از آن آگاه می شوند. در ماه نوامبر ۲۰۱۶
 
 بنگاه خبرپاکنی “ ی بی سی” اقدام به تهیه گزارشی کرده بود که با وضعیت درمانی 
 
در انگلستان مرتبط بود. در این گزارش چند تن از ایرانی یان حضور داشتند.
 
اینترویو شوندگان به پرسش گزارش گر برنامه این گونه پاسخ می دادند: “نزد 
 
پرشک نمی روند.” یا ”دوست ندارند به بهداری بروند.” 
 
هنگامی که گزارش گر دلیل مراجعه نکردن آن ها به مراکز پزشکی را می خواست
 
بداند که چیست؟ برزبان آوردند که با رفتارهای بد سکرترها و تلفن چی های
 
 مستقر در کلینک های پزشکی، مشکل دارند و به همین دلیل برای معاینه نزد
 پزشک عمومی نمی روند و از مراجعه به پزشکان دوری می کنند؛ حتی اگر
ضروری باشد. 
به زبان ساده می گفتند: سکرترها بداخلاق هستند. 
 
پخش این برنامه از بی بی سی، نویسنده را برآن داشت تا در این باره تحقیقاتی
 
انجام داده و با تنی از گفتگو شوندگان، گفتگویی انجام بدهم. بخشی از آن گفتگو
 
 در پی می آید.
 
برای من شرح می دهد؛ به سکرتر گفتم: اگر ممکن ست وقت پزشکی را بدهید که بیماری ام را می شناسد و در سال های پیش  او را ملاقات کرده ام. و سکرتر در
 پاسخم می گوید: ۳ ماه باید تحمل کنی تا وی را ببینی.
  
سپس می گوید: مشکل من فقط با پزشک عمومی نیست؛ دندان پزشک ندارم، در
 
حالی که دوتا از دندان هایم شکسته اند. چشم پزشک ندارم. در لحظات استراری
 
نمی توانم به بیمارستان بروم. یک بار رفتم و همه ساعات روز آن جا بودم تا یک پرستار هندی مرا معاینه کرده ست. 
 
در ادامه می گوید: خانم، من در بیمارستان بودم زمان عمل جراحی بر روی … داشتم که این هندی ها برای این که هزینه نکنند جراحی مرا متوقف کردند و نمی دانم
 
 چرا مرا  باید به بیمارستانی دیگر بفرستند؟ در حالی که فاصله این بیمارستان تا محل اقامت من تولانی ست و هر ویزیت که دارم باید ۶۰ پاند هزینه مینی کپ پرداخت
 
 کنم؛ بنابراین مجبورم از وسیله حمل و نقل شهری استفاده کنم و سفر با وسایل
 
نقلیه عمومی برای من دشوار است.
 
به او گفتم: پرستارها یا تلفن چی ها تا دستوری نداشته باشند که نمی توانند شما را به جایی دیگر منتقل کنند یا خودسرانه پزشک شما را تغییر بدهند. مگر سلامت
 
بیماران شوخی ست که از این بیمارستان به آن بیمارستان کوچ بدهند. حکومت ها کوچ شان داده اند کافی نیست!
 
شاید عده ای از ایرانیان در این میان نقش دارند و نان می خورند؛ یا لذت می برند از شکنجه دادن بیماران در بیمارستان. به خواست سکرترها، بیمار باید ۳ ماه ترمز
 
 دستی بیماری اش را بکشد تا شاید بتواند پزشکی را ببیند که به او رسیدگی کند. 
واقعیت انکارناپذیری ست که بخشی از مشکلات پدید آمده در نتیجه رفتار تلفن چی ها ست؛ اما همه مشکلات بیماران را نباید به پای تلفن چی ها گذاشت. بر اساس شواهد در جامعه کنونی تبعیض و بی توجهی میان پناهندگان و شهروندان عادی وجود دارد. با گسترش بخش خسوسی و واگذار کردن بیمارستان های دولتی به بخش خسوسی امکانات بیمه دولتی به حداقل رسیده ست. اعتصابات بخشی از
 جامعه پزشکان و پرستاران در سال های اخیر در اعتراض به کمبود حقوق های
دریافتی و مشکلات استخدامی موجود از عوامل تاخیر در مداوای بیماران هستند؛ 
ولی نه تا این اندازه که کسی پاسخ گو نباشد و کارکنان بیمارستان ها و کلینیک
 های پزشکی مسوولیتی نداشته باشند در مقابل سلامتی بیماران.
 
تلفن چی ها تصمیم گیرنده نیستند؛ آن ها برنامه و دستوراتی دارند که پناهندگان را 
با وجود دردست داشتن برگه اقامت، نزد پزشکان تابت نفرستند و تا می توانند از
 اقدام فوری برای بیماران طفره بروند. پزشکان را برای بیماران تعیین می کنند و 
بیماران حقی برای  انتخاب پزشک ندارند.
 
با وخیم شدن بیماری و از بین رفتن توانایی ها، بیماران نیازمند برخوردار شدن از پزشکان مجرب هستند: بر این شکل که ذکرشان رفت به کلینیک های خسوسی
 
 مراجعه می کنند و ۴۵۰ پاند حق ویزیت می پردازند در این حالت هم حق
 انتخاب پزشک از آن ها گرفته شده است و سکرترها برای بیماران پزشک تعیین
می کنند. پناهجوی بی کاری که از حقوق بیکاری زندگی اش تامین می شود و
 درآمد او بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ پاند در یک ماه هست برای انجام مشاوره باید ۴۵۰ پاند
 به کلینیک خسوسی بپردازد؛ و پزشک را برای او تعیین می کنند و پناهجو آدم بحساب نمی آید.
 
اقدام به چنین اعمالی ناقض حقوق پناهجویان است. پناه جویان با پذیرفته شدن و دریافت اقامت نامه، شهروند محسوب می شوند؛ پناه جویان آسیایی در مقایسه مورد
 
 فشارهای بیشتری نسبت به سایر مهاجران اروپایی و آفریقایی هستند. پناهنده در روز دفاع از خود و پس از پذیرفته شدن کیس پناهندگی اش همه حقوق شهروندی از
 
 سوی دادگاه به او داده می شود؛ ولی در واقعیت چنین نمی نماید.
 
اگر نباید نوشت از آغاز چنین بوده باید نوشت “ مدت زمانی تولانی ست که 
 
پناهندگان و مهاجران در جامعه گروه بندی شده اند و از حقوق برابری که توسط
 
 قضات در دادگاها به آن ها داده می شود، و شهروند نامیده می شوند؛ نشانه ای نیست.” 
 
در مجموع مشاهدات، موقعیت و فراهم بودن امکانات بستگی دارد که پس از اخذ اقامت نامحدود، پرونده سوسیال (اجتماعی) آنان نزد کدام یک از آژانس های فعال در
 
کشور در جریان باشد. به نظر می رسد پناهندگان در اختیار آژانس های کنتراکت کنترل قرار دارند؛ این آژانس ها امنیتی هستند. از قوانین حاکم برجامعه پیروی نمی کنند
 
 ناقض حقوق پناهندگان اند و حقوق شهروندی پناهندگان را به راحتی پای مال می کنند. آژانس هایی که فعالان شان از عراق و کشورهای عربی، هند، چین، اکوادور، 
 
 و … هستند. و در گزارش بی بی سی نه گزارش گر برنامه از چگونگی و تمرکز این آژانس ها آگاهی دارد و نه گفت گو شوندگان.
 
یکی دیگر از مراکز تاثیر گذار بر زندگی و موقعیت پناهجویان، بنگاهای کاریابی هستند. هر یک از پناهندگان و مهاجران به دلیل نیاز مالی و تقاضای اشتغال در جامعه، در
 
اختیار یا در ارتباط اداره کار یا مراکز کاریابی قرار دارند و بستگی به آن دارد که کیس ورکر آنها از چه نژادی، و تابعیت کدام کشورها را دارا می باشد.
 
 همه چیز از این جا آغاز می شود؛ شعور و انسانیت کیس ورکر به انظمام حقوق مهاجران و پناهندگان. پناهجویانی که جنگ ها و لشکر کشی های غرب سرمایه دار از
 
 کشور و کاشانه خویش آواره و دربدرشان کرده ست؛ جنگ در کشورهایی هم چون عراق، سوریه، لیبی، افغانستان و یمن. مهاجرانی که حکومت های مستبد و ظالم
 
 مستقر در کشورهای شان سبب متواری شدن و پناهنده گی آنها هستند؛ دولت هایی هم چون ایران، ترکیه، مصر، پاکستان. بخش دیگری از پناهجویان را مهاجران
 
 اروپایی و آفریقایی تشکیل می دهند که در اثر فقر و بیکاری سرزمین های خود را ترک گفته اند. 
 
در بسیاری از موارد چون نیاز به موافقت بیمار برای تشکیل پرونده جدید، جابجایی و انتقال اوست؛ نمی توانند بیماران را بخاطر پزشک عمومی به کلینیک هایی مورد
 
 نظر آژانس های امنیتی در دیگر مناطق بفرستند؛ بطور موقت پزشکانی را که غالبن اجاره ای هستند برای ویزیت ۱۰ دقیقه ای،  به محلی می فرستند که بیمار در آن
 
 کلینیک پرونده دارد. سر آخر بیمار معاینه ای سرسری می شود و نسخه اش را تکرار می کنند. 
 
 کارکنان اداره کاریابی همان جا که حقوق بی کاری را تعیین می کنند بر این تصورند که مهاجران به بردگی آمده اند و بسیاری از کارکنان این ادارات که هندی تبار و
 
 عراقی و از مصر و بنگلادش هستند به جای این که وضعیت پناهندگان و مهاجران را درک کنند و از کمک کردن به آنان دریغ نکنند؛ حلقه فشار بر مهاجران را تنگ تر
 
 می کنند. آسایش فردی  پناه جویان را سلب و در شبانه روز آن ها را جاسوسی می کنند. 
 
 
اتفاق دیگری که در آینده در زندگی پناهندگان تاثیر شگرفی دارد؛ جدا شدن کشور
 
انگلستان از اتحادیه اروپا ست که پناهندگان با فشارها و مشکلات دیگری روبرو
 
 خواهند شد. 
 
 
ژانویه ۲۰۱۷
لندن