اخبار ایران و جهان

دربارۀ اعتصاب غذا

etesam_tanha

دربارۀ اعتصاب غذا*

ساناز اله یاری

این روزها خبرهایی از سبک و شکل مبارزه فعالان سیاسی در زندان ها می شنویم و تصاویری می بینیم که گاها دلخراش و تاسف بار است.

فعالانی با هر اندیشه ی سیاسی که خود را به زندان معرفی می کنند و از حاکمیت درخواست می کنند که بازداشت شوند، و یا خبرهایی از اعتصاب غذاهای طولانی مدت در زندان را می شنویم،  تا این اواخر که لب های دوخته شده ی یک فعال کودک کار را می بینیم.

اگر به هریک از این اقدامات بصورت فرد، فرد بخواهیم بنگریم و در مورد آن نظر بدهیم ،چیزی به جز یک قضاوت اخلاقی نکرده ایم.

اینکه چرا این فعالان سیاسی دست به همچین اقداماتی می زنند و در ازای آن چه چیزرا مطالبه می کنند و یا انجام این گونه اقدامات چه بازخوردی در جنبش ها دارد و چه تاثیری می تواند بگذارد مهم تر از خود فعل است.

آزادی اندیشه و آزادی بیان یکی از شاخص های سنجش تمدن به مثابه روابط اجتماعی انسان ها است و نمی توان یک انسان را بخاطر اینکه اندیشه ای متفاوت با سیستم حاکم دارد را به عنوان یک مجرم در زندان حبس کرد. سرکوب جنبش های سیاسی و زندانی کردن فعالان سیاسی  تحت شرایطی که گاها حتی از حقوق زندانی نیز برخوردار نیستند موجب می شود زندانی برای احقاق حقوق از دست رفته ی خود دست به اعتصاب غذا بزند. این اعتصاب غذا برای یک فرد، ناشی از مستولی کردن استیصالی است که حاکمیت به فرد در جامعه و در زندان به او اجباری تحمیل کرده است.

اعتصاب کننده گاهی با توجه به نوع مطالباتی که دارد، می تواند به یک سری از حقوق خود دست یابد. مطالباتی که جنبه ی فردی داشته باشد و به حقوق خودِ فرد اعتصاب کننده مربوط باشد. در واقع کارکرد اعتصاب غذا تنها می تواند جنبه فردی مطالبات اعتصاب کننده را پوشش بدهد؛ غیر از این اگر اعتصاب کننده بخواهد به شکل قهرمانانه و اسطوره ای عمل کند و با یک اعتصاب غذا بخواهد حقوق جمعی را طلب کند، چیزی جزبه دام افتادن در سنت شهادت طلبی و آکسیونیسم  نخواهد بود، و این عمل تفاوتی با سیانور خوردن چریک های فدائی و مجاهدین و گرفتن روزه سیاسی فدائیان اسلام و یا سایر جنبش های خرده بورژوایی چپ ونیروهای راست نخواهد داشت. تبلیغ این سبک از مبارزه و استفاده از آن برا ی چهره سازی یا بزرگ نمایی کردنِ یک سنت سیاسی تفاوتی با اصرار برای برگزاری تظاهرات و تحصن روبروی مجلس یا وزارت کار نخواهد داشت.

اینکه چرا به این سنت ها و آکسیونیسم اشاره شده، به این دلیل است که اینگونه نگریستن به موضوعات واصرار به این سبک از مبارزه آزمون خود را پس داده است . برگزاری آکسیون به خودی خود منافاتی با امر مبارزه برای دفاع از حقوق یا بدست آوردن حقوق از دست رفته ندارد و در شرایطی نیز ضروری می باشد . ولی اگربه دیده ی  تنها راه مبارزه نگریسته شود خطری خواهد شد که نه تنها موانعی را از سر راه جنبش ها بر نمی دارد بلکه سنگ بزرگی می شود برای پیشرفت. آکسیونیسم موجب انحرافاتی در جریان مبارزه می شود که باعث می شود چگونگی روند مبارزه زیر سوال برود. همچنین در مقابل اینگونه از سبک مبارزه که راه به پیش نمی برد، خطر پاسیفیسم هم وجود دارد که خود را بطور کامل در مقابله با خطرآکسیونیسم با این ذهنیت که هنوز شرایط مناسب نیست، تعریف می کند. و هرگونه اکت سیاسی را محکوم می کند .جدا سازی وتفکیک خطوط این نحوه ازمبارزات و توجه کردن به نتیجه یکسان این سبک ها ، به اندازه ای اهمیت دارد که مبارزه با سیستم سرمایه داری  و ایجاد یک دنیای بهتر دارد.

اعتصاب غذا کردن زندانی، برای به دست آوردن حقوق فردی امری است که در برخی موارد جواب می دهد و کاربرد دارد ولی اعتصاب غذاهای طولانی مدت که تاثیر مخربی بر جسم و روان دارد اگر فرد جان به در ببرد تاثیرش بر جسم و روانش تا آخر عمر با او می ماند و این چیزی نیست که بتوان آن را یک عمل سیاسیِ مداوم دانست، و حتی ممکن است در پی  اینگونه اعتصابات قبح اعتصاب برای حاکمیت بشکند و کارکردش را از دست بدهد و یا شرایط را برای دیگر زندانیان سیاسی بدتر نماید.

به جای این شکل از  اعتصابات که با  خودکشی و شهادت طلبی فرقی ندارد و استفاده آکسیونیستی از این شکل اعتصابات و به خطر انداختن جان افراد، این وظیفه ی تمامی فعالان سیاسی ،کارگری و مدنی است که در دفاع از این زندانیان بر بیایند و یک صدا بدون هیچ گونه تعصب ایدئولوژیکی برای آزادی زندانیان سیاسی تلاش کنند؛ و جرم تلقی کردن، داشتن اندیشه ی متفاوت و اعتراض به سیستم حاکم را با هر حاکمیتی محکوم کنند.

*این مقاله اولین بار در نشریه گام منتشر شده است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: