اخبار ایران و جهان

میراث ساختاری دمکراسی های سرمایه داری وعده و وعیدهای سرخرمن است

louks_obama

تحت دمکراسی های سرمایه داری، رؤسای جمهور در ظاهر «با مردم واقعی صحبت می کنند»، در حالی که با مهارت برای بزرگترین سرمایه داران و بانک داران کار می کنندزمانی که سرمایه داری در بحران ست، عوامفریبی «از صندوق جادویی بیرون می آید»… عدول از وعده و وعیدها برای تمام رؤسای دمکرات و جمهوریخواه «سرمایه و تجارت» هستند. فریب و زبان پوپولیستی دروغین خوراک استاندارد هستند، زیرا این ها چیزهایی هستند که دمکراسی سرمایه داری از نمایندگان سیاسی خود مطالبه می کندزمانی که «دمکراسی سرمایه داری» تحت تهدید قرار می گیرد و بی اعتبار می شود، جستجو برای یک عوامفریب پوپولیست آغاز می شود. در حالی که فعالان صلح و عدالت اجتماعی توده های عظیم تظاهرکنندگان را علیه بانک ها در طول «جنبش اشغال وال استریت» سازماندهی می کردند، وال استریت «اولین رئیس جمهور سیاه پوست» را جهت منحرف کردن خشم دارندگان ورشکسته وام مسکن به میدان آورد، دانشجویان سفید پوست را گول زد، رأی دهندگان لاتینی را فریب داد، بانوان سیاه پوست کلیسا را فریفت و همه آنها را به آغوش فاسد حزب دمکرات فرستادبارک اوباما، مانند تمام عوام فریبان، به رأی دهندگان آمریکایی قول داد که به اشغال نظامی عراق توسط آمریکا پایان می دهد، زندان گوانتانامو را می بندد، به شکنجه و پنهان کاری پایان دهد، از آزادی های مدنی دفاع نماید، از وام گیرنده های مسکن در برابر بانک داران کلاه بردار وال استریت حمایت کند، به بیمه درمانی یک رفرم واقعی بدهد و برای کارگران مهاجر و خانواده های غیرقانونی آنها راهی برای شهروندی پیدا کندرژیم اوباما از کودتای خشونت آمیز و تلاش های خونین برای «تغییر رژیم» در اوکراین، سوریه، سومالی، لیبی، هندوراس و یمن با نتایجی ویرانگر برای میلیون ها انسان آواره و بینوا حمایت مالی کرد. هیچ جنگ سالار دیگری، در گذشته و یا حال، نمی تواند با رژیم اوباما در ایجاد بدبختی و ضرب و شتم مطابقت کند… «دمکراسی سرمایه داری» دیگر نمی تواند رأی دهندگان را فریب دهد. نیمی از رأی دهندگان واجد شرایط از فرایندی که نمی تواند منعکس کننده منافع آنها باشد، امتناع می کنند. و نیمی از رأی دهندگان واقعی سیاستمداران سنتی را قبول ندارند. جهت حفظ هر جلای مشروعیت انتخاباتی و قادر ساختن سرمایه داران به ادامه حکومت خود، عوامفریبان باید جایگزین «کالاهای آسیب دید» سیاستمدارانی شوند که بیش از حد آشکارا و بارها خودشان را برای پول فروخته اند. بیش از هشتاد درصد از رأی دهندگان می دانند که رأی آنها هیچ تأثیری بر تصمیمات سیاسی در باره جنگ و صلح، نابرابری های داخلی و توزیع درآمد – مسائل واقعی نداردسرمایه داری دیگر نمی تواند از طریق ماشین انتخاباتی دروغین، خود را تولید کند. در حالی که بحران اقتصادی و نابرابری ها رشد می کند، طغیان های عمومی فوق پارلمانی اجتناب ناپذیر خواهد بود. با آنها، ترس و تردید و بلاتکلیفی در میان بانک داران، محتکران، سفته بازان، زمین خواران و سازندگان ابزار الکترونیکی میلیاردر برقرار می شود. «معماری شلوغ سیلکون» مانند قلعه ماسه ای فرو خواهد ریخت. طبقه سرمایه دار ممکن ست به جای صندوق و برگه های رأی گیری به گلوله متوسل شود. در آن زمان، آیا آنها می توانند ثروت و موقعیت خود را به دستان هزاران سرباز و پلیس موظف بسپارند تا میلیون ها نفر از هموطنان کارگر آمریکایی خود را بکشند و دستگیر کنند؟ و یا شاید هم آنها در رویای آدم های ماشینی، خودکار و مکانیکی هستند؟

میراث ساختاری دمکراسی های سرمایه داری وعده و وعیدهای سرخرمن است

نوشته: جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

عدول از وعده و وعیدها: میراث بنیادی دمکراسی های سرمایه داری

در روزگار های اخیر، و احتمالاً از زمان تأسیس رأی گیری همگانی، رؤسای جمهور منتخب وعده و وعیدهایی را که به هواداران خود داده اند، بطور سیستماتیک زیر پا گذاشته و شکسته اند.

این مقاله با وعده و عیدهای انتخابی بارک اوباما رئیس جمهور منتظر به بازنشستگی و رئیس جمهور منتخب دونالد ترامپ آغاز می شود. سپس به بررسی دلائل چرایی شعارهای پوپولیستی، وعده های صلح آمیز و دمکراتیکی می پردازد که همواره همراه کمپین انتخاباتی ست، ولی بلافاصله توسط اعضای کابینه منتصب پیروز که متعهد به محور سیاست های استبدادی و نظامی نخبگان ست، دنبال می شود – که بسیار دور از انتظارات رأی دهندگان است.

اوباما: شیوه و ماده اصلی

بارک اوباما، مانند تمام عوام فریبان، به رأی دهندگان آمریکایی قول داد که به اشغال نظامی عراق توسط آمریکا پایان می دهد، زندان گوانتانامو را می بندد، به شکنجه و پنهان کاری پایان دهد، از آزادی های مدنی دفاع نماید، از وام گیرنده های مسکن در برابر بانک داران کلاه بردار وال استریت حمایت کند، به بیمه درمانی یک رفرم واقعی بدهد و برای کارگران مهاجر و خانواده های غیرقانونی آنها راهی برای شهروندی پیدا کند.

بالاتر از همه، اوباما این تصور را اشاعه داد که او «رئیس جمهور آفریقایی – آمریکایی تاریخی» ست، که وظیفه دارد وعده های انقلاب حقوق مدنی را تحقق بخشد. اوباما با فعالان حقوق بشری و مدنی صحبت کرد، و قول داد که به خشونت های نژادی و نابرابرهای اجتماعی پایان دهد. او وعده داد که به دخول سرزده و بدون اجازه دولت و نقض آزادی های فردی پایان دهد.

«رئیس جمهور تاریخی سیاه پوست»: شمار وعده های زیرپا گذاشته و شکسته اوباما بی سابقه است

همه رؤسای جمهور، تعهدات انتخاباتی خود را تا اندازه ای، کم و بیش شکسته اند. اما، رئیس جمهور اباما، در دو دوره ریاست، وعده و عید های خود را بیشتر و بزرگتر از همه پیشینیان خود شکسته است. دولت او یکی از سازندگان و سپس بلافاصله تجدید نظر و معکوس کنندگان وعده وعید های انتخاباتی برای حامیان خود بوده است. هر یک از وعده های او برای اصلاحات اجتماعی، خدمات درمانی و سیاست خارجی بر مبنای دیپلماسی و احترام صرفاً در خدمت مقدمه ای برای تحمیل سیاست های جدید و کاهنده تر و راه اندازی جنگ های بیشتری بوده است.

عملکرد اوباما روشن است: اوباما در طول هشت سال ریاست جمهوری خود، توقعات هر حوزه انتخاباتی محبوبی را که او در طول کمپین انتخاباتی درگیر بود و برنده شد، خوار شمرد. آمریکایی های سیاه پوست به نسبت ۱۰ به ۱ در هر دو کمپین به اوباما رأی دادند! علیرغم حمایت قاطع آمریکایی های آفریقایی الاصل، نابرابری درآمد بین کارگران سفید و سیاه پوست افزایش یافت، خشونت مرگبار پلیس علیه آمریکایی های آفریقایی الاصل افزایش یافت، و حملات پارتیزانی سفید پوست ها، از جمله آتش زدن کلیساهای آمریکایی های آفریقای الاصل چند برابر شد. در حالی که نخبگان شرکت های غول دارویی و دکترهایی که نسخه های مواد مخدر بسیار اعتیادآور را تجویز می کنند و به بیماری همگانی اعتیاد به مواد مخدر دامن میزنند، با معافیت کامل از مجازات، سودهای بادآورده خود را می شمارند، اما شمار خلافکاران مواد مخدر(فروشندگان و مصرف کنندگان) بدون خشونت آمریکایی های آفریقایی الاصل با نرخ به مراتب بیشتری از همتایان سفید پوست خود افزایش یافت.

اوباما هفت جنگ و شماری از عملیات مخفی خشونت آمیز را دنبال کرد و از سلف خود، رئیس جمهور جرج بوش (پسر) سبقت گرفت. جنگ های او منجر به بزرگترین ترکیبی از سلب مالکیت شدگان، زخمی شده ها و قتل آفریقایی ها، اعراب، جنوب آسیایی ها و اروپای شرقی ها در تاریخ جهان شد.

اوباما جهت کفالت دو دوجین بانک وال استریت، ۲ تریلیون دلار را از خزانه داری آمریکا منتقل کرد، که پس از آن به محروم کردن ۳ میلیون خانوار طبقه کارگر از داشتن خانه – برخلاف شعارهای انتخاباتی او ادامه دادند.

شرکت های چند ملیتی پیشرو با موفقیت بیش از ۲ تریلیون دلار سود حاصل از پناهگاه های مالیاتی در خارج کشور را مخفی کردند. رئیس جمهور گاه گاهی برخی «انتقادهای بچه خر کن» علیه فرارهای مالیاتی شرکتهای بزرگ ادا نمود، در حالی که از طبقه کارگری که بیش از حد کار می کرد – و استاندارد زندگی آنها بطور پیوسته کاهش یافته بود، مالیات می گرفت.

نظامیان کل دولت اوباما را تا اندازه ای آلوده کرده اند که از زمان هاری ترومن و وینستون چرچیل جنگ طلب که بدبینانه جنگ سرد را به راه انداختند تا بحال دیده نشده است.

اوباما با استقرار پایگاه های نظامی ناتو و آمریکا در کشورهای بالتیک دست نشانده جدید آمریکا تا بالکان، از مدیترانه تا قفقاز، سیاست محاصره روسیه را دنبال کرد.

رژیم اوباما از کودتای خشونت آمیز و تلاش های خونین برای «تغییر رژیم» در اوکراین، سوریه، سومالی، لیبی، هندوراس و یمن با نتایجی ویرانگر برای میلیون ها انسان آواره و بینوا حمایت مالی کرد. هیچ جنگ سالار دیگری، در گذشته و یا حال، نمی تواند با رژیم اوباما در ایجاد بدبختی و ضرب و شتم مطابقت کند.

اوباما: با تقلید زبان سخنرانی می کند

اوباما، همواره برای تطبیق با شرایط و موقعیت، با لهجه ها وآهنگ های مختلف با مخاطبان گوناگون صحبت می کند: با جوانان، او کلمات بیهوده و احمقانه خوانندگان رپ، بازیکنان فوتبال، ستاره های بیس بال و اشخاص مشهور صحنه و پرده سینما را بکار می برد. با زنان سیاه پوست کلیسا، این زاده و پرورش یافته هونولولو، فارغ التحصیل نخبه آکادمی پوناهو و دانشگاه حقوق هاروارد، لهجه بابتیست جنوبی را اتخاذ می کند – که کاملاً نسبت به زبان مادری و مادر بزرگ او خارجی ست. وقتی که با سفید پوستان ماهر اسکی باز شیکاگو و حامیان پر پول بخش مالی روبرو می شود، او بر می گردد و با متانت و با تنظیم زیر و بم عمیق موقع سنجی و خوش طبعی صحبت می کند.

زبان او مملو از حسن تعبیر بود: «محور آسیا» ی معروف به معنای محاصره هوایی و دریایی خطرناک و متجاوزانه چین، با هدف فلج کردن بزرگترین اقتصاد آسیا بود.

در حالی که او در مورد « حفاظت از محیط زیست و حقوق کارگران» صحبت می کرد، ولی برای پیمان تجاری ترانس پاسیفیک فشار می آورد که به شرکتهای بزرگ چند ملیتی قدرت می داد تا دل و روده قوانین حقوق کارگران و محیط زیست را در بیاورد.

رژیم اوباما با صدای بلند قول داد که از دسترسی بومیان آمریکایی به آب و سرزمین سنتی، هم چنین سایت های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی آنها حمایت کند. در عمل، او از پروژه های خطوط بزرگ گاز و نفت حمایت کرد که به سرزمین های بومیان با پلیس نظامی وحشی و حافظان مزدور خصوصی تجاوز کرده، فعالان عدالت اجتماعی را ضرب و شتم و زندانی نموده، و روزنامه نگاران را تهدید می کنند.

اوباما قدرت عملیات نظارت دولت پلیسی موجود را علیرغم نقض آزادیهای مطابق قانون اساسی تقویت کرده است و او گسترش فرمانروایی دولت پلیسی را، به ویژه علیه «افشاگران» تحمیل کرده است. اوباما با یکی از پنهانکار ترین دولت ها در تاریخ، خدمتگزاران عمومی شجاع بیشتری را به «جرم» افشای جنایات دولت نسبت به شهروندان تحت پیگرد قانونی قرار داده، تخریب و زندانی نموده است. او بطور فعال قوانین فدرال را که حفاظت از «افشاگران» را ضمانت می کرد، کنار گذاشته است و لرزه بر سرتاسر بخش عمومی انداخته است، و بهترین خدمتگزاران بخش دولتی ما را تضعیف و از روحیه انداخته است.

دونالد ترامپ: وعده های انتخاباتی و خیانت های پسا انتخابات

ترامپ، رئیس جمهور منتخب، مصمم به فراتر رفتن از رئیس جمهور اوباما در شکستن وعده های انتخاباتی به سرعت وعده شعارهای کمپین انتخاباتی خود را به «باتلاق فاضلاب» واشنگتن سرازیر کرد و «دشمنان قسم خورده» خود را با شور یک فاحشه کهنه کار در آغوش گرفت. سیاستمداران سنتی جمهوریخواه، افراد کسب و کار و وال استریتی ها، که در ابتدا مخالف «ترامپ» بودند، همه سوار ارابه دسته موزیک سیار شده و به آغوش باز ترامپ پریدند.

ترامپ وعده های اصلی کمپین خود به رأی دهندگان را شکست و زیر پا گذاشت. او اعلام نمود زمانی که به ریاست برسد، هیلاری کلینتون را برای فعالیتهایش در ارتباط با بنیاد کلینتون زندانی» نمی کند، در عوض شجاعت و صداقت او را ستود. به محض انتخاب او، ترامپ حتی برای رئیس جمهور سابق «اطاق رسوایی جنسی» بیل کلینتون جاکشی کرد. در حالی که ممکن ست ترامپ در ارتباط با فساد و جنایات کلینتون را بخشیده باشد، اما حامیان توده ای او چنین نمی اندیشند.

ترامپ در ازای تصمیم اولیه هیلاری کلینتون برای عدم مخالفت در پیروزی انتخاب خود و « گذار» (به کاخ سفید) آشکارا از او ستایش نمود. با این حال، استفاده او از جانشین کاندید حزب سبزها جیل استاین جهت به چالش کشیدن شمارش انتخابات و اتهامات سیا/حزب دمکرات در تبانی روسیه – ترامپ – اف بی آی در تأثیر گذاری بر انتخابات ممکن ست او را مجبور سازد که در تصمیم خود تجدید نظر کند، در حالی که بنظر می آید ساخت کودتای کاخ از «باتلاق» پدیدار می شود.

او قول داد که از پیشروی معاملات مداوم کسب و کار خصوصی خود دست می کشد، اما به بهت و حیرت پایگاه فعال وفادار خویش ادامه دارد.

ترامپ با انتخاب خود برای کابینه مقامات ارشد خود سیگنال های مختلفی فرستاده است: او با انتصاب یا در نظر گرفتن چندین جمهوریخواه جریان اصلی برای مقام و موقعیت های بزرگ، از جمله یک منتقد صریح برای نماینده سازمان ملل عهد خود را در سیاست های اقتصادی، دیپلماتیک و خارجی شکست. جمهوریخواهان جریان اصلی پایگاه حامیان انتخاباتی توده ای ترامپ را تحقیر می کردند. با این حال، ترامپ در مقایسه با سیاستمداران تأسیسات نوعی دمکرات و جمهوریخواه، مدیران کسب و کاری منصوب کرده است که بیشتر متمایل به بازار و کمتر نظامی هستند.

او همچنین وعده انتخاباتی خود جهت حمایت از بازرگانی و صنعت آمریکا را با طرفداری از یک سیاست تجارت گرا با روسیه حفظ نمود. او می خواهد برای توافق تجاری باصرفه تر با رئیس جمهور چین مذاکره کند. او انتصاب رکس تیلیسون مدیر عامل اکسون را به عنوان وزیر امور خارجه خود اعلام نمود، یک حرکت بسیار واقعی بسوی پایان دادن تحریمات علیه روسیه، که کسب و کار و غول های انرژی آمریکا را خارج از آن بازار عظیم، محروم کرده است.

ترامپ مستقیماً به جمعیت هوادار «اول اسرائیل) متوسل شده است، و قول داده است که توافق هسته ای با ایران را که نزد آمریکایی های جنگ طلب و یهودیان اسرائیلی بسیار منفور ست، «پاره کند». علیرغم این که آن را «بدترین سازش در تاریخ آمریکا می نامد»، بنظر میرسد برای منافع بزرگ گاز و نفت که با خوشحالی معاملات چندین میلیاردی با تهران امضاء می کنند و به غول هوافضای بوئینگ جهت فروش ناوگان جدید جت های مسافربری به ایران «به علامت توافق سر تکان داده است

عوامفریبی انتخاباتی تنها مصیبت اوباما نیست. عدول از وعده و وعیدها برای تمام رؤسای دمکرات و جمهوریخواه «سرمایه و تجارت» هستند. فریب و زبان پوپولیستی دروغین خوراک استاندارد هستند، زیرا این ها چیزهایی هستند که دمکراسی سرمایه داری از نمایندگان سیاسی خود مطالبه می کند.

بنیان ساختار دمکراسی سرمایه داری

تحت دمکراسی های سرمایه داری، رؤسای جمهور در ظاهر «با مردم واقعی صحبت می کنند»، در حالی که با مهارت برای بزرگترین سرمایه داران و بانک داران کار می کنند.

زمانی که «دمکراسی سرمایه داری» تحت تهدید قرار می گیرد و بی اعتبار می شود، جستجو برای یک عوامفریب پوپولیست آغاز می شود. در حالی که فعالان صلح و عدالت اجتماعی توده های عظیم تظاهرکنندگان را علیه بانک ها در طول «جنبش اشغال وال استریت» سازماندهی می کردند، وال استریت «اولین رئیس جمهور سیاه پوست» را جهت منحرف کردن خشم دارندگان ورشکسته وام مسکن به میدان آورد، دانشجویان سفید پوست را گول زد، رأی دهندگان لاتینی را فریب داد، بانوان سیاه پوست کلیسا را فریفت و همه آنها را به آغوش فاسد حزب دمکرات فرستاد.

زمانی که اقتصاد میلیون ها نفر را به بن بست مشاغل کم درآمد و کاهش استاندار زندگی مجبور کرد، وقتی که جهانی سازی افراد کسب و کار کوچک و متوسط و دکانداران داخلی را فقیر ساخت، یک زبان دراز میلیاردر سلطان کازینو در صحنه ظاهر شد تا با پارس کردن شعارهای پوپولیست دروغین بدهد و مادام هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه را برای خون آشام ترین روابط با وال استریت محکوم کند. و به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شود.

به عبارت دیگر، زمانی که سرمایه داری در بحران ست، عوامفریبی «از صندوق جادویی بیرون می آید».

عوامفریبان سرمایه داری زرق و برق دار جایگزین حاملان استاندارد مکار طبیعی سیاست های انتخاباتی فاسد می شود. عوامفریبی اوباما و ترامپ بر نطق سازان خسته کننده هیلاری کلینتون و میت رامنی برنده شدند. مهم نبود که دروغ های آنها چقدر عجیب و غریب بود، هیلاری و میت نمی توانستند توهم رأی دهندگان را جلب کنند.

در حالی که بحران اقتصادی ریشه دار و تثبیت می شود و بهبودی ها کوتاه مدت و ضعیف هستند، دمکراسی های سرمایه داری بسیار شکننده شده اند. تکرار ظهور عموامفریبان ریاست جمهوری، از اوباما تا ترامپ، منعکس کننده روگردانی نخبگان سرمایه داری از سهیم کردن هیچ سود تولیدی با کارگران و یا پرداخت مالیاتی بر سودهای امپریالیستی/خارج کشور ست و بنابراین کاهش بار مسئولیت مالیاتی بر مزدبگیران، و یا برای سرمایه گذای در اقتصاد مولدی باشد که به جای درگیر شدن در احتکار و زمین خواری، کارگران را با دستمزد خوب استخدام کند.

«دمکراسی سرمایه داری» دیگر نمی تواند رأی دهندگان را فریب دهد. نیمی از رأی دهندگان واجد شرایط از فرایندی که نمی تواند منعکس کننده منافع آنها باشد، امتناع می کنند. و نیمی از رأی دهندگان واقعی سیاستمداران سنتی را قبول ندارند. جهت حفظ هر جلای مشروعیت انتخاباتی و قادر ساختن سرمایه داران به ادامه حکومت خود، عوامفریبان باید جایگزین «کالاهای آسیب دید» سیاستمدارانی شوند که بیش از حد آشکارا و بارها خودشان را برای پول فروخته اند.

بیش از هشتاد درصد از رأی دهندگان می دانند که رأی آنها هیچ تأثیری بر تصمیمات سیاسی در باره جنگ و صلح، نابرابری های داخلی و توزیع درآمد – مسائل واقعی ندارد.

سرمایه داری دیگر نمی تواند از طریق ماشین انتخاباتی دروغین، خود را تولید کند. اگر به خاطر ظهور قابل پیشبینی چیز تازه ای، مانند اوباما «اولین آمریکایی سیاه پوست» یا شهرت « شوک گستاخ» ترامپ نبود که کاخ سفید را بر روی امواج آرای حمایت توده ای اشغال کند، ده ها میلیون رأی دهنده غایب و ناراضی ممکن بود که خیابان ها را پر کنند، رؤسای اتحادیه های دروغین را که تنها برای ٪۷ از مزدبگیران «صحبت می کنند»، اخراج کنند، و هر دو حزب سیاسی را که با «تعظیم» خود در خدمت نخبگان یک درصد متحد اند، رد می کردند.

نتیجه گیری

اجازه دهید تصور کنیم که عوامفریبان سرمایه داری بالاخره/درنهایت به خاطر تکرار عدول از وعده و وعیدها جذابیت ظاهری خود را از دست بدهند. بگذارید فرض کنیم که یک بازگشت موقت شیرین، مطلوب برای آدم های مزدور و خسیس سیاسی روزمره خواهد بود، در حالی که این باصطلاح دوره «بیگانه» بازی می شود. نارضایتی توده ای از بین نمی رود. در حالی که بحران اقتصادی و نابرابری ها رشد می کند، طغیان های عمومی فوق پارلمانی اجتناب ناپذیر خواهد بود. با آنها، ترس و تردید و بلاتکلیفی در میان بانک داران، محتکران، سفته بازان، زمین خواران و سازندگان ابزار الکترونیکی میلیاردر برقرار می شود. «معماری شلوغ سیلکون» مانند قلعه ماسه ای فرو خواهد ریخت. طبقه سرمایه دار ممکن ست به جای صندوق و برگه های رأی گیری به گلوله متوسل شود. در آن زمان، آیا آنها می توانند ثروت و موقعیت خود را به دستان هزاران سرباز و پلیس موظف بسپارند تا میلیون ها نفر از هموطنان کارگر آمریکایی خود را بکشند و دستگیر کنند؟ و یا شاید هم آنها در رویای آدم های ماشینی، خودکار و مکانیکی هستند؟

درباره نویسنده:

جیمز پتراس، استاد بارتل (بازنشسته) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهامتون، نیویورک است.

آدرس سایت اینترنتی:

http://petras.lahaine.org/

برگردانده شده از:

http://petras.lahaine.org/?p=2117

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: