اخبار ایران و جهان

کدام نوع تجاوز بهتر است تجاوز قانونی یا غیرقانونی؟ – احمد پوری

kinder_war

کدام نوع تجاوز بهتر است تجاوز قانونی یا غیرقانونی؟

کار بشریت به کجا کشیده است؟
برای روشن شدن مطلب مجبورم مثالی بزنم.
Ahmad_Pouri_Kفرض کنیم ما در کشوری یا منطقه ای به این نتیجه می رسیم که تجاوز کردن به بچه ها و زنان و مردان بطور مطلق ممنوع است. شعار معروف «هرگز نباید تکرار شود!» سرلوحه حرکت جامعه سالم می شود!
بعد از تصویب قوانین ممنوعیت تجاوز، رهبران و نخبه گان حاکم که از امکانات لازم برای تجاوز به دیگران و مصونیت از مجازات برخوردارند، می گویند: خشونت و تجاوز کردن جزء طبیعت بشر است! پر واضح است که نمی توان طبیعت بشریت را تغییر داد. پس باید طبیعت و جامعه را با طبیعت تجاوزگر بشر وفق داد! به قانون ممنوعیت مطلق تجاوز چندین ماده و تبصره اضافه می کنند تا کمبودهای غیرعملی قانون فوق را برطرف کنند.
آنهاآگاهانه این نکته را پنهان می کنندکه تعداد بسیار کمی تجاوزگرند و می توانند از مزایای تجاوز قانونی بهرمند شوند و نعداد زیادی همواره مورد تجاوز و سرکوب واقع می شوند!
طرفداران تجاوز قانونی می گویند ما چه بخواهیم، چه نخواهیم این عمل اتفاق می افتد، تحت قاعده و قانون در آوردنش به نفع همه است!…

چطور شد که سر از اینجا درآوردیم؟
چند روز قبل در جلسه ای در «خانه انسانیت» در شهر دنهاخ شرکت کرده بودم. موضوع مورد بحث جنگ در خاورمیانه و کشتار و تجاوز و شکنجه غیرقانونی بود! با چه امیدی برای یادگرفتن منطق و اطلاعات جدید کارهایم را در در فترکارم ناتمام گذاشته با عجله تمام به این جلسه رفتم.
فردی که کارشناس و متخصص سازمان ملل بود، با حوصله و دقت تمام در مورد جنگ افغانستان، عراق، سوریه،… صحبت می کرد در مورد اینکه چرا و در چه سالهایی کدام قوانین را سازمان ملل تصویب کرد تا بهتر بتواند جنگهای موجود را نظارت و مدیریت کند. بطور مرتب می گفت هرچند که ما نه می توانیم یکی از قربانیان مرده را زنده کنیم و نه می توانیم قاتل و شکنجه گر را مجازات کنیم! اگر بتوانیم حتی بعد از 50 سال با قاطعیت اعلام کنیم که چه کسی مجرم است خیلی مهم است! بهتر از آنست که بالاخره ندانیم مجرم و تجاوزگر کیست!…
به نظر می رسید انسان صادقی بود و وظیفه اش را خوب انجام می داد. تجربه زیادی هم داشت نماینده سازمان ملل در سوریه، عراق، افغانستان و تاجیکستان و… بود. می گفت معلوم است که ما در وسط جنگ به کسی نمی توانیم بگوئیم سرباز دشمن را که اسیر کرده ای شکنجه نکن! آنها به اندازه کافی دلیل و بهانه دارند که به نصایح ما گوش نکنند و بگویند: جان خیلی ها در خطر است و ما نیازمند اطلاعات هستیم و وقت کم داریم پس علیرغم همه قوانین و ممنوعیت ها راه حلی بهتر از شکنجه نیست! البته که آنها سعی می کنند شکنجه را طوری تفسیر کنند که به نوعی در چهارچوب تعریف قابل قبول بفیتد! مثلا از طریق ریختن آب در گلو و ایجاد احساس خفگی…
آنقدر در باره مواد قانونی و تبصره و الحاقیه و … صحبت کرد که همه را خسته کرده بود.

بعد از اینکه صحبتهایش تمام شد، من گفتم: سئوال بسیار کوتاه و ساده ای دارم. چرا ما جنگ می کنیم؟ و تعریف جنگ و نوع قانونی و غیرقانونی آن چیست؟

گفتم برای اینکه درست به سئوال من جواب دهید مجبورم کمی توضیح دهم. جنگ برنامه ریزی آگاهانه برای بمباران، تجاوز گروهی، قتلعام، پاکسازی قومی، اعدام دلخواهی، ویرانی کشور، پناهندگی و مهاجرت میلیونها انسان است و پیامدهایش هزاران بار بدتر از مثالهایی است که در مورد تجاوز بیان کردم.
در ضمن جنگ قانونی را فعلا تنها آمریکا و شرکایش در ناتو می توانند براه بیندازند. زیرا سازمان ملل را که یکی از مهمترین اهدافش غیرممکن کردن جنگ بود، به گیشه صدور ویزای جنگ برای ناتو تبدیل کرده اند.

شعار «هرگز نباید تکرار شود!» هم در مورد جنگ، هم در مورد فاشیسم در همه کشورها تکرار می شود!
تجاوز کردن به قربانیان و اسرای جنگی، بویژه به زنان و کودکان در تمام جنگها تبدیل به استراتژی آگاهانه نظامی شده است!

چرا ما نمی توانیم در مورد جنگ و فاشیسم و تجاوز، شعار «هرگز نباید تکرار شود!» را عملی کنیم؟
چرا نمی توانیم حتی در بعد تئوریک به جهانیان اطلاعات درست در مورد ریشه های جنگ و فاشیسم و تجاوزگری بدهیم؟

با خنده ملیحی که بیشتر ابلهانه می نمود، گفت که جنگ دلایل و ریشه های زیادی دارد. و هرگز بطور کامل از بین نخواهد رفت زیرا پرخاشگری، خشونت و جنگ جزئی از طبیعت بشر است! پس بهتر است قانونمندش کنیم تا قابل کنترل شود!…

پرسیدم آیا شما بین ساختار نظام سرمایه داری و جنگهای پایان ناپذیری که در اقصا نقاط جهان ادامه دارد، رابطه ای می بینید؟ انگار در تئوریهای شما تنها چیزی که قطعیت مطلق دارد این استکه هیچ ارتباطی بین جنگ و فاشیسم و نظام سرمایه داری وجود ندارد!

در غرب یکی از تاکتیکهای بسیار مهم و هوشمندانه برای پنهان کردن خونریزیهای سیاستهایی که منافع طبقه حاکم را نمایندگی می کند، این استکه متخصصینی را اجاره میکنند تا بقول خودشان گوشه های تیز سیاستی را که خونریزی آشکار ببار می آورد، گرد کنند تا ابعاد فاجعه براحتی قابل رویت نباشد!
این گونه متخصصین باهوش هم برای همین کرایه شده اند که بما یاد بدهند: جنگ و تجاوز و تبعیض و راسیسم و فاشیسم قانونی همواره بیانگر درجه بالایی از فرهنگ و تمدن بوده و به نفع همه می باشد!

چندی پیش هم کنفرانس یک روزه ای در باره جنگ در سوریه با تبلیغات زیاد در شهر آمستردام برگزار شد. چقدر امیدوار بودم که بروم آنجا حتما حرفهای جدیدی یاد خواهم گرفت. در مورد یکی از سخنگویان که پناهنده سوریه و استاد دانشگاه فرانسه بود، بسیار تبلیغ کرده بودند… باور کردنش سخت است که همین استاد دانشگاه، بدتر از جاسوسان رسمی سازمان سیا از منافع و جنایات آمریکا در منطقه دفاع می کرد! او ادعا می کرد که تا بحال 12 نفر توسط نیروهای آمریکایی در سوریه کشته شده اند! بقیه توسط روسیه و اسد کشته شده اند! بطور دائم از این آمارها و جدولها و گرافیکهای علمی و دانشگاهی که در آسینش داشت ارائه می کرد تا ثابت کند که تحقیقات او آکادمیک و بی طرف است!…

بعد از صحبتهایش گفتم برای اینکه پیشداوریهای احتمالی را از بین ببرم لازم است بدانید که من پناهنده سیاسی و ایرانی هستم. تردیدی ندارم که رژیم جمهوری اسلامی و اسد و پوتین دیکتاتور هستند و جنایات آنها را در کشور خودشان و هر جای دیگر جهان محکوم می کنم. ولی نمی توانم باور کنم که یک استاد دانشگاه آنهم از کشور سوریه، نفهمد آمریکا برای چه به خاورمیانه آمده است؟ اولا روسیه یک سال است که وارد سوریه شده است. خیلی شهامت می خواهد که شما شنوندگانتان را چنان فراموش کار و ناآگاه به پندارید که فقط مرگ 12 نفر را به نیروهای آمریکایی نسبت دهید و بقیه را به روسیه و ایران و سوریه نسبت دهید! شما بعنوان یک خاورمیانه ای و تبعه سوریه پانزده سال بعد از حضور آمریکا در خاورمیانه و ویران کردن کشورهای اشغال شده و سوریه، شما هنوز یک جمله در نقد جدی سیاستهای جنایتکارانه آمریکا و شرکایش در سازمان ناتو بیان نمی کنید؟! آیا از این 450 هزار نفری که می گویند در سوریه کشته شده اند در عرض 5 سال یعنی از 2011 تا 2016 نیروهای آمریکایی تنها 12 نقر را کشته اند؟ بقیه را روسه به محض اینکه وارد سوریه شدند قتل عام کرده اند؟
گفت تحقیقات من چیزهایی را اثبات می کند که بیان کردم اگر تو هنوز قانع نشده ای و ناراضی هستی می توانی بروی برای خودت یک کنفرانس دیگر سازمانده کنی!…

پرسیدم شما که مدعی هستید جنگ سوریه از سال 2011 شروع شد، آیا می توانید بگوئید چرا ژنرال وسلی کلارک در ویدئوی مستندی در سال 2001 می گوید جدول زمان بندی سرنگونی 7 کشور را در پنتاگون بمن نشان دادند؟ آیا وسلی کلارک پیغمبر بود که بدرستی می دانست می خواهند سوریه را هم بی ثبات و سرنگون کنند؟ یا اینکه واقعا در پنتاگون چنین نقشه ای برای جنگ و تجاوز از ده سال پیش حاضر و آماده وجود داشت؟ ده سال بعد از پیش بینی او بی ثبات سازی و جنگ در سوریه شروع شد! در ضمن سالهاست که آمریکا صدها میلیون دلار به اپوزیسیون سوریه کمک مالی می کند فکر می کنید این پولها را چه کسانی و چگونه مصرف می کنند؟
در جواب گفت: بجای دادن آدرس ویدئوهایی از یوتیوب برو کتابهای جدی علمی بخوان، من به اینگونه ویدئویهای بچه گانه نگاه نمی کنم! در مورد چگونگی مصرف کردن کمکهای مالی آمریکا هم گفت: طبیعی است که این پولها را برای سازماندهی کنفرانسهای بین المللی بین اپوزیسیون و هزینه های هتل و … خیلی چیزهای دیگر صرف می کنند که من از جزئیاتش خبر ندارم و مسئله من نیست!

منظور من از اینکه کمکهای مالی آمریکا چگونه خرج می شود این بود که از همان زمانیکه کشوری به اپوزیسیون کشور دیگری در ابعاد صدها میلیونی کمک مالی می کند یعنی در تدارک سرنگونی و جنگ هست! پس نمی توان گفت که جنگ از سال 2011 شروع شده است! همانطوریکه روبرت کندی هم معتقد است که برنامه سرنگونی اسد، بعد از رد کردن مسیر لوله های گاز قطر از طریق سوریه، از سال 2000 شروع شد!…
باور نمی کنم که او اینقدر احمق باشد که سئوال مرا نفهمیده است. فکر می کنم از هوشمندی او بود که بطور آگاهانه خودش را به نفهمی زد و جوابی را داد که مطلقا منظور من نبود ولی تا حد ممکن می توانست برخی از شنودگان را گمراه کند.

واقعیت این استکه نظام سرمایه داری منافع نخبه گان حاکم برجهان را تنها از طریق ارتشهای نظامی و میلیتاریسم نمی تواند تضمین کند. جهت محافظت موثرتر از منافع طبقه حاکم به همان میزان به ارتشی از روشنفکران و آکادمسین های مزدور نیازمند است که جنگ بنیادی تر را در کنفرانس ها، پای رادیو و تلویزیون و اینترنت… خانه به خانه و در ذهن تک تک شهروندان به پیش ببرند!
در این زمینه شعار معروف هیتلر راهنمای عمل آنهاست.
» حقیقت همان دروغی است به اندازه کافی تکرار شده است!»

این دومین بار است که در یک کنفرانس مربوط به جنگ در مورد سوریه و خاورمیانه شرکت می کنم و کاملا از شرکت خود در این کنفرانسها پشیمان می شوم.

راستی این نماینده سازمان ملل یادش رفت که بگوید دزدی قانونی هم مزایایش بسیار بیشتر از دزدی غیرقانونی است، هر چند که هر دو دزدی هستند!
کسانیکه از طریق بهشت های مالیاتی میلیاردها اورو می دزدند هزاران مزیت نسبت به دزدهای بی سروپایی دارند که پنهانی چند اورو می دزدند!

هرچند که قوانین همیشه بنام منافع عمومی تصویب می شود، مشکل اینجاست که قوانین همواره به نفع طبقه حاکم هستند! طبق معمول همه شهروندان نمی توانند از مزایای دزدی قانونی قانونی بهرمند شوند!
وقتی که ژان کلود یونکر، نخست‌وزیر پیشین لوکزامبورگ را به عنوان رئیس جدید شورای اروپا برگزیدند، خبرنگاران در مورد دزدیهای مالیاتی که در کشور لوکزامبورگ در زمان نخست وزیری او رخداده بود، پرسیدند. جناب ژان کلود یونکر گفت: چیزی که اتفاق افتاد از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست ولی بشیوه ای قانونی انجام پذیرفته بود! دقیقا همین جواب را آقای دبوور که رئیس و نماینده شرکتهای چند ملیتی هلند است در مقابل اعتراض امیل رومر رهبر حزب سوسیالیست در پارلمان هلند تکرار کرد! امیل رومر به 15 میلیارد دزدی مالیاتی شرکتهای چندملیتی هلند در بهشت مالیاتی پاناما اعتراض داشت، آقای دبوور با افتخار اطمینان دادند که شرکتهای تحت مسئولیت او کار غیرقانونی انجام نمی دهند و همه این کارها بطور قانونی انجام پذیرفته است!

یکی از مهمترین محسنات قانونمندی این است که با میزان سرمایه و قدرت افراد و شرکتها رابطه مستقیم دارد! هرچقدر میزان سرمایه و قدرت شما بیشتر باشد به همان اندازه اعمال شما قانونی تر می شوند!
بی جهت نیست که میلیاردرهایی مثل آقای برلشکونی؛ به شیوه قانونی به دخترهای کم سن و سال تجاوز می کنند و علیرغم اینهمه پرونده ای که در دادگاه در باره دزدی، فساد، جنایت، رابطه با مافیا، تجاوز و غیره دارد، هرگز محکوم نمی شوند!
رئیس جمهور و ژنرال که سهل است، علت اینکه تابحال هیچ سرباز آمریکایی در هیچ دادگاه جنایت علیه بشریت محکوم نشده است، به همان معادله ثروت و قدرت و قانونیت ربط دارد!

می گویند نظام سرمایه داری با نرمش پذیری غیرقابل تصور برای هر مشکلی راه حلی قانونی پیدا می کند. ولی هنوز بعد از چندین قرن برای از بین بردن فقر و شکاف طبقاتی رشدیابنده نه نرمش پذیری بخرج میدهد و نه راه حل قانونی پیدا می کند! در مورد صلح قانونی و انقلاب قانونی هم هیچ حرفی برای گفتن ندارد!

با افتخار می گویند علیرغم همه بحرانها و مشکلات جاری برای دفاع از منافع قربانیان نظام سرمایه داری » هیچ گونه آلترناتیوی وجود ندارد!» هیچگونه راه حل قانونی هم وجود ندارد!…

راه حل های قانونی تنها زمانی به وفور پیدا می شوند که به نفع طبقه حاکم باشند!…

شخصا بر این باور هستم که تمامی تئوری پردازیهای بغرنج حقوقی و سیاسی در باره جنگ و تجاوزگری قانونی برای پنهان نگهداشتن رابطه بین جنگ و نظام سرمایه داری است! برای پنهان نگهداشتن رابطه بین جنگ و منافع طبقه حاکم است!

در دورانی از تاریخ بسر می بریم که هر روز صدای پای فاشیسم و جنگهای بزرگتر قویتر از روز قبل بگوش می رسد! بمب های اتمی از مخفی گاه های امنیتی و حالت غیرفعال در آمده و بعداز غبار روبی بر مدرن موشکها سوار می شوند و در کنار مرزها به حالت آماده باش در می آیند! نیروهای ناتو که در زمان جنگ سرد نیرویی دفاعی بودند بعد از نابودی شوروی بجای اینکه ضرورت وجودی خود را از دست بدهند دارند به نیرویی جنگ افروز و تجاوزگر تبدیل می شوند و هر روز در کنار مرزهای روسیه مانور نظامی می دهند! ژاپن و آلمان هم حق تشکیل ارتش و شرکت در جنگ نداشتند، ولی به کمک آمریکا هر روز یک گام برای تکمیل ارتش خود برمی دارند و در جنگهای آمریکا در اقصا نقاط جهان به بهانه های انسان گرایانه و حقوق بشری شرکت می کنند! در تمام کشورهای اروپایی نئوفاشیستها و ترامپ های اروپایی بشدت رشد می کنند و برای کسب قدرت خیز برمی دارند!…
صدای مدافعان صلح، انسانیت، محیط زیست، عدالت، سوسیالیسم در میان صدای جنگ طلبان و منتشرکنندگان تنفر و ترس گم شده است!…

بیائید بجای صحبت در باره جنگ و تجاوز و فاشیسم قانونی، کمی در باره رابطه دولتهای فاشیستی و جنگهایی که در راهند و ذات نظام سرمایه داری صحبت کنیم.

راستی در چنین دورانی به نظر شما انقلاب قانونی بهتر است یا غیرقانونی؟

احمد پوری (هلند) 18 – 12 – 2016

مداخله زنان سابین برای صلح، شاهکاری از ژاک لویی داوید.
Jacques-Louis David , The Intervention of the Sabine Women, 1799
تابلو » مداخله زنان سابین » شاهکاری از ژاک لویی داوید که هنرش را در خدمت صلح و کم کردن رنج بشریت بکار برده است.
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1119863038032930

The Rape of the Sabine Women, by Pablo Picasso
http://www.pablopicasso.org/the-rape-of-the-sabine-women.jsp

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: