سرتیتر

حقایق دهگانه استراتژیک بعد از آزادی حلب وقبل از شروع کار ترامپ

syria_pace

نوشته دکتر عصام نعمان وزیر ونماینده سابق پارلمان لبنان

مترجم : احمد مزارعی 

آزادی وپاکسازی حلب از تروریستها مرحله تازه ای از درگیریها را درسوریه وبرآن وهمچنین در منطقه  باز گشود .اغراق نگفته ایم اگرکه بگوئیم اعلان سراسری آتش بس درکشور سوریه ساعاتی قبل از شروع سال نو، بمثابه حلقه ای پیشرفته درتسریع جمع بندی کردن درگیریهائی است که نتایج وعملکردآن واقعیت های تازه ای را پیش از شروع عملی کار دونالد ترامپ در تاریخ بیستم ژانویه 2017، اعمال خواهد کرد.

این حقایق استراتژیک دهگانه بیانگر مراحل درگیریهای جدیدآینده خواهد بود:

یکم : اعلان آتش بس در سوریه حاوی تفاهماتی استراتژیک میان روسیه، ایران وترکیه میباشد تا آنها مشترکا امور منطقه غرب آسیا که از جنوب ساحل دریای مازندران آغاز وبسوی ساحل مدیترانه امتدادمییابد، وسپس ترسیم سیاستگزاریها ،ومنافع خود واین کشورها را در خلال یک رقابت شدید با آمریکا ادامه داده که در حد یک نوع جنگ سرد پیش برده خواهد شد

دوم  : این اتفاقیه سه گانه در بر گیرنده شریک ضمنی چهارمی است وآن سوریه میباشد ، ایران بمثابه وکیل سوریه در امور وجزئیات مذاکراتی است که میان رهبران اصلی اتفاقیه جریان مییابد وروسیه نیزبه عنوان پشتیبان سوریه در این اتفاقیه به حساب میآید.

سوم : دکتر بشار اسد به عنوان اولین شخص دراعلام و پذیرش آتش بس وهمچنین متعهد به اجرای آن گردید، دکتر بشار اسد پذیرفته است که این آتش بس درعین حال مدخلی برشروع اصلاحات سیاسی ، تعدیل قانون اساسی وهمچنین تشکیل حکومت تازه ای باشد.اگر آزادی حلب حاصل نمیشد ، بشار اسد به اقدامات تازه دست نمیزد، آزادی پیروزمندانه حلب معادله ای قوی وتازه ای را درجهت مصلحت حکومت وی به وجود آورد وبه وی امکان داد که موقعیت خودرا مستحکمتر ساخته وبتواند شرایط خودرا در مذاکرات آینده با مخالفان خود چه در آستانه قزاقستان ویا ژنوبه با اطمینان ، به کرسی بنشاند .

چهارم : رجب طیب اردوخان ، با امضای این اتفاقیه با ایران وروسیه یک گام بزرگ در جهت بازگشت ودور شدن از آمریکا برداشت ، زیرا از نظر وی همپیمان سابقش ، یعنی آمریکا تآمین کننده اصلی مالی وجنگ افزاری دشمنانش یعنی کردهای سوریه شده که با پ. ک .ک ، یعنی حزب کارگران ترکیه همکاری میکنند وهمه اینها در نظر دارند تا یک کیان سیاسی کردی را در میان کردهای سوریه ، عراق وترکیه به وجودآورند.

پنجم : عربستان سعودی در وضعیت تازه ، احساس نموده است که که در جنگش برای سرنگون کردن دو دولت سوریه وعراق شکست خورده است واین شکست در نتیجه فرسوده شدن آمریکا در دخالت موثر در جنگ سوریه ویمن است ، لذا عربستان سیاست تازه ای را برای محدود کردن خسارتهایش در دو میدان جنگی سوریه وعراق در پیش گرفت وآن اقدام در جهت ایجاد جبهه تازه ای   از کشورهای خلیج واعراب بر علیه ایران بود وهمچنین کوشش در جهت اقناع آمریکا در اهمیت وضرورت همکاری با عربستان  در جهت مقابله با ایران .

ششم : آمریکا خطر امضای اتفاقیه سه گانه وانعکاسات منفی آنرا بر مصالح ونفوذ خود در غرب آسیا وهمچنین بر امنیت اسرائیل احساس نمود

، اما در ظاهر امضای آتش بس را در سوریه تآییدنمود، ولی از سوی دیگر به مقابله پرداخته وتحریمهای سرسختانه ای را بر علیه روسیه اعمال نمود که اخراج سی وپنج دپلومات روسیه از آمریکا وهمچنین تعطیل نمودن دو مرکز دیگر روسیه در ایالت نیویورک ومریلاند بخشی از آن است ، دولت امریکا این ا قدامات خودرا تحت عنوان «فعالیتهای اطلاعاتی» روسیه بر علیه دو مرکز انتخاباتی ریاست جمهوری حزب دموکرات آمریکا اعلام داشت  واینکه این اقدامات روسیه غیر قانونی بوده است .این اقدامات روسیه باعث شده است تا دونالد ترامپ در مبارزه اش با تروریسم وداعش، به پوتین نزدیک شود وهردو زبان مشترکی برای همکاریهای منطقه ای بدست آورند.

هفتم : اسرائیل پس از امضای این اتفاقیه سه گانه، نگرانیهایش بیشتر شده است .بویژه اینکه آمریکا بطور ضمنی با آخرین مصوبه شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر محکوم نمودن شهرک سازی وضرورت آنرا تآیید نمود ، از نظر رئیس اداره اطلاعات سابق اسرائیل ، عاموس یادلین، این اقدام اباما امری را تکمیل نمود که میتواند»میراثی سراسر اشکال  وشکست  برای اسرائیل در خاور میانه دربر داشته باشدباشد از جمله اینکه آمریکا در برابر شکست داعش بتوسط سوریه موقعیت تماشاگر را داشت وعدم توانا ئی آمریکا در منع شکست داعش بتوسط دولت سوریه ، این پیروزی دولت سوریه بر داعش ، باعث خلآ ی گردید که ایران وروسیه آنرا پر کردند، وضعیتی که در سوریه  پیش آمد موجب بی اعتمادی همپیمانان آمریکا در منطقه نسبت به عدم توانائی آمریکا  گردیده است»

تفسیرکلی مسئولان هیئت حاکمه اسرائیل این است که این اتفاقیه سه گانه موجب تحکیم وقدرت نظامی ایران در سوریه گردیده ، به اضافه حضور نظامی روسیه که از زمانهای دور وجود داشته است.همه اینها باعث میشود که اسرائیل برای حفظ خود بیشتراز پیش به آمریکا به عنوان تنها حامی خود، وابسته گردد ، از طرف دیگربا شرایط پیش آمده، نقش ترامپ که مایل است به مشکل فلسطین درمنطقه پایان دهد، اوضاع اسرائیل را بسیار پیچیده تر مینماید.

هشتم : مصوبه شورای امنیت مبنی بر تقبیح شهرک سازی دولت اسرائیل وضرورت متوقف ساختن آن ، در حقیقت ، روند مذاکرات سیاسی را میان اسرائیل وفلسطینیها از میان برداشت ، منظور گزینه مذاکراتی که تا کنون میان طرفین وجود داشت  از این پس اعتباری نداردوفلسطینیها از این پس دیگر نمیتوانند به میز مذاکره برگردند وبرای حل مشکل خود باید به سازمان ملل مراجعه کنند ونه از طریق مذاکره با اسرائیل وبر اساس شرایط این کشور، وضعیت تازه به ایران فرصت میدهد که از این پس کمکهای خودرا به سازمانهای مقاومت فلسطینی افزایش دهد واین کمکها از این پس با مصوبات سازمان ملل وقراردادهای دیگر بین المللی مغایرتی ندارد.

نهم : ایران با نفوذگسترده ای که در عراق وسوریه دارد، بویژه بعد از قرارداد آتش بس فعلی وگسترده شدن جبهه نیروهای مخالف داعش ونصره وهمپیمانانشان  ضرورت از میان بردن آنها در منطقه ، موقعیت استراتژیکی ایران را برای رسیدن به ساحل شرقی دریای مدیترانه از طریق عراق وسوریه محکمتر ومطمئن تر خواهد کرد، این موقعیت تازه به ایران امکان خواهد داد که اسرائیل را تهدید کرده ، بویژه اگر اسرائیل قصد داشته باشد تا به صنایع تآسیسات اتمی ایران آسیب وارد کند، به این معنا که اسرائیل چه از دور ویا نزدیک هدف آسانی برای موشکهای ایران خواهدبود واز این پس ابران در امتداد یک خط جغرافیائی مرتبط از ساحل دریای مازندران در شرق وتا سواحل دریای مدیترانه درغرب قدرت عملیاتی ومانور دارد.

دهم : باید گفت که پیروزی محور مقاومت با همکاری روسیه وترکیه در مبارزه با دو تشکیلات داعش ونصره در مناطقی که تروریسم در عراق وسوریه قدرت دارند به تنهائی کافی نیست ونمیتواند تروریسم را ریشه کن کند زیرا این تشکلات میتوانند به شیوه قدیم تروریستی خود باز گشته وبا استفاده از سلولهای پنهان خود در میان مردم وآموزش «گرگهای فردی» که در میان مردم در شهرها وروستاها دارند، به مردم ، شهرها وروستاها واماکن مختلف حمله برده وعملیات تخریبی خودرا در همه جا ادامه دهند. از اینجا این حقیقت روشن آشکار میگردد که مبارزه با تروریسم مستلزم پیمودن مسیری طولانی بوده وتنها با تصمیمات عملی نخواهد شد ، بلکه این امر مهم به یک استراتژی همه جانبه وگسترده نیاز دارد که باید در میدانهای مختلفی به اجرا درآید ومبارزه با آن باید شامل ریشه ها وعلل اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی آن گردد واین مهم به زمانی طولانی نیاز دارد.

حقایق بالا دهها تهدید ودرگیریها ی متعدد در خود پنهان دارد که مستلزم مبارزاتی سر سختانه وبه زمانی طولانی نیاز دارد

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    مساله ساده ایست آقای شاهرام خان،
    ما فرض میگیریم آن طور که بخش اعظمی از فرموده های شما باینجا ختم میشده است. که آقای مزارعی یکی از نویسندگان و دیوان سالاران عقیدتی در جمهوری سرمایداری ایران میباشند، درست است.
    خوب ببینیم کمبود های این استدلال های دهگانه که نامبرده برای ترجمه آن‌ها را انتخاب کرده است چیست و تا چه اندازه به واقعیت‌ها در منطقه نزدیک است.
    اگر ما این ده نکته برشمرده را با گذشتن یک هفته از آن (در جنگ سرعت وقایع زیاد است) مرور کنیم، میبنیم که انتخاب هر ده نکته کاملاً با دقت و درستی کامل صورت گرفته است. منتها یک نقص کلی واساسی دارد و آنهم در نتیجه‌گیری آن‌ها تأثیر زنجیرهای بافته شده امپریالیستی غرب که حد اقل ۶۰ سال- آنهم با کمک چین و روسیه انجام گرفته بوده است و سبب تسلط سه ابر اهرم بانک جهانی، صندوق پول بین المللی و سازمان تجارت جهانی برجهان گردیده که بخصوص اروپا، چین و سپس روسیه در کنار کارگردان آن ام. آمریکا از غارت و چپاول اکثریت قریب بالاتفاق تمام خلقهای جهان استفاده برده و آنانرا بشکل وحشتناکی تا کنون با خشونت به بردگی و هلاکت در اثر جنگ، غارت ثروت، امراض لابوری و کمبود تغذیه کشانده اند؛ (در مورد روسیه سپاس بیکران که آقای گارباچف هم بارها آنرا اعلام کرده است کمک به کودتای یلتسینی و برگرداندن حقوق بورژوازی به سرکردگان دولتی اتحاد جماهیر غیر سوسیالیستی شده پس از استالین سند محکمی است که آقای شیری برگردانهای پر ارزشی را در اختیارمان گذاشته اند).
    از جنگ‌های زرگری آنان و پشتیبانی و حفاظت از بازار های خودی(پروتکشن) در آمریکای شمالی، اروپا، ژاپن، چین و اکنون روسیه که بگذریم:
    قوانین امپریالیستی و یا بهتر بگویم رشد و تکامل انحصارها که با (کانزیسم یعنی تنظیم تولید داخلی و بازار مصرفی توسط دولت) تکامل اقتصادی و بنابراین سیاسی پس از جنگی را در کشورهای امپریالیستی شروع کرده و به گلوبالیزاسیون و نولیبرالیسم نوع سچر/ریگان/ کهل/ میتران+سارکوزی و بالکاسکونی…=جهانی شدن سرمایه، بخصوص نفوذ فرا ملیتی انحصارات بانکی در تمام مناطق گیتی بیش از نود و پنج درصد سکنه گیتی را بفقر و فلاکت و از همه بدتر «فردا ندانم چه خواهد شد در افکار عمومی، در اثر خودپویایی «دینامیک» کاملاً ضد انسانیِ عدم اتکاء به هر پدیده‌ای – چه اجتماعی و چه اقتصادی و از همه مهمتر شرکت در تولید وحتی حلقه دوستان و یا بهای کالا … حتی کالاهای مورد نیاز اولیه مردم که تا کنون از یک بهایی با نسبتی تقریباً ثابت با نوع مقام اجتماعی در سازمان اجتماعی کار، برخوردار بود اکنون کاملاً شناور گردیده است و شما دوبار نمیتوانید کالایی رابا بهای گذشته خود تهیه نمایید چه گرانتر شدن و چه ارزانتر شدن کالا و مالیات ها که دایما از طرفی کاهش و از طرفی برآن افزوده میگردد»؛ هرگونه امکان مانور و فکر فردا بودن را از انسان‌های طالب و مبارز برای فردایی بهتر (کمونیست ها) گرفته است را در این ۱۰ نکتهِ بر شمرده از نظر دور گذاشته است.
    بهمین خاطر هم میبینیم که امپریالیسم ام. آمریکا قادر بتغییر خط سیاسی خود نبوده و از مانوری به مانور دیگر، از تاکتیکی به تاکتیک دیگر پرداخته ولی روند تکامل رویداد ها در آنجا همانا نیاز بانکهای وال استریت باقی‌مانده است که حکومت های امپریالیسم ام. آمریکا را فرمایشا تعیین میکند.
    باز هم بهمین خاطر است که ترکیه هنوز جوهر امضایش بر پای قرارداد سه گانه ایران، ترکیه و روسیه خشک نشده است که ارتش خود را دوباره به شمال سوریه فرستاده است و جمهوری سرمایداری ایران بــنامبرده، در اخبار امروز صبح اندرزی برادرانه و هوشدار دهندانه که می‌رود به لحنی تحدید آمیز مبدل گردد همچون برادر کوچکتری میدهد.
    ده نکته برشمرده کاملاً برپایه های واقعی در منطقه متکی بوده و صحیح میباشند و نمیتوان مانند سلطنت طلبان آمریکا پرست که هر شکست ننگین نظامی و اقتصادی آمریکا را که برخشان میکشید، با صغرا کبرا چیدن هایی با شیوه «برکلی مآبانه- یعنی حاشاکردن همه وقایعی که در تاریخ ثبت میگردند» را منکر میشوند، منکر شوید.
    شما آقای شهرام یک مشکل دارید و آنهم عدم فهم مناسبات کنونی در جهان است.
    شما بخاطر اینکه بین خیانت در زمان شاهنشهان قاجار و پهلوی ها که ایران و ایرانی فروشی بخاطر برسر قدرت ماندن و عیش نوش اقلیتی انجام مییافت و خیانت های کنونی جمهوری سرمایداری ایران قایل گردید که همه این خیانت ها تابعی از همرهی با دیکتات سه ابراهرم در ایران میباشد که هیچگونه خلاصی برآن نمیتوان متصور شد مگر جنگ که اکنون ایران روسیه و سوریه و خلقهای مبارز عرب بدان دست یازیده اند. جمهوری اسلامی توبخوان سرمایداری ایران هم جدا از این قانون عمل نمیکند و عضویت در این سه ابراهرم را پذیرفته است و غلاده آنرا خود مانند روسیه و چین برگرن خود نهاده است. آنهم:
    تکامل بانکها؛
    تکامل خصوص سازی؛
    تکامل در های باز برای واردات و تجار باصطلاح محترم و بزودی ۴۰۰ منطقه تجاری آزاد؛
    تسلط سرمایه مالی؛
    خصوصی شدن کلیه بانکها که با دیکتات خود بانک مرکزی را به هرطرفی که میخواهند صوق میدهند. البته هنوز نه تکاملی شبیه به تکامل بانکها در آمریکا؛
    نظامی گری و تسلیحات که در این مورد یک استثناء وجود دارد که تأیید کننده قانون انحصار ها میباشد و آنهم ایران تا کنون در مورد قدرت و ارتش با کسی شوخی نداشته است و سپاه پاسداران هنوز محکم برزین تولید چه در پهنه تولیدات نظامی، پهبادی، موشکی، نانوتکنیک… را در دست خود دارد و با کسی تقسیم نکرده است.
    از همه مهمتر قدرت نظامی ایرانیان(مردمیکه داوطلبانه بجنگ می‌روند که از ارتش وپاسداران و دیگر عناصر دولتی نیستند) بخاطر دشمنان قدرت مندی مانند امپریالیسم ام. آمریکا و استعمار فرتوت انگلیس صغیر و نفرتی لایزال و غیرباور نهادی این خلقهای منطقه بخصوص ایران نسبت بدانان میباشد که پایانی بر آن متصور نمیتوان شد و دیده می‌شود که با تمام کوتاهی ها و اشتباهاتی که تاکنون طبقه حاکمه و هیئت حاکمه ایران کرده است(تبانی برای از بین بردن صنایع و مهمات شیمیایی سوریه، همراه با روسیه که دست دراز شده غرب در منطقه یعنی اسراییل را انگشت به ماتهت نگه داشته بود و لاس خشکه زدن‌های آن‌ها با روسیه در باره صنایع اتمی ایران و خیانت برجام که بالادست خیانت های قاجاری- پهلوی بوده است) نتوانسته است رزم جنگی و مقاومت سپاه و پشتیبانی مردمی آنرا در مقابل دشمنان خلقهای عرب که سپربلای ایرانیان گردیده اند و بخصوص خود خلقهای ایران گردد را درهم شکند.
    از مشتی سلطنت طلب مخفی زیر پرچم مصدق و بخشی از باقیماندگان حزب جبهه ملی و سبزهای خارج نشین که میان دوپای عموسام نشسته اند که یا باید بداعشی ها تبدیل گردند و یا به بردگی خود در خارجه ادامه دهند و مجاهدین ضد خلقی و پارکابان غرب و خط سومی ها که هم‌اکنون میتوان با داعشی ها آن‌ها را در یک کفه قرار داد که بگذریم نیروی سومی که بتواند زحمتکشان را نمایندگی کند هنوز در سطح فعالیت‌های اجتماعی و تولیدی نمایان نیست که بتوان پرچم آن‌ها را بدست گرفت. زیرا منافع زحمتکشان در لحظه پیچیده کنونی احتیاج مبرمی به شرایط مساعد برای تشکیلاتی «چه باید کردیِ لنینی» دارد، هرچند که خیلی‌ها دم از رفتن بدین راه را میزنند ولی هنوز مردم زحمتکش آن‌ها را نپذیرفته اند. زیرا خواست نیروهای مادی جامعه ایران در این پله تکاملی آنرا در دستور روز آنهم نه بخاطر دعواهای حیدرنعمتی بعضی از نیروها بلکه فهم و ادراک ریشه‌ای علل مادی و جهت دهنده در جهان کنونی که امپریالیسم غرب در سراشیب افول قرار گرفته است و میتواند با اشتباهی از طرف مبارزان ضد امپریالیستی بازهم چند صباحی نجات یابد،‌ بدرستی سر اصلی تضاد را گرفته وبر علیه آن مبارزه میکنند و با تمام داده‌ها تا کنون مابین بد و بدتر راه خود را گم نکرده اند واین ما برج عاج نشینانیم که ره گم‌کرده ایم و یا خود را بکوری میزنیم. آری مردم ایران اعم از کارگر دهقان و کلیه همراهان آنان از خرده بورژوازی از خیلی مارکسیستهای ضد مارکسیست هم جلوترند و راه خود را بخوبی انتخاب کرده اند. خواستی بیشتر از این از آنان بدون داشتن حزب کاری که این نام را بدرستی لیاقت کند از آنان حماقت محض است. و در بهترین حالت جبهه سایی در مقابل حرکات خودبخودی میباشد.
    سپیده ششم دسامبر دوهزاروشش

    دوست داشتن

  2. shahram 15 says

    باز هم در افشای احمد مزارعی:

    او در تاریخ ۱۸ اکتبر سال ۲۰۱۶ میلادی در پایئن مقاله یی با عنوان «جنگ موصل، جنگی برای تسلط بر سوریه و عراق» در انتهای «توضیح مترجم» در یک تبلیغ آشکار برای رژیم آمریکایی‌ حاکم بر ایران گفت: ملت قهرمان ایران ( «ملت قهرمان ایران»، اسم مستعار جدیدی است که او برای نام بردن از رژیم ایران استفاده می‌کند) تا امروز یک دلار هم بدهی خارجی‌ ندارد. اگر این «منطق» بی‌ منطق او در هورا کشیدن برای رژیم ایران را امتداد دهیم آیا می‌توان گفت که مثلا ملت قهرمان آلمان، چین و….. هیچ بدهی خارجی‌ ندارند، اما مثلا ملت نا قهرمان افغانستان، بورکینا فا سو‌ ، آمریکا و…… چند میلیون یا میلیارد بدهی دارند؟ از کی تا حالا تراز نامه تجاری مثبت یا منفی‌ را به عهده ملت‌های «قهرمان» یا «نا قهرمان» میگذارند و نه‌، رژیم‌ها و حکومت ها؟

    به گزارش اسپوتنیک در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۱۷ به نقل از اقتصاد آنلاین، طبق گزارش بانک جهانی‌، میزان بدهی خارجی‌ ایران در سال ۲۰۱۵ به ۶ میلیارد و ۳۲۲ میلیون دلار رسید که نسبت به رقم هنگفت ۲۰ میلیارد و ۳۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۰ و ۱۷ میلیارد و ۳۴۴ میلیون دلار در سال ۲۰۱۱ کاهش چشمگیری داشت و الأاخر………، اما در انتها می‌نویسد، از بدهی خارجی‌ ۶ میلیارد و۳۲۲ میلیون دلار که برای سال ۲۰۱۵ اعلام شد، ۲ میلیارد و ۳۲۶ میلیون دلار بدهی خارجی‌ بلند مدت و ۲ میلیارد و ۱۹میلیون دلار بدهی خارجی‌ کوتاه مدت بود. پایان گزارش اسپوتنیک.

    البته در سایت رسمی‌ بانک جهانی‌ نوشته شده است که، بدهی خارجی‌ ایران در سال ۲۰۱۵ میلادی نسبت به سال قبل از آن‌ حدود ۸۸۱ میلیون دلار افزایش یافته و به رقم ۶ میلیارد و ۳۳۲ میلیون دلار رسیده است.

    حال این آمار و ارقام کجا و آن‌ «ملت قهرمان ایران» که تا امروز حتا یک دلار هم بدهی خارجی‌ ندارند کجا!!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.