سرتیتر

پرتوانتر باد اعتصابات کارگری

eetraz_kargar

فرشید شکری

« اعتصاب همیشه سرمایه داران را مملو از ترس می کند. چونکه اعتصاب شروع از بین رفتن سروری آنهاست. یک سرود کارگری آلمانی در مورد طبقه ی کارگر می گوید، تمام چرخ ها از چرخش باز می ایستند، اگر بازوان نیرومند شما آن را اراده کند. » لنین

رهبران و آموزگاران پرولتاریای جهان، کارل مارکس، فردریش انگلس و لنین هر دم روی نقش محوری اعتصابات کارگری در پیشروی مبارزه علیه طبقات حاکمه تأکید می کردند. دست کشیدن از کار و اعتصاب، شیوه ای مفید و کارآمد برای تحقق اهداف مبارزاتی می باشد که در طول حیات وجه تولید سرمایه داری همیشه مورد استفاده ی توده های کارگر معترض، قرار گرفته است. اعتصابات کارگری به عنوان ابزاری مؤثر جهت مقابله با تعرضات صاحبان سرمایه و خریداران نیروی کار، و در مقام ابزاری برای تحمیل مطالبات و خواست های صنفی و حتا سیاسی به سرمایه داران و دولت هایشان با تولد طبقه ی کارگر مدرن در بطن شیوه و مناسبات سرمایه دارانه ی تولید، متولد گردید، و بی تردید همچنان به مثابه سلاح برنده ی مبارزه ی طبقاتی علیه کارفرمایان و استثمارگران، بکار گرفته می شود.

واضح و مبرهن است هنگام وقوع یک اعتصاب، کارگران خواست های معینی مثلاً افزایش دستمزد، پرداخت دستمزدهای معوقه، پرداخت بیمه درمانی، کم کردن ساعات کار، و غیره را طرح می کنند و برای محقق شدن این مطالبات، کارفرما یا صاحب کار را به مصاف می طلبند. در این اعتصاب، تک تک کارگران اعتصابی فارغ از نژاد و زبان و جنسیت، و عقاید مذهبی دست در دست همدیگر جلوه ای از اتحاد طبقاتی اشان را در مقابل دشمن به نمایش می گذارند.

کارگران اعتصابی و معترض بخوبی می دانند که اعتصاب اشان بسادگی قابل شکستن است، چنانچه تا پایان کار متفق القول و متحدانه روی خواسته های مطروحه پافشاری نکنند. بنا بر این، اگر مطالعه ی تاریخ جنبش های کارگری ایران و جهان این درس و تجربه ی بس گرانقدر یعنی نقش وفاق و اتحاد مبارزاتی در پیروزی بر فلان کارفرما و سرمایه دار را آموزش می دهد، لیکن کارگران در میدان جدال و مبارزه علیه سرمایه داران، آنرا عملاً فرا می گیرند. چنین اتحاد و همبستگی طبقاتی ای که در سایه ی اعتصاب و اعتراض در محیط های کار و زحمت نمود می یابد و کارگران آنرا در معرض دید عموم میگذارند، قطعاً می تواند در یک یا چند رشته ی تولیدی و خدماتی، در چندین شهر، و نهایتاً در کل کشور روی دهد، بشرطی که کارگران کمونیست یا بخش آگاه و پیشرو طبقه ی کارگر برای متصل کردن مبارزات پراکنده ی کارگران با تمام توان فعالیت کند.

واقعیت این است که، تشدید بحران سرمایه داری ایران، و پیامدهای عملی سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی، و ریاضت کشی اقتصادی که آثار و تبعات مخرب و بغایت ویرانگری بر کار و معیشت و حیات طبقه ی کارگر داشته اند، عامل رشد و گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری در اغلب مراکز تولیدی و خدماتی در کشور می باشند. افزایش اعتصابات و اعتراضات کارگری علی الخصوص در سال های اخیر حاکی از این است که کارگران کشور مرعوب وحشیگری رژیم و اختناق حاکم بر جامعه نشده اند. قدر به یقین، این چالش ها و پیکارهای کارگری که مؤید از کف رفتن تحمل کارگران و لبریز شدن پیمانه ی صبر و طاقت ایشان است، کمک شایانی به زنده نگهداشتن، تقویت و پویایی فضای مبارزاتی کشور، خواهند کرد. در اساس، اعتصابات کارگری مبارزه ای اثر گذار جهت ترک برداشتن دیوار سرکوب و اختناق و بیرون کشیدن جو سیاسی جامعه از رخوت و سستی است.

اگر چه اعتصابات کارگری در ایران علی العموم بصورت خود انگیخته راه اندازی می شوند، مع الوصف، همین اعتصابات خود انگیخته که توجه مردم رنجدیده ی جامعه را بسوی خود جلب نموده اند، فشار سیاسی زیادی را بر طبقه ی حاکم وارد ساخته اند. بایستی خاطر نشان کرد، اهمیت یک اعتصاب از موفقیت کارگران اعتصابی و رسیدن آنان به خواست های صنفی اشان بیشتر است چراکه هزینه ی سیاسی اعتصابات کارگری برای سرمایه داران و رژیم اشان بمراتب بیشتر از هزینه ی اقتصادی خواهد بود. نتیجتاً، ارزش واقعی اعتصابات کارگری صرفاً به دستاوردهای اقتصادی اشان محدود نمی ماند و بایسته است تا نتایج سیاسی و معنوی این اعتصابات در نظر گرفته شود.

شکی نیست، استمرار و گسترش بیش از پیش پیکارهای طبقه ی کارگر نه فقط مهار جنبش کارگری را برای دولت سرمایه داران و ارگان های سرکوبگر دشوارتر می سازد، بلکه موقعیت مناسبی را فراهم می  آورند تا طبقه ی کارگر همپای دستیابی به خواست های اقتصادی و بازپس گیری حقوق پایمال شده اش، مطالبات دموکراتیک و انسانی زنان، جوانان و ملل فرودست ایران را که جزو مطالبات سیاسی کارگران هم هستند، بر پرچم مبارزاتی خود حک کند و بطریق اولی رهبری و هدایت مبارزات توده های ناراضی را به عهده گیرد.

تجربه ی خیزش های کارگری گوناگون طی دو قرن گذشته در جهان از جمله قیام سال 1357 خورشیدی در ایران که تعداد زیادی از مراکز کارگری ایران، از گمرکات، آب و برق، بنادر و کارخانه های مختلف تبریز، تهران، قزوین، اراک، اصفهان، رشت و غیره وارد اعتصابی سراسری شدند و در آن اعتصاب شکوهمند خواست آزادی زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، و سرنگونی حکومت پهلوی مضمون واحد مطالبات کارگران اعتصابی بود، و نیز اعتصاب فراموش نشدنی کارگران شرکت نفت که با آن حرکت کمر حکومت سرمایه داری پهلوی را شکستند و بدین ترتیب رهبری قیام توده های بپاخاسته را عملاً از آن خود ساختند، بر تأثیر اعتصاب کارگری بویژه اعتصاب سراسری کارگران بر فضای سیاسی جامعه، و ایضاً پیروزی ستمکشان و غلبه ی ایشان بر ستمگران و استثمارگران تأکید دارد.

علاوه بر نکات بازگو شده، اعتصاب در واقع مدرسه ای برای یادگیری و ارتقاء آگاهی کارگران در مبارزات سخت و سرنوشت ساز پیش روست. در یک اعتصاب کارگری و آنگاه برخورد کارفرما و دولت به آن، کارگران اعتصابی تضاد منافع طبقاتی خود با صاحب کار را بهتر درک می کنند. در دل این اعتصابات یا نبردها، کارگران معترض به ماهیت طبقاتی دولت و فلسفه ی وجودی نهادهای آن پی میبرند. در دل این مبارزات روزمره، رهبران و فعالین کارگری آبدیده می شوند، و نیز کنشگران جدیدی پرورش مییابند. در دل این رو در رویی های بدون انقطاع، خواست های سیاسی مورد تعقیب توده های ستمدیده در کنار مطالبات صنفی جای میگیرند که همین طبقه ی کارگر را به جایگاه رهبری جامعه ارتقاء میدهد. در دل این ستیز طبقاتی، ماهیت گرایشات راست جنبش کارگری، و نهادهای زرد و دست ساز دولتی برای کارگران روشن می گردد.

در پرتو برآمدها و اعتصابات کارگری است که کارگران نیاز به متشکل شدن در تشکل های طبقاتی و سراسری را با پوست و گوشت خود احساس می کنند. از اینروی، تجمعات و اعتصابات کارگری زمینه ی بسیار مناسبی را برای امر تشکل یابی طبقه ی کارگر فراهم می آورند، زیرا سازمانیابی طبقاتی و سراسری کارگران اساساً ثمره ی پیکارهای بی وقفه ی کارگری است. به عبارت دیگر تشکل یابی طبقه ی کارگر رابطه ی مستقیم و تنگاتنگی با چالش های کارگری دارد و هیچگاه این امر در خلاء مادیت نخواهد یافت. در همان دوره ی قیام 1357 شمسی که اعتصاب سراسری در شمار زیادی از مراکز و محیط های کارگری صورت پذیرفت، کمیته های اعتصاب از کارگران مبارز و پیشرو تشکیل شد. آن کمیته ها از دل محافل کارگران پیشرو بوجود آمدند که خود آن محافل کارگری یگانه شکل سازمانیابی مستقل کارگران کشور در آن مقطع بودند. با نگاه به این تاریخ برای ما مسجل می گردد که اعتصابات سراسری پیش از قیام و انقلاب 57 آزمون بزرگ و با ارزش متشکل و متحد شدن طبقه ی کارگر، و عرصه ی بروز ابتکارات انقلابی و بسط آگاهی طبقاتی و سیاسی کارگران بشمار می آیند.

نکته ی آخر اینکه، در دل این زورآزمایی ها، کوشش کارگران کمونیست و پیشروان رادیکال کارگری در راستای انتقال آگاهی بدرون توده های کارگر، و نیز فعالیت های تبلیغی و ترویجی ایشان در ارتباط با ضرورت « تحزب یابی کمونیستی طبقه ی کارگر » بهتر و سریعتر به بار می نشینند.*

قدر مسلم این آگاهی گام مهمی بسمت شناخت و فهم اقتصاد سیاسی، و آماده شدن کارگران برای در پیش گرفتن مبارزه ای انقلابی و آشتی ناپذیر تا رهایی از ستم و استثمار طبقاتی است.


12/27/2016

  • لنین در رابطه با ضرورت بردن آگاهی به میان توده های کارگر به توسط عناصر کمونیست در کتاب چه باید کرد چنین نوشت: « ما گفتیم که آگاهی سوسیال دموکراتیک در کارگران اصولاً نمی توانست وجود داشته باشد. این آگاهی فقط از خارج ممکن بود وارد شود. تاریخ تمام کشورها گواهی میدهد که طبقه ی کارگر با قوای خود منحصراً می تواند آگاهی تردیونیونیستی حاصل نماید، یعنی اعتقاد حاصل کند که باید تشکیل اتحادیه بدهد، بر ضد کارفرمایان مبارزه کند، و دولت را مجبور به صدور قوانینی بنماید که برای کارگران لازم است، و غیره. ولی آموزش سوسیالیسم از آن تئوریهای فلسفی، تاریخی و اقتصادی نشو و نما یافته است که نمایندگان دانشور طبقات دارا و روشنفکران تتبع نموده اند.»