اخبار ایران و جهان

خاورمیانه در یک لانگ شات

خاورمیانه در یک لانگ شات *

امیرحسین محمدی فرد

پس از پایان جنگ جهانی دوم، تقسیم دنیا که از مسیر جدال های خونین گذشته بود، در نهایت توافقات میان قدرت های امپریالیستی به وجود آمد. بر اساس توازن قوای جدید میان این نیروها، دو بلوک با سیاست ها و مدل های اقتصادی مشخص و متفاوت پدید آمدند. به واسطه این دو قدرت اصلی، اکثر مناطق جهان تحت پوشش سیاست های متحدانه یکی از دو کمپ غرب و شرق قرار داشتند. در جنگِ رهبری جهان سرمایه، الگوی روسیِ مبتنی بر سرمایه داری دولتی در مقابل سیاست های اقتصادی بازار آزادِ غرب شکست خورد. جنگ سرد به پایان رسید. عمر جهان دو قطبی با فروریختن دیوار برلین، دیگر به پایان رسیده بود.

پس از شکست بلوک روسیه وحذف آن، دمکراسی غربی و الگوی اقتصاد بازار آزاد در رسانه های بورژوازی، به عنوان استراتژی غرب اعلام شد. قرار بود جهان تک قطبی با سیاست «نظم نوین جهانی»، امنیت و بهبود روند زندگی مردم جهان را تضمین کند! حضور میلیتاریستی آمریکا در خاورمیانه و حمله به عراق، محمل تازه بورژوازیِ جهانی به رهبری آمریکا، برای برقراری توازن قوای پس از جنگ سرد محسوب می شد.

اما با شکست های پی در پی آمریکا در عراق ، و در ادامه اش شعله ور شدن اختلافات قومی وعقیدتی در جامعه عراق، و هجوم دیگر قدرت های امپریالیستی برای سهم خواهی در توازن قوای جدید به خاورمیانه، استراتژی «نظم نوین جهانی» شکست خورد. جدال های قدرت های امپریالیستی بر سر تقسیم منافع از سر گرفته شد. خاورمیانه به بستر کش مکش های قطب های مختلف بورژوازی جهانی تبدیل شد. این جدال های خونین این بار نه در فرم گفتگو یا حتی جنگ های رودر رو مثل جنگ دوم، بلکه با کشیدن نیروها و جریان های فرقه ای ومرتجع به میدان جنگ، دامن زدن به اختلافات عقب مانده قومی و باوری، و با به خون کشیدن هزاران انسان ساکن منطقه شکل گرفتند. سرنوشت امروز خاورمیانه توسط قدرت های معین امپریالیستی و قدرت های مرتجع منطقه، بر اساس هویت های کاذب و درجهت تامین منافع خود تعیین شد.

دستگاه آدم کشی داعش توسط غرب و مشخصا آمریکا با همکاری مستقیمِ ترکیه وعربستان سازمان یابی شد. از دل اختلاف های بوجود آمده در متن جوامع خاورمیانه، داعش به قصد گسترش نفوذ عربستان سعودی در برابر دخالت های ایران شکل گرفت. ماموریتی که برای این جریانِ به شدت مرتجع در نظر گرفته شده بود؛ برای عقب راندن و جلوگیری از سهم خواهی روسیه از یک طرف، وسیاه کردن افقِ بهبودِ آینده بشری و کور کردن روزنه های امید به مثابه نتیجه اعتراض، از سوی دیگر تصور شده بود.

عنان داعش رها شد! نتیجه سیاست های میلیتاریستی آمریکا و غرب، فاجعه اکنون انسانی است. چنان چه «دروازه» غرب را فتح کرده، و وارد اروپا شده است. چنین شرایطی معلول سیاست های غرب و آمریکا و حضور نظامی دیگر قدرت های بورژوازی منطقه است.

حلب از«اشغال» تا «آزادی»

سال ها است که مردم حلب هر روزه با مرگ دست و پنجه نرم می کنند. مدت ها است که هر نوع تعرض به انسانیت را تجربه می کنند، تا شاید ناوگان کش مکش های قدرت های جهانی، عاقبت به ساحل ثبات برسد. در نهایت ارتش اسد، داعش را از حلب عقب راند. کمپ روسیه و رسانه های وابسته به آن، از نتیجه این جنگ به عنوان پیروزی و آغاز زندگی امن حرف می زنند. در سمت دیگر، غرب و متحدین اش از شکست «شورشیان» و«اشغال» حلب می گویند. در این بین نیز جریان های همیشه سرگردان میان قدرت های امپریالیستی نیز، کشته شدن مردم و تهدید هرباره به هر بهانه را، یا محصول یورش فرقه های مرتجعِ محلی به دولت اسد معرفی می کنند، و یا عده ای صرفا عملیات نظامی روسیه و حضور میلیشیای طرف دار ایران را دلیل می دانند.

واقعیت این است که در پی سهم خواهی ها و بی افقی های بورژوازی جهانی برای اداره جهان، می خواهند مردم را به توحش سرمایه داری راضی کنند. جنگ در سوریه جدال انقلابیون ومعترضین با سرکوبگران حاکمیت سرمایه نیست. بلکه نتیجه کش مکش های قطبهای بورژوازی است.

باز پس گرفتن حلب از سوی اسد ومتحدین اش، کفه را به سمت کمپ روسیه سنگین کرد. اما واقعیت هم چنان این است که بحران سوریه و اوضاع سیاه خاورمیانه، ناشی از موقعیت و شرایط کلی و کنونی قطب های درگیر است. عقب نشینی داعش از حلب مطمئنا به معنای نابودی داعش نیست!

جعبه سیاه ترکیه!

ترکیه در کنار عربستان به عنوان حامیان تروسیسمِ فرقه ای ومذهبی در جهان شناخته شده است. اما زندگی پر از تناقض و چرخش های سیاسی متوالی ترکیه با محاسبات ائتلاف غرب به رهبری آمریکا پیوند خورده است. اکنون پس از عبور عملیات های داعش از مرزهای ترکیه به اروپا وضرورت کنترل داعش توسط غرب، ترکیه را وادار به چرخش سیاست های خارجی کرده، و از طرف دیگر به سرکوب داخلی توسط اردوغان نیز شدت بخشیده است. سرازیر شدن سیل آوارگان و پناهندگان به اروپا تا عملیات های تروریستی در آلمان، ترکیه وفرانسه، بلوک آمریکا ومتحدین اش را به تقابل و جنگ با داعش کشانده است. آنچه که امروز در ترکیه شاهد هستیم، محصول تلاش بورژوازی ترک برای حفظ قدرت در داخل وحفظ موقعیت ترکیه در خاورمیانه و نیزانجام ماموریت جدید آمریکا است. دست کشیدن از تقابل با اسد کاملا در جهت منافع بورژوازی غرب در خاورمیانه است.

اکنون ترس و ناامنی جامعه ترکیه را در برگرفته است. کودتای شکست خورده، ترور وبمب گذاری ها در این کشور، بهانه سرکوب داخلی را برای اردوغان فراهم کرده است. حمله های نظامی به مناطق کرد نشین مرزی وکشتار ساکنان این مناطق، به بهانه برقرای امنیت و خطر تروریسم انجام می شود.

مادامی که دولت اردوغان برای برقراری بورژوازی ترکیه، و درجلوگیری از موج پناهندگان وآسیب دیدگان جنگ به اروپا وحمایت از سیاست های سرمایه داری غرب در خاورمیانه موفق باشد، از سوی آمریکا واروپا مورد تایید است. بهبود شرایط زندگی مردم ترکیه وبرقراری امنیت در خاورمیانه، به دست پرولتاریا وآزادی خواهان آن جامعه وبشریت متمدن وطبقه کارگر جهانی ممکن است. امروز جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در برابر اختلافات قومی وملی در خاورمیانه و تروریسم رسمی ومحلی، باید مبارزه ای همه گیر را آغاز کند. چرا که برقراری امنیت و رفاه در ترکیه وکشورهای منطقه با مبارزه طبقه کارگر ومردم آزادی خواه جهان ممکن خواهد شد. پایان این شرایط غیر انسانی با اعتراض های متحد ومتشکل از پایین ممکن خواهد شد.

نبرد ژئوپولیتیک ایران وعربستان

جنگ های متعددی با فجایع گسترده انسانی به مردم خاورمیانه تحمیل شده است. چهره واقعی جریان های اصلی سرمایه داری جهان ومتحدین محلی شان، پس از تجاوز به ابتدایی ترین شاخص های انسانی، نمایان شده است. سر برآوردن انواع مختلف گروه های قومی ومذهبی، ناشی از سیاست های ضد انسانیِ نیروهای امپریالیستی است. یمن، لیبی، سوریه وعراق در آتش جنگِ سهم خواهی قطب های بورژوازی می سوزند.

داعشی که در راستای استراتژی «دخالت بشر دوستانه»، از لای ترک های هویت های کاذب عقب مانده رشد کرد، قرار بود مقابل گسترش نفوذ ایران در سوریه باشد. اما پس از به سررسیدن بهره بری از داعش وطغیان سلفی گری، و شکست کمپ غرب در برابر ائتلاف روسیه، ممانعت از پس دادن تروریسم به جوامع اروپایی را ضروری کرده است. ترکیه وعربستان به مثابه حامیان رسمی سلفی گری، در برابر اسد وسیاست های تحمیل بورژوازی ایران به غرب، شناخته شده اند. اما پس ازناکامی های پی در پی آمریکا در سوریه وعراق ونقش جدید ایران در خاورمیانه پس از برجام، عربستان بزرگترین ورشکسته قمار ناامنی در منطقه نام گرفت.

نبرد عربستان سعودی با ایران در جغرافیای تحت نفوذ شان، خطر سرباز کردن زخم های عفونیِ اختلاف های قومی و فرقه ای را در جامعه افزایش داده است. دولت عشیره ای عربستان تلاش می کند تا به قیمت فروپاشی جامعه، با حاکمیت بورژوازی ایران مقابله کند. پیش گرفتن چنین سیاستی به عنوان بازتابی از رویکرد کل بورژوازی دنیای سرمایه داری برای برقراری توازن قوا، برابر است با سناریویی که در یوگوسلاوی وبوسنیِ پس از جنگ سرد اجرا شد.

نمای بازِ توحش زده وغم انگیز خاورمیانه، تصویر امروز جهانِ پس از پیروزی دمکراسی غربی است. اکنون ایدئولوژی سرمایه داری غربی به مثابه پیروز جدال جهان دو قطبی، به بن بست رسیده است. چاره ای جز گروگان گرفتن امنیت مردم برای بازتولید حیات خود ندارد. ترس ومحافظه کاری، فرهنگ حاکم بر بخش های زیادی از مردم دنیا شده است. وحشت امروز مردم از تغییر، بر گرفته از واقعیتی است که در مقابل دارند. جامعه انسانی جز در بازه های محدود و معدود، همیشه آینده بهتری را نوید می داد. در هیچ زمانی بورژوازی این گونه تا دماغ منحط و مرتجع نبوده است.

بررسی تحرکات سیاسی وانسانیِ اتفاقات منطقه در مقابله با  پیامدهای ویران گر جنگِ بورژوازی در خاورمیانه، از مسایل پش رُوی سوسیالیست های طبقه کارگر وچپ دخالتگر است. لاقیدی نسبت به آینده تاریکی که انتظار سرنوشت مردم  منطقه را می کشد، نا بخشودنی است. چپ خود موضع به اسمِ مارکسیست «ارتدوکس»، که در انتظار قضاوت تاریخ کمین کرده، نظاره گر چرخش گردونه تاریخ است. مطئنا چرخ تاریخ در غیاب سوسیالیسم طبقه کارگر و پرولتاریای متحد، به زیان جامعه و برابری انسان می گردد.

باید کوشید علیه ادامه جنگ در منطقه و کشمکش های بوژوازی جهانی و هم پیمانان محلی شان، پرولتاریا و بشریت متمدن در جامعه را متحد کرد. آثار ادامه این کشتار انسانی قرن، به جغرافیای درگیر محدود نخواهد ماند. خطر تروریسم، قومی گرایی، و نژاد پرستی بیش از پیش مردم دنیا را تهدید می کند.

*این مقاله اولین بار در نشریه گام منتشر شده است.

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: